منتظری, چهره ای دوگانه در سیاست!
بهروز سورن



به یاد قربانیان کشتار سراسری دهه شصت

یکی از گره گاههای نظری اپوزیسیون در زمینه کشتارزندانیان سیاسی در دهه شصت نگاه این مجموعه به پدیده منتظری است. پدیده ای که خود و در واقعیت خویش دوگانه بوده است و هنوز هم بحث انگیز می باشد. قصد پرداخت به این پدیده را ندارم اما بعنوان یک شاهد عینی به نکاتی اشاره میکنم که روایت آنرا لازم میدانم. شاید این نکات نیز دستمایه نوشتارهای آتی نظریه پردازان در این مورد باشد.

منتظری یک معمم بود و سوابقی درزندانهای ستمشاهی داشت. بر اساس شنیده هایم از زندانیان سیاسی آندوران , در زندان نیز از صفبندی ها و نجس و پاکی ها میان زندانیان مذهبی و چپ مارکسیست دفاع میکرده است. طعم اسارت و مجازات شدن به اتهام اندیشه ورزی را نیز چشیده بود. از اولین تئوری سازان ولایت فقیه بود و به پاس خدماتش در این بستر تا نیابت همان ولی فقیه یعنی خمینی جلاد زندانیان سیاسی نیز ارتقاء یافت.

بسیاری از دردها و رنج هائی که مردم کشورمان بواسطه حضور مذهب در سیاست می کشیدند با او و نگاهش به سیاست و حکمرانی مرتبط است. اینکه بعدها در حصر تا چه اندازه پشیمان شد و سعی کرد جبران کند را بعهده کسانی میگذارم که مطالعات عمیق در این مورد می کنند. اما یک نکته را مسکوت نمیگذارم که منتظری بواسطه نفوذ مذهبی اش در استان اصفهان و محبوبیتش در میان عوام نقش بسیار بارزی در تقلیل احکام ظالمانه صادر شده و تعدیل سرکوب و شرایط زیستی زندانیان سیاسی در اصفهان داشت.

او اما این شهامت را نشان داد و در برابر استمرار و تشدید سرکوب زندانیان سیاسی به قیمت کناره گیری از قدرت, ایستاد. قطعا مخالفت ها و نقدهای منتظری در زندانهای شهرهای دیگر نیز نقش بازی کرده است و خاطرات و گفتگوهای ویدئویی منتشر شده اش یکی از اسناد کشتار سراسری در زندانهای ایران است. این نکات بخشی از حقایق است و نقش نظری و سیاسی وی در سیه روزی مردم کشورمان و قدرت یابی رژیم وخمینی جلاد پابرجاست و در تاریخ حاکمیت رژیم بر کشورمان  ثبت است.

در سالهای 60 و 61 و 62 ارقام اعدام شدگان در اصفهان بسیار بالا بود و رژیم با قاطعیت فقاهتی و وحشیانه توسط قاضی جلاد مظاهری و سایرین,  به اعدام های فله ای میپرداخت و این پیروزی های ! امام زمانی را با افتخار کامل به امدادهای غیبی منسوب میکرد و در نشریات حکومتی منتشر میکرد. در آن دوران جمهوری اسلامی خون میخواست. هر چه رقم اعدام شدگان بیشتر, بهتر بود . مقصود ایجاد رعب و وحشت عمومی بود. جامعه را به سکوت واداشتن بود. نسق گرفتن از مردم هدف بود. خفه کردن اندیشه ها و مثله کردن دگر خواهان در راس امور بود.

محمد در خاطراتش و مصاحبه اش چنین مینویسد:

در آن سال وقتی که آمدند این 26 نفر را به دادگاه ببرند خود مظاهری بهشان گفته بود که وصیتتان را بگوئید. من اصلا کاری ندارم شما چه کاره اید. از دم شروع کنید وصیتتان را بگوئید و نیم ساعت هم بیشتر وقت ندارید. هر کس اسمش را بگوید و وصیتش را هم بگوید. در آن ماه پسر 13 ساله دکتر شفا را هم اعدام کردند

رژیم کاری به اتهام و اندازه آن نداشت. اینکه جوان است یا پیر است. اینکه اعلامیه و نشریه بدست داشته است یا کلاشینکف, برای دستگاه قضائی و نظام استبدادی حاکم اهمیتی نداشت. مجاهد است یا چپ تفاوتی نداشت. ارقام اعدام شدگان مهم بود. نشان دادن درجه و پتانسیل و توان وحشیگری و قساوت جمهوری اسلامی مهم بود.

اما پس از آن دستگاه قضائی اصفهان به هر دلیلی متاثر از این پایگاه نفوذی منتظری و پدرش بود و و به همین علت در زندان اصفهان بر خلاف اوین یا عادل اباد شیراز شاهد تعدیل احکام و تقلیل مجازات های اعدام در سالهای پیش از 1367 بودیم. شرایط زندان با توجه به خاطرات منتشر شده زندانیان سیاسی  از اوین و گوهردشت و عادل اباد و وکیل آباد بسیار متفاوت تر بود. این شرایط منهای دوران بازجوئی و یا انفرادی و تنبیهی زندانیان قابل تحمل تر بود.

مختصات این شرایط را از زاویه دید زندانیان سیاسی میتوان در امکانات زیستی, غذائی, خرید آزاد, ملاقات, امکانات بهداشتی و دسترسی به وسائل ارتباط عمومی از جمله روزنامه, تلویزیون و رادیو و بویژه اخبار سیاسی خلاصه کرد. اگر چه در مقطع سال شصت و هفت و کشتار زندانیان سیاسی شاهد کشتارهای سراسری زندانیان سیاسی در اصفهان هم هستیم اما شدت و حدت آن در مقایسه با زندان های تهران بسیار متفاوت بوده است.

محمد میگوید:

وقتی که برگشتم زندان اصفهان، شقاوت های زندانبان های اصفهان در مقابل وحشیگریهایی که در اوین شاهد بودیم، برای ما قابل مقایسه نبود

http://www.didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=24807



بر اساس شنیده هایم از زندانیان سیاسی آزاد شده در سال شصت و هفت رقمی حدود هشتاد نفر شامل زندانیان سیاسی با احکام دراز مدت و بخشی از زندانیان سیاسی که پیش از آنسال آزاد شده و دوباره و بدلائل ساختگی ( جمع کرده و به داخل زندان آوردند ), بوده اند. بخشی ازنوشتار شادی سابجی را در مورد قتلعام در اصفهان میخوانیم:

( شایان ذکر است که در ردیف هشتم از قطعه ۱۸ باغ رضوان اصفهان تعداد حدودا ۳۰ - ۳۵ قبر وجود دارد که متعلق به اعدام های رژیم جمهوری اسلامی در مرداد ۱۳۶۷ مربوط به زندان اصفهان است، به جز قبر قدسیه اکثر قریب به اتفاق قبرهای این ردیف بدون نامند و فقط تاریخ اعدام روی آن درج شده است، از یکی از این قبرهای بی نام و نشان پنج سال پیش عکسی گرفته ام که در تصویر دوم مشاهده می شود، مادران و پدران زیادی که اغلب بچه های مجاهد داشته اند به این قطعه می آیند و بدون آن که بدانند فرزندشان در کدام یک از این قبرها خفته است در امتداد این ردیف می نشینند، اشک می ریزند
و بعد همه قبرهای این ردیف را با آب می شویند و گاهی حمد و سوره ای می خوانند و در آخر با بلند کردن دست از همه قبرها خداحافظی می کنند و می روند و یا گاهی برای شادی روح فرزنداشان جعبه ای شیرینی یا سینی خرمائی هم می آورند و به کسانی که برای زیارت اهل قبور آمده اند تعارف می کنند.

یکی دو قطعه دیگر هم در قبرستان باغ رضوان اصفهان هست که متعلق به اعدامی هاست و متأسفانه همین سنگ قبر بی نام و نشان هم از آنها دریغ شده و تنها کلوخی مثلثی یا مربعی یا لوزی شکل بر سر مزار اعدامی ها گذاشته اند و کف زمین آن هم هنوز خاکی است و بتونی و سیمانی نشده است، این دو قطعه اندکی جنبه امنیتی دارند و کمتر کسی جرأت می کند که پا به آن بگذارد! کسی از نام و نشان افراد این قطعه یا خط فکری و عقیدتی آنها اطلاعی ندارد! عده ای معتقدند که قبرهای آن دو قطعه شامل گورهای دسته جمعی از اعدام های ۱۳۶۷ توسط رژیم است و کلوخ بالای هر محل دفن نشان از چندین نفر
دارد! در مجموع در اصفهان کمتر کسی پایش را به این دو قطعه می گذارد و همه با نوعی هراس سریع از کنار این قطعه ها رد می شوند و یا خود را چنان به ندیدن می زنند که انگار این کلوخ ها واین قطعه ها را نمی بینند! این چند سطر را نوشتم تا مدرک مستدلی باشد از خانواده یکی از قربانیان کشتار مردادماه ۱۳۶۷ در اصفهان )

هنوز ارقام مستند و دقیقی از تعداد اعدامی های زندانهای اصفهان در سال 1367 منتشر نشده است. حدسیات و نظرات روایات و شنیده های تا کنونی تنها در همین حد مانده اند حال آنکه در موردی مشابه, به همت زندانی سیاسی امیر میرزائیان و تعدادی دیگر از زندانیان سیاسی در مشهد لیست تقریبا کاملی از میزان و تعداد قربانیان در این زندان در سایت گزارشگران منتشر شده است که در لینک زیر مشاهده میشود. امید که زندانیان سیاسی سابق و شاهدان عینی در اصفهان نیز به تدقیق این آمارها همت گمارند.

http://www.gozareshgar.com/10.html?&tx_ttnews[tt_news]=23225&tx_ttnews[backPid]=23&cHash=c536f3d420a0cab156533bdcc44dbc3d

17.08.2015

sooren001@yahoo.de

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب بهروز سورن در سایت پژواک ایران 

*دهه شصتی هایی که من میشناسم!  [2018 Dec] 
*سرگذشت کمک های مالی مردمی به زلزله زدگان استان کرمانشاه  [2018 Oct] 
*علی مانده است و حوضش!  [2018 Oct] 
*نچه در جریان است! [2018 Oct] 
*سوسیالیسم یا بربریت؟  [2018 Sep] 
* دهه شصت - هتل اموات  [2018 Aug] 
*گرد فراموشی بر کشتار سراسری زندانیان سیاسی 67 هرگز!  [2018 Aug] 
* از میان خاطرات زندان و9 میلیارد دلار گم شده ناقابل!  [2018 Aug] 
* این مردم شور و سودایی دیگر در سر دارند  [2018 Aug] 
*خیابان, آوردگاه ضروری مبارزه برای ازادی و عدالت اجتماعی [2018 Feb] 
*پرچم سرکوب معترضان در دست اصلاح طلبان  [2018 Jan] 
*چرا بی بی سی فارسی سراسیمه شده است؟  [2018 Jan] 
*نان و ازادی! [2018 Jan] 
* سونامی تجاوز و قتل کودکان در جمهوری اسلامی باز هم قربانی گرفت  [2017 Oct] 
* سخنرانی ترامپ و چند نکته دیگر آن  [2017 Oct] 
*شرم آن میکند که شرف دارد  [2017 Oct] 
*اینجا ایران است, فاجعه عادی است [2017 Sep] 
*فروش یک سبد کلیه برای شوخی!  [2017 Aug] 
*بهروز سورن: کابینه وحشت حسن روحانی [2017 Aug] 
*جنایت کاری بی مرز بنام علی فلاحیان  [2017 Jul] 
*بهروز سورن: برخورد داعش ها در تهران [2017 Jun] 
*گزارشگران:بحران منطقه شدت میگیرد [2017 Apr] 
*نقش رسانه های وابسته در حفظ نظام ولایتی و کسری اپوزیسیون سرنگونی طلب  [2017 Jan] 
*در اعماق چه میگذرد؟ بخش چهارم  [2017 Jan] 
*در اعماق چه می گذرد؟ بخش سوم  [2016 Dec] 
* در اعماق چه می گذرد؟ - بخش دوم  [2016 Dec] 
*در اعماق چه می گذرد؟ - بخش اول  [2016 Dec] 
*ایشان! به کشتار هزاران زندانی سیاسی دگراندیش و بی دفاع افتخار می کند!  [2016 Aug] 
* نان و خمپاره!  [2016 Aug] 
* اینجا بهار در تابستان می روید! [2016 Aug] 
*آب در لانه مورچگان! سکوتی که شکسته شد!  [2016 Aug] 
*فایل صوتی منتظری سندی از جنایات جمهوری اسلامی علیه زندانیان سیاسی عقیدتی در تابستان سال 1367 [2016 Aug] 
*رفتار وحشیانه دولت استرالیا با پناهندگان, درپس نقاب انساندوستی [2016 Aug] 
* ترکیه به کدام سو؟ [2016 Aug] 
*خیاط این بار نیز در کوزه افتاد! [2016 Jul] 
*پیامدهای شکست کودتا در ترکیه  [2016 Jul] 
*اینبار کارگران معدن بافق شلاق می خورند! [2016 Jun] 
*دهه شصت, زندان اوین, بند دویست و نه - قسمت دوم  [2016 May] 
*دهه شصت - زندان دستگرد اصفهان  [2016 May] 
*آنها به سن بازنشستگی نمیرسند, معلول می شوند یا می میرند!  [2016 May] 
* دهه شصت - هتل اموات  [2016 May] 
*دهه شصت, زندان سیدعلی خان قسمت دوم [2016 Apr] 
*مختصری در مورد شکنجه - بخش سوم  [2016 Apr] 
*تصویری از جنایت – چگونه تهران اشغال شد؟ [2016 Mar] 
*معاملات و مذاکرات شومی که حول پدیده پناهجویان ایرانی در جریان است [2016 Mar] 
* به بهانه پخش کامل دادگاه نمایشی سربداران از تلویزیون رژیم جمهوری اسلامی [2016 Mar] 
*انتخابات ( انتصابات ) پیش رو, درسی دیگر برای جماعت متوهم! [2016 Feb] 
* نکته ای وارده برنوشته ارزشمند شبی از هزار و یک شب [2015 Nov] 
*همبستگی به شرط چاقو! [2015 Nov] 
*« یکی از ما » روایتی از اعماق, بازسازی یک تراژدی انسانی [2015 Oct] 
*اینجا کسی جان می دهد [2015 Oct] 
* برای تحقق همبستگی سراسری از فرقه گرائی عبور کنیم! [2015 Oct] 
*بی بی سی فارسی و زندانیان سیاسی سابق [2015 Sep] 
*گوشه ای از پشت صحنه مهاجرت و جابجائی انسانی! [2015 Aug] 
* از گونه های بشریت عرق شرم می غلطد! [2015 Aug] 
*منتظری, چهره ای دوگانه در سیاست! [2015 Aug] 
* مرگ در چمدان, فاجعه ادامه دارد! [2015 Aug] 
*تلنگری به خاطرات - بخش چهارم - رحیم حسین پور رودسری - مقصود فتحی و حسن صادقی [2015 Jul] 
*هیاهوی بی بی سی فارسی – ما را به خیر تو امید نیست, شر مرسان – قسمت سوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! بخش سوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! بخش دوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! [2015 Jun] 
*هیاهوی بی بی سی فارسی – ما را به خیر تو امید نیست, شر مرسان – بخش دوم [2015 Jun] 
*هیاهوی بی بی سی! ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان [2015 Jun] 
* تعرض گسترده به دستفروشان تهرانی [2015 Jun] 
* ننگ با رنگ پاک نمیشود. زندان اوین در تاریخ مبارزات مردم ایران ثبت شده است [2015 May] 
*اینجا میخواهند پناهجو درو کنند؟ [2015 Apr] 
*بهروز سورن: دامی که دولت استرالیا برای پناهجویان ایرانی پهن کرده است! [2015 Apr] 
*یاد مادر مهین یزدی و فرزندانش حسن صدیقی ( مسعود ) و محمد صدیقی گرامی باد! [2015 Feb] 
*اینبار در جهرم! جنایت ادامه دارد [2014 Dec] 
*سونامی تکذیب و دم خروس سی و چندساله حاکمان [2014 Oct] 
*حماسه سازان کوبانی [2014 Oct] 
*کابوسی بنام شادی برای حکومتیان! [2014 May] 
*باز هم سلول انفرادی‎ [2013 Oct] 
*خانم ها و آقایان ما اشتباه کردیم. اعدام نباید گردد [2013 Sep] 
*وقتی کوه را زیر خاک پنهان کردند [2013 Aug] 
*دژخیمی که محتملا وزیر دادگستری میشود! [2013 Aug] 
*چند سوال بی پرده و علنی از برگزارکنندگان و شرکت کنندگان در گردهمائی پنجم زندانیان سیاسی در هلند [2013 Aug] 
*پیروزی مرد امنیتی و ده تجربه تاریخی برای اپوزیسیون [2013 Jun] 
*جعبه های مارگیری انتخابات فرمایشی و ترفندهای جدید آماده می شوند!! [2013 Jun] 
*ضحاک سر دوشی های خود را می خورد! [2013 May] 
*در برابر ماشین اعدام حکومت سکوت نکنیم! [2013 May] 
*فقط در جمهوری اسلامی میتواند اتفاق بیافتد! [2013 May] 
*هیاهو برای هیچ [2013 May] 
*پایان کار گزارشگران چرا؟ [2013 May] 
*کارگران زیر آوار در آستانه اول ماه مه روز همبستگی کارگران جهان [2013 Apr] 
*آیا خانه تکانی عید را فراموش کردیم؟  [2013 Apr] 
*کتابی که شاید رکوردها را بشکند! [2013 Mar] 
*حق با محمود صالحی است!  [2013 Mar] 
*اینجا زنان در آتش می سوزند [2013 Mar] 
* اسانلو و جایگاه جدیدش! [2013 Mar] 
*دیوی که بیرون رفت, فرشته ای که نیامد! [2013 Feb] 
*باز هم مجازات در ملاء عام اینبار قطع دست [2013 Jan] 
* درباره اخراج منصور اسانلو از هیئت مدیره سندیکای واحد [2013 Jan] 
*چه اندازه تا لغو مجازات اعدام فاصله داریم؟ [2013 Jan] 
*استبداد نوینی که در اوین سر بلند می کند! [2012 Dec] 
*خامنه ای هم فیلتر شکن شد! [2012 Dec] 
*بر خانواده های زندانیان سیاسی چه گذشت؟ [2012 Dec] 
*جنون وجنایت , همه جا [2012 Dec] 
*انتقال مجدد به زندان دستگرد اصفهان [2012 Dec] 
*وضعیت بی خانمان ها در ایران - آمارهای حکومتی [2012 Dec] 
*افشاگری به سبک این اطلاعات چی!؟  [2012 Nov] 
*وبلاگنویسانی که با مرگ خود دنیای خبری را تکان دادند! [2012 Nov] 
* آیا چهار سال بحث و گفتگو ضروری بود؟  [2012 Nov] 
*ستارهای امروز و ستارهای قدیم [2012 Nov] 
*بغضی که ترکیدن آغاز کرد! [2012 Oct] 
*نیمه شب نوشته ها – 17 – بغضی که ترکیدن آغاز کرد! [2012 Oct] 
*نیمه شب نوشته ها – 15 – خالی بندهای حکومتی و زلزله زدگان [2012 Oct] 
*مجتبی واحدی و نکته ای که میبایستی تصحیح کند [2012 Oct] 
*سی و دو سال پیش در چنین روزهائی ....- بخش سوم [2012 Oct] 
*وقتی که مقتدائی در زندان دستگرد اصفهان بور شد! [2012 Sep] 
*همه چیز از آنجا شروع شد که - بخش دوم [2012 Sep] 
*بهروز سورن:همه چیز از آنجا شروع شد که... بخش اول [2012 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با پیروز زورچنگ فعال سوسیالیست و از جان بدربردگان کشتار زندانیان سیاسی 67 درباره نشست مشترک نیروهای چپ در شهر کلن [2012 Sep] 
*بهروز سورن: فرخ جان دمت گرم و لبت خندان باد! [2012 Sep] 
*جنگی مخرب و خانمانسوز و موقعیت چپ  [2012 Aug] 
*یک دقیقه سکوت برای قربانیان و یک دقیقه تعمق - چه کسانی باید پاسخگوی اعمالشان باشند بخش سوم!  [2012 Jul] 
*بهروز سورن:چه کسانی باید پاسخگوی اعمالشان باشند؟ - به بهانه برخی از (خرده گیری ها) – بخش دوم - تابو شکنی در اردوی زندانیان سیاسی  [2012 Jul] 
* چپ سازمانی در آزمونی تاریخی؟ [2012 Jul] 
*باز هم گنه کرد در بلخ آهنگری ... [2012 Jul] 
* آرزوهائی که بر باد نرفت! [2012 Jul] 
* ساعاتی در میان بازماندگان و خانواده های قربانیان دهه شصت در زندانهای جمهوری اسلامی [2012 Jun] 
*شش میلیون کارگر ایرانی قربانی سودجوئی سرمایه داران و حکومتیان [2012 Jun] 
*بهروز سورن: دروغ پرگارها و تردید پراکنی [2012 Jun] 
*رسانه های وابسته, پشتوانه یا پشت پا [2012 May] 
*یک مبارزه و چند جبهه – بخش سوم - نرخ پرنسیپ ها در دنیای چپ چقدر است؟ [2012 May] 
*نرخ ارتباط با توده ها در داخل کشور چقدر است؟ [2012 May] 
*بهروز سورن: یک مبارزه و چند جبهه - بخش دوم [2012 May] 
*یک مبارزه و چند جبهه [2012 May] 
*از مافیای رسانه ای جمهوری اسلامی و غرب تا صدای مستقل در تبعید [2012 May] 
*جمهوری اسلامی و تاخت و تاز در دنیای مجازی [2012 Apr] 
*بهروز سورن: صندلی های خالی کنفرانس واشنگتن, گذار به دمکراسی یا گذار به ناکجا آبادی دیگر؟ [2012 Apr] 
*بهروز سورن: زندانی در زندان بزرگتر بنام اینترانت [2012 Apr] 
*اینترنت ملی یا بناکردن زندانهای تازه در دنیای مجازی [2012 Apr] 
*جهادگران اینترنتی یا تروریستهای دنیای مجازی [2012 Mar] 
* تار عنکبوتی رسانه ای جمهوری اسلامی [2012 Mar] 
*از ثابتی تا اهالی ثبات! [2012 Mar] 
*بهروز سورن: چاله ای که آمریکا وصدایش برای بخشی از زندانیان سیاسی سابق در خارج از کشور کند! [2012 Mar] 
*نکاتی دیگر درباره کنفرانس مرموز مرکز اولاف پالمه [2012 Feb] 
*بهروز سورن: تکاپوی راست و جای خالی چپ سوسیالیست!  [2012 Feb] 
*قطره اشکی برای قذافی و لبخندی به روی آزادی و رهائی از دیکتاتوری [2011 Oct] 
*چند کلمه با احمد باطبی [2011 Oct] 
*پاسداری از حافظه تاریخی و حذف جمهوری اسلامی - ضعفها و قوتهای گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی [2011 Sep] 
*اضافه ها, باقی مانده ها, تصحیحات و واکنش ها به سلسله گردآوری های گزارشگران [2011 Sep] 
*بهروز سورن: باری به هر جهت – نگاهی از دور به گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی در گوتنبرگ [2011 Sep] 
*صدای دادخواهی و عدالتجوئی از شهر گوتنبرگ سوئد بگوش رسید [2011 Sep] 
*گزیده ای از محاوره جلادان و آمرین جنایات دهه شصت و کشتار سراسری زندانیان سیاسی در تابستان 67 [2011 Aug] 
*این آیت الله خون می طلبد [2011 Apr] 
*شیرکو را تنها بگذاریم, یا نگذاریم؟ مسئله این است [2011 Apr] 
*بهروز سورن: چگونه زنده بگور شدم [2011 Mar] 
*بهروز سورن: کو؟ گوش شنوا؟ [2011 Feb] 
* بهار در راه است و ما چشم انتظار [2011 Feb] 
*بهروز سورن: حسین را هم اعدام کردند، فردا نوبت کیست؟  [2011 Jan] 
*بهروز سورن: نامه سرگشاده یک تبعیدی به مسئولین جمهوری اسلامی بمناسبت فرا رسیدن سال 2011 [2011 Jan] 
*آقای آرش بهمنی! مردم ایران نه می بخشند و نه فراموش می کنند [2010 Nov] 
*مرگ بی صدای کارتون خواب ها [2010 Oct] 
*عدالت جوئی انتقام جوئی نیست [2010 Sep] 
*شتری که در خانه آنها خوابیده است [2010 Aug] 
*بهروز سورن: دمکراتیک و خلقی هر دو فریب خلق اند؟! [2010 Aug] 
*بهروز سورن: خطر اعدامهای گسترده توسط جانیان حاکم را جدی بگیریم [2010 Jan] 
* آقای میر حسین موسوی شما صحیح میفرمائید! [2009 Jul] 
*کاروانی از ستاره [2009 Mar] 
*در اهميت بازگوئي و خاطره نويسي [2008 Sep] 
*هشيار باشيم! [2008 Aug]