هفت سین «کارو»
مینا اسدی

 

کارو در ذهن و زبان شاعر بود....می نوشید و از خود بیخبر می شد. به هر رستوران و کافه ای می رفتی کارو حضور داشت . در چند روزنامه و مجله می نوشت و پول کمی می گرفت و با آن اموراتش کم و بیش می گذشت. وگرنه ما همه در خدمت او بودیم. شبی که با شهین حنانه و حسین منزوی غزلسرا در مینی گلف نشسته بودیم ...کارو از در درآمد و یکراست به سراغ ما آمد منزوی خود بیشتر از کارو می نوشید. آن دو نیم نگاهی به هم انداختند و من به کارو که ایستاده بود گفتم شاعر بنشین و با ما شام بخور . میدانستم که نمی نشیند...
در اینوقت گارسون شام ما را آورد. و چپ چپ به کارو نگاه کرد و پرسید مزاحم است؟ شهین به گارسون پرید که : شاعر بزرگ است...مزاحم یعنی چه ؟ گارسون با لحن تحقیر آمیزی گفت: من که شاعر ماعر سرم نمی شود . بعضی از مشتری ها از ایشان شکایت دارند. کارو به گارسون توپید: تو کار بزرگان دخالت نکن برو چتول اول را بیاور که خمارم. گارسون به سرعت شیشه‌ی ودکا را رساند و کارو همانجا ایستاده شیشه را سر کشید که منزوی شیشه را از دست او گرفت و با تلخی گفت:این چه کاری ست ...چرا تف کاری می کنی ما هم هستیم و یک جا باشکم گرسنه تا قطره ی آخر را نوشید و کارو قهر کرد و رفت. و هر چه صدایش کردیم بر نگشت . هنوز ساعتی نگذشته بود که منزوی از درد شکم به خود پیچید و بالا آورد...
در اینگونه مواقع صاحب رستوران ،مهمانان را مودبانه جواب می کرد اما ما مشتریان همیشگی بودیم . در حال چکنیم چکنیم بودیم که به خانم رضوی مامای بیمارستان شهیاد فکر کردیم و فولکس واگن کوچکش که هرگز به ما نه نمی گفت . شهین از دفتر رستوران به او زنگ زد و قضایا را گفت دقایقی نگذشته بود که آمد. منزوی را به بیمارستان لقمان الدوله بردیم . تقریبن مرده بود ..اگر آن خانم مهربان نبود و پارتی ما نمی شد غزلسرای بزرگ پیش از این ها مرده بود!
منزوی تا زنده بود غزل های زیبایی نوشت، غزلهای ناب و بی همتایی که دیگر شاعران اگر چه بر ارزش کار او واقف بودند دم فرو می بستند که خودشان میداندار باشند. کارو اما بی اعتنا به دور و برش می نوشت و چون از درد مردم می نوشت در میان جوانان جایی بس بزرگ و در خور داشت. شعر هذیان یک مسلول... و حاجی فیروز و ببار ای نم نم باران را بیشتر دانش آموزان و دانشجویان از بر بودند. لالایی"ببار ای نم نم باران...با صدای ویگن برادر سرشناس کارو هنوز هم جزو ترانه های شنیدنی و ماندنی ست. برای آشنایی بیشترشما با آثار کارو بخشی از شعر حاجی فیروز را می نویسم .
 
*از زبان حاجی فیروز* ......کارو.....

این چه نظمی ست؟ چه رسمی ست؟چه وضعی ست خدا
سبب اینهمه بدبختی وغم چیست خدا
جز. خدایان زر و کهنه پرستان پلید
هیچکس زنده در این شب بخدا نیست ،خدا!
کی شود روز و شود تیره بر این ظلمت تار
که پیاده ست در آن حق و ستمکار ،سوار
زیر خاک است گل و زینت گلدانها ، خار
سر نوشت همه بازیچه ی مشتی عیار
زندگی ، پول-نفس،پول-هوس،پول- هوار
مرغ حق یخ زده اندر قفس پول،هوار
هموطن!خنده مکن بر رخ این *حاجی * خوار
صحبت از عید مکن بگذر و راحت بگذار
زاده ی فقرکجا و طرب فصل بهار...؟
من بیکار که صد بار بمیرم هر روز
بالشم سنگ و دلم تنگ وتنم بسترسوز
کت من در گرو ی عید گذشته ست هنوز

به من آخر چه که نوروز سعید است امروز
کهنه روزم چه بدآخر که چه باشد نوروز...
هفت سین من اگر بودی و می دیدی چیست
همنشین من غارت زده می دیدی کیست
می زدی داد فلک تا به فلک ،زنگ به زنگ
که تفو برتو محیط شرف آلوده به ننگ.
هفت سین! وه که چه *سین*ی و چه *هفت* همه رنگ
سینه ای کشته دل و سوز سرشکی گلرنگ
سفره ای خالی و سرما و سری بر سر سنگ
آخر ای هموطنان
سالتان باد به صد سال فر ح بخش قرین

هفت سین کی به جهان دیده کسی بهتر از این؟

 
*مینا اسدی-نوزدهم مارس دو هزار و پانزده- استکهلم*

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

مینا اسدی

فهرست مطالب مینا اسدی در سایت پژواک ایران 

*حالا من
*به مار ماهی مانی، نه این تمام و نه آن
* من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم...
*زمان دگری نیست
* اولین نفر و این میکروفون صاحب مرده + پیش آغاز ما
**این* ِیا *آن*
*به دلم چنگ نزن
*و دره کوه شد
*باز یک تولد دگر
*رویاهایی در بیداری...«سیزده»
*پرسه در پرلاشز
*و باز هم این قصه ی پر غصه
*تراب حق شناس هم رفت
*چه زندگی پرتلا طمی
*«هما» و «صاحبان عزا»
*ساری
**تهمت*
*برای مریم حسین‌زاده
*سالگرد قتل های زنجیره ای
*خیابان های «فیلا دلفیا» ترا به یاد میاورند
*«حوا و من»
*الف... لام... میم
*ستاره‌ی روشن
*«دلواپس توام،اما بیمناک نیستم»
*شب تولد درياست...
*بمباران
*امشب دوستی می‌میرد
*"سکوتم را نکن باور"
*«ما خاموشان و نظم نوین جهانی»
*ترانه‌ها
*مغز ها را باید شست....جور دیگر باید اندیشید
*تجاوز به زن بی حجاب حق مرد است
*سر نویس
*پهلوان پنبه
*ف… مثل “فریدون” … ف … مثل “فوتبال
*من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم
*او امید رضا میر صیافی بود
*هفت سین «کارو»
*من به روایت من
*نمیرد این جنگل انبوه، که آب از خون عزیزان خورد
*جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را!
*ترس...توبه...تواب...و تاریخ مصرف
*«روز آفتابی هشت مارس»
* دلتنگی برای ساری
*یاد یاران یاد باد
*زندگی
*حیف از عمو هوشنگ
*آن گل سرخی که دادی.........درسکوت خانه پژمرد
*شما چندتا «لایک دارید»؟
*یک پرسش و یک جواب
*هفت اندوه خاکستری
*این ، همه ی حرف دل من نیست
*پشت ...و...رو (قسمت سوم)
*پشت ...و...رو (قسمت دوم)
*«آقایان! شما خوبید ... ماهید ... آقائید ... امّا ...»
*منتشر شد: دفتر شعر «جاکش ها»
*دستم به دامنت ای توپ!
*شهلا تمام کرد
*ف مثل فریدون...ف...مثل فوتبال
*فصل از یاد بردن همه چیز
*همه با هم به سوی خدا برویم!
*پهلوان پنبه
*اوف
*به عادت دیرین
* *می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم...*....از "انیشتن " تا "پنج تن" ...
*در خواب نمیرید
*یادش به خیر روز آشنایی
*آ...آ...آ ...بی شرمی بس
*به این گدا کمک کنید!
*و باقی بقایتان!
** مارکز*
*او امید رضا میر صیافی بود
*با شورت ...بی شورت
*عشق
*باز یک تولد دگر
*سرود «شش»
*«صدای گریه میاد» به یاد ویلیام خنو
*زخم می خوریم
*پیام دیکتاتور
* *دست بوس و پای بوس و کیف کش*
*غزل بهت
*زنی که سرخ می بافت
*تیزاب
*«آدم»
*آیندگان شما را نخواهند بخشید
*طرح
*به یاد نلسون ماندلا- تبصره "دو"
*در کنار من بمان
**در پیتی*
*کابوس خوب و کابوس بد
*ناموس و آبرو!
** بدون هیچ دلیلی *...
*آی ای شب زدگان...
*پرسه در* پرلاشز *
*بار دیگر من می نویسم
*... دگر ایشان دانند
**وقتی که قفلها خود گره ی کورند*
** ترس از سایه ی خودم *
**چاره ی کار*
*آی...آی...آی...آی *
**شعری برای سیروس وقوعی*
*کارگر جان*
**در انتظار معجزه‌ی خدا؟*
**بی‌فردا*
**خودکشی* پنج... مینا اسدی
*خودکشی*چهار*
*خودکشی*سه*
*خود کشی *دو*
*برای مریم حسین‌زاده
*خودکشی
*این عوعوی سگان شما نیز بگذرد
*دلم برایت تنگ می شود
*رضا!؟
*از کابوس‌ها «دو»
*ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است
*زنده باد ایرانیان استکهلم
*به جای نان، به تساوی گلوله قسمت شد...، از مجموعه‌ی نوشته‌های پراکنده کتاب درنگی نه، ...
*دلتان می‌خواهد بچه‌های مردم را بازهم سلاخی کنند؟
*کاش این حقارت را به چشم نمی‌دیدم
*... و مرگ پشت چپرهای خفته بیدار است
*از «کابوس ها»
*"چهارشنبه سوری"
*آیینه دار فرعون
*جان جوون پرت شكستني نيست
*سراسر خاک را
*It will be possible Again, yes….
*شرح بي شرحي ست شرح حال ما...
*شعري براي تنهايي مردم جهان
*ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است
*دوباره ساده ترین حرف تیرباران شد
*به دشمن .......
*آهای جوون
*الف... لام... میم
*کارگر
*اولین نفر
*در سوگ آزادی، شعر و صدا مینا اسدی، موسیقی محمد شمس
*بمباران
*شب تولد درياست...
*... بماندیم و بدیدیم
*هرگز نمی بخشیم ... و ... هر گز از یاد نمی بریم
*همه زندگی آنست که خاموش نمیریم
*های های حیرانم
*عشق آغوش گشوده ی من نیست