اتهام زنی بجای استفاده از راه کارهای قانونی؛ فرهنگ سرکوب مخالفین توسط سازمان مجاهدین خلق
حنیف حیدرنژاد

ترور شخصیت های زنجیره ای
سازمان مجاهدین خلق در جدیدترین نمونه از حمله های زنجیره ای برای ترور شخصیت مخالفین خود، این بار آقای محمد جعفری (همنشین بهار) را مورد هدف قرار داده است. سایت "ایران افشاگر" از سایت های وابسته به سازمان مجاهدین، مطلبی با عنوان "محمد جعفری «همنشین شاگرد جلاد اوین»" انتشار داده است. نویسنده این مطلب "خواهر مجاهد مهناز بزازی" اعلام شده است.[1]
این به عهده آقای محمد جعفری است که بخواهد در مورد اتهامات وارده یا آنچه در این نوشته به او نسبت داده شده است پاسخ بدهد یا ندهد. آنچه من مایلم در نوشته خود به آن بپردازم روح حاکم بر این سبک از "افشاگری" یا به عبارت دیگر ترور شخصیت مخالفین توسط سازمان مجاهدین خلق می باشد.
مهناز بزازی در نوشته اش با لحن تحقیر کننده ای در مورد محمد جعفری صحبت کرده و او را به دفعات با عناوینی از این قبیل مورد توهین و تهمت قرار می دهد:«همنشین شاگرد جلاد، مزدور وزارت اطلاعات، پاسدار سیاسی رژیم در خارج کشور، فرو رفته در لجن وزارت اطلاعات، دستان آلوده به خون مجاهدین، فردی خود فروخته و خائن».


سوال: آیا سازمان مجاهدین خلق (یا هر سازمان سیاسی اپوزیسیون) در خارج کشور می تواند بر علیه افراد حقیقی یا حقوقی اتهام پراکنی کند؟

اتهام پراکنی خیر، نقد و پاسخ دهی مستدل همراه با ادب و متانت آری! نفرت پراکنی و صدور فتوای مرگ و به مجازات رساندن مخالفین خیر، نقد و تحلیل منطقی آری! اتهام پراکنی خیر، اقدام قانونی آری!
در حالی که رهبری سازمان مجاهدین خلق در خارج کشور مستقر است و در حالی که منتقدین و مخالفین این سازمان که این سازمان بر علیه آنها اتهام پراکنی می کند نیز در کشورهای مختلف در خارج از کشور زندگی می کنند راه و روش درست، نه اتهام پراکنی بی پایه و اساس، بلکه مراجعه به مراجع قضائی در کشور محل سکونت فرد مورد اتهام می باشد. زیرا: - اگر سازمان مجاهدین خلق در ادعای خود مبنی بر همکاری یا مزدوری فرد یا افراد مورد اتهام با وزارت اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی صادق و جدی است، - اگر این سازمان آنگونه که ادعا می کند دلایل و اسناد و مدارک و شاهدین مختلفی در اثبات ادعای خود در اختیار دارد، - در حالی که این سازمان از منابع مالی لازم برای به جریان انداختن یک شکایت و دعوای حقوقی برخوردار است، - نظر به اینکه سازمان مجاهدین خلق وکلای بین المللی متعددی را در استخدام خود دارد، - با توجه به اینکه سازمان مجاهدین خلق تا کنون دعاوی مختلف حقوقی را در اروپا و ایالات متحده آمریکا تجربه کرده و به امور اداری و چم و خم های چنین کارزارهائی واقف است،
نظر به همه این موارد، سوال این است که پس چرا این سازمان برعلیه افراد مورد اتهام به "همکاری با وزارت اطلاعات" در کشور محل سکونت آن افراد اقدام قانونی به عمل نمی آورد؟ وقتی سازمان مجاهدین می تواند افراد را در همان کشور محل سکونتشان به دادگاه بکشاند و می تواند از این طریق بزرگترین کارزار تبلیغی برای رسوا کردن این افراد و رژیم جمهوری اسلامی را به پیش ببرد، پس چرا این کار را نمی کند؟ چرا به یک "افشاگری" ساده قناعت می کند؟
اگر سازمان مجاهدین خلق می تواند از طریق به جریان انداختن یک کارزار حقوقی برعلیه "مزدوران" وزارت اطلاعات در خارج کشور، به دستگاه اطلاعاتی رژیم ضربه بزند و از این طریق کلیت نظام را نیز با انزوا و و رسوائی بیشتر مواجه سازد، پس چرا کوتاهی می کند؟ اگر این کار را نمی کند دیگر چطور می توان ادعای مبارزه این سازمان با جمهوری اسلامی را جدی گرفت؟
وقتی سازمان مجاهدین خلق با وجود برخوردای از امکانات مالی و برخورداری از وکلای برجسته بین المللی به جای به جریان انداختن یک کارزار حقوقی، از "افشاگر" های به سبک دستگاه استالین و رژیم جمهوری اسلامی بهره می گیرد، علت آن را باید در چه جستجو کرد؟
به باور من علت این شیوه ی کار رهبری مجاهدین را باید قبل از هر چیز در بی پایه و اساس بودن ادعاهای آنها دانست؟ آنها به خوبی ابزارهای قانونی و حقوقی و روش های متمدنانه را می شناسند و مشکل کم بود آگاهی ندارند. اما، و اتفاقا به خوبی می دانند به جریان افتادن یک کارزار حقوقی می تواند باعث رسوائی خود آنها بشود. از همین رو به "افشاگری" یا همان ترور شخصیت روی می آورند. روشی که برای آنها در کشورهای خارجی مسئولیتی نداشته و می توانند به راحتی از زیر بار مسئولیت آن شانه خالی کنند.


تناقضات مستتر در اتهامات ادعائی
اما با نگاهی سریع به نوشته اخیر، می توان به لحاظ منطقی در مورد اتهامات یا ادعاهای مرتبط با محمد جعفری تناقضاتی را مشاهده کرد، که قائدتا هر عقل سلیمی نیز به آن می رسد، از جمله:
نمونه اول: نوشته شده: "از همان فردای ورود به ارتش آزاديبخش، ما با يك دافعة نسبتاً شديد در مورد او در ميان رزم‌آوران ارتش مواجه بوديم كه كار سازماندهی او را به‌ طورجدی مشكل می كرد.[...]  در نشست ستاد روابط خارجی "نتيجه گيری جمع  به اتفاق آرا، اين بود كه وضعيت او به خاطر «تلاش مستمر برای كسب اطلاعات» فراتر از بريدگی و اخراج، يك وضعيت مشكوك و نفوذی است. [...] در نشست هفتگی از افراد ستاد خواسته شد كه اگر نكاتی دارند برای روشن شدن وضعيت محمد جعفری بيان كنند كه تمامی افراد ضمن ارائه فاكت‌هائی بدون استثناء نه تنها او را شايسته مناسبات مجاهدين و ارتش آزاديبخش ندانستند، بلكه به دلايلی وضعيت او را در حدی كه در يك دادگاه ذيصلاح محاكمه شود، قلمداد كردند." در ادامه و پس از این توضیحات آورده شده: "به فاصله چند روز بعداز اين نشست، در منتهای تعجب همه حاضران و كسانی كه اين فرد را مشكوك می دانستند، مطلع شديم كه به دستور رهبر مقاومت [مسعود رجوی]، به رغم همه خيانت‌ها و جفاکاری‌هايش، با هزينه و امكانات مجاهدين و در كمال لطف و محبت به اروپا فرستاده شده است تا به دنبال زندگی مطلوب خود برود.
سوال: اگر توضیحات فوق را بپذیریم، چرا مسعود رجوی فردی را که یک جمع 18 نفره از اعضاء قدیمی سازمان مجاهدین او را "نفوذی" رژیم و شایسته "محاکمه" تشخیص داده بودند "در کمال لطف و محبت به اروپا" فرستاده است؟
نمونه دوم: مهناز بزازی در مقدمه اش در باره محمد جعفری می نویسد: "چندين بار كه با او از اخراج صحبت شد، ملتمسانه درخواست ميكرد كه هنوز بماند." در جای دیگر و در نوشته منتسب به "سيامك سعيد پور – همدم امامی 12 آبان ماه 1393"  در مورد محمد جعفری آورده شده: "همزمان با جنگ كويت اعلام می كند كه نميخواهد در اشرف بماند به اين جهت به اروپا اعزام می شود." در نوشته ستاد روابط خارجی با 18 امضا نیز آورده شده که همگی بر "اخراج" او رای داده بودند.
سوال: چرا در حالی که "از همان اول" ورود محمد جعفری به ارتش آزادیبخش، او را فردی "مشکوک" می دانستند و بعدا این شک به اطمینان از "نفوذی" بودن این فرد منتهی می گردد، چهار سال طول می کشد تا در مورد او تصمیم گیری کنند؟ چرا در یک جا از "اخراج" او صحبت می شود و در جای دیگر از "اعزام به اروپا" سخن گفته می شود؟
نمونه سوم: در نوشته منتسب به "سيامك سعيد پور – همدم امامی 12 آبان ماه 1393" آورده شده: "تلاش ها وتوطئه های اخير رژيم و عواملش در خارج كشور ما را بر آن داشت كه دينی را كه برای افشای يكی از مزدوران وزارت اطلاعات به گردن داشتيم هرچند با تإخير قابل انتقاد ادا كنيم.[...] محمد جعفري همشهری ما محسوب ميشود و بيست وهفت سال قبل با خانواده ما وصلت كرد و به اين جهت خوب و ازنزديك او را ميشناسيم. [...] رفتار مشكوك اوهميشه موضوع بحث بين ما بود. [...] دلائل كسانی كه ميگفتند محمد جعفری با وزارت كار ميكند بسيار جدی بود و از اين بابت تأخير ما در افشای صريح او قابل انتقاد است، چراكه شواهدش را قبلاهم به وضوح ديده بوديم. [... در زمان خروج از ایران] در مهر 67 دستگير و به نحو مشكوكی آزاد و حتی به پاكستان عبور داده ميشود. شك و شبهه نسبت به او از همين جا شروع شد. بعضی معتقد بودند كه فرار او از زندان كاملا ساختگی است. انتقال او از زندان سپاه به زندان بی در و دروازه گلپايگان كاملا حساب شده و برای فراری دادن و نفوذ دادن او بوده است به اين جهت هم وقتی در مرز او را ميگيرند ولش می كنند چون به آنها ميفهماند مأموريت دارد و آنها هم بعد از اطمينان ازاين مسأله ميگذارند او برود. [...] تلاش او طی اين مدت [بودن در قرارگاه اشرف] بطور غير مستقيم منصرف كردن خواهر من از مبارزه و بردن او به خارجه بود که موفق نميشود، سپس همزمان با جنگ كويت اعلام ميكند كه نميخواهد در اشرف بماند به اين جهت به اروپا اعزام ميشود."
اگر اظهارات فوق را بپذیریم، آقای سيامك سعيد پور و خانم همدم امامی از سال 1367 به بعد نسبت به محمد جعفری (که او را از نزدیک می شناختند) دچار شک بوده و بعد از "اعزام او به خارج" به یقین می رسند که او "نفوذی" وزارت اطلاعات بوده است. اگر این اظهارات را بپذیریم، سوال این است پس چرا آقای سيامك سعيد پور و خانم همدم امامی  در سال 1371 / 1994، یعنی چهار سال بعد از خروج  محمد جعفری از عراق و سکونتش در هلند به دیدار او در خانه اش رفته بودند؟ آنها  در همان نوشته آورده اند: "در سال 1994رژيم، برادر او بنام ابراهيم جعفری كه در جهاد ضد مردمی رژيم آخوندی كار ميكرد را، سراغ محمد به هلند فرستاد. بطور اتفاقی ما درخانه محمد جعفری، برادرش ابراهيم را ديديم." اگر آنها ازسال ها قبل بر این باور بودند که محمد جعفری آدمی مشکوک یا نفوذی وزارت اطلاعات بوده است، چرا به دیدن او، آنهم در خانه اش رفته بودند؟ آیا این تنها دیدار آنها با محمد جعفری بوده یا دیدارهای دیگری هم قبل و بعد از این تاریخ با او داشته اند؟


در مورد مهناز بزازی
اینکه این بار این نوشته ی مجاهدین همچون نوشته های بسیارِ دیگر نه با یک نام مستعار، بلکه با نام یک شخص حقیقی، یعنی خانم مهناز بزازی منتشر می شود، به خودی خود یک  پیشرفت در کار مجاهدین است. اینکه انگیزه ی این کار چه بوده، موضوعی است که فراتر از حدس و گمان، پاسخ قطعی به آن را باید به آینده موکول کرد. اما باید تاکید کرد این رهبری سازمان مجاهدین یا یک نماینده رسمی از  سوی این سازمان است که باید پاسخگو باشند. با این حال در همین مورد چند نکته نیاز به توضیح دارد: اتهامنامه نوشته شده با نام "خواهر مجاهد" مهناز بزازی منتشر شده، اما در هیچ کجای نوشته اشاره ای به سمت و مسئولیت او نشده است. چرا؟ آیا در سازمان مجاهدین هر کسی به آرشیو اطلاعات مربوط به افراد دیگر، دسترسی دارد و می تواند به راحتی اسناد مختلف را بردارد و کپی کند و عکس بگیرد و در یک مقاله از آنها استفاده کند؟
اگر مهناز بزازی سمت و مسئولیتی دارد، چرا با سمت و مسئولیتش مشخص نمی شود و پیشوند "خواهر مجاهد" در جلوی اسمش گذاشته شده است؟ او در جائی می نویسد: "اطلاعيه مادر همدم  برای دست اندركاران ضداطلاعات در ارتش آزاديبخش اهميت ويژه ای دارد زيرا پرده از رازهايی بر ميدارد كه برای ما مدتها مبهم و ناشناخته بود." آیا منظور از "ما" این است که خود ایشان یکی از همان "دست اندرکاران ضد اطلاعات ارتش آزادیبخش" می باشد؟ اگر چنین است، پس چرا نوشته با عنوان و مسئولیت وی مشخص نشده است؟
اهیمت این موضوع در آن است که احزاب و سازمانها و دولت ها (و آلترناتیوهای مدعی دولت در تبعید) موظف به رعایت حفظ اسرار افراد خود می باشند. اگر هم فردی در آن  سیستم تخلفی کرده باشد، هر فرد دیگری اجازه ندارد و نمی تواند به اسرار و اطلاعات آن فرد متخلف دست یافته و از آن استفاده شخصی کند. اگر هم این کار را بکند، آن حزب و تشکیلات و سازمان مسئول نهائی بوده و باید پاسخگو باشد. بر همین اساس سازمان مجاهدین باید پاسخ دهد که مهناز بزازی در تشکیلات این سازمان چه کاره است؟ چه مسئولیتی دارد؟ به چه دلیل اسناد و مدارک (حتی اگر جعلی و ساختگی باشد) در اختیار او گذاشته شده است؟ به چه دلیل دستگاه تبلیغاتی این سازمان امکانات نشر و تکثیر این نوشته را در اختیار او گذاشته است؟ و اگر او مسئولیتی دارد و از طرف و با مسئولیت سازمان مجاهدین این نوشته را تنظیم کرده است، پس چرا عنوان و مسئولیت خود را رسما اعلام نمی کند؟
اینها تنها چند سوال ساده است که در جریان یک  دادگاه فرضی، رهبری سازمان مجاهدین ( و نه خانم مهناز بزازی) باید پاسخگوی آن ها باشد. به همین دلیل است که  رهبری مجاهدین از طرح ادعاهای خود از طریق مجاری قانونی فرار می کند، زیرا در مقابل هر ادعا، تاکید می شود در مقابل هر اتهام و ادعائی باید پاسخگو باشد. رهبری مجاهدین می تواند بازی را هر طور دوست دارد شروع کند، اما وقتی کار به مجاری قانونی بکشد، دیگر نمی تواند ادامه بازی و پایان ماجرا را خودش تعیین کند.
نوشته مورد بحث نشان می دهد که رهبری مجاهدین مردم را فاقد شعور تلقی کرده و فکر می کند هر ادعای بی پایه و اساسی را می تواند فریبکارانه به مردم القاء کند.


ضدیت رهبری سازمان مجاهدین با چیست؟
اگر بر اساس آنچه که تاکنون گفته شد بپذیریم که اتهامات و ادعاهای سازمان مجاهدین بی پایه و اساس است، در این حالت سوال این است که چرا حالا و بعد از این همه سال آنها عذر تقصیر به "پیشگاه" مردم آورده و به یاد محمد جعفری افتاده اند؟ اصلا مشکل آنها با محمد جعفری و دیگر منتقدین و مخالفینشان بر سر چیست؟
مهناز بزازی در نوشته خود مسئله اصلی را گفتگوهای اخیر محمد جعفری با سعید شاهسوندی، دکتر کریم قصیم، محمد رضا روحانی و ایرج مصداقی اعلام می کند.
به باور من مشکل و مخالفت رهبری سازمان مجاهدین با اصل آزادی عقیده و آزادی بیان و آزادی اطلاع رسانی است. رهبری مجاهدین با آگاه شدن مردم مشکل دارد و می خواهد قیم و ولی مردم باشد و بجای مردم تصمیم بگیرد که چه درست است و چه غلط است. چه چیزی را بشنوند و بخوانند یا نشنوند و نخوانند. درست مانند ولی فقیه در تهران. اگر کسی این "خطوط قرمز" را شکست و اگر خواست آزاداندیش باشد و افکار و نظرات خودش را با مردم بطور علنی در میان بگذارد، در چنین حالتی، بویژه اگر موضوع مورد بحث استراتژی و سیاست های شکست خورده رهبری سازمان مجاهدین و مسعود رجوی باشد، در این حال آن شخص همانگونه که مسعود رجوی اعلام کرد، "مورد لعن قرار گرفته و باید به حسابش رسید." این بار نوبت محمد جعفری بود.[2]
رهبری مجاهدین در عمل و به کرات نشان داده است که بر خلاف اعلامیه ده ماده ای مریم رجوی و اسناد شورای ملی مقاومت به هیچ وجه به حقوق بشر، اصل برائت متهم، احترام به دادرسی عادلانه، مسئولیت پذیری، شفاف سازی و پاسخگوئی رهبران سیاسی باور نداشته، بلکه به نحوی به غایت غیرمسئولانه و بزدلانه، بدون استدلال در پاسخ دهی به مخالفین - اما با کینه و تنفر نسبت به آنها- با آزادی بیان و اندیشه ضدیت کرده و تمام امکانات خودش را برای تخریب و ترور شخصیت منتقدین و مخالفین آزاد اندیش بکار می گیرد.


جنبه های "خنده دار"
از موارد خنده دار در نوشته مهناز بزازی ادعای آزادی اعضا سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش در موافقت یا عدم موافقت آنان در اضافه شدن فرد جدیدی به یکان آنان و آزادی آنها در سازماندهی او می باشد. وی می نویسد: "محمد جعفری در آبان سال 67 (چند ماه بعد از عمليات فروغ جاويدان) به ارتش آزاديبخش پيوست و در آبان سال 71 اخراج گرديد. از همان فردای ورود به ارتش آزاديبخش، ما با يك دافعة نسبتاً شديد در مورد او در ميان رزم‌آوران ارتش مواجه بوديم كه كار سازماندهی او را به‌ طور جدی مشكل می كرد چون اغلب يكانها حاضر به پذيرفتن او در سازمان رزم خود نبودند."
کسانی که در درون سازمان مجاهدین  و در ارتش آزادیبخش بوده اند بخوبی می دانند چنین ادعائی کاملا مسخره است. تا زمانی که من در آنجا بودم، یعنی تا آذر 1373 ، کسی در مورد خودش هم نمی توانست تصمیم بگیرد چه برسد به اینکه رای و نظر او در ملحق شدن یا ملحق نشدن فرد دیگری اهمیت داشته باشد. در سلسله مراتب ارتشی حاکم بر آن مناسبات همه ی تصمیمات از "بالا" می آمد. این سازمان و تشکیلات بود که تصمیم می گرفت و خط را تعیین و ابلاغ می کرد. "پائین"، تنها می توانست اجرا کند و در پایان هر روز هم باید حساب پس می داد که چرا کم کاری کرده است. "آزادی و انتخاب" دو واژه کاملا ممنوعه در مناسبات سازمان مجاهدین می باشند.
نیروهای اپوزسیون، در اینجا سازمان مجاهدین خلق و رهبری آن، باید به انتخاب آزاد اعضاء و هوادارانشان در پیوستن یا جدا شدن از تشکیلاتشان احترام بگذارند. باید به حقوق آنها احترام بگذارند. باید به آزادی اندیشه و بیان آنها پس از جدائی از تشکیلات احترام بگذارند. باید از توهین و اتهام زنی بی پایه و اساس به آنها خودداری کرده و یاد بگیرند نقد را با نقد و منطق پاسخ دهند و از زور و سرکوب و ترور شخصیت دست بردارند. باید مسئولیت اعمال خود را بپذیرند و شجاعانه با نام و نشان حرف بزنند. باید به حفظ اسرار شخصی و خصوصی اعضا و وابستگان خود، حتی پس از جدائی آنها وفادار و متعهد باقی بمانند. باید به قوانین کشورهائی که در آنجا زندگی می کنند احترام گذاشته و اگر بر علیه مخالفین خود مدرک و سندی دارند از مجاری قانونی کشورهای محل سکونت افراد مورد اتهام اقدام کنند. باید به دستاوردهای تمدن بشری بویژه به "قانون" و التزام به آن در درون و بیرون از تشکیلات خود احترام بگذارند. آیا این ها خواسته های عجیبی است؟ اگر نه، پس چه چیزی رعایت این مواد توسط رهبری سازمان مجاهدین را سخت می کند؟
حرف آخر این است: نباید در مقابل ظلم و ستم و زور و تحقیر و بی حقوقی و نقض حقوق بشر و بی عدالتی و حقیت را قلب کردن و دروغ و اتهام زنی و ...
چه بر علیه شخص خود یا دیگران، از سوی هر کسی که باشد، چه در قدرت و حاکمیت یا در اپوزسیون و در خارج کشور، ساکت بود یا نظاره گر باقی ماند.


پیشینه: شیوه های سازمان مجاهدین خلق در ترور شخصیت مخالفین و منتقدین
شیوه های اصلی سازمان مجاهدین خلق در حمله به مخالفین و منتقدین خود اتهام زنی، توهین، تهدید و ترور شخصیت آنان می باشد. این کار برای فرار از پاسخگوئی به پرسش ها،  نقد ها و تحلیل هائی است که مخالفین این سازمان مطرح می کنند. سازمان مجاهدین خلق تلاش می کند تا با حمله به شخص منتقد یا مخالفی که دیدگاه هایش را انتشار عمومی داده است، و با اتهام زنی، توهین، تهدید و طرح مسائل غیر واقعی و بی پایه و اساس به او، موضوع اصلی (سوالاتی که باید به آن پاسخ دهد) را به حاشیه رانده و در ذهن مخاطبین به فراموشی بسپارد. بجز موارد نادری که سازمان مجاهدین در این زمینه با نام خود یا شورای ملی مقاومت اطلاعیه صادر کرده است و بجز موارد باز هم نادری که رهبران این سازمان در سخنرانی یا مصاحبه های خود در این مورد موضع گرفته اند، عمده این حمله و تهدید ها اساسا توسط افرادی با اسامی مستعار انجام شده و از طریق سایت های اینترنتی غیر رسمی، اما وابسته به سازمان مجاهدین بصورت گسترده منتشر و باز نشر پیدا می کند.
در دو سال گذشته سازمان مجاهدین خلق حمله خود را بر روی آن دسته ای از جداشدگان از سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت متمرکز کرده است که ضمن انتقاد یا مخالفت با این سازمان و رهبری آن، بر مواضع خود در ضدیت با جمهوری اسلامی محکم و استوار باقی مانده اند. استواری این افراد در ضدیت با جمهوری اسلامی باعث شده تا اعضاء سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت و حلقه های مختلف دور و نزدیک به سازمان مجاهدین دچار سوال شده و رهبری مجاهدین را مدام زیر فشار قرار دهند که به چه دلیل به انتقادات آنها توجه نشده و به آنها پاسخ داده نمی شود. طولانی شدن عدم پاسخگوئی رهبری مجاهدین، منجر به آن شده تا بسیاری از هواداران دور و نزدیک مجاهدین، خود نیز دچار سوال و "مسئله" شده و از این سازمان جدا شده یا دور شوند. از آنجا که اعضاء و هوادارن سازمان مجاهدین، شورای ملی مقاومت و هوادارانشان افراد جدا شده ای که بطور علنی نظرات مخالفشان را مطرح می کنند، کم و بیش می شناسند و به گذشته مبارزاتی آنها با احترام می نگرند، پرسش های مطرح شده از سوی آنان و استدلال هائی که در نوشته ها و مصاحبه هایشان مطرح می کنند را با دقت مورد نظر قرار داده و از آنجا که در ضدیت این افراد با رژیم جمهوری اسلامی نیز تردیدی ندارند، شک و تردیدشان به رهبری مجاهدین بیشتر می شود. ادامه این وضعیت، جدائی یا دور شدن طیف وسیع تری از اعضاء و هوادارن سازمان مجاهدین را در چشم انداز قرار داده است. علاوه بر آن رهبری مجاهدین بیم آن دارد که ادامه این وضعیت می تواند جداشدگان بیشتری را به شکستن سکوتشان تشویق کند. ترس رهبری مجاهدین از آن است که افراد جدا شده ی بیشتری به سخن درآیند و بسیاری از حقایقی که از آن با اطلاع هستند را بطور علنی منتشر کنند. در اساس ترس رهبری مجاهدین، ترس از حقیقت است و دشمنی آنها، دشمنی با آزادی اندیشه و آزادی بیان و دشمنی با شجاعتِ طرح نظر و دیدگاه های انتقادی- استدلالی و پرسش برانگیز از سوی منتقدین و مخالفینشان می باشد.
رهبری مجاهدین هرکسی که سیاست های او را تائید نکند، لعن و نفرین کرده و در کنار وزارت اطلاعات می نشاند.[2] در واقع این رهبری مجاهدین است که مبارزه بر علیه جمهوری اسلامی را به انحراف کشانده و با سیاست های غلطش عمر این رژیم را طولانی کرده است. رهبری مجاهدین در کنار جنایتکاران حاکم بر ایران، به سهم و در حد خود مسئول مرگ، کشته شدن، بی خانمانی، زندان و شکنجه هزاران هزار انسان و خانواده های آنها می باشد. این رهبری برای آنکه از پرسش هائی که در مقابل آن قرار گرفته فرار کند، منتقدین و مخالفین خودش را به همکاری با وزارت اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی متهم می کند، تا فریبکارانه خودش را پرچمدار مبارزه و مقاومت در برابر این رژیم جلوه دهد. این همان روشی است که رژیم جمهوری اسلامی در سرکوب مخالفینش از آن استفاده می کند. روشی که در آن هر صدای مخالف و معترض به آمریکا و اسرائیل و انگلیس نسبت داده می شود تا رهبری نظام از پاسخگوئی به اعتراضات طفره برود.
هم رهبری جمهوری اسلامی و هم رهبری سازمان مجاهدین خلق روشی را پیشه کرده اند که بیش از سه دهه است رنگ باخته و دیگر نمی توان کسی را با آن فریب داد. اگر این روش کاربرد داشت امروز هیچ کدام از این دو نیروی فریبکارِ غالب و مغلوب در وضعیتی که اکنون در آن گرفتار شده اند، قرار نداشتند.


در مورد همنشین بهار
همنشین  بهار (محمد جعفری) از زندانیان سیاسی سابق زمان شاه می باشد. او تعلق  تشکیلاتی به هیچ گروه و سازمان مشخص سیاسی نداشته است. وی پس از انقلاب نیز  دستگیر و این بار در زندان های جمهوری اسلامی به بند کشیده می شود.  همنشینی محمد جعفری با شخصیت ها و گروه های سیاسی در قبل و بعد از انقلاب  به وی این امکان را می دهد تا بتواند ارزیابی نسبتا واقع گرایانه تری از  تاثیرگذاری گروه بندی های سیاسی و ایدئولوژیک و نقش افراد و شخصیت ها بر  تحولات سیاسی ارائه دهد. همنشین بهار بخشی از خاطرات خود از دوران زندان  های قبل و بعد از انقلاب و مشاهدات و دریافت های خود از رقابت یا ضدیت بین  افراد و سازمان های سیاسی با یکدیگر را در سلسله مقالاتی با عنوان "خاطرات خانه زندگان"به صورت متن و گفتار ویدئوئی با صدای خودش تهیه و تنظیم کرده است. رقابت و  ضدیت هائی که اثرات و عواقب آن پس از انقلاب 1357، در دسته بندی های سیاسی  مابین آنان که به قدرت رسیده با آنها که "سهمی" از قدرت نبرده بودند منعکس  گشته و ادامه پیدا کرد.[3]
سلسله نوشته ها ی همنشین بهار کاری  بسیار با ارزش است که در آن نام و مشخصات بسیاری از زندانیان سیاسی شناخته  شده یا گمنام- در مواردی با اشاره به برخی خصوصیات و خلقیات اخلاقی و  رفتاری آنها- نام و مشخصات بسیاری از زندانیان سیاسی یا مبارزان پیش و پس  از انقلاب که اعدام شده یا در درگیری های خیابانی کشته شده اند، نام بسیاری  از مسئولین سیاسی و امنیتی یا آمرین و عاملین شکنجه و کشتار زندانیان  سیاسی و نیز نام و مشخصات برخی از اماکن علنی یا مخفی نگهداری و شکنجه  زندانیان سیاسی توضیح داده شده و شرایط حاکم بر روابط درون زندان یا روابط  حاکم بین زندانیان با هم، یا روابط بین زندانیان و زندانبانان با هم و ...   تشریح شده است.
همنشین بهار علاوه بر این ها، در جای جای سلسله  نوشته هایش به تحولات سیاسی و اجتماعی در داخل ایران، در سطح منطقه ای یا  جهانی می پردازد و تا آنجا که ممکن بوده، اسناد و مدارک و عکس هائی در باره  موضوعات مورد نظرش را ضمیمه کرده است. در بسیاری موارد اطلاعات و داده های  وی دریچه ای متفاوت از آنچه رژیم های حاکم  یا سازمان های سیاسی بر روی  مردم گشوده بودند، بر روی آن وقایع و تحولات می گشاید. داده ها و اطلاعات  همنشین بهار به عنوان فردی که در چهار دهه گذشته در مرکز یا حاشیه تحولات  سیاسی ایران قرار داشته، اما وابستگی تشکیلاتی به هپچ طرفی نداشته است،  نوشته های او را بطور نسبی از "بی طرفی" بیشتری برخوردار کرده است. این  ویژگی به خواننده یا شنونده ی مطالبِ او کمک می کند تا بتواند بهمپیوستگی و  تاثیرگذاری تحولات سیاسی- قبل و بعد از انقلاب و بویژه نقش برخی افراد یا  سازمان ها را به دور از مانیپولاتسیون (دستکاری و تاثیرگذاری) حاکمیت یا  گروه های سیاسی، از زاویه ای متفاوت و غیرجانبدارانه تر ببیند.
اگرچه  نوشته های همنشین بهار از وابستگی سیاسی و تشکیلاتی به دور است، و اگر چه  او تلاش دارد تا امانت داری را در انتقال اطلاعات حفظ کند، اما وی تنها به  نقل وقایع نپرداخته و در بسیاری موارد با بیان "روایت گونه" ای از وقایع  "تحلیل و جهانبینی" خود را در نوشته هایش دخالت داده و حتی در مواردی نوعی  جهت دادن به ذهن خواننده یا شنونده در کار او مستتر می باشد. 
همنشین  بهار در کنار سلسله نوشته های "خاطرات خانه زندان" در نوشته های پراکنده  دیگری نیز به موضوع زندان، زندانیان  سیاسی و مبارزان راه آزادی مردم ایران  پرداخته و با ضبط برخی گفتگوها تلاش دارد تا آنها را با صدای افراد مستند  سازد. علاوه بر این او در نوشته های مختلف دیگری که در سایت شخصی اش منتشر  می شوند، به موضوعات علمی، هنری، سیاسی، فلسفی و اندیشه ساز توجه نشان داده  و آنها را در غالب کار پژوهشی و تالیف یا ترجمه تنظیم و ارائه می دهد.  برخی از این کارها علاوه بر سایت شخصی همنشین بهار، در ویکیپدیای فارسی نیز  منتشر شده اند.
همنشین بهار با کاری خستگی ناپذیر و در مواردی  جسورانه، تلاش دارد تا از حرمت آزادی اندیشه و پرسشگری و نقادی دفاع کرده و  مخاطب خود را به چالش و تفکر و تعمق فرا خواند.
گفت و شنودهای  تلفنی و ضبط شده ای که همنشین بهار تهیه کرده است از نظر حرفه ای یا تکنیکی  کمبودها و ضعف هائی دارد. طرح پرسش ها از طرف او نیز اگر چه آنچنان که  خودش می گوید در مواردی بر اساس اسلوب سقراطی بوده و چالشگرانه است، اما به  باور من لحن و نحوه ی طرح برخی از سوالات می تواند برای کسی که مورد پرسش  قرار گرفته ناخوشایند یا حتی آزار دهنده باشد. با این وجود او برای ورود به  چنین کاری خود را مشروط  به آموزش های حرفه ای نکرده و با جسارت و خلاقیت و  البته با پشتکار و صرف وقت زیاد، وارد عرصه هائی می شود که بدون شک می  توان به لحاظ محتوائی در آن چیزهای نوئی یافت. 
از جمله موضوعات  مورد توجه همنشین بهار، سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت می باشد. او  با بسیاری از افراد در سطوح رهبری سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت  آشنائی قدیمی یا ارتباط داشته و از آغاز شکل گیری این دو تشکل تحولات مربوط  به آن ها را از نزدیک شاهد بوده و همچنان دنبال می کند. گستردگی سطح و عمق  اطلاعات او از این تحولات، به او کمک می کند تا بتواند در مقام یک پرسشگر  به زوایائی وارد شود و یا به نکات تاریکی نورافشانی کند، که ممکن است کمتر  در حافظه عمومی باقی مانده باشد. حساسیت هائی که او بر می انگیزد و یا ربط و  پیوند هائی که او در پرسش های خود دنبال می کند، قدمی است در جهت روش کردن  حقیقت و روشن کردن بخشی از تاریخِ پنهانِ درون سازمان مجاهدین و شورای ملی  مقاومت.


حنیف حیدرنژاد

02.12.2014

http://www.hanifhidarnejad.com


زیرنویس ها
1 - محمد جعفری «همنشین شاگرد جلاد اوین»
2 - نگاهی سریع به پیام یازده آبان 1393 مسعود رجوی
3 - سایت همنشین بهار

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

حنیف حیدرنژاد

فهرست مطالب حنیف حیدرنژاد در سایت پژواک ایران 

*گزارش وزارت کشور آلمان در مورد تعداد پناهجویان در سال 2016
*چند عکس و چند سوال
*پیامد های مرگ رفسنجانی در عرصه جناح بندی های جمهوری اسلامی
*طراحی عملیات از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در آلمان
*گورخوابی در ایران و روش حسن روحانی برای مبارزه با آن
*یاد ناصر ایرانپور دوستدار آزادی و انسایت گرامی!
*کشف گور دسته جمعی در تبریز و مسوولیت رژیم در حقیقت‌یابی
*اروپا و قدرت گیری پوپولیسم؛ شکست احزاب سنتی
*صدور حکم محکومیت احمد منتظری، هراس جمهوری اسلامی از حقیقت‌یابی
*پایه‌ریزی سیستم جدید برای تشدید کنترل ورود به اتحادیه اروپا
*تشدید اخراج پناهجویان از آلمان
*حالت‌های مختلف تصمیم‌گیری توسط اداره امور پناهندگی در آلمان
*سازمان مجاهدین، پایان انتقال به آلبانی و سرپوش گذاشتن بر یک شکست استراتژیک به بهای جان انسان ها
*«افتخار» پورمحمدی به کشتار و اعدام های سال 67 و طرح چند سوال
*سازمان مجاهدین خلق و تصفیه حساب شنیع با مخالفین
*در مورد خبر فوت مسعود رجوی
*اهمیت «مسئولیت فردی» در همکاری و مشارکت با دستگاه سرکوب و کشتار
*تصویب پیش نویس قانون «انتگراسیون» توسط دولت آلمان
*پدرسالاری اصلاح‌طلبانه: چرا اصلاح‌طلبان از اقدام فائزه رفسنجانی دفاع نمی‌کنند؟
*گرویدن به مسیحیت و تاثیر آن بر درخواست پناهندگی در آلمان
*نه، یعنی نه! خواست فعالان حقوق زنان در آلمان در مورد سکس بدون رضایت
*انتگراسیون چیست، شرایط و الزامات آن/ پاورپوینت آموزشی
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت چهارم و آخر
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت سوم
*مهمترین عامل و تعیین کننده ترین عامل
*معامله با ترکیه بر سر پناهجویان، شکست اتحادیه اروپا
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت اول
*قوانین جدید پناه‌جویی در آلمان: قانون الحاق خانواده محدود شد
*واقعا نمیدونی چقدر ابلهی؟!
* انتخابات، فرصتی برای یک رفراندومِ ساکت «نه» به جمهوری اسلامی
*زندگی ادامه دارد، به یاد عباس محمدرحیمی
*تسلیت به خانواده سرفراز محمد رحیمی
*آنگلا مرکل زیر فشار: خودت مشکل پناه‌جویان را حل کن‎
*مزاحمت جنسی در شب سال نو؛ آتشی تازه به دامان پناه‌جویان در آلمان؟
* آلمان: نزدیک به ۱میلیون پناه‌جو و تقریبا نیم‌ میلیون تقاضای پناهندگی در سال ۲۰۱۵
*فرد در تشکیلات، ارزش و جایگاه فرد در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق
*فریبکاری رهبری سازمان مجاهدین خلق بیش از پیش رنگ می بازد
*ترکیه در آستانه جنگ داخلی؟
*اوج حضیض یک سازمان سیاسی
*محتوای بسته دوم قوانین پناهجوپذیری آلمان در سال ۲۰۱۶ چیست؟
*همدردی با مردم فرانسه، مبارزه با تروریست های اسلام گرا
*حمام خون در لیبرتی، و مسئولیت مسعود رجوی
*حمله مجدد موشکی به اردوگاه لیبرتی در عراق و مرگ انسان ها، مسئولیت با کیست؟
*قوانین جدید مربوط به پناه جویان در آلمان، یک هفته زودتر به اجرا گذاشته شد
*طرح ایجاد مناطق ترانزیتی در مرز آلمان برای کنترل ورود پناه جویان
*مریم رجوی و ادعاهای تکراری پایبندی به دمکراسی و حقوق بشر
*سازمان عفو بین الملل؛ تلاش برای لغو مجازات اعدام مرتبط با مواد مخدر
*ترسیم خطوط کلی سیاست پناهندگی در آلمان و اروپا
*تلاش ها برای هماهنگی در حل و فصل بحران پناه جویان در آلمان و اتحادیه اروپا
*انساندوستی مردم آلمان قابل تقدیر است
*بحران پناه جویان؛ اتحادیه اروپا در بحران هویتی و بر سر دوراهی
*18 دلیلی که رفسنجانی نیز دستگاه قضائی در جمهوری اسلامی را ناعادلانه می داند
*آلمان و تاخیر در برخورد با بحران پناه‌جویی
*آلمان و پناه‌جویان؛ پیروزی قانون بر وحشت‌پراکنی راست‌های افراطی
*عوامل مهم و تاثیرگذار در شکل دهی تحولات سیاسی- اجتماعی ایران امروز
*دفاع از حقیقت، پایداری بر یک پرنسیب
*بمبگذاری در اردوگاه حزب کومله کردستان ایران محکوم است
*فردیت و جنسیت و مکانیزم های درون تشکیلاتی سازمان مجاهدین خلق برای تثبیت رهبری رجوی
*سومين کنگرهء سکولار دموکرات های ايران؛ انتقادات و نکات قابل تأمل
*تغییرات جدید در قانون اقامت در آلمان
*مردسالاری شیعی و توهین یکی از آخوندها به ایرانیان از طریق تلویزیون حکومتی
*تحقیر خامنه ای توسط وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا
*بحران جهانیِ فرار و پناهندگی، نشانه‌ای از بحران سیاست جهانی
*تحولات سیاسی ترکیه؛ مقابله نئوعثمانیسم و سکولاریسم
*پاورپوینت آموزشی به زبان ساده؛ دلایل فرار و پناهندگی
*فرار یک زن برهنه از خودروی نیروی انتظامی، نقطه انفجار فردی و اجتماعی و پیامدهای آن
*اروپا چگونه پناه‌جویان را به کام مرگ می‌فرستد
*تلاش رهبران جمهوری اسلامی برای فرار از پیامدهای تفاهم هسته‌ای
*افزایش شمار پناه‌جویان در جهان و نگاهی به پراکندگی جغرافیائی ایرانیان پناه‌جو
*چرا مریم رجوی بر«تسلیح» ساکنین کمپ لیبرتی در عراق اصرار می کند، عواقب آن چیست؟
*علی خامنه‌ای در فرار از پاسخگوئی، منتقد نظام خود می‌شود
*محمد اقبال سخنگوی غیر رسمی سازمان مجاهدین خلق اتهام پراکنی می کند. پاسخ دهید!
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق، قسمت سوم و پایانی
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق (2 )
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق (1)
*مرگ افراد سازمان مجاهدین در عراق و لیبرتی؛ ابهامات و پرسش ها
*هیچ پناه جوئی از آلمان تا نیمه ژانویه 2016 به یونان اخراج نمی شود
*جنگ تبلیغاتی- روانی بر سر شمارِ تظاهرکنندگان «پِگیدا» در آلمان
*کمک های سخاوتمندانه و میلیونی سازمان مجاهدین خلق به «مزدوران وزارت اطلاعات» و چند سوال
*جایتکار خوب، جنایتکار بد!
*۱۲۷٫۰۲۳ تقاضای پناهندگی جدید در آلمان در سال ۲۰۱۴
*مشروط کردن کمک تسلیحاتی و آموزشی به پیشمرگان کورد در عراق به رعایت حقوق بشر
*قتل یک پناه جوی اریتره ای در شهر دِرِسدن آلمان
*مسئولیت مسعود رجوی در حفظ جان ساکنین کمپ لیبرتی در عراق
*حذف مخالفین با شلیک به قلب آزادی بیان
*تفاوت های مهاجر و پناه جو و پناهنده
*آتش زدن همزمان سه خوابگاه پناه جویان در آلمان
*نقدی مختصر به مقاله ی ایرج مصداقی «مسعود رجوی سه دهه فرار و ...»
*اتهام زنی بجای استفاده از راه کارهای قانونی؛ فرهنگ سرکوب مخالفین توسط سازمان مجاهدین خلق
*چرا رهبری سازمان مجاهدین خلق از اطلاع رسانی در مورد اعضا این سازمان در عراق و آلبانی خودداری می کند؟
*نگاهی سریع به پیام یازده آبان 1393 مسعود رجوی
*شورای ملی مقاومت تشکیلاتی غیردمکراتیک و زائده سازمان مجاهدین
*حکم دادگاه حقوق بشر اروپا در ممنوعیت اخراج یا بازگرداندن پناه جویان به یونان
*اتحادیه اروپا: ممنوعیت اخراج یا بازگرداندن پناه جویان به ایتالیا مشروط می شود
*اشک تمساح رژیم اسلامی ایران و حمله به مدافعان حقوق بشر
*درگیری شدید پلیس آلمان با نئونازی ها در شهر کلن
*ریحانه را بخاطر دفاع از زندگی و حقیقت اعدام کردند
*چراغ سبز امام جمعه اصفهان برای اسیدپاشی به زنان: ام‌القرای جهانیم یا بدتر از حرامسرا های قدیم؟
*پیشروی نیروهای خلافت اسلامی تا 12 کیلومتری فرودگاه بغداد و سوال از رهبری سازمان مجاهدین
*در باره «استعفای طبيعی و شرافتمندانه»
*انطباق فعال یا فرصت طلبی و بی پرنسیبی سیاسی؟
*اعدام، اهداف و انگیزه ها؛ به مناسبت روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام
*فاجعه انسانی در کوبانی، نظاره گری قدرت های محلی و جهانی؛ مشارکت در جنایت
*کنترل مرزی در اتحادیه اروپا به مدت دو هفته با هدف دستگیری پناه جویان «غیر قانونی»
*کاسبی و تجارت به نام پناه جویان؛ بد رفتاری و ضرب و شتم پناه جویان در کمپ های پناه جویان در آلمان
*تغییرات جدید در زمینه قوانین مرتبط با پناهندگی در آلمان
*تشدید شرایط غیر انسانی کمپ های پذیرش پناه جویان تازه وارد در آلمان
*برجسته کردن نقش عوامل خارجی، برای توجیه مسئولیت گریزی شخصی یا تشکیلاتی
*تحقیر انسان در حکومت اسلامی در ایران؛ اراذل و اوباش واقعی چه کسانی هستند؟
*نگاهی به کنگره دوم سکولار دمکرات های ایران در شهر بوخوم
*بهبودی نسبی وضعیت حقوقی قبول شدگان پناهندگی به دلایل انسانی در آلمان
*جنایت بر علیه بشریت در غزه، برنده و بازندگان آن
*ضدیت رهبری مجاهدین خلق با آزادی بیان
*سالگرد عملیات «فروغ جاویدان»
*نگاهی کوتاه و سریع به «گزارش 93» ایرج مصداقی
*«خلق قهرمان ایران»!
*برای رفع تکلیف! نگید که ما نگفتیم!
*پناهجویان در برلین در محاصره پلیس
*شکافِ بینِ نسل ها، چرا؟
*فرار به جلو به سبک رهبری مجاهدین
*بیش از 75 هزار ایرانی پناه جو در سال 2013
*زمینه سازی کشتار ساکنین کمپ لیبرتی در عراق با بی مسئولیتی رهبری مجاهدین
*خطاب به احزاب، گروه ها، تشکل ها و شخصیت های ایرانی و ایرانیان مدافع حقوق انسان؛ سکوت خود را بشکنید!
*سقوط شهر موصل توسط «داعش» و وظیفه سازمان ملل و دولت امریکا در تامین حفاظت ساکنین لیبرتی در عراق
*اهمیت شکستن «تابوی تجاوز» در مراحل پناهندگی در آلمان- نگاهی به یک تجربه
*فرار رهبری مجاهدین خلق از پاسخگوئی، با به جان هم انداختن خانواده ها
*دفاع از حق آزادی بیان مسیح علی نژاد
*«جنگِ نیابتی» به سبک رهبری سازمان مجاهدین خلق
*نامه سرگشاده به مریم رجوی: مسئولیت سلامتی برادران خود را با رهبری سازمان مجاهدین می دانیم
*چرا مریم رجوی به سوالات نمایندگان پارلمان کانادا پاسخ می دهد، اما به ایرانیان نه؟
*شلیک سلاح سبک به ساکنین لیبرتی، نشانی از وخامت بیشتر امنیت آنان
*دفاع از حقوق بشری میرحسین موسوی در دسترسی او به امکانات درمانی
*درخواست گواهی کارشناسانه در مورد ریحانه جباری برای کشف حقیقت
*علی خامنه ای، ضدیت با ارزش های غربی یا ارزش های حقوق بشری؟
*ملحق شدن پدر و مادر به فرزندان بر اساس قانون اقامت آلمان
*یک سند بسیار با ارزش در مورد نوع نگاه اسلام به زن، به مرد و به انسان
*«خیانت به اعتماد» و پیامدهای فردی آن
*پناهندگی «سهمیه ای» یا بازاسکان مجدد چیست؟
*گزارش اعدام 2013 سازمان عفو بین الملل؛ برخی بخش های مرتبط با ایران
*نگاهی به سالی که گذشت؛ ما یاد گرفتیم که آزاد بیاندیشیم و با صدای بلند حرفمان را بزنیم
*مسئولیت مضاعف رهبری سازمان مجاهدین خلق در خروج هرچه سریعتر ساکنین کمپ لیبرتی از عراق
*آژانس اروپائی حقوق بنیادین: از هر سه زن یکی قربانی خشونت
*سایه روشن های انقلاب، نگاهی با فاصله پس از 35 سال به انقلاب 1357
*زنان مسلمان آلمانی داوطلب برای ازدواج در سوریه
*خودسوزی منجربه مرگ یک پناه جوی ایرانی در جنوب آلمان
*کنترل به دلیل رنگ پوست در آلمان؛ وقتی حکومت اقلیت ها را مرعوب می کند
*دادگاه بین المللی در آلمان در ارتباط با جنایت برعلیه بشریت
*مسعود رجوی، دفاع از آزادی بیان سلمان رشدی و سرکوب آزادی بیان مخالفین خود
*سه دهه مرگ و کشتار، جنگ و آوارگی، فقر و فحشا، بیماریهای روحی-روانی، اعدام و تبعید و فرار و مهاجرت
*هیچ پناه جوئی از آلمان تا 12 ژانویه 2015 به یونان اخراج نمی شود
*شرمتان باد!
*مریم رجوی از پاسخگوئی و پذیرش مسئولیت فرار می کند
*از حق پناهندگی شهاب اختیاری و زندگی او در امنیت دفاع کنید
*سوال از رهبری سازمان مجاهدین در باره گزارش یونامی و کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل از کمپ لیبرتی
*نامه سرگشاده به مریم رجوی؛ ما را از وضعیت برادرانمان مطلع کنید
*در خواست پناهندگی 4.777 نفر ایرانی در سال 2013 از آلمان
*تهمت و توهین رهبری سازمان مجاهدین به خانواده های نگران بستگانشان در کمپ لیبرتی
*اهمیت قرارداد دوبیلن 3 در امور پناهندگی در اتحادیه اروپا
*به کشتار ساکنین کمپ لیبرتی در عراق پایان دهید
*اداره خارجیان آلمان نمی تواند پول ماهیانه پناه جویان را به دلیل پرنکردن فرم بازگشت داوطلبانه کم کند
*پایان اعتصاب غذا در لیبرتی، «پیروزی» یا شکست؟
*نقد سازمان مجاهدین، "دعوائی خانوادگی"، یا ضرورتی فرا سازمانی؟
*اهمیت پراکتیک مقوله حقوق بشر و پیوند آن با تحولات سیاسی در ایران
*«حقوق شهروندی» حسن روحانی و مشخصات آن
*یک گزارش و شش تفاوت؛ نمونه ای از عدم لیاقت و بی سر و سامانی نظام جمهوری اسلامی
*مسئولیت سیاسی رهبری سازمان مجاهدین خلق در قبال «جان باختن» اعتصاب غذا کنندگان در کمپ لیبرتی
*دادگاه عالی اتحادیه اروپا: ممنوعیت بازگرداندن پناه جویان به کشور دیگری در اتحادیه
*اتهام زنی بی پایه و اساس رهبری سازمان مجاهدین خلق بر علیه جدا شدگان، منتقدین و مخالفین؛ نقض آشکار حقوق بشر
* فرار رهبری مجاهدین از مسئولیت خود در کشتار در اشرف
*درخواست های سازمان عفو بین الملل از دولت ائتلافی آینده آلمان در مورد موضوع پناه جویان
*پایان موقت اعتصاب غذای پناه جویان در برلین
*قوانین پناهندگی و رفتار خود سرانه اداره های دولتی با پناه جویان در آلمان
*چرا اعدام نه! به مناسبت 10 اکتبر روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام
*چرا رهبری سازمان مجاهدین خلق در به جریان انداختن اقدامات قضائی برای شناسائی مسئولین گروگان گیری و کشتار در اشرف و لیبرتی تعلل می کند؟
*ستون «نظرات» جائی برای تقابل اندیشه ها یا محلی برای تخلیه خرده حساب های شخصی
*اعتصاب غذا در کمپ لیبرتی چرا؟
*مرگ حداقل 82 پناه جو در سواحل ایتالیا؛ بی عملی اتحادیه اروپا
*رژیم جمهوری اسلامی دشمن آزادی اطلاعات و آگاهی
*حذف تصویر اتهام زننده ای که قرار بود بر علیه آن شکایت شود
*درسی از انتخابات آلمان: شکست سیاسی و شجاعت در «پذیرش مسئولیت شخصی»
*توهین، تهمت و اتهام بدون عقوبت قضائی نمی ماند
*پرسش و پاسخ در مورد سازمان مجاهدین خلق ایران و سیاست های آن- قسمت دوم و پایانی
*پرسش و پاسخ در مورد سازمان مجاهدین خلق ایران و سیاست های آن- قسمت اول
*چرا؟... ؛ حال و روز درونی ام پس از کشتار در اشرف
*مریم رجوی باید پاسخ دهد
*کشتار اعضاء سازمان مجاهدین خلق ایران در قرارگاه اشرف، مصداق «جنایت بر علیه بشریت»
*به کشتار انسان ها در قرارگاه اشرف پایان دهید، بازی با جان انسان ها را تمام کنید
*گرم شدن فعالیت های انتخاباتی در آلمان و تلاش برای جلب جوانان
*تهدید به قتل ایرج مصداقی و تائید آن توسط مهدی ابریشمچی نماینده سازمان مجاهدین خلق در شورای ملی مقاومت ایران
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت نهم و پایانی
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت هشتم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت هفتم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت ششم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت پنجم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت چهارم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت سوم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت دوم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت اول
*68 سال پس از جنگ جهانی دوم، در جستجوی جنایتکاران
*کمپین سازمان عفو بین الملل برعلیه وضعیت وخیم پناه جویان در یونان
*یک پرسش ساده و یک پاسخ کوتاه
*ساکنان کمپ لیبرتی در عراق گروگان سیاست بازی رهبری مجاهدین؟
*نگاهی به «بیانیه تفضیلی شورای ملی مقاومت ایران- 7 تیر 1392»
*توقف اخراج یک پناه جوی ایران در آخرین دقایق با پادرمیانی مستقیم وزیر کشور آلمان
*کارخانه «مزدور» سازی سازمان مجاهدین خلق چگونه عمل می کند؟
*روز جهانی پناهندگان؛ پناه جویان ایرانی و پراکندگی آنها در جهان
*مسئولیت کشتار مجاهدین خلق مستقر در عراق در کمپ لیبرتی با چه کسانی است؟
*یک نمونه از کارنامه حسن روحانی در سرکوب دانشجویان، زمانی که رئیس شورای عالی امنیت ملی بود
*پیام «انتخاب» روحانی؛ سیاست مهار و تغییر کنترل شده
*مصوبه پارلمان اروپا در زمینه یکسان سازی سیستم پناهندگی اروپائی
*نگاهی به یک "عکس دسته جمعی" و سخنی با آقایان روحانی، قصیم و یغمائی
*نمایشگاه نقاشی های میر حسین موسوی در برلین و به فراموشی سپردن مسئولیت های پیشین او در نقض حقوق بشر
*موضع گیری شورای ملی مقاومت ایران در مورد استعفای آقایان محمد رضا روحانی و کریم قصیم؛ فرار از پاسخگوئی
*تعهدات ده گانه مريم رجوی برای ايران آزاد فردا و طرح چند سوال
*چرا "انتخابات" رژیم مغایر با موازین حقوق بشر و یک مردم فریبی است؟
*اطلاعیه کمیسیون قضائی شورای ملی مقاومت ایران در مورد اسماعیل یغمائی، گواه عدم استقلال و عدم تخصص
*اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران در مورد اسماعیل وفا یغمائی و چند سوال
*نتایج آخرین سرشماری جمعیت در آلمان
*خشونت کلامی سازمان مجاهدین و وابستگان آن، چرا؟
*جمهوری دمکراتیک اسلامی یا "جمهوری دمکراتیک، سکولار و غیر هسته ای"؟
*مهاجران تازه وارد به آلمان پیوسته از سطح تخصصی بالاتری برخوردارند
*فشرده ی گزارش 2013 عفو بین الملل در باره اعدام: ایران و چین در صدر
*سخنان نژاد پرستانه و توهین آمیز علی خامنه ای بر علیه مردم اروپا و سکوت رهبران سیاسی اروپا
*نگاهی به نوشته محمد هادی: "مصداقی، مُبصر کلاس اپوزیسیون"
*سخنان نژاد پرستانه و توهین آمیز علی خامنه ای بر علیه مردم اروپا و سکوت رهبران سیاسی اروپا
*سیاست «سکوت» اطلاع رسانی سازمان مجاهدین خلق در قبال اعزام انتقال مجاهدین به آلبانی، چرا؟
*انواع قبولی پناهندگی در آلمان، یکسانی ها و تفاوت ها
*نگاهی به پیام مسعود رجوی به خامنه ای و رفسنجانی
*نگاهی به نامه سرگشاده ایرج مصداقی به مسعود رجوی
*2.9 میلیون مورد کنترل ایمیل و اس ام اس توسط سازمان اطلاعات و امنیت آلمان در سال 2011
*مشخصه های سیستم کیش شخصیت و اهمیت درک آن برای فعالین ایرانی
*افزایش 17 درصدی صدور تسلیحات در جهان، مرگ سالیانه 500 هزار نفر از طریق سلاح های مختلف
*شرایط سختگیرانه تر در پذیرش پناهندگی به دلایل مذهبی در آلمان
*مسئولیت کشته شدن اعضاء سازمان مجاهدین خلق در "اردوگاه آزادی" با دولت عراق و سازمان ملل متحد می باشد
*سالگرد آزاد سازی اردوگاه مرگ آشویتس، یک فیلم مستند بر اساس مصاحبه با فیلمبردار ارتش سرخ
*افزایش تقریبا 30 درصدی ایرانیان پناه جو در آلمان در سال 2012
*توصیه هائی در مورد پناهندگی در آلمان و آشنائی با سختی های پیش رو
*روز جهانی حقوق بشر؛ آیا اتحادیه اروپا لیاقت دریافت جایزه حقوق بشر را دارد؟
*دستمزد و هزینه های وکیل در دعاوی مربوط به درخواست پناهندگی یا اقامت در آلمان
*نه به زندانی کردن پناه جویان در مرزهای اروپا
*حکم دادگاه عالی اداری: پلیس در آلمان اجازه ندارد کسی را به دلیل رنگ پوستش کنترل کند
*راهپیمائی اعتراضی پناه جویان در آلمان؛ دستاوردها و چشم اندازها
*حمله نئونازی ها به تجمع پناهجویان در مقابل پارلمان ایالتی تورینگن- آلمان
*موضوع "حق تعیین سرنوشت" و فقر نیروهای سیاسی ایران*
*حکم دادگاه حقوق بشر اروپائی در ارتباط با پناهندگی به دلایل مذهبی
*تست جدائی و طلاق، بر اساس تجربه و کار عملی و تخصصی با ایرانیان ساکن در آلمان
*گزارش تلویزیونی کانال 3sat در باره آماده سازی پناه جویان در آلمان برای راهپیمائی سراسری به طرف برلین
*مرگ ابهام برانگیز یک پناه جوی ایرانی در آلمان و سیاست سکوت پلیس درعدم انتشار جزئیات حادثه
*مشکلات روحی- اجتماعی ایرانیان پناه جو و پناهنده در آلمان / یک بررسی تحقیقی- تحلیلی
*گسترش اعتراضات پناهجویان در آلمان، با پیشتازی پناهجویان ایرانی، برعلیه شرایط غیر انسانی زندگیشان
*نقدی بر گزارش سالانه نقض حقوق بشر
*از حق شهروندی افغانستانی ها و افغانستانی تباران ساکن در ایران دفاع کنیم!
*خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق؛ پایان یک استراتژی و چالش های پیش رو
*حکم دادگاه اداری شهر گیسن در آلمان در باره قبولی پناهندگی یک پناهجوی عرب ایرانی
*نگاهی به گزارش سال 2011 بخش مددکاری اجتماعی مرکز یاری های پزشکی در امور پناهجویان در شهر بوخوم آلمان
*استثمار جدید و پشت پرده "اعجاب کار و اشتغال" در آلمان
*افزایش 35 درصدی ایرانیان پناهجو در آلمان در سال 2011
*بانک اطلاعاتی احکام مرتبط با امور پناهندگی در رابطه با ایران
*چرا یک هنرمند سرشناس در قبال سانسور در کشورش سکوت میکند؟
*بانک اطلاعاتی ویزای شنگن برای کنترل اسامی و اثر انگشت
*دادگاه عالی اروپا: ممنوعیت بازگرداندن پناهجویان به کشور دیگری در اتحادیه
*تقسیم و انتخاب محل زندگی پناهجویان در آلمان
*ارسال تسلیحات از آلمان برای قذافی در زمان تحریم تسلیحاتی؟ / نقش رسانه ها در روشن کردن افکار عمومی
*نقدی بر مقاله « قتل ناموسی برگی خونین از روایت ستم بر زنان»
*ی به وضعیت سکونتی پناهجویان در آلمان در هایم(کمپ) های پناهندگی
*محکومیت اعدام معمر قذافی از زاویه حقوق بشری
*دوم آگوست، یادبود کشتار و نسل کشی کولیها توسط آلمان هیتلری
*تغییرات جدید در قانون اقامت آلمان از اول ماه یولی 2011
*سیاست پناهندگی اتحادیه اروپا: «فروش حقوق بشر و خیانت به حقوق بشر»
*سرکوب و کشتار ساکنین اردوگاه اشرف، یک نقض آشکار حقوق پناهندگان و حقوق بشر است
*مصوبات جدید پارلمان آلمان در زمینه امور خارجیان
*«ویراست دوم منشور جنبش سبز»، تاکیدی مجدد بر وفاداری به نظام جمهوری اسلامی
*«جنبش سبز»، جنبش «مصون سازی نظام از سقوط و انحطاط»
*توقف اخراج پناهجویان از آلمان به یونان به مدت یک سال
*افزایش 111 درصدی ایرانیان پناهجو در آلمان در سال 2010
*تحریم آمرین جنایت در ایران گامی بزرگ به جلو، اما ناکافی و سوال برانگیز
*لایحه حمایت از خانواده «حمایت از مردسالاری» و آپارتاید جنسی؟
*60 کیلومتر اتوبان در تصرف «اراذل و اوباش و مصادیق آشکار فسق و فجور» یا دوستداران زندگی؟
*پیام فرزاد کمانگر و شیرین علم هولی؛ مقامت، مقاومت، مقاومت
*اهمیت رعایت اصل اطلاع رسانی موثق و پرهیز از تیترسازی های جنجالی
*آمار اخراج پناهجویان از آلمان در سال 2009؛ تعداد اخراج به مقصد ایران: 149 نفر
*شلیک مرگبار به "ندا آقا سلطان" و پیامدهای انتشار اشتباه یک عکس برای "ندا سلطانی"
*چند سوال و ابهام در مورد بيانيه «پشتيبانان سکولار جنبش سبز ایران»
*غربت یا غریبه گی؟
*اشاره ای به چند ویژه گی سازمان مجاهدین خلق و نقدی بر نظرات ایرج مصداقی
*مراحل درخواست پناهندگی در آلمان؛ پناهندگی به چه کسی تعلق می گیرد؟
*احترام و وفاداری به خمینی، مرز جدا کننده وفادارن به نظام با وفاداران به جنبش آزادیخواهی
*خاکسپاری دوباره و ادای احترام به "ویکتور خارا" ، هنرمند مردمی شیلی پس از 36 سال
*استعفاء وزیر سابق دفاع آلمان؛ یک نمونه مقایسه در مورد دروغ و بی کفایتی مسئولین در آلمان و رژیم ج. ا
*گزارش تلویزیون کانال یک تلویزیون آلمان از فرار روزنامه نگاران از ایران بدلیل فشار و سرکوب
*چگونه میتوان "میزان وثوق" فیلم های خبری از ایران بر روی اینترنت را افزایش داد؟
*نمونه گیری آماری مربوط به مسیر خروج پناهجویان ایرانی تا ورود آنان به آلمان
*13 آبان روز دانش آموز یا روز اشغال سفارت آمریکا؛ مرزهای فرصت طلبی در سیاست و مبارزه حقوق بشری
*نابودی اسناد و مدارک، اقدام جدید رژیم جمهوری اسلامی برای مسکوت نگه داشتن جنایاتش
*در مقابل جنایت تجاوزکاران در زندانهای جمهوری اسلامی، سکوت را بشکنید!
*تفاوت های جنبش سبز با جنبش آزادیخواهی مردم ایران
*دفاع از جان و امنیت و حقوق پناهندگی اعضاء و وابستگان سازمان مجاهدین مستقر در عراق، وظیفه ای انسانی
*حکم دادگاه اداری فرانکفورت برای بازگرداندن پناهجوی ایرانی اخراجی به یونان
*گزارش تلویزیون آلمان؛ تجهیزات و تکنیک پیشرفته ساخت آلمان در خدمت احمدی نژاد برای سرکوب مردم ایران
*چگونه میتوان "میزان وثوق" فیلم های خبری از ایران بر روی اینترنت را افزایش داد؟
*دستور خروج خبرنگاران خارجی از ایران؛ زمینه سازی یک سرکوب و کشتار گسترده؟
*رسیدن به آزادی از خِلال جنگ ایدئولوژیک در درون رژیم جمهوری اسلامی تا کجا واقعی است؟
*چرا "انتخابات" رژیم مغایر با موازین حقوق بشر و یک مردم فریبی است؟
*آمار اخراج پناهجویان از آلمان در سال 2008؛ تعداد اخراج به مقصد ایران: 113 نفر
*نگاهی به تاریخچه "حق پناهندگی" درقانون اساسی آلمان و تغییرات داده شده در آن
*«نه بخشش و نه فراموشی» ؛ مبارزه جهانی برای به مجازات کشاندن جنایتکاران
*«ریخت و پاش ١٢ میلیارد تومانی در همایش ایرانیان خارج از کشور»؛ دوستان احمدی نژاد چه کسانی هستند؟
*تجاوز به حریم شخصی مردم تحت نام «پاکسازي خانه های مجردی»، نمونه جدیدی از «اوباش گری حکومتی»
*"مرحله رسیدگی ویژه به درخواست پناهندگی در فرودگاه های آلمان" یعنی چه و چگونه انجام میشود؟
*بازگشت دادن 65 پناهجوی ایرانی در سال 2008 از طرف دولت آلمان به دیگر کشورهای عضو قرارداد شنگن
*باز پس گیری و لغو موقعیت پناهندگی 1596 ایرانی در آلمان طی سال 2008
*انتگراسیون و نقض حقوق بشر!
*"اقامت مستقل از همسر"، راهی برای پایان دادن به شرایط غیر قابل تحمل در ازدواج های اجباری
*وقتی سرکونسولگری رژیم در آلمان، به ادارات آلمانی درس
*چرا اعدام نه!
*گزارشی از جلسه سخنرانی در رابطه با سی سال نقض حقوق بشر در ایران
*پیشگیری از یک فاجعه انسانی ؛ دفاع از امنیت مجاهدین خلق درعراق یک وظیفه حقوق بشری است
*اعتراضات مردم مشهد بر علیه گرانی
*خمینی مرد اما همچنان میراث پلید او بر سر مردم ایران گرد مرگ و بی اعتمادی و آوارگی را می پراکند
*فشار اداره خارجیان برای تهیه پاس ایرانی؛ یک اقدام " نرمال اداری" یا پهن کردن دام برای پناهجویان؟
*دهه زجر و ارمغان جمهوری اسلامی برای مردم ایران: