مشابهت اتهام منجر به اعدام مالک سینما رکس آبادان با اتهام بنیاد مستضعفان در رابطه با فاجعه ساختمان پلاسکو
م. گئومات

مردم ایران بی گمان آنقدر هوشیار هستند که بدانند مقامات حکومتیِ مسامحه کار و مقصر در فاجعه آتش سوزی ساختمان پلاسکو دارند گناه و قصور خود را در زیر سایه برگزاری مراسم سوگواری تبلیغاتی همه جانبه ای برای بزرگداشت مأموران جان باخته آتش نشانی تهران پنهان می کنند.

***

در بیدادگاهی که آخوند سید حسین موسوی تبریزی برای محاکمه متهمین آتش سوزی سینما رکس آبادان ترتیب داده بود صرفنظر از شخص تکبعلی زاده کلیه 30 متهم دیگر بیگناه بودند. 

«در پنجم مرداد 59، دادستان دادگاه ویژه طی اطلاعیه‌ای از مردم می‌خواهد تا هرگونه شکایت، شهادت یا مدرکی از متهمان توقیف شده و یا غایب، که اسامی آنها منتشر شده بود، دارند در اختیار دادستانی بگذارند. متهمان عبارت بودند از 25 نفر از مأموران شهربانی و ساواک، رؤسای ادارات و مقامات مختلف آبادان، صاحب و مدیر سینما رکس، در مجموع 31 نفر. همچنین خواسته شد هر کس هر اطلاعی دربارهء دیگر کارمندان سازمان آب، آتش‌نشانی، شهربانی و ساواک آبادان دارد، به دادستانی بدهد. اسامی اعلام شده عبارت بود از: حسین تکبعلی‌زاده ـ سرتیپ علی‌اصغر ودیعی (رئیس ساواک خوزستان)، سرتیپ رضا رزمی (رئیس شهربانی آبادان) در حال حاضر فراری، سرهنگ محمدعلی امینی (معاون شهربانی آبادان)، ستوان بهمنی (افسر کلانتری مرکز)، سرهنگ اردشیر بیات ( رئیس سابق پلیس آبادان)، مسعود حنیف (رئیس کلانتری مرکز در شب حادثه)، ـ سرگرد امینی آل‌آقا (افسر ضد خرابکاری و رئیس ادارهء اطلاعات شهربانی)، سر پاسبان میراحمدی ـ سر پاسبان فاتح دریس ـ ستوان احیایی ـ علی نادری( صاحب سینما) ـ حمید پایدان (سرایدار سینما)، اسفندیار رمضانی (مدیر سینماعبدالحسین قربانی (رئیس آتش‌ نشانی[پالایشگاه آبادان]) ـ جبار اصل (معاون آتش‌ نشانی[پالایشگاه آبادان])، جوکار(تلفنچی آتش نشانی)، شامری (کارمند آتش نشانی)،  عبدالصادق عوادی‌زاده (کارمند آتش نشانی)، علیرضا حاج خدابخشی(کارمند آتش نشانی) ابراهیم اولیس پور(کارمند سازمان دفاع غیر نظامی)، غلامرضا قهرمانی (کارمند سازمان دفاع غیر نظامی)، [دکتر] بیژن صالحی ( شهردار آبادان- فراری) ـ محمد زمردیان (رئیس فرهنگ و هنر)، ـ سید جلال سعیدنیا (فرماندارآبادان)، سعدی بابک جلیل افشار(عضو کمیتهء ضد خرابکاری)، محمد حسن ناصری معروف به عضدی( عضو کمیتهء ضد خرابکاری- فراری) ـ نوذری معروف به رسولی (عضو کمیتهء ضد خرابکاری -فراری) ـ فرج‌اللـه مجتهدی (کارمند ساواک -غایب) ـ سرهنگ تیموری وثوقی، مهدی کمال‌الدین عزیزی (رئیس ادارهء آب آبادان - فراری)

همانطوری که در مقاله «آتش سوزی سینما رکس آبادان، کوره آدم سوزی اسلامی»،(1) توضیح داده ام به جز حسین تکبعلی زاده دیگر متهمان فرا خوانده شده کوچکترین نقشی در آتش سوزی مذکور نداشته اند و در یک دادگاه صالحه به سادگی می شد برائت آنها از اتهامات منتسبه را ثابت نمود. و این در حالی است که «واقعیت تکان دهنده این بود که تکبعلی زاده متهم اصلی این فاجعه برای یک بار هم که شده، درطول جلسلت دادگاه اسمی از آن افرادی که به اعدام محکوم شدند و آنهایی که حکم زندان گرفتند را به عنوان رابط و یا ذیمدخل در آن آتش سوزی به زبان نیاورد! در عوض حتی یک تن از آنهایی که او در اقاریر خود در دادگاه مفصلاً در مورد همکاری و معاونت آنها در این آتش سوزی یاد می کرد از قبیل محمد رشیدیان (دبیر آموزش و پرورش آبادان)، سید محمد کیاوش (دبیر آموزس و پرورش آبادان- ایشان ابتدا نام خانودگی "عربی" را داشت اما به دلابل شایعات اخلاقی ای که پیرامون او وجود داشت، آنرا سالها پیش از انقلاب به " کیاوش" تغییر داد. این شخص خوش سابقه و مبارز اسلامی، پس از انقلاب باز هم نام خانوادگی خود را تغییر داد و فامیلی "علوی تبار" را برگزید و تبدیل شد به "سید محمد علوی تبار" نمایند مجلس اول شورای اسلامی!)، فؤاد کریمی(فرزند عبدالعلی متولد سال 1330 در خرمشهر)، عبدالله لُر قبا (کارمند فرودگاه آبادان)، محمود ابولپور(دانشجوی دانشکده نفت آبادان)، اصغر نوروزی ، محمود (یا محمد معروف به ممد زاغی) و برادرش یدالـله، فلاح و به ویژه فرج‌الـله بذرکار و "حیات" که رأساً به کمک حسین تکبعلی زاده سینما را به آتش کشیده بودند، ("حیات"، بلافاصله پس از آتش زدن سینما و بیرون آمدن از آنجا برای همیشه ناپدید شد و هویت واقعی وی هرگز فاش نگردید.) به عنوان متهم به دادگاه احضار که نشدند هیچ بلکه تعدادی از آن گروه مانند محمد رشیدیان، فؤاد کریمی و محمد کیاوش پاداش انجام این جنایت ضد بشری را به صورت وکالت در مجلس شورای اسلامی و یکی از آنها، محمود ابولپور، انتصاب در پُست رئیس آموزش و پرورش آبادان، دریافت داشتند.»

دو تن از متهمانی که همانند دیگر دیگر اعدام شدگان، کاملاً به ناحق به مرگ محکوم گردیدند، آقای علی نادری مالک سینما و اسفندیار رمضانی مدیر سینما رکس بودند. مرحوم علی نادری بالای شصت سال سن داشت و بیش از پانزده سال بود که سینما را به شخص دیگری اجاره داده و خود در تهران سکونت اختیار کرده بود. مطابق اظهارات به حق خود او، سینما رکس در زمان آتش سوزی بادان دارای پروانه معتبر ایمنیِ مطابق استاندارد شهرداری آبادان بوده است. اما ایشان به اتفاق اسفندیار رمضانی مدیر سینما رکس صرفاً « به دلیل عدم رعایت نکات ایمنی در سینما رکس و استخدام افراد غیر مجرب» محکوم به اعدام گردیدند.(2)

اینک برگردیم به واقعه اسفناک آتش سوزی ساختمان پلاسکو. شورای شهر تهران ادعا می نماید که چندین بار کتباً به کسبه دارنده سرقفلی مغازه های موجود در ساختمان پلاسکو اخطار داده است مبنی بر این که برای جلوگیری از بروز سانحه ای احتمالی باید نکات ایمنی خاصی را در محل کسب خود رعایت کنند و اقدماتی را نیز در جهت بهبود شرایط ایمنی واحد تجاری خودشان انجام بدهند. در درجه اول خطاب اصلی این اخطاریه ها می بایست به سوی سازمان بیناد مستضعفان می بوده باشد که مالک اصلی کل ساختمان مصادره شدۀ پلاسکو بوده است. در مقابل رونوشت این اخطاریه ها نیز جهت اطلاع و پیگیری باید به اجاره نشینان واحد های تجاری موجود در ساختمان پلاسکو و سایر سازمان های ذیمدخل داده می شده است.

مقامات مسئول هر دو سازمان شورای شهر و شهرداری تهران در این مورد مقصر هستند. ازیرا که آنها اولاً اخطاریه ها را به مالک اصلی ساختمان پلاسکو نفرستاده اند. در ثانی پس از بی توجهی "مخاطبین رده دو" نسبت به این اخطاریه ها، با این عذر بدتر از گناه که "عمل پلمب نمودن ساختمان پلاسکو موجب بیکاری تعداد بسیار زیاد اجاره نشینان آن ساختمان می گردیده" هیچگونه اقدامی جهت پلمب آن ساختمان به عمل نیاورده اند. این موضوع به هیچ وجه رافع مسئولیت حقوقی شورای شهر و شهرداری تهران نمی گردد.

چنانچه ما برگردیم به حکم صادره از سوی حجت الإسلام حسین موسوی تبریزی در مورد متهمین سینما رکس آبادان ملاحظه می کنیم که مالک سینما رکس و مدیر آن سینما تنها «به دلیل عدم رعایت نکات ایمنی در سینما رکس» به اعدام محکوم گردیده و حکم صادره در مورد آنها اجرا شده است. لذا همانطوری که مقامات قضایی جمهوری اسلامی ادعا می نمایند چنانچه حکم صادره از سوی موسوی تبریزی مبنای حقوقی داشته و به استناد آن مجازات عدم رعایت نکات ایمنی توسط مالک یک واحد تجاری که منجر به فاجعه انسانی بگردد اعدام باشد، به چه دلیل حکم جلب برای مسئولین بنیاد مستضعفان به عنوان "مظنون به سهل انگاریِ منجر به کشته شدن افراد بیگناه" صادر نمی گردد؟

مطابق اظهار آقای رحمت اله حافظی، رئیس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران: «در بودجه سال جاری و بر اساس مصوبه شورای شهر 140 میلیارد تومان از محل 2 درصد عوارض ایمنی ساختمان ها برای توسعه ایستگاه های آتش نشانی، تامین تجهیزات مورد نیاز و آموزش پرسنل پیش بینی شده که تا روز گذشته 54 میلیارد تومان محقق شده ولی شهرداری تنها 21 میلیارد و پانصد میلیون تومان از این بودجه را تخصیص داده است»

از این جهت  اتهام دیگر شهرداری تهران "عدم اختصاص کل بودجه مصوبه «برای خرید تجهیزات آتش نشانی و توسعه ایستگاه های آتش نشانی، تامین تجهیزات مورد نیاز و آموزش پرسنل پیش»" می باشد. زیرا مطابق اظهار تعدادی از کسبه واحد های تجاری ساختمان پلاسکو که در نزدیکی محل حادثه تجمع نموده بوده اند: « راس ساعت 7 در پلاسکو حضور داشتم. ساعت 8 یک واحد آتش گرفت و آتش نشانی هم در محل حادثه حضور پیدا کرد. بعد شهردار در محل حادثه حضور پیدا کرد. با وجود اینکه هیچ تجهیزات درست و حسابی در اختیار نداشتن که آتشو خاموش کنن اما فقط مانور و ژست سیاسی گرفتن» و یا « امکانات آتش نشانی در حد صفر است. اگر شهرداری ابلاغ کرد که این ساختمون ناامن شده حداقل آمادگی لازمو برای زمان حادثه انجام می‌داد. صاحب این ملک بنیاد مستضعفانه اما هیچ اسمی از این بنیاد برده نشد، این سازمان ملک خودشو بیمه نکرده ؛ اما الان از مالکین می‌پرسن چرا شما بیمه نیستید.»

شنیدن دردل های حرفه ای و نه شخصی چند تن از آتش نشانان با روزنامه ایران به خوبی بخش های پنهان فاجعه کمبود تجهیزات آتش نشانی را نشان می دهد. آنهم در مورد ابتدایی ترین وسیله مورد نیاز آتش نشانان یعنی البسه مناسب!

حسین فریدون نسب: «ما 5 هزار نیروی عملیاتی هستیم اما با هزار لباس آتش‌نشانی. متأسفانه به خاطر بی‌توجهی‌های مدیران‌مان ومسئولان شهری با کمبود امکانات روبه‌روهستیم که کار را برای ما سخت کرده است. ... . یکی از آتش‌نشانان دیگر هم بیان کرد: ای کاش کلاه‌های آتش‌نشانی به بی‌سیم‌های شخصی مجهز شود.»

و از همه این ها شرم آور تر آنکه :«یکی دیگر از این قهرمانان فداکار نیزهمسو با همکارش گفت: متأسفانه ما جایی برای اعتراض نداریم و حتی پارسال وقتی عده‌ای از همکارانمان برای شکایت به شهرداری رفتند و اعتراض کردند بشدت با آنها برخورد شد و با تهدید و ارعاب هم رو به ‌روشدند.»(3) 

به عبارت دیگر علاوه بر بخش اول اتهامات منجر به اعدام مالک و مدیر سینما رکس آبادان یعنی «عدم رعایت نکات ایمنی در سینما رکس [دربحث ما ساختمان پلاسکو] بخش دوم آن اتهامات هم که:«استخدام افراد غیر مجرب [در بحث حاضر از طریق عدم اختصاص کل بودجه مصوبه برای آموزش بیشتر مأموران آتش نشانی تهران]» باشد و همچنن کمبود تجهیزات مورد نیاز با قوت بیشتری در مورد شهرداری تهران نیز صادق است و قابل پیگیری قانونی هم.

م. گئومات

2017-01-23

پانوشت ها:

۱- http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=37386

۲- شخص حسین موسوی تبریزی در مصاحبه مورخ يکشنبه 5 شهريور 1391 با سایت تاریخ ایران به قصد ماست مالی و توجیه قضاوت جنایتکارانه اش در دادگاه سینما رکس آبادان، لینک زیر:

http://tarikhirani.ir/fa/files/52/bodyView/544

در مورد این پرسش مصاحبه کنند: « علی نادری، صاحب سینما رکس چرا اعدام شد؟ وقتی سینما آتش گرفت نادری در قطار تهران – خرمشهر بود و به سوی آبادان می‌رفت. اصلا از داستان مطلع نبود و فردای روز آتش‌سوزی گفت سینما رکس دارای آخرین تجهیزات ایمنی بود و از سوی مقامات مسوول پروانه ایمنی نیز داشت و از این نظر نیز مرتبا بازدید می‌شد ولی وسعت خرابکاری به حدی بود که این تجهیزات را نیز به کلی از بین برد»

چنین پاسخ رندانه-آخوندی غیر حقوقی ای داده است: « سینما رکس از ایمنی پایینی برخوردار بود و حتی راه فرار را با ظروف نوشابه بسته بودند. شهرداری از یک هفته پیش از آتش‌سوزی اخطار کرده بود که تانکر آتش‌نشانی خالی است اما به این توصیه عمل نشده بود.[ اولاً خالی بودن تانکر های آتش نشانی چه ربطی به مالک سینما رکس دارد؟! در ثانی اخطاریه مورد ادعای شهرداری آبادان کاملاً ساختگی و جعلی بوده است. (تصویر) در غیر اینصورت به چه دلیل پروانه ایمنی سینما باطل نگردیده است؟!

این روحانیِ در ظاهر رئیس دادگاه حتی زحمت نکشیده بوده که تحقیق کند و بداند که آتش نشانی شهر آبادان با آتش نشانی پالایشگاه آبادان کاملاً دو سازمان مجزا از یکدیگر بوده اند. اولی زیر نظر شهرداری آبادان اداره می شده و دومی متعلق به شرکت نفت بوده است. به عبارت دیگر شهرداری به آتش نشانی شهر آبادان اخطاریه داده شده است  و نه آتش نشانی پالایشگاه. ولی در کمال شگفتی هیچ یک از مقامات آتش نشانی شهرداری آبادان به دادگاه خوانده نشدند!؟]  شهرداری علیه مدیر سینما رکس شهادت داد که صاحب سینما رکس اخطار‌هایش را نادیده گرفته است.[همانطوری که پرسنل شهرداری که آن شهادت را داده اند به همکارانشان گفته بودند، آنها از ترس جان خودشان چنین شهادتی را ادا کرده بودند.  و در ثانی تصور نمی کردند که شهادت آنها منجر به اعدام بینوای علی نادری بشود. و اینکه چرا از مقامات شهرداری آبادان پرسیده نشده به چه دلیل در همان سال 1357 پس از بازدید از محل سینما و کنترل نکات ایمنی مورد نظر، پروانه ایمنی به آن سینما داده شده است؟!] می‌گفتند آتش‌نشانی شرکت نفت، بهترین آتش‌نشانی خاورمیانه است اما طبق تحقیقاتی که شد، دستور داشته که با تاخیر به محل بیاید.[ این قاضی جنایتکار جز دروغ و توجیه جنایتی که مرتکب شده است مطلب دیگری به زبان نمی آورد. زیرا تأخیر جزیی در عزیمت ماشین های آتش نشانی شرکت نفت به محل حادثه در شهر آبادان صرفا ناشی از جدا بودن مدیریت آن دو سازمان از یکدیگر بوده است. به این معنی که مسئولیت اطفاء هرگونه حریق در شهر آبادان به عهده آتش نشانی شهرداری بوده است. اعزام آتش نشانی پالایشگاه جهت اطفاء حریق رخ داده در شهر آبادان این ریسک را ایجاد می کرده که چنانچه در همان زمان حریقی در پالایشگاه رخ بدهد تآخیر در اطفاء آن خطری با ابعاد انسانی- اقتثصادی بسیار عظیمی را به دنبال خواهد می داشته است. به همین سبب مقامات مربوطه می بایست با بررسی همه جوانب دستور اعزام آتش نشانی پالایشگاه را به محل سینما رکس صادر می کرده اند. تأخیر بسیار جزیی در این مورد نیز به خاطر برقراری هماهنگی های لازم بوده است و نه امری عمدی و برنامه ریزی شده. در ضمن نازل (پیچ سرلوله) لوله های آتش نشانی شرکت نفت دارای استانداردی بوده است که به شیر آب آتش نشانی نصب شده توسط شهرداری آبادان در نزدیکی محل حادثه نمی خورده و امکان استفاده از آن مقدور نبوده است.] مسوول آتش‌نشانی و شهربانی را محاکمه کردیم؛ البته رزمی فرار کرده بود اما بهمنی اعدام شد [ستوان بهمنی، افسر وظیفه شناس شهربانی آبادان را در زمان وقوع آتش سوزی در مرخصی بود ولی برای همکاری در برقرار نظم داوطلبانه به محل حادثه آمده بود. ولی موسوی تبریزیِ جنایتکار صرفاً به دلیل کینه شخصی ای که از او به دلیل خوردن یک سیلی از مرحوم بهمنی به دل داشت او را کاملاٌ بیگناه اعد ام کرد.] (برای توضیه بیشتر به لینک مقاله مربوطه که در پانوشت شماره 1 ذکر شده مراجعه بفرمایید.)

پاسخ این قاضی دادگاه بلخ کاملاً به دور از واقعیت است. ولی در هر صورت همتای آقای قالیباف یعنی دکتر بیژن صالحی شهردار آبادان را نیز به دادگاه فرا خوانده بودند که البته ایشان دستگیر نشد.

آنچه مرحوم نادری مالک سینما رکس آبادان گفته کاملاٌ با واقعیت همخوانی دارد به ویژه اینکه گفته است:« سینما رکس دارای آخرین تجهیزات ایمنی بود ... ولی وسعت خرابکاری به حدی بود که این تجهیزات را نیز به کلی از بین برد »

۳- http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=123570 

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب م. گئومات در سایت پژواک ایران 

*سهم بر باد داده شده ایران از صنعت گردشگری جهان(بخش یک) [2018 Apr] 
*خرمشهر در گذر زمان (۷) [2018 Feb] 
*خرمشهر در گذر زمان (بخش6) [2018 Jan] 
* خرمشهر در گذر زمان (بخش 5) [2018 Jan] 
*مشابهت اتهام منجر به اعدام مالک سینما رکس آبادان با اتهام بنیاد مستضعفان در رابطه با فاجعه ساختمان پلاسکو [2017 Jan] 
*مشکل تیم استقلال تهران کمبود بازیکن طراز اول نیست [2017 Jan] 
*اگر منتظری کمی صبر می کرد، شاید... [2017 Jan] 
*علی دائی، اسطوره ای که شنل شهریاری و کفش فوتبال را با هم به میخ آویخته است [2017 Jan] 
*خودکشی و آش شور ورزشگاه های تختی [2017 Jan] 
*همفکری و تأسی جستن مدیر کل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران از هیتلر [2017 Jan] 
*ایران اسلامی و میزبانی جام ملتهای آسیا 2023 [2016 Dec] 
*اشکهای غم و شادی رونالدو و قهرمانی پرتغال در یورو 2016 [2016 Jul] 
*خرمشهر در بستر زمان (بخش 4 با اضافات جدید)  [2015 Oct] 
*زبان پارسی را پاس بداریم [2015 Sep] 
*خرمشهر در بستر زمان (بخش ۳ با اضافات جدید)  [2015 Sep] 
*خرمشهر در بستر زمان (بخش دوم) [2015 Aug] 
*سینما رکس آبادان، کوره آدم سوزی  [2015 Aug] 
*جناب محمود سرابی، خود خواسته به «اوت» تشریف برده اید!  [2014 Feb] 
*ایران و جام جهانی برزیل [2013 Dec] 
*طوطیانی شده ایم، گرگ هاری باید!  [2013 Dec] 
*خرمشهر در گذر زمان، بخش نخست: تاريخچه، م. گئومات [2012 Jun]