فرد در تشکیلات، ارزش و جایگاه فرد در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق
حنیف حیدرنژاد

در هفته های اخیر مسئله آقای ابراهیم محمدرحیمی (عباس)، یک عضو سابق و جدا شده سازمان مجاهدین خلق که در بستر بیماری در بیمارستانی در لندن است و نامه علنی شده او و فرزندش سپهر به مریم رجوی از رهبران سازمان مجاهدین خلق در مورد درخواست دیدارشان با خانم زهرا (پروین ) فیروزان، همسر و مادر نامبردگان، واکنش های مختلفی را از سوی هواداران و مخالفین سازمان مجاهدین خلق به دنبال داشته است.[1]

در این نوشته مایلم به یکی از اصلی ترین استدلال های رهبران، مسئولین و هوادارن سازمان مجاهدین که با نام، یا بدون نام و نشان در نوشته های خود آن را برجسته می کنند بپردازم. استدلال آنها این است: ماندن در تشکیلات سازمان مجاهدین، ماندن یا نماندن در قرارگاه لیبرتی در عراق یا در مراکز مجاهدین در آلبانی، پاسخ دادن یا پاسخ ندادن اعضائ این سازمان (در این مورد: خانم فیروزان) به نامه های خانوادگی، تمایل به داشتن یا نداشتن ارتباط با خانواده و ... یک "انتخاب شخصی" است. آنها همچنین مدعی هستند: اعضای سازمان مجاهدین همه توان خود را در راه مبارزه با رژیم ایران قرار داده اند. آنها حتی از خانه و خانمان خود گذشته اند تا بتوانند همه انرژیشان را فقط روی مبارزه با رژیم متمرکز کرده و برای مسائل شخصی و خانوادگی وقت ندارند. در مورد خانم فیروزان همچنین اضافه می شود: تصمیم او برای عدم ارتباط با خانواده و همسر (سابق) به این دلیل است که او به عنوان "زنِ رهای مجاهد خلق" در مایملک همسر (سابق) نیست که قرار باشد با درخواست همسر (سابق) مبارزه را ترک و به لندن برود.

نوشته حاضر تلاش دارد تا به این سوالات پاسخ دهد:
 فرد در درون تشکیلات سازمان مجاهدین خلق تا کجا "آزاد" و صاحب "اختیار" است؟ تا کجا این خودِ فرد است که "تصمیم" می گیرد چه بکند یا چه نکند؟ تا کجا این خودِ فرد است که "تشخیص" می دهد چه چیزی درست یا غلط است؟ آیا "فرد" در درون تشکیلاتِ سازمان مجاهدین امکان و اجازه ارتباط با دنیای خارج از تشکیلات، از جمله ارتباط با خانواده اش را دارد؟ "فرد" تا کجا صاحب و مالک" جسم و جان و سرنوشت خودش است؟

فردِ جذب شده به سازمان مجاهدین خلق از زمان ارتباط و بویژه از زمان ورود به این تشکیلات تا آخرین روز حضور در آن، به طرق مختلف (نشست های تشکیلاتی، گفتگو با مسئول خود در نشست های حسابرسی، دیدن نوارهای ویدئوئی آموزشی، شرکت در نشست های انقلاب ایدئولوژیک و ...) در معرض آموزش و تربیت شدن مستمر قرار دارد. هدف این آموزش ها آن است تا به او نقش و رُلِ فرد در تشکیلات "فهمانده" شود. چند نمونه از موارد آموزش، پرورش و تربیتِ نیروئی در درون تشکیلات سازمان مجاهدین که به موضوع این نوشته مربوط است در پی میاید. تلاش شده تا این نمونه ها با فرهنگ و ادبیات رایج در درون تشکیلات مجاهدین تنظیم شود:

1.  "فردیت" در  مقابل "رهبری" 
آنچه در سازمان مجاهدین در این مورد گفته می شد و گفته می شود، اغلب با ادبیات و فرهنگی از این دست است: "سازمان" برای خدا و خلق می جنگد. سازمان برای رهائی مردم و میهن از شّر آخوند ها میجنگند. مردم در ایران منتظر خواهر و برادر (مریم و مسعود رجوی) هستند و آنها تنها امید مردم هستند. سازمان نقطه امید بشریت و نوک پیکان تکامل است. سازمان برای بردن خواهر مریم به تهران میجنگد. سازمان برای برگرداندن رهبری غصب شده ای که خمینی از برادر (مسعود) گرفت میجنگد. ... رهبران مجاهدین با این مقدمه سازی اینچنین نتیجه گیری می کنند: اگر این خواسته ها درست است، که هست. اگر این خواسته ها حق است، که هست، و اگر قرار است سرنگونی (رژیم) محقق شود، پس: باید با تمام قوا جنگید. برای این کار باید "خود" را کنار گذاشت. خود و فردیت نقطه ی مقابل رهبری است. باید "فردیتِ" لانه کرده در "خود" را له و نابود کرد، پودر کرد و به هوا فرستاد. در فردیت یک نیروی بازدارنده و شرک آلود هست که در مقابل توحید و یگانگی قرار گرفته و مانع ذوب شدن فرد در رهبری می شود. 

به باور رهبری مجاهدین فرد نمی تواند به تنهائی در این راه پر پیچ و خم و طولانی همه تضادهایش را شناخته و آنها را حل کند. جمع وظیفه دارد تا به فرد کمک کند تا این مسئله را بفهمد و مشکلاتش را حل کرده تا سرانجام رها شود. مکانیزم این "رها شدن" نیز اینگونه است: گزارش نویسی فرد در مورد خود و دیگران، انتقاد فرد از خود در جمع، انتقاد دیگران از فرد در جمع و حمله ی "بی  رحمانه" به فرد برای خُرد و خمیر کردن شخصیت و فردیتش. این "بهترین کمک"ی است که جمع میتواند به فرد بکند. اصلا این "وظیفه" جمع است.

 در عمل، این "کمک"، در نشست هائی با اسامی مختلف مانند نشست تشکیلاتی، نشست ایدئولوژیک و بویژه از سال 1374 به بعد در جلسات موسوم به انقلاب جاری، جلسات دیگ و طمعه و ... به روش هائی مانند فحاشی، توهین، پرتاب آب دهان، چَک و سیلی زدن به صورت و... انجام می شود. فردی که در مقابل این روش ها مقاومت کرده یا به مسائلِ درون تشکیلاتی معترض باشد، آدم مسئله دار، طعمه، بریده، نفوذی وزارت اطلاعات، کسی که مسئله ی جنسیت داشته و به فکر زن یا شوهر است، کسی که "فیلش هوای فرنگ کرده" و ...  معرفی می شود. در مواردی که اعتراضِ یک فرد جدی تر باشد نیز در اقدامی امنیتی و تحت عنوان "رفع ابهام" (آخرین مورد دسته جمعی 1374) او را به زندان و به سلول های انفرادی منتقل می کنند. در همین ارتباط مواردی از شکنجه و زندانی های طولانی حتی چند ساله از سوی جداشدگان از سازمان مجاهدین گزارش شده است.[2]

تاثیر این شیوه بر روی فرد، بویژه بر روی آنانی که در نوجوانی و جوانی به سازمان مجاهدین پیوسته اند این است که هر زمان خواسته های فردی در ذهن فرد فعال شود، او خود را در مقابل رهبری "فداکار" دیده و از آنجا که این رهبری، "فشرده ی مقاومت و مبارزه بر علیه رژیم" در ایران است، بنابراین طرح خواسته های فردی، نوعی خود خواهی ویرانگر است که حاصل آن نهایتا بر علیه مردم و میهن خواهد بود. (خواسته فردی همه چیز را شامل می شود: از داشتن یک رادیو یا ضبط  صوت کوچک تا داشتن یک آلبوم عکس. از درخواست دیدار فرزند و همسر تا خواست تماس تلفنی با خانواده. از داشتن یک کتاب شعر و رمان تا دیدن یک برنامه تلویزیونی، از خواست داشتن وسایل ورزش بدنسازی تا خواست دیدار از آثار باستانی در عراق یا پاریس و ...) 

2.  فرد، عنصری اجرائی
در سازمان مجاهدین خلق هر تیم و دسته و گردان و تیپ و بخش و ستاد و خلاصه هر جمعی به فراخور کوچک یا بزرگ بودنش یک "مسئول" و فرمانده دارد. حتی در یک جمع دو نفره باید مشخص باشد چه کسی مسئول و چه کسی تحت مسئول است. مسئول بودنِ افراد بر اساس "رده" ی تشکیلاتی آنها مشخص می شود. رده ی تشکیلاتی بر اساس "صلاحیت" تعیین می شود. صلاحیت از "میزان ذوب شدگی در رهبری" (مریم و مسعود) مشخص میشود. در اساس، این مسئول یا فرمانده است که بر پایه ی سلسله مراتب، فرمان صادر می کند و نیروی تشکیلاتی یا نفر و نفرات تحت مسئول او نیز موظفند فرمانش را اجرا کنند. در چنین ساختاری ارزش "فرد" برابر است با نیروی اجرائی. بویژه از سال 1368 به بعد، فردِ تحتِ مسئول حق و اجازه سوال در مورد مسائل اساسی از مسئول خودش را ندارد. "چرا"، معنی ندارد. پاسخ به هر چرا ئی این است: همین است که گفته شد! 

آنچه به فرد ابلاغ می شود، "خط"ی است که تشکیلات داده و از "بالا" آمده است. "سازمان" این را گفته و "تشکیلات" این را خواسته است. همین! ... در بسیاری موارد دیگر نیز پاسخ این است: "خواهر" (مریم) یا "برادر" (مسعود) این را گفته است. بنابراین جای اما و اگر و سوال و جواب نیست. سازمان یعنی مریم، یعنی مسعود. "سازمان" بیشتر از تو (فرد) می فهمد و بهتر می داند که چی درست است. بنابراین حرف نزن، سوال نکن و بچسب به کارت و کارت را انجام بده. ... زمانی که یک فرد سوالی را با مسئول بالاتر خود مطرح کند، اینها متداول ترین پاسخ هائی است که به او داده می شود.  

همه آنچه چه که گفته شد، ساختاری را ترسیم می کند که در آن، "فرد"،  فقط رُل  و نقش "اجرا"ئی دارد. نقشی که به مرور زمان در هر فرد نهادینه شده و مطابق آن، خودِ فرد نیز یاد می گیرد، یا به عبارت دیگر اینگونه تربیت می شود که بر اساس همین ساختار با خودش، با افراد تحت مسئولش و نیز با مسئولین بالاتر از خودش "تنظیم رابطه" کند. برای خودش ارزشی قائل نباشد و خود را فقط یک وسیله ببنید. بر پایه این ساختار و به مرور زمان، فرد از خود و از دیگران هم همین انتظار را دارد و جز این را نیز درست نمی داند. میزان جا افتادگی این نحوه ی نگرش به خود و دیگران آنچنان عمیق است که حتی برای جدا شده ی از این تشکیلات نیز زمانِ کم و بیش زیادی لازم است تا بتواند خود را از این سیستم رها کند.

3.  ذوب شدن در رهبری
یکی از مواد و بند های انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین، بر اطاعت بی چون و چرا با هدفِ ذوب شدن در رهبری تاکید دارد. مطابق این بند، علت عدم موفقیت مجاهدین در عملیات فروغ جاویدان در مرداد 1367 این بود که رزمندگان مجاهد خلق بجای آنکه تمام انرژی خود را برای نبرد با پاسداران و بسیجیانی که در مقابل آنها قرار گرفته بودند مصروف کنند، در ذهن خود به زن یا به شوهر خود فکر می کردند. (توضیح مفصل تر این موضوع در نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد، صفحه 21 به بعد [3])

مطابق این بحث، مسعود رجوی که در این زمان همزمان رهبر عقیدتی، مسئول اول سازمان مجاهدین، مسئول اول شورای ملی مقاومت، فرمانده ارتش آزادیبخش و فرمانده عملیات فروغ جاویدان بود هیچ مسئولیتی در  قبال شکست این عملیات با بیش از 1300 کشته نداشت. او هیچ مسئولیتی در قبال شکست های سیاسی و استراتژیک سال های قبل که به این شکست منجر شده بود نیز نداشت. اگر هم ضعف، کمبود و اشکالی در کار بود که به این شکست و شکست ها انجامیده بود، دلیل آن باید در اعضای سازمان مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادیبخش جستجو می شد و نه در رهبری آن. مطابق این بحث ها آنانکه که در این عملیات کشته شده بودند کسانی بودند که "تمام عیار" در مسعود و مریم ذوب شده بودند و این را هم با خون خود "مُهر" کرده بودند. اما آنانکه زنده برگشته بودند، زنده بودن آنها دلیلی بود بر مقصر بودنشان. سال های طولانیِ نشست های چند صد نفره و چند هزار نفره، صده ها و هزاران ساعت تماشای نوارهای ویدئوئیِ نشست های مسعود و مریم رجوی باید به اعضا سازمان این را "میفهماند" و این را در آنها خوب "جا میانداخت" که آنها خودشان مسئول شکست در آن عملیات بوده اند. 
سوال این بود چه باید کرد تا دوباره سازمان با چنین ضربه ای روبرو نشود؟ مسعود رجوی پاسخ به این سوال را در یک بندِ دیگر انقلاب ایدئولوژیک اینگونه آماده کرده بود: هر مرد و هر زن مجاهد یا هر رزمنده ی ارتش آزادیبخش، هم افراد متاهل و هم مجرد، باید از همسر خود (آنها که مجرد نیستند، در ذهنشان)، باید برای همیشه از همسر خود طلاق بگیرند. هر زن و مرد مجاهد باید تمام وجود خودش را، تمام جسم و جان و فکر و ذهن و حتی تخیلاتش را فقط و فقط در اختیار رهبر عقیدتی بگذارد. ... مسعود رجوی با طرح این موضوع موفق شد تا برای سالهای طولانی مجاهدین را با "درون" خودشان درگیر کرده تا از آن طریق بتواند بر یک واقعیت بیرونی، یعنی شکست های سیاسی، نظامی و استراتژیکی که خود او مسئولش بود سرپوش بگذارد. بعد از آن، دیگر "وجود" هیچ مرد و زن مجاهدی به خودش تعلق نداشت. اصلا "وجود" دیگری در مقابل مسعود معنی وارزشی  نداشت. همانگونه که "صاحبِ خون شهیدان"، مسعود بود، پس از آن، صاحبِ جان و جسم و سرنوشتِ هر زن و مرد مجاهد نیز مسعود رجوی بود.

  حاصل این "ذوب شدن" در رهبری عقیدتی می بایست "اطاعت بی چون و چرا" ی هر زن و مرد مجاهد از رهبری عقیدتی و از سلسله مراتب رهبری  ای باشد که پس از آن بر او فرمان می راند. اگر چه موضوع رهبری عقیدتی از اواخر سال 1363 شروع شده بود، مباحث اخیر در پایان سال 1368 به آن عمق و کیفیت متفاوتی می داد. 

تربیت کردن و شکل دهی رفتار و شخصیت انسان در ماشین انقلاب ایدئولوژیک 

انقلاب ایدئولوژیک مسعود رجوی دستگاهی است که چند هدف و وظیفه و کارکرد دارد: 
- فراری دادن مسعود رجوی از زیر بار مسئولیت و پاسخگوئی در قبال شکست های متعدد استراتژیک و سیاسی و نظامی
- تثبیت موقعیت مسعود رجوی به عنوان "رهبر" بلامنازعه از طریق از دور خارج کردن هر فردی که توان و پتانسیل مقابله با مسعود رجوی را داشت و کور کردن هر روزنه انتقاد و اعتراض بر علیه رجوی. پایان دادن به سانترالیزم دمکراتیکی که تا آنزمان در تشکیلات وجود داشت و جایگزین کردن آن با توتالیتاریسم آغشته به تقدسگرائی مذهبی 
- درگیر کردن نیروهای بدنه تشکیلات با درونِ خود و منحرف کردن آنها از مشغول شدن به مباحث استراتژیک و خطی
- تبدیل نیروهای رزمنده و بدنه تشکیلات به نیروهای اجرائی صرف. نیروهای فرمانبردار و مطیع. و بویژه پس از سقوط صدام حسین در عراق تبدیل نیروهای تشکیلات به نیروهائی فاقد خلاقیت و جسارت. نیروهای سر در گریبان و بدون اعتماد به نفس. نیروهای ترسو و مُردد. نیروهای محافظه کار و مصلحت اندیش. نیروهای نسبت بهم شکّاک و بدبین. نیروهائی که بر علیه هم می زنند تا خود در مقابل تیغ نشست های "طعمه و دیگ و حوض یا عملیات جاری" گرفتار نشوند. نیروهائی که بر بی عدالتی و تبعیض و زور در درون تشکیلات لب فرو بسته، ساکت می شوند، به تماشا می نشینند و مرگ را بر زنده ماندن ترجیح می دهند. حتی آنگاه که این نیروها از عراق به آلبانی رسیده و جدا می شوند بر پایه آنچه که در بالا آمد، تشکیلاتِ مجاهدین از طریق وابسته کردن مالی نیروهای جدا شده به خود (ماهیانه حدود 500 دلار) و یا از طریق تهدید آنها (اگر بر علیه سازمان حرفی بزنید آنقدر نفوذ داریم که از طریق پلیس آلبانی برایتان دردسر درست کرده و راهی زندانتان کنیم)، نیروهای جدا شده را ناچار به سکوت می کنند. (این موضوعی است که طی یکسال و نیم گذشته تا زمان نوشتن این مطلب شخصا از پنج تن از جدا شدگان شنیده ام.) برخی از نیروهای جدا شده، چه آنها که در گذشته ی نسبتا دور یا آنانکه جدیدا از سازمان مجاهدین جدا شده اند نیز آنچنان به لحاظ روحی و فکری و عصبی آسیب دیده و آنچنان به لحاظ عاطفی و احساسی سرخورده شده اند که ترجیح می دهند باقی مانده ی نیرو و انرژی خودشان را فقط صرف سلامتی خود و حفظ خانواده شان کنند. رفتاری که البته قابل درک است.
- به کمک محور چهارم که در بالا توضیح داده شد، رجوی عملا هرگونه اعتراض در درون تشکیلات را مهار کرده و تحت کنترل در میاورد. از درز هرگونه اخبار و اطلاعات از درون تشکیلات به بیرون جلوگیری میکند و با صحنه آرائی و نمایش های تلویزیونی، وضعیت درون تشکیلات را به بیرون طوری نشان می دهد که گوئی همه چیز امن و امان است! درست به همین خاطر است که با هرگونه ارتباط خانوادگیِ اعضا و بستگانشان با هم به شدت مخالفت می کند و چون هیچ دلیل قانع کننده ای برای توجیه این سیاست خود ندارد، خواست انسانی خانواده ها برای دیدار و تماس با بستگانشان در لیبرتی و آلبانی را به وزارت اطلاعات رژیم نسبت می دهد. 

سخن پایانی

در این چنین تشکیلاتی، چه در عراق یا آلبانی و به میزان زیادی حتی در کشورهای غربی، "فرد" موجودیت و ارزشی ندارد. یعنی اجازه ندارد که موجودیت داشته باشد. فرد با دنیای بیرون خود ارتباطی ندارد و اجازه و امکانش را هم ندارد که ارتباط داشته باشد. همه ارتباطات باید از کانال های مشخص و مطمعن انجام بشود. اینگونه است که رهبری سازمان مجاهدین با هرگونه شفافیت، با هرگونه ارتباطِ مستقیم با افکارعمومی و رسانه های مستقل و آزاد مخالفت کرده و این امکان را در مورد نیروهای بدنه تشکیلات نیز ممنوع کرده و آنها حتی با افراد خانواده شان هم نباید دیدار و تماس داشته باشند. همزمان، مسئولین بالای این سازمان که اغلب در اُورسورواز در پاریس اقامت دارند با اسامی مستعار یا بدون نام و نشان، تبلیغ و اتهام پراکنی گسترده ای بر علیه جداشدگانی که بطور علنی بر علیه سیاست های مسعود رجوی اعتراض دارند را هدایت می کنند. قصد آنها این است که همانگونه که هر صدای اعتراضی در داخل تشکیلات را سرکوب کرده و سرکوب می کنند، در بیرون تشکیلات نیز هر صدای اعتراض، هرگونه روشنگری و هر نوع مخالفت بویژه از سوی جداشدگان این تشکیلات را سرکوب کنند. 

آنانی که در درون تشکیلات سازمان مجاهدین بوده اند بر درستی آنچه که در بالا آمد (که البته فقط بخش بسیار بسیار کوچکی از یک واقعیت بزرگتر است) گواهی می دهند. آنانکه در درون سازمان مجاهدین بوده و از آن جدا شده اند به خوبی می دانند که مسئولیت و کارگردانی همه آنچه که در بالا آمد بر عهده مسعود رجوی میباشد. همه آنان که در درون سازمان مجاهدین بوده اند به خوبی می دانند بجز قشر خاصی، بقیه افراد در درون تشکیلات نمی توانند بطور آزاد به تلفن و اینترنت و رسانه های جمعی دسترسی داشته باشند. بدنه داخل تشکیلات مجاهدین از واقعیت های بیرون بی خبر بوده و امکان تحقیق ندارند و نمی توانند به خواست شحصی خود به نامه نگاری با این یا آن فرد یا سازمان بین المللی بپردازند. هر قدم و هر حرکت فرد در درون این تشکیلات، همانگونه که پیشتر توضیح داده شد، از "بالا" دیکته میشود.  

با آنچه که فوقا آمد می توان درک کرد که چرا رهبری سازمان مجاهدین از تماس خانواده ها با بستگانشان در عراق و لیبرتی و یا در آلبانی هراس داشته و چرا به دلیل علنی شدن نامه محترمانه ابراهیم محمدرحیمی (عباس) و فرزندش سپهر به مریم رجوی، او را هدف یک تهاجم گسترده تبلیغی قرار داده و در حالی که عباس در بیمارستان بستری بوده و به دلیل بیماری امکان دفاع و پاسخگوئی ندارد، بی شرمانه ترین اتهامات را به او، فرزند و خانواده اش نسبت می دهد.

فرد، چه زهرا (پروین ) فیروزان یا هرکس دیگری، در درون تشکیلات مجاهدین "ارزش"ی ندارد. بگذارید بیشتر توضیح دهم: یکی از مکانیز م هائی که مسعود رجوی با آن نیروی های تشکیلات را سرکوب و خفه می کرد و خفه میکند، بحثی است با عنوان "بدهکار و طلبکار". مطابق این بحث که مریم رجوی در نشست های بزرگ آن را شروع کرده و مسعود رجوی آن را ادامه می داد، صِرف زنده بودن و نفَس کشیدن هر مجاهد خلق، وابسته به مسعود و به دلیل وجود اوست. با مسعود است که مجاهدین اعتبار و احترام و "ارزش جهانی" می گیرند. حتی آنها که در زندان بوده و اعدام و کشتار شده اند نیز سرمایه های مسعود هستند. زندانیان سیاسی و هر آنکس که از دست رژیم جمهوری اسلامی جان به در برده نیز "بدهکار" مسعود است. رجوی استدلال می کرد اینکه این زندانیان از بند رها شده و اعدام نشده اند، نشان می دهد که یک طوری با رژیم کنار آمده بودند! بنابر این همینکه با این وجود او (مسعود)، آنها را پذیرفته، نشانه بلند نظری اوست و از همین بابت نیز باید این زندانیان سیاسی سابق شکرگزار بوده و به او بدهکار هستند. 

بحث "بدهکار و طلبکار" به آن خاطر بود تا هیچ کسی از افراد قدیمی تر سازمان که در دهه 40 و 50 شمسی وارد تشکیلات شده یا آندسته از زندانیان سیاسی رژیم جمهوری اسلامی که آزاد شده و به ارتش آزادی در عراق پیوسته بودند، کسی "جرأت" ابراز  وجود در برابر مسعود یا مریم رجوی پیدا نکند. هدف آن بود تا وجود و ارزش انسانی آنها تحقیر شده و آنها را با خود کم بینی درگیر کند، به نحوی که ساکت شده و بی اثر بمانند. (نگاهی بیاندازید به لیست بالا بلند افراد دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان تا قبل از انقلاب ایدئولوژیک و سرنوشت بعدی آنها، از جمله علی زرکش، پرویز یعقوبی و مهدی افتخاری). در چنین دستگاهی همه به مسعود رجوی "بدهکار" بوده و او از همه "طلبکار" است. فرد، فردیت، ایندیویدیوم اصلا معنی ندارد. فرد، تنها و تنها وسیله ای است برای آنکه مسعود رجوی بتواند با آن به هدفش برسد. هرجا منافع رجوی ایجاب کند هر فردی با آب و تاب در رسانه ها مطرح می شود و هر جا لازم باشد همان فرد یک شبه "مزدور  وزارت اطلاعات" خطاب می شود. 

البته این نحوه ی رفتار با انسان ها، در خارج  از تشکیلات مجاهدین هم  وجود داشته و دارد. نمونه های زیادی وجود دارد که چگونه رجوی در شورای ملی مقاومت، افراد و شخصیت های مختلف یا حتی احزاب و نیروهای سیاسی و هنرمندان را مورد استفاده ابزاری قرار داد و هر زمان که آنها در مقابل این توهین و تحقیر و سوء استفاده ایستادند، رجوی به سادگی به آنها برچسب و اتهام زد یا آن ها را آنچنان زیر فشار ترور روحی- شخصیتی قرار داد که پس از جدائی سکوت کرده و دَم بر نیاورند. 

با این توضیحات، واضح است اگر کسی در تشکیلات رجوی حتی "ارزش وسیله شدن" برای "خدمت" به "رهبری" را پیدا کند، چنین چیزی باید برای آن فرد به خودی خود باعث خوشحالی و سپاسگذاری باشد! حتی اگر این وسیله شدن، نوشتن نامه (انتسابی) یا رودرو شدن با خانواده خود باشد! 

با این همه، همانگونه که بسیاری از حقایقی که رهبری سازمان مجاهدین قصد سرپوش گذاشتن بر آنها داشت، امروز علنی شده اند، بقیه حقایق پنهان و فریبکاری هائی که رهبری مجاهدین به آنها دامن میزند نیز به مرور زمان برای افکار عمومی روشن و روشنتر خواهد شد. تا آن زمان هیچ عجله ای نیست.

حنیف حیدرنژاد
12 دی ماه 1394/ 2 ژانویه 2015
http://www.hanifhidarnejad.com 

 

1- خانم انتظاری ما را به اشک تمساح شما نیازی نیست، منوچهرمحمدرحیمی 
 
همچنین:  
سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی، ایرج مصداقی 


2- شیوه های کنترل و سرکوب جمعی در درون مجاهدین- قسمت سوم جمال عظیمی، قسمت اول تا سوم
 
همچنین: 
روایت دردهای من/ خاطراتی چند از سه سال اسارت در سلول‌‌های انفرادی قرارگاه اشرف، رضا گوران، قسمت های مختلف 



3- نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

حنیف حیدرنژاد

فهرست مطالب حنیف حیدرنژاد در سایت پژواک ایران 

*گزارش وزارت کشور آلمان در مورد تعداد پناهجویان در سال 2016
*چند عکس و چند سوال
*پیامد های مرگ رفسنجانی در عرصه جناح بندی های جمهوری اسلامی
*طراحی عملیات از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در آلمان
*گورخوابی در ایران و روش حسن روحانی برای مبارزه با آن
*یاد ناصر ایرانپور دوستدار آزادی و انسایت گرامی!
*کشف گور دسته جمعی در تبریز و مسوولیت رژیم در حقیقت‌یابی
*اروپا و قدرت گیری پوپولیسم؛ شکست احزاب سنتی
*صدور حکم محکومیت احمد منتظری، هراس جمهوری اسلامی از حقیقت‌یابی
*پایه‌ریزی سیستم جدید برای تشدید کنترل ورود به اتحادیه اروپا
*تشدید اخراج پناهجویان از آلمان
*حالت‌های مختلف تصمیم‌گیری توسط اداره امور پناهندگی در آلمان
*سازمان مجاهدین، پایان انتقال به آلبانی و سرپوش گذاشتن بر یک شکست استراتژیک به بهای جان انسان ها
*«افتخار» پورمحمدی به کشتار و اعدام های سال 67 و طرح چند سوال
*سازمان مجاهدین خلق و تصفیه حساب شنیع با مخالفین
*در مورد خبر فوت مسعود رجوی
*اهمیت «مسئولیت فردی» در همکاری و مشارکت با دستگاه سرکوب و کشتار
*تصویب پیش نویس قانون «انتگراسیون» توسط دولت آلمان
*پدرسالاری اصلاح‌طلبانه: چرا اصلاح‌طلبان از اقدام فائزه رفسنجانی دفاع نمی‌کنند؟
*گرویدن به مسیحیت و تاثیر آن بر درخواست پناهندگی در آلمان
*نه، یعنی نه! خواست فعالان حقوق زنان در آلمان در مورد سکس بدون رضایت
*انتگراسیون چیست، شرایط و الزامات آن/ پاورپوینت آموزشی
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت چهارم و آخر
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت سوم
*مهمترین عامل و تعیین کننده ترین عامل
*معامله با ترکیه بر سر پناهجویان، شکست اتحادیه اروپا
*چه باید کرد؟ نقدی به گذشته و نگاهی به امروز- قسمت اول
*قوانین جدید پناه‌جویی در آلمان: قانون الحاق خانواده محدود شد
*واقعا نمیدونی چقدر ابلهی؟!
* انتخابات، فرصتی برای یک رفراندومِ ساکت «نه» به جمهوری اسلامی
*زندگی ادامه دارد، به یاد عباس محمدرحیمی
*تسلیت به خانواده سرفراز محمد رحیمی
*آنگلا مرکل زیر فشار: خودت مشکل پناه‌جویان را حل کن‎
*مزاحمت جنسی در شب سال نو؛ آتشی تازه به دامان پناه‌جویان در آلمان؟
* آلمان: نزدیک به ۱میلیون پناه‌جو و تقریبا نیم‌ میلیون تقاضای پناهندگی در سال ۲۰۱۵
*فرد در تشکیلات، ارزش و جایگاه فرد در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق
*فریبکاری رهبری سازمان مجاهدین خلق بیش از پیش رنگ می بازد
*ترکیه در آستانه جنگ داخلی؟
*اوج حضیض یک سازمان سیاسی
*محتوای بسته دوم قوانین پناهجوپذیری آلمان در سال ۲۰۱۶ چیست؟
*همدردی با مردم فرانسه، مبارزه با تروریست های اسلام گرا
*حمام خون در لیبرتی، و مسئولیت مسعود رجوی
*حمله مجدد موشکی به اردوگاه لیبرتی در عراق و مرگ انسان ها، مسئولیت با کیست؟
*قوانین جدید مربوط به پناه جویان در آلمان، یک هفته زودتر به اجرا گذاشته شد
*طرح ایجاد مناطق ترانزیتی در مرز آلمان برای کنترل ورود پناه جویان
*مریم رجوی و ادعاهای تکراری پایبندی به دمکراسی و حقوق بشر
*سازمان عفو بین الملل؛ تلاش برای لغو مجازات اعدام مرتبط با مواد مخدر
*ترسیم خطوط کلی سیاست پناهندگی در آلمان و اروپا
*تلاش ها برای هماهنگی در حل و فصل بحران پناه جویان در آلمان و اتحادیه اروپا
*انساندوستی مردم آلمان قابل تقدیر است
*بحران پناه جویان؛ اتحادیه اروپا در بحران هویتی و بر سر دوراهی
*18 دلیلی که رفسنجانی نیز دستگاه قضائی در جمهوری اسلامی را ناعادلانه می داند
*آلمان و تاخیر در برخورد با بحران پناه‌جویی
*آلمان و پناه‌جویان؛ پیروزی قانون بر وحشت‌پراکنی راست‌های افراطی
*عوامل مهم و تاثیرگذار در شکل دهی تحولات سیاسی- اجتماعی ایران امروز
*دفاع از حقیقت، پایداری بر یک پرنسیب
*بمبگذاری در اردوگاه حزب کومله کردستان ایران محکوم است
*فردیت و جنسیت و مکانیزم های درون تشکیلاتی سازمان مجاهدین خلق برای تثبیت رهبری رجوی
*سومين کنگرهء سکولار دموکرات های ايران؛ انتقادات و نکات قابل تأمل
*تغییرات جدید در قانون اقامت در آلمان
*مردسالاری شیعی و توهین یکی از آخوندها به ایرانیان از طریق تلویزیون حکومتی
*تحقیر خامنه ای توسط وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا
*بحران جهانیِ فرار و پناهندگی، نشانه‌ای از بحران سیاست جهانی
*تحولات سیاسی ترکیه؛ مقابله نئوعثمانیسم و سکولاریسم
*پاورپوینت آموزشی به زبان ساده؛ دلایل فرار و پناهندگی
*فرار یک زن برهنه از خودروی نیروی انتظامی، نقطه انفجار فردی و اجتماعی و پیامدهای آن
*اروپا چگونه پناه‌جویان را به کام مرگ می‌فرستد
*تلاش رهبران جمهوری اسلامی برای فرار از پیامدهای تفاهم هسته‌ای
*افزایش شمار پناه‌جویان در جهان و نگاهی به پراکندگی جغرافیائی ایرانیان پناه‌جو
*چرا مریم رجوی بر«تسلیح» ساکنین کمپ لیبرتی در عراق اصرار می کند، عواقب آن چیست؟
*علی خامنه‌ای در فرار از پاسخگوئی، منتقد نظام خود می‌شود
*محمد اقبال سخنگوی غیر رسمی سازمان مجاهدین خلق اتهام پراکنی می کند. پاسخ دهید!
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق، قسمت سوم و پایانی
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق (2 )
*بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق (1)
*مرگ افراد سازمان مجاهدین در عراق و لیبرتی؛ ابهامات و پرسش ها
*هیچ پناه جوئی از آلمان تا نیمه ژانویه 2016 به یونان اخراج نمی شود
*جنگ تبلیغاتی- روانی بر سر شمارِ تظاهرکنندگان «پِگیدا» در آلمان
*کمک های سخاوتمندانه و میلیونی سازمان مجاهدین خلق به «مزدوران وزارت اطلاعات» و چند سوال
*جایتکار خوب، جنایتکار بد!
*۱۲۷٫۰۲۳ تقاضای پناهندگی جدید در آلمان در سال ۲۰۱۴
*مشروط کردن کمک تسلیحاتی و آموزشی به پیشمرگان کورد در عراق به رعایت حقوق بشر
*قتل یک پناه جوی اریتره ای در شهر دِرِسدن آلمان
*مسئولیت مسعود رجوی در حفظ جان ساکنین کمپ لیبرتی در عراق
*حذف مخالفین با شلیک به قلب آزادی بیان
*تفاوت های مهاجر و پناه جو و پناهنده
*آتش زدن همزمان سه خوابگاه پناه جویان در آلمان
*نقدی مختصر به مقاله ی ایرج مصداقی «مسعود رجوی سه دهه فرار و ...»
*اتهام زنی بجای استفاده از راه کارهای قانونی؛ فرهنگ سرکوب مخالفین توسط سازمان مجاهدین خلق
*چرا رهبری سازمان مجاهدین خلق از اطلاع رسانی در مورد اعضا این سازمان در عراق و آلبانی خودداری می کند؟
*نگاهی سریع به پیام یازده آبان 1393 مسعود رجوی
*شورای ملی مقاومت تشکیلاتی غیردمکراتیک و زائده سازمان مجاهدین
*حکم دادگاه حقوق بشر اروپا در ممنوعیت اخراج یا بازگرداندن پناه جویان به یونان
*اتحادیه اروپا: ممنوعیت اخراج یا بازگرداندن پناه جویان به ایتالیا مشروط می شود
*اشک تمساح رژیم اسلامی ایران و حمله به مدافعان حقوق بشر
*درگیری شدید پلیس آلمان با نئونازی ها در شهر کلن
*ریحانه را بخاطر دفاع از زندگی و حقیقت اعدام کردند
*چراغ سبز امام جمعه اصفهان برای اسیدپاشی به زنان: ام‌القرای جهانیم یا بدتر از حرامسرا های قدیم؟
*پیشروی نیروهای خلافت اسلامی تا 12 کیلومتری فرودگاه بغداد و سوال از رهبری سازمان مجاهدین
*در باره «استعفای طبيعی و شرافتمندانه»
*انطباق فعال یا فرصت طلبی و بی پرنسیبی سیاسی؟
*اعدام، اهداف و انگیزه ها؛ به مناسبت روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام
*فاجعه انسانی در کوبانی، نظاره گری قدرت های محلی و جهانی؛ مشارکت در جنایت
*کنترل مرزی در اتحادیه اروپا به مدت دو هفته با هدف دستگیری پناه جویان «غیر قانونی»
*کاسبی و تجارت به نام پناه جویان؛ بد رفتاری و ضرب و شتم پناه جویان در کمپ های پناه جویان در آلمان
*تغییرات جدید در زمینه قوانین مرتبط با پناهندگی در آلمان
*تشدید شرایط غیر انسانی کمپ های پذیرش پناه جویان تازه وارد در آلمان
*برجسته کردن نقش عوامل خارجی، برای توجیه مسئولیت گریزی شخصی یا تشکیلاتی
*تحقیر انسان در حکومت اسلامی در ایران؛ اراذل و اوباش واقعی چه کسانی هستند؟
*نگاهی به کنگره دوم سکولار دمکرات های ایران در شهر بوخوم
*بهبودی نسبی وضعیت حقوقی قبول شدگان پناهندگی به دلایل انسانی در آلمان
*جنایت بر علیه بشریت در غزه، برنده و بازندگان آن
*ضدیت رهبری مجاهدین خلق با آزادی بیان
*سالگرد عملیات «فروغ جاویدان»
*نگاهی کوتاه و سریع به «گزارش 93» ایرج مصداقی
*«خلق قهرمان ایران»!
*برای رفع تکلیف! نگید که ما نگفتیم!
*پناهجویان در برلین در محاصره پلیس
*شکافِ بینِ نسل ها، چرا؟
*فرار به جلو به سبک رهبری مجاهدین
*بیش از 75 هزار ایرانی پناه جو در سال 2013
*زمینه سازی کشتار ساکنین کمپ لیبرتی در عراق با بی مسئولیتی رهبری مجاهدین
*خطاب به احزاب، گروه ها، تشکل ها و شخصیت های ایرانی و ایرانیان مدافع حقوق انسان؛ سکوت خود را بشکنید!
*سقوط شهر موصل توسط «داعش» و وظیفه سازمان ملل و دولت امریکا در تامین حفاظت ساکنین لیبرتی در عراق
*اهمیت شکستن «تابوی تجاوز» در مراحل پناهندگی در آلمان- نگاهی به یک تجربه
*فرار رهبری مجاهدین خلق از پاسخگوئی، با به جان هم انداختن خانواده ها
*دفاع از حق آزادی بیان مسیح علی نژاد
*«جنگِ نیابتی» به سبک رهبری سازمان مجاهدین خلق
*نامه سرگشاده به مریم رجوی: مسئولیت سلامتی برادران خود را با رهبری سازمان مجاهدین می دانیم
*چرا مریم رجوی به سوالات نمایندگان پارلمان کانادا پاسخ می دهد، اما به ایرانیان نه؟
*شلیک سلاح سبک به ساکنین لیبرتی، نشانی از وخامت بیشتر امنیت آنان
*دفاع از حقوق بشری میرحسین موسوی در دسترسی او به امکانات درمانی
*درخواست گواهی کارشناسانه در مورد ریحانه جباری برای کشف حقیقت
*علی خامنه ای، ضدیت با ارزش های غربی یا ارزش های حقوق بشری؟
*ملحق شدن پدر و مادر به فرزندان بر اساس قانون اقامت آلمان
*یک سند بسیار با ارزش در مورد نوع نگاه اسلام به زن، به مرد و به انسان
*«خیانت به اعتماد» و پیامدهای فردی آن
*پناهندگی «سهمیه ای» یا بازاسکان مجدد چیست؟
*گزارش اعدام 2013 سازمان عفو بین الملل؛ برخی بخش های مرتبط با ایران
*نگاهی به سالی که گذشت؛ ما یاد گرفتیم که آزاد بیاندیشیم و با صدای بلند حرفمان را بزنیم
*مسئولیت مضاعف رهبری سازمان مجاهدین خلق در خروج هرچه سریعتر ساکنین کمپ لیبرتی از عراق
*آژانس اروپائی حقوق بنیادین: از هر سه زن یکی قربانی خشونت
*سایه روشن های انقلاب، نگاهی با فاصله پس از 35 سال به انقلاب 1357
*زنان مسلمان آلمانی داوطلب برای ازدواج در سوریه
*خودسوزی منجربه مرگ یک پناه جوی ایرانی در جنوب آلمان
*کنترل به دلیل رنگ پوست در آلمان؛ وقتی حکومت اقلیت ها را مرعوب می کند
*دادگاه بین المللی در آلمان در ارتباط با جنایت برعلیه بشریت
*مسعود رجوی، دفاع از آزادی بیان سلمان رشدی و سرکوب آزادی بیان مخالفین خود
*سه دهه مرگ و کشتار، جنگ و آوارگی، فقر و فحشا، بیماریهای روحی-روانی، اعدام و تبعید و فرار و مهاجرت
*شرمتان باد!
*مریم رجوی از پاسخگوئی و پذیرش مسئولیت فرار می کند
*از حق پناهندگی شهاب اختیاری و زندگی او در امنیت دفاع کنید
*سوال از رهبری سازمان مجاهدین در باره گزارش یونامی و کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل از کمپ لیبرتی
*نامه سرگشاده به مریم رجوی؛ ما را از وضعیت برادرانمان مطلع کنید
*در خواست پناهندگی 4.777 نفر ایرانی در سال 2013 از آلمان
*تهمت و توهین رهبری سازمان مجاهدین به خانواده های نگران بستگانشان در کمپ لیبرتی
*اهمیت قرارداد دوبیلن 3 در امور پناهندگی در اتحادیه اروپا
*به کشتار ساکنین کمپ لیبرتی در عراق پایان دهید
*اداره خارجیان آلمان نمی تواند پول ماهیانه پناه جویان را به دلیل پرنکردن فرم بازگشت داوطلبانه کم کند
*پایان اعتصاب غذا در لیبرتی، «پیروزی» یا شکست؟
*نقد سازمان مجاهدین، "دعوائی خانوادگی"، یا ضرورتی فرا سازمانی؟
*اهمیت پراکتیک مقوله حقوق بشر و پیوند آن با تحولات سیاسی در ایران
*«حقوق شهروندی» حسن روحانی و مشخصات آن
*یک گزارش و شش تفاوت؛ نمونه ای از عدم لیاقت و بی سر و سامانی نظام جمهوری اسلامی
*مسئولیت سیاسی رهبری سازمان مجاهدین خلق در قبال «جان باختن» اعتصاب غذا کنندگان در کمپ لیبرتی
*دادگاه عالی اتحادیه اروپا: ممنوعیت بازگرداندن پناه جویان به کشور دیگری در اتحادیه
*اتهام زنی بی پایه و اساس رهبری سازمان مجاهدین خلق بر علیه جدا شدگان، منتقدین و مخالفین؛ نقض آشکار حقوق بشر
* فرار رهبری مجاهدین از مسئولیت خود در کشتار در اشرف
*درخواست های سازمان عفو بین الملل از دولت ائتلافی آینده آلمان در مورد موضوع پناه جویان
*پایان موقت اعتصاب غذای پناه جویان در برلین
*قوانین پناهندگی و رفتار خود سرانه اداره های دولتی با پناه جویان در آلمان
*چرا اعدام نه! به مناسبت 10 اکتبر روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام
*چرا رهبری سازمان مجاهدین خلق در به جریان انداختن اقدامات قضائی برای شناسائی مسئولین گروگان گیری و کشتار در اشرف و لیبرتی تعلل می کند؟
*ستون «نظرات» جائی برای تقابل اندیشه ها یا محلی برای تخلیه خرده حساب های شخصی
*اعتصاب غذا در کمپ لیبرتی چرا؟
*مرگ حداقل 82 پناه جو در سواحل ایتالیا؛ بی عملی اتحادیه اروپا
*رژیم جمهوری اسلامی دشمن آزادی اطلاعات و آگاهی
*حذف تصویر اتهام زننده ای که قرار بود بر علیه آن شکایت شود
*درسی از انتخابات آلمان: شکست سیاسی و شجاعت در «پذیرش مسئولیت شخصی»
*توهین، تهمت و اتهام بدون عقوبت قضائی نمی ماند
*پرسش و پاسخ در مورد سازمان مجاهدین خلق ایران و سیاست های آن- قسمت دوم و پایانی
*پرسش و پاسخ در مورد سازمان مجاهدین خلق ایران و سیاست های آن- قسمت اول
*چرا؟... ؛ حال و روز درونی ام پس از کشتار در اشرف
*مریم رجوی باید پاسخ دهد
*کشتار اعضاء سازمان مجاهدین خلق ایران در قرارگاه اشرف، مصداق «جنایت بر علیه بشریت»
*گرم شدن فعالیت های انتخاباتی در آلمان و تلاش برای جلب جوانان
*تهدید به قتل ایرج مصداقی و تائید آن توسط مهدی ابریشمچی نماینده سازمان مجاهدین خلق در شورای ملی مقاومت ایران
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت نهم و پایانی
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت هشتم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت هفتم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت ششم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت پنجم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت چهارم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت سوم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت دوم
*نگاهی به فروغ جاویدان، 25 سال بعد- قسمت اول
*68 سال پس از جنگ جهانی دوم، در جستجوی جنایتکاران
*کمپین سازمان عفو بین الملل برعلیه وضعیت وخیم پناه جویان در یونان
*یک پرسش ساده و یک پاسخ کوتاه
*ساکنان کمپ لیبرتی در عراق گروگان سیاست بازی رهبری مجاهدین؟
*نگاهی به «بیانیه تفضیلی شورای ملی مقاومت ایران- 7 تیر 1392»
*توقف اخراج یک پناه جوی ایران در آخرین دقایق با پادرمیانی مستقیم وزیر کشور آلمان
*کارخانه «مزدور» سازی سازمان مجاهدین خلق چگونه عمل می کند؟
*روز جهانی پناهندگان؛ پناه جویان ایرانی و پراکندگی آنها در جهان
*مسئولیت کشتار مجاهدین خلق مستقر در عراق در کمپ لیبرتی با چه کسانی است؟
*پیام «انتخاب» روحانی؛ سیاست مهار و تغییر کنترل شده
*مصوبه پارلمان اروپا در زمینه یکسان سازی سیستم پناهندگی اروپائی
*نگاهی به یک "عکس دسته جمعی" و سخنی با آقایان روحانی، قصیم و یغمائی
*نمایشگاه نقاشی های میر حسین موسوی در برلین و به فراموشی سپردن مسئولیت های پیشین او در نقض حقوق بشر
*موضع گیری شورای ملی مقاومت ایران در مورد استعفای آقایان محمد رضا روحانی و کریم قصیم؛ فرار از پاسخگوئی
*تعهدات ده گانه مريم رجوی برای ايران آزاد فردا و طرح چند سوال
*چرا "انتخابات" رژیم مغایر با موازین حقوق بشر و یک مردم فریبی است؟
*اطلاعیه کمیسیون قضائی شورای ملی مقاومت ایران در مورد اسماعیل یغمائی، گواه عدم استقلال و عدم تخصص
*اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران در مورد اسماعیل وفا یغمائی و چند سوال
*نتایج آخرین سرشماری جمعیت در آلمان
*خشونت کلامی سازمان مجاهدین و وابستگان آن، چرا؟
*جمهوری دمکراتیک اسلامی یا "جمهوری دمکراتیک، سکولار و غیر هسته ای"؟
*مهاجران تازه وارد به آلمان پیوسته از سطح تخصصی بالاتری برخوردارند
*فشرده ی گزارش 2013 عفو بین الملل در باره اعدام: ایران و چین در صدر
*سخنان نژاد پرستانه و توهین آمیز علی خامنه ای بر علیه مردم اروپا و سکوت رهبران سیاسی اروپا
*نگاهی به نوشته محمد هادی: "مصداقی، مُبصر کلاس اپوزیسیون"
*سخنان نژاد پرستانه و توهین آمیز علی خامنه ای بر علیه مردم اروپا و سکوت رهبران سیاسی اروپا
*سیاست «سکوت» اطلاع رسانی سازمان مجاهدین خلق در قبال اعزام انتقال مجاهدین به آلبانی، چرا؟
*انواع قبولی پناهندگی در آلمان، یکسانی ها و تفاوت ها
*نگاهی به پیام مسعود رجوی به خامنه ای و رفسنجانی
*نگاهی به نامه سرگشاده ایرج مصداقی به مسعود رجوی
*مشخصه های سیستم کیش شخصیت و اهمیت درک آن برای فعالین ایرانی
*افزایش 17 درصدی صدور تسلیحات در جهان، مرگ سالیانه 500 هزار نفر از طریق سلاح های مختلف
*شرایط سختگیرانه تر در پذیرش پناهندگی به دلایل مذهبی در آلمان
*مسئولیت کشته شدن اعضاء سازمان مجاهدین خلق در "اردوگاه آزادی" با دولت عراق و سازمان ملل متحد می باشد
*سالگرد آزاد سازی اردوگاه مرگ آشویتس، یک فیلم مستند بر اساس مصاحبه با فیلمبردار ارتش سرخ
*افزایش تقریبا 30 درصدی ایرانیان پناه جو در آلمان در سال 2012
*توصیه هائی در مورد پناهندگی در آلمان و آشنائی با سختی های پیش رو
*روز جهانی حقوق بشر؛ آیا اتحادیه اروپا لیاقت دریافت جایزه حقوق بشر را دارد؟
*دستمزد و هزینه های وکیل در دعاوی مربوط به درخواست پناهندگی یا اقامت در آلمان
*نه به زندانی کردن پناه جویان در مرزهای اروپا
*حکم دادگاه عالی اداری: پلیس در آلمان اجازه ندارد کسی را به دلیل رنگ پوستش کنترل کند
*راهپیمائی اعتراضی پناه جویان در آلمان؛ دستاوردها و چشم اندازها
*موضوع "حق تعیین سرنوشت" و فقر نیروهای سیاسی ایران*
*حکم دادگاه حقوق بشر اروپائی در ارتباط با پناهندگی به دلایل مذهبی
*تست جدائی و طلاق، بر اساس تجربه و کار عملی و تخصصی با ایرانیان ساکن در آلمان
*مشکلات روحی- اجتماعی ایرانیان پناه جو و پناهنده در آلمان / یک بررسی تحقیقی- تحلیلی
*گسترش اعتراضات پناهجویان در آلمان، با پیشتازی پناهجویان ایرانی، برعلیه شرایط غیر انسانی زندگیشان
*نقدی بر گزارش سالانه نقض حقوق بشر
*از حق شهروندی افغانستانی ها و افغانستانی تباران ساکن در ایران دفاع کنیم!
*خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق؛ پایان یک استراتژی و چالش های پیش رو
*حکم دادگاه اداری شهر گیسن در آلمان در باره قبولی پناهندگی یک پناهجوی عرب ایرانی
*نگاهی به گزارش سال 2011 بخش مددکاری اجتماعی مرکز یاری های پزشکی در امور پناهجویان در شهر بوخوم آلمان
*استثمار جدید و پشت پرده "اعجاب کار و اشتغال" در آلمان
*افزایش 35 درصدی ایرانیان پناهجو در آلمان در سال 2011
*بانک اطلاعاتی احکام مرتبط با امور پناهندگی در رابطه با ایران
*چرا یک هنرمند سرشناس در قبال سانسور در کشورش سکوت میکند؟
*بانک اطلاعاتی ویزای شنگن برای کنترل اسامی و اثر انگشت
*دادگاه عالی اروپا: ممنوعیت بازگرداندن پناهجویان به کشور دیگری در اتحادیه
*تقسیم و انتخاب محل زندگی پناهجویان در آلمان
*ارسال تسلیحات از آلمان برای قذافی در زمان تحریم تسلیحاتی؟ / نقش رسانه ها در روشن کردن افکار عمومی
*نقدی بر مقاله « قتل ناموسی برگی خونین از روایت ستم بر زنان»
*ی به وضعیت سکونتی پناهجویان در آلمان در هایم(کمپ) های پناهندگی
*محکومیت اعدام معمر قذافی از زاویه حقوق بشری
*دوم آگوست، یادبود کشتار و نسل کشی کولیها توسط آلمان هیتلری
*تغییرات جدید در قانون اقامت آلمان از اول ماه یولی 2011
*سیاست پناهندگی اتحادیه اروپا: «فروش حقوق بشر و خیانت به حقوق بشر»
*سرکوب و کشتار ساکنین اردوگاه اشرف، یک نقض آشکار حقوق پناهندگان و حقوق بشر است
*مصوبات جدید پارلمان آلمان در زمینه امور خارجیان
*«ویراست دوم منشور جنبش سبز»، تاکیدی مجدد بر وفاداری به نظام جمهوری اسلامی
*«جنبش سبز»، جنبش «مصون سازی نظام از سقوط و انحطاط»
*توقف اخراج پناهجویان از آلمان به یونان به مدت یک سال
*افزایش 111 درصدی ایرانیان پناهجو در آلمان در سال 2010
*تحریم آمرین جنایت در ایران گامی بزرگ به جلو، اما ناکافی و سوال برانگیز
*لایحه حمایت از خانواده «حمایت از مردسالاری» و آپارتاید جنسی؟
*60 کیلومتر اتوبان در تصرف «اراذل و اوباش و مصادیق آشکار فسق و فجور» یا دوستداران زندگی؟
*پیام فرزاد کمانگر و شیرین علم هولی؛ مقامت، مقاومت، مقاومت
*اهمیت رعایت اصل اطلاع رسانی موثق و پرهیز از تیترسازی های جنجالی
*آمار اخراج پناهجویان از آلمان در سال 2009؛ تعداد اخراج به مقصد ایران: 149 نفر
*شلیک مرگبار به "ندا آقا سلطان" و پیامدهای انتشار اشتباه یک عکس برای "ندا سلطانی"
*چند سوال و ابهام در مورد بيانيه «پشتيبانان سکولار جنبش سبز ایران»
*غربت یا غریبه گی؟
*اشاره ای به چند ویژه گی سازمان مجاهدین خلق و نقدی بر نظرات ایرج مصداقی
*مراحل درخواست پناهندگی در آلمان؛ پناهندگی به چه کسی تعلق می گیرد؟
*احترام و وفاداری به خمینی، مرز جدا کننده وفادارن به نظام با وفاداران به جنبش آزادیخواهی
*خاکسپاری دوباره و ادای احترام به "ویکتور خارا" ، هنرمند مردمی شیلی پس از 36 سال
*استعفاء وزیر سابق دفاع آلمان؛ یک نمونه مقایسه در مورد دروغ و بی کفایتی مسئولین در آلمان و رژیم ج. ا
*گزارش تلویزیون کانال یک تلویزیون آلمان از فرار روزنامه نگاران از ایران بدلیل فشار و سرکوب
*چگونه میتوان "میزان وثوق" فیلم های خبری از ایران بر روی اینترنت را افزایش داد؟
*نمونه گیری آماری مربوط به مسیر خروج پناهجویان ایرانی تا ورود آنان به آلمان
*13 آبان روز دانش آموز یا روز اشغال سفارت آمریکا؛ مرزهای فرصت طلبی در سیاست و مبارزه حقوق بشری
*نابودی اسناد و مدارک، اقدام جدید رژیم جمهوری اسلامی برای مسکوت نگه داشتن جنایاتش
*در مقابل جنایت تجاوزکاران در زندانهای جمهوری اسلامی، سکوت را بشکنید!
*تفاوت های جنبش سبز با جنبش آزادیخواهی مردم ایران
*دفاع از جان و امنیت و حقوق پناهندگی اعضاء و وابستگان سازمان مجاهدین مستقر در عراق، وظیفه ای انسانی
*حکم دادگاه اداری فرانکفورت برای بازگرداندن پناهجوی ایرانی اخراجی به یونان
*گزارش تلویزیون آلمان؛ تجهیزات و تکنیک پیشرفته ساخت آلمان در خدمت احمدی نژاد برای سرکوب مردم ایران
*چگونه میتوان "میزان وثوق" فیلم های خبری از ایران بر روی اینترنت را افزایش داد؟
*دستور خروج خبرنگاران خارجی از ایران؛ زمینه سازی یک سرکوب و کشتار گسترده؟
*رسیدن به آزادی از خِلال جنگ ایدئولوژیک در درون رژیم جمهوری اسلامی تا کجا واقعی است؟
*چرا "انتخابات" رژیم مغایر با موازین حقوق بشر و یک مردم فریبی است؟
*آمار اخراج پناهجویان از آلمان در سال 2008؛ تعداد اخراج به مقصد ایران: 113 نفر
*نگاهی به تاریخچه "حق پناهندگی" درقانون اساسی آلمان و تغییرات داده شده در آن
*«نه بخشش و نه فراموشی» ؛ مبارزه جهانی برای به مجازات کشاندن جنایتکاران
*«ریخت و پاش ١٢ میلیارد تومانی در همایش ایرانیان خارج از کشور»؛ دوستان احمدی نژاد چه کسانی هستند؟
*تجاوز به حریم شخصی مردم تحت نام «پاکسازي خانه های مجردی»، نمونه جدیدی از «اوباش گری حکومتی»
*"مرحله رسیدگی ویژه به درخواست پناهندگی در فرودگاه های آلمان" یعنی چه و چگونه انجام میشود؟
*بازگشت دادن 65 پناهجوی ایرانی در سال 2008 از طرف دولت آلمان به دیگر کشورهای عضو قرارداد شنگن
*باز پس گیری و لغو موقعیت پناهندگی 1596 ایرانی در آلمان طی سال 2008
*انتگراسیون و نقض حقوق بشر!
*"اقامت مستقل از همسر"، راهی برای پایان دادن به شرایط غیر قابل تحمل در ازدواج های اجباری
*وقتی سرکونسولگری رژیم در آلمان، به ادارات آلمانی درس
*چرا اعدام نه!
*گزارشی از جلسه سخنرانی در رابطه با سی سال نقض حقوق بشر در ایران
*پیشگیری از یک فاجعه انسانی ؛ دفاع از امنیت مجاهدین خلق درعراق یک وظیفه حقوق بشری است
*اعتراضات مردم مشهد بر علیه گرانی
*خمینی مرد اما همچنان میراث پلید او بر سر مردم ایران گرد مرگ و بی اعتمادی و آوارگی را می پراکند
*فشار اداره خارجیان برای تهیه پاس ایرانی؛ یک اقدام " نرمال اداری" یا پهن کردن دام برای پناهجویان؟
*دهه زجر و ارمغان جمهوری اسلامی برای مردم ایران: