غربت یا غریبه گی؟
حنیف حیدرنژاد

"غربت" به معنی "دور شدن، دور شدن از شهر خود، دور شدن از وطن، جای دور از خانمان، آنجا که وطن شخص نباشد" تعریف شده است. (فرهنگ فارسی عمید) احساس غربت در زبان روزمره، احساسی است همراه با دلتگی و غم دوری از وطن، دوری از شهر محل سکونت و دوری ازمحله و جمع دوستان و تمامی آن تعلقاتی که آدمی با او بزرگ شده است و اینک دوری و دور شدن از آنها برایش درد آور است. وقتی احساس خلائی که بواسطه از دست دادن "آن تعلقات" بوجود آمده است با احساس عدم شناخت و نا آشنائی با فرهنگ و مناسبات اجتماعی شهر و کشور جدید همراه شود، احساس "غربت و غریبه گی" با هم عجین می شوند.  

در مهاجرت، غربت یا تبعید، آدمی باید همه چیز را از صفر شروع کند. در کنار فشار های روحی و عاطفی مربوط به ترک کشور، خانواده، محله و دوستان، هنوز از راه نرسیده، کوهی از "مشکلات" نظیر مشکل زبان، محل زندگی، اقامت، کار و تحصیل و تامین درآمد و ...  جلوی پای آدم سر بلند می کند. برخی از این مشکلات متاثر از کشور و شرایط جدید زندگی و محیط اطراف ایجاد و یا تشدید می شوند. این مشکلات بیشتر جنبه روحی- اجتماعی داشته و می توانند به مرور زمان منشاء یکسری مشکلات باز هم بیشتری گشته یا حتی زمینه ساز برخی بیماری های روحی- روانی را فراهم می سازند.

بسته به اینکه انگیزه خروج از کشور چه بوده است، و بسته به سن و سال و میزان تحصیلات، مجرد یا متاهل بودن و نیز بسته به زن یا مرد بودن، ویژه گی های روحی و شخصیتی و بالاخره بسته به داشتن یا نداشتن یک دوست، حامی یا پشتیبان در کشور جدید...، میزان سختی های پیش رو  و به تناسب آن، ظرفیت مقابله با آنها، در هر فرد تازه وارد کم یا زیاد شده و نتیجه و  برخورد با این مشکلات نیز می تواند متفاوت از هم باشد. 
 

کمبود یک "دوست واقعی"
یکی از مشکلات موجود در بین پناهجویان، پناهندگان، مهاجرین و تبعیدیان ایرانی در آلمان (و برخی دیگر از ملیت های خاورمیانه ای و شرق آسیا و آفریقا) محروم شدن از "خانواده بزرگ" و ارتباطات خانوادگی و اجتماعی ای است که در کشور خود از آن برخوردار بوده اما اینک جایگزینی برای آن ندارند. این "رابطه های دوستی" جائی بوده است برای طرح بسیاری از مسائل، "درد دل ها"، ترس ها و نگرانی ها. این دوستی ها جائی بوده است برای طرح بسیاری از رازهائی که آدم در دلش داشته و با هرکسی نمی توانسته و یا نمی خواسته در موردش حرف بزند. "درد دل هائی" که از مسائل شخصی تا مشکلات کاری و  اجتماعی، یا مسائل خانوادگی را در بر می گرفته است. این ارتباطات و حرف زدن ها در بسیاری موارد در "سبُک شدن" فشارهای فکری و روحی و عصبی نقش تعیین کننده ای بازی می کرده اند. ارتباطاتی که در آن، با حرف زدن با یک دوست یا فرد قابل اعتماد، می شد "خود را خالی کرد"، بی آنکه نگران آن بود که آن حرف ها جای دیگری "درز" پیدا کند. تکیه به دوستی که آدم فکر میکرد او مرا می فهمد، و البته در بسیاری موارد این احساس "درک و تفاهم" دوطرفه و دوجانبه بوده، به آن دوستی یا و رابطه ها رنگ و بوئی دیگری می داده است. 
برای آدم تازه وارد شده به جامعه غرب (در اینجا آلمان) در سالهای اول (و برای عده ای هم حتی با وجود سپری شدن سالها)، خلاء آن رابطه ها و دوستی ها پیوسته خود را نشان می دهد.

در جامعه تماما صنعتی آلمان، از آن "خانوداه بزرگ" و "جمع دوستان" دیگر خبری نیست، دوستی ها محدود تر و زمان برای برنامه های دسته جمعی و دور هم جمع شدن ها خیلی کم تر است. برای کسی که تازه  وارد این کشور میشود پیدا کردن "دوست" ساده نیست.

مگر در آنجا (کشور مبداء، ایران) پایه دوستی و دوست یابی چه بود؟ دوستی ها در ایران به مرور زمان شکل گرفته و مجموعه ای از تاریخچه و خاطرات مشترک آنرا ساخته بود. فراز و نشیب و مشکلات زندگی منجر به این شده بود تا از بین جمع زیادی از آدمها، چند نفر دوست قابل اعتماد که بشود روی آنها حساب کرد را انتخاب کرد، زیرا با هر کسی که نمی شد "دوست" شد. اگر رابطه سلام و علیک و یا حتی برنامه های دسته جمعی و شوخی و خوش گذرانی، جمع بزرگی را شامل می شد، اما در عوض رابطه "دوستیِ خاص"، فقط به چند نفر مشخص محدود می شد. چند نفری که "آزمایش" خودشان را پس داده بودند. 

اما برای آدم مهاجر و تبعدی و پناهجوی تازه وارد شده به خارج از کشور (در اینجا آلمان)، در ابتدای ورود، آن زمینه و سابقه و شناخت و اعتماد لازم که بر اساس آن پایه یک دوستی بنا می شود، وجود ندارد. دوستی محصول یک دوره آشنائی طولانی و سوابق و خاطرات مشترک نیست. دوستی در ابتدا، یک "دوستی اجباری" است. آدم تازه وارد به دلیل مشکل زبان "مجبور" است ابتدا دوستانی را در بین هم زبانان خود انتخاب کرده یا اگر این تازه وارد حتی کمی آلمانی و انگلیسی بلد باشد، "مجبور" است در حدی که زبان بلد است با کسانی که حاضر باشند با او ارتباط برقرار کنند، وارد دوستی شود. تعیین محل زندگی و ... خیلی موارد دیگر نیز انتخابی نیست. بنابر این آن شخص تازه وارد، در شرایطی قرار می گیرد که تقربیا همه شرایط بیرونی زندگی اش خارج از خواست و انتخابش تعیین شده و برای دوستی نیز "ناگزیر" به انتخاب از بین یک جمع بسیار محدود خواهد بود که در اطرافش قرار گرفته اند. البته بسیاری افراد بهترین دوستان سال های آینده خود را در همین شرایط پیدا میکنند، اما به مرور زمان اگر چه همه آن تازه واردان دیروز، دوستانی را می یابند، اما اکثرا  آن خلاء و کمبود دوستان دوره زندگی در ایران را دائما با خود حمل میکنند.

زبان مادری، زبان "احساس"
"زبان" سخن گفتن، کارکرد های متفاوتی دارد. یک از آن کارکردها برقراری ارتباط و فهمیدن و فهماندن خود است. زندگی در خارج از کشور حتی اگر با برنامه ریزی و هدف قبلی هم نبوده باشد؛ انسان را ناگزیر به یادگیری زبان کشور جدید محل سکونت میکند. زبان، فوری ترین ابزار ارتباط با دیگران در کشور جدید بوده و کلید پیشرفت های بعدی به شمار می آید. بنابراین یادگیری زبان فراتر از خواست و میل شخصی، یک ضرورت است. فاکتورهای متفاوتی می تواند یادگیری زبان را کُند یا تند تر و یا سخت و آسانتر سازد.
تجربه عملی نشان میدهد بجز درصد محدودی از افراد که از استعداد بالائی در یادگیری سریع زبان برخوردارند، بقیه افراد بالای 20 سال، بین یک تا سه سال زمان نیاز دارند تا بتوانند علاوه بر کارهای معمول روزانه، برخی از کار های اداری، مراجعات پزشکی، تماس های تلفنی یا خواندن نامه های اداری همراه با فهم آن را به زبان کشور محل سکونت خود مستقلا انجام دهند. همین حد از یادگیری زبان، که به مرور زبان تکمیل و تکمیل تر نیز می شود، یک موفقیت بزرگ به حساب میاید. آن فرد تازه وارد، دیگر برای هر کاری وابسته به مترجم و ترجمه دیگران نیست و خودش میتواند حرفش را بزند. می تواند رادیو و تلویزیون و روزنامه ها را بخواند و بشنود و بفهمد و کم کم با جامعه ارتباط برقرار کرده و بدینگونه می فهمد که در اینجا چه خبر است و دیگر خود را کاملا غریبه احساس نمی کند. به مرور زمان با دیدن دوره های آموزشی یا تحصیل و  رفتن به سر کار، یا از طریق کودکستان و مدرسۀ بچه ها، این ارتباطات بیشتر و گسترده تر هم شده و زمینه آشنائی و دوستی با جمعی از افراد ایرانی یا غیر ایرانی نیز فراهم می گردد. برخی از این افراد دوستان نزدیکی برای هم شده و به تدریج و بعد از چند سال، آن فرد تازه وارد، دیگر خود را تنها و غریبه احساس نمی کند. هرچقدر زبان آن فرد تازه وارد بهتر و سلیس تر باشد، ارتباط او با دیگران در کشور جدید راحت تر شده، و فراتر از فقط برقراری ارتباط، می تواند در گفتگو با دیگران از لایه های عمیق تری از احساساتش نیز حرف بزند.

یک کارکرد دیگر زبان، علاوه بر برقراری ارتباط با دنیای پیرامون، انتقال احساس درونی انسان است. فهمیدن و فهماندن دنیای درون، ظرافت و لطافت و حساسیت های خاص خود را دارد.  زبان مادری، زبان احساس است. زبانی است که انسان با آن بدون تحمل فشار فکری به خود و بی آنکه نگران آن باشد که آیا گراماتیک جمله بندی هایش درست یا غلط است، حرف دلش را می زند. در این زبان، در هر کلام یا هر ضرب المثلی، "دنیائی حرف" خوابیده که نیاز به توضیح و تشریح ندارد. حتی آهنگ کلام میتواند مفهوم و معنی و تاثیر جداگانه ای بر مخاطب داشته باشد. تجربه عملی با بسیاری از پناهجویان، پناهندگان و مهاجرین (ایرانی و غیر ایرانی) که به روانشناس، روانپزشک یا روانکاو مراجعه میکنند، نشان میدهد که بسیاری از این افراد حتی اگر مشکل زبان برای تشریح وضع خود نداشته باشند، ترجیح میدهند به یک رواندرمانِ هموطن مراجعه کرده و به زبان مادری "حرف دل"شان را بزنند.

در فعالیتهای تفریحی و دسته جمعی، بسا بیش از "زبان ارتباطی"، "زبان احساسی" مورد نیاز است. زبانی که میتوان با آن بطور متقابل با دیگران از غم و شادی خود گفت و شنید. از ناراحتی ها و خوشی ها تعریف کرد. از خاطرات گذشته یاد کرده و  به دنیای آرزوها پرواز کرد. زبانی که با آن می توان از ترس ها و امیدها و رازها و آوازها حرف زد و یا با قطعه شعری حال خویش را بیان کرد و...

هر چقدر آن فرد تازه وارد دیروز، دوران بیشتری را در کشور زادگاه خود گذرانده باشد، و هر چقدر زبان کشور جدید را کمتر مسلط شده باشد، امکان برقرای ارتباط با دوستان جدید به "زبان احساسی" نیز برای او سختر می شود و جای نزدیکی و گرمی و صمیمت با دوستان و جمع جدید را فاصله گرفتن، یا گوشه گیری پر می کند.

کمبود یک جمع گرم و صمیمی و برنامه های دسته جمعی
هرچقدر یک فرد در دوران کودکی و نوجوانی و در مدت زندگی در زادگاهش بیشتر در جمع و برنامه های دسته جمعی بزرگ شده باشد یا با دوستانش بیشتر "گره" خورده باشد، نیاز او در کشور جدید برای پیدا کردن چنان جمع های جایگزین نیز بیشتر می شود. پیدا کردن یک جمع جدید که بشود با آن، برنامه های دسته جمعی داشت نیز معمولا چند سال زمان نیاز دارد. برای افراد جوان و یا مجرد این دوره کوتاه تر و برای افراد مسن یا خانواده ها، این دوره، هم طولانی تر و هم پیدا کردن جمع مناسب، سخت تر خواهد بود.
در ایران، جمع دوستان و  برنامه های دسته جمعی فرصتی است برای فرار از غم و فشار های فکری، خانوادگی و اجتماعی. هر جشن تولد یا ازدواج یا هر مناسبتی، بهانه ای است برای دور هم جمع شدن و "زدن و رقصیدن و خندیدن و خود را خالی کردن". تکرار این برنامه ها در سالهای طولانی، خاطرات مشترکی را در ذهن و ضمیر و قلب هر فرد و بین او با آن دوستان و آن سرزمین موجب شده و آنها را بهم گره می زند. وقتی چنین فردی به خارج کشور آمده و در اینجا زنگی میکند، ابتدا از جمع جدیدی که پیدا کرده است همان تصور و انتظارات شکل گرفته از ایران را داشته و به نحوی در تلاش است تا این جمع جدید را جایگزین آن جمع و جمع های گذشته اش کند. اما بدلیل آنکه" روح و فرهنگ دیگری" بر این جمع تازه حاکم است و به دلیل آنکه با این جمع جدید هنوز خاطرات و دنیای مشترک وجود ندارد، آن امید و انتظار می تواند به سرعت به یاس و سرخوردگی منجر شود. و هر چقدر زبان احساسی فرد در جمع جدید ضعیف تر باشد، این سرخوردگی نیز بیشتر تشدید شده و در مواردی نتیجه آن خواهد شد که چنین فردی بدنبال آن خواهد بود تا در بین هم وطنان و هم زبانان، یک جمع جدید را جستجو کند.

زندگی در گذشته
برای یک تبعیدی، یک پناهجو، یک پناهنده که وقتی از کشور خارج شده بود فکر میکرد به زودی دوباره به کشورش باز خواهد گشت و خود را در کشور جدید "موقتی" حساب میکرده است، وقتی سالها پشت سر هم می گذرد و دیگر از بازگشت خبری نمی شود و وقتی این دوری فیزیکی و جغرافیائی حتی با یک دیدار کوتاه نیز جبران شدنی نیست، به تدریج حس غم، بیشتر و بیشتر می شود. وقتی این دوری سالها و دهه ها به طول انجامد و فرد امکان برقراری ارتباط مجدد فیزیکی با زادگاه خود را بدست نیاورد، تلاش میکند تا  آن گذشته را برای خود بازسازی کرده و به تدریج یک ماکت کوچک از آن شهر و دیار را در خانه خود می سازد و جمع آوری میکند. گرایش به موزیک، گرایش به غذا، به مراسم و سنتها و هر چیزی که "بوی آنجا و آنزمان" را میدهد، بیشتر می شود. به این ترتیب فرد به میزان زیادی از زمان "حال" کنده شده، و در "گذشته" و خاطرات آن سیر و سیاحت می کند. در این حالت "آینده" کم کم بی معنی شده و تنها زمانی می تواند موجب شادی و امید شود که بازگشت به "آن گذشته" را نوید دهد.

عده ای از این دسته مهاجرین پس از مدتی، در خود نیاز و اشتیاق بازگشت به ایران یا رفت و آمد به آنجا را کشف میکنند. عده ای نیز فکر میکنند آمدن افراد خانواده برای دید و بازدید به آلمان می تواند به آنها کمک کند و عده ای نیز به دنبال آن هستند تا با آوردن و ماندگار کردن برخی از اعضای خانواده شان به تنهائی خود پایان دهند. تجربه عملی کار با این چند دسته ایرانیان نشان میدهد که آنان اگر چه جغرافیای زندگی خود را تغییر میدهند، اما در فکر و روح و احساسشان در همان کشور (ایران) باقی مانده و در گذشته خود ثابت و فیکس می شوند. آنها نه در "حال" زندگی میکنند و نه میتوانند به گونه ای مؤثر به "آینده" فکر کنند. حجم زیادی از فکر آنها را گذشته اشغال میکند و تمایل به زنده کردن گذشته و درست کردن یک "ایران کوچک" در چهار دیواری خانۀ شان پیوسته در آنها تشدید می شود. بعضا و به تدریج و به گونه ای افراطی دکوراسیون خانه، لباس، کیف و ...  بسیاری لوازم زندگیشان را اجناس خریده شده یا ساخت ایران تشکیل میدهد.

دوری از روند تغییر و تحولات سریع اجتماعی در ایران و " فیکس" شدن در گذشته، موجب آن می شود تا این دسته از افراد از درک واقعیت شرایط دور شده و در ارتباطات اجتماعی با دیگران یا در روشهای تربیتی با فرزندان خود با همان زبان و معیارهای فیکس شده در گذشته رفتار کرده یا انتظارات خود از دیگران را با آن معیارهاست که تنظیم می کنند. این دوری از واقعیت می تواند خود موجب تنش هایی در مناسبات انسانی آنها با دیگران یا در خانواده شده و آن حلقه کوچک دوستان، باز هم کوچک و کوچک تر می شود. پس از مدتی، این دسته از افراد خود را کاملا تنها احساس کرده و پناه بردن به گذشته و خاطرات گذشته نیز دیگر آن نقش "تسکین دهنده" را برای آنان از دست می دهد. استمرار و تعمیق این وضعیت، شکل گیری بحران های شخصی و خانوادگی و اجتماعی را زمینه سازی می کند، وضعیتی که میتواند در ادامه به بیمار های روحی- اجتماعی یا روحی- روانی راه ببرد. (در بین بیماری های روحی- اجتماعی و روحی- روانی، افسردگی شایع تر می باشد. علاوه بر آن میتوان به ناراحتی جسمی مختلف همراه با درد که برای آنها منشاء جسمی یافت نمی شود اشاره کرد، مانند ناراحتی های گوارشی، دردهای مزمن کمر و یا سردرد های شدید)

تاثیر احساس غربت و غریبه گی در انطباق و پیوند با جامعه جدید
برای آندسته که در کشور جدید از "احساس غربت و تنهائی" رنج برده و زیر فشار هستند، بویژه برای آنانی که از بین این دسته  در برقرای ارتباط اجتماعی با پیرامون خود مشکل دارند، یکی از راه های فرار از این وضعیت پناه بردن به موزیک و فیلم های فارسی و یا دیدن مستمر تلویزیون های فارسی زبان است. استمرار این وضعیت نه تنها به بر طرف شدن مشکل تنهائی و غلبه بر احساس غربت کمکی نمی کند، بلکه موجب ایزوله شدن هرچه بیشتر فرد و بی خبری او از وقایع شهر و کشوری که در آن زندگی میکند، خواهد شد. در چنین مواقعی "حس" غربت و غریبه گی همچون ترمز بازدارنده ای عمل میکند که مانع از حرکت فرد برای برقراری با محیط پیرامون می شود.
تجربه عملی کار با ایرانیان نشان میدهد که بسیاری از این دسته از افراد با حساسیت بالائی نسبت به رفتار دیگران با خود برخورد کرده و با سوء برداشت، بسیاری از رفتارها را به حساب "خارجی ستیزی" یا "سرد بودن" آلمانی ها گذاشته و یا در مواردی از این نیز فراتر رفته و با قضاوت نادرست و ناعادلانه، برچسب "فاشیستی و هیتلری" به آنان می زنند. این نوع رفتار بیشتر وسیله ای برای توجیه بی عملی و گوشه گیری بوده و فرد بجای آنکه در "خود" به دنبال ریشه مشکل بگردد، ساده ترین راه را انتخاب کرده و "بیرون از خود" را مقصر جلوه میدهد. در این تفکر، همه با او مشکل داشته و گوئی "زمین و زمان" دست به دست هم داده اند تا مانع پیشرفت، موفقیت یا راحتی او شوند. از ادارات دولتی و صاحبخانه گرفته تا همسایه و راننده اتوبوس و از رادیو تلویزیون گرفته تا پرستار و دکتر همه "بد" می شوند. زبان آلمانی بدترین و سخت ترین زبان دنیا می شود، معلم زبان، بدترین معلم می شود، آب و هوای آلمان "مزخرف"ترین آب و هوا می شود و...
در واقع در مورد این دسته از افراد، عدم انطباق با جامعه و عدم ایفای یک نقش فعال در سرنوشت خویش، بیش از آنکه محصول عوامل خارجی باشد، ناشی از آن حس و آن روحیه بازدارنده است. حس و روحیه ای که به میزان زیاد توسط خود فرد ایجاد شده یا به آن دامن زده شده است.
بسیاری از این دسته از افراد با گریز از محیط و جمع های آلمانی تلاش میکنند تا با جمع ایرانیان ارتباط برقرار کنند. در این حالت تلاش آنها بیشتر متوجه دوست یابی از بین کسانی است که مشکل مشابه ای همچون خود آنها داشته باشند. آشنائی با دیگر ایرانیانی که بطور فعال خود را با جامعه آلمان پیوند می زنند کم دوام بوده و این دوست یابی اغلب به افرادی ختم می شود که در توجیه بی عملی و گوشه گیریشان، عوامل خارجی را برجسته می کنند. در واقع این دسته از افراد بدنبال "دوستی" می گردند که همدیگر را تائید کنند.
در این دسته از مهاجرین و پناهندگان و تبعیدیان، هستند افرادی که از این بیم دارند که عدم انتگراسیون و انطباق آنها با جامعه، برقرار ماندن مشکل زبان بعد از سالها زندگی در آلمان، بی کاری آنها و...  نشانه ای از ضعف یا عقب افتادگی آنها تلقی شود. از این رو ترجیح میدهند دایره ارتباطات خود را  پس از مدتی، حتی با ایرانیان نیز تنگتر کرده و به این ترتیب خطر قوت گرفتن زمینه های افسردگی در مورد آنها بیشتر می شود.

چه باید کرد؟
اول و قبل از هر چیز باید حس "غربت" را درک کرد و به آن احترام گذاشت. این حس به خودی خود "منفی" نبوده و اینگونه نیست که حتما از خود، آثار باز دارنده به جای بگذارد. این حس، ارتباط انسان با ریشه ها، خاطرات و افراد و سرزمینی را در خود به همراه دارد که برای هر فرد با ارزش است. گذشت زمان می تواند شدت این حس را کم کند، اما نمی تواند آنرا از بین ببرد. یک بوی یا  رنگی خاص، یا  صدای یک موزیک، یا صحنه یک غروب یا طلوع آفتاب و بسیاری صحنه ها یا موقعیت های دیگر در زندگی روزمره می توانند آن حس را دوباره زنده کنند. بنابر این نباید آن حس را نفی یا سرکوب کرد. باید وجود آنرا پذیرفت و حتی در مواقعی که لازم است به آن میدان داد تا در شکلی مناسب (غم و اندوه یا گریه) خود را بیرون بریزد. این احساسی کاملا انسانی و شایسته تقدیر است.

در کنار پذیرش و احترام به حس "غربت"، باید با حس "غریبه گی" آگاهانه مبارزه کرد. البته داشتن حس غریبه گی در یک کشور یا در یک محیط جدید برای مدتی طبیعی است، اما نباید به آن دامن زد و نباید این مدت را عمدا یا ناخواسته طولانی و طولانی تر کرد. شناخت شهر و محله و یک کشور جدید و فرهنگ و مناسبات حاکم بر آن البته به سرعت امکان پذیر نمی باشد، اما می توان از همان روز اول ورود به کشور جدید، برای کسب این شناخت و بر قراری این رابطه تلاش کرد و اگر هم این تلاش تا کنون انجام نشده است، می توان از هم اکنون و با این روحیه به آن نگاه کرد.

حس "غریبه گی" ، به میزان زیادی اعتماد به نفس فرد در کشور و محیط جدید را ضعیف می کند. با این حس، آدمی خودش، خودش را "خودی" به حساب نیاورده و پیوسته فکر میکند که دیگران هم دارند او را به چشم یک "خارجی" و "غریبه" نگاه میکنند. این عدم اعتماد به نفس، مانع بزرگی بر سر برقراری ارتباط اجتماعی شده و در مناسبات کاری با همکاران یا در مناسبات اجتماعی با همسایگان یا دیگر شهروندان نیز تاثیرات خودش را بر جای می گذارد.

روحیه انسانی فراتر از مرزهای جغرافیائی، "مرز"ی نمی شناسد. اگر ایران زادگاه من است، زمین، کُره زمین، خانه همه ماست. کسی کمتر یا بیشتر از کس دیگری نمی تواند ادعای صاحب خانگی داشته باشد. با دید و نگاه "شهروند جهانی"  هیچ کس بیش از دیگری حقی بر کس دیگر نداشته و همه برابرند، یا اگر واقعی تر گفته شود، باید که برابر باشند.

جدا از آگاهی و ارداه شخصی در برخورد با این موضوع، باید توجه داشت که در موارد لازم نیز میتوان از کمک های تخصصی استفاده کرد و با مراجعه به یک مرکز مشاوره یا یک روانشناس برای شناخت ریشه های آن "حس غریبه گی" و تقویت حس اعتماد به نفس کمک گرفت.
 

سایت انتگراسیون- حنیف حیدرنژاد مددکار اجتماعی و مشاور در امور روحی- اجتماعی

منبع:پژواک ایران


حنیف حیدرنژاد

فهرست مطالب حنیف حیدرنژاد در سایت پژواک ایران 

*یک نگاه آماری به ایرانیان ساکن آلمان [2017 Oct] 
*انتخابات آلمان: دمکراسی، بازنده‌ی بزرگ! [2017 Sep] 
*فراخوان به ایرانی- آلمانی‌های ساکن آلمان برای شرکت در انتخابات پارلمانی این کشور [2017 Sep] 
*من پوزش می‌خواهم! حقوق بشر و ضرورت نگاه انتقادی به گذشته خودِ فردی و خودِ جمعی [2017 Sep] 
*انتخابات آلمان و نگاهی به موقعیت احزاب این کشور (۲) [2017 Aug] 
*انتخابات آلمان و نگاهی به موقعیت احزاب مهم این کشور [2017 Aug] 
*آلمان؛ آیا با جواب منفی درخواست پناهندگی مواجه شده اید؟ حال چه باید کرد؟ [2017 Aug] 
*خودکشی یک پناهجوی ایرانی در آلمان و خودداری مقامات از انتشار خبر [2017 Aug] 
*رهبری سازمان مجاهدین؛ فرار از پاسخگوئی و به جان هم انداختن خانواده ها [2017 Jul] 
*فریبکاری‌های مریم رجوی [2017 Jul] 
*وجدان یا مصلحت، پایبندی به اخلاق یا فرصت‌طلبی؟ [2017 May] 
*مهندسی انتخابات و گزینه‌های خامنه‌ای [2017 May] 
*امدادرسانی بی مرز: زوج ایرانی- آلمانی همراه با پناهجویان روهینگای در بنگلادش [2017 Apr] 
*انتخابات جمهوری اسلامی بر خلاف موازین حقوق بشر  [2017 Apr] 
*تروریست واقعی کیست؟ کوردها، آلمان و ترکیه [2017 Mar] 
*مراسم اسکار؛ چرا اصغر فرهادی به نقض حقوق بشر و سیاست های تبعیض آمیز در ایران اعتراض نمی کند؟ [2017 Mar] 
*مصوبه کابینه آلمان؛ تشدید اخراج پناهجویان [2017 Feb] 
*گزارش وزارت کشور آلمان در مورد تعداد پناهجویان در سال 2016 [2017 Jan] 
*چند عکس و چند سوال [2017 Jan] 
*پیامد های مرگ رفسنجانی در عرصه جناح بندی های جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*طراحی عملیات از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در آلمان  [2017 Jan] 
*گورخوابی در ایران و روش حسن روحانی برای مبارزه با آن [2016 Dec] 
*یاد ناصر ایرانپور دوستدار آزادی و انسایت گرامی! [2016 Dec] 
*کشف گور دسته جمعی در تبریز و مسوولیت رژیم در حقیقت‌یابی [2016 Dec] 
*اروپا و قدرت گیری پوپولیسم؛ شکست احزاب سنتی [2016 Dec] 
*صدور حکم محکومیت احمد منتظری، هراس جمهوری اسلامی از حقیقت‌یابی  [2016 Nov] 
*پایه‌ریزی سیستم جدید برای تشدید کنترل ورود به اتحادیه اروپا  [2016 Nov] 
*تشدید اخراج پناهجویان از آلمان [2016 Oct] 
*حالت‌های مختلف تصمیم‌گیری توسط اداره امور پناهندگی در آلمان [2016 Oct] 
*سازمان مجاهدین، پایان انتقال به آلبانی و سرپوش گذاشتن بر یک شکست استراتژیک به بهای جان انسان ها [2016 Sep] 
*«افتخار» پورمحمدی به کشتار و اعدام های سال 67 و طرح چند سوال  [2016 Aug] 
*سازمان مجاهدین خلق و تصفیه حساب شنیع با مخالفین [2016 Aug] 
*در مورد خبر فوت مسعود رجوی [2016 Jul] 
*اهمیت «مسئولیت فردی» در همکاری و مشارکت با دستگاه سرکوب و کشتار  [2016 Jun] 
*تصویب پیش نویس قانون «انتگراسیون» توسط دولت آلمان [2016 May] 
*پدرسالاری اصلاح‌طلبانه: چرا اصلاح‌طلبان از اقدام فائزه رفسنجانی دفاع نمی‌کنند؟ [2016 May] 
*گرویدن به مسیحیت و تاثیر آن بر درخواست پناهندگی در آلمان [2016 May] 
*نه، یعنی نه! خواست فعالان حقوق زنان در آلمان در مورد سکس بدون رضایت  [2016 May] 
*انتگراسیون چیست، شرایط و الزامات آن/ پاورپوینت آموزشی [2016 Apr] 
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت چهارم و آخر [2016 Apr] 
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت سوم [2016 Apr] 
*مهمترین عامل و تعیین کننده ترین عامل  [2016 Mar] 
*معامله با ترکیه بر سر پناهجویان، شکست اتحادیه اروپا [2016 Mar] 
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت اول [2016 Mar] 
*قوانین جدید پناه‌جویی در آلمان: قانون الحاق خانواده محدود شد [2016 Mar] 
*واقعا نمیدونی چقدر ابلهی؟! [2016 Mar] 
* انتخابات، فرصتی برای یک رفراندومِ ساکت «نه» به جمهوری اسلامی  [2016 Feb] 
*زندگی ادامه دارد، به یاد عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*تسلیت به خانواده سرفراز محمد رحیمی [2016 Jan] 
*آنگلا مرکل زیر فشار: خودت مشکل پناه‌جویان را حل کن‎ [2016 Jan] 
*مزاحمت جنسی در شب سال نو؛ آتشی تازه به دامان پناه‌جویان در آلمان؟  [2016 Jan] 
* آلمان: نزدیک به ۱میلیون پناه‌جو و تقریبا نیم‌ میلیون تقاضای پناهندگی در سال ۲۰۱۵ [2016 Jan] 
*فرد در تشکیلات، ارزش و جایگاه فرد در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق [2016 Jan] 
*فریبکاری رهبری سازمان مجاهدین خلق بیش از پیش رنگ می بازد [2015 Dec] 
*ترکیه در آستانه جنگ داخلی؟ [2015 Dec] 
*اوج حضیض یک سازمان سیاسی [2015 Dec] 
*محتوای بسته دوم قوانین پناهجوپذیری آلمان در سال ۲۰۱۶ چیست؟ [2015 Dec] 
*همدردی با مردم فرانسه، مبارزه با تروریست های اسلام گرا  [2015 Nov] 
*حمام خون در لیبرتی، و مسئولیت مسعود رجوی  [2015 Nov] 
*حمله مجدد موشکی به اردوگاه لیبرتی در عراق و مرگ انسان ها، مسئولیت با کیست؟  [2015 Oct] 
*قوانین جدید مربوط به پناه جویان در آلمان، یک هفته زودتر به اجرا گذاشته شد  [2015 Oct] 
*طرح ایجاد مناطق ترانزیتی در مرز آلمان برای کنترل ورود پناه جویان  [2015 Oct] 
*مریم رجوی و ادعاهای تکراری پایبندی به دمکراسی و حقوق بشر  [2015 Oct] 
*سازمان عفو بین الملل؛ تلاش برای لغو مجازات اعدام مرتبط با مواد مخدر  [2015 Oct] 
*ترسیم خطوط کلی سیاست پناهندگی در آلمان و اروپا  [2015 Sep] 
*تلاش ها برای هماهنگی در حل و فصل بحران پناه جویان در آلمان و اتحادیه اروپا  [2015 Sep] 
*انساندوستی مردم آلمان قابل تقدیر است  [2015 Sep] 
*بحران پناه جویان؛ اتحادیه اروپا در بحران هویتی و بر سر دوراهی  [2015 Sep] 
*18 دلیلی که رفسنجانی نیز دستگاه قضائی در جمهوری اسلامی را ناعادلانه می داند  [2015 Sep] 
*آلمان و تاخیر در برخورد با بحران پناه‌جویی  [2015 Sep] 
*آلمان و پناه‌جویان؛ پیروزی قانون بر وحشت‌پراکنی راست‌های افراطی  [2015 Sep] 
*عوامل مهم و تاثیرگذار در شکل دهی تحولات سیاسی- اجتماعی ایران امروز  [2015 Aug] 
*دفاع از حقیقت، پایداری بر یک پرنسیب [2015 Aug] 
*بمبگذاری در اردوگاه حزب کومله کردستان ایران محکوم است  [2015 Aug] 
*فردیت و جنسیت و مکانیزم های درون تشکیلاتی سازمان مجاهدین خلق برای تثبیت رهبری رجوی [2015 Jul] 
*سومين کنگرهء سکولار دموکرات های ايران؛ انتقادات و نکات قابل تأمل  [2015 Jul] 
*تغییرات جدید در قانون اقامت در آلمان  [2015 Jul] 
*مردسالاری شیعی و توهین یکی از آخوندها به ایرانیان از طریق تلویزیون حکومتی  [2015 Jun] 
*تحقیر خامنه ای توسط وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا  [2015 Jun] 
*بحران جهانیِ فرار و پناهندگی، نشانه‌ای از بحران سیاست جهانی  [2015 Jun] 
*تحولات سیاسی ترکیه؛ مقابله نئوعثمانیسم و سکولاریسم  [2015 Jun] 
*پاورپوینت آموزشی به زبان ساده؛ دلایل فرار و پناهندگی  [2015 May] 
*فرار یک زن برهنه از خودروی نیروی انتظامی، نقطه انفجار فردی و اجتماعی و پیامدهای آن  [2015 Apr] 
*اروپا چگونه پناه‌جویان را به کام مرگ می‌فرستد  [2015 Apr] 
*تلاش رهبران جمهوری اسلامی برای فرار از پیامدهای تفاهم هسته‌ای  [2015 Apr] 
*افزایش شمار پناه‌جویان در جهان و نگاهی به پراکندگی جغرافیائی ایرانیان پناه‌جو  [2015 Mar] 
*چرا مریم رجوی بر«تسلیح» ساکنین کمپ لیبرتی در عراق اصرار می کند، عواقب آن چیست؟  [2015 Mar] 
*علی خامنه‌ای در فرار از پاسخگوئی، منتقد نظام خود می‌شود  [2015 Feb] 
*محمد اقبال سخنگوی غیر رسمی سازمان مجاهدین خلق اتهام پراکنی می کند. پاسخ دهید!  [2015 Feb] 
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق، قسمت سوم و پایانی  [2015 Feb] 
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق (2 ) [2015 Feb] 
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق (1)  [2015 Feb] 
*مرگ افراد سازمان مجاهدین در عراق و لیبرتی؛ ابهامات و پرسش ها  [2015 Feb] 
*هیچ پناه جوئی از آلمان تا نیمه ژانویه 2016 به یونان اخراج نمی شود  [2015 Jan] 
*جنگ تبلیغاتی- روانی بر سر شمارِ تظاهرکنندگان «پِگیدا» در آلمان  [2015 Jan] 
*کمک های سخاوتمندانه و میلیونی سازمان مجاهدین خلق به «مزدوران وزارت اطلاعات» و چند سوال  [2015 Jan] 
*جایتکار خوب، جنایتکار بد!  [2015 Jan] 
*۱۲۷٫۰۲۳ تقاضای پناهندگی جدید در آلمان در سال ۲۰۱۴  [2015 Jan] 
*مشروط کردن کمک تسلیحاتی و آموزشی به پیشمرگان کورد در عراق به رعایت حقوق بشر  [2015 Jan] 
*قتل یک پناه جوی اریتره ای در شهر دِرِسدن آلمان [2015 Jan] 
*مسئولیت مسعود رجوی در حفظ جان ساکنین کمپ لیبرتی در عراق  [2015 Jan] 
*حذف مخالفین با شلیک به قلب آزادی بیان [2015 Jan] 
*تفاوت های مهاجر و پناه جو و پناهنده  [2014 Dec] 
*آتش زدن همزمان سه خوابگاه پناه جویان در آلمان  [2014 Dec] 
*نقدی مختصر به مقاله ی ایرج مصداقی «مسعود رجوی سه دهه فرار و ...»  [2014 Dec] 
*اتهام زنی بجای استفاده از راه کارهای قانونی؛ فرهنگ سرکوب مخالفین توسط سازمان مجاهدین خلق  [2014 Dec] 
*چرا رهبری سازمان مجاهدین خلق از اطلاع رسانی در مورد اعضا این سازمان در عراق و آلبانی خودداری می کند؟  [2014 Nov] 
*نگاهی سریع به پیام یازده آبان 1393 مسعود رجوی [2014 Nov] 
*شورای ملی مقاومت تشکیلاتی غیردمکراتیک و زائده سازمان مجاهدین [2014 Nov] 
*حکم دادگاه حقوق بشر اروپا در ممنوعیت اخراج یا بازگرداندن پناه جویان به یونان  [2014 Nov] 
*اتحادیه اروپا: ممنوعیت اخراج یا بازگرداندن پناه جویان به ایتالیا مشروط می شود  [2014 Nov] 
*اشک تمساح رژیم اسلامی ایران و حمله به مدافعان حقوق بشر  [2014 Oct] 
*درگیری شدید پلیس آلمان با نئونازی ها در شهر کلن  [2014 Oct] 
*ریحانه را بخاطر دفاع از زندگی و حقیقت اعدام کردند  [2014 Oct] 
*چراغ سبز امام جمعه اصفهان برای اسیدپاشی به زنان: ام‌القرای جهانیم یا بدتر از حرامسرا های قدیم؟  [2014 Oct] 
*پیشروی نیروهای خلافت اسلامی تا 12 کیلومتری فرودگاه بغداد و سوال از رهبری سازمان مجاهدین  [2014 Oct] 
*در باره «استعفای طبيعی و شرافتمندانه»  [2014 Oct] 
*انطباق فعال یا فرصت طلبی و بی پرنسیبی سیاسی؟ [2014 Oct] 
*اعدام، اهداف و انگیزه ها؛ به مناسبت روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام [2014 Oct] 
*فاجعه انسانی در کوبانی، نظاره گری قدرت های محلی و جهانی؛ مشارکت در جنایت  [2014 Oct] 
*کنترل مرزی در اتحادیه اروپا به مدت دو هفته با هدف دستگیری پناه جویان «غیر قانونی» [2014 Oct] 
*کاسبی و تجارت به نام پناه جویان؛ بد رفتاری و ضرب و شتم پناه جویان در کمپ های پناه جویان در آلمان [2014 Sep] 
*تغییرات جدید در زمینه قوانین مرتبط با پناهندگی در آلمان  [2014 Sep] 
*تشدید شرایط غیر انسانی کمپ های پذیرش پناه جویان تازه وارد در آلمان  [2014 Sep] 
*برجسته کردن نقش عوامل خارجی، برای توجیه مسئولیت گریزی شخصی یا تشکیلاتی  [2014 Sep] 
*تحقیر انسان در حکومت اسلامی در ایران؛ اراذل و اوباش واقعی چه کسانی هستند؟  [2014 Aug] 
*نگاهی به کنگره دوم سکولار دمکرات های ایران در شهر بوخوم  [2014 Aug] 
*بهبودی نسبی وضعیت حقوقی قبول شدگان پناهندگی به دلایل انسانی در آلمان  [2014 Aug] 
*جنایت بر علیه بشریت در غزه، برنده و بازندگان آن  [2014 Aug] 
*ضدیت رهبری مجاهدین خلق با آزادی بیان  [2014 Jul] 
*سالگرد عملیات «فروغ جاویدان» [2014 Jul] 
*نگاهی کوتاه و سریع به «گزارش 93» ایرج مصداقی [2014 Jul] 
*«خلق قهرمان ایران»! [2014 Jul] 
*برای رفع تکلیف! نگید که ما نگفتیم!  [2014 Jul] 
*پناهجویان در برلین در محاصره پلیس  [2014 Jul] 
*شکافِ بینِ نسل ها، چرا؟  [2014 Jul] 
*فرار به جلو به سبک رهبری مجاهدین [2014 Jun] 
*بیش از 75 هزار ایرانی پناه جو در سال 2013  [2014 Jun] 
*زمینه سازی کشتار ساکنین کمپ لیبرتی در عراق با بی مسئولیتی رهبری مجاهدین  [2014 Jun] 
*خطاب به احزاب، گروه ها، تشکل ها و شخصیت های ایرانی و ایرانیان مدافع حقوق انسان؛ سکوت خود را بشکنید!  [2014 Jun] 
*سقوط شهر موصل توسط «داعش» و وظیفه سازمان ملل و دولت امریکا در تامین حفاظت ساکنین لیبرتی در عراق [2014 Jun] 
*اهمیت شکستن «تابوی تجاوز» در مراحل پناهندگی در آلمان- نگاهی به یک تجربه  [2014 Jun] 
*فرار رهبری مجاهدین خلق از پاسخگوئی، با به جان هم انداختن خانواده ها  [2014 Jun] 
*دفاع از حق آزادی بیان مسیح علی نژاد  [2014 Jun] 
*«جنگِ نیابتی» به سبک رهبری سازمان مجاهدین خلق  [2014 May] 
*نامه سرگشاده به مریم رجوی: مسئولیت سلامتی برادران خود را با رهبری سازمان مجاهدین می دانیم  [2014 May] 
*چرا مریم رجوی به سوالات نمایندگان پارلمان کانادا پاسخ می دهد، اما به ایرانیان نه؟  [2014 May] 
*شلیک سلاح سبک به ساکنین لیبرتی، نشانی از وخامت بیشتر امنیت آنان  [2014 May] 
*دفاع از حقوق بشری میرحسین موسوی در دسترسی او به امکانات درمانی [2014 May] 
*درخواست گواهی کارشناسانه در مورد ریحانه جباری برای کشف حقیقت  [2014 Apr] 
*علی خامنه ای، ضدیت با ارزش های غربی یا ارزش های حقوق بشری؟  [2014 Apr] 
*ملحق شدن پدر و مادر به فرزندان بر اساس قانون اقامت آلمان  [2014 Apr] 
*یک سند بسیار با ارزش در مورد نوع نگاه اسلام به زن، به مرد و به انسان  [2014 Apr] 
*«خیانت به اعتماد» و پیامدهای فردی آن  [2014 Apr] 
*پناهندگی «سهمیه ای» یا بازاسکان مجدد چیست؟  [2014 Mar] 
*گزارش اعدام 2013 سازمان عفو بین الملل؛ برخی بخش های مرتبط با ایران [2014 Mar] 
*نگاهی به سالی که گذشت؛ ما یاد گرفتیم که آزاد بیاندیشیم و با صدای بلند حرفمان را بزنیم  [2014 Mar] 
*مسئولیت مضاعف رهبری سازمان مجاهدین خلق در خروج هرچه سریعتر ساکنین کمپ لیبرتی از عراق [2014 Mar] 
*آژانس اروپائی حقوق بنیادین: از هر سه زن یکی قربانی خشونت  [2014 Mar] 
*سایه روشن های انقلاب، نگاهی با فاصله پس از 35 سال به انقلاب 1357  [2014 Mar] 
*زنان مسلمان آلمانی داوطلب برای ازدواج در سوریه  [2014 Feb] 
*خودسوزی منجربه مرگ یک پناه جوی ایرانی در جنوب آلمان  [2014 Feb] 
*کنترل به دلیل رنگ پوست در آلمان؛ وقتی حکومت اقلیت ها را مرعوب می کند  [2014 Feb] 
*دادگاه بین المللی در آلمان در ارتباط با جنایت برعلیه بشریت  [2014 Feb] 
*مسعود رجوی، دفاع از آزادی بیان سلمان رشدی و سرکوب آزادی بیان مخالفین خود [2014 Feb] 
*سه دهه مرگ و کشتار، جنگ و آوارگی، فقر و فحشا، بیماریهای روحی-روانی، اعدام و تبعید و فرار و مهاجرت [2014 Feb] 
*شرمتان باد! [2014 Feb] 
*مریم رجوی از پاسخگوئی و پذیرش مسئولیت فرار می کند  [2014 Jan] 
*از حق پناهندگی شهاب اختیاری و زندگی او در امنیت دفاع کنید  [2014 Jan] 
*سوال از رهبری سازمان مجاهدین در باره گزارش یونامی و کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل از کمپ لیبرتی  [2014 Jan] 
*نامه سرگشاده به مریم رجوی؛ ما را از وضعیت برادرانمان مطلع کنید [2014 Jan] 
*در خواست پناهندگی 4.777 نفر ایرانی در سال 2013 از آلمان  [2014 Jan] 
*تهمت و توهین رهبری سازمان مجاهدین به خانواده های نگران بستگانشان در کمپ لیبرتی [2014 Jan] 
*اهمیت قرارداد دوبیلن 3 در امور پناهندگی در اتحادیه اروپا  [2014 Jan] 
*به کشتار ساکنین کمپ لیبرتی در عراق پایان دهید  [2013 Dec] 
*اداره خارجیان آلمان نمی تواند پول ماهیانه پناه جویان را به دلیل پرنکردن فرم بازگشت داوطلبانه کم کند [2013 Dec] 
*پایان اعتصاب غذا در لیبرتی، «پیروزی» یا شکست؟  [2013 Dec] 
*نقد سازمان مجاهدین، "دعوائی خانوادگی"، یا ضرورتی فرا سازمانی؟ [2013 Dec] 
*اهمیت پراکتیک مقوله حقوق بشر و پیوند آن با تحولات سیاسی در ایران [2013 Dec] 
*«حقوق شهروندی» حسن روحانی و مشخصات آن  [2013 Dec] 
*یک گزارش و شش تفاوت؛ نمونه ای از عدم لیاقت و بی سر و سامانی نظام جمهوری اسلامی  [2013 Nov] 
*مسئولیت سیاسی رهبری سازمان مجاهدین خلق در قبال «جان باختن» اعتصاب غذا کنندگان در کمپ لیبرتی [2013 Nov] 
*دادگاه عالی اتحادیه اروپا: ممنوعیت بازگرداندن پناه جویان به کشور دیگری در اتحادیه [2013 Nov] 
*اتهام زنی بی پایه و اساس رهبری سازمان مجاهدین خلق بر علیه جدا شدگان، منتقدین و مخالفین؛ نقض آشکار حقوق بشر  [2013 Nov] 
* فرار رهبری مجاهدین از مسئولیت خود در کشتار در اشرف [2013 Oct] 
*درخواست های سازمان عفو بین الملل از دولت ائتلافی آینده آلمان در مورد موضوع پناه جویان  [2013 Oct] 
*پایان موقت اعتصاب غذای پناه جویان در برلین  [2013 Oct] 
*قوانین پناهندگی و رفتار خود سرانه اداره های دولتی با پناه جویان در آلمان  [2013 Oct] 
*چرا اعدام نه! به مناسبت 10 اکتبر روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام  [2013 Oct] 
*چرا رهبری سازمان مجاهدین خلق در به جریان انداختن اقدامات قضائی برای شناسائی مسئولین گروگان گیری و کشتار در اشرف و لیبرتی تعلل می کند؟ [2013 Oct] 
*ستون «نظرات» جائی برای تقابل اندیشه ها یا محلی برای تخلیه خرده حساب های شخصی  [2013 Oct] 
*اعتصاب غذا در کمپ لیبرتی چرا؟ [2013 Oct] 
*مرگ حداقل 82 پناه جو در سواحل ایتالیا؛ بی عملی اتحادیه اروپا [2013 Oct] 
*رژیم جمهوری اسلامی دشمن آزادی اطلاعات و آگاهی  [2013 Sep] 
*حذف تصویر اتهام زننده ای که قرار بود بر علیه آن شکایت شود [2013 Sep] 
*درسی از انتخابات آلمان: شکست سیاسی و شجاعت در «پذیرش مسئولیت شخصی» [2013 Sep] 
*توهین، تهمت و اتهام بدون عقوبت قضائی نمی ماند [2013 Sep] 
*پرسش و پاسخ در مورد سازمان مجاهدین خلق ایران و سیاست های آن- قسمت دوم و پایانی [2013 Sep] 
*پرسش و پاسخ در مورد سازمان مجاهدین خلق ایران و سیاست های آن- قسمت اول [2013 Sep] 
*چرا؟... ؛ حال و روز درونی ام پس از کشتار در اشرف [2013 Sep] 
*مریم رجوی باید پاسخ دهد [2013 Sep] 
*کشتار اعضاء سازمان مجاهدین خلق ایران در قرارگاه اشرف، مصداق «جنایت بر علیه بشریت» [2013 Sep] 
*گرم شدن فعالیت های انتخاباتی در آلمان و تلاش برای جلب جوانان [2013 Aug] 
*تهدید به قتل ایرج مصداقی و تائید آن توسط مهدی ابریشمچی نماینده سازمان مجاهدین خلق در شورای ملی مقاومت ایران [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت نهم و پایانی  [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت هشتم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت هفتم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت ششم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت پنجم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت چهارم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت سوم [2013 Jul] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت دوم [2013 Jul] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت اول [2013 Jul] 
*68 سال پس از جنگ جهانی دوم، در جستجوی جنایتکاران  [2013 Jul] 
*کمپین سازمان عفو بین الملل برعلیه وضعیت وخیم پناه جویان در یونان  [2013 Jul] 
*یک پرسش ساده و یک پاسخ کوتاه [2013 Jul] 
*ساکنان کمپ لیبرتی در عراق گروگان سیاست بازی رهبری مجاهدین؟ [2013 Jul] 
*نگاهی به «بیانیه تفضیلی شورای ملی مقاومت ایران- 7 تیر 1392» [2013 Jul] 
*توقف اخراج یک پناه جوی ایران در آخرین دقایق با پادرمیانی مستقیم وزیر کشور آلمان  [2013 Jun] 
*کارخانه «مزدور» سازی سازمان مجاهدین خلق چگونه عمل می کند؟ [2013 Jun] 
*روز جهانی پناهندگان؛ پناه جویان ایرانی و پراکندگی آنها در جهان [2013 Jun] 
*مسئولیت کشتار مجاهدین خلق مستقر در عراق در کمپ لیبرتی با چه کسانی است؟ [2013 Jun] 
*پیام «انتخاب» روحانی؛ سیاست مهار و تغییر کنترل شده [2013 Jun] 
*مصوبه پارلمان اروپا در زمینه یکسان سازی سیستم پناهندگی اروپائی [2013 Jun] 
*نگاهی به یک "عکس دسته جمعی" و سخنی با آقایان روحانی، قصیم و یغمائی [2013 Jun] 
*نمایشگاه نقاشی های میر حسین موسوی در برلین و به فراموشی سپردن مسئولیت های پیشین او در نقض حقوق بشر [2013 Jun] 
*موضع گیری شورای ملی مقاومت ایران در مورد استعفای آقایان محمد رضا روحانی و کریم قصیم؛ فرار از پاسخگوئی  [2013 Jun] 
*تعهدات ده گانه مريم رجوی برای ايران آزاد فردا و طرح چند سوال [2013 Jun] 
*چرا "انتخابات" رژیم مغایر با موازین حقوق بشر و یک مردم فریبی است؟ [2013 Jun] 
*اطلاعیه کمیسیون قضائی شورای ملی مقاومت ایران در مورد اسماعیل یغمائی، گواه عدم استقلال و عدم تخصص [2013 Jun] 
*اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران در مورد اسماعیل وفا یغمائی و چند سوال [2013 Jun] 
*نتایج آخرین سرشماری جمعیت در آلمان [2013 Jun] 
*خشونت کلامی سازمان مجاهدین و وابستگان آن، چرا؟ [2013 May] 
*جمهوری دمکراتیک اسلامی یا "جمهوری دمکراتیک، سکولار و غیر هسته ای"؟  [2013 May] 
*مهاجران تازه وارد به آلمان پیوسته از سطح تخصصی بالاتری برخوردارند  [2013 May] 
*فشرده ی گزارش 2013 عفو بین الملل در باره اعدام: ایران و چین در صدر [2013 May] 
*سخنان نژاد پرستانه و توهین آمیز علی خامنه ای بر علیه مردم اروپا و سکوت رهبران سیاسی اروپا [2013 May] 
*نگاهی به نوشته محمد هادی: "مصداقی، مُبصر کلاس اپوزیسیون" [2013 May] 
*سخنان نژاد پرستانه و توهین آمیز علی خامنه ای بر علیه مردم اروپا و سکوت رهبران سیاسی اروپا [2013 May] 
*سیاست «سکوت» اطلاع رسانی سازمان مجاهدین خلق در قبال اعزام انتقال مجاهدین به آلبانی، چرا؟ [2013 May] 
*انواع قبولی پناهندگی در آلمان، یکسانی ها و تفاوت ها  [2013 May] 
*نگاهی به پیام مسعود رجوی به خامنه ای و رفسنجانی [2013 May] 
*نگاهی به نامه سرگشاده ایرج مصداقی به مسعود رجوی [2013 May] 
*مشخصه های سیستم کیش شخصیت و اهمیت درک آن برای فعالین ایرانی  [2013 Apr] 
*افزایش 17 درصدی صدور تسلیحات در جهان، مرگ سالیانه 500 هزار نفر از طریق سلاح های مختلف  [2013 Mar] 
*شرایط سختگیرانه تر در پذیرش پناهندگی به دلایل مذهبی در آلمان  [2013 Mar] 
*مسئولیت کشته شدن اعضاء سازمان مجاهدین خلق در "اردوگاه آزادی" با دولت عراق و سازمان ملل متحد می باشد  [2013 Feb] 
*سالگرد آزاد سازی اردوگاه مرگ آشویتس، یک فیلم مستند بر اساس مصاحبه با فیلمبردار ارتش سرخ  [2013 Jan] 
*افزایش تقریبا 30 درصدی ایرانیان پناه جو در آلمان در سال 2012  [2013 Jan] 
*توصیه هائی در مورد پناهندگی در آلمان و آشنائی با سختی های پیش رو  [2012 Dec] 
*روز جهانی حقوق بشر؛ آیا اتحادیه اروپا لیاقت دریافت جایزه حقوق بشر را دارد؟  [2012 Dec] 
*دستمزد و هزینه های وکیل در دعاوی مربوط به درخواست پناهندگی یا اقامت در آلمان  [2012 Dec] 
*نه به زندانی کردن پناه جویان در مرزهای اروپا [2012 Dec] 
*حکم دادگاه عالی اداری: پلیس در آلمان اجازه ندارد کسی را به دلیل رنگ پوستش کنترل کند  [2012 Nov] 
*راهپیمائی اعتراضی پناه جویان در آلمان؛ دستاوردها و چشم اندازها  [2012 Oct] 
*موضوع "حق تعیین سرنوشت" و فقر نیروهای سیاسی ایران*  [2012 Sep] 
*حکم دادگاه حقوق بشر اروپائی در ارتباط با پناهندگی به دلایل مذهبی [2012 Sep] 
*تست جدائی و طلاق، بر اساس تجربه و کار عملی و تخصصی با ایرانیان ساکن در آلمان  [2012 Sep] 
*مشکلات روحی- اجتماعی ایرانیان پناه جو و پناهنده در آلمان / یک بررسی تحقیقی- تحلیلی [2012 Aug] 
*گسترش اعتراضات پناهجویان در آلمان، با پیشتازی پناهجویان ایرانی، برعلیه شرایط غیر انسانی زندگیشان  [2012 Jul] 
*نقدی بر گزارش سالانه نقض حقوق بشر [2012 Apr] 
*از حق شهروندی افغانستانی ها و افغانستانی تباران ساکن در ایران دفاع کنیم!  [2012 Apr] 
*خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق؛ پایان یک استراتژی و چالش های پیش رو  [2012 Feb] 
*حکم دادگاه اداری شهر گیسن در آلمان در باره قبولی پناهندگی یک پناهجوی عرب ایرانی  [2012 Feb] 
*نگاهی به گزارش سال 2011 بخش مددکاری اجتماعی مرکز یاری های پزشکی در امور پناهجویان در شهر بوخوم آلمان [2012 Feb] 
*استثمار جدید و پشت پرده "اعجاب کار و اشتغال" در آلمان  [2012 Jan] 
*افزایش 35 درصدی ایرانیان پناهجو در آلمان در سال 2011  [2012 Jan] 
*بانک اطلاعاتی احکام مرتبط با امور پناهندگی در رابطه با ایران  [2012 Jan] 
*چرا یک هنرمند سرشناس در قبال سانسور در کشورش سکوت میکند؟ [2012 Jan] 
*بانک اطلاعاتی ویزای شنگن برای کنترل اسامی و اثر انگشت  [2011 Dec] 
*دادگاه عالی اروپا: ممنوعیت بازگرداندن پناهجویان به کشور دیگری در اتحادیه  [2011 Dec] 
*تقسیم و انتخاب محل زندگی پناهجویان در آلمان  [2011 Dec] 
*ارسال تسلیحات از آلمان برای قذافی در زمان تحریم تسلیحاتی؟ / نقش رسانه ها در روشن کردن افکار عمومی  [2011 Nov] 
*نقدی بر مقاله « قتل ناموسی برگی خونین از روایت ستم بر زنان» [2011 Oct] 
*ی به وضعیت سکونتی پناهجویان در آلمان در هایم(کمپ) های پناهندگی  [2011 Oct] 
*محکومیت اعدام معمر قذافی از زاویه حقوق بشری  [2011 Oct] 
*دوم آگوست، یادبود کشتار و نسل کشی کولیها توسط آلمان هیتلری  [2011 Aug] 
*تغییرات جدید در قانون اقامت آلمان از اول ماه یولی 2011  [2011 Jul] 
*سیاست پناهندگی اتحادیه اروپا: «فروش حقوق بشر و خیانت به حقوق بشر» [2011 Jun] 
*سرکوب و کشتار ساکنین اردوگاه اشرف، یک نقض آشکار حقوق پناهندگان و حقوق بشر است  [2011 Apr] 
*مصوبات جدید پارلمان آلمان در زمینه امور خارجیان  [2011 Mar] 
*«ویراست دوم منشور جنبش سبز»، تاکیدی مجدد بر وفاداری به نظام جمهوری اسلامی  [2011 Feb] 
*«جنبش سبز»، جنبش «مصون سازی نظام از سقوط و انحطاط»  [2011 Feb] 
*توقف اخراج پناهجویان از آلمان به یونان به مدت یک سال  [2011 Jan] 
*افزایش 111 درصدی ایرانیان پناهجو در آلمان در سال 2010  [2011 Jan] 
*تحریم آمرین جنایت در ایران گامی بزرگ به جلو، اما ناکافی و سوال برانگیز  [2010 Sep] 
*لایحه حمایت از خانواده «حمایت از مردسالاری» و آپارتاید جنسی؟  [2010 Aug] 
*60 کیلومتر اتوبان در تصرف «اراذل و اوباش و مصادیق آشکار فسق و فجور» یا دوستداران زندگی؟ [2010 Jul] 
*پیام فرزاد کمانگر و شیرین علم هولی؛ مقامت، مقاومت، مقاومت  [2010 May] 
*اهمیت رعایت اصل اطلاع رسانی موثق و پرهیز از تیترسازی های جنجالی [2010 Mar] 
*آمار اخراج پناهجویان از آلمان در سال 2009؛ تعداد اخراج به مقصد ایران: 149 نفر  [2010 Feb] 
*شلیک مرگبار به "ندا آقا سلطان" و پیامدهای انتشار اشتباه یک عکس برای "ندا سلطانی"  [2010 Feb] 
*چند سوال و ابهام در مورد بيانيه «پشتيبانان سکولار جنبش سبز ایران» [2010 Jan] 
*غربت یا غریبه گی؟  [2010 Jan] 
*اشاره ای به چند ویژه گی سازمان مجاهدین خلق و نقدی بر نظرات ایرج مصداقی [2009 Dec] 
*مراحل درخواست پناهندگی در آلمان؛ پناهندگی به چه کسی تعلق می گیرد؟  [2009 Dec] 
*احترام و وفاداری به خمینی، مرز جدا کننده وفادارن به نظام با وفاداران به جنبش آزادیخواهی  [2009 Dec] 
*خاکسپاری دوباره و ادای احترام به "ویکتور خارا" ، هنرمند مردمی شیلی پس از 36 سال  [2009 Dec] 
*استعفاء وزیر سابق دفاع آلمان؛ یک نمونه مقایسه در مورد دروغ و بی کفایتی مسئولین در آلمان و رژیم ج. ا  [2009 Nov] 
*گزارش تلویزیون کانال یک تلویزیون آلمان از فرار روزنامه نگاران از ایران بدلیل فشار و سرکوب  [2009 Nov] 
*چگونه میتوان "میزان وثوق" فیلم های خبری از ایران بر روی اینترنت را افزایش داد؟  [2009 Nov] 
*نمونه گیری آماری مربوط به مسیر خروج پناهجویان ایرانی تا ورود آنان به آلمان  [2009 Nov] 
*13 آبان روز دانش آموز یا روز اشغال سفارت آمریکا؛ مرزهای فرصت طلبی در سیاست و مبارزه حقوق بشری [2009 Nov] 
*نابودی اسناد و مدارک، اقدام جدید رژیم جمهوری اسلامی برای مسکوت نگه داشتن جنایاتش  [2009 Sep] 
*در مقابل جنایت تجاوزکاران در زندانهای جمهوری اسلامی، سکوت را بشکنید!  [2009 Aug] 
*تفاوت های جنبش سبز با جنبش آزادیخواهی مردم ایران  [2009 Aug] 
*دفاع از جان و امنیت و حقوق پناهندگی اعضاء و وابستگان سازمان مجاهدین مستقر در عراق، وظیفه ای انسانی  [2009 Jul] 
*حکم دادگاه اداری فرانکفورت برای بازگرداندن پناهجوی ایرانی اخراجی به یونان  [2009 Jul] 
*گزارش تلویزیون آلمان؛ تجهیزات و تکنیک پیشرفته ساخت آلمان در خدمت احمدی نژاد برای سرکوب مردم ایران  [2009 Jul] 
*چگونه میتوان "میزان وثوق" فیلم های خبری از ایران بر روی اینترنت را افزایش داد؟  [2009 Jun] 
*دستور خروج خبرنگاران خارجی از ایران؛ زمینه سازی یک سرکوب و کشتار گسترده؟  [2009 Jun] 
*رسیدن به آزادی از خِلال جنگ ایدئولوژیک در درون رژیم جمهوری اسلامی تا کجا واقعی است؟ [2009 Jun] 
*چرا "انتخابات" رژیم مغایر با موازین حقوق بشر و یک مردم فریبی است؟  [2009 Jun] 
*آمار اخراج پناهجویان از آلمان در سال 2008؛ تعداد اخراج به مقصد ایران: 113 نفر  [2009 Jun] 
*نگاهی به تاریخچه "حق پناهندگی" درقانون اساسی آلمان و تغییرات داده شده در آن  [2009 May] 
*«نه بخشش و نه فراموشی» ؛ مبارزه جهانی برای به مجازات کشاندن جنایتکاران  [2009 May] 
*«ریخت و پاش ١٢ میلیارد تومانی در همایش ایرانیان خارج از کشور»؛ دوستان احمدی نژاد چه کسانی هستند؟  [2009 May] 
*تجاوز به حریم شخصی مردم تحت نام «پاکسازي خانه های مجردی»، نمونه جدیدی از «اوباش گری حکومتی» [2009 May] 
*"مرحله رسیدگی ویژه به درخواست پناهندگی در فرودگاه های آلمان" یعنی چه و چگونه انجام میشود؟  [2009 Apr] 
*بازگشت دادن 65 پناهجوی ایرانی در سال 2008 از طرف دولت آلمان به دیگر کشورهای عضو قرارداد شنگن [2009 Mar] 
*باز پس گیری و لغو موقعیت پناهندگی 1596 ایرانی در آلمان طی سال 2008  [2009 Mar] 
*انتگراسیون و نقض حقوق بشر!  [2009 Feb] 
*"اقامت مستقل از همسر"، راهی برای پایان دادن به شرایط غیر قابل تحمل در ازدواج های اجباری [2009 Jan] 
*وقتی سرکونسولگری رژیم در آلمان، به ادارات آلمانی درس  [2008 Nov] 
*چرا اعدام نه! [2008 Oct] 
*گزارشی از جلسه سخنرانی در رابطه با سی سال نقض حقوق بشر در ایران [2008 Sep] 
*پیشگیری از یک فاجعه انسانی ؛ دفاع از امنیت مجاهدین خلق درعراق یک وظیفه حقوق بشری است  [2008 Sep] 
*اعتراضات مردم مشهد بر علیه گرانی [2008 Jun] 
*خمینی مرد اما همچنان میراث پلید او بر سر مردم ایران گرد مرگ و بی اعتمادی و آوارگی را می پراکند [2008 Jun] 
*فشار اداره خارجیان برای تهیه پاس ایرانی؛ یک اقدام " نرمال اداری" یا پهن کردن دام برای پناهجویان؟ [2008 May] 
*دهه زجر و ارمغان جمهوری اسلامی برای مردم ایران: [2008 Jan]