بهروز سورن: باری به هر جهت – نگاهی از دور به گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی در گوتنبرگ
بهروز سورن

پنجمی ها هم مثل من معتقدند که جاذبه تهیه امکانات مالی و یا هنری نمی بایستی بنیان تصمیم گیری درباره حفظ و پایداری و اسکلت سیاسی برگزارکنندگان قرار گیرد. و میبایستی بر دو محور نه فراموشی و نه بخشش و عدم سازش با کلیت رژیم استوار بماند بدون آنکه ملاحظات مالی و تدارکاتی به روند تا کنونی برگزاری ها لطمه بزند. از پدیده کشتارها و زندانی سیاسی را نمیتوان تعریفی حزبی داد. گفته یا ناگفته این همایش ها تجمع زندانیان سیاسی سابق چپ تعریف شده بود و طبیعتا و در عدم حضور سازمانها و مستقلین غیر چپ  در این بستر جاری شده بود. حال آنکه بر همه ما پر واضح است که تشکلهای غیر مارکسیستی بیشترین ارقام جانباختگان را دارند.

.................

 

همانطور که در نوشته پیشین تحت عنوان:

صدای دادخواهی و عدالتجوئی از شهر گوتنبرگ سوئد بگوش رسید

عرض کردم. این گردهمائی نیز به اتمام رسید و هم اکنون موج نقد و تائید به رسانه ها سرازیر میشود.

این انتقادات را تا کنون و بر اساس برداشت های ما میتوان به چند دسته تقسیم کرد.

آنان که در شمارش نقد ها جا نمیگیرند شامل افرادی هستند که عاشقانه خود می پرستند و اظهار وجود به هر طریق را اصل قرار میدهند. این افراد شناخته شده های پالتاکی هستند که به هر طریق ممکن تلاش دارند زمان برگزاری این جلسات را اشغال و یا بکشند همانطور که در گردهمائی ها

آنان که سلامت سیاسی دارند و گرانی و رقم ورودی گردهمائی را از دلائل استقبال کم از آن میدانند.

آنان که شمارش می شوند.

بزبان ساده:

اولی ها نقد می کنند که چرا گردهمائی چهارم  در امتداد و همرنگ تجمع های اول و دوم آن نبوده است و جای برخی از سخنرانان آندو همایش خالی بود و به تعبیری پرچم سرخی در محل به اهتزاز در نیامد و سخنرانی ها در امتداد تبلیغات گروهی آنان انجام نپذیرفت. از تبلیغ گرایشی خاص, اصیل و اسطوره ساز خبری نبود و یا کم بود و در نتیجه  تبلیغات گروهی شان انجام نپذیرفت.

 

دومی ها اذعان می کنند که چپ رادیکال محلی به همیاری دعوت نشده بود و از همینرو در محل برگزاری حضور نیافتند و از این جهت گردهمائی از استقبال زیادی برخوردار نشد و عناصری از انان نیز که شرکت داشتند در اشتباه بودند, به ان پی بردند و خارج شدند. ضمن انکه منابع مالی - تدارکاتی گردهمائی را زیر سوال می کشند.

سومی ها میگویند که چرا عناصر اکثریتی و توده ای و نزد یکان آنها دعوت شده بودند و بخشا امور سازماندهی و تدارک تبلیغاتی و هنری انرا بعهده گرفتند و این خود دال بر تغییر جهت و گرایش به راست گردهمائی چهارم بوده است. از آنجمله میتوان نیز نمونه هائی را نام برد که در حوصله این نوشتار نیست.

چهارمی ها معتقدند که گردهمائی راه گم کرده است و به آرامی به فستیوال فیلم و هنر تبدیل میشود و حتی برگزاری فیلم ها یا برنامه های هنری همزمان با سخنرانی ها بوده است, از محتوی تهی شده  و برنامه ها کم ربط به موضوع تجمع بوده است و تبعا از خواص  زنده نگاه داشتن یاد و خاطره جانفشانان کاهش یافته است.

پنجمی ها هم مثل من معتقدند که جاذبه تهیه امکانات مالی و یا هنری نمی بایستی بنیان تصمیم گیری درباره حفظ و پایداری و اسکلت سیاسی برگزارکنندگان قرار گیرد. و میبایستی بر دو محور نه فراموشی و نه بخشش و عدم سازش با کلیت رژیم استوار بماند بدون آنکه ملاحظات مالی و تدارکاتی به روند تا کنونی برگزاری ها لطمه بزند. پدیده کشتارها و زندانی سیاسی را نمیتوان تعریفی حزبی داد. گفته یا ناگفته این همایش ها تجمع زندانیان سیاسی سابق چپ تعریف شده بود و طبیعتا و در عدم حضور سازمانها و مستقلین غیر چپ  در این بستر جاری شده بود. حال آنکه بر همه ما پر واضح است که تشکلهای غیر مارکسیستی بیشترین ارقام جانباختگان را دارند.

این تمایل که گردهمائی های بعدی در برگیرنده کلیه زندانیان سیاسی رها شده و بعنوان یک پدیده فرا گروهی و حزبی مد نظر قرار گیرد, در میان برگزارکنندگان موجود است. نگاه کنیم به متن سخنرانی ها و همچنین مصاحبه همایون ایوانی با گزارشگران در این لینک

در گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی در گوتنبرگ سوئد چه گذشت؟: گفتگوی گزارشگران با همایون ایوانی از برگزار کنندگان

جلب نظر تمامی منتقدین و اندیشه ورزان اپوزیسیون رادیکال رژیم بسیاردشوار است.خرد جمعی تنها میتواند از میان تنوع فکری این طیف به سلامت بیرون بیاید. این خرد و تصمیم جمعی قطعا نمیتواند با مشارکت عناصر نزدیک به سبزها که همه گونه حمایتی را در اختیار آنان قرار میدهند صورت پذیرد.

نکته مهمتر اینکه مشکلات مالی برگزاری این نوع گردهمائی ها و نارسائی های تبلیغاتی و جلب همکاری های عمومی رسانه ای از معضلاتی است که بسادگی نمیتوان از آن عبور کرد. سایتهای متعلق به اصلاح طلبان, سازمان اکثریت و حزب توده از جمله اخبار روز, پیک نت, گویا نیوز, بی بی سی و دویچه وله با سانسور تبلیغاتی این گردهمائی آن را بعنوان اهرم فشار آگاهانه و موثر برای تعدیل مواضع برگزارکنندگان استفاده می کنند و کردند. دقیقا به همین دلیل میبایستی مقاومتی همگانی در برابر این واکنش ها سازمان داد.

متاسفانه گردانندگان گردهمائی چهارم برای پیشبرد موفقیت آمیز این همایش دچار دو انحراف شدند.

انحراف اول در برابر چپ سوسیالیست پذیرفته شد و پلاکارد زنده باد سوسیالیسم مرتبط با تمایلات این طیف در جلوی تریبون نصب شد. حال آنکه پدیده زندانی سیاسی را نمیتوان تنها با گرایشی ایدئولوژیک تعریف کرد. هر چند که طیف های راست و با نامهای سنتی چپ حمایتی از برگزاری آن نکردند. ناگفته نماند که نویسنده از عاشقان سوسیالیسم است اما دفاع از سوسیالیسم را در حوزه خود مشروع! میداند و نه در همایشی که جوهره اش پدیده عمومی زندانی سیاسی است و فرا گروهی و سازمانی است و تعریفی عام دارد.

قطعا حق برگزارکنندگان این است که متناسب با اندیشه و علایق طیفی خود ( چپ رادیکال )  نوع و چگونگی صحنه پردازی و تصمیمات جمعی خود را خود تعیین کنند. من نوعی, از راه دور یا میتوانم حمایت کنم و یا نقد و یا هر دو آن اما تاثیر گذاری مستقیم بر تصمیمات و مصوبات جمعی آنان را نمیتوانم انتظار داشته باشم.

پیشنهاد و نقد سالم اما میتواند حق هر ناظری باشد. بنظر من چنانچه این طیف بنابر انگیزه های ابتدائی خود وزن سنگینتر را برای زندانیان اعدام شده چپ در نظر گرفته است و چنانچه رنگ سرخ و پرچم زنده باد سوسیالیسم را در برنامه کار دارد که حق آنان است و بقولی مشروع! اما چرا بر نام گردهمائی این ویژگی حک نمیشود؟ چرا نام گردهمائی درباره کشتار سراسری زندانیان چپ رادیکال بعنوان مثال در نظر گرفته نمیشود. پارادوکس های اینچنینی قطعا پیش روی برگزار کنندگان برای گردهمائی پنجم قرار خواهد گرفت.

میتوان پز چپ گرفت  و ابزار و اهرم های کلیدی را به نمایندگان راست و هم سفره های سبز ها, توده ای ها و اکثریتی ها, گنجی ها و بی بی سی چی ها سپرد. این طیف نیز اعتراضی نخواهند کرد و مجرب تر از آنند که در ابتدای امر نیات غائی خود را آشکار کنند.

نگاه کنیم به تجربه طیف جنبش جمهوریخواهان دمکراتیک و لائیک.

مقایسه کنیم بیانیه اولیه این طیف و سمینار پاریس را با آنچه که امروزه باقی مانده است.

عناصر اتحاد جمهوری خواهان ( سیزده نفر ) در گردهمائی اول جنبش جمهوریخواهان دمکرات و لائیک و سازمان اکثریت و در راس آن فریدون احمدی بنمایندگی از سازمان اکثریت, رایزنی های پشت پرده خود را با اکبر سیف, جلال شالگونی, مهرداد باباعلی و مهرداد درویش پور, بهمن امینی از پاریس و ...  هرگز قطع نکرد و هیچگاه نیز علنی نکرد. این رایزنی ها در امتداد حذف عناصر مستقل چپ و رادیکال بود. اما همراه با هواداران خود و سازمانش گام به گام, نهاد به نهاد, کمیته به کمیته که زائیده شورای هماهنگی آن بودند, مسیر این طیف را از مجرای طبیعی خود خارج کرد و آنچه امروز باقی مانده است زائده ای از این سازمان و اتحاد جمهوریخواهان سبز رنگ و سبزناک!! هستند. به تعبیری دیگر این تلاش های موذیانه و مرموز, جنبش جمهوریخواهان دمکرات و لائیک را از محتوی رزمنده خود تهی کرد و امروزه جای آن بسیار خالی است. اینگونه است که میبایستی در اینمورد خاص برای زنده نگاه داشتن یاد هزاران عزیز از دست رفته بسیار حساس و هوشیار بود. عناصر بی هویت و اپورتونیست های محلی را مجال نمایندگی از سوی این مجموعه را نداد. متاسفانه برخی از برگزار کنندگان با مصاحبه ها و طرح نامهای این افراد بطور رسمی و اخص به چهره سازی از میان این اپورتونیست ها میدان میدهند و جا دارد در نوشتاری جداگانه به آن پرداخت.

انحراف دوم باجی بود که به طیف راست داده شد و از عناصر آنها برای سازماندهی بخش های هنری و حاشیه ای گردهمائی دعوت و فضای مناسب مشارکت را برای آنها فراهم کردند. با نام بردن پیاپی از آنها و مصاحبه های مکرر در تلاش چهره کردن آنان بر آمدند. کاری که بی بی سی چپ ستیز پیش از آن کرده است و این افراد نیازمند کوشش برگزار کنندگان هم نبوده اند و ساده نگری است که تصور کنیم این تلاشها برای گردهمائی پنجم و سپردن اهرم ها بدست آنان نیست.

چه کسی یا کسانی مقصرند؟

به اعتقاد من برگزاری این گردهمائی ها کاری است بزرگ و نیازمند امکانات همه جانبه می باشد. پذیرش این امکانات تدارکاتی و مالی از نهادهای بین المللی بنوعی در میان تبعیدیان ( مشروعیت ) یافته است.همیاری ایرانیان و بخصوص طیف چپ که در خارج از کشور اتمیزه شده است ناچیز و مشروط است. خواه ناخواه این سوال که ادامه باید داد یا نه در برابر برگزارکنندگان قرار گرفته یا می گیرد. تداوم این وضعیت چنانچه با پاسخ قاطع برگزارکنندگان روبرو نشود و علنی نباشد میتواند مشکلاتی را در چگونگی ادامه راه این دوستان بوجود آورد.

طیف راست و از جمله نزدیکان آنها بواسطه خصلت اپورتونیسم محلی شان امکاناتی در اختیار دارند. این طیف اگر بتواند خودی ها را سازمان دهد قطعا تمایل به طیف برگزارکنندگان نشان نخواهد داد. از بد روزگار!! در پی چسباندن خود به مجامعی از قبیل برگزارکنندگان گردهمائی زندانیان سیاسی است که بتواند با امکانات خود یکباره مجموعه ها را در اختیار بگیرد.

این مجموعه از همین امروز در برابر تدارک گردهمائی پنجم قرار گرفته است و امیدوارم که بواسطه توانائی های مالی و امکاناتی طیف راست و معطوف به سازمان اکثریت و حزب توده و سبزها, در شهر وین بدنبال برگزاری آن نباشد و در ذهنیت ها و رویاهای بی پایه خود غرق نشده باشد. زیرا که با یاد آن عزیزان مصالحه نتوان کرد. شهر وین برخلاف بسیاری از شهرهای دیگر منطقه ای راست و سبزخیز است و دلائل مختص خود را نیز داراست از جمله موقعیت سوق الجیشی خود نسبت به رفت و آمد به ایران, حضور دانشجویان مهاجر و ضعف عمومی چپ در این شهر و ...

چپ در شهر وین بسیار اتمیزه است و اینکه انتظار حمایت از سوی آنان موجود باشد بسیار بعید است. بخشی از چپ وین اساسا این طیف را راست میداند و قطعا با اعلامیه های تحریم در برابر ورودی محل گردهمائی حاضر خواهد شد. بخش دیگر برگزار کنندگان وینی را بخوبی می شناسد و لاس زدن های پنهان و نهان آنها با سبزها و اکثریتی ها و بی بی سی چی ها و رادیو فردایی ها را تجربه چندین و چند ساله کرده است و از حضور در گردهمائی اجتناب میکند. میماند اپورتونیستهای محلی چپ که توانائی کافی برای حمایت از برگزار کنندگان ندارند. آنکه باقی خواهد ماند موج طیف راست و مماشات طلبانی هستند که بقول اصفهانی ها از قضیه کره خواهند گرفت و قطعا آبروئی بر باد خواهند داد.

نتیجه اینکه سفره ای پهن نکنیم که درونش چیزی نباشد.

جوهر کلام اینست که با طناب پوسیده و ناشناخته به چاه نباید رفت.

 

بهروز سورن

21.09.2011

www.gozareshgar.com

 

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب بهروز سورن در سایت پژواک ایران 

*سرگذشت کمک های مالی مردمی به زلزله زدگان استان کرمانشاه  [2018 Oct] 
*علی مانده است و حوضش!  [2018 Oct] 
*نچه در جریان است! [2018 Oct] 
*سوسیالیسم یا بربریت؟  [2018 Sep] 
* دهه شصت - هتل اموات  [2018 Aug] 
*گرد فراموشی بر کشتار سراسری زندانیان سیاسی 67 هرگز!  [2018 Aug] 
* از میان خاطرات زندان و9 میلیارد دلار گم شده ناقابل!  [2018 Aug] 
* این مردم شور و سودایی دیگر در سر دارند  [2018 Aug] 
*خیابان, آوردگاه ضروری مبارزه برای ازادی و عدالت اجتماعی [2018 Feb] 
*پرچم سرکوب معترضان در دست اصلاح طلبان  [2018 Jan] 
*چرا بی بی سی فارسی سراسیمه شده است؟  [2018 Jan] 
*نان و ازادی! [2018 Jan] 
* سونامی تجاوز و قتل کودکان در جمهوری اسلامی باز هم قربانی گرفت  [2017 Oct] 
* سخنرانی ترامپ و چند نکته دیگر آن  [2017 Oct] 
*شرم آن میکند که شرف دارد  [2017 Oct] 
*اینجا ایران است, فاجعه عادی است [2017 Sep] 
*فروش یک سبد کلیه برای شوخی!  [2017 Aug] 
*بهروز سورن: کابینه وحشت حسن روحانی [2017 Aug] 
*جنایت کاری بی مرز بنام علی فلاحیان  [2017 Jul] 
*بهروز سورن: برخورد داعش ها در تهران [2017 Jun] 
*گزارشگران:بحران منطقه شدت میگیرد [2017 Apr] 
*نقش رسانه های وابسته در حفظ نظام ولایتی و کسری اپوزیسیون سرنگونی طلب  [2017 Jan] 
*در اعماق چه میگذرد؟ بخش چهارم  [2017 Jan] 
*در اعماق چه می گذرد؟ بخش سوم  [2016 Dec] 
* در اعماق چه می گذرد؟ - بخش دوم  [2016 Dec] 
*در اعماق چه می گذرد؟ - بخش اول  [2016 Dec] 
*ایشان! به کشتار هزاران زندانی سیاسی دگراندیش و بی دفاع افتخار می کند!  [2016 Aug] 
* نان و خمپاره!  [2016 Aug] 
* اینجا بهار در تابستان می روید! [2016 Aug] 
*آب در لانه مورچگان! سکوتی که شکسته شد!  [2016 Aug] 
*فایل صوتی منتظری سندی از جنایات جمهوری اسلامی علیه زندانیان سیاسی عقیدتی در تابستان سال 1367 [2016 Aug] 
*رفتار وحشیانه دولت استرالیا با پناهندگان, درپس نقاب انساندوستی [2016 Aug] 
* ترکیه به کدام سو؟ [2016 Aug] 
*خیاط این بار نیز در کوزه افتاد! [2016 Jul] 
*پیامدهای شکست کودتا در ترکیه  [2016 Jul] 
*اینبار کارگران معدن بافق شلاق می خورند! [2016 Jun] 
*دهه شصت, زندان اوین, بند دویست و نه - قسمت دوم  [2016 May] 
*دهه شصت - زندان دستگرد اصفهان  [2016 May] 
*آنها به سن بازنشستگی نمیرسند, معلول می شوند یا می میرند!  [2016 May] 
* دهه شصت - هتل اموات  [2016 May] 
*دهه شصت, زندان سیدعلی خان قسمت دوم [2016 Apr] 
*مختصری در مورد شکنجه - بخش سوم  [2016 Apr] 
*تصویری از جنایت – چگونه تهران اشغال شد؟ [2016 Mar] 
*معاملات و مذاکرات شومی که حول پدیده پناهجویان ایرانی در جریان است [2016 Mar] 
* به بهانه پخش کامل دادگاه نمایشی سربداران از تلویزیون رژیم جمهوری اسلامی [2016 Mar] 
*انتخابات ( انتصابات ) پیش رو, درسی دیگر برای جماعت متوهم! [2016 Feb] 
* نکته ای وارده برنوشته ارزشمند شبی از هزار و یک شب [2015 Nov] 
*همبستگی به شرط چاقو! [2015 Nov] 
*« یکی از ما » روایتی از اعماق, بازسازی یک تراژدی انسانی [2015 Oct] 
*اینجا کسی جان می دهد [2015 Oct] 
* برای تحقق همبستگی سراسری از فرقه گرائی عبور کنیم! [2015 Oct] 
*بی بی سی فارسی و زندانیان سیاسی سابق [2015 Sep] 
*گوشه ای از پشت صحنه مهاجرت و جابجائی انسانی! [2015 Aug] 
* از گونه های بشریت عرق شرم می غلطد! [2015 Aug] 
*منتظری, چهره ای دوگانه در سیاست! [2015 Aug] 
* مرگ در چمدان, فاجعه ادامه دارد! [2015 Aug] 
*تلنگری به خاطرات - بخش چهارم - رحیم حسین پور رودسری - مقصود فتحی و حسن صادقی [2015 Jul] 
*هیاهوی بی بی سی فارسی – ما را به خیر تو امید نیست, شر مرسان – قسمت سوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! بخش سوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! بخش دوم [2015 Jun] 
*تلنگری به خاطرات و یادها! [2015 Jun] 
*هیاهوی بی بی سی فارسی – ما را به خیر تو امید نیست, شر مرسان – بخش دوم [2015 Jun] 
*هیاهوی بی بی سی! ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان [2015 Jun] 
* تعرض گسترده به دستفروشان تهرانی [2015 Jun] 
* ننگ با رنگ پاک نمیشود. زندان اوین در تاریخ مبارزات مردم ایران ثبت شده است [2015 May] 
*اینجا میخواهند پناهجو درو کنند؟ [2015 Apr] 
*بهروز سورن: دامی که دولت استرالیا برای پناهجویان ایرانی پهن کرده است! [2015 Apr] 
*یاد مادر مهین یزدی و فرزندانش حسن صدیقی ( مسعود ) و محمد صدیقی گرامی باد! [2015 Feb] 
*اینبار در جهرم! جنایت ادامه دارد [2014 Dec] 
*سونامی تکذیب و دم خروس سی و چندساله حاکمان [2014 Oct] 
*حماسه سازان کوبانی [2014 Oct] 
*کابوسی بنام شادی برای حکومتیان! [2014 May] 
*باز هم سلول انفرادی‎ [2013 Oct] 
*خانم ها و آقایان ما اشتباه کردیم. اعدام نباید گردد [2013 Sep] 
*وقتی کوه را زیر خاک پنهان کردند [2013 Aug] 
*دژخیمی که محتملا وزیر دادگستری میشود! [2013 Aug] 
*چند سوال بی پرده و علنی از برگزارکنندگان و شرکت کنندگان در گردهمائی پنجم زندانیان سیاسی در هلند [2013 Aug] 
*پیروزی مرد امنیتی و ده تجربه تاریخی برای اپوزیسیون [2013 Jun] 
*جعبه های مارگیری انتخابات فرمایشی و ترفندهای جدید آماده می شوند!! [2013 Jun] 
*ضحاک سر دوشی های خود را می خورد! [2013 May] 
*در برابر ماشین اعدام حکومت سکوت نکنیم! [2013 May] 
*فقط در جمهوری اسلامی میتواند اتفاق بیافتد! [2013 May] 
*هیاهو برای هیچ [2013 May] 
*پایان کار گزارشگران چرا؟ [2013 May] 
*کارگران زیر آوار در آستانه اول ماه مه روز همبستگی کارگران جهان [2013 Apr] 
*آیا خانه تکانی عید را فراموش کردیم؟  [2013 Apr] 
*کتابی که شاید رکوردها را بشکند! [2013 Mar] 
*حق با محمود صالحی است!  [2013 Mar] 
*اینجا زنان در آتش می سوزند [2013 Mar] 
* اسانلو و جایگاه جدیدش! [2013 Mar] 
*دیوی که بیرون رفت, فرشته ای که نیامد! [2013 Feb] 
*باز هم مجازات در ملاء عام اینبار قطع دست [2013 Jan] 
* درباره اخراج منصور اسانلو از هیئت مدیره سندیکای واحد [2013 Jan] 
*چه اندازه تا لغو مجازات اعدام فاصله داریم؟ [2013 Jan] 
*استبداد نوینی که در اوین سر بلند می کند! [2012 Dec] 
*خامنه ای هم فیلتر شکن شد! [2012 Dec] 
*بر خانواده های زندانیان سیاسی چه گذشت؟ [2012 Dec] 
*جنون وجنایت , همه جا [2012 Dec] 
*انتقال مجدد به زندان دستگرد اصفهان [2012 Dec] 
*وضعیت بی خانمان ها در ایران - آمارهای حکومتی [2012 Dec] 
*افشاگری به سبک این اطلاعات چی!؟  [2012 Nov] 
*وبلاگنویسانی که با مرگ خود دنیای خبری را تکان دادند! [2012 Nov] 
* آیا چهار سال بحث و گفتگو ضروری بود؟  [2012 Nov] 
*ستارهای امروز و ستارهای قدیم [2012 Nov] 
*بغضی که ترکیدن آغاز کرد! [2012 Oct] 
*نیمه شب نوشته ها – 17 – بغضی که ترکیدن آغاز کرد! [2012 Oct] 
*نیمه شب نوشته ها – 15 – خالی بندهای حکومتی و زلزله زدگان [2012 Oct] 
*مجتبی واحدی و نکته ای که میبایستی تصحیح کند [2012 Oct] 
*سی و دو سال پیش در چنین روزهائی ....- بخش سوم [2012 Oct] 
*وقتی که مقتدائی در زندان دستگرد اصفهان بور شد! [2012 Sep] 
*همه چیز از آنجا شروع شد که - بخش دوم [2012 Sep] 
*بهروز سورن:همه چیز از آنجا شروع شد که... بخش اول [2012 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با پیروز زورچنگ فعال سوسیالیست و از جان بدربردگان کشتار زندانیان سیاسی 67 درباره نشست مشترک نیروهای چپ در شهر کلن [2012 Sep] 
*بهروز سورن: فرخ جان دمت گرم و لبت خندان باد! [2012 Sep] 
*جنگی مخرب و خانمانسوز و موقعیت چپ  [2012 Aug] 
*یک دقیقه سکوت برای قربانیان و یک دقیقه تعمق - چه کسانی باید پاسخگوی اعمالشان باشند بخش سوم!  [2012 Jul] 
*بهروز سورن:چه کسانی باید پاسخگوی اعمالشان باشند؟ - به بهانه برخی از (خرده گیری ها) – بخش دوم - تابو شکنی در اردوی زندانیان سیاسی  [2012 Jul] 
* چپ سازمانی در آزمونی تاریخی؟ [2012 Jul] 
*باز هم گنه کرد در بلخ آهنگری ... [2012 Jul] 
* آرزوهائی که بر باد نرفت! [2012 Jul] 
* ساعاتی در میان بازماندگان و خانواده های قربانیان دهه شصت در زندانهای جمهوری اسلامی [2012 Jun] 
*شش میلیون کارگر ایرانی قربانی سودجوئی سرمایه داران و حکومتیان [2012 Jun] 
*بهروز سورن: دروغ پرگارها و تردید پراکنی [2012 Jun] 
*رسانه های وابسته, پشتوانه یا پشت پا [2012 May] 
*یک مبارزه و چند جبهه – بخش سوم - نرخ پرنسیپ ها در دنیای چپ چقدر است؟ [2012 May] 
*نرخ ارتباط با توده ها در داخل کشور چقدر است؟ [2012 May] 
*بهروز سورن: یک مبارزه و چند جبهه - بخش دوم [2012 May] 
*یک مبارزه و چند جبهه [2012 May] 
*از مافیای رسانه ای جمهوری اسلامی و غرب تا صدای مستقل در تبعید [2012 May] 
*جمهوری اسلامی و تاخت و تاز در دنیای مجازی [2012 Apr] 
*بهروز سورن: صندلی های خالی کنفرانس واشنگتن, گذار به دمکراسی یا گذار به ناکجا آبادی دیگر؟ [2012 Apr] 
*بهروز سورن: زندانی در زندان بزرگتر بنام اینترانت [2012 Apr] 
*اینترنت ملی یا بناکردن زندانهای تازه در دنیای مجازی [2012 Apr] 
*جهادگران اینترنتی یا تروریستهای دنیای مجازی [2012 Mar] 
* تار عنکبوتی رسانه ای جمهوری اسلامی [2012 Mar] 
*از ثابتی تا اهالی ثبات! [2012 Mar] 
*بهروز سورن: چاله ای که آمریکا وصدایش برای بخشی از زندانیان سیاسی سابق در خارج از کشور کند! [2012 Mar] 
*نکاتی دیگر درباره کنفرانس مرموز مرکز اولاف پالمه [2012 Feb] 
*بهروز سورن: تکاپوی راست و جای خالی چپ سوسیالیست!  [2012 Feb] 
*قطره اشکی برای قذافی و لبخندی به روی آزادی و رهائی از دیکتاتوری [2011 Oct] 
*چند کلمه با احمد باطبی [2011 Oct] 
*پاسداری از حافظه تاریخی و حذف جمهوری اسلامی - ضعفها و قوتهای گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی [2011 Sep] 
*اضافه ها, باقی مانده ها, تصحیحات و واکنش ها به سلسله گردآوری های گزارشگران [2011 Sep] 
*بهروز سورن: باری به هر جهت – نگاهی از دور به گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی در گوتنبرگ [2011 Sep] 
*صدای دادخواهی و عدالتجوئی از شهر گوتنبرگ سوئد بگوش رسید [2011 Sep] 
*گزیده ای از محاوره جلادان و آمرین جنایات دهه شصت و کشتار سراسری زندانیان سیاسی در تابستان 67 [2011 Aug] 
*این آیت الله خون می طلبد [2011 Apr] 
*شیرکو را تنها بگذاریم, یا نگذاریم؟ مسئله این است [2011 Apr] 
*بهروز سورن: چگونه زنده بگور شدم [2011 Mar] 
*بهروز سورن: کو؟ گوش شنوا؟ [2011 Feb] 
* بهار در راه است و ما چشم انتظار [2011 Feb] 
*بهروز سورن: حسین را هم اعدام کردند، فردا نوبت کیست؟  [2011 Jan] 
*بهروز سورن: نامه سرگشاده یک تبعیدی به مسئولین جمهوری اسلامی بمناسبت فرا رسیدن سال 2011 [2011 Jan] 
*آقای آرش بهمنی! مردم ایران نه می بخشند و نه فراموش می کنند [2010 Nov] 
*مرگ بی صدای کارتون خواب ها [2010 Oct] 
*عدالت جوئی انتقام جوئی نیست [2010 Sep] 
*شتری که در خانه آنها خوابیده است [2010 Aug] 
*بهروز سورن: دمکراتیک و خلقی هر دو فریب خلق اند؟! [2010 Aug] 
*بهروز سورن: خطر اعدامهای گسترده توسط جانیان حاکم را جدی بگیریم [2010 Jan] 
* آقای میر حسین موسوی شما صحیح میفرمائید! [2009 Jul] 
*کاروانی از ستاره [2009 Mar] 
*در اهميت بازگوئي و خاطره نويسي [2008 Sep] 
*هشيار باشيم! [2008 Aug]