آیا ما به مقام انسانیت رسیدیم؟
 

آیا ما به مقام انسانیت رسیدیم؟
سیامک صفاتی

در سالگرد آقای خمینی بهتر است بر بخشی از دستآوردهای او نظری دیگر بار افکنده شود. آقای خمینی در صفحه 273 جلد ششم از صحیفه اظهار داشتند:« دلخوش به این مقدار نباشید...ما شما را به مقام انسانیت می رسانیم» حال با گذشت چهل سال از عمر انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی ما یعنی مردم تا چه حد و میزان به مقام انسانیت رسیده ایم؟

 انسان طبق تعریف فلاسفه خاصه ارسطو حیوانی است ناطق و همچنین طبق آموزه های متون مقدس از آن جهت که بر مدار، محور و سیمای خداوند آفریده شده است، خلیفه ی او در روی زمین می باشد، با همه خصوصیات و صفات او چون آفرینندگی، اراده، آزادی و عدالت ورزی و ...

چنانچه هویت، سرشت و انسانیتِ انسان را در خردورزی، کثرت گرایی، پرسشگری، نوآوری، خلاقیت و آفرینندگی، آزادی خواهی، عدالت طلبی، حق انتخاب آزاد و برابر، کرامت و منزلت برابر، نفی ظلم، نابرابری واسارت وتبعیض قومی، عقیدتی، جنسیتیی، دینی، نژادی،زبانی و مذهبی،  نفی سلطه گری و سلطه پذیری و آزادی از ترس، فقر، جهل و اجبارو...تعریف نمائیم، ما تا چه حد ومیزان توانسته ایم به مولفه های اخیرالذکر دست پیدا کنیم. از آنجا که هر ایده و رویکرد ی را با نتایج و دستآوردهایش و درخت را با میوه اش می سنجند و صرفأ برادعایش بسنده نمی کنند لازم است تا توجه گردد چرا با سپری شدن چهل سال از عمر نظام بر اساس آمار قوه قضاییه در محاکم دادگستری ایران پانزده تا شانزده میلیون پرونده مطرح و در حال رسیدگی است. آیا این تعداد پرونده از میزان بالای اختلافات فی مابین افراد، نزاع، درگیری، نابهنجاری و بیماری و آسیب های عمیق و جدی اجتماعی  همچون طلاق، اعتیاد، کلاهبرداری، سرقت، خیانت در امانت، اختلاس، قاچاق مواد مخدر، تجاوز، ضرب و جرح و انواع مطالبات حقوقی حکایت ندارد؟

قبرستان های ما از فرط تعداد بالای مرگ و میربه مثابه کشور چین، آباد و بسان ممالک پیشرفته پررونق و توسعه یافته گردیده است، این امر دلایل بسیاری دارد من جمله فوت بر اثرتصادفات بالای رانندگی، فشارهای جسمی، روحی و روانی وعدم امکانات بهداشتی و درمانی و دارویی و...

بیمارستان ها، مطب ها و داروخانه های ما با کثرت مراجعین مواجه که حتی جای نشستن بر روی صندلی های نوبت و انتظار نیست که این هم بر جامعه ای بیمار، درمانده از تألمات و فشارهای سختِ جسمی، روحی و روانی حکایت دارد.

با سقوط ارزشهای انسانی و رنگ باختن بسیاری از فضائل اخلاقی، رذائلی چون ریا، دروغ، غیبت، تزویر، فساد، مکر، دست اندازی به حقوق دیگری، فحشا، حسادت، تکبر، کینه ورزی، خشونت و قس علی هذا دامنگیر جامعه شده است؟

جمهوریت یا مردمسالاری که حکومت اکثریت و احترام به حقوق اقلیت می باشد با اتکاء بر نظارت استصوابی و گزینش عقیدتی عملأ به حکومت اقلیت بدون احترام به حقوق اکثریت تبدیل شده است.

طبق آمارهای جهانی مردم ایران ازعصبی ترین، افسرده ترین و ناشادترین مردمان دنیا هستند که این امر بر مجموعه ای از مطالبات، ترجیحات و نیازهای برآورده نشده وفشارهای مضاعف و احساس عدم امنیت از ناحیه حکومت دلالت دارد.

تشکلات صنفی مستقل کارگری، معلمین، نویسندگان و سایر اقشار جامعه امکان فعالیت شایسته نمی یابند وجامعه مدنی که چشم، گوش هوش وصدای رسای خداست که بستری برای قدرت یابی مردم در موازنه برابربا قدرت حکومت می باشد امکان فعالیت قدرتمندانه و آزادانه را ندارد.

تالاب ها، رودخانه ها، دریاچه ها خشک شده اند و یا در حال خشک شدنند، ریزگردها دمار از روزگار مردم درآورده اند، جنگل ها در حال از بین رفتن اند وطی سالیان اخیر مساحت آن بسیار کاهش یافته است، آلودگی هوا وآب و عدم دسترسی به آب شرب سالم در بعضی استان ها مردمان آن مناطق را با وضعیتی بسیار بد مواجه ساخته است، گونه های جانوری کمیاب در معرض خطرانقراض و نابودیند، محیط زیست ایران با سوء مدیریت، فقدان تعهد و امکانات به وضعیت نابهنجارو بغرنجی مبتلاء گشته است. لذا با همه ی این اوصاف آیا ما به مقام انسانیت رسیده ایم؟                                                                                                                         

براستی مردمی که انقلاب کردند، درهشت سال جنگ با تمام وجود از جان و دل  در راه دفاع از میهن مایه گذاردند، چگونه انسان نبودند؟ و حال با این درجه ازتنزل و سقوط ارزشهای انسانی و اخلاقی و با وجود درد و رنج  و محرومیت و تبعیض و مراتب اشاره شده چگونه ما رابه مقام انسانیت رسانده و می رسانند؟ شاید معنی انسانیت تغییر کرده باشد؟ نمی توان ادعای رد شدن ازگلستان کرد اما بو و رنگ دیگری داشت ؟

                                                                               

 

منبع:پژواک ایران