در اعماق چه می گذرد؟ - بخش دوم
بهروز سورن

 

 

 

 

 

مناسبات سیاسی و اقتصادی کنونی میان جمهوری اسلامی با دولت های دیگر بشکلی است که پیش از انعقاد قرار دادهای کلان شروطی نیز مطرح و درخواست می کند. از جمله این شروط فشار به اپوزیسیون در آن مکان, اخذ اطلاعات پلیس محلی از مخالفان و همچنین ایجاد سهولت در استخدام نزدیکان سفارت و عوامل رژیم در نهادهای مختلف رسمی در آن کشور و .... است و به تعبیری سهمیه می طلبند. خوش بینی ساده لوحانه  است چنانچه تصور کنیم که اطلاعات مربوط به پناهندگان سیاسی در این کشور نزد وزارت داخله آن محرمانه مانده است. هم از اینرو ایرانیان ساکن و مرتبط اطلاعاتی با پلیس اتریش که به جمع آوری اطلاعات و انتقال آن مشغولند و ( خیر ) آنرا می برند, غیر مستقیم در خدمت اطلاعات و سفارت جمهوری اسلامی هستند.

بخش اول را اینجا بخوانید

 

 *****

طبقه بندی اولیه جاسوسان بطور کلی به دو شکل بوده است. یک دسته که فرستاده میشوند تا در یک نهاد , ارگان یا سازمان و محفل دیگر نفوذ کنند, اطلاعات جذب کنند, عملیات جنایی بانجام رسانند و ...  تیره دیگر افرادی که در آن نهاد یا ارگان و سازمان و محفل حضور رسمی دارند و بهمین دلیل میتوانند به اطلاعات بسیاری دست یابند و آنرا انتقال دهند.

واقعه ترور قاسملو در قلب شهر وین و رفتار پلیس و سرویس اطلاعاتی اتریش در آن مرحله زمانی نشاندهنده جایگاه این کشور در برابر حقوق بشر و قراردادها و تعهدات بین المللی در قبال معاهده های پناهندگی است. اتریش یکی از کشورهائی است که ارتباطات مالی و اقتصادی بزرگی با جمهوری اسلامی داشته است. سفر خاتمی و انعقاد قراردادهای میلیاردی که در زمان ریاست جمهوری اش به این کشور صورت گرفت از جمله این مناسبات است.

مناسبات سیاسی و اقتصادی کنونی میان جمهوری اسلامی با دولت های دیگر بشکلی است که پیش از انعقاد قرار دادهای کلان شروطی نیز مطرح و درخواست می کند. از جمله این شروط فشار به اپوزیسیون در آن مکان, اخذ اطلاعات پلیس محلی از مخالفان و همچنین ایجاد سهولت در استخدام نزدیکان سفارت و عوامل رژیم در نهادهای مختلف رسمی در آن کشور و .... است و به تعبیری سهمیه می طلبند. خوش بینی ساده لوحانه  است چنانچه تصور کنیم که اطلاعات مربوط به پناهندگان سیاسی در این کشور نزد وزارت داخله آن محرمانه مانده است. هم از اینرو ایرانیان ساکن و مرتبط اطلاعاتی با پلیس اتریش که به جمع آوری اطلاعات و انتقال آن مشغولند و ( خیر ) آنرا می برند, غیر مستقیم در خدمت اطلاعات و سفارت جمهوری اسلامی هستند.

برای دول مربوطه چرخش اقتصادی کشورشان و حفظ  تعادل خود بعنوان حکومتگر و بقای مناسبات حاکم موجود مهمترین موضوع حیاتی است و براحتی به آن شروط تن میدهند. همکاری دولت اتریش در این زمینه با جمهوری اسلامی نمونه است. همگان بیاد دارند که در تا ریخ سیزدهم جولای سال 1989 عبدالرحمن قاسملو بهمراه عبداله قادری و فاضل رسول در شهر وین ترور شدند. 

عکس:

تروریست ها مزدوران جمهوری اسلامی بودند که در پوشش دیپلمات و بظاهر برای  رایزنی با او ( حزب دمکرات کردستان ) جهت یافتن راه حلی مسالمت آمیز برای کردستان آمده بودند. این جلسه سومین نشست قاسملو با نمایندگان جمهوری اسلامی بوده گفته شده است که تیم رایزنی و تیم ترور تفاوت داشته اند اما اظهرال من الشمس است که همه آنها مزدور رژیم و عوامل ترور بوده اند. بخشی از آنها پس از انجام این جنایت به سفارت رژیم در این شهر که در نزدیکی محل ترور نیز هست رفته و توسط این سفارت به ایران پرواز می کنند.

 

عبدالرحمن قاسملو

 پتر پیلز نماینده حزب سبز ها در پارلمان اتریش پس از 25 سال گزارشی به جراید و پارلمان این کشور ارائه داد و همچنین یادآور شد که یکی از این تروریست ها با اسکورت و حمایت پلیس این کشور تا فرودگاه شهر وین بدرقه شده است. او محمود احمدی نژاد ( مشاور استاندار کردستان ) رامسئول احتمالی این ترور معرفی میکند که مدت کوتاهی پیش از آن در محل سفارت جمهوری اسلامی در شهر وین با تعدادی از مزدوران سفارت جلسه ای برگزار کرده است.

جهت پیشبرد این جنایت هولناک در قلب شهر وین, سفارت جمهوری اسلامی دولت اتریش را تهدید میکند که چنانچه عوامل ترور ( دیپلمات ها ) در اتریش در مقابل دادگاه قرار گیرند برای اتریشی های ساکن ایران میتواند خطرناک باشد. از این تهدید وزارت امور خارجه کشور اتریش  وتوماس کلستیل که بعد ها رئیس جمهور این کشور شد, آگاهی کامل داشته اند و یکی از آنها  اریش ماکسیمیلیان اشمید در گفتگوئی تلویزیونی که حدود دو سال بعد پس از بازنشستگی اش صورت گرفت به این موضوع اقرار کرده است.

بعد ها نیز علنی شد که پیگردعاملین این جنایت متوقف میشود. همچنین  قرار گذاشته شده بود که روز قبل از ترور مراقبت و کنترل سفارت جمهوری اسلامی از سوی نیروی انتظامی و اطلاعاتی اتریش باید کم شود. تهدید دیگری که سفارت جمهوری اسلامی به آن اقدام کرد افشای نقش کشور اتریش در جنگ هشت ساله بود که علیرغم اظهار بیطرفی اما به هر دو سوی این جنگ خانمانسوز تسلیحات می فروخته است نکته ای که برخی از قراردادهای بین المللی این کشور را میتوانست مورد سوال قرار دهد.

 

پتر پیلز

 

بخشی از دومین نامه ی سردار اخراجی سپاه به محمد نوریزاد

صحرارودی یا همان محمد جوادی به محض ورود به اتریش با برخورداری از حکم ویژه ازعلی اکبر ولایتی کوشید تا ملاقات با قاسملو را به شکل انفرادی ودر ویلایی در حومه وین شکل دهد اما قاسملواین پیشنهاد را نپذیرفت و مکان ملاقات را درآپارتمان دفترکار خود و با حضور دستیارانش تعیین کرد.با این پیشنهاد طرح ترور ریخته شد. وی به همراه نفر دوم با نام بزرگیان و نفر سوم با نام شاه مهری در بعد ازظهر ۲۳ تیر ۶۸ (۱۳ژوئیه ۱۹۸۹)با خودرو تشریفات سفارت و لباس فرم وزارت خارجه وارد دفتر قاسملو شدند. راننده پس از ورود آنان با خودرو به سفارت بازگشت. این در حالی بود که هر سه دیپلمات یک کلت ۶۵/۷ میلیمتری را ماهرانه در گودی ستون فقرات خود جا سازی کرده بودند.صحرارودی خواستار آن بود تا گفتگو با قاسملو توسط خود وهمکارانش خصوصی و بدون حضور همکاران قاسملوباشد .

وی به قاسملو می گوید حامل دیدگاههایی طبقه بندی شده است روی صحبت خصوصی و دونفره اصرار می ورزد. در نهایت قاسملو می پذیرد تا صرفا با صحرارودی در اتاق دیگری ملاقات خصوصی داشته باشدو دو دیپلمات در کنار دستیاران قاسملو منتظر بمانند.مستقیم از خود جوادی شنیدم که گفت: “هر دو به اتاق دیگری رفتیم. گفتگوها کوتاه بود. کاررا به جاهای باریک کشاندم. جوری که صحبت کوتاه ما به سرعت به مشاجره لفظی کشیده شد. من(صحرا رودی) بلافاصله دست به کمر بردم وکلتم را بیرون کشیدم وشلیک کردم. بدبختانه گلوله ام کاراورا نساخت وبه مغز او نخورد. زخمی اش کرد و به زمینش انداخت. هول شدم. گلوله های بعدی را نتوانستم درست شلیک کنم. قاسملوهم کلت داشت. حالا نوبت او بود که اولین ودومین گلوله را به زیر بغل وناحیه گردن من شلیک کند. بالاخره یکی از گلوله های من به مغز قاسملو خورد وکارش را ساخت.”همزمان در سالن انتظار دو دیپلمات ایرانی نیزدر اقدامی مشابه به سوی دستیاران قاسملو شلیک می کنند.

در این در گیری “شاه مهری” هم گلوله می خورد ودستیاران قاسملو نیز غرق خون به زمین می افتند. “بزرگیان” وحشت زده وارد اتاق قاسملو می شود ومی بیند قاسملو وصحرارودی هر دو کشته شده اند. دست شاه مهری را می گیرد و از آپارتمان خارج می شود. هنوز چند صد متری از محل نگریخته اند که صدای آژیر پلیس به گوش می رسد. بزرگیان، دست شاه مهری را رها می کند وخود را به خانه امن می رساند.اماروایت دیگری می گوید:همزمان با مشاجره لفظی میان صحرارودی و قاسملو، که خودش یکجور سیگنال برای شروع درگیری بوده، بزرگیان وشاه مهری ابتدا دستیاران قاسملو را ترور می کنند. شاه مهری با گلوله قاسملو مجروح می شودوصحرارودی قاسملو را ترور می کنندوبزرگیان با دستپاچگی وبه اشتباه ه صحرارودی را هدف قرار می دهد وبه همراه شاه مهری با هراس وعجله آپارتمان را ترک می کند.

وابسته اطلاعاتی ایران در سفارت درحالی که عادی جلوه می داده با رعایت سکوت رادیویی ،مضطرابانه از طریق واسطه ها پیگیر عملیات بوده اما اولین خبرها حکایت از کشته شدن صحرارودی ومفقود شدن شاه مهری می داده اند. گزارش واقعه عصر آن روز با کد رمز به دست منوچهر متکی می رسد. ساعاتی بعد یکی از شبکه های تلویزیونی اتریش خبرو گزارشی ازتیراندازی وترور درآپارتمان قاسملو را که توسط همسایگان به اطلاع پلیس رسیده بود را پخش می کند که در آن گزارش، تصویری از صحرارودی بی هوش در بیمارستانهای اتریش نیز دیده می شود.

اتاق فکردر ایران قبل از هر واکنشی، خبری را از سوی وزارت خارجه دراخبارشب شبکه یک ایران با این فحوا که مذاکرات مهمی فیمابین دیپلماتهای ایرانی و عبدالرحمن قاسملو با هدف حل وفصل اختلافات در جریان بوده است که سازمان مجاهدین (منافقین) که از این توافق نا خشنود بوده اند با حمله مسلحانه به دفتر قاسملو وی وهمکاران و دیپلماتهای ایرانی را ترور کرده اندو وزارت خارجه حفظ جان دیپلماتهای خود را از دولت اتریش می خواهد.در همان ساعات اولیه شاه مهری مجروح نیزتوسط پلیس اتریش بازداشت وهویت دیپلماتیکش بر ملا می شود.فردای آن روز هیاتی از وزارت خارجه ایران راهی اتریش می شود وعلاوه بر پیگیری وضعیت دیپلماتهای مجروح ایرانی، با کورت والدهایم صدراعظم وقت اتریش ملاقات وخواستار انتقال سریع دیپلماتهای مجروح برای مداوا به تهران می شود.

یازده روز بعد صحرارودی وشاه مهری با برانکارد ازبیمارستان به هواپیمای ایران ایر منتقل وبه ایران بازگشته ودر اتاقی اختصاصی در بیمارستان بقیه الله سپاه بستری می شوند.مداوای آنان حدود دوماه به درازا کشیده می شود.گرچه دادستانی اتریش در پی شکایت بیوه قاسملو کیفرخواستی را برای استرداد این دو دیپلمات صادر می کند اما روابط پر سود فیمابین ایران واتریش وبخصوص شخص کورت والد هایم که پیش تر نیز در مقام دبیرکل سازمان ملل رسوایی های مالی داشته تا کنون مانع از استرداد وصدور حکم شده واین پرونده همچنان درحالت تعلیق قرار دارد.چند ماه بعد محمد صحرارودی با حکم رهبری با درجه سرتیپی ونام جدید شششش”محمد جعفری” به ریاست اداره اطلاعات سپاه که به موازات نیروی قدس از یک سو مرتبط با اداره وابستگان نظامی ستاد کل واز دیگر سوی مسئول گردآوری اخباروبولتن سازی برای فرمانده کل سپاه ورؤسای ادارات بود گزیده می شود.کاظمی قمی- سفیر سابق ایران در عراق- یکی از معاونین وی بوده است.)

اینجا

هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی ایران شامل محمد جعفری صحرارودی (رئيس امور كردها در وزارت اطلاعات)، مصطفی آجودی (استاندار کردستان) و امیر منصور بزرگیان از نیروهای ویژه سپاه پاسداران

 

صحرارودی

 

مافیای حکومت اسلامی در این واقعه سیاسی جنائی نهایت پلیدی و زشت خویی خود را نشان میدهد و از تمامی ترفندها برای ترور قاسملو و همراهانش بهره جسته و از قدرت و نفوذ خود برای پاک کردن رد و رهایی عواملش بهره می برد. پرونده این جنایت همچنان باز است اگر چه دولت اتریش آنرا در کشوی بایگانی های خود پنهان کرده است. پلیس اتریش در روز31 تیر ماه 1368  صحرارودی را تا پای هواپیما بدرقه کرده واو را روانه تهران ساخت. تصور می شود که بزرگیان در تاریخ نهم آذر 1368  اتریش را ترک کرده باشد. ( مرکز اسناد - 31 )

ناگفته نماند که افشاگری ها و تلاش های پتر پیلز نماینده حزب سبز ها در پارلمان نیز نتوانسته است تاثیر ملموسی بر سیاست اتخاذ شده دولت اتریش بگذارد و کماکان ملزومات اقتصادی و سیاسی سوالات و ناگفته های بسیاری از چگونگی این جنایت و تدارکات آن باقی گذاشته است. گفتنی است که این مقوله مناسبات حسنه سرویس های جاسوسی و اطلاعاتی دو رژیم را در کشور اتریش گویاست و اتریش سیاستی همگانی بر این مصداق با سایر کشورها نیز دارد. رهبران دولت وقت اتریش سرزمینی که شهره آزادی های فردی و دمکراسی و پایبندی به مفاد حقوق بشر است چون به خلوت و سکوت میروند آن کار دیگر می کنند.

روزنامه نگار معروف اتریشی وزارت داخله و سازمان اطلاعاتی اتریش را تنها نهادهای بی آزاری میداند که دهها واقعه بزرگ پیش روی آنها انجام می پذیرد و ماموران اطلاعاتی و جاسوسی بین المللی از جلوی آنها رژه میروند اما آن ها در کشورشان روی برمی گردانند تا نبینند و هیچگونه واکنشی نیز انجام نمی دهند و علاقه ای نیز برای درگیرشدن در این زمینه بخود نشان نمی دهند.

مورد کشور انریش تنها یک نمونه و استثناء نیست. بهرام رحمانی نیز در نوشتاری مستند این موضوع را در سوئد به چالش کشیده است. 

( اینجا )

تلویزیون سوئد، پنج­شنبه شب 19 سپتامبر سال 2002، فیلمی مستندی را تحت عنوان «کماندوهای مرگ»، به‌نمایش گذاشت. این فیلم توسط خبرنگار سوئدی «اوسکار هدین» تهیه شده بود که نشان می­داد، دولت و پلیس مخفی سوئد، از تروریست­های اعزامی جمهوری اسلامی به این کشور آگاه بودند، اما هیچ اقدام پیش­گیرنده انجام ندادند. 

در این فیلم مستند، نشان داده می­شود که دولت و پلیس امنیتی سوئد، از فعالیت­های جاسوسی و تروریستی جمهوری اسلامی در سوئد، مطلع بودند، اما مصلحت اقتصادی و سیاسی و دیپلماتیک بر این بوده است که چشم خود را بر این واقعیت ببندند و جان و زندگی بسیاری از فعالین سیاسی مقیم سوئد را به خطر بیاندازند.

گفته می شود که در اتریش جاسوسی ممنوع نیست و تنها زمانی مجازات دارد که علیه منافع ملی این کشور باشد. بدین ترتیب جمهوری اسلامی با علم به این موضوع نهایت استفاده برای شناسائی, ترور و جاسوسی علیه پناهندگان سیاسی, فعالین سیاسی و مهاجرین ایرانی را انجام میدهد.

( بهشت جاسوسان )

 

بهروز سورن

17.12.2016

Sooren001@yahoo.de

شرح تصاویر:

تصور نخست: قاسملو و تصویر محل جنایت

تصویر دوم: انتقال اجساد کشته شدگان

تصویر سوم: پتر پیلز نماینده سبزها در پارلمان که سالها پیگیر حقیقت بود

نصویر چهارم: صحرارودی

 

اداماه دارد ..

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب بهروز سورن در سایت پژواک ایران 

* سونامی تجاوز و قتل کودکان در جمهوری اسلامی باز هم قربانی گرفت  [2017 Oct] 
* سخنرانی ترامپ و چند نکته دیگر آن  [2017 Oct] 
*شرم آن میکند که شرف دارد  [2017 Oct] 
*اینجا ایران است, فاجعه عادی است [2017 Sep] 
*فروش یک سبد کلیه برای شوخی!  [2017 Aug] 
*بهروز سورن: کابینه وحشت حسن روحانی [2017 Aug] 
*جنایت کاری بی مرز بنام علی فلاحیان  [2017 Jul] 
*بهروز سورن: برخورد داعش ها در تهران [2017 Jun] 
*گزارشگران:بحران منطقه شدت میگیرد [2017 Apr] 
*نقش رسانه های وابسته در حفظ نظام ولایتی و کسری اپوزیسیون سرنگونی طلب  [2017 Jan] 
*در اعماق چه میگذرد؟ بخش چهارم  [2017 Jan] 
*در اعماق چه می گذرد؟ بخش سوم  [2016 Dec] 
* در اعماق چه می گذرد؟ - بخش دوم  [2016 Dec] 
*در اعماق چه می گذرد؟ - بخش اول  [2016 Dec] 
*ایشان! به کشتار هزاران زندانی سیاسی دگراندیش و بی دفاع افتخار می کند!  [2016 Aug] 
* نان و خمپاره!  [2016 Aug] 
* اینجا بهار در تابستان می روید! [2016 Aug] 
*آب در لانه مورچگان! سکوتی که شکسته شد!  [2016 Aug] 
*فایل صوتی منتظری سندی از جنایات جمهوری اسلامی علیه زندانیان سیاسی عقیدتی در تابستان سال 1367 [2016 Aug] 
*رفتار وحشیانه دولت استرالیا با پناهندگان, درپس نقاب انساندوستی [2016 Aug] 
* ترکیه به کدام سو؟ [2016 Aug] 
*خیاط این بار نیز در کوزه افتاد! [2016 Jul] 
*پیامدهای شکست کودتا در ترکیه  [2016 Jul] 
*اینبار کارگران معدن بافق شلاق می خورند! [2016 Jun] 
*دهه شصت, زندان اوین, بند دویست و نه - قسمت دوم  [2016 May] 
*دهه شصت - زندان دستگرد اصفهان  [2016 May] 
*آنها به سن بازنشستگی نمیرسند, معلول می شوند یا می میرند!  [2016 May] 
* دهه شصت - هتل اموات  [2016 May] 
*دهه شصت, زندان سیدعلی خان قسمت دوم [2016 Apr] 
*مختصری در مورد شکنجه - بخش سوم  [2016 Apr] 
*تصویری از جنایت – چگونه تهران اشغال شد؟ [2016 Mar] 
*معاملات و مذاکرات شومی که حول پدیده پناهجویان ایرانی در جریان است [2016 Mar] 
* به بهانه پخش کامل دادگاه نمایشی سربداران از تلویزیون رژیم جمهوری اسلامی [2016 Mar] 
*انتخابات ( انتصابات ) پیش رو, درسی دیگر برای جماعت متوهم! [2016 Feb] 
* نکته ای وارده برنوشته ارزشمند شبی از هزار و یک شب [2015 Nov] 
*همبستگی به شرط چاقو! [2015 Nov] 
*« یکی از ما » روایتی از اعماق, بازسازی یک تراژدی انسانی [2015 Oct] 
*اینجا کسی جان می دهد [2015 Oct] 
* برای تحقق همبستگی سراسری از فرقه گرائی عبور کنیم! [2015 Oct] 
*بی بی سی فارسی و زندانیان سیاسی سابق [2015 Sep] 
*گوشه ای از پشت صحنه مهاجرت و جابجائی انسانی! [2015 Aug] 
* از گونه های بشریت عرق شرم می غلطد! [2015 Aug] 
*منتظری, چهره ای دوگانه در سیاست! [2015 Aug] 
* مرگ در چمدان, فاجعه ادامه دارد! [2015 Aug] 
*تلنگری به خاطرات - بخش چهارم - رحیم حسین پور رودسری - مقصود فتحی و حسن صادقی [2015 Jul] 
*هیاهوی بی بی سی فارسی – ما را به خیر تو امید نیست, شر مرسان – قسمت سوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! بخش سوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! بخش دوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! [2015 Jun] 
*هیاهوی بی بی سی فارسی – ما را به خیر تو امید نیست, شر مرسان – بخش دوم [2015 Jun] 
*هیاهوی بی بی سی! ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان [2015 Jun] 
* تعرض گسترده به دستفروشان تهرانی [2015 Jun] 
* ننگ با رنگ پاک نمیشود. زندان اوین در تاریخ مبارزات مردم ایران ثبت شده است [2015 May] 
*اینجا میخواهند پناهجو درو کنند؟ [2015 Apr] 
*بهروز سورن: دامی که دولت استرالیا برای پناهجویان ایرانی پهن کرده است! [2015 Apr] 
*یاد مادر مهین یزدی و فرزندانش حسن صدیقی ( مسعود ) و محمد صدیقی گرامی باد! [2015 Feb] 
*اینبار در جهرم! جنایت ادامه دارد [2014 Dec] 
*سونامی تکذیب و دم خروس سی و چندساله حاکمان [2014 Oct] 
*حماسه سازان کوبانی [2014 Oct] 
*کابوسی بنام شادی برای حکومتیان! [2014 May] 
*باز هم سلول انفرادی‎ [2013 Oct] 
*خانم ها و آقایان ما اشتباه کردیم. اعدام نباید گردد [2013 Sep] 
*وقتی کوه را زیر خاک پنهان کردند [2013 Aug] 
*دژخیمی که محتملا وزیر دادگستری میشود! [2013 Aug] 
*چند سوال بی پرده و علنی از برگزارکنندگان و شرکت کنندگان در گردهمائی پنجم زندانیان سیاسی در هلند [2013 Aug] 
*پیروزی مرد امنیتی و ده تجربه تاریخی برای اپوزیسیون [2013 Jun] 
*جعبه های مارگیری انتخابات فرمایشی و ترفندهای جدید آماده می شوند!! [2013 Jun] 
*ضحاک سر دوشی های خود را می خورد! [2013 May] 
*در برابر ماشین اعدام حکومت سکوت نکنیم! [2013 May] 
*فقط در جمهوری اسلامی میتواند اتفاق بیافتد! [2013 May] 
*هیاهو برای هیچ [2013 May] 
*پایان کار گزارشگران چرا؟ [2013 May] 
*کارگران زیر آوار در آستانه اول ماه مه روز همبستگی کارگران جهان [2013 Apr] 
*آیا خانه تکانی عید را فراموش کردیم؟  [2013 Apr] 
*کتابی که شاید رکوردها را بشکند! [2013 Mar] 
*حق با محمود صالحی است!  [2013 Mar] 
*اینجا زنان در آتش می سوزند [2013 Mar] 
* اسانلو و جایگاه جدیدش! [2013 Mar] 
*دیوی که بیرون رفت, فرشته ای که نیامد! [2013 Feb] 
*باز هم مجازات در ملاء عام اینبار قطع دست [2013 Jan] 
* درباره اخراج منصور اسانلو از هیئت مدیره سندیکای واحد [2013 Jan] 
*چه اندازه تا لغو مجازات اعدام فاصله داریم؟ [2013 Jan] 
*استبداد نوینی که در اوین سر بلند می کند! [2012 Dec] 
*خامنه ای هم فیلتر شکن شد! [2012 Dec] 
*بر خانواده های زندانیان سیاسی چه گذشت؟ [2012 Dec] 
*جنون وجنایت , همه جا [2012 Dec] 
*انتقال مجدد به زندان دستگرد اصفهان [2012 Dec] 
*وضعیت بی خانمان ها در ایران - آمارهای حکومتی [2012 Dec] 
*افشاگری به سبک این اطلاعات چی!؟  [2012 Nov] 
*وبلاگنویسانی که با مرگ خود دنیای خبری را تکان دادند! [2012 Nov] 
* آیا چهار سال بحث و گفتگو ضروری بود؟  [2012 Nov] 
*ستارهای امروز و ستارهای قدیم [2012 Nov] 
*بغضی که ترکیدن آغاز کرد! [2012 Oct] 
*نیمه شب نوشته ها – 17 – بغضی که ترکیدن آغاز کرد! [2012 Oct] 
*نیمه شب نوشته ها – 15 – خالی بندهای حکومتی و زلزله زدگان [2012 Oct] 
*مجتبی واحدی و نکته ای که میبایستی تصحیح کند [2012 Oct] 
*سی و دو سال پیش در چنین روزهائی ....- بخش سوم [2012 Oct] 
*وقتی که مقتدائی در زندان دستگرد اصفهان بور شد! [2012 Sep] 
*همه چیز از آنجا شروع شد که - بخش دوم [2012 Sep] 
*بهروز سورن:همه چیز از آنجا شروع شد که... بخش اول [2012 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با پیروز زورچنگ فعال سوسیالیست و از جان بدربردگان کشتار زندانیان سیاسی 67 درباره نشست مشترک نیروهای چپ در شهر کلن [2012 Sep] 
*بهروز سورن: فرخ جان دمت گرم و لبت خندان باد! [2012 Sep] 
*جنگی مخرب و خانمانسوز و موقعیت چپ  [2012 Aug] 
*یک دقیقه سکوت برای قربانیان و یک دقیقه تعمق - چه کسانی باید پاسخگوی اعمالشان باشند بخش سوم!  [2012 Jul] 
*بهروز سورن:چه کسانی باید پاسخگوی اعمالشان باشند؟ - به بهانه برخی از (خرده گیری ها) – بخش دوم - تابو شکنی در اردوی زندانیان سیاسی  [2012 Jul] 
* چپ سازمانی در آزمونی تاریخی؟ [2012 Jul] 
*باز هم گنه کرد در بلخ آهنگری ... [2012 Jul] 
* آرزوهائی که بر باد نرفت! [2012 Jul] 
* ساعاتی در میان بازماندگان و خانواده های قربانیان دهه شصت در زندانهای جمهوری اسلامی [2012 Jun] 
*شش میلیون کارگر ایرانی قربانی سودجوئی سرمایه داران و حکومتیان [2012 Jun] 
*بهروز سورن: دروغ پرگارها و تردید پراکنی [2012 Jun] 
*رسانه های وابسته, پشتوانه یا پشت پا [2012 May] 
*یک مبارزه و چند جبهه – بخش سوم - نرخ پرنسیپ ها در دنیای چپ چقدر است؟ [2012 May] 
*نرخ ارتباط با توده ها در داخل کشور چقدر است؟ [2012 May] 
*بهروز سورن: یک مبارزه و چند جبهه - بخش دوم [2012 May] 
*یک مبارزه و چند جبهه [2012 May] 
*از مافیای رسانه ای جمهوری اسلامی و غرب تا صدای مستقل در تبعید [2012 May] 
*جمهوری اسلامی و تاخت و تاز در دنیای مجازی [2012 Apr] 
*بهروز سورن: صندلی های خالی کنفرانس واشنگتن, گذار به دمکراسی یا گذار به ناکجا آبادی دیگر؟ [2012 Apr] 
*بهروز سورن: زندانی در زندان بزرگتر بنام اینترانت [2012 Apr] 
*اینترنت ملی یا بناکردن زندانهای تازه در دنیای مجازی [2012 Apr] 
*جهادگران اینترنتی یا تروریستهای دنیای مجازی [2012 Mar] 
* تار عنکبوتی رسانه ای جمهوری اسلامی [2012 Mar] 
*از ثابتی تا اهالی ثبات! [2012 Mar] 
*بهروز سورن: چاله ای که آمریکا وصدایش برای بخشی از زندانیان سیاسی سابق در خارج از کشور کند! [2012 Mar] 
*نکاتی دیگر درباره کنفرانس مرموز مرکز اولاف پالمه [2012 Feb] 
*بهروز سورن: تکاپوی راست و جای خالی چپ سوسیالیست!  [2012 Feb] 
*قطره اشکی برای قذافی و لبخندی به روی آزادی و رهائی از دیکتاتوری [2011 Oct] 
*چند کلمه با احمد باطبی [2011 Oct] 
*پاسداری از حافظه تاریخی و حذف جمهوری اسلامی - ضعفها و قوتهای گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی [2011 Sep] 
*اضافه ها, باقی مانده ها, تصحیحات و واکنش ها به سلسله گردآوری های گزارشگران [2011 Sep] 
*بهروز سورن: باری به هر جهت – نگاهی از دور به گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی در گوتنبرگ [2011 Sep] 
*صدای دادخواهی و عدالتجوئی از شهر گوتنبرگ سوئد بگوش رسید [2011 Sep] 
*گزیده ای از محاوره جلادان و آمرین جنایات دهه شصت و کشتار سراسری زندانیان سیاسی در تابستان 67 [2011 Aug] 
*این آیت الله خون می طلبد [2011 Apr] 
*شیرکو را تنها بگذاریم, یا نگذاریم؟ مسئله این است [2011 Apr] 
*بهروز سورن: چگونه زنده بگور شدم [2011 Mar] 
*بهروز سورن: کو؟ گوش شنوا؟ [2011 Feb] 
* بهار در راه است و ما چشم انتظار [2011 Feb] 
*بهروز سورن: حسین را هم اعدام کردند، فردا نوبت کیست؟  [2011 Jan] 
*بهروز سورن: نامه سرگشاده یک تبعیدی به مسئولین جمهوری اسلامی بمناسبت فرا رسیدن سال 2011 [2011 Jan] 
*آقای آرش بهمنی! مردم ایران نه می بخشند و نه فراموش می کنند [2010 Nov] 
*مرگ بی صدای کارتون خواب ها [2010 Oct] 
*عدالت جوئی انتقام جوئی نیست [2010 Sep] 
*شتری که در خانه آنها خوابیده است [2010 Aug] 
*بهروز سورن: دمکراتیک و خلقی هر دو فریب خلق اند؟! [2010 Aug] 
*بهروز سورن: خطر اعدامهای گسترده توسط جانیان حاکم را جدی بگیریم [2010 Jan] 
* آقای میر حسین موسوی شما صحیح میفرمائید! [2009 Jul] 
*کاروانی از ستاره [2009 Mar] 
*در اهميت بازگوئي و خاطره نويسي [2008 Sep] 
*هشيار باشيم! [2008 Aug]