سی و دو سال پیش در چنین روزهائی ....- بخش سوم
بهروز سورن

نزدیک به دو هفته با خود کلنجار میروم که این بحث را ببندم یا ادامه دهم. مباحثه ای بین من و فرخ قهرمانی ( طیف گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی و گفتگوهای زندان ) که غالبا از کنار هم میگذریم.
قبل از ادامه مطلب
شکل گیری این رسانه که همراه با سیزده همکار فعال سیاسی بود و نیم بیشتر آنان زندانیان سیاسی سابق بودند خود گویای این مطلب است که نقد ما به گردانندگان این گردهمائی نه از سر مزاح که جدی است. بدرستی گفته اند که نقد سازنده است. هم از اینرو حداقل دستاوردهای این نوشتار این است که گردهمائی پنجم این طیف اگر در راه باشد ؟ نمیتواند به این نگاه رسانه ای ما همانند آثارمان برای گردهمائی چهارم بی توجهی کند. سانسور یک اثر که محصول کاری است جمعی و مفید و به نیت افشای همه جانبه رژیم قطعا بی دلیل نیست. سوال در برابر شما فرخ قهرمانی و گردانندگان این گردهمائی قرار گرفته است؟ این همان انتظار ما از این طیف است تا راه پیموده خود را با دیده نقد بنگرد و راه پیش روی خود را تصحیح نماید.
گردآوری حدودا هشت صد صفحه ای گزارشگران را در این آدرس ببینید.
.......................
و اما برگردیم به سی و چند سال قبل...
سرکوب پلیسی و سیستماتیک رژیم پهلوی و سازمان جهنمی اطلاعات آن ( ساواک ) نه تنها برای مخالفان فعال و سازمانی آنها شرایطی بس مخفی و محتاطانه ایجاد کرده بود که برای تمامی افراد آزاده و آگاه غیر سازمانی نیز خفقان زا بود.
سایه ساواک در تمامی کانون های ادبی آموزشی و اجتماعی  سنگینی میکرد و ضرب المثل ( دیوار موش دارد و موش گوش دارد ) مصداق بارز چگونگی زندگی سیاسی روزمره مردم کشورمان بود. اینکه امروز سر اطلاعاتی این رژیم ثابتی سر از خواب زمستانی اش بر میدارد و در برابر نسل جوان تر ها سیاه بازی میکند, یاوه هائی است که خریداری در میان قدیمی ترها و بویژه زندانیان سیاسی آندوران و اهل قلم ندارد.
ساواک از سوئی تغذیه مالی مکفی از سوی پهلوی چی ها داشت و ارگانی بسیار مهم را در دستگاه دولتی تشکیل میداد و به کسب تجربه از سرکوب دانشجویان و روشنفکران بمدتی طولانی پرداخته بود و از جهتی آموزش های سیا و موساد را بخوبی یاد گرفته بود. هر چه مخفی تر, مخوف تر و هرچه مخوف تر دامنه انتشار رعب و وحشت اجتماعی بیشتر.
طبیعی بود سازمانهای موجود مخالف رژیم و بویژه آنها که کار مسلحانه را در برابر خود قرار داده بودند و سیانور به دندان بر سر قرارها حضور می یافتند و یا درخانه های تیمی خود بودند, میبایستی حداکثر قوائد مخفی کاری را رعایت می کردند. پیشگیری از ضربات دیکتاتوری حاکم خواسته یا ناخواسته این بخش از اپوزیسیون شاه را بدین سو می کشید.
سرنگونی خاندان پهلوی اما این طیف را از محیط زندان ها و مناسبات بشدت مخفی یکباره به محیطی اجتماعی پرتاب کرد که علنیت حرف اول را میزد. شرایطی که دور از خواست و تمایل حکومتگران جدید و نشئه از پیروزی مردم کشورمان  بر دیکتاتوری سابق, علنی و بدون حضور سایه ساواک مخوف رژیم پیشین بود.
تحولی یکباره و در مدت زمانی بسیار کوتاه بوقوع پیوسته بود و مردم کشورمان را با فضائی ناشناخته اما آکنده از آزادی و فضای باز سیاسی روبرو ساخت. این شرایط جدید اما در امتداد خواست و نیات حاکمان پلید نوین نبود. جمهوری اسلامی هنوز پا نگرفته بود و اهرم های سرکوب عمومی را در اختیار نداشت. ناچار بود به آزادی مردم و نهادهای برخاسته از شرایط خودبخودی موجود تن در دهد. گاها پز ازادیخواهی نیز می گرفت تا شرایط موجود را بنام خود ثبت کند.
میزگردهای تلویزیونی با منتقدان خود برگزار میکرد تا نهایت بهره از وضعیت خودبخودی موجود را ببرد. نهادها میتوانستند اعلام موجودیت کنند و روزنامه ها منتشر شوند. فعالین سیاسی با کمترین هزینه میتینگ های خود را برگزار می کردند و نمایش فیلم و اسلاید در دانشگاه ها و سایر مراکز فرهنگی و سیاسی با امواج مشتاقان مواجه می شدند. هر کجا که تجمعی از انسان ها بود, تشکلی ایجاد میشد.
طیف هواداران سازمان ها و تشکل های سیاسی گسترده و گسترده تر می شد. رهبران جریانات سیاسی یا از میان زندانیان سیاسی و دانشجویان سابق بودند و یا تبعیدیانی که فرصت بازگشت را پیدا کرده بودند.مدتی زمانی شاید یک سال و علیرغم حضور هر از گاهی چماقداران رژیم اما میتوانستند آزادیخواهان عطر ازادی  و رهائی از یوغ استبداد پیشین را استنشاق کنند.
انقلاب انفجاری صورت گرفته بود و هنوز مردم کشورمان ناباورانه به شرایط بدون دیکتاتور نگاه می کردند.
مسئله و نکته اصلی این بود که آیا رهبران سازمان ها شرایط نوین را درک کرده بودند و آیا منطبق با وضعیت جدید میتوانستند گام در عرصه علنیت بگذارند؟ از همینجا تناقض شروع می شد. طیفی که رهبران سازمانها و تشکل ها را تشکیل میداد چیزی جز ارتباطات مخفی و فعالیت در شرایط غیرعلنی نیاموخته بود.
فعالیت علنی نه از تجربه عملی این نسل که از لابلای پاراگرافها و مکتوبات خوانده شده دریافت شده بود. از سوئی پاسخ به شرایط موجود هر چند موقت گریزناپذیر بود و از جهت دیگر سیمای رفتاری - اخلاقی این طیف آبدیده دهه ها مبارزه مخفی بود.
این سیمای رفتاری, عادات و اخلاقی اما آمادگی تطبیق با شرایط موجود را نداشت و به سختی خراش می افتاد. این مجموعه حتی در تجمعات و میتینگ های علنی نیز نمایشات مخفی داشتند. در گفتگوها, پچ پچ کردن ها و جدا شدن های دو یا سه نفره از میان جمعیت و حتی نوع انتخاب مخاطب و فرم البسه وکفش و.....
جالب اینجاست که این خصلت تقریبا عمومی در میان رهبران تشکل ها را هنوز میتوان در تجمعات عمومی سیاسی و فرهنگی مشاهده کرد. علت چیست؟ این طیف در آن سالهای دور فرصت آمیزش و تجربه و یادگیری از درون شرایط علنی را نیافت. جمهوری نوپا و وحشی اسلامی بسرعت دستگاه مخفی و علنی خود را سامان داد و جان اندیشه و دگر اندیش افتاد. طیف متفکران سازمانی یا در زندان و سپس اعدام شدند یا در تبعید بسر بردند. متاسفانه بخشی از این طیف هنوز سرسختی میکند و از آموزش های تبعید کمتر بهره میبرد. هم از اینجهت است که چپ در بخش هائی از خود مبارزه دمکراتیک وهرگونه فاصله گیری از نهادهای دمکراتیک تبعیدی را بمنزله پایبندی خود به سوسیالیسم می پندارد.
 
برگردیم به نقد فرخ قهرمانی
نگاه تبعیدیان به مقوله زندانی سیاسی اغلب کانالیزه شده است. در میان سازمانهائی که درباره آنها نوشتم هنوز مرزبندی قاطعی در برابر این مقوله موجود نیست. برخی از آنها هنوز با لغو مجازات اعدام مشکل دارند. برخی دیگر هنوز به زندانی سیاسی مبارز آزاد باید گردد فکر می کنند. تعدادی برگزاری مناسبت اعدام های دسته جمعی را ابزار طرح و تبلیغات سازمانی و قربانیان سازمانی خود می کنند.مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی با اما و اگر هائی همراه است. طیفی نگری به مقوله زندانی سیاسی هنوز باب روز است.دوستان قدیمی سازمانی یا رفقای هم بند سابق گرداننده این یا آن مناسبت برای محکوم کردن جنایات رژیم هستند.
حال آنکه نه تنها مفهوم زندانی سیاسی مفهومی عام است که قربانیان جنایات رژیم نیز از همه طیفهای نظری موجود در آن دوره و ایندوره سیاه حاکمیت آنهاست.
ارتباط این نکات با سانسور شدن کار گزارشگران در نمایشگاه گردهمائی چه هست؟ این کار بر اساس تعلقات فکری ما به مفهوم عام زندانیان و قربانیان سیاسی تهیه شده بود.از زوایائی خنثی اما گسترده و بر اساس خاطرات ارزشمند سایر زندانیان سیاسی بود.این همان نکته بود که ما را پس از انجام این گردهمائی آگاه کرد. تناقضاتی که فرخ قهرمانی از آن یاد میکند با یک اشتباه همراه است. ایشان به هر دلیلی تاریخ نوشتارهای ما را در نوشته شان اعلام نمیکنند.
مثلا مینویسد:
در  سپتامبر سال 2011 چهارمین گردهائی سراسری زندانیان سیاسی در شهر گوتنبرگ  سوئد برگزار میشود. پس از پایان برنامه تهمت هائی به برگزارکنندگان توسط  چند نفر پخش میشود در آن دوران بهروز سورن طی مقالاتی حمایت کامل خود را از  گردهمائی، برگزارکنندگان، و کل برنامه ابراز میدارد
ناگفته روشن است که ما نه تنها از گفتگوهای زندان و این گردهمائی حمایت کرده ایم بلکه از سایر برنامه ها در نقاط دیگر.
گزارش سانسور شدن پیام سایت و مجموعه یادها چندی پس از آن به ما رسید. با این حال به نقد گردهمائی از این زوایا نپرداختیم تا آبی به آسیاب کسی نریخته باشیم. دلسوخته اما سکوت را ترجیح دادیم.تلاش کردیم با پیاز و مویز سردی و گرمی مان نشود.با اینکه در مورد سپردن کلید گردهمائی به یکی از فعالین سبز هشدار قبلی داده بودیم و با اینکه رفیقی از گوتنبرگ خود را به کوچه علی چپ زد و دیگری ار گفتگوهای زندان در آلمان نخواست که بشنود اما بدل نگرفتیم. البته این سوال که علت آن کوچه علی چپ در گوتنبرگ و این اشکال در شنوائی آقای ایوانی از گفتگوها چه بود, هنوز باقی است و شاید در آینده فرصتی شود و بیشتر کتجکاوی کنیم.
 
 
کمی تامل و تعمق در نقد ها گاها ضروریست. جائی که آثار سبز ها به نمایش زندانیان سیاسی گذاشته میشود چگونه است که اهدائی سایت گزارشگران به گردهمائی حذف می شود؟ گردآوری مربوطه بدون جدا سازی زندانیان سیاسی بلحاظ تعلق فکری شان از مجاهد و توده ای تا طیف رادیکال چپ نزدیک به هشتصد صفحه بدون دخالت نظری گزارشگران با ماهها کار شبانه روزی تهیه شد و بعنوان هدیه به تجمع زندانیان سیاسی به اطلاع رسید.
در این آدرس بوضوح دیده می شود:
این هدیه پیش از برگزاری گردهمائی تهیه و منتشر شد و در مخیله اش هم نمی گنجید که شقه شود!.
خبر سانسور شدن آنرا پس از گردهمائی دریافت کردیم و واکنش بعدی ما را طبیعتا بدنبال داشت و در آینده نیز این تجربه را حتما بکار خواهیم گرفت.
طبیعی است که تعمق و سپس قضاوت باید کرد. تغییرات نظری بهروز سورن و گزارشگران تابعی از فاکت هائی است که سخن می گویند. پر واضح است که نقد این تجمع خود زنی است همانطور که تجمع تریبونال که بسیاری از خانواده ها و قربانیان دهه شصت را در خود جا داده است اما پذیرش سانسور شدن آنهم در این عرصه برای ما بی اعتقادی به دفاع از آزادی بیان و دفاع عمومی از زندانیان سیاسی و قربانیان آن دهه خونین است..
همینطور پیام همبستگی سایت گزارشگران به گردهمائی ارسال شد. نه این و نه آن مجوز حضور نیافتند.در حالی که حضور این دو کتاب الکترونیکی و مطلب کاملا روشن است که کیفیت آن نمایشگاه را بالا می برد. صداقت و شفافیت کار نمایشگاه بیشتر می شد و از دایره خودی های نمایشگاه ( رفقای دیرینه ) کمی فراتر می رفت. سوال این است که چه کسی مسئولیت آنرا بعهده می گیرد. آیا فرخ قهرمانی, یاهمایون ایوانی که مستقیما مطلع شده بود و گفتگوهای زندان بخود نقد کرده یا می کنند؟
گفتگو از این بود که سابقه پشتیبانی گزارشگران از زندانیان سیاسی و حمایت از گفتمان فراموش نمی کنیم و خاموش نمی نشینیم و نمی بخشیم, بسیار قدیمی تر از شکل گیری طیف گفتگوهای زندان و گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی است.
این هم لاف در قربت نیست. نگاه کنید به تصویر و تاریخ آن : همین موضوع نشاندهنده آن است که این سوابق ما گویای صراحت رسانه در حمایت از مفهوم کلی زندانی سیاسی و نه تنها چپ است.
 
 
 

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب بهروز سورن در سایت پژواک ایران 

*دهه شصتی هایی که من میشناسم!  [2018 Dec] 
*سرگذشت کمک های مالی مردمی به زلزله زدگان استان کرمانشاه  [2018 Oct] 
*علی مانده است و حوضش!  [2018 Oct] 
*نچه در جریان است! [2018 Oct] 
*سوسیالیسم یا بربریت؟  [2018 Sep] 
* دهه شصت - هتل اموات  [2018 Aug] 
*گرد فراموشی بر کشتار سراسری زندانیان سیاسی 67 هرگز!  [2018 Aug] 
* از میان خاطرات زندان و9 میلیارد دلار گم شده ناقابل!  [2018 Aug] 
* این مردم شور و سودایی دیگر در سر دارند  [2018 Aug] 
*خیابان, آوردگاه ضروری مبارزه برای ازادی و عدالت اجتماعی [2018 Feb] 
*پرچم سرکوب معترضان در دست اصلاح طلبان  [2018 Jan] 
*چرا بی بی سی فارسی سراسیمه شده است؟  [2018 Jan] 
*نان و ازادی! [2018 Jan] 
* سونامی تجاوز و قتل کودکان در جمهوری اسلامی باز هم قربانی گرفت  [2017 Oct] 
* سخنرانی ترامپ و چند نکته دیگر آن  [2017 Oct] 
*شرم آن میکند که شرف دارد  [2017 Oct] 
*اینجا ایران است, فاجعه عادی است [2017 Sep] 
*فروش یک سبد کلیه برای شوخی!  [2017 Aug] 
*بهروز سورن: کابینه وحشت حسن روحانی [2017 Aug] 
*جنایت کاری بی مرز بنام علی فلاحیان  [2017 Jul] 
*بهروز سورن: برخورد داعش ها در تهران [2017 Jun] 
*گزارشگران:بحران منطقه شدت میگیرد [2017 Apr] 
*نقش رسانه های وابسته در حفظ نظام ولایتی و کسری اپوزیسیون سرنگونی طلب  [2017 Jan] 
*در اعماق چه میگذرد؟ بخش چهارم  [2017 Jan] 
*در اعماق چه می گذرد؟ بخش سوم  [2016 Dec] 
* در اعماق چه می گذرد؟ - بخش دوم  [2016 Dec] 
*در اعماق چه می گذرد؟ - بخش اول  [2016 Dec] 
*ایشان! به کشتار هزاران زندانی سیاسی دگراندیش و بی دفاع افتخار می کند!  [2016 Aug] 
* نان و خمپاره!  [2016 Aug] 
* اینجا بهار در تابستان می روید! [2016 Aug] 
*آب در لانه مورچگان! سکوتی که شکسته شد!  [2016 Aug] 
*فایل صوتی منتظری سندی از جنایات جمهوری اسلامی علیه زندانیان سیاسی عقیدتی در تابستان سال 1367 [2016 Aug] 
*رفتار وحشیانه دولت استرالیا با پناهندگان, درپس نقاب انساندوستی [2016 Aug] 
* ترکیه به کدام سو؟ [2016 Aug] 
*خیاط این بار نیز در کوزه افتاد! [2016 Jul] 
*پیامدهای شکست کودتا در ترکیه  [2016 Jul] 
*اینبار کارگران معدن بافق شلاق می خورند! [2016 Jun] 
*دهه شصت, زندان اوین, بند دویست و نه - قسمت دوم  [2016 May] 
*دهه شصت - زندان دستگرد اصفهان  [2016 May] 
*آنها به سن بازنشستگی نمیرسند, معلول می شوند یا می میرند!  [2016 May] 
* دهه شصت - هتل اموات  [2016 May] 
*دهه شصت, زندان سیدعلی خان قسمت دوم [2016 Apr] 
*مختصری در مورد شکنجه - بخش سوم  [2016 Apr] 
*تصویری از جنایت – چگونه تهران اشغال شد؟ [2016 Mar] 
*معاملات و مذاکرات شومی که حول پدیده پناهجویان ایرانی در جریان است [2016 Mar] 
* به بهانه پخش کامل دادگاه نمایشی سربداران از تلویزیون رژیم جمهوری اسلامی [2016 Mar] 
*انتخابات ( انتصابات ) پیش رو, درسی دیگر برای جماعت متوهم! [2016 Feb] 
* نکته ای وارده برنوشته ارزشمند شبی از هزار و یک شب [2015 Nov] 
*همبستگی به شرط چاقو! [2015 Nov] 
*« یکی از ما » روایتی از اعماق, بازسازی یک تراژدی انسانی [2015 Oct] 
*اینجا کسی جان می دهد [2015 Oct] 
* برای تحقق همبستگی سراسری از فرقه گرائی عبور کنیم! [2015 Oct] 
*بی بی سی فارسی و زندانیان سیاسی سابق [2015 Sep] 
*گوشه ای از پشت صحنه مهاجرت و جابجائی انسانی! [2015 Aug] 
* از گونه های بشریت عرق شرم می غلطد! [2015 Aug] 
*منتظری, چهره ای دوگانه در سیاست! [2015 Aug] 
* مرگ در چمدان, فاجعه ادامه دارد! [2015 Aug] 
*تلنگری به خاطرات - بخش چهارم - رحیم حسین پور رودسری - مقصود فتحی و حسن صادقی [2015 Jul] 
*هیاهوی بی بی سی فارسی – ما را به خیر تو امید نیست, شر مرسان – قسمت سوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! بخش سوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! بخش دوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! [2015 Jun] 
*هیاهوی بی بی سی فارسی – ما را به خیر تو امید نیست, شر مرسان – بخش دوم [2015 Jun] 
*هیاهوی بی بی سی! ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان [2015 Jun] 
* تعرض گسترده به دستفروشان تهرانی [2015 Jun] 
* ننگ با رنگ پاک نمیشود. زندان اوین در تاریخ مبارزات مردم ایران ثبت شده است [2015 May] 
*اینجا میخواهند پناهجو درو کنند؟ [2015 Apr] 
*بهروز سورن: دامی که دولت استرالیا برای پناهجویان ایرانی پهن کرده است! [2015 Apr] 
*یاد مادر مهین یزدی و فرزندانش حسن صدیقی ( مسعود ) و محمد صدیقی گرامی باد! [2015 Feb] 
*اینبار در جهرم! جنایت ادامه دارد [2014 Dec] 
*سونامی تکذیب و دم خروس سی و چندساله حاکمان [2014 Oct] 
*حماسه سازان کوبانی [2014 Oct] 
*کابوسی بنام شادی برای حکومتیان! [2014 May] 
*باز هم سلول انفرادی‎ [2013 Oct] 
*خانم ها و آقایان ما اشتباه کردیم. اعدام نباید گردد [2013 Sep] 
*وقتی کوه را زیر خاک پنهان کردند [2013 Aug] 
*دژخیمی که محتملا وزیر دادگستری میشود! [2013 Aug] 
*چند سوال بی پرده و علنی از برگزارکنندگان و شرکت کنندگان در گردهمائی پنجم زندانیان سیاسی در هلند [2013 Aug] 
*پیروزی مرد امنیتی و ده تجربه تاریخی برای اپوزیسیون [2013 Jun] 
*جعبه های مارگیری انتخابات فرمایشی و ترفندهای جدید آماده می شوند!! [2013 Jun] 
*ضحاک سر دوشی های خود را می خورد! [2013 May] 
*در برابر ماشین اعدام حکومت سکوت نکنیم! [2013 May] 
*فقط در جمهوری اسلامی میتواند اتفاق بیافتد! [2013 May] 
*هیاهو برای هیچ [2013 May] 
*پایان کار گزارشگران چرا؟ [2013 May] 
*کارگران زیر آوار در آستانه اول ماه مه روز همبستگی کارگران جهان [2013 Apr] 
*آیا خانه تکانی عید را فراموش کردیم؟  [2013 Apr] 
*کتابی که شاید رکوردها را بشکند! [2013 Mar] 
*حق با محمود صالحی است!  [2013 Mar] 
*اینجا زنان در آتش می سوزند [2013 Mar] 
* اسانلو و جایگاه جدیدش! [2013 Mar] 
*دیوی که بیرون رفت, فرشته ای که نیامد! [2013 Feb] 
*باز هم مجازات در ملاء عام اینبار قطع دست [2013 Jan] 
* درباره اخراج منصور اسانلو از هیئت مدیره سندیکای واحد [2013 Jan] 
*چه اندازه تا لغو مجازات اعدام فاصله داریم؟ [2013 Jan] 
*استبداد نوینی که در اوین سر بلند می کند! [2012 Dec] 
*خامنه ای هم فیلتر شکن شد! [2012 Dec] 
*بر خانواده های زندانیان سیاسی چه گذشت؟ [2012 Dec] 
*جنون وجنایت , همه جا [2012 Dec] 
*انتقال مجدد به زندان دستگرد اصفهان [2012 Dec] 
*وضعیت بی خانمان ها در ایران - آمارهای حکومتی [2012 Dec] 
*افشاگری به سبک این اطلاعات چی!؟  [2012 Nov] 
*وبلاگنویسانی که با مرگ خود دنیای خبری را تکان دادند! [2012 Nov] 
* آیا چهار سال بحث و گفتگو ضروری بود؟  [2012 Nov] 
*ستارهای امروز و ستارهای قدیم [2012 Nov] 
*بغضی که ترکیدن آغاز کرد! [2012 Oct] 
*نیمه شب نوشته ها – 17 – بغضی که ترکیدن آغاز کرد! [2012 Oct] 
*نیمه شب نوشته ها – 15 – خالی بندهای حکومتی و زلزله زدگان [2012 Oct] 
*مجتبی واحدی و نکته ای که میبایستی تصحیح کند [2012 Oct] 
*سی و دو سال پیش در چنین روزهائی ....- بخش سوم [2012 Oct] 
*وقتی که مقتدائی در زندان دستگرد اصفهان بور شد! [2012 Sep] 
*همه چیز از آنجا شروع شد که - بخش دوم [2012 Sep] 
*بهروز سورن:همه چیز از آنجا شروع شد که... بخش اول [2012 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با پیروز زورچنگ فعال سوسیالیست و از جان بدربردگان کشتار زندانیان سیاسی 67 درباره نشست مشترک نیروهای چپ در شهر کلن [2012 Sep] 
*بهروز سورن: فرخ جان دمت گرم و لبت خندان باد! [2012 Sep] 
*جنگی مخرب و خانمانسوز و موقعیت چپ  [2012 Aug] 
*یک دقیقه سکوت برای قربانیان و یک دقیقه تعمق - چه کسانی باید پاسخگوی اعمالشان باشند بخش سوم!  [2012 Jul] 
*بهروز سورن:چه کسانی باید پاسخگوی اعمالشان باشند؟ - به بهانه برخی از (خرده گیری ها) – بخش دوم - تابو شکنی در اردوی زندانیان سیاسی  [2012 Jul] 
* چپ سازمانی در آزمونی تاریخی؟ [2012 Jul] 
*باز هم گنه کرد در بلخ آهنگری ... [2012 Jul] 
* آرزوهائی که بر باد نرفت! [2012 Jul] 
* ساعاتی در میان بازماندگان و خانواده های قربانیان دهه شصت در زندانهای جمهوری اسلامی [2012 Jun] 
*شش میلیون کارگر ایرانی قربانی سودجوئی سرمایه داران و حکومتیان [2012 Jun] 
*بهروز سورن: دروغ پرگارها و تردید پراکنی [2012 Jun] 
*رسانه های وابسته, پشتوانه یا پشت پا [2012 May] 
*یک مبارزه و چند جبهه – بخش سوم - نرخ پرنسیپ ها در دنیای چپ چقدر است؟ [2012 May] 
*نرخ ارتباط با توده ها در داخل کشور چقدر است؟ [2012 May] 
*بهروز سورن: یک مبارزه و چند جبهه - بخش دوم [2012 May] 
*یک مبارزه و چند جبهه [2012 May] 
*از مافیای رسانه ای جمهوری اسلامی و غرب تا صدای مستقل در تبعید [2012 May] 
*جمهوری اسلامی و تاخت و تاز در دنیای مجازی [2012 Apr] 
*بهروز سورن: صندلی های خالی کنفرانس واشنگتن, گذار به دمکراسی یا گذار به ناکجا آبادی دیگر؟ [2012 Apr] 
*بهروز سورن: زندانی در زندان بزرگتر بنام اینترانت [2012 Apr] 
*اینترنت ملی یا بناکردن زندانهای تازه در دنیای مجازی [2012 Apr] 
*جهادگران اینترنتی یا تروریستهای دنیای مجازی [2012 Mar] 
* تار عنکبوتی رسانه ای جمهوری اسلامی [2012 Mar] 
*از ثابتی تا اهالی ثبات! [2012 Mar] 
*بهروز سورن: چاله ای که آمریکا وصدایش برای بخشی از زندانیان سیاسی سابق در خارج از کشور کند! [2012 Mar] 
*نکاتی دیگر درباره کنفرانس مرموز مرکز اولاف پالمه [2012 Feb] 
*بهروز سورن: تکاپوی راست و جای خالی چپ سوسیالیست!  [2012 Feb] 
*قطره اشکی برای قذافی و لبخندی به روی آزادی و رهائی از دیکتاتوری [2011 Oct] 
*چند کلمه با احمد باطبی [2011 Oct] 
*پاسداری از حافظه تاریخی و حذف جمهوری اسلامی - ضعفها و قوتهای گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی [2011 Sep] 
*اضافه ها, باقی مانده ها, تصحیحات و واکنش ها به سلسله گردآوری های گزارشگران [2011 Sep] 
*بهروز سورن: باری به هر جهت – نگاهی از دور به گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی در گوتنبرگ [2011 Sep] 
*صدای دادخواهی و عدالتجوئی از شهر گوتنبرگ سوئد بگوش رسید [2011 Sep] 
*گزیده ای از محاوره جلادان و آمرین جنایات دهه شصت و کشتار سراسری زندانیان سیاسی در تابستان 67 [2011 Aug] 
*این آیت الله خون می طلبد [2011 Apr] 
*شیرکو را تنها بگذاریم, یا نگذاریم؟ مسئله این است [2011 Apr] 
*بهروز سورن: چگونه زنده بگور شدم [2011 Mar] 
*بهروز سورن: کو؟ گوش شنوا؟ [2011 Feb] 
* بهار در راه است و ما چشم انتظار [2011 Feb] 
*بهروز سورن: حسین را هم اعدام کردند، فردا نوبت کیست؟  [2011 Jan] 
*بهروز سورن: نامه سرگشاده یک تبعیدی به مسئولین جمهوری اسلامی بمناسبت فرا رسیدن سال 2011 [2011 Jan] 
*آقای آرش بهمنی! مردم ایران نه می بخشند و نه فراموش می کنند [2010 Nov] 
*مرگ بی صدای کارتون خواب ها [2010 Oct] 
*عدالت جوئی انتقام جوئی نیست [2010 Sep] 
*شتری که در خانه آنها خوابیده است [2010 Aug] 
*بهروز سورن: دمکراتیک و خلقی هر دو فریب خلق اند؟! [2010 Aug] 
*بهروز سورن: خطر اعدامهای گسترده توسط جانیان حاکم را جدی بگیریم [2010 Jan] 
* آقای میر حسین موسوی شما صحیح میفرمائید! [2009 Jul] 
*کاروانی از ستاره [2009 Mar] 
*در اهميت بازگوئي و خاطره نويسي [2008 Sep] 
*هشيار باشيم! [2008 Aug]