* بدون هیچ دلیلی *...
مینا اسدی

 زندگی دراز  هم خوب است ...و هم بد . خوبست برای آنکه میمانی ...جهان  بزرگ  را با دو چشم کوچک می بینی...  آدمها را  می شناسی ...عاشق می شوی ...نگران می شوی ...دلواپس می شوی ...می خندی...می رقصی ... و....بد است  برای آنکه با مرور زمان  با تلخی هایی آشنا می شوی که اگر  از سلامت عقل بر خوردار باشی شاخهای زیادی روی سرت می روید... می لرزی ...دچار ترس و حشت می شوی ......حالت به هم می خورد ...عق می زنی و در نهایت دق می کنی.

دوست، شبانه غیب می شود ...در اول راه نگران می شوی ...به آشنایان زنگ می زنی...به بیمارستان ها و  کلانتری ها ...و دلواپس و گریان در انتظار خبری، دیده به در می دوزی. از خواهر و مادرت به تو نزدیک تر...و  همه ی زندگی ات روی داریه ای ست که او برای روز مبادایش جمع می کند... و بعد می فهمی که طرف، نردبان ترا گرفته است که از آن بالا برود  به سوی هر کسی ...فرق نمی کند ...هر آدمی حتمن برای خودش دلایلی  برای رسیدن به پشت بام  دارد . اما تجربه ی  سالهای من  به من آموخته است  که هستند کسانی که وجدانشان کمی (به فهمی...نفهمی) قلقلک شان می دهد. و  برای حفظ  ظاهر هم که شده می گویند خدا پدرش را بیامرزد که این نان را به دامنم انداخت.... خیلی بد است که آنقدر زنده بمانی که نردبان را بر سرت خراب کنند.

این در زندگی کسی مثل من که راه خودم را می روم و عضو هیچ حزب و دسته ای هم نیستم  تاثیری ندارد.. و مرا خانه نشین نمی کند. امابرای کسانی که به هر دلیلی راهی را برای مبارزه‌ی جمعی برگزیده اند و حالا به هر علتی که خودشان می دانند میخواهند در راهی دیگر و جایی دیگر نیرو و توان بگذارند سخت و جانفرسا ست. امضاهای زیر بیانیه ها را که می خوانم از عالم و آدم بیزار می شوم ...یعنی من  هر روز که از خواب بیدار می شوم  در مطلبی بخوانم که این یا آن بخاطر نقد به نظری یا  کتابی ...یا نگاهی ، جاسوس  و خود فروش است . حقوقدانی  مثل محمدرضا روحانی که همه ی اسباب بزرگی  از کودکی  برایش فراهم بوده است چه مرض و غرضی دارد که در این سن و سال جاسوس بشود و یا جراحی برجسته مثل قصیم به دنبال چه نیازی  به *وزارت اطلاعات* یک رژیم جنایتکار در حال سرنگونی، چراغ سبز نشان بدهد.؟ هرکدام از این مبارزان اگر می خواستند اینجا و در تبعید نبودند . حیفم میاید که انسانی مثل هزار خانی  که دگراندیش و روشنفکر زمان جوانی من بود بر خیانت دوستانش صحه می‌گذارد.

وقتی فاطی روحانی زنگ زد ، من داشتم تظاهرات  مردم را  در خیابان های ایران تماشا می‌کردم  و به شعارهایشان  گوش می‌دادم او بغض در گلو  داشت و شکوه می کرد از دوستان دیروز و  امضا کنندگان امروز... و می پرسید آخر به چه دلیلی  این تهمت ها را به رضا می‌زنند... این ها دوستان صمیمی ما بودند.....همزمان که او حرف میزد من صدای مردمی را می شنیدم که شعار می دادند:                                  

  * بدون هیچ دلیلی            خاک بر سر جلیلی!*

مینا اسدی.......دوشنبه ...بیست وچهارم ماه یونی سال دوهزاروسیزده....استکهلم

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

مینا اسدی

فهرست مطالب مینا اسدی در سایت پژواک ایران 

*توده ی میلیونی رای می دهد.شما از کنار گود خفه شو!
*حالا من
*به مار ماهی مانی، نه این تمام و نه آن
* من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم...
*زمان دگری نیست
* اولین نفر و این میکروفون صاحب مرده + پیش آغاز ما
**این* ِیا *آن*
*به دلم چنگ نزن
*و دره کوه شد
*باز یک تولد دگر
*رویاهایی در بیداری...«سیزده»
*پرسه در پرلاشز
*و باز هم این قصه ی پر غصه
*تراب حق شناس هم رفت
*چه زندگی پرتلا طمی
*«هما» و «صاحبان عزا»
*ساری
**تهمت*
*برای مریم حسین‌زاده
*سالگرد قتل های زنجیره ای
*خیابان های «فیلا دلفیا» ترا به یاد میاورند
*«حوا و من»
*الف... لام... میم
*ستاره‌ی روشن
*«دلواپس توام،اما بیمناک نیستم»
*شب تولد درياست...
*بمباران
*امشب دوستی می‌میرد
*"سکوتم را نکن باور"
*«ما خاموشان و نظم نوین جهانی»
*ترانه‌ها
*مغز ها را باید شست....جور دیگر باید اندیشید
*تجاوز به زن بی حجاب حق مرد است
*سر نویس
*پهلوان پنبه
*ف… مثل “فریدون” … ف … مثل “فوتبال
*من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم
*او امید رضا میر صیافی بود
*هفت سین «کارو»
*من به روایت من
*نمیرد این جنگل انبوه، که آب از خون عزیزان خورد
*جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را!
*ترس...توبه...تواب...و تاریخ مصرف
*«روز آفتابی هشت مارس»
* دلتنگی برای ساری
*یاد یاران یاد باد
*زندگی
*حیف از عمو هوشنگ
*آن گل سرخی که دادی.........درسکوت خانه پژمرد
*شما چندتا «لایک دارید»؟
*یک پرسش و یک جواب
*هفت اندوه خاکستری
*این ، همه ی حرف دل من نیست
*پشت ...و...رو (قسمت سوم)
*پشت ...و...رو (قسمت دوم)
*«آقایان! شما خوبید ... ماهید ... آقائید ... امّا ...»
*منتشر شد: دفتر شعر «جاکش ها»
*دستم به دامنت ای توپ!
*شهلا تمام کرد
*ف مثل فریدون...ف...مثل فوتبال
*فصل از یاد بردن همه چیز
*همه با هم به سوی خدا برویم!
*پهلوان پنبه
*اوف
*به عادت دیرین
* *می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم...*....از "انیشتن " تا "پنج تن" ...
*در خواب نمیرید
*یادش به خیر روز آشنایی
*آ...آ...آ ...بی شرمی بس
*به این گدا کمک کنید!
*و باقی بقایتان!
** مارکز*
*او امید رضا میر صیافی بود
*با شورت ...بی شورت
*عشق
*باز یک تولد دگر
*سرود «شش»
*«صدای گریه میاد» به یاد ویلیام خنو
*زخم می خوریم
*پیام دیکتاتور
* *دست بوس و پای بوس و کیف کش*
*غزل بهت
*زنی که سرخ می بافت
*تیزاب
*«آدم»
*آیندگان شما را نخواهند بخشید
*طرح
*به یاد نلسون ماندلا- تبصره "دو"
*در کنار من بمان
**در پیتی*
*کابوس خوب و کابوس بد
*ناموس و آبرو!
** بدون هیچ دلیلی *...
*آی ای شب زدگان...
*پرسه در* پرلاشز *
*بار دیگر من می نویسم
*... دگر ایشان دانند
**وقتی که قفلها خود گره ی کورند*
** ترس از سایه ی خودم *
**چاره ی کار*
*آی...آی...آی...آی *
**شعری برای سیروس وقوعی*
*کارگر جان*
**در انتظار معجزه‌ی خدا؟*
**بی‌فردا*
**خودکشی* پنج... مینا اسدی
*خودکشی*چهار*
*خودکشی*سه*
*خود کشی *دو*
*برای مریم حسین‌زاده
*خودکشی
*این عوعوی سگان شما نیز بگذرد
*دلم برایت تنگ می شود
*رضا!؟
*از کابوس‌ها «دو»
*ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است
*زنده باد ایرانیان استکهلم
*به جای نان، به تساوی گلوله قسمت شد...، از مجموعه‌ی نوشته‌های پراکنده کتاب درنگی نه، ...
*دلتان می‌خواهد بچه‌های مردم را بازهم سلاخی کنند؟
*کاش این حقارت را به چشم نمی‌دیدم
*... و مرگ پشت چپرهای خفته بیدار است
*از «کابوس ها»
*"چهارشنبه سوری"
*آیینه دار فرعون
*جان جوون پرت شكستني نيست
*سراسر خاک را
*It will be possible Again, yes….
*شرح بي شرحي ست شرح حال ما...
*شعري براي تنهايي مردم جهان
*ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است
*دوباره ساده ترین حرف تیرباران شد
*به دشمن .......
*آهای جوون
*الف... لام... میم
*کارگر
*اولین نفر
*در سوگ آزادی، شعر و صدا مینا اسدی، موسیقی محمد شمس
*بمباران
*شب تولد درياست...
*... بماندیم و بدیدیم
*هرگز نمی بخشیم ... و ... هر گز از یاد نمی بریم
*همه زندگی آنست که خاموش نمیریم
*های های حیرانم
*عشق آغوش گشوده ی من نیست