شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد
مختار شلالوند

وقتی برادرم و هزاران تن دیگر ازهم‌بندانش رابه قتل رساندند، هیچ فکر نمی‌کردم روزی مدعیان«عدالت» و«دادخواهی» با کاسه گردانی و پروژه سازی های به دور از اهداف دادخواهی عدالت محور، جان باختگان راه آزادی را دست‌مایه تکدی خود کنند.
اکنون بیش از سه دهه از آن جنایت فجیح می‌گذرد، در این مدت، مادرم ماند وساکِ فرزندش و دنیایی از بی‌عدالتی. مادر تمام گورستان‌های غریب را مویه کنان در جستجوی گمشده‌اش گشت و درجواب این پرسش که چرا پسرم را که حکمِ ده ساله داشت  کشتید؟ جوابی غیرازفرمان کشتار«اشداء علی‌الکفار» آن هم به صورت رسمی و علنی چیزی نشنید. «دایه» عاقب در آرزوی اجرای عدالت به فرزندش پیوست.
اکنون مائیم، دادخواهان خون عزیزانمان، درمقابلِ قاتلانِ آنها، این معادله ایست بسیارساده ومشخص، یک طرف آن اسامی هزاران جان باخته آزادی، طرف دیگرهیئت های مرگ، مجریان حکمِ «امام»، با نام و نشان ومسئولیت های دولتی که به ارتکاب قتلها افتخارهم می کنند.
می‌پرسم راویان «اعدام های فراقضائی و گمشدگان قهری » به دنبال حل چه مجهولی هستند؟
 
من البته به سهم خویش، دستِ جان‌بدربردگانی که در پاس‌داشت خون جان‌باختگان، با تلاشی مستمر به شهادتِ کتاب‌ها، مقالات و گفتارشان سهمِ عمده‌ای درامردادخواهی داشته‌ وهرگز به امتناع حق وعدالت تن ندادند را می‌فشارم، بگذار تاجر‌پیشه‌گانی که تا دیروز ازسفره آغشته به خون رژیم ارتزاق می کردند با دکان‌های دونبش‌ به کسبشان برسند. باید بگویم معنی عدالت برای ما چیزی غیرازدادخواهی عادلانه و کشف حقیقت نیست وخون برادر من و دوستانش غیرقابل فروش است. چرا که دادخواهی را با سهم‌خواهی کاری نیست. تنها حقیقت غیرقابل انکار در نظام ولایت فقیه آن است که هیچ‌کس قاتل‌تر از خمینی تبه کارنیست. تمام عمله های این دستگاه جهنمی مشروعیتشان را از خمینی می‌گیرند. در همه این سال‌ها هرگز دچار این توهم نشدم و به مخیله‌ام خطور نکرد که طلب داد از بیداد کنم. 
من، خمینی و تمام جناح ها و افراد مابین آن‌ها را قاتل می‌دانم ودادخواهی را به وزارت دادگستری‌ای که مسئول آن مصطفی پورمحمدی، قاتل برادرم وعلیرضا آوائی، قاتل جوانان شهرمان نمی‌برم.

منبع:پژواک ایران


مختار شلالوند

فهرست مطالب مختار شلالوند در سایت پژواک ایران 

*روزی روزگاری؛ از بندرعباس تا تهران [2019 Mar] 
*شمخانی و قتلی که در سال ۵۹ مرتکب شد [2019 Jan] 
*دارجنگه [2019 Jan] 
*شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد [2019 Jan] 
*سیاوش‌کُشی، رسم دیرین روزگار [2018 Oct] 
*چنین گفت رُستم به اسفنديار  [2018 Aug] 
* مامان عمو تفنگ نداشت [2018 May] 
* خیمه شب بازانِ شهرِ ما ‏  [2018 Apr] 
*بازهم ۶۷ [2017 Sep] 
* تابستان ۶۷ هنوز میسوزد و دود می کند  [2017 Aug] 
*پناهنده [2017 Jun] 
*دوستی‌های بی‌مانندش  [2017 Apr] 
*«زندان یونسکو» و درختان تنومندش [2016 Oct] 
*قاتلانی که با خمینی به جهنم رفتند [2016 Sep] 
*فایل صوتی آیت‌الله منتظری و مفتشان عقیده [2016 Aug] 
* «یه مرد بود یه مرد» [2016 Jan] 
*دل نوشته ای برای دوست نازنین عباس رحیمی که همچنان زندگی را می سراید [2015 Dec] 
*قتلعام شصت و هفت و گل‌هائی که پَرپَر شدند [2015 Aug] 
*تهمت و افترا دیگر اثر ندارد [2015 Apr] 
* دیگی که برای من نجوشد، سر سگ در آن بجوشد! [2015 Apr] 
*ردیه نویسان [2015 Feb] 
*اسیر کشی سال شصت و هفت، درد ها و درس ها [2014 Sep] 
*گزارش ۹۳ و انتظاری که بر آورده نشد [2014 Aug] 
*مادر و چشمان پر از اندوهش [2014 May] 
*نامه سرگشاده ایرج مصداقی و شرح یک درد. [2013 Jul] 
*کوچه خاطره ها و طوطی داش اکل [2013 Feb] 
*«حاج‌آقا رضا» پایش را از گلیم‌اش دراز تر می‌کند [2012 Jul] 
*اوین ویران شوی  [2012 Jun] 
*کُچیرِ سر به دار [2012 May] 
*مادر کوگی به فرزندان دلاورش پیوست  [2011 Nov] 
*به بھانه ی انتشار کتاب رقص ققنوس ھا و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*پيکار با تبعيض جنسي ، خانم آندره ميشل ترجمه‌ي زنده ياد محمد جعفر پوينده [2011 Mar] 
*که می رویم به داغ بلند بالائی [2010 Jan] 
*کمال؛ به خاک افتاده عشق، یادی از کمال رفعت صفائی [2009 Dec]