از «سلطنت» تا «پادشاهی»؛ تفاوت از زمین تا آسمان
فاضل غیبی

ما ایرانیان باید در این شرایط حساس و تاریخی، تفاوت‌ میان «سیاست‌زدگی» و «سیاست‌ورزی» را درک کنیم. "سیاست‌زدگی" مهم‌ترین زمینۀ تسلط نیروهای ارتجاعی است که به کمک تبلیغاتی زیرکانه ارکان تسلط خود را بر تودۀ مردم برقرار و استوار می‌کنند؛ تبلیغاتی که می‌تواند از مسلمان «حزب‌اللهی» بسازد و از میهن‌دوست، «فاشیست»!  
نخستین گام در سیاست‌ورزی کوشش برای رسیدن به آگاهی هرچه بهتر از «سیاست» به عنوان علمی نوپا است و این ممکن نیست مگر با داشتن آگاهی‌ نسبی از تاریخ و جامعه‌شناسی. بی‌جهت نیست که در کشورهای پیشرفته فقط قشر کوچکی از شهروندان فعالیت سیاسی دارند! 
ما، ملت ایران، از دوران انقلاب مشروطه تا به امروز فرصت‌های بسیاری را برای غلبه بر عقب‌ماندگی کشور خود از دست داده‌ایم، بعضاً به این دلیل که تصوری روشن از داشته‌ها و خواست‌های خود نداشته‌ایم. امروزه روز نیز که بزرگ‌ترین خیزش دمکراسی‌خواهی در کشور ما امیدوارانه به پیش می‌رود، ناروشنی‌ها دربارۀ دو واژۀ «سلطنت‌طلبی» و «پادشاهی‌خواهی» می‌رود تا به نوبۀ خود مشکل‌ساز شود. نه تنها واژه‌نامه‌ها این دو واژه را به یک معنی می‌گیرند، بلکه ظاهراً برخی عامدانه هر دو گروه «سلطنت‌طلب» و «پادشاهی‌خواه» را نیز همسان قلمداد می‌کنند تا بتوانند مدعی شوند که هر دو گروه خواستار بازگشت «دیکتاتوری» هستند.
در حالی که تفاوت بسیار بزرگی میان سلطنت‌طلبی و پادشاهی‌خواهی وجود دارد: «سلطان»، هم‌ریشه با واژۀ عربی «سلطه»، در واقع حاکمی است که یا با زور بر کرسی فرمانفروایی نشسته و یا آن را به ارث برده است. «سلطان» بنا به ویژگی‌های شخصی خود ممکن است حتی در راه رفاه جامعه نیز بکوشد، اما از آنجا که خود را تنها فرد شایسته برای حکومت می‌داند، مجبور است دست دیگر شهروندان را از حق مشارکت سیاسی کوتاه کند. در نتیجه ناگزیر به تثبیت دیکتاتوری فردی است، که در سایۀ آن جامعه از پیشرفت سیاسی  و اجتماعی باز‌می ماند. 
اگر دامنۀ نگاه خود را به دوران ایران پس از اسلام محدود کنیم، می‌بینیم که خلیفه‌های عرب و سلاطین ترک‌تبار در سازگاری با سنت‌های قبیله‌ای و فرهنگ ایلی فرمانروایی می‌کردند و اصولاً روش دیگری را برای کشورداری نمی‌شناختند؛ خاصه آنکه، از یکسو دین حاکم، مسلمانان را به اطاعت از سلطان وامی‌‌داشت:
«شک نيست که سلطان را اطاعت فرض است. چه او ظل‌الله بر ارض است.» (تحفة الناصريه( (1)
و از سوی دیگر ملاها «سلاطین» را به خودکامگی تشویق می‌کردند:
«شرط حکمرانی ترساندن قوم است به سختگیری و آزار.» (مشکوة محمدی)
بنابراین متولیان اسلام نه تنها بخاطر دوام استبداد در تاریخ هزار سالۀ گذشته مسئول‌اند، بلکه امروزه نیز بدون حذف اسلام از حیات سیاسی راه بسوی دمکراسی گشوده نیست.
از سوی دیگر، در دوران پیش از اسلام ما با «روش کشورداری» دیگری روبرو هستیم، که از نیازهای جامعه‌ای شکل گرفته بود که از اقوام گوناگون در سرزمینی بسیار گسترده تشکیل می‌شد. این روش چندان کارآمد بود که آن را باید دلیل اصلی برای دوام درازمدت امپراتوری ایران در مرکز دنیای آن روزگار دانست.
از جمله در «فلسفۀ سیاسی» ایران گزینش پادشاه از جایگاهی مهم برخوردار بود و در تمامی دوران سه سلسلۀ هخامنشی، اشکانی و ساسانی روش مزبور کمابیش بر جای ماند، زیرا از ضرورتی پایدار ناشی شده بود، یعنی گسترش بی‌همتای امپراتوری و لزوم دفاع از آن در برابر دشمنان «تورانی» در شمال و «رومی» در غرب.
امپراتوری ایران از نزدیک به 36 شاه‌نشین (ساتراپ) مستقل تشکیل می‌شد که هیچ‌یک به تنهایی توانایی مقابله با دو دشمن یاد شده را نداشتند، اما در سایۀ حکومتی مرکزی می‌توانستند در برابر یورش‌ها و تجاوزات پی در پی، هر بار لشگری مناسب فراهم آوردند. بدین معنی «شاهنشاه» فقط یک وظیفه داشت و آن گردآوری پیاپی لشگر و فرماندهی سپاه در دفاع از مرزها بود. زیرا به سبب گسترش ایران‌زمین و تفاوت مهاجمان در شرق (شبیخون‌های تورانیان) و حملات سپاه منظم رومیان در غرب، نگهداری از سپاهی یک‌دست و پایدار (Standing Army) که در هر دو میدان برتر باشد، امکان‌پذیر نبود. بنابراین پادشاه («نگهدارندۀ کشور») می‌بایست هم از سوی شاه‌نشینان پشتیبانی گردد و هم سرداری دلیر و کاردان باشد، و بدین جهت در تمامی دوران پیش اسلام، پس از مرگ پادشاه، از میان شاهزادگان خاندان شاهی (که بدین هدف آموزش و پرورش می‌یافتند) شایسته‌ترین شاهزاده به پادشاهی برگزیده می‌شد.
در درازنای دوازده سده تاریخ شاهنشاهی (صرف‌نظر از استثنائاتی مانند آن مورد که اردشیر فرزند خود شاپور را جانشین خود خواند) پادشاه مجاز نبود تا جانشین خود را برگزیند و طبعاً مجلس مهان همواره می‌توانست شاه برگزیدۀ خود را نیز به سبب بی‌کفایتی برکنار نماید. زیان روش مورد اشاره این بود که هر بار پس از مرگ پادشاه و در مدت زمانی که مجلس مهان، اشراف و «آتشکده» برای رسیدن به توافق نیاز داشتند، کشور در بحرانی سیاسی فرو می‌رفت. (نمونه: پس از آنکه «آذرنرسی» بعد از چند ماه به دلیل ناشایستگی برکنار شد، از آنجا که بزرگان کشور جانشین مناسبی برای او نیافتند، «شاپور دوم» را هنگامی که هنوز متولد نشده بود، به شاهی برگزیدند و تا آغاز زمامداری او، خود امور را اداره کردند.)
پژوهش در نظام سیاسی ایران باستان نشان می‌دهد، ایرانیان نه تنها تسلیم موقعیت «نامساعد» جغرافیایی و طبیعی  کشور نشده بودند، بلکه برای غلبه بر آن در زمانیکه از چین تا روم جز خودکامگی فردی، نظام سیاسی دیگری نمی‌شناختند،  گام‌های بزرگی در راه جدایی دولت از دین(3) و دمکراتیزه کردن زندگی اجتماعی و سیاسی برداشتند. این روند «طبیعی» با پایمال شدن حق حاکمیت ملت ایران از سوی خلفای عرب و سلاطین ترک‌تبار برای 14 سده از پیشرفت بازایستاد، اما در لحظۀ کنونی تاریخ، پس از گذار ناگزیر از حاکمیت آخوندی امکانی واقعی برای ادامۀ آن با استفاده از دستاوردهای کشورهای پیشرفتۀ دنیا فراهم خواهد آمد. 
بدین معنی ضرورت لحظه است که تفاوت دو واژۀ «سلطنت» (خودکامگی) و «پادشاهی» (شایسته گزینی) را در نظر داشته باشیم و اینک که سیمرغ آزادگی و خردمندی بر شانۀ پرتوان نسل جوان ایران نشسته به هیچ شکلی جز «دمکراسی پارلمانی» در راستای میراث فرهنگی ایران و همچنین با استفاده از آخرین دستاوردها و تجربیات دمکراسی در دنیا بسنده نکنیم. این حق بنیادین تک تک ایرانیان است که از همه گونه حقوق دمکراتیک برخوردار باشند و با رفتار به وظایف شهروندی خود در راه نوسازی ایران بکوشند.
وگرنه مانند دیگر کشورهای منطقه، در راه «بهار عربی» گام خواهیم نهاد، و همانند آنها به سبب کمبود تجربه در دمکراسی در نهایت از «جمهوریت» به «سلطنت» خواهیم رسید.
(تجربۀ «بهار عربی» و به گِل نشستن جنبش دمکراسی‌خواهی در منطقه، هشداری سخت است. زیرا جنبش مزبور که در تونس آغازید، در کشورهای منطقه به بزرگ‌ترین امیدها دامن زد. اما پس از ده ‌سال حتی در این آخرین کشور بجامانده نیز، ناکارآمدی حکومت و بحران اقتصادی از یک‌سو و بی‌اعتنایی مردم نسبت به دمکراسی از سوی دیگر، چنان‌ است که در انتخابات اخیر مجلس کمتر از 9 درصد شهروندان شرکت کردند. در این انتخابات احزاب شرکت نداشتند و برای 161 کرسی 1055 نفر کاندید شده بودند! در سوی دیگر، رئیس جمهور، «قیس سعید»، که محبوب نسل جوان بود به بهانۀ کوشش برای غلبه بر بحران، قدم به قدم نهادهای دمکراتیک را تعطیل کرده است. وی با گرفتن حق تعیین وزرا از مجلس، کابینه را دست‌نشاندۀ خود کرد، با اخراج 57 قاضی رده بالا، عملاً استقلال قوۀ قضاییه را از میان برد، و در نهایت تونس را با تحقق خواسته‌های حزب پرنفوذ «النهضة» شتابان به سوی «جمهوری اسلامی» به پیش می‌برد.)
در این میان باید دقت کرد، که کشورهای «سلطنتی» اروپا به هیچ وجه نمی‌توانند الگوی ما باشند. زیرا پیشرفت در آنها نه ناشی از «نظام سلطنتی»، بلکه پیامد گذار جامعه به مدرنیته بوده است. شهروندان این کشورها پس از آنکه خودکامگی «سلطنت» را لگام زدند، خاندان شاهی را به صورت نماد زنده هویت تاریخی نگه‌داشتند. 
بنابراین اگر بخواهیم از تجربۀ «بهار عربی» و همچنین نوسازی دمکراتیک در کشورهای فاشیسم‌زدۀ اروپا (مانند آلمان، اتریش، اسپانیا و ایتالیا..) بهره بریم، ضرورتی مهم می‌نماید، که نهادی مورد بزرگداشت و مهر همۀ ایرانیان پاسدار دمکراسی باشد. مجلسی از نخبگان و خدمتگذاران ایران به نام «مجلس مهان» به گزینش مستقیم شهروندان می‌تواند چنین نهادی باشد.  در این صورت برای زدودن خاطرۀ دیرپای استبداد سلطنتی و پاسداشت میراث فرهنگ ایرانی، «مجلس مهان» سخنگویی را به جایگاه «پادشاه» برمی‌گزیند که تنها یک وظیفه دارد و آن پاسداری از دمکراسی است.   
 
(1) هما ناطق، سرآغاز اقتدار اقتصادى و سياسى ملايان، الفبا، ج 2 ،ص 54.
(2) هما ناطق و فريدون آدميت، افکار اجتماعى و سياسى و اقتصادى..، نويد، ص 15
(3)ن.ک.: «دین خدای رنگین‌کمان» https://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/104964/

منبع:پژواک ایران


فاضل غیبی

فهرست مطالب فاضل غیبی در سایت پژواک ایران 

*رستاخیز زن زندگی آزادی را دریابیم! [2023 Jan] 
*از «سلطنت» تا «پادشاهی»؛ تفاوت از زمین تا آسمان [2023 Jan] 
*ایران «تاریخی» را پس می‌گیریم! [2023 Jan] 
*دین «خدای رنگین کمان» ! [2022 Dec] 
*ترس از که و باک از چه؟ [2022 Nov] 
*آقای «هالو»، از جوانان ایران بیاموزید! [2022 Oct] 
*ویژگی‌های رستاخیز نوین ایران کدامند؟ [2022 Oct] 
*پایان اسلام در ایران [2022 Sep] 
*با اندیشه به سوی همبستگی [2022 Sep] 
*چرا ملاها کمر به نابودی بهائیان بسته‌اند؟ [2022 Aug] 
*الفبای انقلاب [2022 Jun] 
*بزرگ‌ترین دروغ قرن بیستم [2022 May] 
*آیا می‌توانیم اقتدار ملاها را درهم بشکنیم؟ [2022 Apr] 
*اوکرائین و نبرد برای دمکراسی [2022 Apr] 
*چرا «جریان چپ» هوادار پوتین است؟ [2022 Mar] 
*یونانیان همسایۀ «بربرها»  [2022 Feb] 
*کالبدشناسی یک پندار [2022 Jan] 
*منطق‌گریزی اسلامی، عامل سقوط ایران  [2021 Dec] 
*من از اسلام می‌ترسم!‏ [2021 Sep] 
*با شادی به سوی آزادی [2021 Aug] 
*فلسفه سیاسی ازلیان و بهائیان/ بخش دوم [2021 Jul] 
*فلسفه سیاسی ازلیان و بهائیان بخش نخست [2021 Jun] 
*خطر پوپولیسم و پایان دمکراسی  [2021 Jun] 
*رهبر انقلاب مشروطه که بود؟  [2021 May] 
*نقدی بر کتاب «مشروطه نوین» [2021 Apr] 
*در جستجوی راه‌ نوین برای گذار از حکومت اسلامی [2021 Mar] 
* ویژگی‌های «چپ نوین» کدامند؟ [2021 Mar] 
*به سوی آینده [2021 Feb] 
*بهائیان بر سر دوراهی [2020 Dec] 
*در ستایش ناسیونالیسم و ملّی‌گرایی [2020 Dec] 
*بارکشان غول بیابان  [2020 Nov] 
*مقایسه‌ی رضاشاه با آتاتورک نابجاست زیرا…  [2020 Nov] 
*از ترامپ بیاموزیم!  [2020 Oct] 
*موانع مبارزه با حکومت اسلامی  [2020 Sep] 
*ْ چرا شاهان معاصر ایران خودکامه شدند؟  [2020 Aug] 
*سخنی با شاهزاده رضا پهلوی [2020 Jul] 
*ملی‌گرایی تنها راه نجات ایران  [2020 Jul] 
*هیچکس ناموس هیچکس نیست! [2020 Jun] 
*رسانه‌ها در خدمت بحران‌آفرینی  [2020 Jun] 
*دربارۀ انگیزه و راهکار جنبش چپ  [2020 Apr] 
*دربارۀ آزادی عمل پادشاهان ایران در دوران اشکانی و ساسانی [2020 Mar] 
*تا فرصت از دست نرود! [2020 Mar] 
*شرکت در «انتخابات» مخالف سرافرازی انسانی است [2020 Feb] 
*فلسطین خوشبخت! [2020 Feb] 
*پیشنهاد؛ اخراج حکومت اسلامی از سازمان ملل متحد  [2020 Jan] 
*چرا بهائی هستم؟  [2020 Jan] 
*درباره فرهنگ مبارزه با حکومت اسلامی [2019 Dec] 
*نقدی بر کتاب «تأملات دیرهنگام» نوشته محمود صباحی [2019 Oct] 
*آیا می‌توان بر «دینخویی» ایرانی غلبه کرد؟  [2019 Aug] 
*نامۀ محفل ملی بهائیان آمریکا و کانادا خطاب به رضا شاه [2019 Jul] 
*فشار گازنبری بر رژیم دو بُنی ‎ [2019 Jun] 
*خود را از آمریکا‌ستیزی برهانیم  [2019 Jun] 
* نُتردام ما کجاست؟  [2019 May] 
*آیا ایران آینده بهائی خواهد بود؟ [2019 Apr] 
*چرا اپوزیسیون برنمی خیزد؟  [2019 Apr] 
*چپ‌گرایی، شیشۀ عمر حکومت اسلامی [2019 Mar] 
*پس از چهل سال کجای کاریم؟  [2019 Feb] 
*«راست ملّی» در برابر «چپ ضد ملّی» [2018 Dec] 
*پادشاه انتخابی، ضرورت تاریخی [2018 Dec] 
*منتظر چه هستیم؟ [2018 Nov] 
*پیشنهادی به فَرَشگرد [2018 Nov] 
*بحران سیاسی اروپا از کجا می آید؟ [2018 Oct] 
*آشتی ملی را نمی‌توان دور زد!  [2018 Oct] 
*ملایان، برندگان سه انقلاب [2018 Sep] 
*غول‌های رسانه‌ای و حکومت اسلامی [2018 Sep] 
*چرا ایران را دوست دارم؟  [2018 Aug] 
*کجا ایستاده‌ایم؟  [2018 Aug] 
*اگر صبر کنیم و امید داشته باشیم…  [2018 Aug] 
*«انقلاب مسلحانه، افسانه‌ای بیش نیست!» [2018 Jul] 
*چرا، اثر می‌کند! [2018 Jun] 
*چه زمانی آمریکا به ایران حمله خواهد کرد؟  [2018 Jun] 
*توقعات ملی ما کدامند؟ ‏  [2018 Jun] 
*تاریک اندیشان ایرانی‎ ‎‏ و اسرائیل  [2018 May] 
*چپ‌ها و برجام [2018 May] 
*‏«جنبش ملی برای دمکراسی در ایران» و دیگر هیچ  [2018 May] 
* ایران به کجا می رود؟  [2018 Apr] 
*دوستان چپ، لطفاً دیگر مبارزه نکنید! [2018 Mar] 
*نظام حکومت ایران چگونه باشد؟ [2018 Feb] 
*سرمایه‌داری یا توحش [2018 Jan] 
*چنین باید کرد!  [2018 Jan] 
*چه باید کرد؟  [2017 Dec] 
*از هگل توتالیتر تا مارکس ضدانقلابی  [2017 Nov] 
*به مناسبت دویستمین سالگرد تولد بهاءالله  [2017 Oct] 
*آیا فلسفه یهودی است؟  [2017 Sep] 
*آیا سیاست می تواند اخلاقی باشد؟ [2017 Sep] 
* چرا حکومت ایران رفرم پذیر نیست؟  [2017 Aug] 
*زرین‌کوب، نمونۀ فرهنگ پرداز شرقی ‏  [2017 May] 
*هانا آرنت، نمونۀ فرهنگ‌پرداز غربی ‏(1)‏  [2017 Apr] 
*مردی که نباید شناخت!‏ [2017 Feb] 
*پیاده ها در نبرد ملایان ‏ [2017 Feb] 
*«جنبش چپ»، دشمن ایران [2016 Jun] 
*«نسبیت فرهنگی»، بلای ایران [2016 May] 
*پاسخ به «انتقاد دوستانه‌ای از مردم ایران»  [2016 Apr] 
* راز بقای حکومت اسلامی [2016 Jan] 
*مصطفی‌ملکیان، متوهّم ملّی [2015 Oct] 
*خردورزی حق ماست! [2015 Oct] 
*28مرداد، نه «کودتا» نه «قیام»! [2015 Jul] 
*زنده باد آمریکا! [2015 May] 
*«اسلام ناب» یا «اسلام مهربان»  [2015 Apr] 
*مؤثرترین شخصیت تاریخ معاصر [2015 Mar] 
* ما موش‌ها! [2015 Jan] 
*سید جواد طباطبائی، لوتر ایران؟ [2015 Jan] 
*چه شد که چنین شد؟ [2014 Nov] 
*خدایان ایرانیان [2014 Nov] 
*اعلام جرم [2014 Oct] 
*گذار از ملّیت ایرانی به مدرنیته* [2014 Sep] 
*«سرنوشت ایران چه خواهد بود» [2014 Jun] 
*«بلای دین»(۱) [2014 May] 
*اجازه ندهیم به ایرانیان توهین کنند! [2014 Mar] 
*«حلقۀ مفقودۀ» انقلاب ۵۷ [2014 Mar] 
*تراژدی 35 سالۀ ایران [2014 Feb] 
*موانع آشنایی با فلسفه [2013 Dec] 
*زوال هویت ایرانی؟ [2013 Nov] 
*فلسفه‌ی تاریخ [2013 Oct] 
*اندیشه گاندی [2013 Aug] 
*پرویز شهریاری، استاد ریاضی و معلم انسانیت در تهران درگذشت [2012 May] 
*نگاه دیگر [2012 Mar]