نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت نهم و پایانی
حنیف حیدرنژاد

 

قسمت نهم و پایانی: نتیجه گیری ها

توضیح: مجموعه نوشته های حاضر شامل دو قسمت می شود: قسمت اول: تشریح موضوع بود که هشت قسمت قبلی به آن اختصاص داشت. قسمت دوم: تحلیل و نتیجه گیری ها.

من عمد داشتم این دو قسمت را از هم جدا کنم، تا خواننده بدون تاثیر پذیری از تحلیل من، خود هر نتیجه گیری که می خواهد داشته باشد.

از نظر من برای ارائه یک تحلیل نسبتا درست و واقعبینانه (تاکید می کنم: نسبتا درست) در باره یک موضوع،  فراهم بودن شرایط زیر لازم و ضروری است:

- داشتن اطلاعات درست و دستکاری نشده و خام و موثق (حضور و زندگی 13 ساله تشکیلاتی من با سازمان مجاهدین خلق.)

- پرهیز از دخالت دادن احساس فردی و رعایت انصاف و عدم جانبداری(تلاش کردم که این شرط را رعایت کنم و اگر جائی در هشت قسمت قبل این موضوع  رعایت نشده باشد، خوشحال می شوم با ذکر مورد یادآوری شود.)

- پرهیز از مطلق اندیشی و صدور حکم قطعی و نسبی دیدن تحولات و نتیجه گیری ها. (تلاش کرده و می کنم در نوع فرموله کردن جملات و در روش کار به آن پایبند باشم.)

- توان و تخصص تجزیه و تحلیل داده ها و داشتن نگاه تخصصی و کارشناسی (مجموعه ی دانش و تجارب شخصی، تشکیلاتی و شغلی من حداقلِ پایه ی لازم در این مورد را تامین می کند. نوشته های دیگر من در زمینه کار تخصصی ام، نمونه مناسبی در سنجش این مورد هستند.)

- تحلیل باید نهایتا از یک ساختار و انسجام برخوردار بوده و عاری از تنقاض باشد.

 

به آندسته از خوانندگان که خواندن مطالب از این قسمت را شروع کرده اند توصیه می شود ابتدا مطالب هشت قسمت قبل را مطالعه کنند.

 

 نتیجه گیری ها

1. عملیات فروغ جاویدان، یک شکست استراتژیک، سیاسی- نظامی و  ایدئولوژیک بود

 

عملیات فروغ جاویدان یک "شکست نظامی" بود زیرا؛ به هدف اعلام شده دست نیافت. در جمعبندی بسیاری از عملیات نظامی، مسعود رجوی خود این جمله را تکرار می کرد که: "موفقیت یک عملیات نظامی را نباید با کم یا زیاد بودن تعداد "شهدا" سنجید، بلکه مهم این است که آیا هدف اعلام شده به دست آمد یا نه؟" (نقل به مضمون)

اگر با همین شاخص عملیات فروغ جاویدان را بسنجیم، هدف از قبل اعلام شده در رابطه با عملیات فروغ  جاویدان "فتح تهران" از طریق پیشروی سریع و ضربتی زمینی بود. هدف مرحله ای نیز فتح کرمانشاه بود که قرار بود بعد از آن نیز از طریق رادیو، تشکیل "دولت جمهوری دمکراتیک اسلامی" اعلام شود. با در نظر داشت هدف نهائی و مرحله ای، واضح و روشن است که عملیات فروغ جاویدان هیچ یک از اهداف اعلام شده را به دست نیاورد و از این رو یک شکست کامل نظامی بود.

 

همچنین از زاویه نظامی، به دلایل دیگری شکست نظامی عملیات از پیش قابل پیش بینی بود، از جمله به این دلایل:

- نیروهای ارتش آزادیبخش به لحاظ تعداد قابل هماوردی و مقایسه با نیروی رژیم نبوده و به این لحاظ به هیچ وجه کمترین تناسبی وجود نداشت. (سازمان هیچ گاه تعداد نیروهای شرکت کننده در این عملیات را اعلام نکرد، اما بر آوردهای مختلف، نیروهای ارتش آزادیبخش  را بین 5 تا 7 هزار نفر تخمین می زنند. من نیز  آن را به واقعیت نزدیک می دانم. سازمان مجاهدین تعداد نیروهای رژیم که از سراسر کشور برای حضور در این عملیات بسیج شده بودند را 200 تا 300 هزار نفر اعلام کرده است).

- تجهیزات موجود در ارتش آزادیبخش نمی توانست پشتیبانی آتش (هوائی و توپخانه) را در حد لازم و در همه جبهه ها تامین کند. پشتیبانی هوائی به ارتش عراق سپرده شده بود که عملا از آن خبری نشد. پشتیبانی غذائی و تامین آب و آذوقه نیز اصلا عملی و امکان پذیر نبود.

- نیروهای رزمنده ارتش آزادیبخش به دلیل عملیات های قبلی، بویژه عملیات "چلچراغ" که تقریبا 50 روز قبل انجام شده بود هنوز درگیر جمع آوری غنایم و انتقال آنها به قرارگاه های خود بودند و به لحاظ جسمی هنوز تجدید قوا نکرده و برای یک عملیات جدید با بُرد بیشتر در عمق خاک کشور آمادگی لازم را نداشتند.

- بین اعلام پذیرش قطعنامه 598 در 29 تیر 1367از سوی رژیم جمهوری اسلامی، تا حرکت نیروهای ارتش آزادیبخش برای "فتح تهران" تنها پنج روز فاصله بود. آماده سازی ها و حل و فصل تدارکات چنین عملیات سنگین و سرنوشت سازی با فشار بسیار بالا در گرمای بالای 40 درجه همراه بود. خستگی و بی خوابی ناشی از این فشار تاثیرات منفی به لحاظ کاهش توان جسمی و کاهش میزان هوشیاری نیروهای رزمنده از خود بجای گذاشته بود.

- تعداد قابل توجهی از نیروهای رزمنده ارتش آزادیبخش را سربازان و اسیران جنگی ایرانی تشکیل می دادند که یا اسیر سازمان مجاهدین بودند، یا اسیر ارتش عراق. انگیزه جنگ و جنگندگی در بین این افراد (بجز تعداد معدودی) بسیار بسیار پائین بود. آنها هیچ آشنائی با ساختار و روابط و مناسبات سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش نداشتند و رفتارشان بسیار "غریبانه" بود و بسیار "گیج و بهت زده" به نظر رسیده و "چسب" لازم برای ارتباط ارگانیک در یک تیم و  واحد عملیاتی نظامی را نداشتند و نمی شد انتظار داشت که در ظرف چند روز چنین ارتباطی برقرار شود.

- تعداد قابل توجه دیگری از نیروهای تازه نفس از کشورهای اروپائی آمده بودند. برخی از این نیروها از افراد ستادهای مختلف سازمان در خارج کشور بودند و تعداد زیادی نیز نیروهای هوادار که در انجمن های دانشجوئی فعالیت می کردند. این دو دسته یا اصلا آموزش نظامی ندیده بودند، یا آموزش نظامی آنها بسیار ابتدائی بود. با ساختار واحدهای عملیاتی ارتش آزادیبخش آشنا نبودند و نمی شد به سادگی آنها را سازماندهی نمود. علاوه بر آن، به دلیل آنکه در گرمای شدید تابستان به عراق وارد شده بودند، به لحاظ جسمی مشکل انطباق با آب و هوا داشتند، اما همزمان باید با فشار بالا آموزش پایه نظامی ببینند. به لحاظ جسمی کنار آمدن و انطباق با شرایط آب و هوائی موجود در عراق، آنهم در چند روز اول ورود این دسته به عراق، بسیار بسیار سخت بود و آنها را در حین عملیات بسیار ضربه پذیر می کرد. چه بسا یک دلیل اصلی در کشته شدن بسیاری از این دسته افراد همین عدم آمادگی جسمی و عدم آشنائی آنان با فنون و آموزش های نظامی بوده است.

- سازماندهی عملیات با سرعت و با شتاب انجام شد و نمی توانست با توجه به همه دلایل فوق یک سازماندهی مناسب با راندمان نظامی مناسب، آنهم متناسب با هدف اعلام شده را تضمین کند.

- نیروهای رزمنده نسبت به موقعیت جغرافیائی دشت چهار زبر و تنگه چهار زبر توجیه نظامی نشده بودند. در نشست های توجیهی تیپ ما (تیپ سوسن)، که مسئولیت فتح کرمانشاه را عهده دار بود و در نوک حمله ی پیشروی در دشت چهار زبر قرار داشت، چنین توجیهی انجام نشده بود.

- سازماندهی و پیشروی نظامی به دلیل آنکه باید "ضربتی" انجام می شد، به صورت ستونی بود. خودروهای نظامی با فاصله کم و گاها به صورت به هم چسبیده بر روی جاده حرکت می کردند. این آرایش نظامی، ضربه پذیری ستون ها را بسیار بسیار بالا برد. تمام جاده ی حدفاصل گردنه حسن آباد تا تنگه چهار زبر از ماشین های سوخته ی همین ستون های نظامی پوشیده شده بود. این موضوع آمار تلفات را بالا برده و جاده و مسیر حرکت را نیز مسدود کرده بود. به دلیل ناهمواری های جغرافیائی دشت کنارِ جاده، امکان حرکت خودروها از خارج از جاده نیز تقریبا ناممکن بود و عملا حرکت و پیشروی بقیه ی نیروها متوقف شده بود.

 

عملیات فروغ جاویدان یک اشتباه محاسبه استراتژیک بود. مسعود رجوی در مورد ضرورت و چرائی انجام عملیات فروغ جاویدان بر این تاکید داشت که: "اگر این کار را نکنیم به عنوان زائده ی جنگ به ما نگاه خواهد شد و وابسته به عراق معرفی خواهیم شد." (نقل به مضمون)

اول: سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک نیروی ایرانی برخواسته از درون جامعه و تاریخ ایران با موضع گیری هائی که از شروع جنگ اعلام کرده بود (از حضور در جبهه های جنگ در آغاز جنگ تا تاکید بر پذیرش آتش بس پس از خروج نیروهای عراقی از خرمشهر و تا امضای قرارداد صلح بین مسعود رجوی با طارق عزیز، معاون نخست وزیر و وزیر خارجه عراق) نشان داده بود که خواهان پایان جنگ است.

دوم: مسعود رجوی به کرات از خمینی می خواست که صلح کند و اعلام می کرد، "صلح طناب دار" رژیم است.

سوم: مسعود رجوی اعلام می کرد، این عملیات ارتش آزادیبخش ملی ایران بوده که ضربه نهائی را به رژیم زده و خمینی را ناچار به سرکشیدن جام زهر کرده است.

 

با درنظرداشت موارد فوق نیازی نبود که سازمان به عملیات نظامی فروغ جاویدان دست بزند. بلکه باید همانطور که همیشه مسعود می گفت، منتظر می ماند تا تضادهای اجتماعی پس از پذیرش آتش بس در داخل ایران سرباز کند. آنگونه که مسعود بارها تحلیل می کرد با پایان جنگ، مردم که سال ها جنگ و ویرانی را تجربه کرده و صد ها هزار نفر کشته داده و میلیون ها نفر از آنها آواره شده بودند، خمینی را مورد بازخواست قرار داده که چرا این همه سال یک جنگ بی حاصل را ادامه داده است؟ در واقع عملیات فروغ جاویدان یک "راه در رو" برای خمینی و رژمیش ایجاد کرد تا از این پاسخگوئی و تشنج های اجتماعی که می توانست با خود به همراه بیاورد فرار کنند.

مسعود رجوی و رهبری سازمان مجاهدین اگر می خواستند به تحلیل های قبلی خود وفادار باشند، باید پس از پذیرش قطعنامه 598 از سوی خمینی، از آن استقبال کرده و یک استراتژی جدیدی برای گسترش حضور در داخل ایران را برنامه ریزی می کردند.

 

تصمیم به عملیات فروغ جاویدان با موضع گیری و ارزیابی های استراتژیک قبلی سازمان در تناقض بود. شکست در عملیات فروغ جاویدان به لحاظ استراتژیک باعث "قفل شدن" نیروها در عراق شد. تاثیر اجتماعی این عملیات در داخل ایران نیز بسیار زیان بار بود و بر خلاف آنچه مسعود رجوی می خواست که مانع آن شود، اتفاقا باعث تقویت این دید در بین مردم در داخل کشور شد که: سازمان مجاهدین وابسته به صدام حسین است. 

 

فروغ جاویدان یک شکست ایدئولوژیک بود.

مسعود رجوی در نشست توجیهی قبل از عملیات فوغ جاویدان در جمع چند هزار نفره رزمندگان ارتش آزادیبخش و اعضاء سازمان مجاهدین خلق ایران اعلام کرد که تصمیم گیری در مورد عملیات فروغ جاویدان برای او همچون تصمیم گیری برای 30 خرداد 1360 یک تصمیم گیری "عاشورا" ئی است. او این عملیات را عملیاتی بدون بازگشت دانست. مریم رجوی نیز با تاکید بر اهمیت سرعت حرکت نیروها گفت که: در حین عملیات امکان رسیدگی به زخمی ها وجود نخواهد داشت. نه زخمی ها انتظار داشته باشند که کسی به آنها برسد و نه آنانی که از کنار زخمی ها می گذرند این انتظار را از خود داشته باشند که به "برادر یا خواهر" غرق در خون و  زخمی خود کمک کنند. چرا که اصل بر حداکثر سرعت است. (نقل به مضمون)

با این وجود مسعود رجوی در روز سوم عملیات، فرمان عقب نشینی  را صادر کرد. اگر قرار بود وقتی رژیم "تمام" نیروی خود را به صحنه می آورد و راه پیشروی مسدود می شود و "تعادل قوای نظامی" به نفع رژیم برهم می خورد، نیروهای ارتش آزادیبخش عقب نشینی  کنند، پس چرا او عملیات را عملیاتی بی بازگشت نامید که باید "عاشورا"  گونه وارد آن شد؟ در تصمیمگری ایدئولوژیک و عاشورائی قرار نبود که عنصر "تعادل قوای نظامی" دخالت داده شود. قبول برتری نظامی رژیم و تصمیم به عقب نشینی در "دستگاه فکری و ایدئولوژیک عاشورائی"،  قبول "ذلت" است و "فر صت طلبی" معنی دارد. چرا مسعود رجوی برخلاف ارزش های ایدئولوژیکی که اعلام کرده بود، تصمیم به عقب نشینی گرفت؟ اگر او از قبل می دانست در صورت برقرار نبودن تعادل قوای نظامی، ناگزیر باید عقب نشینی کند، پس چرا اصلا تصمیم خود را "عاشورا"ئی و بی بازگشت خواند. و اگر هم از همان اول می دانست که تعادل قوای نظامی با نیروهای رژیم وجود نداشته و در صورت ضرورت باید عقب نشینی نمود، پس اصلا چرا تصمیم به عملیات فروغ جاویدان گرفت و آن را "عاشورا" گونه نامید؟

 

فرمان عقب نشینی عملیات در فروغ جاویدان با هدف و معیارهای "عاشورا" ئی که مسعود رجوی اعلام کرده بود  در تضاد است. از این رو "تن دادن به عقب نشینی" در چهار چوب همان دستگاه فکری و ایدئولوژیک، یک شکست تلقی می شود.

شخصا از تصمیم عقب نشینی بسیار خوشحالم و در اینجا تنها قصدم آن بود تا تناقضات ایدئولوژیکی در گفتار و عمل مسعود رجوی را روشن کنم.

 

2. عوامل "مسئول" و  تاثیرگذار در تصمیم گیری برای "عملیات فروغ جاویدان" کدام ها بودند؟

 

در اینجا تاکید بر "مسئولیت" است و نه "تقصیر" کار بودن یا نبودن این عوامل.

 

عناصر و عوامل زیر در اتخاذ تصمیم برای عملیات فروغ جاویدان و پیامد های آن دخیل بوده و نقش داشته اند:

اول: نقش فرد و مسئولیت فردی: هر یک از رزمندگان ارتش آزادیبخش و همه آنانی که در این عملیات شرکت کرده اند. هر فرد بالغی که به عملیات فروغ "آری" گفت، به لحاظ حقوقی مسئولیت عمل و تصمیم خود را نیز باید به عهده بگیرد.

به یاد دارم که در روزهای تدارکات قبل از عملیات، بسیاری از رزمندگان ارتش آزادیبخش با شور و حرارت از "عملیات سرنگونی" حرف زده و کسی از شادی در پوستش نمی گنجید. در نشست توجیهی قبل از عملیات و تا قبل از آنکه مسعود و مریم وارد سالن اجتماعات شوند من خود از این طرف به آنطرف می رفتم و دوستان قدیم را سخت در آغوش گرفته و از اینکه بالاخره "عملیات نهائی" رسید خوشحال بودیم و موقع خداحافظی به هم می گفتیم: دیدار در "میدان آزادی". ما، ما رزمندگان ارتش آزادیبخش به هنگام تصمیم گیری کودک و نابالغ" نبودیم، بنابراین به عنوان یک شخصیت حقیقی باید مسئولیت تصمیم و عمل خود را هم به عهده بگیریم و قبل از آنکه هر کس دیگری را مسئول بدانیم، باید اول صادقانه مسئولیت تصمیم خود را، خود به عهده بگیریم. وقتی مسعود از ما پرسید که آیا با عملیات موافق هستید، یک صدا "بله" گفتیم.

من اشتباه کردم که آری گفتم و مسئولیت آن را هم خودم به عهده می گیرم. من اعتماد چشم بسته کرده بودم و این اصلی انتقادی است که به خودم دارم.

 

دوم: نقش رهبری عقیدتی سازمان مجاهدین و فرماندهی کل نیروهای ارتش آزادیبخش ملی ایران

مسعود رجوی به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق و فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران در نشست توجیهی قبل از عملیات، نیروهای تحت امر خودش را در "تصمیم گیری" برای انجام عملیات شرکت داد. (سوال مسعود در جلسه توجیهی قبل از عملیات: "برای ثبت در سینه تاریخ و شرکت در یک چنین تصمیم گیری بزرگ و بنیادین، عاری از احساسات، اگر چه انقلابی رو نمی شود از عواطفش جدا کرد، ولی با حسابگری نظامی محض و با حسابگری سیاسی محض، با آرامش، هرکس که می گوید که درست است که برویم، و درست نیست که تاخیر کنیم، و هر کس که می گوید هر نتیجه ای داشته باشد این عملیات، به هر حال کیفا بهتر از نرفتن است، چون لحظات تاریخی است، با آهستگی، هر کس که می گوید که باید برویم، از ما بایسته و شایسته همین است که برویم، دست بلند کنید ببینم. -همه دست بلند می کنند- بر تصمیم خود استوارید؟ جمعیت: بله.... از دقیقه 0.52   تا 2.40 ثانیه)

http://www.youtube.com/watch?v=rGr5SOYnEKA

 

اما...، اما وقتی "فرمانده کل قوا" از نیروهای تحت امر خود می خواهد بدون دخالت دادن احساسات و با "حسابیگری نظامی محض" تصمیم بگیرند، وظیفه دارد تا نیروهای تحت امر خود را از آنچه که در انتظار آنهاست به طور دقیق مطلع کند. باید توجیه نظامی دقیق انجام می شد. باید ارزیابی درست نظامی از توان رژیم و نیروهای خودی ارائه می شد و ...

باید جزئیات سازماندهی نیروئی، پشتیبانی و تجهیزاتی- تسلیحاتی  و نیز جزئیات نقشه عملیات نظامی به نیروها اطلاع داده می شد.

در فقدان موارد فوق، "بله" یک رزمنده، تنها جنبه "فرمالیستی" داشته و فاقد ارزش محتوائی است، و حتی اگر مسئولیت آن را هم بپذیرد، به دلیل آنکه به عنوان یک شخصیت حقیقی، جزئیات "توافق" را نمی دانسته است، آری و امضاء او نیز زیر سوال می رود.

 

لازمه اتخاذ تصمیم برای عملیات فروغ جاویدان؛ هماهنگی سیاسی- نظامی با رهبری عراق و ارتش آن کشور بود. از روزها قبل نیز تدارکات و سازماندهی عملیات شروع شده بود. بنابراین تا آنجا که به "تصمیمگیری" انجام عملیات بر می گردد، تصمیم توسط مسعود رجوی گرفته شده بود. در یک رویکرد منطقی برای دخالت دادن افراد در شراکت دادن آنها در یک تصمیم گیری "تاریخی" که در آن پای مرگ و زندگیشان در میان است، روش درست آن است که رزمندگان قبل از تصمیم گیری توسط  فرمانده کل، از قبل در مورد جوانب "سیاسی و نظامی" تصمیمشان آگاه می شدند. عدم رعایت این ترتیب، شراکت دادن رزمندگان در "تصمیم گیری" را فرمالیته و خالی از محتوا می کند.

 

سوم: عامل آتمسفر جمعی و شرایط روحی- روانی

مسعود رجوی تاکید می کند که رزمندگان در تصمیم گیری احساسات خود را کنار بگذارند و بعد تصمیم بگیرند. حال آنکه او ساعت ها قبل از بیان این یک جمله، یک فضای ایدئولوژیک و احساسی و روحی- روانی در جمع ایجاد کرده بود که جمع تحت تاثیر آن قرار داشت. وسط این چنین فضائی، طرح سوال و جوابی که کمتر از چند دقیقه طول می کشد نمی تواند به دور از تاثیر پذیری "احساسات" باشد.

 

باید توجه داشت که در آن شرایط زمانی، رزمندگان ارتش آزادیبخش اکثرا برای سال های طولانی بدون ارتباط مستقیم با جامعه و مردم زندگی می کردند. آنها دسترسی بلاواسطه به وسایل ارتباط جمعی نداشتند. آنها امکان گفتگو و تبادل نظر با یکدیگر در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی یا مسائل استراتژیک و نظامی را نداشتند. آنها بطور مستمر و سیستماتیک زیر آموزش های ایدئولوژیک- تشکیلاتی قرار داشتند و جهان بیرون از قرارگاه اشرف و سازمان مجاهدین را تنها با عینکی می دیدند که رهبری مجاهدین بر روی چشم آنها  گذاشته بود. در چنین شرایطی اکثریت آنها با اعتماد کامل و چشم بسته، خود را به رهبری عقیدتی شان سپرده و از او پیروی می کردند.

 

رزمندگان ارتش آزادیبخش در عطش رهائی مردم و کشور خود بوده و می خواستند هرچه زودتر به دریای مردم خود وصل بشوند.

به دلایل فوق نمی توان انتظار داشت که "تصمیم گیری" یک فرد در آنچنان فضائی، عاری از تاثیرپذیری از عوامل بیرونی باشد. (آتوریته رهبری عقیدتی، نقش و وزن ایدئولوژیک رهبری، نداشتن اطلاعات درست از دنیای خارج از تشکیلات)

سیاست رایج در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران در قبال نیروهایش، مبتنی بر"مانیپولاتسیون" ( دستکاری و تاثیرگذاری) ذهن آنها بوده است. در چنین مناسباتی هرگونه "تصمیم گیری" فرد از پیش جهت داده می شود و نقش فرد و اراده ی آگاهانه و آزادانه ی او در آن تصمیم گیری بسیار کم و ناچیز است.

 

از آنجا که عامل آتمسفر جمعی و شرایط روحی، توسط رهبر عقیدتی سازمان ساخته و پرداخته می شود، می توان نتیجه گرفت که در سه عاملی که فوقا به آن اشاره شد، نقش "تاثیرگذار" فرد نه تنها از دو عامل دیگر کمتر بوده است، بلکه  پیوسته و به نحوی سیستماتیک تحت تاثیر آن دو عامل دیگر قرار داشته و  جهت دهی می شده است. به باور من در بین سه عامل فوق، نقش عامل "رهبری" مهم تر، تعیین کننده تر و تاثیرگذار تر بوده است. از همین رو در بررسی چرائی تصمیم گیری برای انجام عملیات فروغ جاویدان و شکست آن، "مسئولیت" در درجه اول متوجه همین عامل (رهبری و فرماندهی= مسعود رجوی) بوده و اوست گه قبل از هرکس دیگری باید پاسخگو باشد.

 

همچنین باید در نظر داشت که طولانی شدن زندگی تشکیلاتی در محیط بسته، پس از مدتی حساسیت "فرد" در قبال عوامل تاثیر گذار بیرونی را کم و کمتر می کند و زندگی کردن در چرخه ای که فوقا ترسیم شد را  به امری "طبیعی و بدیهی" تبدیل می کند. از آنجا که نیروهای سازمان مجاهدین خلق اعتماد کامل به رهبری خود داشتند، نمی توانستند تصور کنند که رهبری سازمان با مکانیزم های روانی مشخصی که فوقا به آن اشاره شد، بطور آگاهانه در حال "دستکاری" ذهن و جهت دادن به رفتار آنهاست.

 

در چنین شرایط روحی، میزان اعتبار "بله" رزمندگان ارتش آزادیبخش به عملیات فروغ جاویدان نیز قابل بحث بوده و سوال برانگیز می شود.

 

 

3. پیامدهای شکست عملیات فروغ جاویدان؛ فرار رهبری سازمان مجاهدین از پاسخگوئی

 

"مسئولیت"، با خود "پاسخگوئی" را به همره می آورد.

در زمان عملیات فروغ جاویدان مسعود رجوی همزمان چند مسئولیت را عهده دار بود: مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران، مسئول شورای ملی مقاومت ایران. او حاضر نشد متناسب با مسئولیت هائی که داشت، پاسخگو باشد.

 

نشست های "تنگه و توحید"؛ فرار از پاسخگوئی رهبری

پس از عملیات فروغ جاویدان تا به امروز و با وجود گذشت یک ربع قرن، مسعود رجوی در هیچ زمینه ی سیاسی، نظامی، ایدئولوژیک و یا اخلاقی هیچ مسئولیتی در قبال شکست آن عملیات به عهده نگرفته است. او به سوالات و انتقادات در باره نقش خودش و سیستم رهبری تحت مسئولیتش پاسخی نمی دهد. او  از پذیرش مسئولیت سرباز زده و از آن فرار می کند.

 

مسعود رجوی نه تنها هیچ مسئولیتی در قبال شکست عملیات فروغ جاویدان و  از دست رفتن جان بیش از 1200 نفر افراد تحت فرماندهی اش به عهده نگرفت، بلکه در نشست های "تنگه و توحید" رزمندگانِ جان به در برده از آن عملیات را مسئول شکست عملیات معرفی کرد. او رزمندگان ارتش آزادیبخش را متهم کرد که به قدر کافی خودشان را به رهبر عقیدتی شان نسپرده بودند. او با شگردهای روانی و طی نشست های طولانی،  مباحث را طوری هدایت می کرد که به رزمندگان القاء شود که براستی مسئول شکست عمیات، خودشان بوده اند. مسعود رجوی بود که "فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران" بود، او باید بجای "حماسه سازی" و بزرگ کردن تعداد کشته شدگان و تلفات رژیم به این سوال پاسخ می داد که چرا عملیات به هدف خودش نرسید؟ نقش او در این شکست چه بوده و چرا بعد از این شکست همچنان اصرار دارد که بر مسند قدرت بماند؟

 

شکست عملیات فروغ به روشنی عدم صلاحیت مسعود رجوی برای ماندن در موضوع رهبری سازمان مجاهدین را اثبات کرد.

 

"انقلاب ایدئولوژیک"؛ منحرف کردن اذهان با هدف تثبیت قدرت

پس از عملیات فروغ جاویدان نشست های "تنگه و توحید" زمینه ساز این  مسئله بود که نقش "رهبری عقیدتی" پررنگ تر شود. با اعلام مسئول اولی مریم رجوی، مسعود رجوی جایگاه "رهبر عقیدتی" را برای خود بلامنازعه کرد. با تعیین شورای رهبری، اقدام به حذف دفتر سیاسی و کمیته مرکزی نمود و عملا پایه های تصمیم گیری جمعی را ویران کرد و "اطاعت بی چون و چرا" را بر سلسله مراتب تشکیلاتی حاکم نمود. هر فرد معترض یا منتقد را خلع رده کرده و مجبور به سکوت نمود. افراد مجیز گو و بی صلاحیت را بر مسند قدرت و مسئولیت ها قرار داد تا "نظام" قدرت او را حفظ کنند. آنانی که حاضر به ماندن در تشکیلات نبودند را زیر فشار روحی- روانی قرار داد. شأن و حرمت انسانی و حریم خصوصی و فردی اعضای سازمان مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادیبخش را نقض کرده و افراد را با شگردهای روانی- ایدئولوژیک مجبور به گزارش نویسی در مورد خود یا بر علیه دیگران نمود. همه این اقدامات برای آن بود تا از پاسخگوئی در مورد شکست عملیات فروغ جاویدان فرار کرده و مسئولیتی نپذیرد. هدف این اقدامات "حفظ قدرت به هر قیمت" بود.

"انقلاب ایدئولوژیک"، نیروهای سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش را طوری مشغول "درون خود" نمود که موضوع و مسئله اصلی، یعنی شکست عملیات فروغ جاویدان و پاسخگوئی مسعود رجوی در قبال آن، به فراموشی سپرده شد.

 

این یک روش شناخته از سوی مسعود رجوی است که برای فرار از پاسخگوئی در قبال یک موضوع،  با ایجاد و طرح یک موضوع جدید و برجسته کردن عمدی آن، ذهن نیروهای خودی یا بیرونی را از موضوع اصلی منحرف می نماید. در سال 1363 و 1364 نیز برای فرار از پاسخگوئی در مورد اینکه چرا رژیم در عرض شش ماه سقوط نکرد و چرا  استراتژی جنگ مسلحانه ی چریک شهری و چرا خطِ "زدنِ سرانگشتان" رژیم جواب نداد، طلاق و جدائی مریم رجوی و  موضوع رهبری عقیدتی را اعلام کرد.

 

هر کس که مسعود رجوی را می شناسد می داند که او فردی استراتژیک است و از پیش برنامه هائی را تنظیم و به تدریج اجرا می کند. قبل از به جریان افتادن انقلاب ایدئولوژیک برای چندین ماه برنامه های تفریحی و ازدواج های تشکیلاتی در قرارگاه های مجاهدین در عراق به راه افتاده بود. چرا به فاصله کوتاهی پس از این ازدواج های تشکیلاتی یکباره خط طلاق های ایدئولوژیک اعلام شد. اگر از پیش مشخص بود که قرار است "انقلاب ایدئولوژیک" و پشت سر آن طلاق های ایدئولوژیک به راه بیافتد، چرا خط ازدواج های تشکیلاتی تشویق شد؟ تناقض نهفته در این دو تصمیم گیری، که به فاصله نسبتا کوتاهی از یکدیگر انجام شد چه توضیحی دارد؟

 

جدا کردن کودکان از پدر  و مادرشان؛ کودکان مانع اجرای انقلاب ایدئولوژیک بودند

یکی از بیرحمانه ترین و غیر انسانی ترین تصمیم های مسعود رجوی، تصمیم جداکردن کودکان از پدر و مادر شان بوده است. طلاق های ایدئولوژیک حکم می کرد که زنان و مردان مجاهد (چه متاهل یا مجرد)، زن و مردِ زندگی خود را "طلاق" داده و بجای آن عشق و عواطف و احساسات خود را به طور تمام عیار نثار رهبری عقیدتی (مسعود و مریم) کنند. حضور کودکان (حدود700 کودک) در قرار گاه اشرف و دیگر پایگاه های مجاهدین در عراق

 مانع از آن می شد تا "طلاق ایدئولوژیک" مورد نظر مسعود رجوی به طور کامل انجام شود. کودکان هم پدر خود را می خواستند و هم مادر خود را. تا زمانی که کودکان در عراق بودند، وجود و حضور آنها دلیلی بود برای پدر و مادران تا کماکان با "همسر سابق" در ارتباط بمانند. به این ترتیب، کودکان "مزاحم و مانع" انقلاب ایدئولوژیک و طلاق های ایدئولوژیک بودند و باید "از سر راه" برداشته می شدند. حمله آمریکا به عراق فرصت بسیار مناسبی بود تا در پوشش "حفظ جان کودکان" آنها را از عراق خارج کنند. در رابطه با خارج کردن کودکان، هم به پدر مادرها دروغ گفته شد و هم به کودکان و هم به آنهائی که در کشورهای دیگر سرپرستی این کودکان را به عهده گرفته بودند. به آنها گفته شده بود که پس از "چند ماه" بچه ها به نزد پدر و مادرشان بر خواهند گشت.

بسیاری از پدر و مادران و کودکانِ آن روز و جوانان امروز، به دلیل این جدائی ضربات روحی شدید دریافت کردند که هنوز هم از آن رنج می برند. این بسیار غیر انسانی و غیر مسئولانه است که برای پیشبرد یک خط ایدئولوژیک-تشکیلاتی با عواطف انسانی این کودکان و پدر و مادران آنها و نیز آنانی که به سازمان مجاهدین اعتماد کرده و سرپرستی این کودکان را به عهده گرفته بودند بازی کرده و فریبکارانه با آنها رفتار شود.

 

برخورد با "جدا شدگان"

پس از عملیات فروغ جاویدان بسیاری از اعضای سازمان مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادیبخش مایل به ماندن در عراق نبودند. این تمایل پس از شروع انقلاب ایدئولوژیک و اعلام "طلاق های ایدئولوژیک" بسیار بیشتر شد. سازمان مجاهدین تاکنون هیج رقمی در مورد تعداد افراد جدا شده و دلایلی که خود آن افراد اعلام کرده بودند، انتشار نداده است. سرنوشت تک تک این افراد مهم است. روش های ایدئولوژک- تشکیلاتی در درون سازمان مجاهدین به گونه ای است که فرد جدا شده  مورد تنفر دیگران قرار بگیرد. رفتار و تصمیم او به عنوان "خیانت" ارزشگذاری شده و به فرد القاء می شود که او لایق مرگ است. فرد جدا شده تحت فشار روحی شدید، هم در نشست های کوچک و هم در نشست های بزرگ چند ده  نفره، مورد تحقیر و توهین قرار گرفته و کرامت انسانی اش مورد تجاوز قرار می گیرد. شدت و عمق این تنبیه های تشکیلاتی آنچنان است که بسیاری از جداشدگان پس از جدائی، توان سربلند کردن ندارند. بسیاری از آنها از "عذاب وجدان" رنج می برند، خود را سرزنش کرده یا حتی خود را مورد قضاوت منفی قرار می دهند. پیامد چنین رفتار هائی گسترش گوشه گیری، بدبینی و افسرگی در بین این دسته از افراد است. با وجوی که این افراد از توانمندی های مختلف فردی و سیاسی و تشکیلاتی و اجتماعی برخوردارند، به انزوا کشیده شده و عملا تاثیرگذاری آنها بر روند تحولات سیاسی اجتماعی کشور از بین رفته و از دور خارج می شوند. شدت درخود فرو رفتن و سکوت و گوشه گیری در این افراد تا آن حد است که به ندرت از خود، تجارب خود و آنچه بر آنها گذشته است می گویند یا می نویسند. به این ترتیب نسل جوان ایران از دسترسی به تجارب آنها محروم شده است.

تنبیه ها و بازخواست های "ایدئولوژیک- تشکیلاتی" با جداشدگان از سازمان مجاهدین کاری می کند که اکثریت آنها "با تابوتی در مغز" از این تشکیلات جدا شده و دائما خود را زنده بگور کرده و از ورود به عرصه فعال "زندگی" و حیات اجتماعی فاصله می گیرند. آیا این به نفع رژیم جمهوری است یا به ضرر آن؟

 اگر فردی از جدا شدگان بخواهد دیدگاه های انتقادی خود را منتشر کند، دائما از این ترس دارد که مورد توهین و اتهام قرار بگیرد. این افراد دائما در یک "خودسانسوری" مداوم زندگی می کنند و عملا حق آزادی بیان در درون آنها به گور سپرد شه است.

 

سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی از افراد خود، و در طول مدتی که آنها در تشکیلات فعال هستند گزارش و دست نوشته هائی تهیه می کند. این گزارش ها در یک شرایط خاص روحی- روانی نوشته شده اند. بخشی از این گزارش ها انتقادهای فرد از خودش را شامل می شود. برخی از گزارش های انتقادی حتی به موارد کاملا خصوصی و شخصی، از جمله به مسائل خانوادگی و جنسی اختصاص دارد. بسیاری از  از افراد جدا شده از  مجاهدین نگران آن هستند تا در صورت علنی کردن انتقاداتشان، مورد توهین و اتهام از سوی سازمان مجاهدین قرار گرفته یا گزارش و دست نوشته هایشان، بر علیه خود آنها منتشر شود. این یک شیوه ی پلیسی- امنیتی برای ترور شخصیت افراد و مجبور کردن آنها به سکوت است. سازمان مجاهدین خلق به انزوا راندن جداشدگان و مجبور کردن آنها به سکوت را "زندگی شرافتمندانه" می نامد. اما همینکه کسی جرئت کند که بخواهد عقایدش را ابراز کرده و انتشار عمومی دهد، باید این نگرانی را نیز به جان بخرد که ممکن است مورد توهین و اتهام قرار بگیرد.

 

من شخصا انتشار نوشته های افراد بر علیه خودشان از سوی سازمان مجاهدین خلق را عملی غیر اخلاقی و از نظر حقوقی قابل پیگرد می دانم. در دنیای مدرن وقتی فردی در یک روابط و مناسبات به طرف مقابل خود اعتماد کرده و مسائل خصوصی و محرمانه خود را با او در میان می گذارد، مثلا در صحبت با پزشک، روانشناس، وکیل، مددکار اجتماعی، کشیش و ... آن طرف، بر اساس رعایت اصل "حفظ  رازداری" موظف به حفظ این اسرار شخصی بوده و نمی تواند آن را برعلیه خود آن فرد استفاده بکند و اگر چنین کاری انجام دهد، عملا صلاحیت خود را باطل کرده و البته عمل او به لحاظ حقوقی قابل پیگرد است.

 

با این وجود در مورد شخص خودم از سازمان مجاهدین خلق ایران درخواست می کنم تا کلیه اسناد، گزارشات و دست نوشته های مربوط به من را انتشار عمومی دهد. تاکید می کنم: نه فقط چند سطرِ گزینش شده، بلکه همه ی چندصد یا چند هزار صفحه گزارشات را. امیدوارم افراد دیگری از جدا شدگان از سازمان مجاهدین خلق پیدا شده و چنین درخواستی مطرح کنند. مطمعنا چنین گزارش هائی مواد خام بسیار با ارزشی خواهند بود تا یک تیم از متخصصین شامل روانشناس، روانشناس اجتماعی، روانکاو، جامعه شناس، متخصص علوم سیاسی، متخصص تعلیم و تربیت(پداگوگیک) و متخصص حقوق بین الملل آن ها را بررسی و تجزیه و تحلیل کرده و نظر کارشناسانه خود در مورد روش ها و مکانیزم های مانیپولاتسیون (دستکاری و جهت دادن ذهن) و چگونگی رفتارِ رهبری سازمان با اعضاء در درون سازمان مجاهدین خلق را اعلام کنند. از این طریق می توان به لحاظ کارشناسی استدلال کرد که تا کجا کرامت انسانی و "حقوق بشر" افراد در درون تشکیلات نقض شده، پیامد های روحی و شخصیتی کوتاه مدت و بلند مدت آن چیست و اینکه این موضوع تا کجا به لحاظ حقوقی قابل پیگرد قضائی می باشد.

 

4. سخن پایانی؛ اهمیت نگاه به این موضوع در شرایط فعلی

 

"یک ربع قرن کافی است تا در مورد هر موضوعی تعمق کرد."

این را دوستی دل شکسته به من گفت.

 

عملیات فروغ جاویدان در  25 سال پیش نقطه شروع تغییرات و تحولات مهمی در سازمان مجاهدین شد. نگاهی به آن عملیات برای درک "چرائی و چگونگی" این تغییرات لازم و ضروری است. امیدوارم  مطالب من در روشن شدن این موضوع کمک کرده باشد.

 

سیاست های سازمان مجاهدین هنوز بر روند تحولات سیاسی جاری مربوط به ایران تاثیر گذار است و جنبه داخلی و درون تشکیلاتی در این سازمان ندارد.

 

وضعیت و موقعیت کنونی سازمان مجاهدین خلق ریشه در تصمیم گیری های فروغ جاویدان و بعد از آن دارد. از نظر من این سازمان که روزی می توانست، تاکید می کنم: می توانست، در تحولات دمکراتیک ایران نقش تعیین کننده داشته باشد، امروز به ترمزی در روند این تحولات تبدیل شده است. از نظر من این سازمان امروز از مردم ایران بُریده و متکی به قدرت های جهانی است. با تحولات اجتماعی و خواسته ها و مطالبات مردم بیگانه است. موضع او در مقابل مردم ایران (در داخل یا خارج کشور) بسیار "طلبکارانه"  و غیر محترمانه است.  چه در رابطه با نیروهای خود یا مردم عادی، ناصادقانه و فریبکارانه عمل می کند. زبان و فرهنگ او برای مردم بیگانه و ناآشنا است. تلاش دارد تا ارزش ها و معیارهای "ایدئولوژیک" درون تشکیلاتی خود را عمومی و همگانی کند. فرهنگ کیش شخصیت را رواج داده و با دگر اندیشی مخالفت می کند. تلاش دارد تا صدای منتقدین، دگراندیشان و مخالفین خود را خفه کرده و با اتهام زنی، به ترور شخصیت مخالفین اقدام می کند. این شیوه ها نقض آشکار حق آزادی بیان و اعلامیه جهانی حقوق بشر است.

رهبری سازمان مجاهدین با شگردهای روانی، مخالفین و جداشدگان از تشکیلات خود را آنچنان در خود فرو می برد که جرئت و توان سربلند کردن نداشته باشند و از هر طریق تلاش می کند تا عرصه ی سیاسی مبارزه با رژیم را "ملک طلق" خود معرفی کرده و معیارهای خود را برای مبارز بودن یا مبارز نبودن اصل قرار دهد. "خون شهیدان" را وسیله ای برای مشروع جلوه دادن سیاست های خود عنوان می کند. "مقاومت" را معیار مشروعیت خود دانسته و در حالی که در دو دهه گذشته تماما در موضوع دفاعی قرار داشته است، افراد یا نیروهایی که هژمونی او را نپذیرند به همکاری با وزارت اطلاعات متهم می کند و با این رفتار خود یک سُنت بیمار گونه را در جامعه گسترش داده است. در قبالِ جان نیروهای خود که از این سازمان جدا می شوند غیر مسئولانه رفتار می کند. با سیاست های غلط جان هزاران نفر که در عراق و در "زندان لیبرتی" گرفتار آمده اند را به خطر می اندازد. و ...

 

به همه ی دلایل فوق، سازمان مجاهدین خلق ایران به رهبری مسعود رجوی نه تنها نمی تواند در تحولات دمکراتیک ایران نقش مثبتی بازی کند، بلکه مانع این تحولات شده و بر سر راه این تحولات ترمز ایجاد می کند.

 

رهبری این سازمان با "قدیس" کردن خود، از پاسخگوئی در باره رفتار و سیاست های خود خودداری می کند. از این رو هرگونه روشنگری مستند، غیر جانبدارانه و غیر کینه توزانه می تواند به افکار عمومی در شناخت سیاست های این سازمان کمک کند. طرح چنین موضوعاتی نه به دلیل "ضدیت" با این سازمان یا رهبر آن، بلکه به این دلیل ساده است که "آزادی بیان" چنین حقی را مجاز می شمارد. نوشته های من نیز "بر ضد"ِ کسی یا چیزی نبوده، بلکه تلاشی است برای شکستن دیوار ترس و وحشتی که این سازمان ایجاد کرده است و تاکیدی است برای دفاع از اصل آزدی بیان. اینکه چنین موضوعی خوش آیند کسی باشد، یا نباشد از حقی که من از آن برخوردارم چیزی کم نمی کند.

 

امیدوارم این نوشته ها به نسل جوان ایران که از سیاست سرخورده و گریزان شده است، کمک کند تا با بخش های تاریکی از تاریخ معاصر سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شده و آشنائی با این سازمان را تنها از زاویه ای که رژیم جمهوری اسلامی تبلیغ و ترویج می کند نبیند. امیدوارم این آشنائی زمینه ای ایجاد کند تا نسل جوان از تجارب هر چند تلخ و دردناک گذشته بیاموزد و با آن نقادانه برخورد کند.

 

همچنین امیدوارم همرزمان سابق من در سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی ایران از خود بیرون آمده و ناگفته هایشان را منتشر کنند و زمینه ای فراهم کنند تا نسل جدید با تجارب آنها آشنا شود.

 

امیدوارم انتشار این تجارب پلی برای ارتباط بین نسل جدید و مبارزان دهه شصت شمسی ایجاد کند تا با انتقال تجارب، تحولات آتی سیاسی- اجتماعی در کشورمان را طوری رقم بزنند که فروپاشی نظام جنایتکار جمهوری اسلامی را سریع تر محقق کرده و انتقال حاکمیت به مردم را با خونریزی کمتر همراه کند.

 

 

حنیف حیدرنژاد/ قهرمان حیدری

پایان -  27 مرداد 1392/ 19 آگوست 2013

 

برای دریافت نسخه‌ی کامل «نگاهی به فروغ جاویدان، ۲۵ سال بعد» در فرمت پی‌دی‌اف اینجا را کلیک کنید.

...............................................................

اسناد و ضمایم مربوط به عملیات فروغ جاویدان

قطعنامه ۵۹۸، پذیرش آتش بس و عملیات فروغ جاویدان

http://www.hamneshinbahar.net/article.php?text_id=71

 

منبع:پژواک ایران


حنیف حیدرنژاد

فهرست مطالب حنیف حیدرنژاد در سایت پژواک ایران 

*یک نگاه آماری به ایرانیان ساکن آلمان [2017 Oct] 
*انتخابات آلمان: دمکراسی، بازنده‌ی بزرگ! [2017 Sep] 
*فراخوان به ایرانی- آلمانی‌های ساکن آلمان برای شرکت در انتخابات پارلمانی این کشور [2017 Sep] 
*من پوزش می‌خواهم! حقوق بشر و ضرورت نگاه انتقادی به گذشته خودِ فردی و خودِ جمعی [2017 Sep] 
*انتخابات آلمان و نگاهی به موقعیت احزاب این کشور (۲) [2017 Aug] 
*انتخابات آلمان و نگاهی به موقعیت احزاب مهم این کشور [2017 Aug] 
*آلمان؛ آیا با جواب منفی درخواست پناهندگی مواجه شده اید؟ حال چه باید کرد؟ [2017 Aug] 
*خودکشی یک پناهجوی ایرانی در آلمان و خودداری مقامات از انتشار خبر [2017 Aug] 
*رهبری سازمان مجاهدین؛ فرار از پاسخگوئی و به جان هم انداختن خانواده ها [2017 Jul] 
*فریبکاری‌های مریم رجوی [2017 Jul] 
*وجدان یا مصلحت، پایبندی به اخلاق یا فرصت‌طلبی؟ [2017 May] 
*مهندسی انتخابات و گزینه‌های خامنه‌ای [2017 May] 
*امدادرسانی بی مرز: زوج ایرانی- آلمانی همراه با پناهجویان روهینگای در بنگلادش [2017 Apr] 
*انتخابات جمهوری اسلامی بر خلاف موازین حقوق بشر  [2017 Apr] 
*تروریست واقعی کیست؟ کوردها، آلمان و ترکیه [2017 Mar] 
*مراسم اسکار؛ چرا اصغر فرهادی به نقض حقوق بشر و سیاست های تبعیض آمیز در ایران اعتراض نمی کند؟ [2017 Mar] 
*مصوبه کابینه آلمان؛ تشدید اخراج پناهجویان [2017 Feb] 
*گزارش وزارت کشور آلمان در مورد تعداد پناهجویان در سال 2016 [2017 Jan] 
*چند عکس و چند سوال [2017 Jan] 
*پیامد های مرگ رفسنجانی در عرصه جناح بندی های جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*طراحی عملیات از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در آلمان  [2017 Jan] 
*گورخوابی در ایران و روش حسن روحانی برای مبارزه با آن [2016 Dec] 
*یاد ناصر ایرانپور دوستدار آزادی و انسایت گرامی! [2016 Dec] 
*کشف گور دسته جمعی در تبریز و مسوولیت رژیم در حقیقت‌یابی [2016 Dec] 
*اروپا و قدرت گیری پوپولیسم؛ شکست احزاب سنتی [2016 Dec] 
*صدور حکم محکومیت احمد منتظری، هراس جمهوری اسلامی از حقیقت‌یابی  [2016 Nov] 
*پایه‌ریزی سیستم جدید برای تشدید کنترل ورود به اتحادیه اروپا  [2016 Nov] 
*تشدید اخراج پناهجویان از آلمان [2016 Oct] 
*حالت‌های مختلف تصمیم‌گیری توسط اداره امور پناهندگی در آلمان [2016 Oct] 
*سازمان مجاهدین، پایان انتقال به آلبانی و سرپوش گذاشتن بر یک شکست استراتژیک به بهای جان انسان ها [2016 Sep] 
*«افتخار» پورمحمدی به کشتار و اعدام های سال 67 و طرح چند سوال  [2016 Aug] 
*سازمان مجاهدین خلق و تصفیه حساب شنیع با مخالفین [2016 Aug] 
*در مورد خبر فوت مسعود رجوی [2016 Jul] 
*اهمیت «مسئولیت فردی» در همکاری و مشارکت با دستگاه سرکوب و کشتار  [2016 Jun] 
*تصویب پیش نویس قانون «انتگراسیون» توسط دولت آلمان [2016 May] 
*پدرسالاری اصلاح‌طلبانه: چرا اصلاح‌طلبان از اقدام فائزه رفسنجانی دفاع نمی‌کنند؟ [2016 May] 
*گرویدن به مسیحیت و تاثیر آن بر درخواست پناهندگی در آلمان [2016 May] 
*نه، یعنی نه! خواست فعالان حقوق زنان در آلمان در مورد سکس بدون رضایت  [2016 May] 
*انتگراسیون چیست، شرایط و الزامات آن/ پاورپوینت آموزشی [2016 Apr] 
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت چهارم و آخر [2016 Apr] 
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت سوم [2016 Apr] 
*مهمترین عامل و تعیین کننده ترین عامل  [2016 Mar] 
*معامله با ترکیه بر سر پناهجویان، شکست اتحادیه اروپا [2016 Mar] 
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت اول [2016 Mar] 
*قوانین جدید پناه‌جویی در آلمان: قانون الحاق خانواده محدود شد [2016 Mar] 
*واقعا نمیدونی چقدر ابلهی؟! [2016 Mar] 
* انتخابات، فرصتی برای یک رفراندومِ ساکت «نه» به جمهوری اسلامی  [2016 Feb] 
*زندگی ادامه دارد، به یاد عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*تسلیت به خانواده سرفراز محمد رحیمی [2016 Jan] 
*آنگلا مرکل زیر فشار: خودت مشکل پناه‌جویان را حل کن‎ [2016 Jan] 
*مزاحمت جنسی در شب سال نو؛ آتشی تازه به دامان پناه‌جویان در آلمان؟  [2016 Jan] 
* آلمان: نزدیک به ۱میلیون پناه‌جو و تقریبا نیم‌ میلیون تقاضای پناهندگی در سال ۲۰۱۵ [2016 Jan] 
*فرد در تشکیلات، ارزش و جایگاه فرد در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق [2016 Jan] 
*فریبکاری رهبری سازمان مجاهدین خلق بیش از پیش رنگ می بازد [2015 Dec] 
*ترکیه در آستانه جنگ داخلی؟ [2015 Dec] 
*اوج حضیض یک سازمان سیاسی [2015 Dec] 
*محتوای بسته دوم قوانین پناهجوپذیری آلمان در سال ۲۰۱۶ چیست؟ [2015 Dec] 
*همدردی با مردم فرانسه، مبارزه با تروریست های اسلام گرا  [2015 Nov] 
*حمام خون در لیبرتی، و مسئولیت مسعود رجوی  [2015 Nov] 
*حمله مجدد موشکی به اردوگاه لیبرتی در عراق و مرگ انسان ها، مسئولیت با کیست؟  [2015 Oct] 
*قوانین جدید مربوط به پناه جویان در آلمان، یک هفته زودتر به اجرا گذاشته شد  [2015 Oct] 
*طرح ایجاد مناطق ترانزیتی در مرز آلمان برای کنترل ورود پناه جویان  [2015 Oct] 
*مریم رجوی و ادعاهای تکراری پایبندی به دمکراسی و حقوق بشر  [2015 Oct] 
*سازمان عفو بین الملل؛ تلاش برای لغو مجازات اعدام مرتبط با مواد مخدر  [2015 Oct] 
*ترسیم خطوط کلی سیاست پناهندگی در آلمان و اروپا  [2015 Sep] 
*تلاش ها برای هماهنگی در حل و فصل بحران پناه جویان در آلمان و اتحادیه اروپا  [2015 Sep] 
*انساندوستی مردم آلمان قابل تقدیر است  [2015 Sep] 
*بحران پناه جویان؛ اتحادیه اروپا در بحران هویتی و بر سر دوراهی  [2015 Sep] 
*18 دلیلی که رفسنجانی نیز دستگاه قضائی در جمهوری اسلامی را ناعادلانه می داند  [2015 Sep] 
*آلمان و تاخیر در برخورد با بحران پناه‌جویی  [2015 Sep] 
*آلمان و پناه‌جویان؛ پیروزی قانون بر وحشت‌پراکنی راست‌های افراطی  [2015 Sep] 
*عوامل مهم و تاثیرگذار در شکل دهی تحولات سیاسی- اجتماعی ایران امروز  [2015 Aug] 
*دفاع از حقیقت، پایداری بر یک پرنسیب [2015 Aug] 
*بمبگذاری در اردوگاه حزب کومله کردستان ایران محکوم است  [2015 Aug] 
*فردیت و جنسیت و مکانیزم های درون تشکیلاتی سازمان مجاهدین خلق برای تثبیت رهبری رجوی [2015 Jul] 
*سومين کنگرهء سکولار دموکرات های ايران؛ انتقادات و نکات قابل تأمل  [2015 Jul] 
*تغییرات جدید در قانون اقامت در آلمان  [2015 Jul] 
*مردسالاری شیعی و توهین یکی از آخوندها به ایرانیان از طریق تلویزیون حکومتی  [2015 Jun] 
*تحقیر خامنه ای توسط وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا  [2015 Jun] 
*بحران جهانیِ فرار و پناهندگی، نشانه‌ای از بحران سیاست جهانی  [2015 Jun] 
*تحولات سیاسی ترکیه؛ مقابله نئوعثمانیسم و سکولاریسم  [2015 Jun] 
*پاورپوینت آموزشی به زبان ساده؛ دلایل فرار و پناهندگی  [2015 May] 
*فرار یک زن برهنه از خودروی نیروی انتظامی، نقطه انفجار فردی و اجتماعی و پیامدهای آن  [2015 Apr] 
*اروپا چگونه پناه‌جویان را به کام مرگ می‌فرستد  [2015 Apr] 
*تلاش رهبران جمهوری اسلامی برای فرار از پیامدهای تفاهم هسته‌ای  [2015 Apr] 
*افزایش شمار پناه‌جویان در جهان و نگاهی به پراکندگی جغرافیائی ایرانیان پناه‌جو  [2015 Mar] 
*چرا مریم رجوی بر«تسلیح» ساکنین کمپ لیبرتی در عراق اصرار می کند، عواقب آن چیست؟  [2015 Mar] 
*علی خامنه‌ای در فرار از پاسخگوئی، منتقد نظام خود می‌شود  [2015 Feb] 
*محمد اقبال سخنگوی غیر رسمی سازمان مجاهدین خلق اتهام پراکنی می کند. پاسخ دهید!  [2015 Feb] 
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق، قسمت سوم و پایانی  [2015 Feb] 
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق (2 ) [2015 Feb] 
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق (1)  [2015 Feb] 
*مرگ افراد سازمان مجاهدین در عراق و لیبرتی؛ ابهامات و پرسش ها  [2015 Feb] 
*هیچ پناه جوئی از آلمان تا نیمه ژانویه 2016 به یونان اخراج نمی شود  [2015 Jan] 
*جنگ تبلیغاتی- روانی بر سر شمارِ تظاهرکنندگان «پِگیدا» در آلمان  [2015 Jan] 
*کمک های سخاوتمندانه و میلیونی سازمان مجاهدین خلق به «مزدوران وزارت اطلاعات» و چند سوال  [2015 Jan] 
*جایتکار خوب، جنایتکار بد!  [2015 Jan] 
*۱۲۷٫۰۲۳ تقاضای پناهندگی جدید در آلمان در سال ۲۰۱۴  [2015 Jan] 
*مشروط کردن کمک تسلیحاتی و آموزشی به پیشمرگان کورد در عراق به رعایت حقوق بشر  [2015 Jan] 
*قتل یک پناه جوی اریتره ای در شهر دِرِسدن آلمان [2015 Jan] 
*مسئولیت مسعود رجوی در حفظ جان ساکنین کمپ لیبرتی در عراق  [2015 Jan] 
*حذف مخالفین با شلیک به قلب آزادی بیان [2015 Jan] 
*تفاوت های مهاجر و پناه جو و پناهنده  [2014 Dec] 
*آتش زدن همزمان سه خوابگاه پناه جویان در آلمان  [2014 Dec] 
*نقدی مختصر به مقاله ی ایرج مصداقی «مسعود رجوی سه دهه فرار و ...»  [2014 Dec] 
*اتهام زنی بجای استفاده از راه کارهای قانونی؛ فرهنگ سرکوب مخالفین توسط سازمان مجاهدین خلق  [2014 Dec] 
*چرا رهبری سازمان مجاهدین خلق از اطلاع رسانی در مورد اعضا این سازمان در عراق و آلبانی خودداری می کند؟  [2014 Nov] 
*نگاهی سریع به پیام یازده آبان 1393 مسعود رجوی [2014 Nov] 
*شورای ملی مقاومت تشکیلاتی غیردمکراتیک و زائده سازمان مجاهدین [2014 Nov] 
*حکم دادگاه حقوق بشر اروپا در ممنوعیت اخراج یا بازگرداندن پناه جویان به یونان  [2014 Nov] 
*اتحادیه اروپا: ممنوعیت اخراج یا بازگرداندن پناه جویان به ایتالیا مشروط می شود  [2014 Nov] 
*اشک تمساح رژیم اسلامی ایران و حمله به مدافعان حقوق بشر  [2014 Oct] 
*درگیری شدید پلیس آلمان با نئونازی ها در شهر کلن  [2014 Oct] 
*ریحانه را بخاطر دفاع از زندگی و حقیقت اعدام کردند  [2014 Oct] 
*چراغ سبز امام جمعه اصفهان برای اسیدپاشی به زنان: ام‌القرای جهانیم یا بدتر از حرامسرا های قدیم؟  [2014 Oct] 
*پیشروی نیروهای خلافت اسلامی تا 12 کیلومتری فرودگاه بغداد و سوال از رهبری سازمان مجاهدین  [2014 Oct] 
*در باره «استعفای طبيعی و شرافتمندانه»  [2014 Oct] 
*انطباق فعال یا فرصت طلبی و بی پرنسیبی سیاسی؟ [2014 Oct] 
*اعدام، اهداف و انگیزه ها؛ به مناسبت روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام [2014 Oct] 
*فاجعه انسانی در کوبانی، نظاره گری قدرت های محلی و جهانی؛ مشارکت در جنایت  [2014 Oct] 
*کنترل مرزی در اتحادیه اروپا به مدت دو هفته با هدف دستگیری پناه جویان «غیر قانونی» [2014 Oct] 
*کاسبی و تجارت به نام پناه جویان؛ بد رفتاری و ضرب و شتم پناه جویان در کمپ های پناه جویان در آلمان [2014 Sep] 
*تغییرات جدید در زمینه قوانین مرتبط با پناهندگی در آلمان  [2014 Sep] 
*تشدید شرایط غیر انسانی کمپ های پذیرش پناه جویان تازه وارد در آلمان  [2014 Sep] 
*برجسته کردن نقش عوامل خارجی، برای توجیه مسئولیت گریزی شخصی یا تشکیلاتی  [2014 Sep] 
*تحقیر انسان در حکومت اسلامی در ایران؛ اراذل و اوباش واقعی چه کسانی هستند؟  [2014 Aug] 
*نگاهی به کنگره دوم سکولار دمکرات های ایران در شهر بوخوم  [2014 Aug] 
*بهبودی نسبی وضعیت حقوقی قبول شدگان پناهندگی به دلایل انسانی در آلمان  [2014 Aug] 
*جنایت بر علیه بشریت در غزه، برنده و بازندگان آن  [2014 Aug] 
*ضدیت رهبری مجاهدین خلق با آزادی بیان  [2014 Jul] 
*سالگرد عملیات «فروغ جاویدان» [2014 Jul] 
*نگاهی کوتاه و سریع به «گزارش 93» ایرج مصداقی [2014 Jul] 
*«خلق قهرمان ایران»! [2014 Jul] 
*برای رفع تکلیف! نگید که ما نگفتیم!  [2014 Jul] 
*پناهجویان در برلین در محاصره پلیس  [2014 Jul] 
*شکافِ بینِ نسل ها، چرا؟  [2014 Jul] 
*فرار به جلو به سبک رهبری مجاهدین [2014 Jun] 
*بیش از 75 هزار ایرانی پناه جو در سال 2013  [2014 Jun] 
*زمینه سازی کشتار ساکنین کمپ لیبرتی در عراق با بی مسئولیتی رهبری مجاهدین  [2014 Jun] 
*خطاب به احزاب، گروه ها، تشکل ها و شخصیت های ایرانی و ایرانیان مدافع حقوق انسان؛ سکوت خود را بشکنید!  [2014 Jun] 
*سقوط شهر موصل توسط «داعش» و وظیفه سازمان ملل و دولت امریکا در تامین حفاظت ساکنین لیبرتی در عراق [2014 Jun] 
*اهمیت شکستن «تابوی تجاوز» در مراحل پناهندگی در آلمان- نگاهی به یک تجربه  [2014 Jun] 
*فرار رهبری مجاهدین خلق از پاسخگوئی، با به جان هم انداختن خانواده ها  [2014 Jun] 
*دفاع از حق آزادی بیان مسیح علی نژاد  [2014 Jun] 
*«جنگِ نیابتی» به سبک رهبری سازمان مجاهدین خلق  [2014 May] 
*نامه سرگشاده به مریم رجوی: مسئولیت سلامتی برادران خود را با رهبری سازمان مجاهدین می دانیم  [2014 May] 
*چرا مریم رجوی به سوالات نمایندگان پارلمان کانادا پاسخ می دهد، اما به ایرانیان نه؟  [2014 May] 
*شلیک سلاح سبک به ساکنین لیبرتی، نشانی از وخامت بیشتر امنیت آنان  [2014 May] 
*دفاع از حقوق بشری میرحسین موسوی در دسترسی او به امکانات درمانی [2014 May] 
*درخواست گواهی کارشناسانه در مورد ریحانه جباری برای کشف حقیقت  [2014 Apr] 
*علی خامنه ای، ضدیت با ارزش های غربی یا ارزش های حقوق بشری؟  [2014 Apr] 
*ملحق شدن پدر و مادر به فرزندان بر اساس قانون اقامت آلمان  [2014 Apr] 
*یک سند بسیار با ارزش در مورد نوع نگاه اسلام به زن، به مرد و به انسان  [2014 Apr] 
*«خیانت به اعتماد» و پیامدهای فردی آن  [2014 Apr] 
*پناهندگی «سهمیه ای» یا بازاسکان مجدد چیست؟  [2014 Mar] 
*گزارش اعدام 2013 سازمان عفو بین الملل؛ برخی بخش های مرتبط با ایران [2014 Mar] 
*نگاهی به سالی که گذشت؛ ما یاد گرفتیم که آزاد بیاندیشیم و با صدای بلند حرفمان را بزنیم  [2014 Mar] 
*مسئولیت مضاعف رهبری سازمان مجاهدین خلق در خروج هرچه سریعتر ساکنین کمپ لیبرتی از عراق [2014 Mar] 
*آژانس اروپائی حقوق بنیادین: از هر سه زن یکی قربانی خشونت  [2014 Mar] 
*سایه روشن های انقلاب، نگاهی با فاصله پس از 35 سال به انقلاب 1357  [2014 Mar] 
*زنان مسلمان آلمانی داوطلب برای ازدواج در سوریه  [2014 Feb] 
*خودسوزی منجربه مرگ یک پناه جوی ایرانی در جنوب آلمان  [2014 Feb] 
*کنترل به دلیل رنگ پوست در آلمان؛ وقتی حکومت اقلیت ها را مرعوب می کند  [2014 Feb] 
*دادگاه بین المللی در آلمان در ارتباط با جنایت برعلیه بشریت  [2014 Feb] 
*مسعود رجوی، دفاع از آزادی بیان سلمان رشدی و سرکوب آزادی بیان مخالفین خود [2014 Feb] 
*سه دهه مرگ و کشتار، جنگ و آوارگی، فقر و فحشا، بیماریهای روحی-روانی، اعدام و تبعید و فرار و مهاجرت [2014 Feb] 
*شرمتان باد! [2014 Feb] 
*مریم رجوی از پاسخگوئی و پذیرش مسئولیت فرار می کند  [2014 Jan] 
*از حق پناهندگی شهاب اختیاری و زندگی او در امنیت دفاع کنید  [2014 Jan] 
*سوال از رهبری سازمان مجاهدین در باره گزارش یونامی و کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل از کمپ لیبرتی  [2014 Jan] 
*نامه سرگشاده به مریم رجوی؛ ما را از وضعیت برادرانمان مطلع کنید [2014 Jan] 
*در خواست پناهندگی 4.777 نفر ایرانی در سال 2013 از آلمان  [2014 Jan] 
*تهمت و توهین رهبری سازمان مجاهدین به خانواده های نگران بستگانشان در کمپ لیبرتی [2014 Jan] 
*اهمیت قرارداد دوبیلن 3 در امور پناهندگی در اتحادیه اروپا  [2014 Jan] 
*به کشتار ساکنین کمپ لیبرتی در عراق پایان دهید  [2013 Dec] 
*اداره خارجیان آلمان نمی تواند پول ماهیانه پناه جویان را به دلیل پرنکردن فرم بازگشت داوطلبانه کم کند [2013 Dec] 
*پایان اعتصاب غذا در لیبرتی، «پیروزی» یا شکست؟  [2013 Dec] 
*نقد سازمان مجاهدین، "دعوائی خانوادگی"، یا ضرورتی فرا سازمانی؟ [2013 Dec] 
*اهمیت پراکتیک مقوله حقوق بشر و پیوند آن با تحولات سیاسی در ایران [2013 Dec] 
*«حقوق شهروندی» حسن روحانی و مشخصات آن  [2013 Dec] 
*یک گزارش و شش تفاوت؛ نمونه ای از عدم لیاقت و بی سر و سامانی نظام جمهوری اسلامی  [2013 Nov] 
*مسئولیت سیاسی رهبری سازمان مجاهدین خلق در قبال «جان باختن» اعتصاب غذا کنندگان در کمپ لیبرتی [2013 Nov] 
*دادگاه عالی اتحادیه اروپا: ممنوعیت بازگرداندن پناه جویان به کشور دیگری در اتحادیه [2013 Nov] 
*اتهام زنی بی پایه و اساس رهبری سازمان مجاهدین خلق بر علیه جدا شدگان، منتقدین و مخالفین؛ نقض آشکار حقوق بشر  [2013 Nov] 
* فرار رهبری مجاهدین از مسئولیت خود در کشتار در اشرف [2013 Oct] 
*درخواست های سازمان عفو بین الملل از دولت ائتلافی آینده آلمان در مورد موضوع پناه جویان  [2013 Oct] 
*پایان موقت اعتصاب غذای پناه جویان در برلین  [2013 Oct] 
*قوانین پناهندگی و رفتار خود سرانه اداره های دولتی با پناه جویان در آلمان  [2013 Oct] 
*چرا اعدام نه! به مناسبت 10 اکتبر روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام  [2013 Oct] 
*چرا رهبری سازمان مجاهدین خلق در به جریان انداختن اقدامات قضائی برای شناسائی مسئولین گروگان گیری و کشتار در اشرف و لیبرتی تعلل می کند؟ [2013 Oct] 
*ستون «نظرات» جائی برای تقابل اندیشه ها یا محلی برای تخلیه خرده حساب های شخصی  [2013 Oct] 
*اعتصاب غذا در کمپ لیبرتی چرا؟ [2013 Oct] 
*مرگ حداقل 82 پناه جو در سواحل ایتالیا؛ بی عملی اتحادیه اروپا [2013 Oct] 
*رژیم جمهوری اسلامی دشمن آزادی اطلاعات و آگاهی  [2013 Sep] 
*حذف تصویر اتهام زننده ای که قرار بود بر علیه آن شکایت شود [2013 Sep] 
*درسی از انتخابات آلمان: شکست سیاسی و شجاعت در «پذیرش مسئولیت شخصی» [2013 Sep] 
*توهین، تهمت و اتهام بدون عقوبت قضائی نمی ماند [2013 Sep] 
*پرسش و پاسخ در مورد سازمان مجاهدین خلق ایران و سیاست های آن- قسمت دوم و پایانی [2013 Sep] 
*پرسش و پاسخ در مورد سازمان مجاهدین خلق ایران و سیاست های آن- قسمت اول [2013 Sep] 
*چرا؟... ؛ حال و روز درونی ام پس از کشتار در اشرف [2013 Sep] 
*مریم رجوی باید پاسخ دهد [2013 Sep] 
*کشتار اعضاء سازمان مجاهدین خلق ایران در قرارگاه اشرف، مصداق «جنایت بر علیه بشریت» [2013 Sep] 
*گرم شدن فعالیت های انتخاباتی در آلمان و تلاش برای جلب جوانان [2013 Aug] 
*تهدید به قتل ایرج مصداقی و تائید آن توسط مهدی ابریشمچی نماینده سازمان مجاهدین خلق در شورای ملی مقاومت ایران [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت نهم و پایانی  [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت هشتم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت هفتم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت ششم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت پنجم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت چهارم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت سوم [2013 Jul] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت دوم [2013 Jul] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت اول [2013 Jul] 
*68 سال پس از جنگ جهانی دوم، در جستجوی جنایتکاران  [2013 Jul] 
*کمپین سازمان عفو بین الملل برعلیه وضعیت وخیم پناه جویان در یونان  [2013 Jul] 
*یک پرسش ساده و یک پاسخ کوتاه [2013 Jul] 
*ساکنان کمپ لیبرتی در عراق گروگان سیاست بازی رهبری مجاهدین؟ [2013 Jul] 
*نگاهی به «بیانیه تفضیلی شورای ملی مقاومت ایران- 7 تیر 1392» [2013 Jul] 
*توقف اخراج یک پناه جوی ایران در آخرین دقایق با پادرمیانی مستقیم وزیر کشور آلمان  [2013 Jun] 
*کارخانه «مزدور» سازی سازمان مجاهدین خلق چگونه عمل می کند؟ [2013 Jun] 
*روز جهانی پناهندگان؛ پناه جویان ایرانی و پراکندگی آنها در جهان [2013 Jun] 
*مسئولیت کشتار مجاهدین خلق مستقر در عراق در کمپ لیبرتی با چه کسانی است؟ [2013 Jun] 
*پیام «انتخاب» روحانی؛ سیاست مهار و تغییر کنترل شده [2013 Jun] 
*مصوبه پارلمان اروپا در زمینه یکسان سازی سیستم پناهندگی اروپائی [2013 Jun] 
*نگاهی به یک "عکس دسته جمعی" و سخنی با آقایان روحانی، قصیم و یغمائی [2013 Jun] 
*نمایشگاه نقاشی های میر حسین موسوی در برلین و به فراموشی سپردن مسئولیت های پیشین او در نقض حقوق بشر [2013 Jun] 
*موضع گیری شورای ملی مقاومت ایران در مورد استعفای آقایان محمد رضا روحانی و کریم قصیم؛ فرار از پاسخگوئی  [2013 Jun] 
*تعهدات ده گانه مريم رجوی برای ايران آزاد فردا و طرح چند سوال [2013 Jun] 
*چرا "انتخابات" رژیم مغایر با موازین حقوق بشر و یک مردم فریبی است؟ [2013 Jun] 
*اطلاعیه کمیسیون قضائی شورای ملی مقاومت ایران در مورد اسماعیل یغمائی، گواه عدم استقلال و عدم تخصص [2013 Jun] 
*اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران در مورد اسماعیل وفا یغمائی و چند سوال [2013 Jun] 
*نتایج آخرین سرشماری جمعیت در آلمان [2013 Jun] 
*خشونت کلامی سازمان مجاهدین و وابستگان آن، چرا؟ [2013 May] 
*جمهوری دمکراتیک اسلامی یا "جمهوری دمکراتیک، سکولار و غیر هسته ای"؟  [2013 May] 
*مهاجران تازه وارد به آلمان پیوسته از سطح تخصصی بالاتری برخوردارند  [2013 May] 
*فشرده ی گزارش 2013 عفو بین الملل در باره اعدام: ایران و چین در صدر [2013 May] 
*سخنان نژاد پرستانه و توهین آمیز علی خامنه ای بر علیه مردم اروپا و سکوت رهبران سیاسی اروپا [2013 May] 
*نگاهی به نوشته محمد هادی: "مصداقی، مُبصر کلاس اپوزیسیون" [2013 May] 
*سخنان نژاد پرستانه و توهین آمیز علی خامنه ای بر علیه مردم اروپا و سکوت رهبران سیاسی اروپا [2013 May] 
*سیاست «سکوت» اطلاع رسانی سازمان مجاهدین خلق در قبال اعزام انتقال مجاهدین به آلبانی، چرا؟ [2013 May] 
*انواع قبولی پناهندگی در آلمان، یکسانی ها و تفاوت ها  [2013 May] 
*نگاهی به پیام مسعود رجوی به خامنه ای و رفسنجانی [2013 May] 
*نگاهی به نامه سرگشاده ایرج مصداقی به مسعود رجوی [2013 May] 
*مشخصه های سیستم کیش شخصیت و اهمیت درک آن برای فعالین ایرانی  [2013 Apr] 
*افزایش 17 درصدی صدور تسلیحات در جهان، مرگ سالیانه 500 هزار نفر از طریق سلاح های مختلف  [2013 Mar] 
*شرایط سختگیرانه تر در پذیرش پناهندگی به دلایل مذهبی در آلمان  [2013 Mar] 
*مسئولیت کشته شدن اعضاء سازمان مجاهدین خلق در "اردوگاه آزادی" با دولت عراق و سازمان ملل متحد می باشد  [2013 Feb] 
*سالگرد آزاد سازی اردوگاه مرگ آشویتس، یک فیلم مستند بر اساس مصاحبه با فیلمبردار ارتش سرخ  [2013 Jan] 
*افزایش تقریبا 30 درصدی ایرانیان پناه جو در آلمان در سال 2012  [2013 Jan] 
*توصیه هائی در مورد پناهندگی در آلمان و آشنائی با سختی های پیش رو  [2012 Dec] 
*روز جهانی حقوق بشر؛ آیا اتحادیه اروپا لیاقت دریافت جایزه حقوق بشر را دارد؟  [2012 Dec] 
*دستمزد و هزینه های وکیل در دعاوی مربوط به درخواست پناهندگی یا اقامت در آلمان  [2012 Dec] 
*نه به زندانی کردن پناه جویان در مرزهای اروپا [2012 Dec] 
*حکم دادگاه عالی اداری: پلیس در آلمان اجازه ندارد کسی را به دلیل رنگ پوستش کنترل کند  [2012 Nov] 
*راهپیمائی اعتراضی پناه جویان در آلمان؛ دستاوردها و چشم اندازها  [2012 Oct] 
*موضوع "حق تعیین سرنوشت" و فقر نیروهای سیاسی ایران*  [2012 Sep] 
*حکم دادگاه حقوق بشر اروپائی در ارتباط با پناهندگی به دلایل مذهبی [2012 Sep] 
*تست جدائی و طلاق، بر اساس تجربه و کار عملی و تخصصی با ایرانیان ساکن در آلمان  [2012 Sep] 
*مشکلات روحی- اجتماعی ایرانیان پناه جو و پناهنده در آلمان / یک بررسی تحقیقی- تحلیلی [2012 Aug] 
*گسترش اعتراضات پناهجویان در آلمان، با پیشتازی پناهجویان ایرانی، برعلیه شرایط غیر انسانی زندگیشان  [2012 Jul] 
*نقدی بر گزارش سالانه نقض حقوق بشر [2012 Apr] 
*از حق شهروندی افغانستانی ها و افغانستانی تباران ساکن در ایران دفاع کنیم!  [2012 Apr] 
*خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق؛ پایان یک استراتژی و چالش های پیش رو  [2012 Feb] 
*حکم دادگاه اداری شهر گیسن در آلمان در باره قبولی پناهندگی یک پناهجوی عرب ایرانی  [2012 Feb] 
*نگاهی به گزارش سال 2011 بخش مددکاری اجتماعی مرکز یاری های پزشکی در امور پناهجویان در شهر بوخوم آلمان [2012 Feb] 
*استثمار جدید و پشت پرده "اعجاب کار و اشتغال" در آلمان  [2012 Jan] 
*افزایش 35 درصدی ایرانیان پناهجو در آلمان در سال 2011  [2012 Jan] 
*بانک اطلاعاتی احکام مرتبط با امور پناهندگی در رابطه با ایران  [2012 Jan] 
*چرا یک هنرمند سرشناس در قبال سانسور در کشورش سکوت میکند؟ [2012 Jan] 
*بانک اطلاعاتی ویزای شنگن برای کنترل اسامی و اثر انگشت  [2011 Dec] 
*دادگاه عالی اروپا: ممنوعیت بازگرداندن پناهجویان به کشور دیگری در اتحادیه  [2011 Dec] 
*تقسیم و انتخاب محل زندگی پناهجویان در آلمان  [2011 Dec] 
*ارسال تسلیحات از آلمان برای قذافی در زمان تحریم تسلیحاتی؟ / نقش رسانه ها در روشن کردن افکار عمومی  [2011 Nov] 
*نقدی بر مقاله « قتل ناموسی برگی خونین از روایت ستم بر زنان» [2011 Oct] 
*ی به وضعیت سکونتی پناهجویان در آلمان در هایم(کمپ) های پناهندگی  [2011 Oct] 
*محکومیت اعدام معمر قذافی از زاویه حقوق بشری  [2011 Oct] 
*دوم آگوست، یادبود کشتار و نسل کشی کولیها توسط آلمان هیتلری  [2011 Aug] 
*تغییرات جدید در قانون اقامت آلمان از اول ماه یولی 2011  [2011 Jul] 
*سیاست پناهندگی اتحادیه اروپا: «فروش حقوق بشر و خیانت به حقوق بشر» [2011 Jun] 
*سرکوب و کشتار ساکنین اردوگاه اشرف، یک نقض آشکار حقوق پناهندگان و حقوق بشر است  [2011 Apr] 
*مصوبات جدید پارلمان آلمان در زمینه امور خارجیان  [2011 Mar] 
*«ویراست دوم منشور جنبش سبز»، تاکیدی مجدد بر وفاداری به نظام جمهوری اسلامی  [2011 Feb] 
*«جنبش سبز»، جنبش «مصون سازی نظام از سقوط و انحطاط»  [2011 Feb] 
*توقف اخراج پناهجویان از آلمان به یونان به مدت یک سال  [2011 Jan] 
*افزایش 111 درصدی ایرانیان پناهجو در آلمان در سال 2010  [2011 Jan] 
*تحریم آمرین جنایت در ایران گامی بزرگ به جلو، اما ناکافی و سوال برانگیز  [2010 Sep] 
*لایحه حمایت از خانواده «حمایت از مردسالاری» و آپارتاید جنسی؟  [2010 Aug] 
*60 کیلومتر اتوبان در تصرف «اراذل و اوباش و مصادیق آشکار فسق و فجور» یا دوستداران زندگی؟ [2010 Jul] 
*پیام فرزاد کمانگر و شیرین علم هولی؛ مقامت، مقاومت، مقاومت  [2010 May] 
*اهمیت رعایت اصل اطلاع رسانی موثق و پرهیز از تیترسازی های جنجالی [2010 Mar] 
*آمار اخراج پناهجویان از آلمان در سال 2009؛ تعداد اخراج به مقصد ایران: 149 نفر  [2010 Feb] 
*شلیک مرگبار به "ندا آقا سلطان" و پیامدهای انتشار اشتباه یک عکس برای "ندا سلطانی"  [2010 Feb] 
*چند سوال و ابهام در مورد بيانيه «پشتيبانان سکولار جنبش سبز ایران» [2010 Jan] 
*غربت یا غریبه گی؟  [2010 Jan] 
*اشاره ای به چند ویژه گی سازمان مجاهدین خلق و نقدی بر نظرات ایرج مصداقی [2009 Dec] 
*مراحل درخواست پناهندگی در آلمان؛ پناهندگی به چه کسی تعلق می گیرد؟  [2009 Dec] 
*احترام و وفاداری به خمینی، مرز جدا کننده وفادارن به نظام با وفاداران به جنبش آزادیخواهی  [2009 Dec] 
*خاکسپاری دوباره و ادای احترام به "ویکتور خارا" ، هنرمند مردمی شیلی پس از 36 سال  [2009 Dec] 
*استعفاء وزیر سابق دفاع آلمان؛ یک نمونه مقایسه در مورد دروغ و بی کفایتی مسئولین در آلمان و رژیم ج. ا  [2009 Nov] 
*گزارش تلویزیون کانال یک تلویزیون آلمان از فرار روزنامه نگاران از ایران بدلیل فشار و سرکوب  [2009 Nov] 
*چگونه میتوان "میزان وثوق" فیلم های خبری از ایران بر روی اینترنت را افزایش داد؟  [2009 Nov] 
*نمونه گیری آماری مربوط به مسیر خروج پناهجویان ایرانی تا ورود آنان به آلمان  [2009 Nov] 
*13 آبان روز دانش آموز یا روز اشغال سفارت آمریکا؛ مرزهای فرصت طلبی در سیاست و مبارزه حقوق بشری [2009 Nov] 
*نابودی اسناد و مدارک، اقدام جدید رژیم جمهوری اسلامی برای مسکوت نگه داشتن جنایاتش  [2009 Sep] 
*در مقابل جنایت تجاوزکاران در زندانهای جمهوری اسلامی، سکوت را بشکنید!  [2009 Aug] 
*تفاوت های جنبش سبز با جنبش آزادیخواهی مردم ایران  [2009 Aug] 
*دفاع از جان و امنیت و حقوق پناهندگی اعضاء و وابستگان سازمان مجاهدین مستقر در عراق، وظیفه ای انسانی  [2009 Jul] 
*حکم دادگاه اداری فرانکفورت برای بازگرداندن پناهجوی ایرانی اخراجی به یونان  [2009 Jul] 
*گزارش تلویزیون آلمان؛ تجهیزات و تکنیک پیشرفته ساخت آلمان در خدمت احمدی نژاد برای سرکوب مردم ایران  [2009 Jul] 
*چگونه میتوان "میزان وثوق" فیلم های خبری از ایران بر روی اینترنت را افزایش داد؟  [2009 Jun] 
*دستور خروج خبرنگاران خارجی از ایران؛ زمینه سازی یک سرکوب و کشتار گسترده؟  [2009 Jun] 
*رسیدن به آزادی از خِلال جنگ ایدئولوژیک در درون رژیم جمهوری اسلامی تا کجا واقعی است؟ [2009 Jun] 
*چرا "انتخابات" رژیم مغایر با موازین حقوق بشر و یک مردم فریبی است؟  [2009 Jun] 
*آمار اخراج پناهجویان از آلمان در سال 2008؛ تعداد اخراج به مقصد ایران: 113 نفر  [2009 Jun] 
*نگاهی به تاریخچه "حق پناهندگی" درقانون اساسی آلمان و تغییرات داده شده در آن  [2009 May] 
*«نه بخشش و نه فراموشی» ؛ مبارزه جهانی برای به مجازات کشاندن جنایتکاران  [2009 May] 
*«ریخت و پاش ١٢ میلیارد تومانی در همایش ایرانیان خارج از کشور»؛ دوستان احمدی نژاد چه کسانی هستند؟  [2009 May] 
*تجاوز به حریم شخصی مردم تحت نام «پاکسازي خانه های مجردی»، نمونه جدیدی از «اوباش گری حکومتی» [2009 May] 
*"مرحله رسیدگی ویژه به درخواست پناهندگی در فرودگاه های آلمان" یعنی چه و چگونه انجام میشود؟  [2009 Apr] 
*بازگشت دادن 65 پناهجوی ایرانی در سال 2008 از طرف دولت آلمان به دیگر کشورهای عضو قرارداد شنگن [2009 Mar] 
*باز پس گیری و لغو موقعیت پناهندگی 1596 ایرانی در آلمان طی سال 2008  [2009 Mar] 
*انتگراسیون و نقض حقوق بشر!  [2009 Feb] 
*"اقامت مستقل از همسر"، راهی برای پایان دادن به شرایط غیر قابل تحمل در ازدواج های اجباری [2009 Jan] 
*وقتی سرکونسولگری رژیم در آلمان، به ادارات آلمانی درس  [2008 Nov] 
*چرا اعدام نه! [2008 Oct] 
*گزارشی از جلسه سخنرانی در رابطه با سی سال نقض حقوق بشر در ایران [2008 Sep] 
*پیشگیری از یک فاجعه انسانی ؛ دفاع از امنیت مجاهدین خلق درعراق یک وظیفه حقوق بشری است  [2008 Sep] 
*اعتراضات مردم مشهد بر علیه گرانی [2008 Jun] 
*خمینی مرد اما همچنان میراث پلید او بر سر مردم ایران گرد مرگ و بی اعتمادی و آوارگی را می پراکند [2008 Jun] 
*فشار اداره خارجیان برای تهیه پاس ایرانی؛ یک اقدام " نرمال اداری" یا پهن کردن دام برای پناهجویان؟ [2008 May] 
*دهه زجر و ارمغان جمهوری اسلامی برای مردم ایران: [2008 Jan]