نکاتی دیگر درباره کنفرانس مرموز مرکز اولاف پالمه
بهروز سورن

 

 

پنهانکاری بعنوان امری روزمره در دنیای سیاست رواج دارد. دلیل و برهان شناخته شده آن در میان افکار عمومی همان هراس از واکنش سریع و گسترده افکار عمومی است. این نکته را میتوان بوفور در جوامع دیکتاتور زده مشاهده کرد. اما در تبعید و در میان نیروهائی که با شعار دمکراسی و حقوق بشر بر علیه نظامهای استبدادی میشورند و پلنومها و کنگره های سازمانی خود را نیز در محیطی علنی _ نیمه علنی بازتاب میدهند, شرکت در مجامع مخفی در این ابعاد بسیار نادر است. این عمل تنها میتواند از نهادهائی صورت پذیرد که به دمکراسی پایبند نیستند. شعار میدهند, از حقوق بشر به ظاهر دفاع میکنند اما چون به خلوت میروند آن کار دیگر می کنند!

...........

 

فعل و انفعالات در میان ترکیب حکومتیان و حواشی آنها ازجذابترین و مهمترین رخدادهای سیاسی برای طیف راست اپوزیسیون در تبعید بوده است. این طیف در تاریخچه سیاسی خود منافع خود را در فعل و انفعلات حکومتیان بلحاظ ترکیبی دیده است.کنش و واکنش پائینی ها در ارتباط با سیاستهای جاری و اعمال شده از سوی حکومتیان مورد استفاده ابزاری در دنباله روی بیشترشان  در ارتباط با بخشی از بالائی ها بکار گرفته شده است.

زمانی از رفسنجانی جنایتکار سردار سازندگی ساخته اند و دوره ای نیز خاتمی شریک جرم کشتارهای دهه شصت و زندانیان سیاسی را در مقام گاندی ایران نشانده اند. امروزه هم منتظر عطسه موسوی و کروبی هستند که عافیت بگویند و دستمال تعارف کنند.

برای این طیف بالاگرفتن تب جنگ و احتمال حمله نظامی به کشورمان  برکتی! است که قابل چشم پوشی نیست. تمامی شعارها و پزهای سیاسی و دمکراتیک و حقوق بشری با گوشه چشمی از سوی دول سرمایه داری غربی  به یکباره محو شده و عاجزانه بدنبال بوی کباب! به درگاه خدایگان غربی میروند.

 دور از چشم خلایق ( ناظران, خبرنگاران, اپوزیسیون رادیکال و اصیل رژیم در خارج از کشور, ملل ساکن کشورمان و ... مخفیانه با نمایندگان ارسالی از سوی غرب به گفتگو می نشینند و مشاوران آنان را محرم اسرار میشمرند در حالی که جزئیات این نشست را در اختفا نگه داشته اند.  فراموش میکنند به یکباره که از حقوق بشر ( مخفیانه! ) و دمکراسی ( خودی ها! ) گفته اند و برای خود از برگزارکنندگان مخفی در این کنفرانس تقاضای شناسنامه می کنند!

با سبقت گرفتن از هم و پیشدستی نسبت سایر نیروها در تشکیل اپوزیسیون خارج کشور و  همراه با دوستان دیرینه و هم پیاله های جناحی خود به استکهلم پر می کشند و از یاد می برند که تبعیدیان استکهلم  این واقعه شرم آور را که در نزدیکی شان رخ میدهد, واکنش نشان خواهند داد. تظاهرات اعتراضی تعدادی از فعالین استکهلم  در برابر این مرکز نشان داد که هیچ نمایشی حتی مخفی بدور از دیدگان تیزبین اپوزیسیون اصیل و ناسازگار جمهوری اسلامی نخواهد ماند .

نشست مرموز خود را اتحاد برای دمکراسی! مینامند و جلسه مباحثاتشان را بنا به اوامر گردانندگان و مهره های پشت پرده ناشناس! برای افکار عمومی در مرکز اولاف پالمه  مخفی برگزار می کنند.

بخشی از دعوت شدگان از علت دعوت شدنشان بی خبر بوده اند ( لابد قرار بوده که کسری حاضرین جبران شود و این کنفرانس با تنوع فکری - طیفی حاضرینش جدی تلقی شود؟).

مجموعه ای از سازمانها و منفردین که از جرگه اپورتونیستهای سیاسی و همواره خیره به بخشهای انتقادی بالائی ها بوده اند. تغییر از بالا, امید به آن و یاس و سرخوردگی از پائینی ها, جوهره نگاه و فعالیت سیاسی آنها بوده است. تن به کنفرانسی سراسر اسرارآمیز, غیر دمکراتیک و پنهانی میدهند.

گفته شده است که این کنفرانس با تقاضای کومله مهتدی, سازمان اکثریت, فعالین اتحاد جمهوریخواهان, برخی از اصلاح طلبان و منفردین برگزار شده است. پس از کنفرانس و در متون منتشر شده هیچکس مسئولیت تقاضا را بعهده نمیگیرد!.

پشت پرده هنوز و بخشا ناشناخته مانده است که محرکان برگزاری این کنفرانس چه کسانی و از کدام دول غربی هستند و تغذیه مالی – مشورتی میشوند؟

جابجا شدن موسوی و کروبی در محل حصرشان اشکهای غم و شادی را در میان این نیروها سرازیر کرده است و برای رهائی آنها اعتصاب غذا ها و پر شمار راهپیمائی ها و با تمامی امکانات خود در نقاط مختلف جهان براه انداختند. با توجه به اینکه در پی ائتلاف و خوراندن آلترناتیو به مردم بودند, طرح ائتلاف با هر فرد و جریان با سوء پیشینه سیاسی منوط به سر دادن شعارهای سبزها دادند. در پیشگیری از پخش اعلامیه و شعارهای تبعیدیان رادیکال از یکدیگر سبقت گرفتند و از پلیس محل برگزاری علیه صفوف رادیکال ها و هواداران سرنگونی رژیم مدد خواستند.

از پیش هم مشخص بود که تجمعی از آنان  برای دمکراسی!, بدون حضور هواداران راستین دمکراسی که برای دمکراسی رزمیده اند و نزدیک به سه دهه سازش ناپذیر در تبعید بسر میبرند, برگزار خواهد شد.

از پیش مشخص بود که طیف رادیکال و اصیل تبعیدی بر روی یک نیمکت و در کنار افراد و جریاناتی با سابقه جنایت علیه مردم ایران در سه دهه پیش نخواهند نشست و پاسخ منفی داده خواهد شد.

پنهانکاری چرا صورت میگیرد؟

پنهانکاری بعنوان امری روزمره در دنیای سیاست رواج دارد. دلیل و برهان شناخته شده آن در میان افکار عمومی همان هراس از واکنش سریع و گسترده افکار عمومی است. این نکته را میتوان بوفور در جوامع دیکتاتور زده مشاهده کرد. اما در تبعید و در میان نیروهائی که با شعار دمکراسی و حقوق بشر بر علیه نظامهای استبدادی میشورند و پلنومها و کنگره های سازمانی خود را نیز در محیطی علنی _ نیمه علنی بازتاب میدهند, شرکت در مجامع مخفی در این ابعاد بسیار نادر است. این عمل تنها میتواند از نهادهائی صورت پذیرد که به دمکراسی پایبند نیستند. شعار میدهند, از حقوق بشر به ظاهر دفاع میکنند اما چون به خلوت میروند آن کار دیگر می کنند!

ماجرای جدائی دین از دولت یا حکومت:

این شعار بنابر عینت مبارزات سه دهه اخیر و همچنین تجربیات تلخ و خون آلود مردم کشورمان ناشی از حضور دین در حاکمیت, از مهمترین و عمومی ترین شعارهای مبارزات عمومی و رادیکال مردم کشورمان است. شلم شوربای شرکت کنندگان پیش از برگزاری اجلاس نشاندهنده آنبود که از این کوزه تهی نیز معجزه ای بیرون نمی خزد.

طیف دعوت شده که برخی از آنها هم در جریان نبودند و مخالفت کردند, نیز نمی توانستند با حضورشان هم تغییراتی چشمگیر به حاصل این خیمه شب بازی تحمیل کنند. چرا که در حضورشان در صحنه سیاسی و در تاریخچه سیاسی خود همان کرده اند که به کنفرانس مرکز اولاف پالمه ختم شده است.

در نوشته پیشین اشاره کردم که ترکیب شرکت کنندگان بدنبال جدائی ولی فقیه از کلیت نظام هست اما جدائی این کلیت از مذهب را  پذیرا نخواهد شد. حذف ولایت فقیه نقطه اشتراک اما حذف کلیت جمهوری اسلامی و طرح جدائی دین از دولت عامل افتراق است.

نگاه کنیم به یک پاراگراف از گزارش نادر عصاره از شرکت کنندگان:

مخالفت با اضافه شدن جدائی نهاد دین از دولت به متن اولیه بود. مخالف اصولی با جدائی نهاد دین از دولت در کنفرانس وجود نداشت.   مخالفت بیشتر از این زاویه بود که گفتگو و دیالوگ مورد نظر کنفرانس نمی تواند مشروط به پذیریش این اصل باشد

نادر عصاره : نگاهی به «کنفرانس» در استکهلم

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=43603

 

 

هرگونه که این دو جمله را تفسیر کنیم به این نتیجه میرسیم که مخالفانی با جدائی دین از دولت موجود بوده اند و جمعیت حاضر به هر دلیلی با نیات آنان همراهی کرده اند و مخالفتی جدی صورت نگرفته است. این مهم نشاندهنده این است که اراده حاکم بر این مجموعه برای چشم انداز آتی و بدون حاکمان وقت, تحولات بنیادین نیست و آنچه وعده میدهند بازسازی گذشته هاست. تکرار جمهوری اسلامی و اینبار بدون ولی فقیه.

 

سعید سلطانپور:

علی فیاض نویسنده  مسلمان مقیم سوئد که اتفاقا رضا طالبی از وقت رادیویی ایشان برای اطلاع رسانی اقدام کرده بود  در مورد

کنفرانس می‌پرسم، می‌گوید ما اطلاع نداشتیم. هیچ کدام از فعالین سیاسی نه خبردارو نه دعوت شده بودند

پر واضح است که سازمانهای شرکت کننده و افراد برای دریافت حسابهای چاق و چله بانکی از آمریکا و اسرائیل و شرکاء برای خود و تشکلهای خود در آینده, ناگزیر به استقبال درخواستهای غرب  و سیاست گذار مطالبات آنها باشند و این کلمه رمز میان شرکت کنندگان, برگزار کنندگان و عوامل پشت پرده و تغذیه کننده این کنفرانس است.

 

مطلب آقای منوچهر صالحی تحت عنوان: پروژه اپوزیسیون سازی دلالان سیاسی زوایائی از این کنفرانس را روشن مینماید

http://www.iranliberal.com/Maghaleh-ha/EXtra/Salehi_ProjektDalalanSyasi.htm

 

......

در زمینه پنهانکاری های این جماعت, گفته های پروین اردلان را میتوان در آدرس زیر شنید

گفته های پروین اردلان از دعوت شدگان با امیر جواهری لنگرودی قابل تامل است.

 

http://p111272.typo3server.info/10.html?&tx_ttnews[tt_news]=16561&tx_ttnews[backPid]=23&cHash=d9afcbdf696b0682c3790095521817f9

 

پروین اردلان همراه تعدادی از دعوت شدگان (خودی) از جمله آقای مهرداد درویش پور و تعدادی دیگر از دعوتی ها از حضور در این کنفرانس سر باز زدند. با اتکا به خصلت مخفیانه بودنش و با تاکید بر غیر دمکراتیک بودنش با حضور در کنفرانس مخالفت کردند.

 

کلافی سردرگم؟؟

درباره چگونگی برگزاری این کنفرانس دو روزه روایت های مختلفی هست. برگزار کنندگان میفرمایند که با تقاضای افراد و نهادهای شرکت کننده این تجمع صورت گرفته است حال آنکه بخش بزرگی از آنها در پی کنفرانس و در مصاحبه های گوناگون مطرح میکنند که چنین تقاضائی از سوی آنان انجام نشده است.

بخشی از شرکت کنندگان و گزارشات بر این موضوع تاکید داشته اند که کنفرانس دو روزه بدون حضور ناظران و خبرنگاران صورت خواهد گرفت. برخی دیگر میگویند که هیچ مانعی برای ارتباط با خبرنگاران و جهان رسانه ها موجود نبوده است. قطعا بخشی از اپورنونیستهای شناخته شده نیز از علت دعوت نشدنشان انگشت بدهان مانده اند!

..............

• علیرغم همه اشکالات و ابهامات و ناروشنی های ناشی از غیر متمرکز و یک دست نبودن دست اندر کاران، این کنفرانس در واقع، از ابتدا سمیناری برای گفتگو میان ایرانیان اعلام شد. برخی این گفته خود را در جریان کنفرانس قدری تغییر و خواستار دادن شناسنامه ای به شرکت کنندگان در کنفرانس بودند، متقابلا برخی حضور شرکت کنندگان را صرفاً برای گفتگو می دانستند ...

 

و اما مشاوران غیر ایرانی چه گفتند:

به اختصار:

 سخنران اول:

در بسیاری از موارد راه دموکراسی سد می شود چون نیروهای سیاسی و مدنی در فاز پیشا سیاسی گیر می افنند، و به فاز دیالوگ وارد نمی شوند. او تاکید می کرد که رقابت ها و سهم خواهی ها علت اصلی ماندن در فاز پیشا سیاسی است که انرژی های بسیاری را تلف و مانع وارد شدن به گفتگو و اقدامات دموکراتیک می گردد.

 

( محرز است که انانی که چه بصورت تشکیلاتی مثل اقای فریدون احمدی ( از سازمان اکثریت و از عوامل اصلی شکست طیف جمهوریخواهان دمکرات و لائیک بعنوان آلترناتیو حذفی جمهوری اسلامی ) و چه بصورت نمایندگی از آهی گرفته تا سازگارا و مخملباف و... بدنبال سهم بودند و بدینجهت شناسنامه میخواستند. ساده انگاریست چنانچه بپذیریم مشاورین غیر ایرانی شرکت کننده در این کنفرانس بر حسب اتفاق در محل بودند و هریک پیامی سنجیده برای ارادئه دادن به شنوندگان آماتور خود نداشتند.)

سخنران دوم:

در عین حال یاد اوری کرد که در تاثیر بر سیاست بین المللی، اپوزیسیون نبایستی تاثیر بر روسیه و چین را نادیده بگیرد. او تجاربی برای تاثیر گذاری اپوزیسیون ایران بر سیاست بین المللی مطرح نمود.

 

سخنران سوم:

او گفت که گرفتن قرار برای ملاقات با وزارت خارجه امریکا و پارلمان اروپا توسط اپوزیسیون متشکل در یک شورا ممکن است و از اهمیت این ملاقات ها با ذکر مثالی یاد کرد. او اشاره کرد که بدنبال ملاقاتی که با ایرانیان در استانبول انجام شده است مسئله انتخابات آزاد در پارلمان اروپا مورد بحث قرار گرفته است. او علت عدم توجه کافی سیاست بین الملل را به حقوق بشر، ضعف اپوزیسیون ایران دانست. او افزود که اپوزیسیون ایران اگر بخواهد، می تواند بسرعت مطرح شود.

 

سخنران چهارم:

سخنران چهارم، به معاهدات بین المللی برای حل اختلافات اقتصادی پرداخت و به برخی پرسش ها برای فشار بر شرکت هایی که به رژیم ایران تکنولوژی می فروشند که مورد استفاده علیه حقوق بشر است پاسخ داد. او در گفتگو های خود بر جدی بودن اراده سیاسی بر مشی تحریم ها تاکید بسیار داد.

........

مجموعه رهنمودهای مشاوران در حقیقت امر مطالبات و پیش شرطهای دول ذینفع برای حمایت مالی و سیاسی از اپوزیسیون باصطلاح آلترناتیو است. اپوزیسیونی که تابعی از اوامر و سیاستهای آنان باشد.

 

منوچهر صالحی مینویسد:

( در رابطه با سمینار استکهلم در آغاز چنین وانمود شد که بنیاد اولاف پالمه از این ایرانیان دعوت کرده و هزینه سفر و هتل آن‌ها را پرداخته است. اما بنا بر روایت دیگری گویا سازمان «غیرانتفاعی و میان‌دولتی» اید‌آ دعوت کننده به این سمینار و تأمین کننده هزینه آن بوده است.  «ایده‌آ» یک نهاد جهانی میان‌دولتی است که هدف آن «پشتیبانی از دمکراسی و کمک‌رسانی به انتخابات آزاد در سراسر جهان»  است. این نهاد هر چند از دولت‌ها مستقل است، اما بودجه‌اش توسط دولت‌های عضو تعیین می‌شود و از آن‌جا که ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا بیش‌ترین بخش از این بودجه را تأمین می‌کنند، بنابراین هم‌چون نقشی که در سازمان ملل متحد بازی می‌کنند، می‌توانند بیش‌تر از دیگران سیاست کارکردی این نهاد را در رابطه با منافع خود تعیین کنند.  پس تعجب‌آور نیست که در رابطه با وضعیت نوینی که غرب می‌پندارد در ایران پدید آورده است، این نهاد کلی پول خرج کند تا بتواند بخشی از اپوزیسیون ایران را هم‌سو با منافع غرب و اسرائیل سازمان‌دهی کند.در این‌جا لازم به‌یادآوری است که پیش از دو سمینار اخیر، چندی پیش سمیناری در رابطه با تحقق «دموکراسی در ایران» از سوی «مرکز مطالعاتی عربی- ایرانی» در لندن برگزار شد که بودجه آن را عربستان سعودی تأمین می‌کند.  به‌این ترتیب دولتی که خود دارای ساختار دولت پیشامدرن و پس‌گرا است، دلش برای «دموکراسی» در ایران تنگ شده و برای تحقق آن پول در اختیار «اپوزیسیون» انیران‌نشین قرار می‌دهد.سمینار دیگری نیز قرار است در آغاز ماه آوریل در واشنگتن برگزار شود.  دعوت‌کنندگان به آن سمینار برای آن که «استقلال» و «عدم وابستگی» خود را بنمایانند، مدعی شده‌اند که «هزینه‌ها از کمک ایرانیان دموکراسی‌خواه و شرکت ‌کنندگان تأمین خواهد شد». البته بسیاری از دعوت‌شدگان به این نشست همان‌هائی هستند که هم در جلسه کلن و هم در جلسه استکهلم شرکت داشتند. همان‌طور که گفتیم، برخی از چهره‌ها دلالان سیاسی و کسانی هستند که از پس پرده آگاهند، اما خود را به «نادانی» می‌زنند و بخش دیگر، یعنی اکثریت دعوت شدگان، سیاهی لشکر است.)

 

.......

به هر حال طفره رفتن شرکت کنندگان پیش و پس از این کنفرانس در برابر مطبوعات و ناظران آگاه در خارج کشور نشاندهنده آنست که این مجموعه بافتن طناب پوسیده ای را آغاز کرده است که حتی بخش کاسبکار و سازشکار اپوزیسیون در تبعید را نیز یارای نگهداری نیست.

 تجربه بیش از سی سال سرکوب و مقاومت مردم کشورمان این درس را نیز برای آنان پی داشته است که

با این طناب به چاه نروند.

بهروز سورن

Sooren001@yahoo.de

 

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب بهروز سورن در سایت پژواک ایران 

*دهه شصتی هایی که من میشناسم!  [2018 Dec] 
*سرگذشت کمک های مالی مردمی به زلزله زدگان استان کرمانشاه  [2018 Oct] 
*علی مانده است و حوضش!  [2018 Oct] 
*نچه در جریان است! [2018 Oct] 
*سوسیالیسم یا بربریت؟  [2018 Sep] 
* دهه شصت - هتل اموات  [2018 Aug] 
*گرد فراموشی بر کشتار سراسری زندانیان سیاسی 67 هرگز!  [2018 Aug] 
* از میان خاطرات زندان و9 میلیارد دلار گم شده ناقابل!  [2018 Aug] 
* این مردم شور و سودایی دیگر در سر دارند  [2018 Aug] 
*خیابان, آوردگاه ضروری مبارزه برای ازادی و عدالت اجتماعی [2018 Feb] 
*پرچم سرکوب معترضان در دست اصلاح طلبان  [2018 Jan] 
*چرا بی بی سی فارسی سراسیمه شده است؟  [2018 Jan] 
*نان و ازادی! [2018 Jan] 
* سونامی تجاوز و قتل کودکان در جمهوری اسلامی باز هم قربانی گرفت  [2017 Oct] 
* سخنرانی ترامپ و چند نکته دیگر آن  [2017 Oct] 
*شرم آن میکند که شرف دارد  [2017 Oct] 
*اینجا ایران است, فاجعه عادی است [2017 Sep] 
*فروش یک سبد کلیه برای شوخی!  [2017 Aug] 
*بهروز سورن: کابینه وحشت حسن روحانی [2017 Aug] 
*جنایت کاری بی مرز بنام علی فلاحیان  [2017 Jul] 
*بهروز سورن: برخورد داعش ها در تهران [2017 Jun] 
*گزارشگران:بحران منطقه شدت میگیرد [2017 Apr] 
*نقش رسانه های وابسته در حفظ نظام ولایتی و کسری اپوزیسیون سرنگونی طلب  [2017 Jan] 
*در اعماق چه میگذرد؟ بخش چهارم  [2017 Jan] 
*در اعماق چه می گذرد؟ بخش سوم  [2016 Dec] 
* در اعماق چه می گذرد؟ - بخش دوم  [2016 Dec] 
*در اعماق چه می گذرد؟ - بخش اول  [2016 Dec] 
*ایشان! به کشتار هزاران زندانی سیاسی دگراندیش و بی دفاع افتخار می کند!  [2016 Aug] 
* نان و خمپاره!  [2016 Aug] 
* اینجا بهار در تابستان می روید! [2016 Aug] 
*آب در لانه مورچگان! سکوتی که شکسته شد!  [2016 Aug] 
*فایل صوتی منتظری سندی از جنایات جمهوری اسلامی علیه زندانیان سیاسی عقیدتی در تابستان سال 1367 [2016 Aug] 
*رفتار وحشیانه دولت استرالیا با پناهندگان, درپس نقاب انساندوستی [2016 Aug] 
* ترکیه به کدام سو؟ [2016 Aug] 
*خیاط این بار نیز در کوزه افتاد! [2016 Jul] 
*پیامدهای شکست کودتا در ترکیه  [2016 Jul] 
*اینبار کارگران معدن بافق شلاق می خورند! [2016 Jun] 
*دهه شصت, زندان اوین, بند دویست و نه - قسمت دوم  [2016 May] 
*دهه شصت - زندان دستگرد اصفهان  [2016 May] 
*آنها به سن بازنشستگی نمیرسند, معلول می شوند یا می میرند!  [2016 May] 
* دهه شصت - هتل اموات  [2016 May] 
*دهه شصت, زندان سیدعلی خان قسمت دوم [2016 Apr] 
*مختصری در مورد شکنجه - بخش سوم  [2016 Apr] 
*تصویری از جنایت – چگونه تهران اشغال شد؟ [2016 Mar] 
*معاملات و مذاکرات شومی که حول پدیده پناهجویان ایرانی در جریان است [2016 Mar] 
* به بهانه پخش کامل دادگاه نمایشی سربداران از تلویزیون رژیم جمهوری اسلامی [2016 Mar] 
*انتخابات ( انتصابات ) پیش رو, درسی دیگر برای جماعت متوهم! [2016 Feb] 
* نکته ای وارده برنوشته ارزشمند شبی از هزار و یک شب [2015 Nov] 
*همبستگی به شرط چاقو! [2015 Nov] 
*« یکی از ما » روایتی از اعماق, بازسازی یک تراژدی انسانی [2015 Oct] 
*اینجا کسی جان می دهد [2015 Oct] 
* برای تحقق همبستگی سراسری از فرقه گرائی عبور کنیم! [2015 Oct] 
*بی بی سی فارسی و زندانیان سیاسی سابق [2015 Sep] 
*گوشه ای از پشت صحنه مهاجرت و جابجائی انسانی! [2015 Aug] 
* از گونه های بشریت عرق شرم می غلطد! [2015 Aug] 
*منتظری, چهره ای دوگانه در سیاست! [2015 Aug] 
* مرگ در چمدان, فاجعه ادامه دارد! [2015 Aug] 
*تلنگری به خاطرات - بخش چهارم - رحیم حسین پور رودسری - مقصود فتحی و حسن صادقی [2015 Jul] 
*هیاهوی بی بی سی فارسی – ما را به خیر تو امید نیست, شر مرسان – قسمت سوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! بخش سوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! بخش دوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! [2015 Jun] 
*هیاهوی بی بی سی فارسی – ما را به خیر تو امید نیست, شر مرسان – بخش دوم [2015 Jun] 
*هیاهوی بی بی سی! ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان [2015 Jun] 
* تعرض گسترده به دستفروشان تهرانی [2015 Jun] 
* ننگ با رنگ پاک نمیشود. زندان اوین در تاریخ مبارزات مردم ایران ثبت شده است [2015 May] 
*اینجا میخواهند پناهجو درو کنند؟ [2015 Apr] 
*بهروز سورن: دامی که دولت استرالیا برای پناهجویان ایرانی پهن کرده است! [2015 Apr] 
*یاد مادر مهین یزدی و فرزندانش حسن صدیقی ( مسعود ) و محمد صدیقی گرامی باد! [2015 Feb] 
*اینبار در جهرم! جنایت ادامه دارد [2014 Dec] 
*سونامی تکذیب و دم خروس سی و چندساله حاکمان [2014 Oct] 
*حماسه سازان کوبانی [2014 Oct] 
*کابوسی بنام شادی برای حکومتیان! [2014 May] 
*باز هم سلول انفرادی‎ [2013 Oct] 
*خانم ها و آقایان ما اشتباه کردیم. اعدام نباید گردد [2013 Sep] 
*وقتی کوه را زیر خاک پنهان کردند [2013 Aug] 
*دژخیمی که محتملا وزیر دادگستری میشود! [2013 Aug] 
*چند سوال بی پرده و علنی از برگزارکنندگان و شرکت کنندگان در گردهمائی پنجم زندانیان سیاسی در هلند [2013 Aug] 
*پیروزی مرد امنیتی و ده تجربه تاریخی برای اپوزیسیون [2013 Jun] 
*جعبه های مارگیری انتخابات فرمایشی و ترفندهای جدید آماده می شوند!! [2013 Jun] 
*ضحاک سر دوشی های خود را می خورد! [2013 May] 
*در برابر ماشین اعدام حکومت سکوت نکنیم! [2013 May] 
*فقط در جمهوری اسلامی میتواند اتفاق بیافتد! [2013 May] 
*هیاهو برای هیچ [2013 May] 
*پایان کار گزارشگران چرا؟ [2013 May] 
*کارگران زیر آوار در آستانه اول ماه مه روز همبستگی کارگران جهان [2013 Apr] 
*آیا خانه تکانی عید را فراموش کردیم؟  [2013 Apr] 
*کتابی که شاید رکوردها را بشکند! [2013 Mar] 
*حق با محمود صالحی است!  [2013 Mar] 
*اینجا زنان در آتش می سوزند [2013 Mar] 
* اسانلو و جایگاه جدیدش! [2013 Mar] 
*دیوی که بیرون رفت, فرشته ای که نیامد! [2013 Feb] 
*باز هم مجازات در ملاء عام اینبار قطع دست [2013 Jan] 
* درباره اخراج منصور اسانلو از هیئت مدیره سندیکای واحد [2013 Jan] 
*چه اندازه تا لغو مجازات اعدام فاصله داریم؟ [2013 Jan] 
*استبداد نوینی که در اوین سر بلند می کند! [2012 Dec] 
*خامنه ای هم فیلتر شکن شد! [2012 Dec] 
*بر خانواده های زندانیان سیاسی چه گذشت؟ [2012 Dec] 
*جنون وجنایت , همه جا [2012 Dec] 
*انتقال مجدد به زندان دستگرد اصفهان [2012 Dec] 
*وضعیت بی خانمان ها در ایران - آمارهای حکومتی [2012 Dec] 
*افشاگری به سبک این اطلاعات چی!؟  [2012 Nov] 
*وبلاگنویسانی که با مرگ خود دنیای خبری را تکان دادند! [2012 Nov] 
* آیا چهار سال بحث و گفتگو ضروری بود؟  [2012 Nov] 
*ستارهای امروز و ستارهای قدیم [2012 Nov] 
*بغضی که ترکیدن آغاز کرد! [2012 Oct] 
*نیمه شب نوشته ها – 17 – بغضی که ترکیدن آغاز کرد! [2012 Oct] 
*نیمه شب نوشته ها – 15 – خالی بندهای حکومتی و زلزله زدگان [2012 Oct] 
*مجتبی واحدی و نکته ای که میبایستی تصحیح کند [2012 Oct] 
*سی و دو سال پیش در چنین روزهائی ....- بخش سوم [2012 Oct] 
*وقتی که مقتدائی در زندان دستگرد اصفهان بور شد! [2012 Sep] 
*همه چیز از آنجا شروع شد که - بخش دوم [2012 Sep] 
*بهروز سورن:همه چیز از آنجا شروع شد که... بخش اول [2012 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با پیروز زورچنگ فعال سوسیالیست و از جان بدربردگان کشتار زندانیان سیاسی 67 درباره نشست مشترک نیروهای چپ در شهر کلن [2012 Sep] 
*بهروز سورن: فرخ جان دمت گرم و لبت خندان باد! [2012 Sep] 
*جنگی مخرب و خانمانسوز و موقعیت چپ  [2012 Aug] 
*یک دقیقه سکوت برای قربانیان و یک دقیقه تعمق - چه کسانی باید پاسخگوی اعمالشان باشند بخش سوم!  [2012 Jul] 
*بهروز سورن:چه کسانی باید پاسخگوی اعمالشان باشند؟ - به بهانه برخی از (خرده گیری ها) – بخش دوم - تابو شکنی در اردوی زندانیان سیاسی  [2012 Jul] 
* چپ سازمانی در آزمونی تاریخی؟ [2012 Jul] 
*باز هم گنه کرد در بلخ آهنگری ... [2012 Jul] 
* آرزوهائی که بر باد نرفت! [2012 Jul] 
* ساعاتی در میان بازماندگان و خانواده های قربانیان دهه شصت در زندانهای جمهوری اسلامی [2012 Jun] 
*شش میلیون کارگر ایرانی قربانی سودجوئی سرمایه داران و حکومتیان [2012 Jun] 
*بهروز سورن: دروغ پرگارها و تردید پراکنی [2012 Jun] 
*رسانه های وابسته, پشتوانه یا پشت پا [2012 May] 
*یک مبارزه و چند جبهه – بخش سوم - نرخ پرنسیپ ها در دنیای چپ چقدر است؟ [2012 May] 
*نرخ ارتباط با توده ها در داخل کشور چقدر است؟ [2012 May] 
*بهروز سورن: یک مبارزه و چند جبهه - بخش دوم [2012 May] 
*یک مبارزه و چند جبهه [2012 May] 
*از مافیای رسانه ای جمهوری اسلامی و غرب تا صدای مستقل در تبعید [2012 May] 
*جمهوری اسلامی و تاخت و تاز در دنیای مجازی [2012 Apr] 
*بهروز سورن: صندلی های خالی کنفرانس واشنگتن, گذار به دمکراسی یا گذار به ناکجا آبادی دیگر؟ [2012 Apr] 
*بهروز سورن: زندانی در زندان بزرگتر بنام اینترانت [2012 Apr] 
*اینترنت ملی یا بناکردن زندانهای تازه در دنیای مجازی [2012 Apr] 
*جهادگران اینترنتی یا تروریستهای دنیای مجازی [2012 Mar] 
* تار عنکبوتی رسانه ای جمهوری اسلامی [2012 Mar] 
*از ثابتی تا اهالی ثبات! [2012 Mar] 
*بهروز سورن: چاله ای که آمریکا وصدایش برای بخشی از زندانیان سیاسی سابق در خارج از کشور کند! [2012 Mar] 
*نکاتی دیگر درباره کنفرانس مرموز مرکز اولاف پالمه [2012 Feb] 
*بهروز سورن: تکاپوی راست و جای خالی چپ سوسیالیست!  [2012 Feb] 
*قطره اشکی برای قذافی و لبخندی به روی آزادی و رهائی از دیکتاتوری [2011 Oct] 
*چند کلمه با احمد باطبی [2011 Oct] 
*پاسداری از حافظه تاریخی و حذف جمهوری اسلامی - ضعفها و قوتهای گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی [2011 Sep] 
*اضافه ها, باقی مانده ها, تصحیحات و واکنش ها به سلسله گردآوری های گزارشگران [2011 Sep] 
*بهروز سورن: باری به هر جهت – نگاهی از دور به گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی در گوتنبرگ [2011 Sep] 
*صدای دادخواهی و عدالتجوئی از شهر گوتنبرگ سوئد بگوش رسید [2011 Sep] 
*گزیده ای از محاوره جلادان و آمرین جنایات دهه شصت و کشتار سراسری زندانیان سیاسی در تابستان 67 [2011 Aug] 
*این آیت الله خون می طلبد [2011 Apr] 
*شیرکو را تنها بگذاریم, یا نگذاریم؟ مسئله این است [2011 Apr] 
*بهروز سورن: چگونه زنده بگور شدم [2011 Mar] 
*بهروز سورن: کو؟ گوش شنوا؟ [2011 Feb] 
* بهار در راه است و ما چشم انتظار [2011 Feb] 
*بهروز سورن: حسین را هم اعدام کردند، فردا نوبت کیست؟  [2011 Jan] 
*بهروز سورن: نامه سرگشاده یک تبعیدی به مسئولین جمهوری اسلامی بمناسبت فرا رسیدن سال 2011 [2011 Jan] 
*آقای آرش بهمنی! مردم ایران نه می بخشند و نه فراموش می کنند [2010 Nov] 
*مرگ بی صدای کارتون خواب ها [2010 Oct] 
*عدالت جوئی انتقام جوئی نیست [2010 Sep] 
*شتری که در خانه آنها خوابیده است [2010 Aug] 
*بهروز سورن: دمکراتیک و خلقی هر دو فریب خلق اند؟! [2010 Aug] 
*بهروز سورن: خطر اعدامهای گسترده توسط جانیان حاکم را جدی بگیریم [2010 Jan] 
* آقای میر حسین موسوی شما صحیح میفرمائید! [2009 Jul] 
*کاروانی از ستاره [2009 Mar] 
*در اهميت بازگوئي و خاطره نويسي [2008 Sep] 
*هشيار باشيم! [2008 Aug]