چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت سوم
حنیف حیدرنژاد


ب) نظام جمهوری اسلامی و استراتژی و تاکتیک های مختلف در قبال آن
از زمان شکل گیری و تاسیس نظام جمهوری اسلامی تاکنون، جریان های سیاسی و شخصیت های مهم، استراتژی های مختلفی را در قبال جمهوری اسلامی بکار گرفته اند. نگاهی با فاصله، به برخی از مهمترین و تاثیر گذارترین آنها:

دوره اول، دوره فعالیت های مسالمت آمیز سیاسی و سرکوب آنها
از سال 1357 تا 30 خرداد 1360 

1. استراتژی همکاری و شراکت در قدرت:
 جبهه ملی و نهضت آزادی و شخصیت هائی چون آیت الله طالقانی و آیت الله منتظری، ابولحسن بنی صدر نمونه های شاخص در این دسته بندی هستند. این جریان ها و شخصیت ها به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن باور داشته، رهبری خمینی را پذیرفته در تلاش بودند تا با حفط انتقادات خود، با حضور خود در قدرت (منظور قدرت در کلیت نظام است و نه در دولت) مسیر تحولات را به سمت مورد نظر خود هدایت کنند.

پاسخ خمینی: در مورد این  دسته، خمینی سیاستِ خرید زمان را پیشه کرد. ابتدا آنها را در بازی قدرت راه داد، همزمان و به تدریج اما، به قیچی کردن پر و بال آنها اقدام کرد. ضد استراتژی خمینی در قبال این دسته این بود که در شروع کار از توان مدیریتی افرادی در نهضت آزادی و جبهه ملی یا شخصیت های منفردی چون بنی صدر و قطب زاده و ... برای تثبیت نظام خود کمک بگیرد. همزمان به دلیل محبوبیت شخصیت هائی چون طالقانی و منتظری از رودروئی مستقیم با آنها پرهیز می کرد. خمینی دریافته بود که برای مقابله با نیروهای سیاسی جوان و جذاب، نیاز به آن دارد تا فراتر از ساختار سنتی حوزه و مسجد، سیستم و ساختار جدیدی را پایه ریزی کند که توان مقابله با جریان های سیاسی رقیب یا مخالف را داشته باشد (تاسیس حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، تاسیس سپاه پاسداران و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی که به تدریج هر چه بیشتر تخصصی و گسترده تر شدند). خمینی هوشمندانه دیگران را به بازی گرفت، آنها را ابزار تثبیت خود کرد و سپس آنها را به کنار انداخت. استراتژی خمینی از آغاز انحصار و تصاحب کامل قدرت بود: تبدیل شعار "همه با هم" به "همه با من" و "حزب، فقط حزب الله و رهبر فقط روح الله". هدف نهائی او استقرار حکومت اسلامی و  ولایت فقیه بود که سرانجام آن را محقق کرد. برای رسیدن به این هدف، در گام اول و با نگاهی ابزاری به نیروهائی که در این دسته بندی به آن اشاره شد، برنامه خود را به پیش برد.

2. استراتژی مماشات و التزام به قانون اساسی با هدف کسب قدرت یا مشارکت در قدرت:
 شاخص ترین نیروها در این دسته بندی: سازمان مجاهدین خلق، حزب توده ایران، حزب دمکرات کردستان ایران، بعدها سازمان اکثریت، آیت الله کاظم شریعتمداری (حزب جمهوری خلق مسلمان)، ماموستا عزالدین حسینی، برخی روشنفکران سرشناس، حقوقدانانی که در تنظیم قانون اساسی شرکت داشتند و ...

جریان ها و اشخاص در این دسته بندی از یکسو بر وحدت خویش با خمینی در مورد اهداف ضد سلطنتی انقلاب 1357 تاکید داشتند، از سوی دیگر اما در پذیرش رهبری تام و تمام خمینی و در تائید کلیت نظام یا قانون اساسی و بعدها در پذیرش ولایت فقیه، با او  مخالف بوده و مقاومت نشان می دادند. استراتژی آنها بر این پایه استوار بود که در چهارچوب فعالیت مسالمیت آمیز سیاسی و با التزام به قانون اساسی، به رقابت و به بازی قدرت با خمینی وارد شوند. بخشی از نیروها در این دسته بندی خواهان این بودند تا با اثبات وفاداری خود، به هرم قدرت وارد شوند: حزب توده و بعد ها سازمان اکثریت.  بخش بزرگتری در این دسته بندی اما (سازمان مجاهدین خلق)، به دنبال آن بود تا با شکاف انداختن در بالای هرم قدرت، خود، قدرت سیاسی را بطور کامل تصاحب کنند و در این راه، دیگر نیروهای حاضر در این دسته بندی را به هم پیمانی با خود دعوت می کرد.

پاسخ خمینی: خمینی در برخورد با این دسته ابتدا سعی کرد مدارا کند. او وانمود کرد که آماده بحث و گفتگو با این نیروهاست و حاضر است در دنیای فعالیت سیاسی به آنها میدان بدهد (انتخابات مجلس دوره اول و اولین انتخابات ریاست جمهوری، همچنین مذاکره با نیروهای کُرد در کردستان). در عمل اما خمینی به دنبال آن بود که با خرید زمان و آموزش و تشکل نیروهای سرکوبگر، زمینه را برای قلع و قمع، دستگیری، اعدام و سرکوب و حذف کامل این نیروها آماده کند. حذف آیت الله شریعتمداری یک گام مهم در این راستا بود که قاطعیت خمینی در پیشبرد هدفش را نشان می داد. جنگ در کردستان، کشتار مردم بی دفاع در روستاها و شهرهای مختلف کردستان، اعدام های گسترده در کردستان و سپس در گنبد و خوزستان، "انقلاب فرهنگی" و سرکوب دانشجویان و بیرون کردن نیروهای سیاسی از دانشگاه ها و اخراج و "تصفیه" اساتید دانشگاه ها، توقیف و بستن رونامه های منتقد بویژه رونامه آیندگان، تصفیه گسترده کارمندان و نیروهای مسلح و انتظامی، حمله به مراکز  و دفاتر نیروهای سیاسی و تجمعات و تظاهرات مسالمت آمیز آنها، در کنار سرکوب های اجتماعی مانند حمله به زنان و اجباری کردن تدریجی حجاب، همه و همه حلقه هائی از زنجیره ی حذف و سرکوب مخالفین بود که خمینی در حال بافتن آن بود. 
 
3. استراتژی مخالفت و مبارزه با نظام جمهوری اسلامی: شاخص ترین ها در این دسته بندی: جبهه دمکراتیک ملی ایران، سازمان چریک های فدائی خلق تا قبل از انشعاب اکثریت و انشعاب های بعدی، سازمان پیکار و ...

این نیروها ابتدا در پذیرش رهبری خمینی تردید داشته یا در درون خود بر سر آن یکدست نبودند. بر سر ماهیت مذهبی حکومت اسلامی و سیاست های نظام در سرکوب آزادی های فردی، سرکوب زنان، سرکوب حقوق ملیت ها، پذیرش قانون اساسی ...  تردید داشته یا مخالف جمهوری اسلامی بودند. در تحولاتی که نیروهای حاضر در این دسته بندی پشت سر گذاشتند، یک دسته به جریانی که در دسته بندی شماره دو (بالا) به آن اشاره شد، پیوستند (همکاری جبهه دمکراتیک ملی با سازمان مجاهدین خلق)، دسته دیگر با تندروی های غیر مسئولانه، به اقدامات مسلحانه ی محدود در کردستان و گنبد و ترکمن صحرا روی آوردند (سازمان پیکار  و سازمان چریک های فدائی خلق).

پاسخ خمینی: سرکوب مستقیم، دستگیری، زندان، تهدید، ضرب و جرح، سر به نیست کردن و کشتن افراد و بعدا غیر قانونی اعلام کردن آن نیروها یا فعالیت هایشان و ... باز هم دستگیری و زندان و شکنجه و اعدام در شهرهای مختلف و گسترش جنگ و کشتار در کردستان. در مورد آندسته از نیروها که حاضر به همکاری با نظام بودند (مانند حزب توده و سازمان اکثریت)،  نظام جمهوری اسلامی ابتدا راه را برای فعالیت علنی و سیاسی آنها تحت کنترلِ خودش باز گذاشت و از آنها استفاده سیاسی کرد. بعدها از آنها در زمینه شناسائی و سرکوب نیروهای مخالف استفاده کرد و نهایتا پس از آنکه دیگر استفاده از آنها را لازم نمی دید، آنها را نیز دستگیر و زندان کرد و بخشی را هم حذف فیزیکی کرد.

نتیجه: استراتژی خمینی از آغاز، انحصار کامل قدرت و حذف هر نیروی مخالف بود. هدف او تاسیس حکومت اسلامی و حاکمیت ولایت فقیه به عنوان یک الگوی سیاسی بود. او این استراتژی را به طور گام به گام پیش برد. تاکتیک های او: دروغ (از همان زمانِ استقرار در فرانسه)، وعده های فریبکارانه، تضعیف نیروهای مخالف، ایجاد شکاف و چند دستگی بین نیروهای مخالف، ایجاد ترس در جامعه، تقویت و گسترش دستگاه اطلاعاتی و سرکوب، فریبکاری سیاسی از طریق مقدس سازی مذهبی در مورد خودش. 

تنها دو سال و چهار ماه بعد از انقلاب 1357، خمینی و تمامیتِ نظام تحت رهبری او همه ی منافذ و راه های مسالمت آمیز فعالیت سیاسی و تغییر و تحولات دمکراتیک را سد کرده و تحولات سیاسی در ایران را به مسیر راه حل های غیر مسالمت آمیز هدایت کردند. خمینی البته از چنین رویاروئی استقبال می کرد. او برای پوشاندن ناتوانی های حکومت اسلامی و  وعده و وعیدهایش در اداره کشور نیاز به بحران و دشمن تراشی داشت. جدا از بحران های خارجی، بحران های داخلیِ مهار پذیر نیز می توانست به خمینی در تثبیت حکومتش کمک کند. رهبران نیروهای سیاسی ایران نیز (بویژه رهبری سازمان مجاهدین خلق به عنوان نیرومندترین و تاثیرگذار ترین سازمان سیاسی سراسری کشور در آنزمان)، با بی تدبیری یا بخاطر قدرت طلبی و جنگ ایدئولوژیک با خمینی و به دلیل ناتوانی از دورنگری، در چاهی که خمینی برای آنها کنده بود افتادند. ثمره آن: کشته شدن هزار هزار انسان (از همه طرف های درگیر)، ضدیت ایدئولوژیک، جدائی و چند دستگی بین مردم ایران و تقویت کینه و نفرت و بدبینی و گسترش بی اعتمادی در فرهنگ سیاسی ایران. به این ترتیب تحولات سیاسیِ دمکراتیک و مسالمت آمیز در ایران قفل شد و تاکنون (1395) نیز ادامه داشته و به بن بست رسید.

دلایل ناکامی های استراتژیک

استراتژی های مختلف جریان های سیاسی که در بالا به آن اشاره شد هیچ کدام به نتیجه نرسید. این استراتژی ها در سه زمینه فاقد درک و ارزشیابی درست بودند: 

اول: اشتباه محاسبه نیروهای سیاسی در درکِ اهمیت و نقشِ مذهبی خمینی و تقدسی که او از خود ایجاد کرده بود، اشتباه محاسبه آنها در تشخیص میزان نفوذ خمینی بر روی توده ی مردم، اشتباه محاسبه آنها در تشخیص توان خمینی در فریبکاری و سرکوب و جنایت، اشتباه محاسبه آنها در تشخیص توان خمینی در دنیای سیاست و  بازی های سیاسی

دوم: اشتباه محاسبه نیروهای سیاسی در  تشخیص توانمندی های خود و تشکیلاتشان (همراه با غلو کردن، خود را بزرگتر و توانمند تر از آنچه بودند دیده و تبلیغ می کردند)، اشتباه محاسبه و توهم آنها در تشخیص میزان تاثیر گذاری خود در جامعه و بر روی توده ی مردم 

سوم: اشتباه محاسبه و عدم شناخت درست نیروی های سیاسی در تشخیص میزان مذهبی بودن جامعه و تاثیر پذیری جامعه به لحاظ احساسی از خمینی، اشتباه محاسبه آنها در تشخیص میزان آمادگی جامعه در ریسک پذیری و ورود به رویاروئی با خمینی و حمایت از آنها

 ارزشیابی و محاسبات اشتباه در زمینه های فوق از سوی نیروهای سیاسی، خود به خود به اتخاذ راه کارهائی منجر می شد که دور از واقعیت بود و در نتیجه میزان موفقیت آن نیز کاهش می یافت. اینگونه بود که تحولات سیاسی به لبه خطرناک هرج و مرج و درگیری و جنگ مسلحانه با رژیم حاکم کشانده شد.

دلیل دیگر شکست استراتژیک نیروهای سیاسی مخالف خمینی و نظامش در این بود که اساسا استراتژی های ترسیم شده از سوی آنان قبل از آنکه حاصل کار یک اتاق فکر و جمعی از مشاوران و  متخصصین باشد، محصول فکری و تصمیم گیری یک یا چند نفر در هرم رهبری آن تشکیلات بوده است. آنهم رهبرانی که اغلب فاقد دانش لازم سیاسی و دوربینی و همه جانبه نگری سیاسی- اجتماعی بوده و اغلب نگاهی ایدئولوژیک به مسائل داشته اند. (به دلیل نبود تجربه ی دمکراسی در ایران، احزاب سیاسی در ایران در مرحله مقدماتیِ تکوین و شکل گیری خود بوده و سخن در مورد اتاق فکر و گروه مشاوران تخصصی شاید به دور از واقعیت است. در احزاب و تشکل های سیاسی ایرانی نقش فرد در هرم رهبری بسیار برجسته و تعیین کننده است. این خود نشانه ای از  ساختار  غیر دمکراتیک در این تشکل ها می باشد.) 
همچنین باید در نظر داشت که از وظایف یک نیروی سیاسی آن است تا در ارتباط با استراتژی و تاکتیک هائی که بر آن اساس اهداف و برنامه خود را دنبال می کند، با سنجش همه دستاوردها و نتایج کار و با در نظر داشت واکنش های جامعه و مردم، بعد از هر دوره زمانی، آن استراتژی و تاکتیک ها را مورد بازبینی و  بررسی قرار داده و در صورت نیاز تغییرات و تصحیحات لازم در ارتباط با آن را اعمال کند. در مورد اغلب نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی که در بالا به آنها اشاره شد می توان گفت که – تا آنجا که نویسنده اطلاع دارد- چنین بررسی و تجدید نظرهائی یا صورت نگرفته یا نتایج آن بطور شفاف به عرصه افکار عمومی منتقل نشده است. تاسف بار این است که در پس قدرت طلبی حاکمان و یا بی تدبیری نیروهای سیاسی، آنچه در تمام این تحولات از سوی همه طرف های درگیر نادیده گرفته شد، منافع ملی ایران بود. سرنوشت یک کشور و یک مردم و آینده آن که برای چند دهه به کام جنگ و درگیری و خشونت کشانده شد و از پیشرفت و ترقی باز ماند. وضعیتی که البته مسئولیت نخست آن متوجه خمینی و رهبران رژیم حاکم می باشد. 

دوره دوم، دوره شروع و گسترش جنگ مسلحانه، شکل گیری ائتلاف سیاسی شورای ملی مقاومت، اعدام و کشتار زندانیان سیاسی، پایان عصر خمینی 
از 30 خرداد 1360 تا عملیات فروغ جاویدان 1367


با پایان دوره تحولات مسالمت آمیز در 30 خرداد 1360، موج دستگیری و اعدام اعضاء گروه های سیاسی مخالف جمهوری اسلامی و نوجوانان و جوانان هوادار این نیروها، بویژه هواداران سازمان مجاهدین خلق شروع و از همان شب در دسته های چند ده نفره و چند صد نفره در زندان های مختلف تهران و دیگر شهرهای سراسر کشور شروع شد. خبر آن نیز از رسانه های عمومی کشور اعلام می شد. سازمان مجاهدین خلق با شعار مرگ بر خمینی و خمینی بدتر از شاه، بر علیه رژیم جمهوری اسلامی اعلام جنگ مسلحانه نمود. برای مدت ها درگیری های مسلحانه خیابانی و دستگیری و زندان و شکنجه و اعدام های دسته جمعی، موضوع اصلی صحنه سیاسی و اجتماعی ایران شد. این وضعیت با کمی اُفت و خیز برای سالها ادامه داشت. بدین ترتیب فعالیت سیاسی مسالمت آمیز و تحولات دمکراتیک دیگر موضوعی تمام شده بود. تبعات سرکوب سیستماتیک نظام جمهوری اسلامی و جنگ مسلحانه ی سازمان مجاهدین بر علیه این رژیم دامن همه سازمان های سیاسی دیگر  مخالف رژیم را گرفته و نیروهای سرکوبگر نظام هر کجا که می توانستند هر مخالفی را با هر گرایش سیاسی که داشت دستگیر می کردند. بسیاری از آنان اعدام شدند. بسیاری دیگر از مخالفان برای مدت ها به زندگی مخفی روی آوردند. بخش دیگری نیز ناچار به ترک کشور شدند. بسیاری از خانواده های فعالین سیاسی، به دلیل دستگیری و زندان و اعدامِ عزیزانشان یا به دلیل بی اطلاعی از وضعیت آنها از هم پاشیده شد، یا به شدت آسیب روحی دیده و یا به انزوای اجتماعی کشانده شدند. بسیاری از این خانواده ها هنوز و بعد از نزدیک به چهار دهه از زخم های آن زمان به خود می پیچیند. اینک سالهاست که نسل جدیدی از کودکان آن زمان که پدران و مادران خود را از دست داده یا در زندان به دنیا آمده و بزرگ شده اند به سخن آمده و از درد ها و رنج های خود می گویند. 

شاید بتوان گفت از اواخر سال 1362 دیگر نیروی سیاسی متشکل و سازماندهی شده ی مخالف رژیم که در ایران به شکل تشکیلاتی، حتی مخفی، فعالیت کند وجود نداشت. آنچه بود افراد پراکنده و یا بازماندگان خانواده های فعالین سیاسی بودند که به مناسبت های مختلف فعالیت های غیر سازماندهی شده و  غیر سیستماتیک می کردند. در پائیز 1362 در کردستان نیز  آخرین منطقه ی آزادِ تحت کنترل نیروهای پیشمرگه در منطقه آلان سردشت، پس از هفت شبانه روز جنگ و درگیری به تصرف نیروهای نظامی رژیم جمهوری اسلامی در آمده بود.   

در سال 1360 و 1361 در پی حملات نیروهای امنیتی- اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی به خانه هایِ امن سازمان مجاهدین خلق، بخشی از رهبری سازمان مجاهدین کشته شدند. (کشته شدن موسی خیابانی، اشرف ربیعی، محمد ظابطی و ...) بدین ترتیب عملا تشکیلات این سازمان در ایران نابود شد. باقی مانده رهبری این سازمان نیز کمی بعد به کردستان، به ترکیه، به پاکستان منتقل شدند. بخشی از آن طریق به عراق و بخشی دیگر نیز به فرانسه و محل استقرار مسعود رجوی منتقل شدند. 

مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق در حالی که بدنه این سازمان و هوادارن آن در زندان و زیر شکنجه بودند به همراه ابولحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران که بطور غیر قانونی از مقامش خلع شده بود به فرانسه پرواز کردند. سازمان مجاهدین و ابولحسن بنی صدر پیشتر و در ایران تشکیل "شورای ملی مقاومت" را اعلام کرده بودند. در پاریس به تدریج گروه ها و سازمان ها و برخی اشخاص برجسته سیاسی به این ائتلاف سیاسی ملحق شدند. به نظر می رسید که طیف بزرگی از نیروهای آزادیخواه با گرایش های مختلف سیاسی پذیرفته بودند که با وجود اختلاف با همدیگر، می توانند بر پایه ی برخی اصول موردِ توافق با هم به همکاری بپردازند. در مدت کوتاهی اما، این تشکلِ تازه شکل گرفته از هم پاشید. ابولحسن بنی صدر، حزب دمکرات کردستان ایران به عنوان بزرگترین حزب سیاسی کردستانی در این ائتلاف، به دلیل اعتراض به سیاست های مسعود رجوی و نبود ساختار دمکراتیک در شورای ملی مقاومت از این ائتلاف بیرون رفتند (مجاهدین از اخراج  یا پایان همکاری صحبت می کنند). با جدائی برخی دیگر از گروه ها و شخصیت های سیاسی از این شورا، چند سال بعد فقط یک اسم بود که از این ائتلاف سیاسی باقی مانده بود. بدین ترتیب شورای ملی مقاومت به ویترین و  پوششی تبدیل شد برای سازمان مجاهدین خلق و وابستگان به آن که اساسا قدرت های سیاسی غیر ایرانی طرف گفتگوی آنها هستند.  

در این سال ها، دیگر احزاب و گروه های سیاسی مخالف رژیم ایران نیز هر کدام سیر تحول درونی خود را دنبال کردند. با ترور شاپور بختیار عملا نهضت مقاومت ملی از فعالیت باز ایستاد. احزاب کردی دچار چند دستگی و انشعاب های متعدد شده و فعالیت نظامی خود را متوقف کردند. احزاب چپ و مارکسیستی نیز در مسیر انشعاب و انشعاب حرکت کردند. به این ترتیب عملا هیج نیروی سیاسی جدی که پایه در ایران داشته و بر تحولات داخل ایران نفوذ و تاثیر داشته باشد، وجود نداشت. فعالیت این نیروها به انتشار نشریه، تظاهرات گاه و بی گاه محدود می شد. روندی که به تدریج کمتر و کوچک تر می شد.

در این میان سازمان مجاهدین خلق در عراق با حمایت صدام حسین به بازسازی تشکیلاتی خود اقدام کرده و با جذب افرادی از خانواده های اعدام شدگان وابسته به این سازمان و نیز جذب نیروهائی که از زندان آزاد شده بودند، آنها را به عراق مننقل می کرد. مسعود رجوی در خرداد سال 1366 با اعلام "تاسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران" در خاک عراق، استراتژی جدید سازمان مجاهدین را اعلام کرد: "جنگ آزادیبخش، ارتش آزادیبخش".  نیروهای سازمان مجاهدین با انگیزه بسیار بالا و با پذیرش سخت ترین شرایط آب و هوائی و امکانات زیستی در بیابان های عراق خود را برای نبرد با نیروهای جمهوری اسلامی آماده می کردند. پیوستن زنان مجاهد به نیروهای رزمی پیاده که در کوه و دشت و صحرا با نیروهای جمهوری اسلامی می جنگیدند تحول جدیدی در عرصه مبارزه به حساب می آمد.  حاصل این استراتژی، چندین جنگ در مناطق مرزی ایران و عراق بود که در آن ده ها مجاهد خلق و صدها نفر از نیروهای نظامی جمهوری اسلامی کشته شدند. هزاران نفر به اسارت نیروهای مجاهدین در آمدند. نقطه اوج عملیات ارتش آزادیبخشِ سازمان مجاهدین، عملیات فروغ جاویدان (رژیم جمهوری اسلامی آن را مرصاد می نامد) بود. حاصل آن: کشته شدن نزدیک 1300 نفر مجاهد خلق و آنگونه که رهبری مجاهدین ادعا کرد کشته شدن بیش از 55 هزار نفر از نیروهای نظامی جمهوری اسلامی. پس از آن "ارتش آزادیبخش" دیگر نتوانست عملیات نظامی داشته باشد. با سقوط صدام حسین، نیروهای نظامی مجاهدین در عراق در کسوت ارتش آزادیبخش سلاح و تجهیزات خود را به نیروهای آمریکائی مستقر در عراق تحویل داده و تمام مراکز خود را ترک و در قرارگاه اشرف مستقر شدند. چند سال بعد، آنها ناگزیر به تخلیه این قرارگاه شده و به کمپ لیبرتی در نزدیکی فرودگاه بین المللی عراق منتقل شدند. از آن زمان از حدود 3000 نفر نیروهای مجاهدین خلقِ مستقر در عراق، حدود  800 تا 1000 نفر به آلبانی منتقل شده اند. 

نتیجه: جهت گیری تحولات سیاسی در ایران از سال 1357 به بعد بیش از هر چیز، از دو نیرو بیشترین تاثیر را پذیرفته است: خمینی و مقلدین و پیروانش که اکنون نیز رهبری جمهوری اسلامی را تشکیل می دهند. سازمان مجاهدین خلق و رهبر آن مسعود رجوی. این دو نیرو درگیر یک جنگ و رقابت دیرینه ی ایدئولوژیک بودند. ریشه این درگیری جدا از تفسیر و برداشت هر یک از آنها از اسلام و تشیع، به دوره ی زندان های شاه در اوائل دهه 50 شمسی بر می گردد. آمال و آرزوی هر یک از این دو نیرو، نابودی و حذف طرف دیگر است. بنیاد این تقابل بر تنفر و کشتار بنا شده است. هر دو نیرو در عمل به دخالت مذهب در حکومت پایبند هستند. آنچه که برای این دو نیرو اصلا اهمیت ندارد، منافع ملی ایران است. با این وجود هر دو نیرو فریبکارانه اهداف خود را پشت دفاع از مردم ایران، آزادی، عدالت و ... پنهان می کنند. ادعاهائی که البته دیگر امروز کاملا رنگ باخته است. متاسفانه رهبران بسیاری از دیگر نیروهای سیاسی، فاقد ژرف نگری کافی در تشخیص ماهیت جنگ بین این دو نیرو بوده و با حمایت از یک نیرو در مقابل دیگری، عملا وارد یک بازی اشتباه شده و به سهم خود منافع ملی ایران را پایمال کردند.

مسئولیت اصلی پایان دوره فعالیت مسالمت آمیز سیاسی و کشانده شدن ایران به طرف خشونت و جنگ و درگیری های مسلحانه با شخص آیت الله خمینی و نظام تحت رهبری او می باشد. همزمان، رهبری سازمان مجاهدین خلق با اعلام جنگ مسلحانه یک ماجراجوئی بی حاصل اما خونبار را رقم زد. این تصمیم در حالی اتخاذ و اعلام شده که صده ها هزار نیروهای هوادار مجاهدین به دلیل سالها فعالیت علنی در شهر و محله شان برای نیروهای سرکوبگر رژیم شناخته شده بودند و فرصتی برای مخفی شدن نداشتند. از فردای اعلام جنگ مسلحانه از سوی رجوی، جان و زندگی این توده های هوادار و خانواده هایشان در معرض خطر مستقیم دستگیری و زندان و شکنجه و اعدام قرار گرفت. بسیاری از آنان نیز ناگزیر به زندگی مخفی روی آورده، کار خود را از دست داده، شهر و محل زندگی خود را ترک کرده و یا باید از کشور خارج می شدند. جنگ مسلحانه سازمان مجاهدین در سال 1360 و بعدا تشکیل ارتش آزادیبخش در سال 1366 چند ویژگی مهم دارد:  

اول: بر اساس سخنرانی های مسعود رجوی می توان گفت چنین تصمیمی، یک تصمیم گیری فردی با مسئولیت خود او بوده است. نظر به نقش تعیین کننده و روشی که او در اداره امور دارد، موافقت چند نفر دیگر در رهبری این سازمان با اعلام این تصمیم را می توان ناشی از القائات او دانست. چنین تصمیمی نمی تواند خواست عمومی مردم ایران یا حتی توده های هوادار این تشکیلات را نمایندگی کند. بنابر این تصمیمی "ولی فقیه" مآبانه می باشد. تصمیمی که برای ده ها هزار نفر معنی مرگ و زندگی داشت و روند تحولات سیاسی در ایران را کاملا تغییر داد.

دوم: با این تصمیم، چند چیز به گفتمان غالب در  فرهنگ سیاسی ایران تبدیل شد: خشونت، توانِ قدرت نظامی، تنفر، کشتن و "حذف" دیگران 

سوم: با این تصمیم، گفتمان "هر که با من نیست، بر من است" تقویت شد. مطابق آن بجای آنکه معیارِ صلاحیت یک نیروی سیاسی، پایبندی به منافع ملی ایران و  ارائه یک برنامه منسجم باشد، تعداد "شهدا" و میزان مقاومت" به یک معیار تبدیل شد.

چهارم: سازمان مجاهدین خلق با ادعای سرنگونی یک دیکتاتوری مذهبی، به همکاری تنگاتنگ با یک دیکتاتوری دیگر، یعنی صدام حسین در عراق روی آورد. چنین سیاستی، سیاستی فریبکارانه و در تقابل با ادعاهای دمکراتیک و  پایبندی به ارزش های انسانی و حقوق بشری است. 

پنجم: سازمان مجاهدین با اسرار بر ادامه ی این استراتژی، هر چه بیشتر خود را از مردم  و نیروهای سیاسی ایران دور و جدا کرده و راه هرگونه همبستگی و ائتلاف گسترده و ملی را مسدود کرد.

ششم: مسعود رجوی، رهبری مجاهدین، بجای پاسخگوئی و تصحیح استراتژی خود، به تقدس سازی در مورد خود دست زد، با دامن زدن به خود حق پنداری، نیروهای سیاسی دیگر را از خود دور کرد. هر صدای اعتراض و مخالف در درون یا بیرون تشکیلات را سرکوب کرد و با تهدید و توهین و یا با ترور شخصیت سعی در حذف این اعتراضات نمود.

هفتم: به همه دلایلی که در بالا آمد، سازمان مجاهدین و رهبری آن بویژه مسعود رجوی با استراتژی جنگ مسلحانه، با تشکیل ارتش آزادیبخش و بویژه با عملیات فروغ جاویدان عملا به ادامه عمر نظام جمهوری اسلامی کمک کرد. نباید فراموش کرد که مسعود رجوی همیشه پایان جنگ را طناب مرگ بر گردن رژیم توصیف می کرد. در زمانی که خمینی به قول خودش جام زهر را سرکشیده و آبرویش را با خدا معامله کرده بود، باید به مردم بخاطر ادامه دادن یک جنگ خانمانسوز به مدت هشت سال پاسخ می داد. در آنزمان به دلیل مخالفت گسترده مردم و نیروهای نظامی با ادامه جنگ، جامعه آبستن حوادثی بود که برخورد رژیم با آن، مسلما منجر به آن می شد تا خمینی و تمامیت نظامش ضعیف تر از آن که بود، بشود. رجوی اما، با عملیات فروغ جاویدان راه فرار برای خمینی ایجاد کرد تا بجای پاسخگوئی به چرائی ادامه جنگ، کشته و زخمی شدن میلیون ها انسان و ویرانی شهرها و مناطق بزرگی از ایران، اذهان مردم را به "عملیات مرصاد" سرگرم کند.

این دوره با مرگ خمینی به پایان می رسد. خمینی شخصیتی بود که بخاطر آتوریته اش می توانست هر گشایشی را در سیاست داخلی ایران ممکن سازد. در  عوض، او در شهریور و مهر ماه سال 1367، کوته زمانی قبل از مرگش، با فرمانی به خط خودش هیئتی را مسئول حذف و کشتار زندانیان سیاسی کرد. این زندانیان یا دوران محکومیتشان را می گذراندند یا حتی دوره محکومیتشان به سر رسیده بود اما همچنان در زندان نگه داشته شده بودند. آمار دقیقی از این کشتار که در مدت چند هفته انجام شده وجود ندارد. گفته های مختلف بر روی حداقل 5 هزار نفر توافق دارند. این اقدام خمینی اگر چه نشان دهنده نوعی تنفر او نسبت به این افراد است، اما به خوبی نشان می دهد که او از بیرون آمدن این افراد از زندان و تاثیری که آنها می توانستند در تغییر فضای سیاسی جامعه داشته باشند نگران بوده است. از این رو حذف و کشتار آنان را تضمینی برای بقای بدون دردسر حکومتش می دید. این واقعیت و حذف آیت الله منتنظری از سمت قائم مقامی که به این کشتار ها اعتراض کرده بود نشان می دهد که نظام جمهوری اسلامی تا کجا فاقد هرگونه ظرفیت برای تغییر مسالمت آمیز یا حتی اصلاحات بوده و هست. 
 
حنیف حیدرنژاد
15 فروردین 1395 / 3 آوریل 2016
http://www.hanifhidarnejad.com 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

حنیف حیدرنژاد

فهرست مطالب حنیف حیدرنژاد در سایت پژواک ایران 

*تروریست واقعی کیست؟ کوردها، آلمان و ترکیه
*مراسم اسکار؛ چرا اصغر فرهادی به نقض حقوق بشر و سیاست های تبعیض آمیز در ایران اعتراض نمی کند؟
*مصوبه کابینه آلمان؛ تشدید اخراج پناهجویان
*گزارش وزارت کشور آلمان در مورد تعداد پناهجویان در سال 2016
*چند عکس و چند سوال
*پیامد های مرگ رفسنجانی در عرصه جناح بندی های جمهوری اسلامی
*طراحی عملیات از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در آلمان
*گورخوابی در ایران و روش حسن روحانی برای مبارزه با آن
*یاد ناصر ایرانپور دوستدار آزادی و انسایت گرامی!
*کشف گور دسته جمعی در تبریز و مسوولیت رژیم در حقیقت‌یابی
*اروپا و قدرت گیری پوپولیسم؛ شکست احزاب سنتی
*صدور حکم محکومیت احمد منتظری، هراس جمهوری اسلامی از حقیقت‌یابی
*پایه‌ریزی سیستم جدید برای تشدید کنترل ورود به اتحادیه اروپا
*تشدید اخراج پناهجویان از آلمان
*حالت‌های مختلف تصمیم‌گیری توسط اداره امور پناهندگی در آلمان
*سازمان مجاهدین، پایان انتقال به آلبانی و سرپوش گذاشتن بر یک شکست استراتژیک به بهای جان انسان ها
*«افتخار» پورمحمدی به کشتار و اعدام های سال 67 و طرح چند سوال
*سازمان مجاهدین خلق و تصفیه حساب شنیع با مخالفین
*در مورد خبر فوت مسعود رجوی
*اهمیت «مسئولیت فردی» در همکاری و مشارکت با دستگاه سرکوب و کشتار
*تصویب پیش نویس قانون «انتگراسیون» توسط دولت آلمان
*پدرسالاری اصلاح‌طلبانه: چرا اصلاح‌طلبان از اقدام فائزه رفسنجانی دفاع نمی‌کنند؟
*گرویدن به مسیحیت و تاثیر آن بر درخواست پناهندگی در آلمان
*نه، یعنی نه! خواست فعالان حقوق زنان در آلمان در مورد سکس بدون رضایت
*انتگراسیون چیست، شرایط و الزامات آن/ پاورپوینت آموزشی
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت چهارم و آخر
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت سوم
*مهمترین عامل و تعیین کننده ترین عامل
*معامله با ترکیه بر سر پناهجویان، شکست اتحادیه اروپا
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت اول
*قوانین جدید پناه‌جویی در آلمان: قانون الحاق خانواده محدود شد
*واقعا نمیدونی چقدر ابلهی؟!
* انتخابات، فرصتی برای یک رفراندومِ ساکت «نه» به جمهوری اسلامی
*زندگی ادامه دارد، به یاد عباس محمدرحیمی
*تسلیت به خانواده سرفراز محمد رحیمی
*آنگلا مرکل زیر فشار: خودت مشکل پناه‌جویان را حل کن‎
*مزاحمت جنسی در شب سال نو؛ آتشی تازه به دامان پناه‌جویان در آلمان؟
* آلمان: نزدیک به ۱میلیون پناه‌جو و تقریبا نیم‌ میلیون تقاضای پناهندگی در سال ۲۰۱۵
*فرد در تشکیلات، ارزش و جایگاه فرد در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق
*فریبکاری رهبری سازمان مجاهدین خلق بیش از پیش رنگ می بازد
*ترکیه در آستانه جنگ داخلی؟
*اوج حضیض یک سازمان سیاسی
*محتوای بسته دوم قوانین پناهجوپذیری آلمان در سال ۲۰۱۶ چیست؟
*همدردی با مردم فرانسه، مبارزه با تروریست های اسلام گرا
*حمام خون در لیبرتی، و مسئولیت مسعود رجوی
*حمله مجدد موشکی به اردوگاه لیبرتی در عراق و مرگ انسان ها، مسئولیت با کیست؟
*قوانین جدید مربوط به پناه جویان در آلمان، یک هفته زودتر به اجرا گذاشته شد
*طرح ایجاد مناطق ترانزیتی در مرز آلمان برای کنترل ورود پناه جویان
*مریم رجوی و ادعاهای تکراری پایبندی به دمکراسی و حقوق بشر
*سازمان عفو بین الملل؛ تلاش برای لغو مجازات اعدام مرتبط با مواد مخدر
*ترسیم خطوط کلی سیاست پناهندگی در آلمان و اروپا
*تلاش ها برای هماهنگی در حل و فصل بحران پناه جویان در آلمان و اتحادیه اروپا
*انساندوستی مردم آلمان قابل تقدیر است
*بحران پناه جویان؛ اتحادیه اروپا در بحران هویتی و بر سر دوراهی
*18 دلیلی که رفسنجانی نیز دستگاه قضائی در جمهوری اسلامی را ناعادلانه می داند
*آلمان و تاخیر در برخورد با بحران پناه‌جویی
*آلمان و پناه‌جویان؛ پیروزی قانون بر وحشت‌پراکنی راست‌های افراطی
*عوامل مهم و تاثیرگذار در شکل دهی تحولات سیاسی- اجتماعی ایران امروز
*دفاع از حقیقت، پایداری بر یک پرنسیب
*بمبگذاری در اردوگاه حزب کومله کردستان ایران محکوم است
*فردیت و جنسیت و مکانیزم های درون تشکیلاتی سازمان مجاهدین خلق برای تثبیت رهبری رجوی
*سومين کنگرهء سکولار دموکرات های ايران؛ انتقادات و نکات قابل تأمل
*تغییرات جدید در قانون اقامت در آلمان
*مردسالاری شیعی و توهین یکی از آخوندها به ایرانیان از طریق تلویزیون حکومتی
*تحقیر خامنه ای توسط وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا
*بحران جهانیِ فرار و پناهندگی، نشانه‌ای از بحران سیاست جهانی
*تحولات سیاسی ترکیه؛ مقابله نئوعثمانیسم و سکولاریسم
*پاورپوینت آموزشی به زبان ساده؛ دلایل فرار و پناهندگی
*فرار یک زن برهنه از خودروی نیروی انتظامی، نقطه انفجار فردی و اجتماعی و پیامدهای آن
*اروپا چگونه پناه‌جویان را به کام مرگ می‌فرستد
*تلاش رهبران جمهوری اسلامی برای فرار از پیامدهای تفاهم هسته‌ای
*افزایش شمار پناه‌جویان در جهان و نگاهی به پراکندگی جغرافیائی ایرانیان پناه‌جو
*چرا مریم رجوی بر«تسلیح» ساکنین کمپ لیبرتی در عراق اصرار می کند، عواقب آن چیست؟
*علی خامنه‌ای در فرار از پاسخگوئی، منتقد نظام خود می‌شود
*محمد اقبال سخنگوی غیر رسمی سازمان مجاهدین خلق اتهام پراکنی می کند. پاسخ دهید!
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق، قسمت سوم و پایانی
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق (2 )
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق (1)
*مرگ افراد سازمان مجاهدین در عراق و لیبرتی؛ ابهامات و پرسش ها
*هیچ پناه جوئی از آلمان تا نیمه ژانویه 2016 به یونان اخراج نمی شود
*جنگ تبلیغاتی- روانی بر سر شمارِ تظاهرکنندگان «پِگیدا» در آلمان
*کمک های سخاوتمندانه و میلیونی سازمان مجاهدین خلق به «مزدوران وزارت اطلاعات» و چند سوال
*جایتکار خوب، جنایتکار بد!
*۱۲۷٫۰۲۳ تقاضای پناهندگی جدید در آلمان در سال ۲۰۱۴
*مشروط کردن کمک تسلیحاتی و آموزشی به پیشمرگان کورد در عراق به رعایت حقوق بشر
*قتل یک پناه جوی اریتره ای در شهر دِرِسدن آلمان
*مسئولیت مسعود رجوی در حفظ جان ساکنین کمپ لیبرتی در عراق
*حذف مخالفین با شلیک به قلب آزادی بیان
*تفاوت های مهاجر و پناه جو و پناهنده
*آتش زدن همزمان سه خوابگاه پناه جویان در آلمان
*نقدی مختصر به مقاله ی ایرج مصداقی «مسعود رجوی سه دهه فرار و ...»
*اتهام زنی بجای استفاده از راه کارهای قانونی؛ فرهنگ سرکوب مخالفین توسط سازمان مجاهدین خلق
*چرا رهبری سازمان مجاهدین خلق از اطلاع رسانی در مورد اعضا این سازمان در عراق و آلبانی خودداری می کند؟
*نگاهی سریع به پیام یازده آبان 1393 مسعود رجوی
*شورای ملی مقاومت تشکیلاتی غیردمکراتیک و زائده سازمان مجاهدین
*حکم دادگاه حقوق بشر اروپا در ممنوعیت اخراج یا بازگرداندن پناه جویان به یونان
*اتحادیه اروپا: ممنوعیت اخراج یا بازگرداندن پناه جویان به ایتالیا مشروط می شود
*اشک تمساح رژیم اسلامی ایران و حمله به مدافعان حقوق بشر
*درگیری شدید پلیس آلمان با نئونازی ها در شهر کلن
*ریحانه را بخاطر دفاع از زندگی و حقیقت اعدام کردند
*چراغ سبز امام جمعه اصفهان برای اسیدپاشی به زنان: ام‌القرای جهانیم یا بدتر از حرامسرا های قدیم؟
*پیشروی نیروهای خلافت اسلامی تا 12 کیلومتری فرودگاه بغداد و سوال از رهبری سازمان مجاهدین
*در باره «استعفای طبيعی و شرافتمندانه»
*انطباق فعال یا فرصت طلبی و بی پرنسیبی سیاسی؟
*اعدام، اهداف و انگیزه ها؛ به مناسبت روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام
*فاجعه انسانی در کوبانی، نظاره گری قدرت های محلی و جهانی؛ مشارکت در جنایت
*کنترل مرزی در اتحادیه اروپا به مدت دو هفته با هدف دستگیری پناه جویان «غیر قانونی»
*کاسبی و تجارت به نام پناه جویان؛ بد رفتاری و ضرب و شتم پناه جویان در کمپ های پناه جویان در آلمان
*تغییرات جدید در زمینه قوانین مرتبط با پناهندگی در آلمان
*تشدید شرایط غیر انسانی کمپ های پذیرش پناه جویان تازه وارد در آلمان
*برجسته کردن نقش عوامل خارجی، برای توجیه مسئولیت گریزی شخصی یا تشکیلاتی
*تحقیر انسان در حکومت اسلامی در ایران؛ اراذل و اوباش واقعی چه کسانی هستند؟
*نگاهی به کنگره دوم سکولار دمکرات های ایران در شهر بوخوم
*بهبودی نسبی وضعیت حقوقی قبول شدگان پناهندگی به دلایل انسانی در آلمان
*جنایت بر علیه بشریت در غزه، برنده و بازندگان آن
*ضدیت رهبری مجاهدین خلق با آزادی بیان
*سالگرد عملیات «فروغ جاویدان»
*نگاهی کوتاه و سریع به «گزارش 93» ایرج مصداقی
*«خلق قهرمان ایران»!
*برای رفع تکلیف! نگید که ما نگفتیم!
*پناهجویان در برلین در محاصره پلیس
*شکافِ بینِ نسل ها، چرا؟
*فرار به جلو به سبک رهبری مجاهدین
*بیش از 75 هزار ایرانی پناه جو در سال 2013
*زمینه سازی کشتار ساکنین کمپ لیبرتی در عراق با بی مسئولیتی رهبری مجاهدین
*خطاب به احزاب، گروه ها، تشکل ها و شخصیت های ایرانی و ایرانیان مدافع حقوق انسان؛ سکوت خود را بشکنید!
*سقوط شهر موصل توسط «داعش» و وظیفه سازمان ملل و دولت امریکا در تامین حفاظت ساکنین لیبرتی در عراق
*اهمیت شکستن «تابوی تجاوز» در مراحل پناهندگی در آلمان- نگاهی به یک تجربه
*فرار رهبری مجاهدین خلق از پاسخگوئی، با به جان هم انداختن خانواده ها
*دفاع از حق آزادی بیان مسیح علی نژاد
*«جنگِ نیابتی» به سبک رهبری سازمان مجاهدین خلق
*نامه سرگشاده به مریم رجوی: مسئولیت سلامتی برادران خود را با رهبری سازمان مجاهدین می دانیم
*چرا مریم رجوی به سوالات نمایندگان پارلمان کانادا پاسخ می دهد، اما به ایرانیان نه؟
*شلیک سلاح سبک به ساکنین لیبرتی، نشانی از وخامت بیشتر امنیت آنان
*دفاع از حقوق بشری میرحسین موسوی در دسترسی او به امکانات درمانی
*درخواست گواهی کارشناسانه در مورد ریحانه جباری برای کشف حقیقت
*علی خامنه ای، ضدیت با ارزش های غربی یا ارزش های حقوق بشری؟
*ملحق شدن پدر و مادر به فرزندان بر اساس قانون اقامت آلمان
*یک سند بسیار با ارزش در مورد نوع نگاه اسلام به زن، به مرد و به انسان
*«خیانت به اعتماد» و پیامدهای فردی آن
*پناهندگی «سهمیه ای» یا بازاسکان مجدد چیست؟
*گزارش اعدام 2013 سازمان عفو بین الملل؛ برخی بخش های مرتبط با ایران
*نگاهی به سالی که گذشت؛ ما یاد گرفتیم که آزاد بیاندیشیم و با صدای بلند حرفمان را بزنیم
*مسئولیت مضاعف رهبری سازمان مجاهدین خلق در خروج هرچه سریعتر ساکنین کمپ لیبرتی از عراق
*آژانس اروپائی حقوق بنیادین: از هر سه زن یکی قربانی خشونت
*سایه روشن های انقلاب، نگاهی با فاصله پس از 35 سال به انقلاب 1357
*زنان مسلمان آلمانی داوطلب برای ازدواج در سوریه
*خودسوزی منجربه مرگ یک پناه جوی ایرانی در جنوب آلمان
*کنترل به دلیل رنگ پوست در آلمان؛ وقتی حکومت اقلیت ها را مرعوب می کند
*دادگاه بین المللی در آلمان در ارتباط با جنایت برعلیه بشریت
*مسعود رجوی، دفاع از آزادی بیان سلمان رشدی و سرکوب آزادی بیان مخالفین خود
*سه دهه مرگ و کشتار، جنگ و آوارگی، فقر و فحشا، بیماریهای روحی-روانی، اعدام و تبعید و فرار و مهاجرت
*شرمتان باد!
*مریم رجوی از پاسخگوئی و پذیرش مسئولیت فرار می کند
*از حق پناهندگی شهاب اختیاری و زندگی او در امنیت دفاع کنید
*سوال از رهبری سازمان مجاهدین در باره گزارش یونامی و کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل از کمپ لیبرتی
*نامه سرگشاده به مریم رجوی؛ ما را از وضعیت برادرانمان مطلع کنید
*در خواست پناهندگی 4.777 نفر ایرانی در سال 2013 از آلمان
*تهمت و توهین رهبری سازمان مجاهدین به خانواده های نگران بستگانشان در کمپ لیبرتی
*اهمیت قرارداد دوبیلن 3 در امور پناهندگی در اتحادیه اروپا
*به کشتار ساکنین کمپ لیبرتی در عراق پایان دهید
*اداره خارجیان آلمان نمی تواند پول ماهیانه پناه جویان را به دلیل پرنکردن فرم بازگشت داوطلبانه کم کند
*پایان اعتصاب غذا در لیبرتی، «پیروزی» یا شکست؟
*نقد سازمان مجاهدین، "دعوائی خانوادگی"، یا ضرورتی فرا سازمانی؟
*اهمیت پراکتیک مقوله حقوق بشر و پیوند آن با تحولات سیاسی در ایران
*«حقوق شهروندی» حسن روحانی و مشخصات آن
*یک گزارش و شش تفاوت؛ نمونه ای از عدم لیاقت و بی سر و سامانی نظام جمهوری اسلامی
*مسئولیت سیاسی رهبری سازمان مجاهدین خلق در قبال «جان باختن» اعتصاب غذا کنندگان در کمپ لیبرتی
*دادگاه عالی اتحادیه اروپا: ممنوعیت بازگرداندن پناه جویان به کشور دیگری در اتحادیه
*اتهام زنی بی پایه و اساس رهبری سازمان مجاهدین خلق بر علیه جدا شدگان، منتقدین و مخالفین؛ نقض آشکار حقوق بشر
* فرار رهبری مجاهدین از مسئولیت خود در کشتار در اشرف
*درخواست های سازمان عفو بین الملل از دولت ائتلافی آینده آلمان در مورد موضوع پناه جویان
*پایان موقت اعتصاب غذای پناه جویان در برلین
*قوانین پناهندگی و رفتار خود سرانه اداره های دولتی با پناه جویان در آلمان
*چرا اعدام نه! به مناسبت 10 اکتبر روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام
*چرا رهبری سازمان مجاهدین خلق در به جریان انداختن اقدامات قضائی برای شناسائی مسئولین گروگان گیری و کشتار در اشرف و لیبرتی تعلل می کند؟
*ستون «نظرات» جائی برای تقابل اندیشه ها یا محلی برای تخلیه خرده حساب های شخصی
*اعتصاب غذا در کمپ لیبرتی چرا؟
*مرگ حداقل 82 پناه جو در سواحل ایتالیا؛ بی عملی اتحادیه اروپا
*رژیم جمهوری اسلامی دشمن آزادی اطلاعات و آگاهی
*حذف تصویر اتهام زننده ای که قرار بود بر علیه آن شکایت شود
*درسی از انتخابات آلمان: شکست سیاسی و شجاعت در «پذیرش مسئولیت شخصی»
*توهین، تهمت و اتهام بدون عقوبت قضائی نمی ماند
*پرسش و پاسخ در مورد سازمان مجاهدین خلق ایران و سیاست های آن- قسمت دوم و پایانی
*پرسش و پاسخ در مورد سازمان مجاهدین خلق ایران و سیاست های آن- قسمت اول
*چرا؟... ؛ حال و روز درونی ام پس از کشتار در اشرف
*مریم رجوی باید پاسخ دهد
*کشتار اعضاء سازمان مجاهدین خلق ایران در قرارگاه اشرف، مصداق «جنایت بر علیه بشریت»
*گرم شدن فعالیت های انتخاباتی در آلمان و تلاش برای جلب جوانان
*تهدید به قتل ایرج مصداقی و تائید آن توسط مهدی ابریشمچی نماینده سازمان مجاهدین خلق در شورای ملی مقاومت ایران
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت نهم و پایانی
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت هشتم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت هفتم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت ششم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت پنجم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت چهارم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت سوم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت دوم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت اول
*68 سال پس از جنگ جهانی دوم، در جستجوی جنایتکاران
*کمپین سازمان عفو بین الملل برعلیه وضعیت وخیم پناه جویان در یونان
*یک پرسش ساده و یک پاسخ کوتاه
*ساکنان کمپ لیبرتی در عراق گروگان سیاست بازی رهبری مجاهدین؟
*نگاهی به «بیانیه تفضیلی شورای ملی مقاومت ایران- 7 تیر 1392»
*توقف اخراج یک پناه جوی ایران در آخرین دقایق با پادرمیانی مستقیم وزیر کشور آلمان
*کارخانه «مزدور» سازی سازمان مجاهدین خلق چگونه عمل می کند؟
*روز جهانی پناهندگان؛ پناه جویان ایرانی و پراکندگی آنها در جهان
*مسئولیت کشتار مجاهدین خلق مستقر در عراق در کمپ لیبرتی با چه کسانی است؟
*پیام «انتخاب» روحانی؛ سیاست مهار و تغییر کنترل شده
*مصوبه پارلمان اروپا در زمینه یکسان سازی سیستم پناهندگی اروپائی
*نگاهی به یک "عکس دسته جمعی" و سخنی با آقایان روحانی، قصیم و یغمائی
*نمایشگاه نقاشی های میر حسین موسوی در برلین و به فراموشی سپردن مسئولیت های پیشین او در نقض حقوق بشر
*موضع گیری شورای ملی مقاومت ایران در مورد استعفای آقایان محمد رضا روحانی و کریم قصیم؛ فرار از پاسخگوئی
*تعهدات ده گانه مريم رجوی برای ايران آزاد فردا و طرح چند سوال
*چرا "انتخابات" رژیم مغایر با موازین حقوق بشر و یک مردم فریبی است؟
*اطلاعیه کمیسیون قضائی شورای ملی مقاومت ایران در مورد اسماعیل یغمائی، گواه عدم استقلال و عدم تخصص
*اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران در مورد اسماعیل وفا یغمائی و چند سوال
*نتایج آخرین سرشماری جمعیت در آلمان
*خشونت کلامی سازمان مجاهدین و وابستگان آن، چرا؟
*جمهوری دمکراتیک اسلامی یا "جمهوری دمکراتیک، سکولار و غیر هسته ای"؟
*مهاجران تازه وارد به آلمان پیوسته از سطح تخصصی بالاتری برخوردارند
*فشرده ی گزارش 2013 عفو بین الملل در باره اعدام: ایران و چین در صدر
*سخنان نژاد پرستانه و توهین آمیز علی خامنه ای بر علیه مردم اروپا و سکوت رهبران سیاسی اروپا
*نگاهی به نوشته محمد هادی: "مصداقی، مُبصر کلاس اپوزیسیون"
*سخنان نژاد پرستانه و توهین آمیز علی خامنه ای بر علیه مردم اروپا و سکوت رهبران سیاسی اروپا
*سیاست «سکوت» اطلاع رسانی سازمان مجاهدین خلق در قبال اعزام انتقال مجاهدین به آلبانی، چرا؟
*انواع قبولی پناهندگی در آلمان، یکسانی ها و تفاوت ها
*نگاهی به پیام مسعود رجوی به خامنه ای و رفسنجانی
*نگاهی به نامه سرگشاده ایرج مصداقی به مسعود رجوی
*مشخصه های سیستم کیش شخصیت و اهمیت درک آن برای فعالین ایرانی
*افزایش 17 درصدی صدور تسلیحات در جهان، مرگ سالیانه 500 هزار نفر از طریق سلاح های مختلف
*شرایط سختگیرانه تر در پذیرش پناهندگی به دلایل مذهبی در آلمان
*مسئولیت کشته شدن اعضاء سازمان مجاهدین خلق در "اردوگاه آزادی" با دولت عراق و سازمان ملل متحد می باشد
*سالگرد آزاد سازی اردوگاه مرگ آشویتس، یک فیلم مستند بر اساس مصاحبه با فیلمبردار ارتش سرخ
*افزایش تقریبا 30 درصدی ایرانیان پناه جو در آلمان در سال 2012
*توصیه هائی در مورد پناهندگی در آلمان و آشنائی با سختی های پیش رو
*روز جهانی حقوق بشر؛ آیا اتحادیه اروپا لیاقت دریافت جایزه حقوق بشر را دارد؟
*دستمزد و هزینه های وکیل در دعاوی مربوط به درخواست پناهندگی یا اقامت در آلمان
*نه به زندانی کردن پناه جویان در مرزهای اروپا
*حکم دادگاه عالی اداری: پلیس در آلمان اجازه ندارد کسی را به دلیل رنگ پوستش کنترل کند
*راهپیمائی اعتراضی پناه جویان در آلمان؛ دستاوردها و چشم اندازها
*موضوع "حق تعیین سرنوشت" و فقر نیروهای سیاسی ایران*
*حکم دادگاه حقوق بشر اروپائی در ارتباط با پناهندگی به دلایل مذهبی
*تست جدائی و طلاق، بر اساس تجربه و کار عملی و تخصصی با ایرانیان ساکن در آلمان
*مشکلات روحی- اجتماعی ایرانیان پناه جو و پناهنده در آلمان / یک بررسی تحقیقی- تحلیلی
*گسترش اعتراضات پناهجویان در آلمان، با پیشتازی پناهجویان ایرانی، برعلیه شرایط غیر انسانی زندگیشان
*نقدی بر گزارش سالانه نقض حقوق بشر
*از حق شهروندی افغانستانی ها و افغانستانی تباران ساکن در ایران دفاع کنیم!
*خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق؛ پایان یک استراتژی و چالش های پیش رو
*حکم دادگاه اداری شهر گیسن در آلمان در باره قبولی پناهندگی یک پناهجوی عرب ایرانی
*نگاهی به گزارش سال 2011 بخش مددکاری اجتماعی مرکز یاری های پزشکی در امور پناهجویان در شهر بوخوم آلمان
*استثمار جدید و پشت پرده "اعجاب کار و اشتغال" در آلمان
*افزایش 35 درصدی ایرانیان پناهجو در آلمان در سال 2011
*بانک اطلاعاتی احکام مرتبط با امور پناهندگی در رابطه با ایران
*چرا یک هنرمند سرشناس در قبال سانسور در کشورش سکوت میکند؟
*بانک اطلاعاتی ویزای شنگن برای کنترل اسامی و اثر انگشت
*دادگاه عالی اروپا: ممنوعیت بازگرداندن پناهجویان به کشور دیگری در اتحادیه
*تقسیم و انتخاب محل زندگی پناهجویان در آلمان
*ارسال تسلیحات از آلمان برای قذافی در زمان تحریم تسلیحاتی؟ / نقش رسانه ها در روشن کردن افکار عمومی
*نقدی بر مقاله « قتل ناموسی برگی خونین از روایت ستم بر زنان»
*ی به وضعیت سکونتی پناهجویان در آلمان در هایم(کمپ) های پناهندگی
*محکومیت اعدام معمر قذافی از زاویه حقوق بشری
*دوم آگوست، یادبود کشتار و نسل کشی کولیها توسط آلمان هیتلری
*تغییرات جدید در قانون اقامت آلمان از اول ماه یولی 2011
*سیاست پناهندگی اتحادیه اروپا: «فروش حقوق بشر و خیانت به حقوق بشر»
*سرکوب و کشتار ساکنین اردوگاه اشرف، یک نقض آشکار حقوق پناهندگان و حقوق بشر است
*مصوبات جدید پارلمان آلمان در زمینه امور خارجیان
*«ویراست دوم منشور جنبش سبز»، تاکیدی مجدد بر وفاداری به نظام جمهوری اسلامی
*«جنبش سبز»، جنبش «مصون سازی نظام از سقوط و انحطاط»
*توقف اخراج پناهجویان از آلمان به یونان به مدت یک سال
*افزایش 111 درصدی ایرانیان پناهجو در آلمان در سال 2010
*تحریم آمرین جنایت در ایران گامی بزرگ به جلو، اما ناکافی و سوال برانگیز
*لایحه حمایت از خانواده «حمایت از مردسالاری» و آپارتاید جنسی؟
*60 کیلومتر اتوبان در تصرف «اراذل و اوباش و مصادیق آشکار فسق و فجور» یا دوستداران زندگی؟
*پیام فرزاد کمانگر و شیرین علم هولی؛ مقامت، مقاومت، مقاومت
*اهمیت رعایت اصل اطلاع رسانی موثق و پرهیز از تیترسازی های جنجالی
*آمار اخراج پناهجویان از آلمان در سال 2009؛ تعداد اخراج به مقصد ایران: 149 نفر
*شلیک مرگبار به "ندا آقا سلطان" و پیامدهای انتشار اشتباه یک عکس برای "ندا سلطانی"
*چند سوال و ابهام در مورد بيانيه «پشتيبانان سکولار جنبش سبز ایران»
*غربت یا غریبه گی؟
*اشاره ای به چند ویژه گی سازمان مجاهدین خلق و نقدی بر نظرات ایرج مصداقی
*مراحل درخواست پناهندگی در آلمان؛ پناهندگی به چه کسی تعلق می گیرد؟
*احترام و وفاداری به خمینی، مرز جدا کننده وفادارن به نظام با وفاداران به جنبش آزادیخواهی
*خاکسپاری دوباره و ادای احترام به "ویکتور خارا" ، هنرمند مردمی شیلی پس از 36 سال
*استعفاء وزیر سابق دفاع آلمان؛ یک نمونه مقایسه در مورد دروغ و بی کفایتی مسئولین در آلمان و رژیم ج. ا
*گزارش تلویزیون کانال یک تلویزیون آلمان از فرار روزنامه نگاران از ایران بدلیل فشار و سرکوب
*چگونه میتوان "میزان وثوق" فیلم های خبری از ایران بر روی اینترنت را افزایش داد؟
*نمونه گیری آماری مربوط به مسیر خروج پناهجویان ایرانی تا ورود آنان به آلمان
*13 آبان روز دانش آموز یا روز اشغال سفارت آمریکا؛ مرزهای فرصت طلبی در سیاست و مبارزه حقوق بشری
*نابودی اسناد و مدارک، اقدام جدید رژیم جمهوری اسلامی برای مسکوت نگه داشتن جنایاتش
*در مقابل جنایت تجاوزکاران در زندانهای جمهوری اسلامی، سکوت را بشکنید!
*تفاوت های جنبش سبز با جنبش آزادیخواهی مردم ایران
*دفاع از جان و امنیت و حقوق پناهندگی اعضاء و وابستگان سازمان مجاهدین مستقر در عراق، وظیفه ای انسانی
*حکم دادگاه اداری فرانکفورت برای بازگرداندن پناهجوی ایرانی اخراجی به یونان
*گزارش تلویزیون آلمان؛ تجهیزات و تکنیک پیشرفته ساخت آلمان در خدمت احمدی نژاد برای سرکوب مردم ایران
*چگونه میتوان "میزان وثوق" فیلم های خبری از ایران بر روی اینترنت را افزایش داد؟
*دستور خروج خبرنگاران خارجی از ایران؛ زمینه سازی یک سرکوب و کشتار گسترده؟
*رسیدن به آزادی از خِلال جنگ ایدئولوژیک در درون رژیم جمهوری اسلامی تا کجا واقعی است؟
*چرا "انتخابات" رژیم مغایر با موازین حقوق بشر و یک مردم فریبی است؟
*آمار اخراج پناهجویان از آلمان در سال 2008؛ تعداد اخراج به مقصد ایران: 113 نفر
*نگاهی به تاریخچه "حق پناهندگی" درقانون اساسی آلمان و تغییرات داده شده در آن
*«نه بخشش و نه فراموشی» ؛ مبارزه جهانی برای به مجازات کشاندن جنایتکاران
*«ریخت و پاش ١٢ میلیارد تومانی در همایش ایرانیان خارج از کشور»؛ دوستان احمدی نژاد چه کسانی هستند؟
*تجاوز به حریم شخصی مردم تحت نام «پاکسازي خانه های مجردی»، نمونه جدیدی از «اوباش گری حکومتی»
*"مرحله رسیدگی ویژه به درخواست پناهندگی در فرودگاه های آلمان" یعنی چه و چگونه انجام میشود؟
*بازگشت دادن 65 پناهجوی ایرانی در سال 2008 از طرف دولت آلمان به دیگر کشورهای عضو قرارداد شنگن
*باز پس گیری و لغو موقعیت پناهندگی 1596 ایرانی در آلمان طی سال 2008
*انتگراسیون و نقض حقوق بشر!
*"اقامت مستقل از همسر"، راهی برای پایان دادن به شرایط غیر قابل تحمل در ازدواج های اجباری
*وقتی سرکونسولگری رژیم در آلمان، به ادارات آلمانی درس
*چرا اعدام نه!
*گزارشی از جلسه سخنرانی در رابطه با سی سال نقض حقوق بشر در ایران
*پیشگیری از یک فاجعه انسانی ؛ دفاع از امنیت مجاهدین خلق درعراق یک وظیفه حقوق بشری است
*اعتراضات مردم مشهد بر علیه گرانی
*خمینی مرد اما همچنان میراث پلید او بر سر مردم ایران گرد مرگ و بی اعتمادی و آوارگی را می پراکند
*فشار اداره خارجیان برای تهیه پاس ایرانی؛ یک اقدام " نرمال اداری" یا پهن کردن دام برای پناهجویان؟
*دهه زجر و ارمغان جمهوری اسلامی برای مردم ایران: