آنها به سن بازنشستگی نمیرسند, معلول می شوند یا می میرند!
بهروز سورن

 

 

 

 

 

 

در معادن, چاه ها و فاضلاب ها حتی برای تنفس کارگران امکانات مکفی موجود نیست. مرگ توسط خفگی و نبود اکسیژن, ریزش و زیر آوار ماندن نیز از آنجمله حوادثی هستند که تنها مسئول آن سودجویی بیشتر کارفرمایان و صاحبان مراکز تولیدی هستند. یکی از کارگران: فقط از مسئولان می خواهم فکری به حال ایمنی معادن کنند چون ما هر روز که از خانه بیرون می آییم، با خودمان می گوییم شاید این آخرین بار باشد که خانه و خانواده خود را می بینیم و شاید قسمت ماهم مانند همکارانمان که در این راه جان خود را گذاشتند، بشود.

.................

حوادث ناشي از كار سالانه موجب مرگ و مير هزاران كارگر مي گردد. در ایران و برطبق آمار هر ازگاهی که از رسانه های داخلی منتشر می شود. پس از آمار مرگ و میر از طریق تصادفات, حوادث کارگری در رده دوم قرار دارد اما با این حال کمتر سخنی یا تدبیری! در اینباره از سوی مسئولین و رسانه های جمهوری اسلامی شنیده میشود. سکوت و لاپوشانی این وجه از آمارها بدین معنی است که در حقیقت امر جان کارگران کشورمان برای رژیم بی ارزش است. حتی بی ارزش تر از دستمزد ناچیز آنان که بارها زیر خط فقر است و برای کسب آن از جان خود مایه می گذارند.

بخش مهمی از قربانیان حوادث کاری کودکان کار هستند. آنها مجبورند به هر شرایطی که از سوی کارفرما عرضه می شود تن دهند. اغلب زیر پانزده سال سن دارند و طبق قوانین بیمه نمی شوند. نیازمند درآمد برای خود و خانواده هستند و از همینرو به خواست های غیر انسانی صاحب کار تن می دهند. در آمارها نمی گنجند زیرا در قوانین جایی برای کار کودکان در نظر گرفته نشده است. در محیط کار وظایفی را بعهده آنان می گذارند که برای بالغین و آنها نیز در بزرگنمایی خود و بی اطلاعی از پیشرفت های ایمنی به این وظایف تن می دهند.

روز کاری پر خطر برای کارگران و بویژه کارگران فصلی ساختمانی با طلوع آفتاب و به آرامی آغاز می شود و بموازات وهمراه آن حادثه و مرگ هم برای کارگران می آید. هیچ کس نمی داند که آیا با غروب آفتاب به خانه باز می گردد یا نه؟ آنها نه بیمه دارند و نه حقوق مکفی و نه امنیت کاری و هر روزه با فروش نیروی کار و تنها برای لقمه ای نان برای خود و خانواده شان, خطر می کنند.

آمار مرگ و حوادث کارگری بر طبق داده های آماری همچنان افزایش می یابد و صدای بی صدای آسیب دیدگان بگوش هیچکس نمی رسد. گوشی بدهکار این صدا نیست. حکومتیان خاموش اند و خود را به کوچه علی چپ می زنند و بر فشار خود به معترضان و فعالان کارگری در بیرون و درون زندان ها می افزایند. از این هم فراتر رفته و در تبلیغات حکومتی خود بکرات اذعان می کنند که مقصر حوادث کاری خود کارگران هستند.

در شرایطی که بودجه های نجومی به صدور انقلاب! اختصاص داده می شود و میلیاردها خرج تبلیغات مذهبی میشود. در زمانی که میلیاردها برای نقش طلائی فلان مکان کذائی مقدس اهدا می شود ولی استثمارگران حاکم حتی زحمت آماده نگاهداشتن و سرویس های ضروری ماشین های آتش نشانی را هم بخود نمی دهند.

به تصویر نگاه کنید!

زمانی که کارگر زن و مرد برای فرار از آتش به پنجره های بیرونی آویزان می شوند و آتش نشانی سر می رسد و امیدها برای نجات آنها زنده می شود, اما بالابرنده ماشین آتش نشانی نقص فنی داشته است و دو کارگر شریف از ارتفاع خود را به پائین پرتاب می کنند.

 درباره این حوادث هر از گاهی گزارشی منتشر و پس از چند روز از صفحات رسانه های دولتی محو می شود. تاثیرات این فجایع اما همچنان برای خانواده های کارگران مصدوم یا کشته شده که بی هیچ حمایتی رها می شوند, باقی می ماند. اغلب مردان با این حوادث مواجه اند. مردانی که به شهرهای دیگر مهاجرت فصلی یا دائمی می کنند تا خانواده خود را  با حداقل های مالی تامین کنند و تحت هر شرایطی تن به کار می دهند. کارگران ساختمانی و هم آنها که در ارتفاعات کار و خطر می کنند در صدر امار مرگ حین کار را به خود اختصاص می دهند.

هولناک ترین وجه استثمار, کار بدون امنیت شغلی است. سقوط از ارتفاع, ریزش و انفجار در معادن, زیر آوار دفن شدن بهنگام حفر قنات و یا کار در چاه فاضلاب, و .... اینهمه در پی عطش کارفرما برای افزایش سود از قبل کار سخت و طاقت فرسای کارگران است که مورد حمایت تام و تمام حاکمیت قرار می گیرد. حمایتی که با سرکوب اعتراضات کارگری و حبس و بازداشت و قتل وحشیانه کارگران معترض,  نمایندگان و فعالین کارگری همراه است.

کارگران اگر از حوادث ناشی از کار جان سالم بدر ببرند اغلب به دامان از کار افتادگی زودرس می افتند آنهم در مناسباتی که کوچکترین حمایت های ابتدائی را از آنها دریغ می کند و اکثریت مطلق قربانیان تحت پوشش تامین اجتماعی قرار ندارند. این نکته حائز اهمیت است چنانچه نگاهی به امارها بیاندازیم. تنها در سال 1393 نزدیک به سی هزار مصدوم حوادث کاری اعلام رسمی شده است.

تابستان فصل مرگ کارگرانی است که در چهارراه ها و میدان های شهرها, ناچارند نیروی خود را همانند بردگان به عرصه فروش بگذارند و تن به هرگونه ستم و اجحاف و قوانین ضدکارگری کارفرما و ناامنی شرایط کار بدهند و دچار حادثه می شوند. تابستان فسل مرگ آوری برای آنان است,  زیرا که فصل هجوم کارگران فصلی اغلب ساختمانی به شهرهای بزرگ برای لقمه ای نان است و از قوانین کاری و نرم های ضروری, خبری نیست.

در بسیاری از شهرهای شمال کشور دو سوم حوادث کاری سال در تابستان بوقوع می پیوندد و اینچنین سرنوشتی شوم برای شریف ترین شهروندان کشورمان با فرارسیدن فصل گرما رقم می خورد و آنچه باقی خواهد ماند چنانچه کارگران جان ندهند, دستهای پینه بسته، کمرهای خمیده و چهره های سوخته و بغض های  پنهان شده در گلوست. ایمنی در محیط این آسیب پذیران  واژه ایست گم شده و امکانات نجات کارگر مصدوم بی اعتبار است. ماشین آتش نشانی آژیر دارد اما دکل ندارد و اگر هم دارد مشکل فنی دارد.

در معادن, چاه ها و فاضلاب ها حتی برای تنفس کارگران امکانات مکفی موجود نیست. مرگ توسط خفگی و نبود اکسیژن, ریزش و زیر آوار ماندن نیز از آنجمله حوادثی هستند که تنها مسئول آن سودجویی بیشتر کارفرمایان و صاحبان مراکز تولیدی هستند. یکی از کارگران: فقط از مسئولان می خواهم فکری به حال ایمنی معادن کنند چون ما هر روز که از خانه بیرون می آییم، با خودمان می گوییم شاید این آخرین بار باشد که خانه و خانواده خود را می بینیم و شاید قسمت ماهم مانند همکارانمان که در این راه جان خود را گذاشتند، بشود.

گویا در جوامعی همانند ایران با سرمایه داری فاسد و استثمارگر, کار و مرگ همزاد اند. تا جائیکه دیده ایم در کشورهای اروپائی و در پروژه های کوچک و بزرگ تا بخش بزرگی از سرمایه برای پروژه به اشکال مختلف و تحت قوانین در راستای تامین امنیت کارگران در حین کار اختصاص داده می شود.

اما آنچه برای حکومتیان در اولویت قرار دارد این است که هرگونه صدای اعتراضی را در نطفه خفه کنند و تشکل ستیزی را با سرکوب ضدکارگری فعالین کارگری و کارگران معترض در مجتمع های تولیدی, تداوم و شدت بخشند و اینچنین سرسپردگی حود به سرمایه داران و مالخواران را باثبات برسانند.

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب بهروز سورن در سایت پژواک ایران 

*رامبوی ابله خیابانی!  [2019 Dec] 
*ابراهیم رئیسی جلادی برای همه جا و هر زمان [2019 Aug] 
*مصطفی پور محمدی جلادی برای همه نسل ها  [2019 Aug] 
*همگامی طیف گسترده منفردین سیاسی چپ ضرورتی عاجل !  [2019 Jun] 
*افتضاح سیاسی در دولت راستگرای اتریش  [2019 May] 
*در آستانه اول ماه مه, علیه آفت جنبش کارگری - فرقه گرایی [2019 Apr] 
* چرا همصدا شویم و کدام طرح دیگر!  [2019 Mar] 
*خاطره ای از شکنجه!  [2019 Jan] 
* در سایه قرار دادن دهه شصت با تزریق عبارت دهه شصتی ها - بخش دوم  [2019 Jan] 
*آخوندی، از گدائی تا جنایت و چپاول رسمی  [2018 Dec] 
*دهه شصتی هایی که من میشناسم!  [2018 Dec] 
*سرگذشت کمک های مالی مردمی به زلزله زدگان استان کرمانشاه  [2018 Oct] 
*علی مانده است و حوضش!  [2018 Oct] 
*نچه در جریان است! [2018 Oct] 
*سوسیالیسم یا بربریت؟  [2018 Sep] 
* دهه شصت - هتل اموات  [2018 Aug] 
*گرد فراموشی بر کشتار سراسری زندانیان سیاسی 67 هرگز!  [2018 Aug] 
* از میان خاطرات زندان و9 میلیارد دلار گم شده ناقابل!  [2018 Aug] 
* این مردم شور و سودایی دیگر در سر دارند  [2018 Aug] 
*خیابان, آوردگاه ضروری مبارزه برای ازادی و عدالت اجتماعی [2018 Feb] 
*پرچم سرکوب معترضان در دست اصلاح طلبان  [2018 Jan] 
*چرا بی بی سی فارسی سراسیمه شده است؟  [2018 Jan] 
*نان و ازادی! [2018 Jan] 
* سونامی تجاوز و قتل کودکان در جمهوری اسلامی باز هم قربانی گرفت  [2017 Oct] 
* سخنرانی ترامپ و چند نکته دیگر آن  [2017 Oct] 
*شرم آن میکند که شرف دارد  [2017 Oct] 
*اینجا ایران است, فاجعه عادی است [2017 Sep] 
*فروش یک سبد کلیه برای شوخی!  [2017 Aug] 
*بهروز سورن: کابینه وحشت حسن روحانی [2017 Aug] 
*جنایت کاری بی مرز بنام علی فلاحیان  [2017 Jul] 
*بهروز سورن: برخورد داعش ها در تهران [2017 Jun] 
*گزارشگران:بحران منطقه شدت میگیرد [2017 Apr] 
*نقش رسانه های وابسته در حفظ نظام ولایتی و کسری اپوزیسیون سرنگونی طلب  [2017 Jan] 
*در اعماق چه میگذرد؟ بخش چهارم  [2017 Jan] 
*در اعماق چه می گذرد؟ بخش سوم  [2016 Dec] 
* در اعماق چه می گذرد؟ - بخش دوم  [2016 Dec] 
*در اعماق چه می گذرد؟ - بخش اول  [2016 Dec] 
*ایشان! به کشتار هزاران زندانی سیاسی دگراندیش و بی دفاع افتخار می کند!  [2016 Aug] 
* نان و خمپاره!  [2016 Aug] 
* اینجا بهار در تابستان می روید! [2016 Aug] 
*آب در لانه مورچگان! سکوتی که شکسته شد!  [2016 Aug] 
*فایل صوتی منتظری سندی از جنایات جمهوری اسلامی علیه زندانیان سیاسی عقیدتی در تابستان سال 1367 [2016 Aug] 
*رفتار وحشیانه دولت استرالیا با پناهندگان, درپس نقاب انساندوستی [2016 Aug] 
* ترکیه به کدام سو؟ [2016 Aug] 
*خیاط این بار نیز در کوزه افتاد! [2016 Jul] 
*پیامدهای شکست کودتا در ترکیه  [2016 Jul] 
*اینبار کارگران معدن بافق شلاق می خورند! [2016 Jun] 
*دهه شصت, زندان اوین, بند دویست و نه - قسمت دوم  [2016 May] 
*دهه شصت - زندان دستگرد اصفهان  [2016 May] 
*آنها به سن بازنشستگی نمیرسند, معلول می شوند یا می میرند!  [2016 May] 
* دهه شصت - هتل اموات  [2016 May] 
*دهه شصت, زندان سیدعلی خان قسمت دوم [2016 Apr] 
*مختصری در مورد شکنجه - بخش سوم  [2016 Apr] 
*تصویری از جنایت – چگونه تهران اشغال شد؟ [2016 Mar] 
*معاملات و مذاکرات شومی که حول پدیده پناهجویان ایرانی در جریان است [2016 Mar] 
* به بهانه پخش کامل دادگاه نمایشی سربداران از تلویزیون رژیم جمهوری اسلامی [2016 Mar] 
*انتخابات ( انتصابات ) پیش رو, درسی دیگر برای جماعت متوهم! [2016 Feb] 
* نکته ای وارده برنوشته ارزشمند شبی از هزار و یک شب [2015 Nov] 
*همبستگی به شرط چاقو! [2015 Nov] 
*« یکی از ما » روایتی از اعماق, بازسازی یک تراژدی انسانی [2015 Oct] 
*اینجا کسی جان می دهد [2015 Oct] 
* برای تحقق همبستگی سراسری از فرقه گرائی عبور کنیم! [2015 Oct] 
*بی بی سی فارسی و زندانیان سیاسی سابق [2015 Sep] 
*گوشه ای از پشت صحنه مهاجرت و جابجائی انسانی! [2015 Aug] 
* از گونه های بشریت عرق شرم می غلطد! [2015 Aug] 
*منتظری, چهره ای دوگانه در سیاست! [2015 Aug] 
* مرگ در چمدان, فاجعه ادامه دارد! [2015 Aug] 
*تلنگری به خاطرات - بخش چهارم - رحیم حسین پور رودسری - مقصود فتحی و حسن صادقی [2015 Jul] 
*هیاهوی بی بی سی فارسی – ما را به خیر تو امید نیست, شر مرسان – قسمت سوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! بخش سوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! بخش دوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! [2015 Jun] 
*هیاهوی بی بی سی فارسی – ما را به خیر تو امید نیست, شر مرسان – بخش دوم [2015 Jun] 
*هیاهوی بی بی سی! ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان [2015 Jun] 
* تعرض گسترده به دستفروشان تهرانی [2015 Jun] 
* ننگ با رنگ پاک نمیشود. زندان اوین در تاریخ مبارزات مردم ایران ثبت شده است [2015 May] 
*اینجا میخواهند پناهجو درو کنند؟ [2015 Apr] 
*بهروز سورن: دامی که دولت استرالیا برای پناهجویان ایرانی پهن کرده است! [2015 Apr] 
*یاد مادر مهین یزدی و فرزندانش حسن صدیقی ( مسعود ) و محمد صدیقی گرامی باد! [2015 Feb] 
*اینبار در جهرم! جنایت ادامه دارد [2014 Dec] 
*سونامی تکذیب و دم خروس سی و چندساله حاکمان [2014 Oct] 
*حماسه سازان کوبانی [2014 Oct] 
*کابوسی بنام شادی برای حکومتیان! [2014 May] 
*باز هم سلول انفرادی‎ [2013 Oct] 
*خانم ها و آقایان ما اشتباه کردیم. اعدام نباید گردد [2013 Sep] 
*وقتی کوه را زیر خاک پنهان کردند [2013 Aug] 
*دژخیمی که محتملا وزیر دادگستری میشود! [2013 Aug] 
*چند سوال بی پرده و علنی از برگزارکنندگان و شرکت کنندگان در گردهمائی پنجم زندانیان سیاسی در هلند [2013 Aug] 
*پیروزی مرد امنیتی و ده تجربه تاریخی برای اپوزیسیون [2013 Jun] 
*جعبه های مارگیری انتخابات فرمایشی و ترفندهای جدید آماده می شوند!! [2013 Jun] 
*ضحاک سر دوشی های خود را می خورد! [2013 May] 
*در برابر ماشین اعدام حکومت سکوت نکنیم! [2013 May] 
*فقط در جمهوری اسلامی میتواند اتفاق بیافتد! [2013 May] 
*هیاهو برای هیچ [2013 May] 
*پایان کار گزارشگران چرا؟ [2013 May] 
*کارگران زیر آوار در آستانه اول ماه مه روز همبستگی کارگران جهان [2013 Apr] 
*آیا خانه تکانی عید را فراموش کردیم؟  [2013 Apr] 
*کتابی که شاید رکوردها را بشکند! [2013 Mar] 
*حق با محمود صالحی است!  [2013 Mar] 
*اینجا زنان در آتش می سوزند [2013 Mar] 
* اسانلو و جایگاه جدیدش! [2013 Mar] 
*دیوی که بیرون رفت, فرشته ای که نیامد! [2013 Feb] 
*باز هم مجازات در ملاء عام اینبار قطع دست [2013 Jan] 
* درباره اخراج منصور اسانلو از هیئت مدیره سندیکای واحد [2013 Jan] 
*چه اندازه تا لغو مجازات اعدام فاصله داریم؟ [2013 Jan] 
*استبداد نوینی که در اوین سر بلند می کند! [2012 Dec] 
*خامنه ای هم فیلتر شکن شد! [2012 Dec] 
*بر خانواده های زندانیان سیاسی چه گذشت؟ [2012 Dec] 
*جنون وجنایت , همه جا [2012 Dec] 
*انتقال مجدد به زندان دستگرد اصفهان [2012 Dec] 
*وضعیت بی خانمان ها در ایران - آمارهای حکومتی [2012 Dec] 
*افشاگری به سبک این اطلاعات چی!؟  [2012 Nov] 
*وبلاگنویسانی که با مرگ خود دنیای خبری را تکان دادند! [2012 Nov] 
* آیا چهار سال بحث و گفتگو ضروری بود؟  [2012 Nov] 
*ستارهای امروز و ستارهای قدیم [2012 Nov] 
*بغضی که ترکیدن آغاز کرد! [2012 Oct] 
*نیمه شب نوشته ها – 17 – بغضی که ترکیدن آغاز کرد! [2012 Oct] 
*نیمه شب نوشته ها – 15 – خالی بندهای حکومتی و زلزله زدگان [2012 Oct] 
*مجتبی واحدی و نکته ای که میبایستی تصحیح کند [2012 Oct] 
*سی و دو سال پیش در چنین روزهائی ....- بخش سوم [2012 Oct] 
*وقتی که مقتدائی در زندان دستگرد اصفهان بور شد! [2012 Sep] 
*همه چیز از آنجا شروع شد که - بخش دوم [2012 Sep] 
*بهروز سورن:همه چیز از آنجا شروع شد که... بخش اول [2012 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با پیروز زورچنگ فعال سوسیالیست و از جان بدربردگان کشتار زندانیان سیاسی 67 درباره نشست مشترک نیروهای چپ در شهر کلن [2012 Sep] 
*بهروز سورن: فرخ جان دمت گرم و لبت خندان باد! [2012 Sep] 
*جنگی مخرب و خانمانسوز و موقعیت چپ  [2012 Aug] 
*یک دقیقه سکوت برای قربانیان و یک دقیقه تعمق - چه کسانی باید پاسخگوی اعمالشان باشند بخش سوم!  [2012 Jul] 
*بهروز سورن:چه کسانی باید پاسخگوی اعمالشان باشند؟ - به بهانه برخی از (خرده گیری ها) – بخش دوم - تابو شکنی در اردوی زندانیان سیاسی  [2012 Jul] 
* چپ سازمانی در آزمونی تاریخی؟ [2012 Jul] 
*باز هم گنه کرد در بلخ آهنگری ... [2012 Jul] 
* آرزوهائی که بر باد نرفت! [2012 Jul] 
* ساعاتی در میان بازماندگان و خانواده های قربانیان دهه شصت در زندانهای جمهوری اسلامی [2012 Jun] 
*شش میلیون کارگر ایرانی قربانی سودجوئی سرمایه داران و حکومتیان [2012 Jun] 
*بهروز سورن: دروغ پرگارها و تردید پراکنی [2012 Jun] 
*رسانه های وابسته, پشتوانه یا پشت پا [2012 May] 
*یک مبارزه و چند جبهه – بخش سوم - نرخ پرنسیپ ها در دنیای چپ چقدر است؟ [2012 May] 
*نرخ ارتباط با توده ها در داخل کشور چقدر است؟ [2012 May] 
*بهروز سورن: یک مبارزه و چند جبهه - بخش دوم [2012 May] 
*یک مبارزه و چند جبهه [2012 May] 
*از مافیای رسانه ای جمهوری اسلامی و غرب تا صدای مستقل در تبعید [2012 May] 
*جمهوری اسلامی و تاخت و تاز در دنیای مجازی [2012 Apr] 
*بهروز سورن: صندلی های خالی کنفرانس واشنگتن, گذار به دمکراسی یا گذار به ناکجا آبادی دیگر؟ [2012 Apr] 
*بهروز سورن: زندانی در زندان بزرگتر بنام اینترانت [2012 Apr] 
*اینترنت ملی یا بناکردن زندانهای تازه در دنیای مجازی [2012 Apr] 
*جهادگران اینترنتی یا تروریستهای دنیای مجازی [2012 Mar] 
* تار عنکبوتی رسانه ای جمهوری اسلامی [2012 Mar] 
*از ثابتی تا اهالی ثبات! [2012 Mar] 
*بهروز سورن: چاله ای که آمریکا وصدایش برای بخشی از زندانیان سیاسی سابق در خارج از کشور کند! [2012 Mar] 
*نکاتی دیگر درباره کنفرانس مرموز مرکز اولاف پالمه [2012 Feb] 
*بهروز سورن: تکاپوی راست و جای خالی چپ سوسیالیست!  [2012 Feb] 
*قطره اشکی برای قذافی و لبخندی به روی آزادی و رهائی از دیکتاتوری [2011 Oct] 
*چند کلمه با احمد باطبی [2011 Oct] 
*پاسداری از حافظه تاریخی و حذف جمهوری اسلامی - ضعفها و قوتهای گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی [2011 Sep] 
*اضافه ها, باقی مانده ها, تصحیحات و واکنش ها به سلسله گردآوری های گزارشگران [2011 Sep] 
*بهروز سورن: باری به هر جهت – نگاهی از دور به گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی در گوتنبرگ [2011 Sep] 
*صدای دادخواهی و عدالتجوئی از شهر گوتنبرگ سوئد بگوش رسید [2011 Sep] 
*گزیده ای از محاوره جلادان و آمرین جنایات دهه شصت و کشتار سراسری زندانیان سیاسی در تابستان 67 [2011 Aug] 
*این آیت الله خون می طلبد [2011 Apr] 
*شیرکو را تنها بگذاریم, یا نگذاریم؟ مسئله این است [2011 Apr] 
*چگونه زنده بگور شدم [2011 Mar] 
*بهروز سورن: کو؟ گوش شنوا؟ [2011 Feb] 
* بهار در راه است و ما چشم انتظار [2011 Feb] 
*بهروز سورن: حسین را هم اعدام کردند، فردا نوبت کیست؟  [2011 Jan] 
*بهروز سورن: نامه سرگشاده یک تبعیدی به مسئولین جمهوری اسلامی بمناسبت فرا رسیدن سال 2011 [2011 Jan] 
*آقای آرش بهمنی! مردم ایران نه می بخشند و نه فراموش می کنند [2010 Nov] 
*مرگ بی صدای کارتون خواب ها [2010 Oct] 
*عدالت جوئی انتقام جوئی نیست [2010 Sep] 
*شتری که در خانه آنها خوابیده است [2010 Aug] 
*بهروز سورن: دمکراتیک و خلقی هر دو فریب خلق اند؟! [2010 Aug] 
*بهروز سورن: خطر اعدامهای گسترده توسط جانیان حاکم را جدی بگیریم [2010 Jan] 
* آقای میر حسین موسوی شما صحیح میفرمائید! [2009 Jul] 
*کاروانی از ستاره [2009 Mar] 
*در اهميت بازگوئي و خاطره نويسي [2008 Sep] 
*هشيار باشيم! [2008 Aug]