بر سجادهی کینه، در حجلهی بیداد
پاسخی به تحلیل وارونه و کینهتوزانهٔ اکبر معصومبیگی از خونهای دیماه
هوشنگ رشدیه
تاریخ گاه با دراماتیکترین تراژدیهایش تکرار میشود و روشنفکریِ مسخشده، تلخترین بازیگر این نمایش تکراری است. یادداشت اخیر اکبر معصومبیگی دربارهٔ رستاخیز خونین دیماه، متنی است که از بندبند آن بوی کهنهٔ کینهای پنجاهساله به مشام میرسد؛ کینهای کور و درمانده که چنان چشم بصیرت نویسندهاش را بر حقیقت جاری در خیابانها بسته که قادر نیست فریاد یک ملت برای آزادی را ببیند، مگر آنکه آن را در ترازوی خصومتهای دیرین خویش عیار بزند.
شما، آقای معصومبیگی، آگاهانه یا از سرِ نابینایی سیاسی، در حال بازآفرینی همان خطای مرگباری هستید که نیم قرن پیش، طیفی ناهمگون و شوم-از چپهای مسخشده در حزب توده و فدائیان خلق تا مجاهدین و فرقه های مذهبی و تروریستی و متعصب همانند حزب مؤتلفه و دیگر جریان های مذهبی وابسته به خمینی—در قبال شاه مرتکب شدند. شما و همقطاران دیروز و امروزتان، از سر کینهای کور به پهلوی، آغوش خود را بر دیو ارتجاع گشودید؛ دیوی که از درون صندوقچههای آن فاجعه برآمد و نزدیک به پنج دهه است که خاک ایران را با خون پاکترین فرزندانش آبیاری میکند. اما شگفتا که پس از این همه سال تماشاگریِ مسلخ، هنوز از خروارها خاکستر و خاک به چشمان ملت ريخته، عبرت نگرفتهاید!
امروز نیز همان خنجر زنگزدهٔ کینه را برداشتهاید و بر پیکر خیزش ملی دیماه میزنید. شما با بهتان زدن به شاهزاده رضا پهلوی و تحقیر میلیونها ایرانی شجاعی که نام او را به عنوان نماد همبستگی و ساختارشکنی فریاد زدند-و بیش از چهل هزار تن از آنان با همین نام بر لب، زیر بارش گلولههای پاسداران به خاک افتادند- عملاً در ستاد همان سرکوبگرانی سنگر گرفتهاید که شلاق و تفنگ بر جان مردم میکوبند. این موضعگیری، نه یک «تحلیلِ دلسوزانه»، بلکه شستوشوی دستهای تا مرفق آغشته به خونِ نظام ولایت فقیهی است که از هیچ جنایتی شرم ندارد.
در روزگاری که رژیم سفاک سفرهٔ ارعاب پهن کرده و خود با وقاحتِ تمام، تصاویر سرکوب و کشتارش را بازگو میکند تا لرزه بر اندام جامعه اندازد، شما به جای نشانه رفتنِ قلبِ این هیولای خونخوار، انگشت اتهام را به سوی رهبری محبوبِ مردم و خونهای پاک بر زمین ریخته میگیرید. کار شما خاک پاشیدن به چشم خانوادههای داغداری است که هنوز داغ فرزندانشان بر سینهشان میسوزد.
و چه طنز سیاه و رسواکنندهای که امروز درفشانیهای شما و قلمفرساییهای کینهتوزانهتان- که تماماً در خدمت تطهیر رژیم و تخریب ارادهٔ ملت است- سرفصلِ تبلیغاتِ سایت «همبستگی»، تریبونِ رسمی مجاهدین خلق شده است! سقوط از ادعای روشنفکری به ورطهٔ تبلیغ مقاله اش در رسانهی سازمانی که تمامی تلاشش دشمنی با پهلوی و میلیونها مردمی ست که نام او را صدا می زنند، همان پاداش تاریخی کسانی است که چشم بر خروش واقعی خیابان بستهاند و سلطهٔ دیو را بر اهورا ترجیح میدهند.
برخلاف تحلیلهای تقلیلگرایانهٔ شما که میکوشید خشم مقدس یک ملت را به سفرههای خالی و سیاستهای یک وزیر اقتصاد سنجاق کنید، دیماه خروج قاطعانهٔ یک ملت از تمامیت رژیم جهل و جفا بود. تحریف شعارهای شفاف مردم و برچسب زدن به خیزشی که با جانفشانی هزاران جان فدا آبیاری شد، چیزی جز پاک کردن حقیقت با دستمال کثیفِ کینهورزی نیست.
تاریخ در حال ثبتی بیرحمانه است. مردم ایران در خیابانها مشق فردا میکنند و به یاد خواهند داشت چه کسانی در تندبادِ حوادث، همراه و همصدا با بولتنهای امنیتی رژیم و جریان های ورشکسته سیاسی، خون جوانان وطن را پای خصومتهای شخصی و ایدئولوژیک خویش قربانی کردند. کینه به پهلوی، شما را نه تنها از مردم، که از شرف و خرد سیاسی نیز تهی و کور ساخته است.
هوشنگ رشدیه
اکتبر ۲۰۲۶
منبع:پژواک ایران