پرسش و پاسخ در مورد سازمان مجاهدین خلق ایران و سیاست های آن- قسمت اول
حنیف حیدرنژاد

 

توضیح: پس از انتشار مقالات "نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد"، آقای "هومن زاهد حزیم"  (اسم مستعاری که ایشان برای خود انتخاب کرده، زیرا مایل نیست اسم اصلی اش منتشر شود) در تماس با من ابراز علاقه کردند که برای برطرف شدن برخی ابهامتی که در باره ی سیاست های سازمان مجاهدین در ذهن خود با آن درگیر هستند، سوالاتی را با من در میان بگذارند. ایشان  19سوال را برای من ارسال کردند. در نیمه راه پاسخ به سوالات مناسب دیدم که این پرسش و پاسخ ها انتشار عمومی پیدا کند. پس از تماس با آقای "هومن زاهد حزیم" و کسب موافقت از ایشان، اینک قسمت اول این پرسش و پاسخ ها منتشر می شود. از ایشان برای طرح این سوالات ممنونم و مطمئنم که این سوالات یا سوالات مشابه، سوالات بسیاری دیگر از ایرانیان نیز می باشد.

من عمیقا بر این باورم که یک دلیل عمده ی بسیاری از مشکلات سیاسی- اجتماعی در جامعه ایران (چه در بین گروه های سیاسی یا در متن جامعه و یا در ارتباط با حکومت کنندگان) به این موضوع بر می گردد که مردم ما شجاعت طرح سوال و پرسش کردن و اظهار نظرکردن و نیز شجاعت نقد کردن را نیاموخته اند و بطور سیستماتیک نیز از آن منع شده یا در صورت مطرح کردن نظر خویش نیز تجربه کرده اند که به اشکال مختلف و در سطوح مختلف (خانواده، محیط کار و تحصیل و یا در جامعه) با آن مقابله می شود، از جمله به روش های زیر: سرکوفت، تهدید، تحقیر، اتهام زنی، تمسخر، ترور شخصیت، زندان و شکنجه و نهایتا حذف فیزیکی. نتیجه چنین سیاسیتی در دراز مدت نیز "خود سانسوری" بوده است. به نحوی که متاسفانه اکثریت بزرگی از آنانی که در خارج  از ایران و در کشورهای آزاد و امن زندگی می کنند نیز توان عصیان و سرکشی فکری و شجاعت آزاد اندشیدن، آزاد سخن گفتن و  آزاد نوشتن و آزاد نقد کردن... را نیز از خود یا دیگران دریغ می کنند.

انتشار این پرسش و پاسخ ها قدمی است در راه تشویق و احترام به حق آزادی فکر و اندیشه. امیدوارم محتوای همین پرسش و پاسخ مورد نقد قرار گرفته یا تکمیل شده یا در زمینه های دیگر ادامه پیدا کند.

امیدوارم این پرسش و پاسخ بویژه به نسل جوان ایران مبنائی را منتقل کند که به دور از تبلیغات رژیم جمهوری اسلامی یا سازمان مجاهدین خلق، از "زاویه ای دیگر" به این سازمان نگاه کنند. نگاهی تحلیلی که البته نسبی بوده و تلاش شده تا حتی الامکان غیر جانبدارانه بماند.

پرسش ها ی مطرح شده هیچ دسته بندی یا انسجام مشخصی نداشته است و به همان ترتیبی که مطرح  شده بوده، به آن پاسخ داده شده است.

***

قسمت اول

چرا سازمان مجاهدین تمایلی به پاسخ دادن به پرسش های منتقدان در مورد کارنامه ی سیاسی ـ نظامی و مالی ـ تشکیلاتی خود طی سه دهه ی گذشته ندارد؟

پاسخ: لازمه "پاسخ دادن" به سوالات، در هریک از زمینه هائی که مطرح کردید  پذیرفتن اصل "پاسخگوئی و پذیرفتن اصل "شفافیت" نسبت به بیرون است. سازمان مجاهدین خلق خود را "موظف" به پاسخگوئی به کسی یا مرجعی نمی داند و ورود به بسیاری مسائل، از جمله امور مالی را به "دلایل اطلاعاتی- امنیتی" و برای آنکه منابع مالی این سازمان شناخته نشده و از سوی رژیم جمهوری اسلامی آسیب نبینند، به "زمان مناسب" در آینده ارجاع می دهد.

به همین دلایل "اطلاعاتی- امنیتی"، طرح "پرسش" از سوی مردم، منتقدین یا رسانه های آزاد را هم نمی پذیرد و تنها در رسانه های خود و یا در برخی جلسات کنترل شده حاضر می شود که در آن ها به برخی از موضوع ها وارد شده و بسیار کلی به سوالات پاسخ دهد و از ورود به جزئیات شانه خالی می کند.

بطور خلاصه عدم تمایل سازمان مجاهدین به پاسخگوئی در موارد فوق ناشی از آن است که این سازمان یک تشکیلات دمکراتیک نیست و نمی تواند به استانداردهای شناخته شده در این مورد پایبند باشد. مثالی می زنم:

در آلمان احزاب و سازمان های دمکراتیک موظفند که تمام عایدی و هزینه های خود را با ذکر منابع مالی و لیستِ هزینه ها تهیه کنند. برخی از این احزاب یا سازمان های غیر دولتی گزارشات خود را انتشار عمومی داده یا حتی در اینترنت منتشر می کنند. برخی دیگر آن را انتشار عمومی نداده، اما در صورتی که اعضاء، تمایل داشته باشند می توانند به آن دسترسی داشته باشند. به هر حال در مجمع عمومی (سالیانه یا دو سال یک بار)، مسئول امور مالی و خزانه داری موظف است گزارش کار خود را داده و به سوالات پاسخ دهد. همه این ها نیز نهایتا توسط اداره مالیات کنترل شده و در صورت تخلف، مراجع قضائی می توانند اقدامات قانونی لازم را برای کنترل دفاتر مالیاتی به اجرا بگذارند.

در زمینه سیاسی یا تشکیلاتی نیز رسانه های عمومی بیست و چهار ساعت (به معنی واقعی کلمه) احزاب و سیاستمداران را زیر نظر داشته و هر گاه که لازم باشد با آنها مصاحبه کرده یا در مورد آنها گزارش های انتقادی تهیه می کنند. حاشیه روی، کلی گوئی یا فرار از انجام مصاحبه یا فرار از  پاسخ به سوالات از سوی سیاستمداران و احزاب سیاسی، دلیل واضحی خواهد بود که آنها احتمالا "ریگی در کفش" دارند و همین می تواند یک رسوائی را به دنبال داشته و باعث ضربه به آن حزب سیاسی یا سیاستمدار گردد.

نتیجه اینکه: وقتی احزاب سیاسی و سیاستمداران به "رای" مردم نیازمند باشند، نمی توانند به آنها پاسخگو نباشند وگرنه دور بعد، انتخاب نخواهند شد. سازمان مجاهدین خلق مشروعیت خود را "ایدئولوژیک" می داند و در چنین دیدگاهی نه تنها "رای" و نظر مردم ارزش تعیین کننده ندارد، بلکه این مردم هستند که باید از این سازمان و ایدئولوژی آن پیروی کنند و خود را با آن "تنظیم" کنند.

آیا مجاهدین انحصارطلب اند؟ چرا؟

پاسخ: اگر انحصار طلبی را در ارتباط با "قدرت" سیاسی در نظر بگیریم، بله، سازمان مجاهدین خلق "انحصار طلب" است. اگر چه رهبری آنها به استناد اساسنامه ی شورای ملی مقاومت یا در بیانیه ها و سخنرانی های مختلف از پولورالیسم و تکثرگرائی در سیاست سخن می گویند، اما برای مثال نحوه اداره ی برنامه ی تلویزیونی سیمای آزادی، "تلویزیون ملی ایرانیان" نشان می دهد که آنها تنها به پیشبرد علائق و اهداف ایدئولوژیک و سازمانی خود توجه دارند. آنها با وجود تاکید بر صفت "ملی" و فرا سازمانی، در عمل جائی برای حضور دگراندیشان و دیگر نیروها باقی نمی گذارند.

جدا شدن بسیاری از احزاب و تشکل های سیاسی و افراد منفرد در سی سال گذشته از شورای ملی مقاومت نشان می دهد که سازمان مجاهدین انتظار دارد که دیگر نیروها "هژمونی" او را بپذیرند. مقالات و مصاحبه های مختلف دو عضو مستعفی شورای ملی مقاومت، آقایان محمدرضا روحانی و کریم قصیم نیز به خوبی نشان می دهد که سازمان مجاهدین و مسئول آن، آقای مسعود رجوی در بسیاری موارد "قانون شکنانه" رفتار کرده اند. عدم پایبندی به تعهدات و قوانین مورد توافق در شورای ملی مقاومت، دلیل روشنی بر انحصار طلبی این سازمان است.

چرا گرایش سازمان مجاهدین به مذهب پس از انقلاب بیش تر شده است؟

پاسخ: مذهب شیعه که سازمان مجاهدین آن را سرچشمه ایدئولوژیک خود می داند بر "اطاعت" و "پیروی" و "تقلید" بسیار تاکید دارد. "تقدس" در آن بسیار پر رنگ است. به سلسله مراتبی بر اساس صلاحیت ایدئولوژیک معتقد است که "امام" یا رهبرعقیدتی در رأس آن قرار داشته و اعضاء و هوادارن موظفند از او پیروی و اطاعت (مطلق) کنند. شکست های سیاسی- استراتژیک – نظامی سازمان مجاهدین خلق در اوائل دهه شصت، مسعود را رجوی را بر آن داشت که بجای تاکید بر "جنبه دموکراتیک" در رهبری این سازمان، جنبه سانترالیزم آن را قوی تر کند. با این تغییرات، که از سال 1363 و  1364 (انقلاب ایدئولوژیک) شروع شد، نقش رهبری یگانه  و"خاص الخاص" مسعود رجوی بیشتر و بیشتر شد. به این ترتیب او از پاسخگوئی، حتی در مناسبات درونی این سازمان در سطح دفتر سیاسی و کمیته مرکزی نیز طفره رفت. تقویت جنبه های مذهبی، و "تقدس" رهبری مسعود رجوی، راهی بود برای آنکه مسعود رجوی جائی برای "اما و اگر" از سوی هیچ کس در تشکیلات باقی نگذارد. به این ترتیب او با تقویت جنبه های مذهبی از پاسخگوئی و قبول مسئولیت فرار کرد و با روش های روانی- ایدئولوژیک (انقلاب ایدئولوژیک- سال 1368) مسئولیت شکست های سیاسی- استراتژیک- نظامی را بر دوش اعضاء این سازمان انداخت.  

 دلیل اغراق گویی سازمان مجاهدین در آمارهای مختلف که ارائه می کنند چیست؟

پاسخ: سازمان مجاهدین معتقد است که در دنیای سیاست اصل بر"توازن قوا" است. برای این سازمان مشروعیت یا حمایت مردمی، مسئله اول و تعیین کننده نیست، بلکه مهم این است که یک نیرو، یک حزب یا یک دولت چقدر "زور و قدرت" دارد. ( قدرت مالی- نظامی، نیروئی و تبلیغی). با این دیدگاه، سازمان مجاهدین معتقد است "بزرگ نمائی" می تواند باعث شود تا قدرت های بین المللی در توازن قوا بر روی این سازمان بیشتر حساب باز کرده و یا حداقل نتوانند آن را در معادلات سیاسی مربوط به ایران نادیده بگیرند. در واقع در چنین دیدگاهی اتکاء به مردم جائی ندارد، بلکه مردم، وسیله و ابزار دیده می شوند.

این سازمان همچنین با بزرگ نمائی تلاش دارد، دشمن و رقبای سیاسی خود را مقهور کند. در رابطه با رسانه ها نیز تلاش می کند، بزرگ نمائی را به عنوان دلیلی برای محبوبیت در بین مردم نشان دهد. برای مثال در رابطه با سخنرانی ها و مراسمی که این سازمان برگزار می کند، سازمان مجاهدین از دادن اعداد دقیق خودداری کرده، اما از قول این یا آن خبرگزاری (که خودِ این سازمان برای آنها اطلاعیه فرستاده است) ادعاهائی بسیار بزرگ را مطرح می کند. (شرکت بیش از 100 هزار نفر در سخنرانی مریم رجوی در پاریس). حال آنکه ظرفیت تعداد شرکت کننده در سالن های بزرگ یا کوچک در اروپا یا دیگر کشورهای غربی مشخص است و صاحبان این سالن ها موظف به رعایت استانداردهایئ به لحاظ ایمنی، برای کنترل ورود و خروج شرکت کنندگان می باشند. همچنین پلیس برای رعایت امنیت یک سخنرانی و حل و فصل امور ترافیک باید از قبل، پیش بینی های لازم از تعداد شرکت کنندگان را داشته باشد تا بتواند بر اساس آن نیروی لازم برای کنترل های مورد نظرش را سازماندهی کند.

با وجود این بدیهیات، ارقام سرسام آوری که سازمان مجاهدین اعلام می کند حاکی از آن است که این سازمان به شعور مردم توهین کرده و آنها را فاقد قدرت تشخیص اینگونه مسائل می داند.

تا آنجا که به سخنرانی های چند ده هزار نفره ی ادعائی سازمان مجاهدین بر می گردد باید تاکید کرد که نیروهائی که برای چنین "شو" هائی با صرف هزینه های بسیار بالا و از کشورهای مختلف جمع آوری می شوند از نظر این سازمان "سیاهی لشکر و نیروی یک بار مصرف" تلقی شده که با روش و تاکتیک های مختلف جذب می شوند و درصد قابل توجهی از آنان نیز ایرانی نمی باشند. در این چنین دیدگاهی، به "انسان" تنها به مثابه یک وسیله و ابزار نگریسته می شود.

 چرا از سال 60 تاکنون یک اثر قابل توجه فکری در سازمان مجاهدین نوشته نشده است؟ آیا مجاهدین فعالیت فکری را حتی در زمینه های مورد علاقه ی دینی و سیاسی خود تعطیل کرده اند؟

پاسخ: یک اثر فکری، محصول شرایطی است که صاحب فکر و اندیشه بتواند آنچه را که در ذهن دارد (نوشته، فیلم، موزیک، شعر، نقاشی و...) آزاد و فارغ از محدودیت های محیط تولید کند. سازمان مجاهدین یک تشکیلات ایدئولوژیک است. در این تشکیلات "رهبر عقدیتی"، یعنی مسعود رجوی، حرف اول و آخر را در همه زمینه ها می زند. بنابر این، در سازمان مجاهدین تنها تولیدِ آن نوع اثر فکری مجاز می باشد که در تائید نظرات رهبر عقیدتی باشد. دیگر کادرها و اعضاء این تشکیلات، تنها "نیروهای اجرائی" در خدمت رهبر عقیدتی  هستند و به مثابه بازوی آن عمل می کنند. این افراد هرچقدر هم که توانمندی یا استعداد در زمینه های مختلف تئوریک، استراتژیک، ادبی و... داشته باشند، نمی توانند در مقابل "رهبر" عرض اندام کنند. هر نوع نقد یا دگر اندیشی نیز با "تبیه تشکیلاتی" و "خلع رده" پاسخ داده خواهد شد.

 دلیل ایجاد کیش شخصیت پیرامون مسعود رجوی چیست؟ آیا ضرورت یا نیازی را جهت پیشبرد امر مبارزه پاسخ می دهد؟

پاسخ: کیش شخصیت به "رهبر عقیدتی" نوعی تقدس می دهد. هرچه که "رهبر" بگوید و انجام دهد درست است و جائی برای سوال و چون و چرا یا نقد رفتار و عملکرد از او باقی نمی گذارد. بر اساس کیش شخصیت، مسعود رجوی رهبر "خاص الخاص" مجاهدین است. در تفکر مجاهدین برای "نقطه رهبری" "قانون" دیگری وجود دارد که به دیگران مربوط نمی شود. در ارتباط با رهبر خاص الخاص، دیگران فقط می توانند "پیرو و مقلد" باشند. اگر توده ی پیرو، دلیل رفتار یا حرفی از رهبر عقیدتی را نفهمند، اشکال به آنها وارد است و باید به خود شک کنند. اصلا برای فهم "علت" یک حرف یا تصمیمِ رهبر عقیدتی باید منتظر ماند تا زمان بگذرد. توده ی پیروِ رهبر به دلیل عقب افتادگی و فاصله "نوری" با جایگاه رهبرعقیدتی نمی توانند، و نباید هم که بتوانند بفهمند که رهبر چه می گوید. آنها باید خود را چشم بسته به او "بسپارند" و مطیع باشند.

با این توضیحات می توان درک کرد که دامن زدن به "کیش شخصیت" از سوی این  سازمان چندین  کارکرد دارد: رقبای سیاسی در درون تشکیلات در سطوح رهبری را منزوی کرده و حذف آنها را ساده می کند. رهبر را در هاله ای از تقدس قرار می دهد و پس از آن، زیر سوال بردن او می تواند برابر با "خیانت" یا "گناه" تعبیر شود. حس اعتماد به نفس را در توده ی پیرو و هوادار گرفته و آنها را "قائم به رهبر" می کند و قدرت تصمیم گیری مستقل را از آنها سلب می کند. میزان دوری و نزدیکی، یا به زبان مجاهدین، میزانِ "وصل" بودن به رهبر است که ملاک صلاحیتِ کادرها می شود. در این دستگاه و سیستمِ کیش شخصیت، برنامه، اساسنامه، کشور، منافع ملی، خلق قهرمان و...  همه و همه تابعی از رهبر شده و در شعار "ایران رحوی، رجوی ایران" خلاصه شده و تبلور می یابد. حتی "خون شهیدان و رنج اسرا" هم در رهبر است که "گره" می خورد. اوست که صاحب این جان ها و خون هاست.

نهایتا آنکه در پناهِ کیش شخصیت و تقدس ساخته و پرداخته شده در اطراف آن، رهبرعقیدتی به هیچ کس پاسخگو نیست و کسی هم جرعت سوال و طرح پرسش از او را به خود راه نمی دهد.

دامن زدن به کیش شخصیت نه تنها به "ضرورتی" در امر مبارزه پاسخ نمی دهد، بلکه از آنجا که "رهبری خاص الخاص" مسعود رجوی و انقلاب ایدئولوژیکِ او باعث جدا شدن صدها تا هزاران نفر از سازمان مجاهدین شده است، این سیاست عملا به مبارزه برعلیه رژیم جمهوری اسلامی آسیب رسانده، سازمان را حداقل در دو دهه و نیم گذشته به لاک دفاعی فرو برده و درگیر بحران های خود ساخته نموده است. همچنین هیچ کدام از پیامدهایی که فوقا به آن اشاره شد نه تنها به امر مبارزه برعلیه جمهوری اسلامی کمکی نکرده است، بلکه تنها هدف و دستاورد آن تحکیم قدرت بلامنازعه ی مسعود رجوی در سازمان مجاهدین بوده است.

 نحوه ی برخورد سازمان مجاهدین با مقوله ی شکست از سال 60 تاکنون چگونه بوده است؟

پاسخ: در نگاه ایدئولوژیکی که مسعود رجوی آن را نمایندگی می کند "شکست" معنی ندارد. متاسفانه در سی و چهار سال گذشته یک نقد مستند و علمی و جدی دنباله دار از شکست های سیاسی، نظامی، استراتژیک، تاکتیکی سازمان وجود نداشته است. هر آنچه نیز که خارج از مجاهدین آن را شکست بدانند یا شکست بخوانند، رهبری مجاهدین و بطور خاص مسعود رجوی آن را یک "پیروزی" می نمایاند. دستگاه تبلیغاتی سازمان مجاهدین نیز با غلو نمائی این موضوع را دامن می زند. در این روش، بجای تمرکز بر فاکت ها و واقعیت ها و تحلیل کارشناسانه آنها، هر موضوعی از زاویه ایدئولوژیکِ خود مجاهدین ارزش گذاری شده و به بیرون عرضه می شود. در این نوع نگاه، تمرکز بر "دشمن" است و ضربه ای که به آن وارد شده و تلفاتی که داده است. بزرگ کردن نقاط ضعف و ضربه های وارد شده به  دشمن یا رقبا یا مخالفان است که برجسته می شود. برای مثال در عملیات های نظامی در "فاز نظامی" در  سال 1360 که هدف آن سرنگونی رژیم بود، تعداد آمار عملیات و تلفات رژیم برجسته می شد، ولی نهایتا به این سوال پاسخ داده نشد که اگر هدف آن عملیات ها سرنگونی رژیم بود، پس چرا هدف محقق نشد؟ در  رابطه با خطِ "زدن سرانگشتان" رژیم  که بر اساس آن باید هر پاسدار و بسیجی در هر کوچه و محله مورد حمله قرار می گرفت، هدف، شکستنِ تور اختناق اعلام شده بود. اینکه نتیجه ی این خط  چه شد؛ هیچ وقت مورد ارزیابی قرار نگرفت. در مورد خطِ پیوند عنصر نظامی و چریک شهری که از عراق به داخل کشور فرستاده می شدند و پیوند آن با "عنصر اجتماعی" نیز به همین ترتیب. بر همین سیاق می توان بسیاری نمونه های دیگر را  در عرصه نظامی، سیاسی و دیپلماتیک مثال زد.

لازمه پذیرشِ شکست، داشتنِ صداقت، شجاعت و مسئولیت پذیری است. اگر رهبری مجاهدین به این سه شرط پای بند بود، باید از خود در مقابل شکست های پی در پی انتقاد کرده و باید متعاقبا عدم صلاحیت رهبری سازمان را هم اعلام می کرد. رهبری سازمان دقیقا به خاطر حفظ قدرت است که پذیرش شکست را هیچ وقت اعلام نمی کند. زیرا با قبول مسئولیت هر شکست، مسعود رجوی به عنوان بالاترین مسئول سازمان در چهار دهه گذشته، باید پاسخ دهد که دلیل این اشتباهات و شکست ها چه بوده و چرا او بعد از این همه شکست اصرار دارد که بر رهبری خود بر سازمان ادامه دهد. اتفاقا برای اینکه کار به اینجا کشیده نشود است که رهبری مجاهدین از همان ابتدا پذیرش هر نوع شکست کوچک یا بزرگی را رد می کند تا از شروع زنجیره ای سوالاتی که بعد از آن مطرح خواهد شد جلوگیری کرده و پیامد های آن را مانع شود.

بطور خلاصه نپذیرفتن شکست، ناشی از نداشتن صداقت است. ناشی از آن است که رهبری سازمان از واقعیت به دور بوده و از پذیرش واقعیت فراری است. و نهایتا اینکه نشان دهنده فرار رهبری سازمان از مسئولیت پذیری با هدف حفظ قدرت به هر قیمت می باشد.

به نمونه قرارگاه اشرف در عراق و کشتار مجاهدین در این قرارگاه در همین چند روز قبل (10 شهریور 1392) نگاه کنید. چرا رهبری سازمان مجاهدین حاضر نیست عراق را ترک کند؟ چرا ده سال است که بر باقی ماندن در اشرف اصرار می ورزد؟ زیرا خروج از عراق به معنی پذیرش شکست استراتژی "جنگ آزادیبخش، ارتش آزادیبخش" خواهد بود. در صورت پذیرش خروج از عراق رهبری سازمان مجاهدین باید پاسخ دهد چرا  ترک خاک عراق را این همه سال به عقب انداخت و چرا باید در این سال ها این همه افراد کشته می شدند و بسیاری سوال های دیگر ... فرار از پذیرش این مسئولیت و پاسخگوئی به آن است که رهبری سازمان را به آنجا می کشاند که کشته شدن ده ها نفر در قرارگاه اشرف و لیبرتی را بپذیرد، اما حاضر نباشد که به پذیرش این شکست، یعنی شکست استراتژی ارتش آزادیبخش، تن بدهد.

 آیا سازمان مجاهدین شناخت دقیق و درستی از جامعه و مردم داخل کشور دارد؟

پاسخ: لازمه ی داشتن "شناخت دقیق و درست" از جامعه و مردم ایران چند چیز است. از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- داشتن ارتباط فیزیکی؛  بودن با مردم و حضور در متن جامعه (سازمان مجاهدین بیش از سه دهه است که از این ارتباط محروم است. این ارتباط از طریق هوادارن و خانواده های هوادار دهه ی شصت و قبل از آن، در حد بسیار ضعیفی می تواند هنوز برقرار باشد، اما ارتباط مستقیم و بلا واسطه ی "سازمان" با مردم و بالعکس، پیوسته کم و کمتر شده است. از نظر من اکنون این ارتباط سالهاست که دیگر وجود ندارد. حتی ارتباط با ایرانیان خارج کشور نیز ارتباطی یک طرفه و اساسا با هدف جذب نیرو یا برای پر کردن سالن های سخنرانی می باشد.)

- داشتن دیدی فرا سازمانی و فرا حزبی در برخورد با مسائل جامعه، مردم و سیاست (سازمان مجاهدین خود را حقیقت مطلق می داند. رهبری این سازمان انتظار دارد که همه  نیروها رهبری و هژمونی آن را بپذیرند. با  چنین دید و چنین انتظاری، منافع ملی، قربانی منافع سازمانی می شود. شعار "ایران رجوی، رجوی ایران" نشان می دهد که منافع ملی و تمامیت ایران با رجوی "گره" زده شده است. در ائتلاف سیاسی شورای ملی مقاومت نیز مشاهده می شود، منافع سازمانی برتر از منافع ملی می باشد، زیرا اگر حزب یا گروه یا شخصیتی حاضر نباشد تماما از سیاست های این سازمان پیروی کند، به سادگی کنار زده می شود یا آنقدر تحت فشار قرار می گیرد که کناره گیری کند.)

- داشتن دید علمی و کارشناسانه و پرهیز از دخالت دادن باورهای ایدئولوژیک در دیدن و تحلیل مسائل (دید علمی و کارشناسانه در تحلیل شرایطِ مردم و جامعه و بررسی فاکت ها در سازمان مجاهدین اصلا جائی ندارد. مسعود رجوی و پیام ها و سخنرانی های اوست که پایه ی همه تحلیل ها قرار می گیرد. حتی این پیام ها که تماما تحلیل های ایدئولوژیک می باشند نیز با عنوان پیام های "آموزشی"، به بیرون از سازمان ارائه می شوند. زمانی می توان تحلیل علمی و کارشناسانه کرد که به علمِ آن مجهز بود. سازمان مجاهدین و رهبری آن ارتباط خود با دنیای خارج را تقریبا قطع کرده یا تنها به صورت یک طرفه و هدفمند چنین ارتباطاتی را برقرار می سازند. از این رو این سازمان از علم روز و پیشرفت های زمانه نیز به دور است. در چنین شرایطی، هر گونه تحلیل از اوضاع جامعه ایران یا جهان از سوی این سازمان بسیار دور از یک درکِ واقع بینانه می باشد.)

- ارتباط با دیگر گروه ها و رسانه ها و تبادل نظر و دیالوگ با آنها، داشتن گوش شنوا برای شنیدن نظرات دیگران، برخودر توام با احترام و تحمل نسبت به نظرات مخالف و متفاوت و در نظر داشتن این نظرات (همانطور که پیشتر گفته شد این سازمان ارتباط با دیگر نیروها  را زمانی می پذیرد، که آن نیروها هژمونی سازمان مجاهدین را تماما بپذیرند. با چنین دید و انتظاری پذیرشِ ارتباطِ همسطح، برابر و توام با احترام با دیگر نیروها از سوی این سازمان تقریبا ناممکن است. سازمان مجاهدین چه در برخورد با مردم، یا نیروهای  سیاسی – اجتماعی، خود را "طلب کار" و دیگران را  تا "خرخره بدهکار" می داند. نفس چنین دیدی یک رابطه نابرابر را به دنبال خواهد آورد که دستاورد آن نیز نمی تواند یک دیالوگ منطقی و سازنده باشد. در مورد رسانه ها نیز سازمان مجاهدین از ایجاد و برقراری یک رابطه ی باز با رسانه ها فرار کرده و بجز افراد خاص، آنهم در موارد مشخص و آنهم در ارتباط با موضوعات خاص، ارتباط با رسانه ها قطع است. همانطور که پیشتر گفته  شد در صورت شرکت در چنین برنامه هائی نیز تلاش می کند از پاسخ به سوالات طفره رفته یا بسیار کلی جواب می دهند. در واقع ارتباط با رسانه ها یک طرفه است و مجاهدین رسانه ها را تنها به عنوان یک وسیله و بلند گو و تریبونی برای انتقال سیاست هایشان مورد استفاده قرار می دهند. ارتباط آزاد از سوی رسانه ها با اعضاء این  سازمان و دسترسی و ورود به مراکز و دفاتر این سازمان از سوی خبرنگاران عملا امکان پذیر نیست.)

با آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت که سازمان مجاهدین و رهبری آن از مردم و جامعه ایران به دور بوده و به همین دلیل نمی تواند درک واقع بینانه ای از تحولات و مطالبات جامعه و مردم داشته باشد. این سازمان از یک دید علمی و کارشناسانه در شناخت و تحلیل مسائل برخوردار نیست و جهان را نه بر اساس آنچه که واقعیت دارد، بلکه بر اساس آنچه که خود دوست دارد ببیند، تصور می کند و می خواهد.

 واقع گرایی نزد سازمان مجاهدین نسبت به وزن خود و وضعیت و موقعیت جهانی و داخلی تاچه حدی است؟ اصولن سازمان مجاهدین به واقعیت های موجود اعتنا و توجهی دارد؟

پاسخ: شرط هائی که برای داشتن یک شناخت دقیق و درست لازم می باشد را در پاسخ به سوال قبلی عنوان کرده بودم که در اساس در پاسخ به این سوال نیز کار کرد دارد. با این تفاوت که در این سوال تمرکز نه بر جامعه و مردم ایران، بلکه بر موقعیت جهانی است. آنچه شما موقعیت جهانی نامیده اید، شامل وضعیتی به مراتب پیچیده تر از مردم و جامعه ایران می باشد. متاسفانه به همان دلایلی که قبلا اشاره شد، بویژه نگاه بسته، جامد، دگماتیستی و به  شدت ایدئولوژیکی که رهبران سازمان مجاهدین از آن پیروی می کنند، همچنین به دلیل نگاه غیر واقع بینانه و برطلبی طلبانه (که خود را "نوک پیکان تکامل" دانسته و برای خود رسالت نجات جهان و انسانیت را قائل بوده و بر این باور هستند که خدایشان آنان را در این راه حمایت می کند)، به همه این دلایل، رهبران سازمان مجاهدین نمی توانند درک واقع بینانه و علمی و منطبق با تحولات روز از جهان داشته باشند. یک نمونه برجسته آن استفاده از فرهنگ و ادبیات دهه 40 شمسی (شصت میلادی) می باشد. بر اساس آن، موضع گیری های سیاسی گروه های "انقلابی" در کشورهای عقب نگه داشته شده اساسا با محاسبه ی شکاف های موجود بین "شرق و غرب" انجام می شد. حال آنکه سالهاست که دوره جنگ سرد به سر رسیده است و سیاست در عرصه جهانی زبان و ادبیات و شاخص های دیگری پیدا کرده است. بر اساس همین درک از تغییرات جهانی است که گروه بادر ماینهاوف در آلمان، ببرهای کامیل در سری لانکا، ارتش آزادیبخش ایرلند شمالی، مبارزان باسک، حزب پ ک ک در ترکیه، سازمان آزادیبخش فلسطین و... استراتژی خود را مورد بازبینی قرار دادند. حتی در سطح حکومت ها نیز، حکومت های دیکتاتوری یا توتالیتر به انقلاب های "مخملی" تن دادند یا در کشورهای عربی، دیکتاتور ها در مصر و تونس به سرعت عقب نشستند. در برمه نیز این عقب نشینی به  شکل دیگری انجام  شد. از بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوری سابق مناسبات بین مردم و حکومت ها و بین نیروهای سیاسی و حکومت ها نسبت به گذشته تغییر کرده است. در 10 سال اخیر نیز به دلیل انقلاب ارتباطات و حضور اینترنت و یوتیوپ و فیسبوک و دیگر شبکه های اجتماعی روند این تحولات شتاب باز هم بیشتری پیدا کرده است. اما سازمان مجاهدین هنوز در لاک خود مانده و دنیا را آنطور می بیند که خود دوست دارد ببیند. یک نمونه واضح آن "تلویزیون ملی ایرانیان" یا "سیمای آزادی" سازمان مجاهدین است. نحوه پخش اعلامیه های سازمان مجاهدین یا رهبری آن در این تلویزیون تشابه شگفت انگیزی با تلویزیون کره شمالی و گوینده آن دارد. لازم نیست که آدم زبان بلد باشد، فضا و روح حاکم بر این دو برنامه مشابهت های بسیاری را نشان می دهد.  

به باور من رهبری سازمان مجاهدین از تحولات جهانی بسیار بسیار عقب مانده است. سعی می کند بین شکاف و اختلاف کشورها و قدرت های مختلف برای خود جائی باز کند که نهایتا منجر به آن شده است که سیاست های این سازمان تابعی از بازی قدرت های منطقه ای و جهانی گردد. جهان را با معادلات ساده ای که خود در ذهن دارد می بیند. به خود پر بها داده و برای خود رسالت آسمانی قائل بوده و با تحلیل های ایدئولوژیکِ شکست خورده از دهه  ها قبل تلاش می کند که معادلات پیچیده امروز را حل کند. البته با چنین روشی همانگونه که تاکنون به جائی نرسیده، بعد از این نیز بجائی نخواهد رسید.

آیا سرنگونی جمهوری اسلامی وظیفه یا به قول خودشان تقدیر سازمان مجاهدین است؟ چرا تاکنون موفق به سرنگون کردن رژیم نشده اند؟ شیوه ی مطلوب سازمان مجاهدین برای سرنگونی تاچه حد مقدور و ممکن است؟

پاسخ: مجاهدین خود را "خصم تاریخی و ایدئولوژیک خمینی و رژیمش" می دانند. جنگ آنها با رژیم در اساس یک جنگ ایدئولوژیک است. هر یک از دو طرف خود را نماینده واقعی تشیع اصیل و انقلابی می داند و دیگری را از "تبار یزیدیان". با این توضیح، سرنگونی رژیم برای مجاهدین بسیار فراتر از یک ضرورت سیاسی- استراتژیک بوده و مضمونی ایدئولوژیک و هویتی دارد.

اینکه چرا مجاهدین نتوانسته اند رژیم را سرنگون کنند به پارامترهای مختلفی مربوط می شود، از نظر من مهمترین آنها در سال 1360عبارتند از: ارزیابی غیر واقعی از تعادل قوای خود و دشمن، ارزیابی غلط و غیر واقعی از میزان مخالفت مردم با رژیم و آمادگی آنها برای ورود به نبرد با رژیم و یا حمایت از مجاهدین، ارزیابی غلط از میزان تاثیرپذیری مردم از خمینی و سیاست های مردم فریبانه او. دست کم گرفتن خمینی و نهادهای رژیم در سرکوب همگانی، ارزیابی غلط از میزان جنایتکاری رژیم در دستگیری و شکنجه و اعدام.

بعد از سال 1360 نیز  می توان به این عوامل اشاره نمود: عدم صداقت در برخورد با خود و مرور استراتژی و تاکتیک های خود و آمادگی برای تصحیح آن ها و ادامه اشتباهات و شکست ها. اتکاء به حکومت عراق و انتقال هسته اصلی سازمان  به عراق و سرمایه گذاری بر روی جنگ و شرایط جنگی به عنوان شکافی که می توان از آن برای پیشبرد اهداف سازمانی استفاده کرد.  فاصله گرفتن هرچه بیشتر از مردم و دیگر نیروهای سیاسی و فرو رفتن در لاک خود. پر بها دادن به توانمندی های فردی و نظامی خود و ندیدن واقعیت اختلافات آشکار با رژیم به لحاظ نیرو و تجهیزات و آموزش. دیدِ "عاشورائی" و ایدئولوژیک و بی بهره بودن از روش علمی در برخورد با مسائل سیاسی و نظامی. رهبری انحصاری مسعود رجوی و از بین رفتن "دمکراسی درون تشکیلاتی" و رشد و تقویت جنبه های مذهبی آن و تاکید بر اطاعت بی چون و چرا از رهبری عقیدتی. انقلاب ایدئولوژیک درونی که به دلیل آن صدها تا هزاران نفر از سازمان جدا شدند. عدم ارتباط با جامعه و مردم و در نتیجه تنظیم سیاست ها نه بر اساس ضروریات اجتماعی، بلکه بر اساس  خواسته های دور از واقعیت مسعود رجوی.

با آنچه که در سه دهه گذشته واقع شده است، با شکست استراتژی و تاکتیک های مختلفی که سازمان مجاهدین از سال 1360 به این طرف تجربه کرده است، سرنگونی رژیم توسط سازمان مجاهدین امری دور از واقعیت است. زیرا این سازمان توان نظامی و تشکیلاتی لازم برای چنین کاری در اختیار ندارد و چنین امری بدون ارتباط با مردم و داشتن حمایت اجتماعی ممکن نخواهد بود.

از نظر من سرنگونی یا هدایت شرایط سیاسی- اجتماعی کشور به سمت فرو پاشی رژیم و مسئله ی جایگزینی رژیم، نه کار یک سازمان و تشکیلات به تنهائی، بلکه موضوعی است که اکثریت مردم ایران و نیروهای سیاسی مختلف باید آن را به عهده بگیرند و در آن شرکت داشته باشند. لازمه چنین چیزی اعتقاد به پلورالیسم سیاسی است که همانطور که قبلا گفته شد سازمان مجاهدین در عمل به آن باور ندارد.

 

پایان قسمت اول

حنیف حیدرنژاد

 

 

طرح پرسش: 26 آگوست 2013

پاسخ ها: 30 آگوست و 6 سپتامبر 2013

انتشار: 14 سپتامبر 2013

 

 

 

منبع:پژواک ایران


حنیف حیدرنژاد

*یک نگاه آماری به ایرانیان ساکن آلمان [2017 Oct] 
*انتخابات آلمان: دمکراسی، بازنده‌ی بزرگ! [2017 Sep] 
*فراخوان به ایرانی- آلمانی‌های ساکن آلمان برای شرکت در انتخابات پارلمانی این کشور [2017 Sep] 
*من پوزش می‌خواهم! حقوق بشر و ضرورت نگاه انتقادی به گذشته خودِ فردی و خودِ جمعی [2017 Sep] 
*انتخابات آلمان و نگاهی به موقعیت احزاب این کشور (۲) [2017 Aug] 
*انتخابات آلمان و نگاهی به موقعیت احزاب مهم این کشور [2017 Aug] 
*آلمان؛ آیا با جواب منفی درخواست پناهندگی مواجه شده اید؟ حال چه باید کرد؟ [2017 Aug] 
*خودکشی یک پناهجوی ایرانی در آلمان و خودداری مقامات از انتشار خبر [2017 Aug] 
*رهبری سازمان مجاهدین؛ فرار از پاسخگوئی و به جان هم انداختن خانواده ها [2017 Jul] 
*فریبکاری‌های مریم رجوی [2017 Jul] 
*وجدان یا مصلحت، پایبندی به اخلاق یا فرصت‌طلبی؟ [2017 May] 
*مهندسی انتخابات و گزینه‌های خامنه‌ای [2017 May] 
*امدادرسانی بی مرز: زوج ایرانی- آلمانی همراه با پناهجویان روهینگای در بنگلادش [2017 Apr] 
*انتخابات جمهوری اسلامی بر خلاف موازین حقوق بشر  [2017 Apr] 
*تروریست واقعی کیست؟ کوردها، آلمان و ترکیه [2017 Mar] 
*مراسم اسکار؛ چرا اصغر فرهادی به نقض حقوق بشر و سیاست های تبعیض آمیز در ایران اعتراض نمی کند؟ [2017 Mar] 
*مصوبه کابینه آلمان؛ تشدید اخراج پناهجویان [2017 Feb] 
*گزارش وزارت کشور آلمان در مورد تعداد پناهجویان در سال 2016 [2017 Jan] 
*چند عکس و چند سوال [2017 Jan] 
*پیامد های مرگ رفسنجانی در عرصه جناح بندی های جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*طراحی عملیات از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در آلمان  [2017 Jan] 
*گورخوابی در ایران و روش حسن روحانی برای مبارزه با آن [2016 Dec] 
*یاد ناصر ایرانپور دوستدار آزادی و انسایت گرامی! [2016 Dec] 
*کشف گور دسته جمعی در تبریز و مسوولیت رژیم در حقیقت‌یابی [2016 Dec] 
*اروپا و قدرت گیری پوپولیسم؛ شکست احزاب سنتی [2016 Dec] 
*صدور حکم محکومیت احمد منتظری، هراس جمهوری اسلامی از حقیقت‌یابی  [2016 Nov] 
*پایه‌ریزی سیستم جدید برای تشدید کنترل ورود به اتحادیه اروپا  [2016 Nov] 
*تشدید اخراج پناهجویان از آلمان [2016 Oct] 
*حالت‌های مختلف تصمیم‌گیری توسط اداره امور پناهندگی در آلمان [2016 Oct] 
*سازمان مجاهدین، پایان انتقال به آلبانی و سرپوش گذاشتن بر یک شکست استراتژیک به بهای جان انسان ها [2016 Sep] 
*«افتخار» پورمحمدی به کشتار و اعدام های سال 67 و طرح چند سوال  [2016 Aug] 
*سازمان مجاهدین خلق و تصفیه حساب شنیع با مخالفین [2016 Aug] 
*در مورد خبر فوت مسعود رجوی [2016 Jul] 
*اهمیت «مسئولیت فردی» در همکاری و مشارکت با دستگاه سرکوب و کشتار  [2016 Jun] 
*تصویب پیش نویس قانون «انتگراسیون» توسط دولت آلمان [2016 May] 
*پدرسالاری اصلاح‌طلبانه: چرا اصلاح‌طلبان از اقدام فائزه رفسنجانی دفاع نمی‌کنند؟ [2016 May] 
*گرویدن به مسیحیت و تاثیر آن بر درخواست پناهندگی در آلمان [2016 May] 
*نه، یعنی نه! خواست فعالان حقوق زنان در آلمان در مورد سکس بدون رضایت  [2016 May] 
*انتگراسیون چیست، شرایط و الزامات آن/ پاورپوینت آموزشی [2016 Apr] 
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت چهارم و آخر [2016 Apr] 
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت سوم [2016 Apr] 
*مهمترین عامل و تعیین کننده ترین عامل  [2016 Mar] 
*معامله با ترکیه بر سر پناهجویان، شکست اتحادیه اروپا [2016 Mar] 
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت اول [2016 Mar] 
*قوانین جدید پناه‌جویی در آلمان: قانون الحاق خانواده محدود شد [2016 Mar] 
*واقعا نمیدونی چقدر ابلهی؟! [2016 Mar] 
* انتخابات، فرصتی برای یک رفراندومِ ساکت «نه» به جمهوری اسلامی  [2016 Feb] 
*زندگی ادامه دارد، به یاد عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*تسلیت به خانواده سرفراز محمد رحیمی [2016 Jan] 
*آنگلا مرکل زیر فشار: خودت مشکل پناه‌جویان را حل کن‎ [2016 Jan] 
*مزاحمت جنسی در شب سال نو؛ آتشی تازه به دامان پناه‌جویان در آلمان؟  [2016 Jan] 
* آلمان: نزدیک به ۱میلیون پناه‌جو و تقریبا نیم‌ میلیون تقاضای پناهندگی در سال ۲۰۱۵ [2016 Jan] 
*فرد در تشکیلات، ارزش و جایگاه فرد در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق [2016 Jan] 
*فریبکاری رهبری سازمان مجاهدین خلق بیش از پیش رنگ می بازد [2015 Dec] 
*ترکیه در آستانه جنگ داخلی؟ [2015 Dec] 
*اوج حضیض یک سازمان سیاسی [2015 Dec] 
*محتوای بسته دوم قوانین پناهجوپذیری آلمان در سال ۲۰۱۶ چیست؟ [2015 Dec] 
*همدردی با مردم فرانسه، مبارزه با تروریست های اسلام گرا  [2015 Nov] 
*حمام خون در لیبرتی، و مسئولیت مسعود رجوی  [2015 Nov] 
*حمله مجدد موشکی به اردوگاه لیبرتی در عراق و مرگ انسان ها، مسئولیت با کیست؟  [2015 Oct] 
*قوانین جدید مربوط به پناه جویان در آلمان، یک هفته زودتر به اجرا گذاشته شد  [2015 Oct] 
*طرح ایجاد مناطق ترانزیتی در مرز آلمان برای کنترل ورود پناه جویان  [2015 Oct] 
*مریم رجوی و ادعاهای تکراری پایبندی به دمکراسی و حقوق بشر  [2015 Oct] 
*سازمان عفو بین الملل؛ تلاش برای لغو مجازات اعدام مرتبط با مواد مخدر  [2015 Oct] 
*ترسیم خطوط کلی سیاست پناهندگی در آلمان و اروپا  [2015 Sep] 
*تلاش ها برای هماهنگی در حل و فصل بحران پناه جویان در آلمان و اتحادیه اروپا  [2015 Sep] 
*انساندوستی مردم آلمان قابل تقدیر است  [2015 Sep] 
*بحران پناه جویان؛ اتحادیه اروپا در بحران هویتی و بر سر دوراهی  [2015 Sep] 
*18 دلیلی که رفسنجانی نیز دستگاه قضائی در جمهوری اسلامی را ناعادلانه می داند  [2015 Sep] 
*آلمان و تاخیر در برخورد با بحران پناه‌جویی  [2015 Sep] 
*آلمان و پناه‌جویان؛ پیروزی قانون بر وحشت‌پراکنی راست‌های افراطی  [2015 Sep] 
*عوامل مهم و تاثیرگذار در شکل دهی تحولات سیاسی- اجتماعی ایران امروز  [2015 Aug] 
*دفاع از حقیقت، پایداری بر یک پرنسیب [2015 Aug] 
*بمبگذاری در اردوگاه حزب کومله کردستان ایران محکوم است  [2015 Aug] 
*فردیت و جنسیت و مکانیزم های درون تشکیلاتی سازمان مجاهدین خلق برای تثبیت رهبری رجوی [2015 Jul] 
*سومين کنگرهء سکولار دموکرات های ايران؛ انتقادات و نکات قابل تأمل  [2015 Jul] 
*تغییرات جدید در قانون اقامت در آلمان  [2015 Jul] 
*مردسالاری شیعی و توهین یکی از آخوندها به ایرانیان از طریق تلویزیون حکومتی  [2015 Jun] 
*تحقیر خامنه ای توسط وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا  [2015 Jun] 
*بحران جهانیِ فرار و پناهندگی، نشانه‌ای از بحران سیاست جهانی  [2015 Jun] 
*تحولات سیاسی ترکیه؛ مقابله نئوعثمانیسم و سکولاریسم  [2015 Jun] 
*پاورپوینت آموزشی به زبان ساده؛ دلایل فرار و پناهندگی  [2015 May] 
*فرار یک زن برهنه از خودروی نیروی انتظامی، نقطه انفجار فردی و اجتماعی و پیامدهای آن  [2015 Apr] 
*اروپا چگونه پناه‌جویان را به کام مرگ می‌فرستد  [2015 Apr] 
*تلاش رهبران جمهوری اسلامی برای فرار از پیامدهای تفاهم هسته‌ای  [2015 Apr] 
*افزایش شمار پناه‌جویان در جهان و نگاهی به پراکندگی جغرافیائی ایرانیان پناه‌جو  [2015 Mar] 
*چرا مریم رجوی بر«تسلیح» ساکنین کمپ لیبرتی در عراق اصرار می کند، عواقب آن چیست؟  [2015 Mar] 
*علی خامنه‌ای در فرار از پاسخگوئی، منتقد نظام خود می‌شود  [2015 Feb] 
*محمد اقبال سخنگوی غیر رسمی سازمان مجاهدین خلق اتهام پراکنی می کند. پاسخ دهید!  [2015 Feb] 
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق، قسمت سوم و پایانی  [2015 Feb] 
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق (2 ) [2015 Feb] 
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق (1)  [2015 Feb] 
*مرگ افراد سازمان مجاهدین در عراق و لیبرتی؛ ابهامات و پرسش ها  [2015 Feb] 
*هیچ پناه جوئی از آلمان تا نیمه ژانویه 2016 به یونان اخراج نمی شود  [2015 Jan] 
*جنگ تبلیغاتی- روانی بر سر شمارِ تظاهرکنندگان «پِگیدا» در آلمان  [2015 Jan] 
*کمک های سخاوتمندانه و میلیونی سازمان مجاهدین خلق به «مزدوران وزارت اطلاعات» و چند سوال  [2015 Jan] 
*جایتکار خوب، جنایتکار بد!  [2015 Jan] 
*۱۲۷٫۰۲۳ تقاضای پناهندگی جدید در آلمان در سال ۲۰۱۴  [2015 Jan] 
*مشروط کردن کمک تسلیحاتی و آموزشی به پیشمرگان کورد در عراق به رعایت حقوق بشر  [2015 Jan] 
*قتل یک پناه جوی اریتره ای در شهر دِرِسدن آلمان [2015 Jan] 
*مسئولیت مسعود رجوی در حفظ جان ساکنین کمپ لیبرتی در عراق  [2015 Jan] 
*حذف مخالفین با شلیک به قلب آزادی بیان [2015 Jan] 
*تفاوت های مهاجر و پناه جو و پناهنده  [2014 Dec] 
*آتش زدن همزمان سه خوابگاه پناه جویان در آلمان  [2014 Dec] 
*نقدی مختصر به مقاله ی ایرج مصداقی «مسعود رجوی سه دهه فرار و ...»  [2014 Dec] 
*اتهام زنی بجای استفاده از راه کارهای قانونی؛ فرهنگ سرکوب مخالفین توسط سازمان مجاهدین خلق  [2014 Dec] 
*چرا رهبری سازمان مجاهدین خلق از اطلاع رسانی در مورد اعضا این سازمان در عراق و آلبانی خودداری می کند؟  [2014 Nov] 
*نگاهی سریع به پیام یازده آبان 1393 مسعود رجوی [2014 Nov] 
*شورای ملی مقاومت تشکیلاتی غیردمکراتیک و زائده سازمان مجاهدین [2014 Nov] 
*حکم دادگاه حقوق بشر اروپا در ممنوعیت اخراج یا بازگرداندن پناه جویان به یونان  [2014 Nov] 
*اتحادیه اروپا: ممنوعیت اخراج یا بازگرداندن پناه جویان به ایتالیا مشروط می شود  [2014 Nov] 
*اشک تمساح رژیم اسلامی ایران و حمله به مدافعان حقوق بشر  [2014 Oct] 
*درگیری شدید پلیس آلمان با نئونازی ها در شهر کلن  [2014 Oct] 
*ریحانه را بخاطر دفاع از زندگی و حقیقت اعدام کردند  [2014 Oct] 
*چراغ سبز امام جمعه اصفهان برای اسیدپاشی به زنان: ام‌القرای جهانیم یا بدتر از حرامسرا های قدیم؟  [2014 Oct] 
*پیشروی نیروهای خلافت اسلامی تا 12 کیلومتری فرودگاه بغداد و سوال از رهبری سازمان مجاهدین  [2014 Oct] 
*در باره «استعفای طبيعی و شرافتمندانه»  [2014 Oct] 
*انطباق فعال یا فرصت طلبی و بی پرنسیبی سیاسی؟ [2014 Oct] 
*اعدام، اهداف و انگیزه ها؛ به مناسبت روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام [2014 Oct] 
*فاجعه انسانی در کوبانی، نظاره گری قدرت های محلی و جهانی؛ مشارکت در جنایت  [2014 Oct] 
*کنترل مرزی در اتحادیه اروپا به مدت دو هفته با هدف دستگیری پناه جویان «غیر قانونی» [2014 Oct] 
*کاسبی و تجارت به نام پناه جویان؛ بد رفتاری و ضرب و شتم پناه جویان در کمپ های پناه جویان در آلمان [2014 Sep] 
*تغییرات جدید در زمینه قوانین مرتبط با پناهندگی در آلمان  [2014 Sep] 
*تشدید شرایط غیر انسانی کمپ های پذیرش پناه جویان تازه وارد در آلمان  [2014 Sep] 
*برجسته کردن نقش عوامل خارجی، برای توجیه مسئولیت گریزی شخصی یا تشکیلاتی  [2014 Sep] 
*تحقیر انسان در حکومت اسلامی در ایران؛ اراذل و اوباش واقعی چه کسانی هستند؟  [2014 Aug] 
*نگاهی به کنگره دوم سکولار دمکرات های ایران در شهر بوخوم  [2014 Aug] 
*بهبودی نسبی وضعیت حقوقی قبول شدگان پناهندگی به دلایل انسانی در آلمان  [2014 Aug] 
*جنایت بر علیه بشریت در غزه، برنده و بازندگان آن  [2014 Aug] 
*ضدیت رهبری مجاهدین خلق با آزادی بیان  [2014 Jul] 
*سالگرد عملیات «فروغ جاویدان» [2014 Jul] 
*نگاهی کوتاه و سریع به «گزارش 93» ایرج مصداقی [2014 Jul] 
*«خلق قهرمان ایران»! [2014 Jul] 
*برای رفع تکلیف! نگید که ما نگفتیم!  [2014 Jul] 
*پناهجویان در برلین در محاصره پلیس  [2014 Jul] 
*شکافِ بینِ نسل ها، چرا؟  [2014 Jul] 
*فرار به جلو به سبک رهبری مجاهدین [2014 Jun] 
*بیش از 75 هزار ایرانی پناه جو در سال 2013  [2014 Jun] 
*زمینه سازی کشتار ساکنین کمپ لیبرتی در عراق با بی مسئولیتی رهبری مجاهدین  [2014 Jun] 
*خطاب به احزاب، گروه ها، تشکل ها و شخصیت های ایرانی و ایرانیان مدافع حقوق انسان؛ سکوت خود را بشکنید!  [2014 Jun] 
*سقوط شهر موصل توسط «داعش» و وظیفه سازمان ملل و دولت امریکا در تامین حفاظت ساکنین لیبرتی در عراق [2014 Jun] 
*اهمیت شکستن «تابوی تجاوز» در مراحل پناهندگی در آلمان- نگاهی به یک تجربه  [2014 Jun] 
*فرار رهبری مجاهدین خلق از پاسخگوئی، با به جان هم انداختن خانواده ها  [2014 Jun] 
*دفاع از حق آزادی بیان مسیح علی نژاد  [2014 Jun] 
*«جنگِ نیابتی» به سبک رهبری سازمان مجاهدین خلق  [2014 May] 
*نامه سرگشاده به مریم رجوی: مسئولیت سلامتی برادران خود را با رهبری سازمان مجاهدین می دانیم  [2014 May] 
*چرا مریم رجوی به سوالات نمایندگان پارلمان کانادا پاسخ می دهد، اما به ایرانیان نه؟  [2014 May] 
*شلیک سلاح سبک به ساکنین لیبرتی، نشانی از وخامت بیشتر امنیت آنان  [2014 May] 
*دفاع از حقوق بشری میرحسین موسوی در دسترسی او به امکانات درمانی [2014 May] 
*درخواست گواهی کارشناسانه در مورد ریحانه جباری برای کشف حقیقت  [2014 Apr] 
*علی خامنه ای، ضدیت با ارزش های غربی یا ارزش های حقوق بشری؟  [2014 Apr] 
*ملحق شدن پدر و مادر به فرزندان بر اساس قانون اقامت آلمان  [2014 Apr] 
*یک سند بسیار با ارزش در مورد نوع نگاه اسلام به زن، به مرد و به انسان  [2014 Apr] 
*«خیانت به اعتماد» و پیامدهای فردی آن  [2014 Apr] 
*پناهندگی «سهمیه ای» یا بازاسکان مجدد چیست؟  [2014 Mar] 
*گزارش اعدام 2013 سازمان عفو بین الملل؛ برخی بخش های مرتبط با ایران [2014 Mar] 
*نگاهی به سالی که گذشت؛ ما یاد گرفتیم که آزاد بیاندیشیم و با صدای بلند حرفمان را بزنیم  [2014 Mar] 
*مسئولیت مضاعف رهبری سازمان مجاهدین خلق در خروج هرچه سریعتر ساکنین کمپ لیبرتی از عراق [2014 Mar] 
*آژانس اروپائی حقوق بنیادین: از هر سه زن یکی قربانی خشونت  [2014 Mar] 
*سایه روشن های انقلاب، نگاهی با فاصله پس از 35 سال به انقلاب 1357  [2014 Mar] 
*زنان مسلمان آلمانی داوطلب برای ازدواج در سوریه  [2014 Feb] 
*خودسوزی منجربه مرگ یک پناه جوی ایرانی در جنوب آلمان  [2014 Feb] 
*کنترل به دلیل رنگ پوست در آلمان؛ وقتی حکومت اقلیت ها را مرعوب می کند  [2014 Feb] 
*دادگاه بین المللی در آلمان در ارتباط با جنایت برعلیه بشریت  [2014 Feb] 
*مسعود رجوی، دفاع از آزادی بیان سلمان رشدی و سرکوب آزادی بیان مخالفین خود [2014 Feb] 
*سه دهه مرگ و کشتار، جنگ و آوارگی، فقر و فحشا، بیماریهای روحی-روانی، اعدام و تبعید و فرار و مهاجرت [2014 Feb] 
*شرمتان باد! [2014 Feb] 
*مریم رجوی از پاسخگوئی و پذیرش مسئولیت فرار می کند  [2014 Jan] 
*از حق پناهندگی شهاب اختیاری و زندگی او در امنیت دفاع کنید  [2014 Jan] 
*سوال از رهبری سازمان مجاهدین در باره گزارش یونامی و کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل از کمپ لیبرتی  [2014 Jan] 
*نامه سرگشاده به مریم رجوی؛ ما را از وضعیت برادرانمان مطلع کنید [2014 Jan] 
*در خواست پناهندگی 4.777 نفر ایرانی در سال 2013 از آلمان  [2014 Jan] 
*تهمت و توهین رهبری سازمان مجاهدین به خانواده های نگران بستگانشان در کمپ لیبرتی [2014 Jan] 
*اهمیت قرارداد دوبیلن 3 در امور پناهندگی در اتحادیه اروپا  [2014 Jan] 
*به کشتار ساکنین کمپ لیبرتی در عراق پایان دهید  [2013 Dec] 
*اداره خارجیان آلمان نمی تواند پول ماهیانه پناه جویان را به دلیل پرنکردن فرم بازگشت داوطلبانه کم کند [2013 Dec] 
*پایان اعتصاب غذا در لیبرتی، «پیروزی» یا شکست؟  [2013 Dec] 
*نقد سازمان مجاهدین، "دعوائی خانوادگی"، یا ضرورتی فرا سازمانی؟ [2013 Dec] 
*اهمیت پراکتیک مقوله حقوق بشر و پیوند آن با تحولات سیاسی در ایران [2013 Dec] 
*«حقوق شهروندی» حسن روحانی و مشخصات آن  [2013 Dec] 
*یک گزارش و شش تفاوت؛ نمونه ای از عدم لیاقت و بی سر و سامانی نظام جمهوری اسلامی  [2013 Nov] 
*مسئولیت سیاسی رهبری سازمان مجاهدین خلق در قبال «جان باختن» اعتصاب غذا کنندگان در کمپ لیبرتی [2013 Nov] 
*دادگاه عالی اتحادیه اروپا: ممنوعیت بازگرداندن پناه جویان به کشور دیگری در اتحادیه [2013 Nov] 
*اتهام زنی بی پایه و اساس رهبری سازمان مجاهدین خلق بر علیه جدا شدگان، منتقدین و مخالفین؛ نقض آشکار حقوق بشر  [2013 Nov] 
* فرار رهبری مجاهدین از مسئولیت خود در کشتار در اشرف [2013 Oct] 
*درخواست های سازمان عفو بین الملل از دولت ائتلافی آینده آلمان در مورد موضوع پناه جویان  [2013 Oct] 
*پایان موقت اعتصاب غذای پناه جویان در برلین  [2013 Oct] 
*قوانین پناهندگی و رفتار خود سرانه اداره های دولتی با پناه جویان در آلمان  [2013 Oct] 
*چرا اعدام نه! به مناسبت 10 اکتبر روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام  [2013 Oct] 
*چرا رهبری سازمان مجاهدین خلق در به جریان انداختن اقدامات قضائی برای شناسائی مسئولین گروگان گیری و کشتار در اشرف و لیبرتی تعلل می کند؟ [2013 Oct] 
*ستون «نظرات» جائی برای تقابل اندیشه ها یا محلی برای تخلیه خرده حساب های شخصی  [2013 Oct] 
*اعتصاب غذا در کمپ لیبرتی چرا؟ [2013 Oct] 
*مرگ حداقل 82 پناه جو در سواحل ایتالیا؛ بی عملی اتحادیه اروپا [2013 Oct] 
*رژیم جمهوری اسلامی دشمن آزادی اطلاعات و آگاهی  [2013 Sep] 
*حذف تصویر اتهام زننده ای که قرار بود بر علیه آن شکایت شود [2013 Sep] 
*درسی از انتخابات آلمان: شکست سیاسی و شجاعت در «پذیرش مسئولیت شخصی» [2013 Sep] 
*توهین، تهمت و اتهام بدون عقوبت قضائی نمی ماند [2013 Sep] 
*پرسش و پاسخ در مورد سازمان مجاهدین خلق ایران و سیاست های آن- قسمت دوم و پایانی [2013 Sep] 
*پرسش و پاسخ در مورد سازمان مجاهدین خلق ایران و سیاست های آن- قسمت اول [2013 Sep] 
*چرا؟... ؛ حال و روز درونی ام پس از کشتار در اشرف [2013 Sep] 
*مریم رجوی باید پاسخ دهد [2013 Sep] 
*کشتار اعضاء سازمان مجاهدین خلق ایران در قرارگاه اشرف، مصداق «جنایت بر علیه بشریت» [2013 Sep] 
*گرم شدن فعالیت های انتخاباتی در آلمان و تلاش برای جلب جوانان [2013 Aug] 
*تهدید به قتل ایرج مصداقی و تائید آن توسط مهدی ابریشمچی نماینده سازمان مجاهدین خلق در شورای ملی مقاومت ایران [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت نهم و پایانی  [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت هشتم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت هفتم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت ششم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت پنجم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت چهارم [2013 Aug] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت سوم [2013 Jul] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت دوم [2013 Jul] 
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت اول [2013 Jul] 
*68 سال پس از جنگ جهانی دوم، در جستجوی جنایتکاران  [2013 Jul] 
*کمپین سازمان عفو بین الملل برعلیه وضعیت وخیم پناه جویان در یونان  [2013 Jul] 
*یک پرسش ساده و یک پاسخ کوتاه [2013 Jul] 
*ساکنان کمپ لیبرتی در عراق گروگان سیاست بازی رهبری مجاهدین؟ [2013 Jul] 
*نگاهی به «بیانیه تفضیلی شورای ملی مقاومت ایران- 7 تیر 1392» [2013 Jul] 
*توقف اخراج یک پناه جوی ایران در آخرین دقایق با پادرمیانی مستقیم وزیر کشور آلمان  [2013 Jun] 
*کارخانه «مزدور» سازی سازمان مجاهدین خلق چگونه عمل می کند؟ [2013 Jun] 
*روز جهانی پناهندگان؛ پناه جویان ایرانی و پراکندگی آنها در جهان [2013 Jun] 
*مسئولیت کشتار مجاهدین خلق مستقر در عراق در کمپ لیبرتی با چه کسانی است؟ [2013 Jun] 
*پیام «انتخاب» روحانی؛ سیاست مهار و تغییر کنترل شده [2013 Jun] 
*مصوبه پارلمان اروپا در زمینه یکسان سازی سیستم پناهندگی اروپائی [2013 Jun] 
*نگاهی به یک "عکس دسته جمعی" و سخنی با آقایان روحانی، قصیم و یغمائی [2013 Jun] 
*نمایشگاه نقاشی های میر حسین موسوی در برلین و به فراموشی سپردن مسئولیت های پیشین او در نقض حقوق بشر [2013 Jun] 
*موضع گیری شورای ملی مقاومت ایران در مورد استعفای آقایان محمد رضا روحانی و کریم قصیم؛ فرار از پاسخگوئی  [2013 Jun] 
*تعهدات ده گانه مريم رجوی برای ايران آزاد فردا و طرح چند سوال [2013 Jun] 
*چرا "انتخابات" رژیم مغایر با موازین حقوق بشر و یک مردم فریبی است؟ [2013 Jun] 
*اطلاعیه کمیسیون قضائی شورای ملی مقاومت ایران در مورد اسماعیل یغمائی، گواه عدم استقلال و عدم تخصص [2013 Jun] 
*اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران در مورد اسماعیل وفا یغمائی و چند سوال [2013 Jun] 
*نتایج آخرین سرشماری جمعیت در آلمان [2013 Jun] 
*خشونت کلامی سازمان مجاهدین و وابستگان آن، چرا؟ [2013 May] 
*جمهوری دمکراتیک اسلامی یا "جمهوری دمکراتیک، سکولار و غیر هسته ای"؟  [2013 May] 
*مهاجران تازه وارد به آلمان پیوسته از سطح تخصصی بالاتری برخوردارند  [2013 May] 
*فشرده ی گزارش 2013 عفو بین الملل در باره اعدام: ایران و چین در صدر [2013 May] 
*سخنان نژاد پرستانه و توهین آمیز علی خامنه ای بر علیه مردم اروپا و سکوت رهبران سیاسی اروپا [2013 May] 
*نگاهی به نوشته محمد هادی: "مصداقی، مُبصر کلاس اپوزیسیون" [2013 May] 
*سخنان نژاد پرستانه و توهین آمیز علی خامنه ای بر علیه مردم اروپا و سکوت رهبران سیاسی اروپا [2013 May] 
*سیاست «سکوت» اطلاع رسانی سازمان مجاهدین خلق در قبال اعزام انتقال مجاهدین به آلبانی، چرا؟ [2013 May] 
*انواع قبولی پناهندگی در آلمان، یکسانی ها و تفاوت ها  [2013 May] 
*نگاهی به پیام مسعود رجوی به خامنه ای و رفسنجانی [2013 May] 
*نگاهی به نامه سرگشاده ایرج مصداقی به مسعود رجوی [2013 May] 
*مشخصه های سیستم کیش شخصیت و اهمیت درک آن برای فعالین ایرانی  [2013 Apr] 
*افزایش 17 درصدی صدور تسلیحات در جهان، مرگ سالیانه 500 هزار نفر از طریق سلاح های مختلف  [2013 Mar] 
*شرایط سختگیرانه تر در پذیرش پناهندگی به دلایل مذهبی در آلمان  [2013 Mar] 
*مسئولیت کشته شدن اعضاء سازمان مجاهدین خلق در "اردوگاه آزادی" با دولت عراق و سازمان ملل متحد می باشد  [2013 Feb] 
*سالگرد آزاد سازی اردوگاه مرگ آشویتس، یک فیلم مستند بر اساس مصاحبه با فیلمبردار ارتش سرخ  [2013 Jan] 
*افزایش تقریبا 30 درصدی ایرانیان پناه جو در آلمان در سال 2012  [2013 Jan] 
*توصیه هائی در مورد پناهندگی در آلمان و آشنائی با سختی های پیش رو  [2012 Dec] 
*روز جهانی حقوق بشر؛ آیا اتحادیه اروپا لیاقت دریافت جایزه حقوق بشر را دارد؟  [2012 Dec] 
*دستمزد و هزینه های وکیل در دعاوی مربوط به درخواست پناهندگی یا اقامت در آلمان  [2012 Dec] 
*نه به زندانی کردن پناه جویان در مرزهای اروپا [2012 Dec] 
*حکم دادگاه عالی اداری: پلیس در آلمان اجازه ندارد کسی را به دلیل رنگ پوستش کنترل کند  [2012 Nov] 
*راهپیمائی اعتراضی پناه جویان در آلمان؛ دستاوردها و چشم اندازها  [2012 Oct] 
*موضوع "حق تعیین سرنوشت" و فقر نیروهای سیاسی ایران*  [2012 Sep] 
*حکم دادگاه حقوق بشر اروپائی در ارتباط با پناهندگی به دلایل مذهبی [2012 Sep] 
*تست جدائی و طلاق، بر اساس تجربه و کار عملی و تخصصی با ایرانیان ساکن در آلمان  [2012 Sep] 
*مشکلات روحی- اجتماعی ایرانیان پناه جو و پناهنده در آلمان / یک بررسی تحقیقی- تحلیلی [2012 Aug] 
*گسترش اعتراضات پناهجویان در آلمان، با پیشتازی پناهجویان ایرانی، برعلیه شرایط غیر انسانی زندگیشان  [2012 Jul] 
*نقدی بر گزارش سالانه نقض حقوق بشر [2012 Apr] 
*از حق شهروندی افغانستانی ها و افغانستانی تباران ساکن در ایران دفاع کنیم!  [2012 Apr] 
*خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق؛ پایان یک استراتژی و چالش های پیش رو  [2012 Feb] 
*حکم دادگاه اداری شهر گیسن در آلمان در باره قبولی پناهندگی یک پناهجوی عرب ایرانی  [2012 Feb] 
*نگاهی به گزارش سال 2011 بخش مددکاری اجتماعی مرکز یاری های پزشکی در امور پناهجویان در شهر بوخوم آلمان [2012 Feb] 
*استثمار جدید و پشت پرده "اعجاب کار و اشتغال" در آلمان  [2012 Jan] 
*افزایش 35 درصدی ایرانیان پناهجو در آلمان در سال 2011  [2012 Jan] 
*بانک اطلاعاتی احکام مرتبط با امور پناهندگی در رابطه با ایران  [2012 Jan] 
*چرا یک هنرمند سرشناس در قبال سانسور در کشورش سکوت میکند؟ [2012 Jan] 
*بانک اطلاعاتی ویزای شنگن برای کنترل اسامی و اثر انگشت  [2011 Dec] 
*دادگاه عالی اروپا: ممنوعیت بازگرداندن پناهجویان به کشور دیگری در اتحادیه  [2011 Dec] 
*تقسیم و انتخاب محل زندگی پناهجویان در آلمان  [2011 Dec] 
*ارسال تسلیحات از آلمان برای قذافی در زمان تحریم تسلیحاتی؟ / نقش رسانه ها در روشن کردن افکار عمومی  [2011 Nov] 
*نقدی بر مقاله « قتل ناموسی برگی خونین از روایت ستم بر زنان» [2011 Oct] 
*ی به وضعیت سکونتی پناهجویان در آلمان در هایم(کمپ) های پناهندگی  [2011 Oct] 
*محکومیت اعدام معمر قذافی از زاویه حقوق بشری  [2011 Oct] 
*دوم آگوست، یادبود کشتار و نسل کشی کولیها توسط آلمان هیتلری  [2011 Aug] 
*تغییرات جدید در قانون اقامت آلمان از اول ماه یولی 2011  [2011 Jul] 
*سیاست پناهندگی اتحادیه اروپا: «فروش حقوق بشر و خیانت به حقوق بشر» [2011 Jun] 
*سرکوب و کشتار ساکنین اردوگاه اشرف، یک نقض آشکار حقوق پناهندگان و حقوق بشر است  [2011 Apr] 
*مصوبات جدید پارلمان آلمان در زمینه امور خارجیان  [2011 Mar] 
*«ویراست دوم منشور جنبش سبز»، تاکیدی مجدد بر وفاداری به نظام جمهوری اسلامی  [2011 Feb] 
*«جنبش سبز»، جنبش «مصون سازی نظام از سقوط و انحطاط»  [2011 Feb] 
*توقف اخراج پناهجویان از آلمان به یونان به مدت یک سال  [2011 Jan] 
*افزایش 111 درصدی ایرانیان پناهجو در آلمان در سال 2010  [2011 Jan] 
*تحریم آمرین جنایت در ایران گامی بزرگ به جلو، اما ناکافی و سوال برانگیز  [2010 Sep] 
*لایحه حمایت از خانواده «حمایت از مردسالاری» و آپارتاید جنسی؟  [2010 Aug] 
*60 کیلومتر اتوبان در تصرف «اراذل و اوباش و مصادیق آشکار فسق و فجور» یا دوستداران زندگی؟ [2010 Jul] 
*پیام فرزاد کمانگر و شیرین علم هولی؛ مقامت، مقاومت، مقاومت  [2010 May] 
*اهمیت رعایت اصل اطلاع رسانی موثق و پرهیز از تیترسازی های جنجالی [2010 Mar] 
*آمار اخراج پناهجویان از آلمان در سال 2009؛ تعداد اخراج به مقصد ایران: 149 نفر  [2010 Feb] 
*شلیک مرگبار به "ندا آقا سلطان" و پیامدهای انتشار اشتباه یک عکس برای "ندا سلطانی"  [2010 Feb] 
*چند سوال و ابهام در مورد بيانيه «پشتيبانان سکولار جنبش سبز ایران» [2010 Jan] 
*غربت یا غریبه گی؟  [2010 Jan] 
*اشاره ای به چند ویژه گی سازمان مجاهدین خلق و نقدی بر نظرات ایرج مصداقی [2009 Dec] 
*مراحل درخواست پناهندگی در آلمان؛ پناهندگی به چه کسی تعلق می گیرد؟  [2009 Dec] 
*احترام و وفاداری به خمینی، مرز جدا کننده وفادارن به نظام با وفاداران به جنبش آزادیخواهی  [2009 Dec] 
*خاکسپاری دوباره و ادای احترام به "ویکتور خارا" ، هنرمند مردمی شیلی پس از 36 سال  [2009 Dec] 
*استعفاء وزیر سابق دفاع آلمان؛ یک نمونه مقایسه در مورد دروغ و بی کفایتی مسئولین در آلمان و رژیم ج. ا  [2009 Nov] 
*گزارش تلویزیون کانال یک تلویزیون آلمان از فرار روزنامه نگاران از ایران بدلیل فشار و سرکوب  [2009 Nov] 
*چگونه میتوان "میزان وثوق" فیلم های خبری از ایران بر روی اینترنت را افزایش داد؟  [2009 Nov] 
*نمونه گیری آماری مربوط به مسیر خروج پناهجویان ایرانی تا ورود آنان به آلمان  [2009 Nov] 
*13 آبان روز دانش آموز یا روز اشغال سفارت آمریکا؛ مرزهای فرصت طلبی در سیاست و مبارزه حقوق بشری [2009 Nov] 
*نابودی اسناد و مدارک، اقدام جدید رژیم جمهوری اسلامی برای مسکوت نگه داشتن جنایاتش  [2009 Sep] 
*در مقابل جنایت تجاوزکاران در زندانهای جمهوری اسلامی، سکوت را بشکنید!  [2009 Aug] 
*تفاوت های جنبش سبز با جنبش آزادیخواهی مردم ایران  [2009 Aug] 
*دفاع از جان و امنیت و حقوق پناهندگی اعضاء و وابستگان سازمان مجاهدین مستقر در عراق، وظیفه ای انسانی  [2009 Jul] 
*حکم دادگاه اداری فرانکفورت برای بازگرداندن پناهجوی ایرانی اخراجی به یونان  [2009 Jul] 
*گزارش تلویزیون آلمان؛ تجهیزات و تکنیک پیشرفته ساخت آلمان در خدمت احمدی نژاد برای سرکوب مردم ایران  [2009 Jul] 
*چگونه میتوان "میزان وثوق" فیلم های خبری از ایران بر روی اینترنت را افزایش داد؟  [2009 Jun] 
*دستور خروج خبرنگاران خارجی از ایران؛ زمینه سازی یک سرکوب و کشتار گسترده؟  [2009 Jun] 
*رسیدن به آزادی از خِلال جنگ ایدئولوژیک در درون رژیم جمهوری اسلامی تا کجا واقعی است؟ [2009 Jun] 
*چرا "انتخابات" رژیم مغایر با موازین حقوق بشر و یک مردم فریبی است؟  [2009 Jun] 
*آمار اخراج پناهجویان از آلمان در سال 2008؛ تعداد اخراج به مقصد ایران: 113 نفر  [2009 Jun] 
*نگاهی به تاریخچه "حق پناهندگی" درقانون اساسی آلمان و تغییرات داده شده در آن  [2009 May] 
*«نه بخشش و نه فراموشی» ؛ مبارزه جهانی برای به مجازات کشاندن جنایتکاران  [2009 May] 
*«ریخت و پاش ١٢ میلیارد تومانی در همایش ایرانیان خارج از کشور»؛ دوستان احمدی نژاد چه کسانی هستند؟  [2009 May] 
*تجاوز به حریم شخصی مردم تحت نام «پاکسازي خانه های مجردی»، نمونه جدیدی از «اوباش گری حکومتی» [2009 May] 
*"مرحله رسیدگی ویژه به درخواست پناهندگی در فرودگاه های آلمان" یعنی چه و چگونه انجام میشود؟  [2009 Apr] 
*بازگشت دادن 65 پناهجوی ایرانی در سال 2008 از طرف دولت آلمان به دیگر کشورهای عضو قرارداد شنگن [2009 Mar] 
*باز پس گیری و لغو موقعیت پناهندگی 1596 ایرانی در آلمان طی سال 2008  [2009 Mar] 
*انتگراسیون و نقض حقوق بشر!  [2009 Feb] 
*"اقامت مستقل از همسر"، راهی برای پایان دادن به شرایط غیر قابل تحمل در ازدواج های اجباری [2009 Jan] 
*وقتی سرکونسولگری رژیم در آلمان، به ادارات آلمانی درس  [2008 Nov] 
*چرا اعدام نه! [2008 Oct] 
*گزارشی از جلسه سخنرانی در رابطه با سی سال نقض حقوق بشر در ایران [2008 Sep] 
*پیشگیری از یک فاجعه انسانی ؛ دفاع از امنیت مجاهدین خلق درعراق یک وظیفه حقوق بشری است  [2008 Sep] 
*اعتراضات مردم مشهد بر علیه گرانی [2008 Jun] 
*خمینی مرد اما همچنان میراث پلید او بر سر مردم ایران گرد مرگ و بی اعتمادی و آوارگی را می پراکند [2008 Jun] 
*فشار اداره خارجیان برای تهیه پاس ایرانی؛ یک اقدام " نرمال اداری" یا پهن کردن دام برای پناهجویان؟ [2008 May] 
*دهه زجر و ارمغان جمهوری اسلامی برای مردم ایران: [2008 Jan]