آش ملاعلی یا انتخابات؟
منوچهر تقوی بیات

بجای پیش درآمد ـ یکی از مفسران سیاسی بلندآوازه که پیشینه ی سیاسی مرا می شناخت و می دانست از سیاست هم تااندازه ای سر در می آورم یک بار مقاله ای را که درباره ی موش و گربه بازی آخوندها یا به قول خودشان جنگ گرگ ها نوشته بود به دستم داد. گفت: «دوست دارم این را بخوانی و نظرت را برایم بگویی». تفسیری بود از همین هایی که در سایت ها و وبلاگ ها و روزنامه هایشان هر روز می بینیم. تمرکز مقاله روی جنگ قدرت داخلی آدم هایی مانند علی اکبر هاشمی رفسنجانی  و خاتمی و . . . بود. بعدها که گاهی نوشته هایش را دنبال کردم دیدم همیشه و در بیشتر مقاله هایش نظر لطفی به این مرد بی ریش دارد. شما هم می توانید این کار را بکنید، نام رفسنجانی را، با "عالیجناب " یا بی "عالیجناب" در گوگل بنویسید، چنانچه در نزد هر کدام از مفسران این چنینی بیشتر به نام رفسنجانی برخورد کردید، دم خروس را از زیر پالتو و یا بارانی او خواهید دید. پس از خواندن مقاله اش از او پرسیدم؛ تو چرا آش این ملاها را هم می زنی؟ اگر تو از رزمندگان پیشین و کنشگران پسین هستی چرا راهی خردمندانه فرا راه این ملت بیچاره نمی گذاری تا از افاضات تو به رستگاری برسند و از زیردست دین فروشان، رهایی یابند؟ و پاسخ اش باز همان تفسیرهای پا در هوای همیشگی بود.

پیش از آن که به کیفیت و کمیت آش ملاعلی بپردازم، به شیوه ی پژوهشگران دانشگاه دیده که خود نیز در زیر دست آنان "بسیار آموخته ام !"، واژه های کلیدی این گفتمان را بر اساس واژه نامه ها و تعاریف دانشگاهی روشن می سازم و سپس به گفتمان اصلی می پردازم. البته در این نوشتار، کوتاه می آیم و از دانش نامه های انگلیسی و فرانسه و دیگر زبان های اروپایی چشم پوشی می کنم.

آش که واژه ی آشپز هم از آن مشتق شده است و ضرب المثل "حکمت آموز"؛ ـ آش سرد شد سار از درخت پرید ـ را از آن ساخته اند، در لغت نامه دهخدا به این شیوه معنا شده است که من برای رفع هر گونه شبهه ای عین آن را در اینجا می آورم:

« آش.( اِ) آنچه پزند از طعام . یا طعام رقیق آشامیدنی . مَرَق : 
رزق تن پاک همه باطل و ناچیز شود
گر نیاید پدر تاش تکین بر دم آش .( ناصرخسرو). . . . این آشها را مدبران ملائکه از سرای بهشت دست به دست کرده اند و این آشها را می فرستند و دو تن فرشته برهر خوان ایستاده اند و محافظت می کنند. (کتاب المعارف)  . . . »

 لغت نامه درباره ی ملا چنین می نویسد:

ملا [. م ُل ْ لا ] (ص ، اِ) مأخوذ از مولای تازی ۞ ، لقب استاد و معلم خواه مرد باشد و یا زن . (ناظم الاطباء). این کلمه را صاحب تاج العروس گمان می کند ایرانیان از مولی ساخته اند. در ترکیه نیز آن را منلا گویند و شاید اصل هر دو مولی یا مولانا باشد. . .  (یادداشت ایضاً .) . . . و  

شیخ ابوالپشم مرد ملائی 
داشت در کنج مدرسه جائی .بهائی (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا.)

ملا و فقیه و صوفی و دانشمند
این جمله شدی ولیک آدم نشدی .؟ (از امثال و حکم ص 1731).

 

در همان لغت نامه دهخدا درباره ی علی، نوشته شده است:  علی ؛ بلند مرتبه . . . علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن آیبک بن عبداﷲ تقصادی ناصری دمشقی . . . و نام کسان بسیاری در لغت نامه به دنبال هم آمده است اما نام علی ابن ابی طالب، امام اول شیعیان در بین آنان نبود و ناچار از دانش ناچیز خود در این باره سود جستم.

اما درباره ی آش یا سوپِ ملا علی که به نام انتخابات دارند به خورد برخی از مردم می دهند. من پیش از این هم در نوشته هایم و یا در گفته هایم این پرسش را، از آدم های قلم به دست، کرده ام؛ ـ شما که معنای انتخابات را می دانید چرا به این مسخره بازی؛ انتخابات می گویید و مردم جهان را نسبت به آنچه در ایران می گذرد به اشتباه وامی دارید؟ این کار خامنه ای را می توان مسخره بازی نامید یا خیمه شب بازی انتخاباتی، انتصابات، انتخابات قلابی، انتخابات دروغی، یا به زبان فرنگی؛ پسودوالکسیون (Pseudoelection) و یا هرچیز دیگری از این دست، این خیمه شب بازی عروسکی ، هرچه هست انتخابات نیست. اطلاق انتخابات به چنین افتضاحی؛ ترویج جهالت یا عین جهالت است.

این آش ملاعلی شبیه به آن سوپی است که آن شاگرد آشپز چینی به همکارانش می داد. زمانی همکاری داشتم که وقتی در آمریکا دانشجو بود، در یک رستوران ظرفشویی می کرد. او از یک خانواده ی مذهبی بود و در آمریکا فقط غذاهای "حلال" می خورد و روشن است که از غذای آن رستورانی که در آنجا کار می کرد، هم نمی خورد. او می گفت یک شاگرد آشپز در آنجا کار می کرد که اهل چین بود و همه او را مسخره می کردند و به او آزار می رساندند. گرچه راوی خودش آدم بی رگی بود و کمتر چیزی او را به عکس العمل وامی داشت با وجود این می گفت من به جای آن شاگرد آشپزچینی از این همه آزار و توهین به ستوه آمدم . یک بار به او گفتم آخر کاری بکن! اعتراضی بکن! نگذار این همه تو را آزار دهند! در پاسخ گفت مهم نیست. بگذار هرکار می خواهند بکنند. اگر آن ها بدانند من در برابر این آزارها چگونه انتقام می گیرم از زندگی خودشان بیزار خواهند شد. پرسیدم چگونه انتقام می گیری؟ گفت آن سوپی که این ها هر روز می خورند و خیلی هم به به و چه چه می کنند، در واقع سوپ نیست بلکه کثافت های پیشخوان آشپزخانه است که از چلاندن دستمال های آشپزخانه فراهم شده است که من به کمک ادویه های خوش بو به خوردشان می دهم. گاهی هم که خیلی عصبانی هستم برای آن که آتش انتقامم را فرو بنشانم، در آن سوپ مقداری ادرار می کنم.

آن کسانی که چنان سوپی را می خوردند به هیچ روی نمی دانستند چه می خورند. البته راوی هم به شیوه ی مرضیه برخی از مؤمنین " تقیه" کرده بود و این راز را فاش نکرده بود. اما آشی که ملاعلی هر چهار سال یک بار به خورد خیلی ها می دهد جلوی چشم همه ساخته و پرورده می شود و فراورده های ناب آن را که خاتمی ها و رفسنجانی ها و احمدی نژادها و نمایندگان بر گزیده ی رهبر در مجلس شورای اسلامی باشد، همه می بینند و می شناسند. شگفتا که این آش این روزها چه بازار گرمی دارد و چه تفسیرهای داغی که از هرسو بازار آن را گرم تر می کند! 

استکهلم ـ خرداد ۱۳۹۲

منوچهر تقوی بیات

 

منبع:پژواک ایران


منوچهر تقوی بیات

فهرست مطالب منوچهر تقوی بیات در سایت پژواک ایران 

*هُشدار درباره ی پیام های بی نام و نشان!‏ [2018 Dec] 
*ملی مذهبی ها و راه مصدق [2018 Nov] 
*کوروش و حماسه‌ی کوراوغلو [2018 Oct] 
*لائیسیته یا آزادی از دین [2018 Sep] 
* استبداد دینی ی امروز، نتیجه ی استبداد سلطنتی است  [2018 Sep] 
*نقش دین و مذهب در تاریخ [2018 Aug] 
*رضا خان اجرا کننده ی قرارداد ۱۹۱۹ [2018 Jun] 
* حزب چپ ایران یا اتحاد فدایی ها؟ [2018 Apr] 
*دوازدهم فروردین روز فریب ملت ایران [2018 Apr] 
*فدرالیسم؛ کلاهی که برای سر ما ایرانیان گشاد است!  [2018 Mar] 
*جبهه ملی یک مفهوم فلسفی است!  [2018 Mar] 
*انقلاب راهی برای دستیابی به حقوق شهروندی و حق حاکمیت ملی [2018 Feb] 
*درباره ی سخنرانی و گفتگو در کلن آلمان، پیرامون جنبش سراسری در ایران  [2018 Feb] 
*تفاوتی هست یا نیست؟ [2018 Jan] 
*در باره ی «کارزار حاکمیت ملی و مردمی در ایران» [2017 Nov] 
*چرا ما و مردمانِ میهن ما به چنین روزِ سیاهی دچار شده‌ایم؟ چاره‌ی رهاییِ میهنِ ما از چنین بن‌بستی چیست؟  [2017 Sep] 
*علی گدا در «مأموریت آزار مردم»  [2017 Aug] 
*کدام ملت بدون تغییر حکومت مشکل خود را حل کرده است؟ [2017 Jun] 
*نامه ی سرگشاده به آقای محمد رضا عالی پیام؛ آقای هالو  [2017 Apr] 
*پهلو‌ی‌ها هم مانند جمهوری‌اسلامی ننگ تاریخ ایرانند [2017 Mar] 
*فال در دیوان حافظ [2017 Feb] 
*سیاسی شدن یا خرد ورزیدن؟ [2017 Jan] 
*کودتای ترکیه هدیه ی الهی بود! [2016 Jul] 
*یادداشتی بر یادداشت خسرو سیف [2016 May] 
*«حکومت اسلامی»، نیکلا هِنَن، خبرنگار فرانسوی اسیر شده را آزاد کرد! [2015 Dec] 
*ملی می تواند ناسیونالیست نباشد! [2015 Jun] 
*غزل ۹۴ ؛ عشق بیکران حافظ به مردم  [2015 Apr] 
*آقای محمد امینی! ما فاتحان شهرهای رفته بربادیم.  [2014 Dec] 
*میهن دوستی دکتر محمد مصدق [2014 Dec] 
*فیلم بزرگداشت دکتر مصدق در احمدآباد؛ ۱۴ اسفند ۱۳۵۷ [2014 Dec] 
*خودی ها و خودمانی ها، نگاهی به «جامعه شناسی خودمانی» [2013 Nov] 
*کودتاهای ویرانگر؛ شکستی سه گانه [2013 Aug] 
*آیا جبهه ملی آرزویی دست نیافتنی است؟ [2013 Aug] 
*آش ملاعلی یا انتخابات؟ [2013 Jun] 
*کالای خارجی دشمن اصلی ما ایرانیان است [2012 Sep] 
*میعادگاه عاشقان ایران !  [2011 Sep] 
*آیا آزادی و استقلال ما با شیوه ی اندیشیدن و زندگی ما کار دارد؟ [2011 Apr] 
*جنبش سبز و کیستی ملی و ایرانی ما  [2011 Jan] 
*حافظ رند ازلی [2010 Nov] 
*چرا با خرد جمعی خود برای نگهبانی جان و آزادی خود، هم پیمان نمی‌شویم؟  [2010 Oct] 
*آزادی که نباشد نه استقلال هست و نه عدالت ! [2010 Oct] 
*حافظ رند و شیخ پشمینه پوش (غزل ۴۳۸ ) [2010 Jun] 
*توطئه ی رد «تئوری توطئه» [2010 Apr] 
*جنگ برای مردم ما نکبت و برای دشمنان ملت ایران نعمت است !  [2010 Feb] 
*دکتر مصدق ملی بود و به ملت ایران باور داشت، نه به ولایت فقیه !  [2009 Dec] 
*۲۸ مرداد ۳۲ نخسین سنگ بنای انقلاب سبز  [2009 Aug] 
*دو دزد رأی مردم را دزدیدند! [2009 Jul] 
*اندیشیدن به سرنوشت مردم ایران [2009 Jun] 
*خیمه شب بازی تکراری و محمد ملکی گلادیتوری گرفتار در قفس درندگان وحشی [2009 May] 
*محمود دولت آبادی زنده بودن خود را اعلام کرد ! [2009 May] 
*حافظ صاحب نظر؛ رند نظر باز! [2009 Mar] 
*مسئله ی حزب و حکومت های دست نشانده در ایران [2008 Apr] 
*دانشجویان چپ ، دانشجویان راست  [2007 Dec]