همفکری و تأسی جستن مدیر کل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران از هیتلر
م. گئومات

هر شکلی از حکومت محکوم به نابودی با افراط در همان اصولی است که بر آن بنا نهاده شده است. (ویل دورانت)

آدولف هیتلر اعتقاد داشت که: «بهترین زمان برای از میان بردن بیماران لاعلاج جنگ است.» هر کسی پس از خواندن این طرز فکر، به آسانی به یاد آنچه که آیت الله خمینی از بروز جنگ با عراق می خواست و آنرا نعمت می دانست، بیفتد: از بین بردن و یا سرگرم کردن نسل انقلاب کرده و طلبکار از انقلاب از طریق فرستادن آنها به کشتارگاه جنگ با عراق.

هر چند هدف این دو رهبر و سوژه های ذیمدخل در آن دو کشتار با یکدیگر به کلی متفاوت بود، یکی با عملی کردن این ایده: « معلولان جسمی و ذهنی، افرادی "بی فایده" برای جامعه و تهدیدی علیه سلامت نژاد آریایی تلقی شده که در نهایت، در خور زیستن نبودند.» را از جامعه رویایی خودش حذف می نمود و دیگری در نهایت شقاوت و بی احساسی قصد از میان بردن نسلی را داشت که او را بر روی شانه های خود از فرش به عرش رسانده بود و از تملک خانه محقری در نجف گمنام او را مالک کل یک سرزمین ثروتمند با 2500 سال سابقه تاریخی نموده بود.

و اما اخیراً جناب مستطاب سیاوش شهریور که عنوان پر طمطراق مدیر کلی امور اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران را نیز یدک می کشد و دست بر قضا در نام او  اثری از اسلام عزیز هم نیست(!)، در گفت و گو با خبرگزاری ایلنا افاضه کلام فرموده اند که: «باید با قانع سازی، روسپی ها و معتادان کارتن‌خواب‌ عقیم شوند» به چه دلیل: «چون عین ماشین جوجه‌کشی بچه تولید می‌کنند و می‌فروشند.».»

در درجه اول اینکه فعل "قانع سازی" در جمهوری اسلامی چگونه جامه عمل به خود می پوشد را می توان به آسانی از اقاریر فعالان سیاسی در زمان بازداشت بر علیه خودشان و پذیرش جرائم مرتکب نشده درک نمود. و بعد اگر این معاون أمور اجتماعی و فرهنگی استاندار تهران حتی اندکی معروفترین بخش از تاریخ معاصر را مطالعه نموده بود بی گمان به روشنی می دانست که: «نازی‌ها تعداد ۴۰۰٬۰۰۰۰ نفر از مردم آلمان را به دلیل معلول بودن، همیشه مست بودن و نقص ژنتیکی عقیم کردند».» 

هر چند جای تعجب نیست از اینکه یک مقام بلند پایه احتماعی- فرهنگی جمهوری اسلامی چنین پیشنهاد ضد بشری یی را بدهد. چرا که پاک کردن صورت مسئله و برخورد با معلول به جای علت، یکی از متداول ترین شیوه های برخورد با معضلات اجتماعی است در کشور مبتلا به آفتی به نام ولایت مطلقه فقیه.

همانطوری که خانم ”عشرت شایق” نماینده تبریز از تریبون مجلس اعلام نمود که:« اگر ده زن خیابانی اعدام شوند مسئله زنان خیابانی حل خواهد شد.» و در کمال تأسف در مشهد حداقل 16 تن از این قبیل قربانیان جامعۀ به زور اسلامی شده ایران ، توسط سعید حنایی به قتل رسیدند. لاکن بر خلاف نظر این به اصطلاح نماینده مجلس، در طول این 15 سالی که از زمان وقوع این قتل های نشأت گرفته از فتوای پاره ای از آیات عظام می گذرد، پدیده زنان خیابانی حل که نشده بلکه  چندین برابر نیز گردیده و حتی مطابق إقرار خود مسئولان ذیربط زنان شوهردار و دختران زیر 15 سال هم به آن گروه اضافه شده اند.

همانگونه که آیت الله خمینی برای برچیدن بساط به زعم خودش معضل چند صدایی و مخالف خوانی در ایران اسلامی، حکم قتل عام سال 1367 را نوشت. و یا در حال حاضر به جای کوتاه کردن دست مافیای سرداران سپاه از قاچاق کلان داخلی و بین المللی مواد مخدر و یا یافتن راه علاجی مناسب برای بهبود وضع روحی- اقتصادی جوانان مملکت، قانونی تحت عنوان "مبارزه با مواد مخدر" وضع نموده است که مطابق یکی از بندهای آن، مجازات کسانی که بیش از 30 گرم «هرویین، مرفین، کوکایین، متادون و دیگر مشتقات شیمیایی مرفین و کوکایین و نیزعصاره‌ی شیمیایی حشیش و روغن حشیش را وارد کشور کند یا تولید یا توزیع یا صادر کند یا خرید و یا فروش کند و یا در معرض فروش قرار دهد و یا نگهداری، مخفی و یا حمل کند» .... «اعدام و مصادره‌ی اموال به استثنای هزینه‌ی تأمین زندگی متعارف برای خانواده‌ی محکوم» خواهد بود.(1)

به هر صورت بسی مایه شگفتی است که در این بازار شامِ افشا گری و شلاق انتقاد و افترا زنی به یکدیگر در دو قطب أصول گرا ها و اصلاح طلب ها (دو روی یک سکه تقلبی) چرا صدایی به مخالفت با این بی راه گویی ضد حقوق بشری جناب معاون أمور اجتماعی و فرهنگی استان تهران بر نخاسته است؟

باید از جناب مدیر امور اجتماعی و فرهنگی استان تهران پرسید که آیا در خورجین دانش و تجربه اشان یک راه حل انسانی و بشر دوستانه مطابق رفأت اسلام عزیز برای بر طرف کردن مشکل روسپی ها، معتادان و کارتن‌خواب و اخیراً گورخواب ها پیدا نمی شده است؟ راه حلی که بتوان با آن ثروت هنگفت کشور ایران که متعلق به همین قشر از قربانیان حکومت جمهوری ولایت مطلقه فقیه نیز می باشد، این بیماری اجتمایی را که زائیده نوع  نگاه مقامات بلند پایه نظام است به مردم و اداره جامعۀ گریزان از قوانین اسلامی، درمان نمود؟

به قول جناب محمد نوریزاد: «هر مقامی در این نظام [جمهوری اسلامی] به سهم خود کثافت کاری بعمل می آورد.» بنابراین آقای سیاوش شهریور نیز نمی بایستی از شمول این قاعده مستثنی باشد.

م. گئومات

2017-01-03

 پانوشت:

بند 6 از ماده 8 قانون مبارزه با مواد مخدر. ‌1-

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی