خیمه شب بازانِ شهرِ ما ‏
مختار شلالوند

 
دعوت از ورزشکاران ملی پوش و چهره های صاحب نام و مردمی و به بهانه تجلیل از آنان ترفند تازه مرتجعین نیست، شیادی دست اندرکاران زمانی بیشتر روشن میشود که ازاین کار بنام قدردانی از قهرمانان و پیشکسوتان نام می برند، طنز داستان دراین است که گاهاً برادران و خویشان وهم ورزشی های آنان را به دلایل سیاسی به قتل رسانده اند. اساساً پیشکسوت کشی، قهرمان کشی، روشنفکر کشی و کشتن دانشمندان و نخبگان به بخش جدا نشدنی از سیستم سرکوبگرحاکم تبدیل شده.
در واقع آن چه پشت پرده این تحقیر آشکار می گذرد نه شایسته پیشکسوتان و نه تجلیل ازآنان است، بلکه بیشتربا هدف رژیم مال کردن نام و کسوت آنان وهم سو نمودن بازماندگان با مرتجعین و زدودن نام و خاطره شهدا ازحافظه مردم است. با این کار، ثمره تلاش آزادی خواهان و نیزرنج و شکنج خانواده هاشان را به جیب قاتلان می ریزند. غافل از آنکه تنها چیزی که هیچ جباری نتوانسته به زنجیردرآورد آزادی وآزادگی است.                                                              فرض کنیم نصب چهره ای، درمحل همایش درست باشد، ولی آیا کسی می تواند بگوید برعزیزانشان چه رفت و به چه جرمی و به دست کی اعدام شدند؟ این جدا سازی وتناقض آشکار فقط ازمرتجعین ضد بشر ساخته است و بس؟ قهرمانان نامدار و برجسته هیچ هیچ نیازی به این مراسم ندارند.
در اینجا به مراسمی که با این هدف درشهراندیمشگ انجام گرفت نگاه می کنیم.
آیا بدون شرکت «حاج فریدون حسنوند» می شود چنین تجلیلی به عمل اورد؟ یا به قول زنده یاد مجید کایدی « مولوی» اصلی خود حسنوند است. ایشان که دردوران «طلائی» احمدی نژاد استاندار بوشهربود، و تاکنون 4 بارنماینده اندیمشک در مجلس آخوندها ودرکنارهموندان مجلسی اش به«فعالیت»مشغول بوده است وعلاوه برمشاورِ وزیر نفت، ریاست کمیسیون انرژی مجلس دهم را نیزعهده دار بوده. قابل ذکراست که وی درهیچ کدام ازموارد ذکر شده نه تخصص و نه مدرک ویژه ای دارد. البته ازامتیازات برتر ایشان بر سایرنمایندگان مجلس، برخورداری از صدای «جالب» وی درنوحه سرائی واستعداد «عجیب » اش، درامر سرآشپزیِ غذایِ نذری بویژه در روزهای نزدیک به انتخابات است. ایشان همچنین عقبه ای بسیارمشعشع درکشتاردهه شصت بویژه قتلعام 67 جوانان اندیمشک و دزفول دارد.                                                                                                                                                                                هرگز ورزشکاران ملی، چهره های مردمی و بازماندگان شهدا دوست ندارند کنارقاتلان بنشینند. پیشکسوتان، قدرمبارزه دوستانشان را که هست ونیست خود را در رویاروئی با رژیم سفاک فدا کردند پاس داشته وهمواره در کنار پدران ومادران داغداری هستند که تنها یکی ازآنان مادر زری حیدری است که جداً تصویرمستند نظام ظلم وتبه کاری است. مگرنه اینکه آنها هم نسلان محمود رحیم خانی هستند که شکوه مقاومت اش ورد زبان زندانیانِ زندان کمیته مشترک رژیم سابق بود یا برادرش محمد دلیرکه بارها پوزه علیرضا آوائیِ دژخیم دیروزی و وزیرفعلی دادگستری دولت روحانی وهم چنین خلف رضائی ازجلادان زندان یونسکو دزفول رابه خاک مالید وتسلیم نشد، تا روزی که جسم آش ولاش شده ونحیف اش را گلوله باران کردند. آقا رضا وکریم ماکیانی، شهین وهوشنگ و نسرین حیدری، افتخارو داوود بابائی، حمید واحمد آسخ، اسحاق و فاطمه عیدی گماری وده ها شهید دیگرشهرهم همین راه را گزیدند، تا سربه آستان هیچ مستبدی نه نهند ودرنهایت همه به دستان خون چکان آوائی و ابواب جمعی وی به قتل رسیدند. آنان سرفراز رفتند.  درگردشی دیگر، نه ما هستم نه شما ونه کفتارهای مردارخورحاکم.
اما برگردیم به اصل داستان.  این باصطلاح تجلیل ها اغلب با واسطه گری افراد آلوده وفرصت طلب صورت می گیرد، که درهمکاری بی مضایقه با ایادی سرسپرده که دست درخونِ به ویژه ورزشکاران و قهرمانان دارند زمینه سازاین گردهمائی ها میشوند و نا توان از درک این حقیقت هستند که هیچ پهلوان و پیشکسوتی در کنار قدرت مطلق متمرکز قرار نمی گیرد، خاطره روزهای خوب را پاس داشته و کام حامیان و دوستداران و مردم قدرشناس را تلخ نمی کنند.
در زیر به چند تن ازچهره های ورزشی ومردمی اشاره می شود:
حسین کازرانی ملی پوش فوتبال از شهراندیمشک که سال ها درخط دفاع تیم ملی بازی کرده و در مسابقات جام جهانی و آسیائی همراه تیم ملی ایران درخشیده است، تا آنجا که مردم آگاه شهر برمی گردد هیچ احتیاجی به تجلیل آخوندی ندارد، حسین بویژه دارای پیشینه ای پاک است و هرگز گرد بازی های کثیف پاچه خواران نگشت در حالیکه هم موقعیت داشت و هم می توانست. وقتی به مافیای مخوف دنیای فوتبال نگاه می کنیم که سرداران سپاه در سیطره خود در آورده اند و نیز ملی پوشان ورزشی که گاهاً 10 شغل تجاری کلان راعهده دار هستند... به این مسئله بیشتر پی می بریم. مافیا حاکم بر ورزش چنان به روز ورزش آورده که قهرمانان درهرموقعیت مناسبی  به کشوری پناهنده می شوند. کشور قطرکه تا دیروزاساسا نامی در ورزش نداشت به کیفیتِ میزبانی جام جهانی سال 2022 رسیده ، موقعیتی که برای رژیم مستبد فقط یک رویا خواهد بود.
مجید کایدی مربی زحمت کش وخوشنام که براستی در شکوفائی ورزش فوتبال شهر نقش انکار نا پذیری داشت، دو تن از برادرانش رابه خاطر فعالیت های آزادی خواهی اعدام کردند. یکی زنده یاد قدرت کایدی خود ازفوتبالیست ها ی قدرشهرو چهره ای بسیار شوخ طبع، شاد و مردمی بود. دیگری محمد کایدی معلمی مردمی آزاده ، بسیار محجوب وزحمت کش بود.
جلال آرام خلبان ورزیده نیروی هوائی که در دوران جنگ ویرانگر بین خمینی و صدام که خمینی تبه کار آن را «نعمت» می خواند بیشترین عملیات را انجام داد و همواره کنارمردم و دردفاع ازآنان ایستاده بود، برادر جوان وی را بنام جمال آرام درهمان سال های سیاه مرگ اعدام کردند، جلال در روزتدفین او با دلی که نشانِ «صد زخم خنجر و کینِ خونِ برادر» داشت،  فقط برای چند لحظه درگورستان اندیمشک ظاهر و با ادای احترام نظامی با برادر جوانش جمال برای همیشه وداع کرد، واین صحنه هنوزدرحافظه مردم شهرباقیست، گویند جمال فردای همانروز دردفاع از مردم اسیر جنگ افروزی خمینی تبه کار پروازعملیاتی داشت.
نصب عکس زنده یادان مجید کایدی ، رضا برومند، اسفندیار پیردخت ، دِرچال بهادر و یا زاهد خضیراز دروازه بانان صاحب نام فوتبال که (حسین کازرانی در مصاحبه ای با نشریه - تاج ورزشی - به این سئوال که بهترین مربی شما چه کسی بود در حالیکه حشمت مهاجرانی همان موقع سرمربی وی دراردوی مقدمات جام جهانی حاضر بود، پاسخ داد: زاهد خضیر.  واو را به داشتن سجایای اخلاقی پسندیده ستود وبه صفت مربی گری در باره اش نوشت «بیلرسوت» یا لباس کارگری وی را که اغلب به تن داشت و مستقیم از سر کار به محل تمرین می آمد را با لباس ورزشی صد تا مربی چون «رایکف » عوض نمی کند) استفاده تبلیغی ازنام نیک مربیان ورزش ومحبوبیت آنان ادامه خیمه شب بازی رژیم درمانده است و بس.
 
 

منبع:پژواک ایران


مختار شلالوند

فهرست مطالب مختار شلالوند در سایت پژواک ایران 

*طاقت سر کردن شب  [2019 Jun] 
*روزی روزگاری؛ از بندرعباس تا تهران [2019 Mar] 
*شمخانی و قتلی که در سال ۵۹ مرتکب شد [2019 Jan] 
*دارجنگه [2019 Jan] 
*شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد [2019 Jan] 
*سیاوش‌کُشی، رسم دیرین روزگار [2018 Oct] 
*چنین گفت رُستم به اسفنديار  [2018 Aug] 
* مامان عمو تفنگ نداشت [2018 May] 
* خیمه شب بازانِ شهرِ ما ‏  [2018 Apr] 
*بازهم ۶۷ [2017 Sep] 
* تابستان ۶۷ هنوز میسوزد و دود می کند  [2017 Aug] 
*پناهنده [2017 Jun] 
*دوستی‌های بی‌مانندش  [2017 Apr] 
*«زندان یونسکو» و درختان تنومندش [2016 Oct] 
*قاتلانی که با خمینی به جهنم رفتند [2016 Sep] 
*فایل صوتی آیت‌الله منتظری و مفتشان عقیده [2016 Aug] 
* «یه مرد بود یه مرد» [2016 Jan] 
*دل نوشته ای برای دوست نازنین عباس رحیمی که همچنان زندگی را می سراید [2015 Dec] 
*قتلعام شصت و هفت و گل‌هائی که پَرپَر شدند [2015 Aug] 
*تهمت و افترا دیگر اثر ندارد [2015 Apr] 
* دیگی که برای من نجوشد، سر سگ در آن بجوشد! [2015 Apr] 
*ردیه نویسان [2015 Feb] 
*اسیر کشی سال شصت و هفت، درد ها و درس ها [2014 Sep] 
*گزارش ۹۳ و انتظاری که بر آورده نشد [2014 Aug] 
*مادر و چشمان پر از اندوهش [2014 May] 
*نامه سرگشاده ایرج مصداقی و شرح یک درد. [2013 Jul] 
*کوچه خاطره ها و طوطی داش اکل [2013 Feb] 
*«حاج‌آقا رضا» پایش را از گلیم‌اش دراز تر می‌کند [2012 Jul] 
*اوین ویران شوی  [2012 Jun] 
*کُچیرِ سر به دار [2012 May] 
*مادر کوگی به فرزندان دلاورش پیوست  [2011 Nov] 
*به بھانه ی انتشار کتاب رقص ققنوس ھا و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*پيکار با تبعيض جنسي ، خانم آندره ميشل ترجمه‌ي زنده ياد محمد جعفر پوينده [2011 Mar] 
*که می رویم به داغ بلند بالائی [2010 Jan] 
*کمال؛ به خاک افتاده عشق، یادی از کمال رفعت صفائی [2009 Dec]