جنایت کاری بی مرز بنام علی فلاحیان
بهروز سورن

کوتاه پس از این واقعه گروههای چند نفره مسلح به افراد مسلح نزدیک می شوند و آنها را خلع سلاح میکنند و تسلیحات را به کمیته ( مساجد ) انتقال می دهند. همان کمیته هایی که فلاحیان از بانیان آن ها ست. در حقیقت طرح خلع سلاح عمومی مردم و تشکیل نیروی مسلح سرکوب رژیم اسلامی از همان روز پیروزی انقلاب شروع می شود. فلاحیان جنایتکارمسئولیت های خود را در نقش حاکم شرع شهر آبادان آغاز میکند و تا به امروز در مناصب مختلف حکومتی ادامه میدهد. از جمله افتخارات وی سازماندهی مزدوران و لباس شخصی ها تحت عنوان کانون اسلامی بیکاران در شهر آبادان برای مقابله با نفوذ چپ در میان کارگران است.

*****

روز هجوم نظامی گارد شاهنشاهی به خیابانهای اصلی شرق تهران در سال 1357 را بیاد دارم. ارتش آهنین! و ابدی شاهنشاهی رمقی برایش نمانده بود و بسیاری از پرسنل آن به دلائل متفاوت از فرمان مافوق خود سرپیچی می کردند. از منابع بسیاری از جمله همافران تسلیحات زیادی بدست مردم افتاده بود.

همه چشمهای اطرافیان سلطنت هم اکنون به گارد سرسپرده شاه  دوخته شده بود. ارابه نظامی این گارد نیز با نفربرها و تانک ها و هلی کوپتر های در پرواز, بسوی خیابان تهران نو و از آنجا به سمت میدان فوزیه سابق بحرکت در آمده بود. کمیته های انقلاب بسرعت شکل می گرفتند و مساجد محل مکان استقرار آنها شده بود.

محمد همافر پس از مقاومتی سنگین از درون فرودگاه مهرآباد خود را به محله ما رساند و با چهره ای خسته و وحشت زده اسلحه ژ ث همراه خود را بمن میدهد و میگوید: میخواهم بروم کمی بخوابم. امانتی او را روی شانه می اندازم و بهمراه یکی از دوستان که فعالانه از ابتدای اعتراضات جنبش را همراهی کرده , به بام بلندترین ساختمان محله میروم و بر بام آن حرکات هلی کوپترهای نظامی را تحت نظر میگیرم. با شنیدن همهمه ها و شعار ها و فریاد ها حول و حوش خیابان تهران نو به مردم حاضر در صحنه می پیوندم. بوی آتش و دود و خون و بنزین به مشام میرسد. زخمی ها توسط جوانان به خارج از صحن خیابان حمل می شوند. بر تعداد حاضران در خیابان و اطرافش هر لحظه اضافه می شود

پارکینگ ها و بام های ساختمان های مجاور خیابان اعم از مسکونی, بانکی, تجاری و ... مکانهای ساخت بطری های مولوتوف شده اند و دختران جوان و مادران سالخورده تدارک و تهیه آن رابعهده گرفته اند. در صف اول مقاومت و پرتاب مولوتوف ها به تانک ها و بر بام ساختمان های مشرف به خیابان جوانان هستند و تعدادی از معتادان محله که تلخی روزگار را مزه کرده اند, در میان آنان دیده می شوند. از تقاطع خیابان وحیدیه تا میدان فوزیه تانک های سوخته توسط مولوتوف ها با فاصله از یکدیگر دیده میشوند.

سرنشینان آنها یکی پس از دیگری با مشاهده آتش بر روی تانک از آن خارج میشوند و توسط حاضرین مسلح در خیابان به کمیته های نوپا که در مساجد در حال شکل گیری بودند منتقل می شوند. کوکتل مولوتوف ها کارائی دارند و هجوم تانک های گارد شاهنشاهی را درهم می شکنند و این پایانی است قطعی بر پرونده حاکمان وقت که خود را ابدی و ازلی می پندارند.

کوتاه پس از این واقعه گروههای چند نفره مسلح به افراد مسلح نزدیک می شوند و آنها را خلع سلاح میکنند و تسلیحات را به کمیته ( مساجد ) انتقال می دهند. همان کمیته هایی که فلاحیان از بانیان آن ها در شهر آبادان است. در حقیقت طرح خلع سلاح عمومی مردم و تشکیل نیروی مسلح سرکوب رژیم اسلامی از همان روز پیروزی انقلاب شروع می شود. فلاحیان جنایات مسئولیت های خود را در نقش حاکم شرع شهر آبادان آغاز میکند و تا به امروز در مناصب مختلف حکومتی ادامه میدهد. از جمله افتخارات وی سازماندهی مزدوران و لباس شخصی ها تحت عنوان کانون اسلامی بیکاران در شهر آبادان برای مقابله با نفوذ چپ در میان کارگران و مشارکت در طرح ضد بشری مالک و مستاجر برای دستگیری دگر اندیشان است.

 

آب در لانه مورچگان

پس از انتشار نوار صوتی منتظری میشد انتظار داشت که واکنش های بسیاری در زمینه کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت و بویژه قتلعام آنان در تابستان 67 از سوی آمران و حکومتیان جمهوری اسلامی صورت گیرد. یکی پس از دیگری ظاهر شدند و سکوت خود را بخشا در این زمینه شکستند. جالب اینکه برخی از آنان هیئت مرگ در زندان ها را هیئت عفو خواندند و گویا وظیفه رهایی از اعدام تعدادی از زندانیان سیاسی را بر دوش خود گرفته بودند!

 این افراد بنوعی همه مسئولیت این کشتارها را بر عهده امام راحل شان انداختند که از میان آنها رفته است و جز نامی ننگین از خود برجای نگذاشته است. بدین معنا که بر طبق فرمان خمینی جلاد قرار بوده همه زندانیان سیاسی اعدام شوند و این گروه مرگ افرین تلاش داشتند عده ای از آنها را از مجازات مرگ برهانند.

از جمله این دیو صفتان علی فلاحیان است که در گفتگو با حسین دهباشی ضمن آنکه دخالت خود را در این جنایات انکار میکند,  تعلق نظری و تشکیلاتی به سازمان مجاهدین را برای اعدام زندانی سیاسی مکفی میداند و اقرار میکند که این امر سوای کیفرخواست متهم بوده است. او همچنین اعتراف میکند که در صحن خیابان ها نیز این مجازات اعمال می شده است.

اگر چه این نکات برای همگان روشن بوده است اما اهمیت موضوع اینجاست که این اعترافات از زبان آمران قتل های بیشمار دگر اندیشان در این دهه خونین انجام می پذیرد. همان نکته که در نوار صوتی دیدار هیئت مرگ زندان ها با منتظری مورد توجه عمومی قرار گرفت. آنچه در این گفتگو مطرح نشده است این است که اگر چه حکم اعدام برای وابستگان سازمان مجاهدین بر اساس حکم شرع بر مصداق محارب و باغی اجرا شده است اما چرا زندانیان سیاسی چپ و غیر مجاهد را قتلعام کردند؟

در ویدئو منتشر شده و در تعدادی از صحنه ها فلاحیان و بویژه در کشاکش طرح سوالات از سوی دهباشی با انگشت چشم و ابروی خود را میمالد و از پاسخ طفره میرود. خنده های مشمئز کننده او در حین گفتگو درباره کشتار زندانیان سیاسی بی دفاع در زندان ها هر انسان با وجدانی را منقلب می کند. او بطور تلویحی از فعالیت های اقتصادی و مال آور سازمان اطلاعات در دوره ریاست خود میگوید و همچنین فعالیت های این سازمان در خارج از کشور ( بخوانید ترور مخالفان رژیم ) را تائید اما نقش این وزارت و خودش را انکار میکند. اعتراف ضمنی به استفاده از عناصر ساواک برای پیشبرد امور سازمان اطلاعات نیز از نکات اقراری دیگر این گفتگو بود.

گفتگو را اینجا ببینید

آشنايي با جنايات علی فلاحیان ( از فیسبوک )

علی فلاحیان، متولد: ۱۳۲۸ شهرستان نجف آباد، تحصیلات: دانش آموخته مدرسه علمیه حقانی در حد خارج فقه و اصول
سوابق:حاکم شرع دادگاه های انقلاب اسلامی آبادان ٬باختران و خراسان، قائم مقام وزارت اطلاعات در دو دوره وزارت ری شهری، رئیس دفتر بازرسی فرماندهی کل قوا، دادستان ویژه روحانیت، وزیر اطلاعات در دو دوره دولت هاشمی رفسنجانی و عضو فعلی مجلس خبرگان رهبری از حوزه انتخابیه اصفهان.
علی فلاحیان، بدون استثناء در تمامی جنایت و توطئه های جمهوری اسلامی شریک است!، فلاحیان پیش از آنکه پایش به وزارت اطلاعات برسد بیشتر در کنار دیگر فارغ‌التحصیلان مدرسه حقانی در مناصب قضائی دستی بر کانون آتش و توطئه داشته است و مدتی هم در کمیته های انقلاب اسلامی دارای سمت فرماندهی بوده است اما عمده فعالیت‌های وی از زمانی است که به سمت قائم مقامی وزارت اطلاعات می‌رسد ٬ ری شهری این چنین ورود وی را به وزارت اطلاعات توضیح می‌دهد:
«خوب در کوران حوادث پیچیده ای بودیم و وزارت اطلاعات هم نهادی انقلابی و تازه تاسیس بود و خیلی‌ها هم موذیانه در مسیر این راه سنگ اندازی می‌کردند٬ترورها ٬توطئه های داخلی و خارجی و جنایات زیادی هم بود ٬طبیعی بود که به وجود کسی احتیاج داشتیم که هم اقتدار لازم را داشته باشد و هم جسارت و هم توان کار اطلاعاتی که به نظر من بهترین فرد در آن زمان آقای فلاحیان بود که ایشان را برای پست قائم مقامی وزارت که در اصل ستون سازمان وزارت اطلاعات بود برگزیدیم… »(
۱)
این چنین بود که فلاحیان فردی که هم اقتدار (شما بخوانید خودسری) دارد و هم جسارت (شما بخوانید قساوت) و هم توان کار اطلاعاتی! وارد وزارت اطلاعات می‌شود ٬وی در خلال سال‌های 
۱۳۶۳ الی ۱۳۶۸ که قائم مقام و یا به قول آقای ری شهری ستون وزارت اطلاعات بوده است بی شک اقدامات عدیده ای را انجام داده است که به خاطر بضاعت خاطر فقط به شمه ای از آن‌ها اشاره می‌شود و آن‌ها را با هم بازخوانی می‌کنیم:

- راه اندازی بازداشتگاه مخوف امنیتی توحید برای بازداشت و شکنجه مخالفان جمهوری اسلامی و دگر باشان و دگراندیشان.
- قتل‌های زنجیره ای که با طرح حذف مخالفان آرام و فعال جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور آغاز شد نام کسانی همچون اویسی و بختیار و رضا مظلومان در ابتدای این لیست بوده است…
- رقم زدن قتل عام و نسل کشی سال‌های 
۱۳۶۷ و ۱۳۶۸ در زندان‌های سیاسی کشور.
- تلاش شبانه روزی برای حذف آیه الله منتظری از صحنه سیاسی کشور.
- تلاش و اهتمام برای برپائی دادگاه ویژه روحانیت.
- طرح و نظارت بر ترور دکتر مصطفی چمران (
۲)
- اعزام سعید امامی و کاظم لاهوتی به کشور فرانسه برای مذاکره با سران سازمان مجاهدین خلق در سال
۱۳۶۹.
- ده‌ها مورد آدم ربایی و بازداشت و قتل سیاسی و…

 

17.07.2017

 

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب بهروز سورن در سایت پژواک ایران 

*دهه شصتی هایی که من میشناسم!  [2018 Dec] 
*سرگذشت کمک های مالی مردمی به زلزله زدگان استان کرمانشاه  [2018 Oct] 
*علی مانده است و حوضش!  [2018 Oct] 
*نچه در جریان است! [2018 Oct] 
*سوسیالیسم یا بربریت؟  [2018 Sep] 
* دهه شصت - هتل اموات  [2018 Aug] 
*گرد فراموشی بر کشتار سراسری زندانیان سیاسی 67 هرگز!  [2018 Aug] 
* از میان خاطرات زندان و9 میلیارد دلار گم شده ناقابل!  [2018 Aug] 
* این مردم شور و سودایی دیگر در سر دارند  [2018 Aug] 
*خیابان, آوردگاه ضروری مبارزه برای ازادی و عدالت اجتماعی [2018 Feb] 
*پرچم سرکوب معترضان در دست اصلاح طلبان  [2018 Jan] 
*چرا بی بی سی فارسی سراسیمه شده است؟  [2018 Jan] 
*نان و ازادی! [2018 Jan] 
* سونامی تجاوز و قتل کودکان در جمهوری اسلامی باز هم قربانی گرفت  [2017 Oct] 
* سخنرانی ترامپ و چند نکته دیگر آن  [2017 Oct] 
*شرم آن میکند که شرف دارد  [2017 Oct] 
*اینجا ایران است, فاجعه عادی است [2017 Sep] 
*فروش یک سبد کلیه برای شوخی!  [2017 Aug] 
*بهروز سورن: کابینه وحشت حسن روحانی [2017 Aug] 
*جنایت کاری بی مرز بنام علی فلاحیان  [2017 Jul] 
*بهروز سورن: برخورد داعش ها در تهران [2017 Jun] 
*گزارشگران:بحران منطقه شدت میگیرد [2017 Apr] 
*نقش رسانه های وابسته در حفظ نظام ولایتی و کسری اپوزیسیون سرنگونی طلب  [2017 Jan] 
*در اعماق چه میگذرد؟ بخش چهارم  [2017 Jan] 
*در اعماق چه می گذرد؟ بخش سوم  [2016 Dec] 
* در اعماق چه می گذرد؟ - بخش دوم  [2016 Dec] 
*در اعماق چه می گذرد؟ - بخش اول  [2016 Dec] 
*ایشان! به کشتار هزاران زندانی سیاسی دگراندیش و بی دفاع افتخار می کند!  [2016 Aug] 
* نان و خمپاره!  [2016 Aug] 
* اینجا بهار در تابستان می روید! [2016 Aug] 
*آب در لانه مورچگان! سکوتی که شکسته شد!  [2016 Aug] 
*فایل صوتی منتظری سندی از جنایات جمهوری اسلامی علیه زندانیان سیاسی عقیدتی در تابستان سال 1367 [2016 Aug] 
*رفتار وحشیانه دولت استرالیا با پناهندگان, درپس نقاب انساندوستی [2016 Aug] 
* ترکیه به کدام سو؟ [2016 Aug] 
*خیاط این بار نیز در کوزه افتاد! [2016 Jul] 
*پیامدهای شکست کودتا در ترکیه  [2016 Jul] 
*اینبار کارگران معدن بافق شلاق می خورند! [2016 Jun] 
*دهه شصت, زندان اوین, بند دویست و نه - قسمت دوم  [2016 May] 
*دهه شصت - زندان دستگرد اصفهان  [2016 May] 
*آنها به سن بازنشستگی نمیرسند, معلول می شوند یا می میرند!  [2016 May] 
* دهه شصت - هتل اموات  [2016 May] 
*دهه شصت, زندان سیدعلی خان قسمت دوم [2016 Apr] 
*مختصری در مورد شکنجه - بخش سوم  [2016 Apr] 
*تصویری از جنایت – چگونه تهران اشغال شد؟ [2016 Mar] 
*معاملات و مذاکرات شومی که حول پدیده پناهجویان ایرانی در جریان است [2016 Mar] 
* به بهانه پخش کامل دادگاه نمایشی سربداران از تلویزیون رژیم جمهوری اسلامی [2016 Mar] 
*انتخابات ( انتصابات ) پیش رو, درسی دیگر برای جماعت متوهم! [2016 Feb] 
* نکته ای وارده برنوشته ارزشمند شبی از هزار و یک شب [2015 Nov] 
*همبستگی به شرط چاقو! [2015 Nov] 
*« یکی از ما » روایتی از اعماق, بازسازی یک تراژدی انسانی [2015 Oct] 
*اینجا کسی جان می دهد [2015 Oct] 
* برای تحقق همبستگی سراسری از فرقه گرائی عبور کنیم! [2015 Oct] 
*بی بی سی فارسی و زندانیان سیاسی سابق [2015 Sep] 
*گوشه ای از پشت صحنه مهاجرت و جابجائی انسانی! [2015 Aug] 
* از گونه های بشریت عرق شرم می غلطد! [2015 Aug] 
*منتظری, چهره ای دوگانه در سیاست! [2015 Aug] 
* مرگ در چمدان, فاجعه ادامه دارد! [2015 Aug] 
*تلنگری به خاطرات - بخش چهارم - رحیم حسین پور رودسری - مقصود فتحی و حسن صادقی [2015 Jul] 
*هیاهوی بی بی سی فارسی – ما را به خیر تو امید نیست, شر مرسان – قسمت سوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! بخش سوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! بخش دوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! [2015 Jun] 
*هیاهوی بی بی سی فارسی – ما را به خیر تو امید نیست, شر مرسان – بخش دوم [2015 Jun] 
*هیاهوی بی بی سی! ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان [2015 Jun] 
* تعرض گسترده به دستفروشان تهرانی [2015 Jun] 
* ننگ با رنگ پاک نمیشود. زندان اوین در تاریخ مبارزات مردم ایران ثبت شده است [2015 May] 
*اینجا میخواهند پناهجو درو کنند؟ [2015 Apr] 
*بهروز سورن: دامی که دولت استرالیا برای پناهجویان ایرانی پهن کرده است! [2015 Apr] 
*یاد مادر مهین یزدی و فرزندانش حسن صدیقی ( مسعود ) و محمد صدیقی گرامی باد! [2015 Feb] 
*اینبار در جهرم! جنایت ادامه دارد [2014 Dec] 
*سونامی تکذیب و دم خروس سی و چندساله حاکمان [2014 Oct] 
*حماسه سازان کوبانی [2014 Oct] 
*کابوسی بنام شادی برای حکومتیان! [2014 May] 
*باز هم سلول انفرادی‎ [2013 Oct] 
*خانم ها و آقایان ما اشتباه کردیم. اعدام نباید گردد [2013 Sep] 
*وقتی کوه را زیر خاک پنهان کردند [2013 Aug] 
*دژخیمی که محتملا وزیر دادگستری میشود! [2013 Aug] 
*چند سوال بی پرده و علنی از برگزارکنندگان و شرکت کنندگان در گردهمائی پنجم زندانیان سیاسی در هلند [2013 Aug] 
*پیروزی مرد امنیتی و ده تجربه تاریخی برای اپوزیسیون [2013 Jun] 
*جعبه های مارگیری انتخابات فرمایشی و ترفندهای جدید آماده می شوند!! [2013 Jun] 
*ضحاک سر دوشی های خود را می خورد! [2013 May] 
*در برابر ماشین اعدام حکومت سکوت نکنیم! [2013 May] 
*فقط در جمهوری اسلامی میتواند اتفاق بیافتد! [2013 May] 
*هیاهو برای هیچ [2013 May] 
*پایان کار گزارشگران چرا؟ [2013 May] 
*کارگران زیر آوار در آستانه اول ماه مه روز همبستگی کارگران جهان [2013 Apr] 
*آیا خانه تکانی عید را فراموش کردیم؟  [2013 Apr] 
*کتابی که شاید رکوردها را بشکند! [2013 Mar] 
*حق با محمود صالحی است!  [2013 Mar] 
*اینجا زنان در آتش می سوزند [2013 Mar] 
* اسانلو و جایگاه جدیدش! [2013 Mar] 
*دیوی که بیرون رفت, فرشته ای که نیامد! [2013 Feb] 
*باز هم مجازات در ملاء عام اینبار قطع دست [2013 Jan] 
* درباره اخراج منصور اسانلو از هیئت مدیره سندیکای واحد [2013 Jan] 
*چه اندازه تا لغو مجازات اعدام فاصله داریم؟ [2013 Jan] 
*استبداد نوینی که در اوین سر بلند می کند! [2012 Dec] 
*خامنه ای هم فیلتر شکن شد! [2012 Dec] 
*بر خانواده های زندانیان سیاسی چه گذشت؟ [2012 Dec] 
*جنون وجنایت , همه جا [2012 Dec] 
*انتقال مجدد به زندان دستگرد اصفهان [2012 Dec] 
*وضعیت بی خانمان ها در ایران - آمارهای حکومتی [2012 Dec] 
*افشاگری به سبک این اطلاعات چی!؟  [2012 Nov] 
*وبلاگنویسانی که با مرگ خود دنیای خبری را تکان دادند! [2012 Nov] 
* آیا چهار سال بحث و گفتگو ضروری بود؟  [2012 Nov] 
*ستارهای امروز و ستارهای قدیم [2012 Nov] 
*بغضی که ترکیدن آغاز کرد! [2012 Oct] 
*نیمه شب نوشته ها – 17 – بغضی که ترکیدن آغاز کرد! [2012 Oct] 
*نیمه شب نوشته ها – 15 – خالی بندهای حکومتی و زلزله زدگان [2012 Oct] 
*مجتبی واحدی و نکته ای که میبایستی تصحیح کند [2012 Oct] 
*سی و دو سال پیش در چنین روزهائی ....- بخش سوم [2012 Oct] 
*وقتی که مقتدائی در زندان دستگرد اصفهان بور شد! [2012 Sep] 
*همه چیز از آنجا شروع شد که - بخش دوم [2012 Sep] 
*بهروز سورن:همه چیز از آنجا شروع شد که... بخش اول [2012 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با پیروز زورچنگ فعال سوسیالیست و از جان بدربردگان کشتار زندانیان سیاسی 67 درباره نشست مشترک نیروهای چپ در شهر کلن [2012 Sep] 
*بهروز سورن: فرخ جان دمت گرم و لبت خندان باد! [2012 Sep] 
*جنگی مخرب و خانمانسوز و موقعیت چپ  [2012 Aug] 
*یک دقیقه سکوت برای قربانیان و یک دقیقه تعمق - چه کسانی باید پاسخگوی اعمالشان باشند بخش سوم!  [2012 Jul] 
*بهروز سورن:چه کسانی باید پاسخگوی اعمالشان باشند؟ - به بهانه برخی از (خرده گیری ها) – بخش دوم - تابو شکنی در اردوی زندانیان سیاسی  [2012 Jul] 
* چپ سازمانی در آزمونی تاریخی؟ [2012 Jul] 
*باز هم گنه کرد در بلخ آهنگری ... [2012 Jul] 
* آرزوهائی که بر باد نرفت! [2012 Jul] 
* ساعاتی در میان بازماندگان و خانواده های قربانیان دهه شصت در زندانهای جمهوری اسلامی [2012 Jun] 
*شش میلیون کارگر ایرانی قربانی سودجوئی سرمایه داران و حکومتیان [2012 Jun] 
*بهروز سورن: دروغ پرگارها و تردید پراکنی [2012 Jun] 
*رسانه های وابسته, پشتوانه یا پشت پا [2012 May] 
*یک مبارزه و چند جبهه – بخش سوم - نرخ پرنسیپ ها در دنیای چپ چقدر است؟ [2012 May] 
*نرخ ارتباط با توده ها در داخل کشور چقدر است؟ [2012 May] 
*بهروز سورن: یک مبارزه و چند جبهه - بخش دوم [2012 May] 
*یک مبارزه و چند جبهه [2012 May] 
*از مافیای رسانه ای جمهوری اسلامی و غرب تا صدای مستقل در تبعید [2012 May] 
*جمهوری اسلامی و تاخت و تاز در دنیای مجازی [2012 Apr] 
*بهروز سورن: صندلی های خالی کنفرانس واشنگتن, گذار به دمکراسی یا گذار به ناکجا آبادی دیگر؟ [2012 Apr] 
*بهروز سورن: زندانی در زندان بزرگتر بنام اینترانت [2012 Apr] 
*اینترنت ملی یا بناکردن زندانهای تازه در دنیای مجازی [2012 Apr] 
*جهادگران اینترنتی یا تروریستهای دنیای مجازی [2012 Mar] 
* تار عنکبوتی رسانه ای جمهوری اسلامی [2012 Mar] 
*از ثابتی تا اهالی ثبات! [2012 Mar] 
*بهروز سورن: چاله ای که آمریکا وصدایش برای بخشی از زندانیان سیاسی سابق در خارج از کشور کند! [2012 Mar] 
*نکاتی دیگر درباره کنفرانس مرموز مرکز اولاف پالمه [2012 Feb] 
*بهروز سورن: تکاپوی راست و جای خالی چپ سوسیالیست!  [2012 Feb] 
*قطره اشکی برای قذافی و لبخندی به روی آزادی و رهائی از دیکتاتوری [2011 Oct] 
*چند کلمه با احمد باطبی [2011 Oct] 
*پاسداری از حافظه تاریخی و حذف جمهوری اسلامی - ضعفها و قوتهای گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی [2011 Sep] 
*اضافه ها, باقی مانده ها, تصحیحات و واکنش ها به سلسله گردآوری های گزارشگران [2011 Sep] 
*بهروز سورن: باری به هر جهت – نگاهی از دور به گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی در گوتنبرگ [2011 Sep] 
*صدای دادخواهی و عدالتجوئی از شهر گوتنبرگ سوئد بگوش رسید [2011 Sep] 
*گزیده ای از محاوره جلادان و آمرین جنایات دهه شصت و کشتار سراسری زندانیان سیاسی در تابستان 67 [2011 Aug] 
*این آیت الله خون می طلبد [2011 Apr] 
*شیرکو را تنها بگذاریم, یا نگذاریم؟ مسئله این است [2011 Apr] 
*بهروز سورن: چگونه زنده بگور شدم [2011 Mar] 
*بهروز سورن: کو؟ گوش شنوا؟ [2011 Feb] 
* بهار در راه است و ما چشم انتظار [2011 Feb] 
*بهروز سورن: حسین را هم اعدام کردند، فردا نوبت کیست؟  [2011 Jan] 
*بهروز سورن: نامه سرگشاده یک تبعیدی به مسئولین جمهوری اسلامی بمناسبت فرا رسیدن سال 2011 [2011 Jan] 
*آقای آرش بهمنی! مردم ایران نه می بخشند و نه فراموش می کنند [2010 Nov] 
*مرگ بی صدای کارتون خواب ها [2010 Oct] 
*عدالت جوئی انتقام جوئی نیست [2010 Sep] 
*شتری که در خانه آنها خوابیده است [2010 Aug] 
*بهروز سورن: دمکراتیک و خلقی هر دو فریب خلق اند؟! [2010 Aug] 
*بهروز سورن: خطر اعدامهای گسترده توسط جانیان حاکم را جدی بگیریم [2010 Jan] 
* آقای میر حسین موسوی شما صحیح میفرمائید! [2009 Jul] 
*کاروانی از ستاره [2009 Mar] 
*در اهميت بازگوئي و خاطره نويسي [2008 Sep] 
*هشيار باشيم! [2008 Aug]