خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق؛ پایان یک استراتژی و چالش های پیش رو
حنیف حیدرنژاد

به گزارش سایت رادیو فردا "نزدیک به چهارصد نفر از ساکنان اردوگاه اشرف بامداد روز شنبه(18 فوریه 2012) این اردوگاه را به مقصد اردوگاه حريه (آزادی) در نزديکی بغداد ترک کردند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، بهزاد صفاری، يکی از مشاوران حقوقی ساکنان اردوگاه اشرف از طريق تلفن به خبرگزاری فرانسه گفته است: نخستين گروه از ساکنان اردوگاه اشرف شامل ۳۹۷ نفر  به وسیله ۱۸ اتوبوس ساعت يک ونيم  بامداد روز شنبه به وقت محلی تحت محافظت نيروهای امنيتی عراق اردوگاه اشرف را ترک کردند."  سایت سازمان مجاهدین خلق ایران نیز در خبر خود آورده است "از بامداد جمعه (17 فوریه 2012) شماری از ناظران و نيروهای کلاه آبی ملل متحد برای همراهی و نظارت بر جريان انتقال در اشرف مستقر شدند. مسير اشرف تا ليبرتی، پيشاپيش، از سوی نيروهای گوناگون عراقی تحت کنترل و حفاظت شديد قرار گرفته و هليکوپترها بر فراز مسير در حرکت هستند. ناظران ملل متحد، بر انتقال مجاهدين نظارت می کنند."

این جابجائی آغاز خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق می باشد. این اقدام حاصل یک یاداشت تفاهم بین سازمان ملل متحد با دولت عراق می باشد. آنچنانکه مارتین کوبلر نماینده ویژه دبیرکل ملل متحد توضیح داده است: "یادداشت تفاهم پروسه ای را مقرر میدارد که براساس آن دولت عراق ساکنان را به یک محل ترانزیت برای یک پروسه تعیین موقعیت پناهندگی توسط کمیسر عالی پناهندگان ملل متحد منتقل خواهد نمود که یک قدم اول ضروری برای بازاسکان آنها در خارج عراق میباشد." کوبلر اضافه می کند: "من فراخوان خودم را به کشورهای عضو ملل متحد برای پذیرش ساکنان کمپ در کشورهایشان تکرار میکنم".1

این مایۀ خوشحالی است که اولین گروه از نیروهای مجاهدین توانسته اند به سلامت اردوگاه اشرف را ترک و در محل جدید مستقر شوند. اما تا زمانی که آخرین نفر مجاهدین از خاک عراق به سلامتی خاک این کشور را ترک نکند، هنوز نمی توان نسبت به تامین امنیت جانی آنها مطمئن بود. با توجه به نفوذ رژیم ایران در بین نیروهای عراقی و با توجه به وضعیت متزلزل و شکننده اوضاع امنیتی در عراق، هر زمان این احتمال وجود دارد که نیروهای مجاهدین مورد حمله قرار بگیرند. شخصا امیدوارم جابجائی مجاهدین از اردوگاه اشرف و خروج آنها از عراق تا آخرین نفر هرچه زودتر و بدون هیچ گونه خسارتی محقق شود.

ضرورت نقد سازمان مجاهدین خلق

دفاع از حقوقِ بشریِ نیروهای سازمان مجاهدین خلق ایران، دلیلی نیست تا به لحاظ سیاسی این سازمان مورد نقد قرار نگیرد. آندسته از فعالین و نیرو های سیاسی که به آینده ایران و به خلاص شدن هرچه زودتر مردم ایران از استبداد دینی حاکم بر ایران می اندیشند، فعالین سیاسی ای که به دمکراسی و حقوق بشر باور دارند، همانگونه که از حقوق بشری مجاهدین دفاع می کنند، باید این سازمان را به نقد بکشند. سازمان مجاهدین به عنوان بزرگترین سازمان و تشکل سیاسی-نظامی سراسری، در بین نیروهای اپوزیسیون ایرانی بیشترین تاثیر را در شکل گیری و جهت دهی روند تحولات سیاسی ایران در سه دهه گذشته داشته است. از این رو  لازمه پاسخ به آینده سیاسی ایران نقد سیاست های حال و گذشته این سازمان می باشد. با موافقت این سازمان برای خروج از عراق و با خروج نیروهای آن از اردوگاه اشرف یک فصل در تاریخ سیاسی- استراتژیک این سازمان بسته می شود: استراتژی "جنگ آزادیبخش ارتش آزادیبخش". با خروج نیروهای این سازمان از عراق دیگر این سازمان نمی تواند استدلال کند چون سر و پیکره ی من در معرض ضربه است، کوتاه بیاید و فعلا انتقاد ها را کنار بگذارید. پس از این، این سازمان باید در برابر اعمال و سیاست های حال و گذشته خود پاسخگو باشد.
 

مخفی کاری و  پاسخگو نبودن، اتهام زدن و ترور شخصیت

سازمان مجاهدین یک نیروی دمکرات نیست و به همین دلیل نمیتواند برای مردم ایران دمکراسی را به همراه بیاورد. این سازمان اکنون به ترمز و مانعی برای پیشرفت دمکراتیک تحولات آینده ایران تبدیل شده  است. در اینکه این سازمان هنوز هم قوی ترین و منسجم ترین نیروی اپوزیسیون است شکی نیست، اما این واقعیت به خودی خود هیچ مشروعیت دمکراتیکی را برای آن موجب نمی شود. سازمان مجاهدین باید لاک بسته ی خود را باز کند. باید از مخفی کاری دست بردارد و در مقابل اعمال و رفتار و سیاست های سه دهه ی گذشته خود پاسخگو باشد. باید به خبرنگاران رسانه های مختلف اجازه ی مصاحبه با هر عضو و نیروی خود را بدهد. باید برای روشن کردن حقیقت آنچه در سه دهه گذشته در درون این سازمان گذشته با کمیته های حقیقت یاب سازمان های حقوق بشری مستقل همکاری کند. باید از حمله و توهین و برچسب زدن و ترور شخصیت مخالفین و منتقدان و اتهام زدن های بی پایه و اساس دست بردارد. اینکه این سازمان می خواهد همچنان رهبری خود را بپرستد یا نه، به خود آن مربوط  میشود، اما اگر انتظار دارد تا جامعه جهانی و نهادهای بین المللی رژیم جمهوری اسلامی را مورد سوال و تحقیق قرار دهند، باید آماده باشد تا خود نیز به اینچنین تحقیقاتی تن بدهد. تنها پس از باز شدن درب های این سازمان است که معلوم می شود که این سازمان تا کجا دمکراتیک است. از مهمترین شاخص های یک حزب یا تشکیلات دمکراتیک شفاف بودن، پاسخگوئی به افکار عمومی و رسانه ها و نهادهای غیر دولتی، دسترسی رسانه ها به اعضاء و مسئولین آن و آمادگی برای سوال و جواب های شفاف در مورد سیاست های آن تشکیلات می باشد. این سازمان نمی تواند تا ابد با پنهان شدن پشت آمار "شهدا و زندانیان و شکنجه شدگان" و با تاکید بر "جنایتکار بودن رژیم خمینی" و "ضرورت مخفی کاری در دوران مقاومت" برای اعمال و سیاست های خود مشروعیت خریده، عدم پاسخگوئی خود را توجیه کرده و دیگران را از سوال کردن باز بدارد.

رفتار با منتقدین داخلی و جدا شدگان؛ نمونه ای از یک جنگ روانی و روشی غیردمکراتیک

سازمان مجاهدین خلق با حمله به منتقدین و مخالفین خود و با ترور شخصیت آنها فضای نقد خود را آنچنان بسته است که کمتر کسی مایل است عواقب درگیر شدن با این سازمان را به جان بخرد. حتی نیروهای مجاهدین که در سه دهه گذشته از این سازمان جدا شده اند نیز از ترس برچسب خوردن ها به عنوان " بریده، خائن، مزدورِ جمهوری اسلامی، مزدورِ وزرات اطلاعات، تیرخلاص زن و ... "  اغلب سکوت کرده اند. تا زمانی که نگارنده2 در درون تشکیلات سازمان مجاهدین خلق ایران بود(آذر 1373)، رهبری سازمان مجاهدین در برخورد با دگراندیشان و منتقدین داخلی و برای به سکوت واداشتن آنها اینگونه استدلال می کرد که: "سازمان نوک پیکان تکامل است، اصلی ترین نیروی جنگنده برعلیه رژیم است، با استقرار در جوار مرزهای کشور عملا سر و پیکره ی سازمان زیر ضرب و در معرض حمله رژیم است. اگر در چنین شرایطی هر اشکال و انتقادی هم اگر باشد باید سکوت کرد تا آب به آسیاب دشمن ریخته نشود، و گرنه خیانت به خون شهداست." و اگر هم کسی با وجود این استدلال ها به نقد سازمان می پرداخت و یا از آن جدا می شد، گفته می شد:" هر پیکر زنده ای هم دفع دارد و هم جذب، سازمان زنده ترین تشکیلات سیاسی و مُنادی آزادی و رهائی انسان و  جهان است. آنکس که نمی تواند با سازمان بماند همان بهتر که دفع شود." و اضافه می کردند:" دو قطب بیشتر نداریم، یا جبهه خمینی یا جبهه رجوی. اگر با مجاهدین نباشی و نمانی نتیجه اتودینامیک آن پرت شدن به جبهه خمینی است و آخر سر هم تیر خلاص زن خواهی شد."


رهبری سازمان مجاهدین با این استدلال ها مانع آن می شدند تا کسی سیاست های سازمان را زیر سوال برده یا قصد خروج از آن را داشته باشد. این مباحث جدا از نشست های دو- سه نفره با شورای رهبری سازمان، اغلب در بین جمع های چند ده نفری، چند صد نفری یا حتی چند هزار نفری و در یک فضای احساسی و تهاجمی مطرح می شد و همیشه افراد متعصبی بودند که با خط و نشان کشیدن برای فردِ "مسئله دار" فضا را بر او آنچنان تنگ کنند که حال و روز او برای دیگران "درس عبرتی" فراموش نشدنی باشد. نتیجه عملی این سیاست در فضای بسته و مسدود قرارگاه اشرف یا دیگر قرارگاه ها و پایگاه های مجاهدین خلق، سکوت منتقدین یا کناره کشیدن تدریجی آنها از همه کار ها و مسئولیت ها بود. این افراد بعد از جدا شدن و رساندن خود به خارج عراق نیز اغلب در یک شرایط روحی چندگانه به سر می برند. از یک طرف به حقانیت دگراندیشی خود و طرح سوال و انتقاد ایمان دارند. از سوی دیگر از اینکه چطور شد که سازمانی که قرار بود مدافع "خلق قهرمان" باشد، اینک به ابزاری برای مسعود و مریم رجوی تبدیل شده است: "ایران رجوی رجوی ایران"، سرخورده شده و اغلب تا مدت ها در ناباوری به سر می برند. سرخورده از تشکیلاتی که فردپرستی و سلسله مراتب در حد مشمئز کننده ای در آن ریشه دوانده و تقدس سازی "رهبری رجوی" صدای هرگونه مخالفت و اعتراض را خفه کرده است.

نتیجه سالها زندگی در درون سازمان و تجربه روش هایِ خُرد کردن شخصیت و فردیت در آن، این است که جدا شده ی از سازمان حتی بعد از جدائی نیز توان سربلند کردن ندارد. هنوز خود را در برابر "عظمت سازمان" یک فرد "ناچیز و بی مقدار" می بیند. یا نمی خواهد با طرح نظرش "آب به آسیاب دشمن" بریزد. حاصل عملی این وضعیت سکوت، خودسانسوری، گوشه گیری، افسردگی و... می باشد. بدین ترتیب فردی که در درون سازمان توان و جرئت نه گفن داشت، بعد از خروج و با وجودی که در یک شرایط ِ باز زندگی میکند، دیگر حتی همان مقدار از شجاعت را هم برای ابراز نظرش از دست می دهد. می توان تصور کرد که چگونه در چنین فضائی، اینچنین فردی توان و استعداد های خود را از دست داده و به تدریج به یک "مُرده متحرک تبدیل می شود که زندگی نمی کند، بلکه تنها نفس می کشد".

با این شیوه ی جنگ روانی، سازمان مجاهدین نه تنها موفق می شود که صدای منتقدین را خفه کند، بلکه در پی آن است تا به این ترتیب در پهنه سیاسی از نیروهای اپوزیسیون هم "نَسَق" بکشد. این روش های تخریبی در کُنه خود ناقض شأن و منزلت انسان و حقوق بنیادی بشر بوده و در  پهنه ی سیاسی نیز یک فرهنگ ترس و وحشت را  دامن زده و به غایت غیر دمکراتیک است و از همین رو است که این سازمان مانعی در روند تحولات دمکراتیک سیاسی ایران به شمار می آید.
با خروج کامل سازمان مجاهدین از عراق طی ماه های آینده، و پس از یک دوره بازسازی تشکیلاتی در خارج کشور، می توان انتظار داشت که این سازمان در پی آن باشد که با روش های تاکنون شناخته شده در صدد برآید که عرصه سیاسی خارج کشور را به کنترل خود در آورده و تلاش کند تا با همان روش های غیر انسانی و غیر دمکراتیک که فوقا به مواردی از آن اشاره شد، هژمونی خود را بر دیگر نیروها و منفردین سیاسی تحمیل و روند تحولات سیاسی ایران را همچنان قفلِ خود کند. از این رو لازم است که نیروهای سیاسی و حقوق بشری در برخورد با سازمان مجاهدین خلق ایران از یک سو بر تامین حقوق بشری آن تاکید کرده ولی در پهنه سیاسی باید گذشته و حال آنرا به نقد کشیده و مقهور جنگ روانی و فضا سازی های آن نشوند.

چالش های پیش روی سازمان مجاهدین پس از خروج از عراق

تا آنجا که به سازمان مجاهدین خلق مربوط می شود، انتظار آن است که پس از خروج کامل نیروها از عراق، این سازمان ابتدا به بازسازی تشکیلاتی خود بپردازد. بسته به اینکه نیروهای خارج شده از عراق در بین چند کشور پخش خواهند شد و پراکندگی جغرافیائی آنها چقدر است و بسته به اینکه این نیروها در کشور جدید از چه موقعیت اقامتی برخوردار بوده و  آیا اجازه ی داشتن پایگاه های جمعی و مسافرت دارند یا نه، تلاش خواهد کرد تا با ارتباط گیری از بالا با دولت ها و احزاب و پارلمان ها خود را به عنوان "تنها آلترناتیو دمکراتیک" معرفی کند. و برای نشان دادن اینکه این سازمان بیشترین پایگاه مردمی را دارد با برپائی مراسم مختلف استقبال از "قهرمانان شهر اشرف" و با ابتکارات جدید، از جمله تمرکز بر مناسبتهای ملی و برگزاری برنامه های هنری، یک "کارزار" سیاسی- تبلیغی را دامن خواهد زد.

به هرحال هدف این استراتژی آن است تا سازمان مجاهدین خود را بازیگر اصلی تحولات سیاسی ایران معرفی کرده و  دولت ایالات متحده را ناچار سازد تا این نقش را به رسمیت بشناسد. در این راستا ارتباط با کشورهای کوچک و جا انداختن این نقش نزد آنان، هموار کنند راه خواهد بود.

جدا از آنچه که فوقا آمد باید تاکید کرد که سازمان مجاهدین خلق پس از خروج نیروهایش از عراق با یک بحران بسیار بزرگ و جدی روبرو خواهد شد که البته تلاش خواهد کرد به اشکال مختلف بر آن سرپوش گذاشته و مانع از بروز بیرونی آن شود. برخی از سوالاتی که این بحران را ناگزیر می سازد:
سوال اول: تکلیف استراتژی جنگ آزادیبخش چه می شود؟ چرا این استراتژی شکست خورد؟ مسئولیت آن با کیست؟
دوم: تکلیف "سرنگونی رژیم" چه می شود؟ با پراکندگی جغرافیائی نیروها، اینک با کدام استراتژی میتوان "سرنگونی" رژیم را محقق نمود؟
سوم: اگر سازمان نهایتا به خروج نیرو ها از عراق رضایت داد، چرا این تصمیم را  چند سال زودتر نگرفت. چرا باید در این سال ها بیش از پنجاه نفر در عراق کشته می شدند؟ مسئولیت آن با کیست؟
چهارم: اگر کمی به عقب تر برگردیم، چرا بعد از سرنگونی صدام حسین سازمان اصرار کرد که حتما در عراق بماند؟ سازمان پیوسته دولت های عراق در این سال ها ی بعد از صدام را  مجری سیاست های رژیم معرفی می کرد. بنابراین مشخص بود که در چنین شرایطی دیگر امکان عملیات مسلحانه و پیشبرد جنگ آزادیبخش وجود ندارد، پس اصرار برای باقی ماندن در عراق برای چه بود؟
پنجم: در این سالها مسعود رجوی کجا بود، کجا است؟ چرا او مسئولیت شکست سیاست های خود را به عهده نمی گیرد. چطور است که وقتی در یک کشور آزاد یک حادثه تصادف قطار روی می دهد و تعدادی انسان کشته می شوند وزیر راه و ترابری آن کشور استعفا می دهد، چطور است که وقتی در مبارزات انتخاباتی در کشور های آزاد وقتی یک حزب شکست می خورد، رهبر آن حزب کنار می کشد، چطور است که در عملیات های نظامی کشور های غربی وقتی یک استراتژی موفق پیش نرفته یا وقتی به دلیل استفاده از تاکتیک های نامناسب تلفات زیادی را با خود به همراه میاورد، فرمانده نظامی کنار گذاشته می شود. در تمام موارد فوق این افراد به افکار عمومی و نمایندۀ آنها یعنی خبرنگاران و رسانه ها پاسخگو هستند. در صورت لزوم آنها باید به کمسیون های تحقیق یا حقیقت یاب در مجلس کشور خود پاسخ داده  و در صورت وجود اتهامی بر علیه آنها، باید آماده باشند تا در مقابل دستگاه قضائی کشور خود حاضر شده و در صورت اثبات جرم، مجازات تعیین شده را بپذیرند. .. اما چطور است که در سه دهه ی گذشته  مسعود و مریم رجوی و رهبری سازمان مجاهدین خلق در قبال ناکامی های پی در پی سیاسی، استراتژیک و نظامی این سازمان پاسخگو نبوده و اصلا جائی برای طرح سوال از سوی دیگران (چه خودی یا غیر خودی!) باقی نمیگذارند؟ چطور است که دیکتاتورهای کشور های عربی هم حتی دیگر مادام العمری خود را کنار می گذارند، اما رهبری مسعود و مریم کماکان مدام العمر باقی مانده است؟ براستی چگونه می شود با فردپرستی مسعود و مریم، به جنگ ولایت فقیه خامنه ای رفت و مدعی دمکراسی برای ایران بود؟

این سلسله سوالات می تواند همینطور ادامه پیدا کند. اما همانطور که مسعود رجوی در سال 1367 و پس از عملیات "فروغ جاویدان" با مطرح کردن "انقلاب ایدئولوژیک" بر تمام سوالات بعد از آن عملیات سرپوش گذاشت، می توان انتظار داشت تا این بار و پس از خروج این سازمان از عراق نیز با طرح یک موضوع جدید ذهن نیروهای داخلی و خارجی به انحراف کشانده شود.

موج جدید جدائی از سازمان مجاهدین خلق؟

می توان انتظار داشت که بخش قابل توجه ای از نیروهای مجاهدین که از عراق خارج می شوند در میان مدت از این سازمان جدا شوند. دلایل:
اول: آندسته از این نیروها که فرزندان آنها قبلا در عراق بوده و اینک و پس از سالها فرزندان خود را می بینند، با شنیدن داستان و سرنوست آن بچه ها و آنچه که سازمان به آنها گفته بوده، ناباورانه دچار سوال خواهند شد. تعدادی از این پدر و مادران که در سال های گذشته برای سرکشی های کوتاه مدت به اروپا آمده بودند با دیدن وضعیت بچه هایشان دیگر برنگشته و از مجاهدین جدا شدند.
همچنین میتوان انتظار داشت بسیاری از آن بچه ها، که اینک همه بزرگسال شده و بین بیست تا سی و چند سال سن دارند، بعد از رودروئی با پدران و مادرانشان قفل سکوت سالیان را شکسته و بگویند یا بنویسند که بر آنها در این سالها چه گذشته و موجی از سوالات "تابو شده" را در معرض دید و قضاوت افکار عمومی قرار دهند.
دوم: آندسته از نیروهای سازمان مجاهدین که امکان تماس و ارتباط با ایرانیان "عادی" را بدست آورند از برخورد آنها و موج سوالاتی که مطرح خواهند کرد غافلگیر خواهند شد. در این سالها به این نیروها در درون سازمانشان اینگونه تلقین شده است که مردم منتظر آنها هستند تا با دسته های گل از آنها استقبال کنند (و البته سازمان هم تلاش خواهد کرد تا با کمک هواداران خود چنین نمایشاتی را برای استفاده های تبلیغاتی ترتیب دهد). اما اگر این نیرو ها خارج از دایره ی هوادارن با "مردم عادی" و "خلق قهرمان" روبرو شوند، آنوقت این حُباب خوش خیالی خواهد ترکید. میتوان انتظار داشت که در مواجهه با موج سوالاتی که با آنها مطرح می شود، واکنش اولیه ی بسیاری از نیروهای از عراق آمده ی مجاهدین ابتدا ناباورانه بوده و این توده ی مردم و خلق قهرمان را "وابسته به رژیم و سلطنت طلبان" و ... بخوانند. اما در میان مدت و با تکرار این برخوردها و سوالات، کم کم خود نیز دچار سوال شده و زمینه جدائی آنها هموار خواهد شد. از این رو حدس زده می شود که سازمان مجاهدین تلاش خواهد کرد تا نیروهای از عراق آمده را تا آنجا که ممکن است در "پایگاه" های مختلف اسکان داده و ارتباط اجتماعی آنها را در حد دایره ی هوادران محدود نماید.
سوم: آگاهی نیرو های از عراق آمده از اخبار و دسترسی هرچند محدود آنها به اینترنت و با خبر شدن از آنچه که در دنیای خارج از مجاهدین می گذرد موجب سرباز کردن بسیاری سوالات برای آنها خواهد شد. بی پاسخ ماندن این سوالات یا قانع نبودن پاسخ های دریافتی "از بالا" ، زمینه ی خروج بسیاری از آنها را فراهم خواهد کرد.
چهارم: آگاهی نیرو های از عراق آمده از روند تغییرات سیاسی جهان، خارج از کانال های ارتباطی مجاهدین، آگاهی با ساختار سیاسی و اجتماعی کشور جدید، مشاهده مناسبات انسانی معمول در دنیا بویژه در زمینه زن و مرد، بسیاری از قالب ها و کلیشه های ایدئولوؤیک حاکم بر ذهن آنها را به چالش کشانده و سوالات بی پاسخ "بالا" به آنها، راه به آنجا خواهد برد که ببینند تا کجا آموزه های سازمان غیرواقعی و غیر منطقی بوده است.
پنجم: مشاهده یا تجربه مناسبات دمکراتیک احزاب و تشکل های کشور جدید و حتی مشاهده برنامه های سیاسی تلویزیونی می تواند به نیرو های از عراق آمده کمک کند که مشخص شود تا کجا مناسبات حاکم بر درون سازمان غیر دمکراتیک، مبتنی بر فرد و فردپرستی و به دور از صلاحیت های تخصصی بوده و  همچنین کمک میکند که این نکته برای آنها باز شود که اصلا مناسبات "ایدئولوژیک" چرا و تا کجا غیر دمکراتیک است و نتیجه آنکه چرا برخلاف سال ها آموزه های درون تشکیلات، این سازمان نمی تواند برای مردم ایران آزادی به همره بیاورد را روشن خواهد کرد.

حاصل همه این سوالات و چالش ها می تواند "مسئله دار شدن" و جدا شدن بخش قابل توجه ای از نیرو های سازمان مجاهدین باشد.

درک شرایط روحی نیروهای از عراق آمده

باید توجه داشت که اکثریت نیروهای مجاهدین که از عراق به خارج و کشور های مختلف خواهند رسید به میانسالی رسیده اند. بسیاری از آنها به دلیل شرایط وخیم پزشکی و تغذیه ای به لحاظ جسمی و روحی بسیار آسیب دیده اند. توجه به سلامتی آنها از زاویه حقوق بشری اولویت اول است. جدای از رهبری این سازمان که هدف آن کسب قدرت سیاسی و وسیله قرار دادن انسان ها برای رسیدن به هدف بوده است، نیروهای این سازمان صادقانه و با هدف آزادی مردم ایران از دیکتاتوری جمهوری اسلامی حاضر به تحمل هر نوع سختی و خطر بوده اند و به دلیل اعتماد به رهبری سازمان خود و به دلیل زندگی طولانی در شرایط کاملا بسته در درون تشکیلات و به دلیل بسته بودن مناسبات داخلی و نبود امکان بحث و تبادل نظر، به مرور زمان از واقعیت دنیای پیرامون خود بیگانه شده و به سختی میتوانند باور کنند که چگونه طی این همه سال به عنوان یک ابزار مورد سوء استفاده قرار گرفته اند. در مواجه با این واقعیات میتوان تصور کرد که آنها در یک وضعیت شوک و ناباواری قرار بگیرند. بسیاری نیز حتی بعد از مواجه با این واقعیت از پذیرش آن فرار خواهند کرد زیرا که پذیرش آن یعنی فرو ریختن یک دنیا اعتماد و آرزو! از این رو در برخورد با این نیرو ها باید این شرایط و حساسیت روحی- عاطفی ای که آنانرا بسیار شکننده می کند درک نمود.

حنیف حیدرنژاد
18.02.2012



زیرنویس ها

1-  بیانیه یونامی: مارتین کوبلر یادداشت تفاهم با دولت عراق برای جابجایی داوطلبانه ساکنان اشرف را امضا میکند
http://www.hambastegimeli.com/index.php?option=com_content &view=article &id=32394:2011-12-26-18-05-34 &catid=21:2010-01-17-21-49-36


2- در باره نویسنده
پیشینه: حنیف حیدرنژاد (ق. ح. از زمان ورود به آلمان نام مستعار حنیف حیدرنژاد را برای خود برگزیده است. هویت اصلی نویسنده برای سازمان مجاهدین خلق ایران شناخته شده می باشد.) در سال 1340 در کرمانشاه بدنیا آمد. در سال 1356 و از شانزده سالگی به فعالیت های سیاسی علاقمند شد. از سال 1357 در تظاهرات مردمی برعلیه نظام سلطنتی شرکت داشت و ازهمان زمان به مطالعه ی مواضع گروه های مختلف سیاسی مذهبی و مارکسیستی علاقمند شده و در تظاهرات و گردهمائی های آنها شرکت می کرد و به تدریج به سازمان مجاهدین خلق ایران گرایش پیدا کرد. در سال 1358 به سربازی رفته و نه ماه را در جبهه های جنگ در منطقه سوسنگرد گذارند. پس از 30 خرداد 1360 موج دستگیری هواداران گروههای سیاسی در ارتش بالا گرفت و تعدادی نیز در جبهه های جنگ اعدام شدند. به دلیل شناخته شدگی مواضع سیاسی اش و قبل از آنکه دستگیر شود، او موفق به فرار شده و به زندگی مخفی روی آورد. در مدت زندگی مخفی به طور خودجوش به تشکیل یک "هسته مقاومت" روی آورده و با کمک چند نفر دیگر اقدام به نوشتن و پخش شبنامه می نمود. او در طول زندگی نیمه مخفی چند ماه را به عنوان کارگر ساختمانی در تهران کار کرده و شب را در ساختمان های نیمه ساخت با دیگر کارگران می گذراند. به دلیل حساسیت بسیج محله به وی در محله ای که در آنجا کار میکرد، او تهران را ترک و برای چند ماه به دزفول رفته و این بار در یکی از قهوه خانه ها در یکی از گاراژهای این شهر به کار مشغول شده و زندگی نیمه مخفی خود را ادامه داد. پس از دستگیری های  پی درپی افرادی از خانواده اش از جمله دخترعمو و خواهر زاده اش به دلیل هواداری از سازمان مجاهدین خلق، دزفول را ترک و این بار به پایگاه هوائی سوم شکاری در همدان رفته و در آنجا بطور مخفی مدتی را نزد یکی از بستگانش گذراند. با دستگیری یکی از برادرانش به دلیل ارتباط با سازمان مجاهدین، وی ناگزیر در دی ماه سال 1361 به صورت مُبدل به کردستان رفته و در روستاهای منطقه سنندج به نیروهای سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و از آن زمان در ارتباط مستقیم تشکیلاتی با این سازمان درآمد.

حنیف حیدرنژاد در آذر ماه سال 1373 پس از سال ها همکاری و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران به دلیل انتقاد و اختلافات با این سازمان بویژه در مورد "انقلاب ایدئولوژیک"، " رهبری عقیدتی" ، "اطاعت بدون چون و چرا از رهبری"  و درپی سالها اعتراض به نبود مناسبات دمکراتیک در این سازمان، از آن در عراق جدا شد.

حنیف حیدرنژاد از آذر 1373 و پس از ورود به آلمان به مدت سه ونیم سال یک دوره بحران روحی شدید و یک دوره بحران هویت را پشت سرگذراند و تا مرز فکر به خودکشی نیز پیش رفت. تنهائی و عدم ارتباط با دیگران و عدم دسترسی به مشاوره  تخصصی به دلیل عدم آشنائی به زبان آلمانی، این دوره را هرچه سخت تر هم می کرد. در این مدت و در حالی که او سخت سرخورده و دل شکسته بود و در حالی که در ناباوری از آنچه که بر او گذشته به سر می برد به دنبال پیدا کردن نقش و مسئولیت خود در رقم خوردن شخصیت و سرنوشتش برآمد و به کنکاش خود و گذشته اش پرداخت و نهایتا "خود"ِ جدیدی را کشف کرد که بر پایه ی همان باورهای انسانگرایانه، اما خامِ دوران نوجوانی اش، استوار است. در این دنیای جدید، او خود را انسانی میداند که آزادی، رفاه و عدالت اجتماعی، حاکمیت قانون، نفی تبعیض و هرنوع برتری طلبی، باور به حقوق بشر، احترام به شأن و منزلت انسان و پذیرفتن هر فرد آنگونه که هست، از مشخصه های اصلی آن هستند. او خود را یک اومانیست، یک  آته ایست و یک شهروند جهانی میداند و از آن زمان تلاش دارد تا با فاصله گرفتن از احزاب سیاسی، آرمان های انسانگرایانه ی خود را در چهارچوب یک فعالیت حقوق بشری، فرا حزبی  و فرا مذهبی و به صورتی تخصصی برای  "انسان"، هر انسانی با هر ملیت و جنسیت و اعتقادی، دنبال کند. بخش بزرگی از فعالیت های او در رابطه با ایران و ایرانیان می باشد. در این سالها او فعالیت های خود برعلیه رژیم استبداد مذهبی حاکم بر ایران را در قالب فعالیت های حقوق بشری دنبال کرده  و با اطلاع رسانی و یاری رسانی تخصصی به قربانیان و فراریان از جهنم رژیم حاکم بر ایران که اینک متقاضی پناهندگی در آلمان هستند، آنها را در شناخت و احیائ ارزش ها و توانمندی های انسانیشان یاری داده  و به آنها کمک می کند تا با مشکلات پیش روی خود در کشور جدید آشنا شده تا با اتکاء به توانمندی های خویش بر این مشکلات به تدریج چیره شوند.

از سال 1997حنیف حیدرنژاد  فعالیت خود در امور پناهندگی و مهاجرین را بطور داوطلبانه از طریق همکاری با سازمان عفوبین الملل و دیاکونی(بخش خدمات اجتماعی کلیسای پروتستان-
Diakonisches Werk ) در شهر دورتموند آغاز کرد. در همین سال یک دوره یک ساله در یک خانه سالمندان و معلولین در شهر بوخوم را پشت سر گذراند و در سال 2002 پس از گذراندن یک دوره چهار ساله در مدرسه مددکاری (Anna-Zillken-Schule ) در دورتموند موفق به دریافت مدرک مددکاری شد. در این مدت دوره های کارآموزی دیگری را نیز پشت سر گذراند، از جمله: یک دروه سه ماهه در مرکز پذیرش اولیه پناهندگان در دورتموند، یک دوره سه ماهه در مرکز مشاوره کاریتاس(بخش خدمات اجتماعی کلیسای کاتولیک- Caritas ) در دورتموند و یک دوره سه ماهه در خوابگاه نوجوانان پناهجوی بدون سرپرست(unbegleitete minderjährige  Flüchtlinge ) در شهر دورتموند. وی یک دوره یکساله را نیز در شهر بوخوم در مرکز مشاوره "ایفاک"(IFAK) گذراند. موضوع اصلی در این یک سال، کار با نسل اول و دوم و سوم ترک ها و ترک تباران در شهر بوخوم بود. مجموع این تجارب به او کمک کرده تا وی تصویر جهانشمول تر و همه جانبه تری از "انسان"، مسائل پناهجویان و مهاجرین در آلمان بدست آورده و با ساختارهای موجود در بخش اداری و نهادهای غیردولتی در آلمان نیز بیشتر آشنا شود.

حنیف حیدرنژاد از سال 2002 در ارتباط با انجمن یاری های پزشکی به پناهجویان شهر بوخوم (
Medizinische Flüchtlingshilfe Bochum  ) قرار گرفت و از سال 2003 در این مرکز مشغول به کار شد و مسئول بخش مددکاری در این انجمن است. در سال2007 وی موفق به گذراندن یک دوره تکمیلی با عنوان: مشاور روحی-اجتماعی (psychosoziale Beraer ) در مدرسه عالی مددکاری شهر بوخوم (Evangelische  Fachhochschule RWL in Bochum) شد.

حنیف حیدرنژاد به عنوان مددکار اجتماعی و مشاور امور روحی- اجتماعی بر اساس نظریه "همه جانبه نگری (
Ganzheitlicher Ansatz)" کار کرده و با قراردادن "انسان" در محور همه ی امور، بر آن است که باید مسائل و مشکلات انسان را در پیوند با همه عواملی که او را احاطه و درگیر کرده است دید و در نتیجه باید تلاش نمود تا با درک بهم پیوستگی این عوامل و تاثیرگذاری متقابل آنها بر یکدیگر، متناسب با هر فرد، در جستجوی راه حل مناسب برای مشکلات او برآمده و در این راه از سایر تخصص ها نیز کمک گرفت.

حنیف حیدرنژاد از سال 2004 به همراه چند فعال سیاسی- اجتماعی ایرانی "سایت انتگراسیون ایرانیان ساکن آلمان"(
  Integrationsforum der IranerInnen in  Deutschland) را تاسیس نمود و اینک هماهنگی آنرا نیز به عهده دارد. هدف این سایت اطلاع رسانی تخصصی به ایرانیان ساکن آلمان در زمینه های مختلفی چون پناهندگی، اقامت، انتگراسیون، آموزش و تحصیل، آشنائی با مسائل جامعه آلمان و نقض حقوق بشر در ایران و  .. می باشد. تاکنون در این سایت و در زمینه های فوق بیش از 150 مقاله و ترجمه از وی منتشر شده است.


از دیگر فعالیت های حنیف حیدرنژاد میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
سال 2005-2004 همکاری با گروه مؤسس "انجمن فرهنگی- اجتماعی ایرانیان شهر بوخوم" در تنظیم اساسنامه و برگزاری جلسات مجمع عمومی آن
سال 2004-2002 همکاری با گروه "والدین کلاس فارسی" در شهر دورتموند برای تاسیس یک کلاس جدید و راه اندازی و برگزاری برنامه های فرهنگی برای کودکان و والدینشان
سال 2001-1999 همکاری با تلویزیون محلی "رسانه" در تلویزیون "اوفنه کانال- (
Offene Kanal)" در شهر دورتموند و اجرای زنده ی برنامه های "مشاوره اجتماعی" و میزگردهای سیاسی-اجتماعی در این تلویزیون.


 

 

منبع:پژواک ایران


حنیف حیدرنژاد

فهرست مطالب حنیف حیدرنژاد در سایت پژواک ایران 

*زلزله، خسارات جانی و مالی و نقش حکومت [2017 Nov] 
*مردم ایران در میانه‌ی دو نیروی شّر [2017 Oct] 
*یک نگاه آماری به ایرانیان ساکن آلمان [2017 Oct] 
*انتخابات آلمان: دمکراسی، بازنده‌ی بزرگ! [2017 Sep] 
*فراخوان به ایرانی- آلمانی‌های ساکن آلمان برای شرکت در انتخابات پارلمانی این کشور [2017 Sep] 
*من پوزش می‌خواهم! حقوق بشر و ضرورت نگاه انتقادی به گذشته خودِ فردی و خودِ جمعی [2017 Sep] 
*انتخابات آلمان و نگاهی به موقعیت احزاب این کشور (۲) [2017 Aug] 
*انتخابات آلمان و نگاهی به موقعیت احزاب مهم این کشور [2017 Aug] 
*آلمان؛ آیا با جواب منفی درخواست پناهندگی مواجه شده اید؟ حال چه باید کرد؟ [2017 Aug] 
*خودکشی یک پناهجوی ایرانی در آلمان و خودداری مقامات از انتشار خبر [2017 Aug] 
*رهبری سازمان مجاهدین؛ فرار از پاسخگوئی و به جان هم انداختن خانواده ها [2017 Jul] 
*فریبکاری‌های مریم رجوی [2017 Jul] 
*وجدان یا مصلحت، پایبندی به اخلاق یا فرصت‌طلبی؟ [2017 May] 
*مهندسی انتخابات و گزینه‌های خامنه‌ای [2017 May] 
*امدادرسانی بی مرز: زوج ایرانی- آلمانی همراه با پناهجویان روهینگای در بنگلادش [2017 Apr] 
*انتخابات جمهوری اسلامی بر خلاف موازین حقوق بشر  [2017 Apr] 
*تروریست واقعی کیست؟ کوردها، آلمان و ترکیه [2017 Mar] 
*مراسم اسکار؛ چرا اصغر فرهادی به نقض حقوق بشر و سیاست های تبعیض آمیز در ایران اعتراض نمی کند؟ [2017 Mar] 
*مصوبه کابینه آلمان؛ تشدید اخراج پناهجویان [2017 Feb] 
*گزارش وزارت کشور آلمان در مورد تعداد پناهجویان در سال 2016 [2017 Jan] 
*چند عکس و چند سوال [2017 Jan] 
*پیامد های مرگ رفسنجانی در عرصه جناح بندی های جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*طراحی عملیات از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در آلمان  [2017 Jan] 
*گورخوابی در ایران و روش حسن روحانی برای مبارزه با آن [2016 Dec] 
*یاد ناصر ایرانپور دوستدار آزادی و انسایت گرامی! [2016 Dec] 
*کشف گور دسته جمعی در تبریز و مسوولیت رژیم در حقیقت‌یابی [2016 Dec] 
*اروپا و قدرت گیری پوپولیسم؛ شکست احزاب سنتی [2016 Dec] 
*صدور حکم محکومیت احمد منتظری، هراس جمهوری اسلامی از حقیقت‌یابی  [2016 Nov] 
*پایه‌ریزی سیستم جدید برای تشدید کنترل ورود به اتحادیه اروپا  [2016 Nov] 
*تشدید اخراج پناهجویان از آلمان [2016 Oct] 
*حالت‌های مختلف تصمیم‌گیری توسط اداره امور پناهندگی در آلمان [2016 Oct] 
*سازمان مجاهدین، پایان انتقال به آلبانی و سرپوش گذاشتن بر یک شکست استراتژیک به بهای جان انسان ها [2016 Sep] 
*«افتخار» پورمحمدی به کشتار و اعدام های سال 67 و طرح چند سوال  [2016 Aug] 
*سازمان مجاهدین خلق و تصفیه حساب شنیع با مخالفین [2016 Aug] 
*در مورد خبر فوت مسعود رجوی [2016 Jul] 
*اهمیت «مسئولیت فردی» در همکاری و مشارکت با دستگاه سرکوب و کشتار  [2016 Jun] 
*تصویب پیش نویس قانون «انتگراسیون» توسط دولت آلمان [2016 May] 
*پدرسالاری اصلاح‌طلبانه: چرا اصلاح‌طلبان از اقدام فائزه رفسنجانی دفاع نمی‌کنند؟ [2016 May] 
*گرویدن به مسیحیت و تاثیر آن بر درخواست پناهندگی در آلمان [2016 May] 
*نه، یعنی نه! خواست فعالان حقوق زنان در آلمان در مورد سکس بدون رضایت  [2016 May] 
*انتگراسیون چیست، شرایط و الزامات آن/ پاورپوینت آموزشی [2016 Apr] 
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت چهارم و آخر [2016 Apr] 
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت سوم [2016 Apr] 
*مهمترین عامل و تعیین کننده ترین عامل  [2016 Mar] 
*معامله با ترکیه بر سر پناهجویان، شکست اتحادیه اروپا [2016 Mar] 
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت اول [2016 Mar] 
*قوانین جدید پناه‌جویی در آلمان: قانون الحاق خانواده محدود شد [2016 Mar] 
*واقعا نمیدونی چقدر ابلهی؟! [2016 Mar] 
* انتخابات، فرصتی برای یک رفراندومِ ساکت «نه» به جمهوری اسلامی  [2016 Feb] 
*زندگی ادامه دارد، به یاد عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*تسلیت به خانواده سرفراز محمد رحیمی [2016 Jan] 
*آنگلا مرکل زیر فشار: خودت مشکل پناه‌جویان را حل کن‎ [2016 Jan] 
*مزاحمت جنسی در شب سال نو؛ آتشی تازه به دامان پناه‌جویان در آلمان؟  [2016 Jan] 
* آلمان: نزدیک به ۱میلیون پناه‌جو و تقریبا نیم‌ میلیون تقاضای پناهندگی در سال ۲۰۱۵ [2016 Jan] 
*فرد در تشکیلات، ارزش و جایگاه فرد در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق [2016 Jan] 
*فریبکاری رهبری سازمان مجاهدین خلق بیش از پیش رنگ می بازد [2015 Dec] 
*ترکیه در آستانه جنگ داخلی؟ [2015 Dec] 
*اوج حضیض یک سازمان سیاسی [2015 Dec] 
*محتوای بسته دوم قوانین پناهجوپذیری آلمان در سال ۲۰۱۶ چیست؟ [2015 Dec] 
*همدردی با مردم فرانسه، مبارزه با تروریست های اسلام گرا  [2015 Nov] 
*حمام خون در لیبرتی، و مسئولیت مسعود رجوی  [2015 Nov] 
*حمله مجدد موشکی به اردوگاه لیبرتی در عراق و مرگ انسان ها، مسئولیت با کیست؟  [2015 Oct] 
*قوانین جدید مربوط به پناه جویان در آلمان، یک هفته زودتر به اجرا گذاشته شد  [2015 Oct] 
*طرح ایجاد مناطق ترانزیتی در مرز آلمان برای کنترل ورود پناه جویان  [2015 Oct] 
*مریم رجوی و ادعاهای تکراری پایبندی به دمکراسی و حقوق بشر  [2015 Oct] 
*سازمان عفو بین الملل؛ تلاش برای لغو مجازات اعدام مرتبط با مواد مخدر  [2015 Oct] 
*ترسیم خطوط کلی سیاست پناهندگی در آلمان و اروپا  [2015 Sep] 
*تلاش ها برای هماهنگی در حل و فصل بحران پناه جویان در آلمان و اتحادیه اروپا  [2015 Sep] 
*انساندوستی مردم آلمان قابل تقدیر است  [2015 Sep] 
*بحران پناه جویان؛ اتحادیه اروپا در بحران هویتی و بر سر دوراهی  [2015 Sep] 
*18 دلیلی که رفسنجانی نیز دستگاه قضائی در جمهوری اسلامی را ناعادلانه می داند  [2015 Sep] 
*آلمان و تاخیر در برخورد با بحران پناه‌جویی  [2015 Sep] 
*آلمان و پناه‌جویان؛ پیروزی قانون بر وحشت‌پراکنی راست‌های افراطی  [2015 Sep] 
*عوامل مهم و تاثیرگذار در شکل دهی تحولات سیاسی- اجتماعی ایران امروز  [2015 Aug] 
*دفاع از حقیقت، پایداری بر یک پرنسیب [2015 Aug] 
*بمبگذاری در اردوگاه حزب کومله کردستان ایران محکوم است  [2015 Aug] 
*فردیت و جنسیت و مکانیزم های درون تشکیلاتی سازمان مجاهدین خلق برای تثبیت رهبری رجوی [2015 Jul] 
*سومين کنگرهء سکولار دموکرات های ايران؛ انتقادات و نکات قابل تأمل  [2015 Jul] 
*تغییرات جدید در قانون اقامت در آلمان  [2015 Jul] 
*مردسالاری شیعی و توهین یکی از آخوندها به ایرانیان از طریق تلویزیون حکومتی  [2015 Jun] 
*تحقیر خامنه ای توسط وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا  [2015 Jun] 
*بحران جهانیِ فرار و پناهندگی، نشانه‌ای از بحران سیاست جهانی  [2015 Jun] 
*تحولات سیاسی ترکیه؛ مقابله نئوعثمانیسم و سکولاریسم  [2015 Jun] 
*پاورپوینت آموزشی به زبان ساده؛ دلایل فرار و پناهندگی  [2015 May] 
*فرار یک زن برهنه از خودروی نیروی انتظامی، نقطه انفجار فردی و اجتماعی و پیامدهای آن  [2015 Apr] 
*اروپا چگونه پناه‌جویان را به کام مرگ می‌فرستد  [2015 Apr] 
*تلاش رهبران جمهوری اسلامی برای فرار از پیامدهای تفاهم هسته‌ای  [2015 Apr] 
*افزایش شمار پناه‌جویان در جهان و نگاهی به پراکندگی جغرافیائی ایرانیان پناه‌جو  [2015 Mar] 
*چرا مریم رجوی بر«تسلیح» ساکنین کمپ لیبرتی در عراق اصرار می کند، عواقب آن چیست؟  [2015 Mar] 
*علی خامنه‌ای در فرار از پاسخگوئی، منتقد نظام خود می‌شود  [2015 Feb] 
*محمد اقبال سخنگوی غیر رسمی سازمان مجاهدین خلق اتهام پراکنی می کند. پاسخ دهید!  [2015 Feb] 
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق، قسمت سوم و پایانی  [2015 Feb] 
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق (2 ) [2015 Feb] 
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق (1)  [2015 Feb] 
*مرگ افراد سازمان مجاهدین در عراق و لیبرتی؛ ابهامات و پرسش ها  [2015 Feb] 
*هیچ پناه جوئی از آلمان تا نیمه ژانویه 2016 به یونان اخراج نمی شود  [2015 Jan] 
*جنگ تبلیغاتی- روانی بر سر شمارِ تظاهرکنندگان «پِگیدا» در آلمان  [2015 Jan] 
*کمک های سخاوتمندانه و میلیونی سازمان مجاهدین خلق به «مزدوران وزارت اطلاعات» و چند سوال  [2015 Jan] 
*جایتکار خوب، جنایتکار بد!  [2015 Jan] 
*۱۲۷٫۰۲۳ تقاضای پناهندگی جدید در آلمان در سال ۲۰۱۴  [2015 Jan] 
*مشروط کردن کمک تسلیحاتی و آموزشی به پیشمرگان کورد در عراق به رعایت حقوق بشر  [2015 Jan] 
*قتل یک پناه جوی اریتره ای در شهر دِرِسدن آلمان [2015 Jan] 
*مسئولیت مسعود رجوی در حفظ جان ساکنین کمپ لیبرتی در عراق  [2015 Jan] 
*حذف مخالفین با شلیک به قلب آزادی بیان [2015 Jan] 
*تفاوت های مهاجر و پناه جو و پناهنده  [2014 Dec] 
*آتش زدن همزمان سه خوابگاه پناه جویان در آلمان  [2014 Dec] 
*نقدی مختصر به مقاله ی ایرج مصداقی «مسعود رجوی سه دهه فرار و ...»  [2014 Dec] 
*اتهام زنی بجای استفاده از راه کارهای قانونی؛ فرهنگ سرکوب مخالفین توسط سازمان مجاهدین خلق  [2014 Dec] 
*چرا رهبری سازمان مجاهدین خلق از اطلاع رسانی در مورد اعضا این سازمان در عراق و آلبانی خودداری می کند؟  [2014 Nov] 
*نگاهی سریع به پیام یازده آبان 1393 مسعود رجوی [2014 Nov] 
*شورای ملی مقاومت تشکیلاتی غیردمکراتیک و زائده سازمان مجاهدین [2014 Nov] 
*حکم دادگاه حقوق بشر اروپا در ممنوعیت اخراج یا بازگرداندن پناه جویان به یونان  [2014 Nov] 
*اتحادیه اروپا: ممنوعیت اخراج یا بازگرداندن پناه جویان به ایتالیا مشروط می شود  [2014 Nov] 
*اشک تمساح رژیم اسلامی ایران و حمله به مدافعان حقوق بشر  [2014 Oct] 
*درگیری شدید پلیس آلمان با نئونازی ها در شهر کلن  [2014 Oct] 
*ریحانه را بخاطر دفاع از زندگی و حقیقت اعدام کردند  [2014 Oct] 
*چراغ سبز امام جمعه اصفهان برای اسیدپاشی به زنان: ام‌القرای جهانیم یا بدتر از حرامسرا های قدیم؟  [2014 Oct] 
*پیشروی نیروهای خلافت اسلامی تا 12 کیلومتری فرودگاه بغداد و سوال از رهبری سازمان مجاهدین  [2014 Oct] 
*در باره «استعفای طبيعی و شرافتمندانه»  [2014 Oct] 
*انطباق فعال یا فرصت طلبی و بی پرنسیبی سیاسی؟ [2014 Oct] 
*اعدام، اهداف و انگیزه ها؛ به مناسبت روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام [2014 Oct] 
*فاجعه انسانی در کوبانی، نظاره گری قدرت های محلی و جهانی؛ مشارکت در جنایت  [2014 Oct] 
*کنترل مرزی در اتحادیه اروپا به مدت دو هفته با هدف دستگیری پناه جویان «غیر قانونی» [2014 Oct] 
*کاسبی و تجارت به نام پناه جویان؛ بد رفتاری و ضرب و شتم پناه جویان در کمپ های پناه جویان در آلمان [2014 Sep] 
*تغییرات جدید در زمینه قوانین مرتبط با پناهندگی در آلمان  [2014 Sep] 
*تشدید شرایط غیر انسانی کمپ های پذیرش پناه جویان تازه وارد در آلمان  [2014 Sep] 
*برجسته کردن نقش عوامل خارجی، برای توجیه مسئولیت گریزی شخصی یا تشکیلاتی  [2014 Sep] 
*تحقیر انسان در حکومت اسلامی در ایران؛ اراذل و اوباش واقعی چه کسانی هستند؟  [2014 Aug] 
*نگاهی به کنگره دوم سکولار دمکرات های ایران در شهر بوخوم  [2014 Aug] 
*بهبودی نسبی وضعیت حقوقی قبول شدگان پناهندگی به دلایل انسانی در آلمان  [2014 Aug] 
*جنایت بر علیه بشریت در غزه، برنده و بازندگان آن  [2014 Aug] 
*ضدیت رهبری مجاهدین خلق با آزادی بیان  [2014 Jul] 
*سالگرد عملیات «فروغ جاویدان» [2014 Jul] 
*نگاهی کوتاه و سریع به «گزارش 93» ایرج مصداقی [2014 Jul] 
*«خلق قهرمان ایران»! [2014 Jul] 
*برای رفع تکلیف! نگید که ما نگفتیم!  [2014 Jul] 
*پناهجویان در برلین در محاصره پلیس  [2014 Jul] 
*شکافِ بینِ نسل ها، چرا؟  [2014 Jul] 
*فرار به جلو به سبک رهبری مجاهدین [2014 Jun] 
*بیش از 75 هزار ایرانی پناه جو در سال 2013  [2014 Jun] 
*زمینه سازی کشتار ساکنین کمپ لیبرتی در عراق با بی مسئولیتی رهبری مجاهدین  [2014 Jun] 
*خطاب به احزاب، گروه ها، تشکل ها و شخصیت های ایرانی و ایرانیان مدافع حقوق انسان؛ سکوت خود را بشکنید!  [2014 Jun] 
*سقوط شهر موصل توسط «داعش» و وظیفه سازمان ملل و دولت امریکا در تامین حفاظت ساکنین لیبرتی در عراق [2014 Jun] 
*اهمیت شکستن «تابوی تجاوز» در مراحل پناهندگی در آلمان- نگاهی به یک تجربه  [2014 Jun] 
*فرار رهبری مجاهدین خلق از پاسخگوئی، با به جان هم انداختن خانواده ها  [2014 Jun] 
*دفاع از حق آزادی بیان مسیح علی نژاد  [2014 Jun] 
*«جنگِ نیابتی» به سبک رهبری سازمان مجاهدین خلق  [2014 May] 
*نامه سرگشاده به مریم رجوی: مسئولیت سلامتی برادران خود را با رهبری سازمان مجاهدین می دانیم  [2014 May] 
*چرا مریم رجوی به سوالات نمایندگان پارلمان کانادا پاسخ می دهد، اما به ایرانیان نه؟  [2014 May] 
*شلیک سلاح سبک به ساکنین لیبرتی، نشانی از وخامت بیشتر امنیت آنان  [2014 May] 
*دفاع از حقوق بشری میرحسین موسوی در دسترسی او به امکانات درمانی [2014 May] 
*درخواست گواهی کارشناسانه در مورد ریحانه جباری برای کشف حقیقت  [2014 Apr] 
*علی خامنه ای، ضدیت با ارزش های غربی یا ارزش های حقوق بشری؟  [2014 Apr] 
*ملحق شدن پدر و مادر به فرزندان بر اساس قانون اقامت آلمان  [2014 Apr] 
*یک سند بسیار با ارزش در مورد نوع نگاه اسلام به زن، به مرد و به انسان  [2014 Apr] 
*«خیانت به اعتماد» و پیامدهای فردی آن  [2014 Apr] 
*پناهندگی «سهمیه ای» یا بازاسکان مجدد چیست؟  [2014 Mar] 
*گزارش اعدام 2013 سازمان عفو بین الملل؛ برخی بخش های مرتبط با ایران [2014 Mar] 
*نگاهی به سالی که گذشت؛ ما یاد گرفتیم که آزاد بیاندیشیم و با صدای بلند حرفمان را بزنیم  [2014 Mar] 
*مسئولیت مضاعف رهبری سازمان مجاهدین خلق در خروج هرچه سریعتر ساکنین کمپ لیبرتی از عراق [2014 Mar] 
*آژانس اروپائی حقوق بنیادین: از هر سه زن یکی قربانی خشونت  [2014 Mar] 
*سایه روشن های انقلاب، نگاهی با فاصله پس از 35 سال به انقلاب 1357  [2014 Mar] 
*زنان مسلمان آلمانی داوطلب برای ازدواج در سوریه  [2014 Feb] 
*خودسوزی منجربه مرگ یک پناه جوی ایرانی در جنوب آلمان  [2014 Feb] 
*کنترل به دلیل رنگ پوست در آلمان؛ وقتی حکومت اقلیت ها را مرعوب می کند  [2014 Feb] 
*دادگاه بین المللی در آلمان در ارتباط با جنایت برعلیه بشریت  [2014 Feb] 
*مسعود رجوی، دفاع از آزادی بیان سلمان رشدی و سرکوب آزادی بیان مخالفین خود [2014 Feb] 
*سه دهه مرگ و کشتار، جنگ و آوارگی، فقر و فحشا، بیماریهای روحی-روانی، اعدام و تبعید و فرار و مهاجرت [2014 Feb] 
*شرمتان باد! [2014 Feb] 
*مریم رجوی از پاسخگوئی و پذیرش مسئولیت فرار می کند  [2014 Jan] 
*از حق پناهندگی شهاب اختیاری و زندگی او در امنیت دفاع کنید  [2014 Jan] 
*سوال از رهبری سازمان مجاهدین در باره گزارش یونامی و کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل از کمپ لیبرتی  [2014 Jan] 
*نامه سرگشاده به مریم رجوی؛ ما را از وضعیت برادرانمان مطلع کنید [2014 Jan] 
*در خواست پناهندگی 4.777 نفر ایرانی در سال 2013 از آلمان  [2014 Jan] 
*تهمت و توهین رهبری سازمان مجاهدین به خانواده های نگران بستگانشان در کمپ لیبرتی [2014 Jan] 
*اهمیت قرارداد دوبیلن 3 در امور پناهندگی در اتحادیه اروپا  [2014 Jan] 
*به کشتار ساکنین کمپ لیبرتی در عراق پایان دهید  [2013 Dec] 
*اداره خارجیان آلمان نمی تواند پول ماهیانه پناه جویان را به دلیل پرنکردن فرم بازگشت داوطلبانه کم کند [2013 Dec] 
*پایان اعتصاب غذا در لیبرتی، «پیروزی» یا شکست؟  [2013 Dec] 
*نقد سازمان مجاهدین، "دعوائی خانوادگی"، یا ضرورتی فرا سازمانی؟ [2013 Dec] 
*اهمیت پراکتیک مقوله حقوق بشر و پیوند آن با تحولات سیاسی در ایران [2013 Dec] 
*«حقوق شهروندی» حسن روحانی و مشخصات آن  [2013 Dec] 
*یک گزارش و شش تفاوت؛ نمونه ای از عدم لیاقت و بی سر و سامانی نظام جمهوری اسلامی  [2013 Nov] 
*مسئولیت سیاسی رهبری سازمان مجاهدین خلق در قبال «جان باختن» اعتصاب غذا کنندگان در کمپ لیبرتی [2013 Nov] 
*دادگاه عالی اتحادیه اروپا: ممنوعیت بازگرداندن پناه جویان به کشور دیگری در اتحادیه [2013 Nov] 
*اتهام زنی بی پایه و اساس رهبری سازمان مجاهدین خلق بر علیه جدا شدگان، منتقدین و مخالفین؛ نقض آشکار حقوق بشر  [2013 Nov] 
* فرار رهبری مجاهدین از مسئولیت خود در کشتار در اشرف [2013 Oct] 
*درخواست های سازمان عفو بین الملل از دولت ائتلافی آینده آلمان در مورد موضوع پناه جویان  [2013 Oct] 
*پایان موقت اعتصاب غذای پناه جویان در برلین  [2013 Oct] 
*قوانین پناهندگی و رفتار خود سرانه اداره های دولتی با پناه جویان در آلمان  [2013 Oct] 
*چرا اعدام نه! به مناسبت 10 اکتبر روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام  [2013 Oct] 
*چرا رهبری سازمان مجاهدین خلق در به جریان انداختن اقدامات قضائی برای شناسائی مسئولین گروگان گیری و کشتار در اشرف و لیبرتی تعلل می کند؟ [2013 Oct] 
*ستون «نظرات» جائی برای تقابل اندیشه ها یا محلی برای تخلیه خرده حساب های شخصی  [2013 Oct] 
*اعتصاب غذا در کمپ لیبرتی چرا؟ [2013 Oct] 
*مرگ حداقل 82 پناه جو در سواحل ایتالیا؛ بی عملی اتحادیه اروپا [2013 Oct] 
*رژیم جمهوری اسلامی دشمن آزادی اطلاعات و آگاهی  [2013 Sep] 
*حذف تصویر اتهام زننده ای که قرار بود بر علیه آن شکایت شود [2013 Sep] 
*درسی از انتخابات آلمان: شکست سیاسی و شجاعت در «پذیرش مسئولیت شخصی» [2013 Sep] 
*توهین، تهمت و اتهام بدون عقوبت قضائی نمی ماند [2013 Sep] 
*پرسش و پاسخ در مورد سازمان مجاهدین خلق ایران و سیاست های آن- قسمت دوم و پایانی [2013 Sep] 
*پرسش و پاسخ در مورد سازمان مجاهدین خلق ایران و سیاست های آن- قسمت اول [2013 Sep] 
*چرا؟... ؛ حال و روز درونی ام پس از کشتار در اشرف [2013 Sep] 
*مریم رجوی باید پاسخ دهد [2013 Sep] 
*کشتار اعضاء سازمان مجاهدین خلق ایران در قرارگاه اشرف، مصداق «جنایت بر علیه بشریت» [2013 Sep] 
*گرم شدن فعالیت های انتخاباتی در آلمان و تلاش برای جلب جوانان [2013 Aug] 
*تهدید به قتل ایرج مصداقی و تائید آن توسط مهدی ابریشمچی نماینده سازمان مجاهدین خلق در شورای ملی مقاومت ایران [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت نهم و پایانی  [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت هشتم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت هفتم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت ششم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت پنجم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت چهارم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت سوم [2013 Jul] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت دوم [2013 Jul] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت اول [2013 Jul] 
*68 سال پس از جنگ جهانی دوم، در جستجوی جنایتکاران  [2013 Jul] 
*کمپین سازمان عفو بین الملل برعلیه وضعیت وخیم پناه جویان در یونان  [2013 Jul] 
*یک پرسش ساده و یک پاسخ کوتاه [2013 Jul] 
*ساکنان کمپ لیبرتی در عراق گروگان سیاست بازی رهبری مجاهدین؟ [2013 Jul] 
*نگاهی به «بیانیه تفضیلی شورای ملی مقاومت ایران- 7 تیر 1392» [2013 Jul] 
*توقف اخراج یک پناه جوی ایران در آخرین دقایق با پادرمیانی مستقیم وزیر کشور آلمان  [2013 Jun] 
*کارخانه «مزدور» سازی سازمان مجاهدین خلق چگونه عمل می کند؟ [2013 Jun] 
*روز جهانی پناهندگان؛ پناه جویان ایرانی و پراکندگی آنها در جهان [2013 Jun] 
*مسئولیت کشتار مجاهدین خلق مستقر در عراق در کمپ لیبرتی با چه کسانی است؟ [2013 Jun] 
*پیام «انتخاب» روحانی؛ سیاست مهار و تغییر کنترل شده [2013 Jun] 
*مصوبه پارلمان اروپا در زمینه یکسان سازی سیستم پناهندگی اروپائی [2013 Jun] 
*نگاهی به یک "عکس دسته جمعی" و سخنی با آقایان روحانی، قصیم و یغمائی [2013 Jun] 
*نمایشگاه نقاشی های میر حسین موسوی در برلین و به فراموشی سپردن مسئولیت های پیشین او در نقض حقوق بشر [2013 Jun] 
*موضع گیری شورای ملی مقاومت ایران در مورد استعفای آقایان محمد رضا روحانی و کریم قصیم؛ فرار از پاسخگوئی  [2013 Jun] 
*تعهدات ده گانه مريم رجوی برای ايران آزاد فردا و طرح چند سوال [2013 Jun] 
*چرا "انتخابات" رژیم مغایر با موازین حقوق بشر و یک مردم فریبی است؟ [2013 Jun] 
*اطلاعیه کمیسیون قضائی شورای ملی مقاومت ایران در مورد اسماعیل یغمائی، گواه عدم استقلال و عدم تخصص [2013 Jun] 
*اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران در مورد اسماعیل وفا یغمائی و چند سوال [2013 Jun] 
*نتایج آخرین سرشماری جمعیت در آلمان [2013 Jun] 
*خشونت کلامی سازمان مجاهدین و وابستگان آن، چرا؟ [2013 May] 
*جمهوری دمکراتیک اسلامی یا "جمهوری دمکراتیک، سکولار و غیر هسته ای"؟  [2013 May] 
*مهاجران تازه وارد به آلمان پیوسته از سطح تخصصی بالاتری برخوردارند  [2013 May] 
*فشرده ی گزارش 2013 عفو بین الملل در باره اعدام: ایران و چین در صدر [2013 May] 
*سخنان نژاد پرستانه و توهین آمیز علی خامنه ای بر علیه مردم اروپا و سکوت رهبران سیاسی اروپا [2013 May] 
*نگاهی به نوشته محمد هادی: "مصداقی، مُبصر کلاس اپوزیسیون" [2013 May] 
*سخنان نژاد پرستانه و توهین آمیز علی خامنه ای بر علیه مردم اروپا و سکوت رهبران سیاسی اروپا [2013 May] 
*سیاست «سکوت» اطلاع رسانی سازمان مجاهدین خلق در قبال اعزام انتقال مجاهدین به آلبانی، چرا؟ [2013 May] 
*انواع قبولی پناهندگی در آلمان، یکسانی ها و تفاوت ها  [2013 May] 
*نگاهی به پیام مسعود رجوی به خامنه ای و رفسنجانی [2013 May] 
*نگاهی به نامه سرگشاده ایرج مصداقی به مسعود رجوی [2013 May] 
*مشخصه های سیستم کیش شخصیت و اهمیت درک آن برای فعالین ایرانی  [2013 Apr] 
*افزایش 17 درصدی صدور تسلیحات در جهان، مرگ سالیانه 500 هزار نفر از طریق سلاح های مختلف  [2013 Mar] 
*شرایط سختگیرانه تر در پذیرش پناهندگی به دلایل مذهبی در آلمان  [2013 Mar] 
*مسئولیت کشته شدن اعضاء سازمان مجاهدین خلق در "اردوگاه آزادی" با دولت عراق و سازمان ملل متحد می باشد  [2013 Feb] 
*سالگرد آزاد سازی اردوگاه مرگ آشویتس، یک فیلم مستند بر اساس مصاحبه با فیلمبردار ارتش سرخ  [2013 Jan] 
*افزایش تقریبا 30 درصدی ایرانیان پناه جو در آلمان در سال 2012  [2013 Jan] 
*توصیه هائی در مورد پناهندگی در آلمان و آشنائی با سختی های پیش رو  [2012 Dec] 
*روز جهانی حقوق بشر؛ آیا اتحادیه اروپا لیاقت دریافت جایزه حقوق بشر را دارد؟  [2012 Dec] 
*دستمزد و هزینه های وکیل در دعاوی مربوط به درخواست پناهندگی یا اقامت در آلمان  [2012 Dec] 
*نه به زندانی کردن پناه جویان در مرزهای اروپا [2012 Dec] 
*حکم دادگاه عالی اداری: پلیس در آلمان اجازه ندارد کسی را به دلیل رنگ پوستش کنترل کند  [2012 Nov] 
*راهپیمائی اعتراضی پناه جویان در آلمان؛ دستاوردها و چشم اندازها  [2012 Oct] 
*موضوع "حق تعیین سرنوشت" و فقر نیروهای سیاسی ایران*  [2012 Sep] 
*حکم دادگاه حقوق بشر اروپائی در ارتباط با پناهندگی به دلایل مذهبی [2012 Sep] 
*تست جدائی و طلاق، بر اساس تجربه و کار عملی و تخصصی با ایرانیان ساکن در آلمان  [2012 Sep] 
*مشکلات روحی- اجتماعی ایرانیان پناه جو و پناهنده در آلمان / یک بررسی تحقیقی- تحلیلی [2012 Aug] 
*گسترش اعتراضات پناهجویان در آلمان، با پیشتازی پناهجویان ایرانی، برعلیه شرایط غیر انسانی زندگیشان  [2012 Jul] 
*نقدی بر گزارش سالانه نقض حقوق بشر [2012 Apr] 
*از حق شهروندی افغانستانی ها و افغانستانی تباران ساکن در ایران دفاع کنیم!  [2012 Apr] 
*خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق؛ پایان یک استراتژی و چالش های پیش رو  [2012 Feb] 
*حکم دادگاه اداری شهر گیسن در آلمان در باره قبولی پناهندگی یک پناهجوی عرب ایرانی  [2012 Feb] 
*نگاهی به گزارش سال 2011 بخش مددکاری اجتماعی مرکز یاری های پزشکی در امور پناهجویان در شهر بوخوم آلمان [2012 Feb] 
*استثمار جدید و پشت پرده "اعجاب کار و اشتغال" در آلمان  [2012 Jan] 
*افزایش 35 درصدی ایرانیان پناهجو در آلمان در سال 2011  [2012 Jan] 
*بانک اطلاعاتی احکام مرتبط با امور پناهندگی در رابطه با ایران  [2012 Jan] 
*چرا یک هنرمند سرشناس در قبال سانسور در کشورش سکوت میکند؟ [2012 Jan] 
*بانک اطلاعاتی ویزای شنگن برای کنترل اسامی و اثر انگشت  [2011 Dec] 
*دادگاه عالی اروپا: ممنوعیت بازگرداندن پناهجویان به کشور دیگری در اتحادیه  [2011 Dec] 
*تقسیم و انتخاب محل زندگی پناهجویان در آلمان  [2011 Dec] 
*ارسال تسلیحات از آلمان برای قذافی در زمان تحریم تسلیحاتی؟ / نقش رسانه ها در روشن کردن افکار عمومی  [2011 Nov] 
*نقدی بر مقاله « قتل ناموسی برگی خونین از روایت ستم بر زنان» [2011 Oct] 
*ی به وضعیت سکونتی پناهجویان در آلمان در هایم(کمپ) های پناهندگی  [2011 Oct] 
*محکومیت اعدام معمر قذافی از زاویه حقوق بشری  [2011 Oct] 
*دوم آگوست، یادبود کشتار و نسل کشی کولیها توسط آلمان هیتلری  [2011 Aug] 
*تغییرات جدید در قانون اقامت آلمان از اول ماه یولی 2011  [2011 Jul] 
*سیاست پناهندگی اتحادیه اروپا: «فروش حقوق بشر و خیانت به حقوق بشر» [2011 Jun] 
*سرکوب و کشتار ساکنین اردوگاه اشرف، یک نقض آشکار حقوق پناهندگان و حقوق بشر است  [2011 Apr] 
*مصوبات جدید پارلمان آلمان در زمینه امور خارجیان  [2011 Mar] 
*«ویراست دوم منشور جنبش سبز»، تاکیدی مجدد بر وفاداری به نظام جمهوری اسلامی  [2011 Feb] 
*«جنبش سبز»، جنبش «مصون سازی نظام از سقوط و انحطاط»  [2011 Feb] 
*توقف اخراج پناهجویان از آلمان به یونان به مدت یک سال  [2011 Jan] 
*افزایش 111 درصدی ایرانیان پناهجو در آلمان در سال 2010  [2011 Jan] 
*تحریم آمرین جنایت در ایران گامی بزرگ به جلو، اما ناکافی و سوال برانگیز  [2010 Sep] 
*لایحه حمایت از خانواده «حمایت از مردسالاری» و آپارتاید جنسی؟  [2010 Aug] 
*60 کیلومتر اتوبان در تصرف «اراذل و اوباش و مصادیق آشکار فسق و فجور» یا دوستداران زندگی؟ [2010 Jul] 
*پیام فرزاد کمانگر و شیرین علم هولی؛ مقامت، مقاومت، مقاومت  [2010 May] 
*اهمیت رعایت اصل اطلاع رسانی موثق و پرهیز از تیترسازی های جنجالی [2010 Mar] 
*آمار اخراج پناهجویان از آلمان در سال 2009؛ تعداد اخراج به مقصد ایران: 149 نفر  [2010 Feb] 
*شلیک مرگبار به "ندا آقا سلطان" و پیامدهای انتشار اشتباه یک عکس برای "ندا سلطانی"  [2010 Feb] 
*چند سوال و ابهام در مورد بيانيه «پشتيبانان سکولار جنبش سبز ایران» [2010 Jan] 
*غربت یا غریبه گی؟  [2010 Jan] 
*اشاره ای به چند ویژه گی سازمان مجاهدین خلق و نقدی بر نظرات ایرج مصداقی [2009 Dec] 
*مراحل درخواست پناهندگی در آلمان؛ پناهندگی به چه کسی تعلق می گیرد؟  [2009 Dec] 
*احترام و وفاداری به خمینی، مرز جدا کننده وفادارن به نظام با وفاداران به جنبش آزادیخواهی  [2009 Dec] 
*خاکسپاری دوباره و ادای احترام به "ویکتور خارا" ، هنرمند مردمی شیلی پس از 36 سال  [2009 Dec] 
*استعفاء وزیر سابق دفاع آلمان؛ یک نمونه مقایسه در مورد دروغ و بی کفایتی مسئولین در آلمان و رژیم ج. ا  [2009 Nov] 
*گزارش تلویزیون کانال یک تلویزیون آلمان از فرار روزنامه نگاران از ایران بدلیل فشار و سرکوب  [2009 Nov] 
*چگونه میتوان "میزان وثوق" فیلم های خبری از ایران بر روی اینترنت را افزایش داد؟  [2009 Nov] 
*نمونه گیری آماری مربوط به مسیر خروج پناهجویان ایرانی تا ورود آنان به آلمان  [2009 Nov] 
*13 آبان روز دانش آموز یا روز اشغال سفارت آمریکا؛ مرزهای فرصت طلبی در سیاست و مبارزه حقوق بشری [2009 Nov] 
*نابودی اسناد و مدارک، اقدام جدید رژیم جمهوری اسلامی برای مسکوت نگه داشتن جنایاتش  [2009 Sep] 
*در مقابل جنایت تجاوزکاران در زندانهای جمهوری اسلامی، سکوت را بشکنید!  [2009 Aug] 
*تفاوت های جنبش سبز با جنبش آزادیخواهی مردم ایران  [2009 Aug] 
*دفاع از جان و امنیت و حقوق پناهندگی اعضاء و وابستگان سازمان مجاهدین مستقر در عراق، وظیفه ای انسانی  [2009 Jul] 
*حکم دادگاه اداری فرانکفورت برای بازگرداندن پناهجوی ایرانی اخراجی به یونان  [2009 Jul] 
*گزارش تلویزیون آلمان؛ تجهیزات و تکنیک پیشرفته ساخت آلمان در خدمت احمدی نژاد برای سرکوب مردم ایران  [2009 Jul] 
*چگونه میتوان "میزان وثوق" فیلم های خبری از ایران بر روی اینترنت را افزایش داد؟  [2009 Jun] 
*دستور خروج خبرنگاران خارجی از ایران؛ زمینه سازی یک سرکوب و کشتار گسترده؟  [2009 Jun] 
*رسیدن به آزادی از خِلال جنگ ایدئولوژیک در درون رژیم جمهوری اسلامی تا کجا واقعی است؟ [2009 Jun] 
*چرا "انتخابات" رژیم مغایر با موازین حقوق بشر و یک مردم فریبی است؟  [2009 Jun] 
*آمار اخراج پناهجویان از آلمان در سال 2008؛ تعداد اخراج به مقصد ایران: 113 نفر  [2009 Jun] 
*نگاهی به تاریخچه "حق پناهندگی" درقانون اساسی آلمان و تغییرات داده شده در آن  [2009 May] 
*«نه بخشش و نه فراموشی» ؛ مبارزه جهانی برای به مجازات کشاندن جنایتکاران  [2009 May] 
*«ریخت و پاش ١٢ میلیارد تومانی در همایش ایرانیان خارج از کشور»؛ دوستان احمدی نژاد چه کسانی هستند؟  [2009 May] 
*تجاوز به حریم شخصی مردم تحت نام «پاکسازي خانه های مجردی»، نمونه جدیدی از «اوباش گری حکومتی» [2009 May] 
*"مرحله رسیدگی ویژه به درخواست پناهندگی در فرودگاه های آلمان" یعنی چه و چگونه انجام میشود؟  [2009 Apr] 
*بازگشت دادن 65 پناهجوی ایرانی در سال 2008 از طرف دولت آلمان به دیگر کشورهای عضو قرارداد شنگن [2009 Mar] 
*باز پس گیری و لغو موقعیت پناهندگی 1596 ایرانی در آلمان طی سال 2008  [2009 Mar] 
*انتگراسیون و نقض حقوق بشر!  [2009 Feb] 
*"اقامت مستقل از همسر"، راهی برای پایان دادن به شرایط غیر قابل تحمل در ازدواج های اجباری [2009 Jan] 
*وقتی سرکونسولگری رژیم در آلمان، به ادارات آلمانی درس  [2008 Nov] 
*چرا اعدام نه! [2008 Oct] 
*گزارشی از جلسه سخنرانی در رابطه با سی سال نقض حقوق بشر در ایران [2008 Sep] 
*پیشگیری از یک فاجعه انسانی ؛ دفاع از امنیت مجاهدین خلق درعراق یک وظیفه حقوق بشری است  [2008 Sep] 
*اعتراضات مردم مشهد بر علیه گرانی [2008 Jun] 
*خمینی مرد اما همچنان میراث پلید او بر سر مردم ایران گرد مرگ و بی اعتمادی و آوارگی را می پراکند [2008 Jun] 
*فشار اداره خارجیان برای تهیه پاس ایرانی؛ یک اقدام " نرمال اداری" یا پهن کردن دام برای پناهجویان؟ [2008 May] 
*دهه زجر و ارمغان جمهوری اسلامی برای مردم ایران: [2008 Jan]