لاشه خامنهای و تابوت مشروعیت جمهوری اسلامی
هوشنگ رشدیه
این دیگر تشییع یک انسان نیست.
این، تشییع افسانهای است که نزدیک به نیمقرن کوشید خود را با ایران یکی بگیرد؛ افسانهای که میخواست وطن را در انحصار ایدئولوژی خویش درآورد، ملت را در قامت "امت" بازتعریف کند و قدرت را به نام تقدس، از دسترس داوری مردم بیرون ببرد. امروز اما آنچه بر دوش تبلیغات حکومتی حمل میشود، تنها پیکر یک رهبر خون آشام نیست؛ بار سنگین روایتی است که زیر وزن حقیقت خم شده است.
حکومتها را با تابوت حمل نمیکنند؛ با اعتماد مردم حمل میکنند.
مشروعیت را از گورستان بیرون نمیآورند؛ آن را در قلب شهروندان مییابند.
اقتدار را با بلندگو نمیسازند؛ با آزادی میسازند.
و هرگاه حکومتی ناچار شود برای اثبات زنده بودن خود، مرگ را به خیابان بیاورد، باید دانست که پیش از آن، چیزی بسیار بزرگتر از یک انسان مرده است: باور عمومی به حقانیت آن حکومت.
ملتی که دههها داغ بر شانه کشیده است، فریب صحنهآرایی را نمیخورد. حافظه ملت را نمیتوان با پرچم پوشاند، با سرود خاموش کرد یا با کاروانهای حکومتی از نو نوشت. حافظه، از جنس سنگ نیست که جابهجا شود؛ از جنس خون است، و خون، راه خود را در تاریخ پیدا میکند.
از دهههای نخست پس از انقلاب تا امروز، هزاران خانواده ایرانی با زندان، اعدام، سرکوب، اعتراضهای خونین، تبعید و مهاجرت اجباری، سهم خود را از این حکومت گرفتهاند. برای آنان، هر مراسم حکومتی نه یادآور شکوه قدرت، بلکه یادآور غیبت کسانی است که دیگر در کنار سفرههایشان نیستند. هیچ دوربینی نمیتواند این جای خالی را قاب بگیرد، زیرا این تصویر در حافظه یک ملت حک شده است.
اکنون، در حالی که میلیونها ایرانی زیر بار تورم، فقر، ناامیدی و کوچ اجباری فرزندانشان کمر خم کردهاند، دستگاه تبلیغات رسمی میکوشد با مراسمی پرهزینه، تصویری از اقتدار و انسجام بسازد. اما اقتدار، صحنه تئاتر نیست. اگر بود، همه دیکتاتوریهای تاریخ جاودانه میماندند.
حکومتی که ناچار است هر روز خود را محبوب اعلام کند، پیشاپیش به محبوب نبودن خویش اعتراف کرده است. قدرت واقعی، نیازی به اثبات دائمی ندارد؛ همانگونه که خورشید برای اثبات طلوع خود، بلندگو اجاره نمیکند.
شاید بتوان خیابانی را بست، جمعیتی را سازمان داد، دوربینی را در زاویهای خاص نشاند و تصویری باشکوه ساخت؛ اما نمیتوان حافظه ملتی را بست که نام عزیزانش را بر سنگهای سرد گورستانها خوانده است. تاریخ، تدوینگر شبکههای رسمی نیست. تاریخ، آنچه را حکومتها حذف میکنند، دوباره مینویسد.
و این بزرگترین هراس همه حکومتهای تمامیتخواه است: اینکه حقیقت، حافظهای طولانیتر از قدرت دارد.
جولای ۲۰۲۶
هوشنگ رشدیه
منبع:پژواک ایران