جعبه سیاه
مهدی اصلانی

 

انتشارِ فایل صوتی و بازگشایی جعبه‌ی سیاهِ حکومتی دیدار آیت‌الله منتظری با اعضای هیئت مرگ منصوب از جانب خمینی در تاریخ 24 مراداد ماه 1367 در قم بار دیگر سند تباهی اسلام سیاسی را توسط یکی از معماران ولایت فقیه و حکومت اسلامی به عینه در برابر وجدان‌های بیدار قرار داد.

ابتدا سر فصل‌های مهم این فایل صوتی را دوباره‌خوانی می‌کنیم:

-دیدار در تاریخ 24 مرداد 67 و آغاز محرم این سال در قم رخ داده است. این زمان بر مبنای روایت و شهادت زنده‌‌مانده‌گان هنگامه‌ای است که مجاهد‌کُشی به پایان رسیده است و هیئت مرگ در تدارک چپ‌کشی که از هفته‌ی اول شهریور کلید خورد به قم احضار شده‌اند

-این کشتار به اعتراف فرد دوم نظام بی‌هیچ اما و اگر جنایت از نوع "بزرگ‌"‌اش می‌باشد و انگشت اشاره به سمت آمر اصلی "آیت‌الله خمینی" نشانه رفته است.

-همه‌کشی تابستان 67 برنامه‌ای از قبل تدارک شده بوده است

-تمامی کاربه‌دستان حکومت اسلامی از وقوع آن با اطلاع بوده‌اند

-افزون از کارورزان اصلی نظام(رؤسای سه قوه، هاشمی‌رفسنجانی، موسوی اردبیلی، خامنه‌ای، موسوی) تیم جمارانی‌ها (احمد خمینی، حمید روحانی، امام‌جمارانی و ...) مشارکت و آمریت داشته اند.

-عملیات فروغ جاودان مجاهدین یا مرصاد حکومتیان نه علت اصلی کشتار که بهانه‌ی کشتار بوده است.

-سریت و پنهان‌کاری جان‌مایه‌ی تابستان‌کشی بوده است. آن‌گونه که خود آیت‌الله به عنوان فرد دوم نظام از آن بی‌اطلاع بوده است و ایشان از طریق حجت‌الاسلام احمدی یکی از حکام شرع خوزستان و نزدیکان فکری آیت‌الله از ماجرا مطلع می‌شود

-دروغ‌پردازی اعضای هیئت مرگ در دیدار قم و تلاش جهت هم‌نوا کردن آیت‌الله با خود. آن‌جا که یکی از اعضای هیئت از تلاش برای اعدام نکردن تک فرزند‌ها و خانواده‌ها می‌گوید. حال آن‌که در همان زمان هیئت مرگ حکم بر اعدام افراد زیر داده بود.

دو برادر از خانواده‌ی بهکیش‌ها محمود و محمدعلی با دو خط فکری متفاوت(اقلیت و اکثریت) را در اولین روز چپ‌کشی در گوهردشت خاورانی کردند.

مریم گلزاده غفوری تنها بازمانده‌ی خانواده‌ی گلزاده غفوری به هم‌راه همسرش علیرضا حاج‌صمدی

منوچهررضایی‌جهرمی‌ تنها برادر باقی‌مانده‌ی خانواده‌ی رضایی ها

صادق و جعفر دو برادر زنده‌مانده از خانواده‌ی ریاحی‌‌ها

سهیلا و فرنگیس محمد‌رحیمی دو خواهر از خانواده‌ای که 6 تن از اعضایش اعدام شدند

و موارد بی‌شماری دیگر.

آیت‌الله منتظری را به مقتضای تخصص و جایگاه‌‌اش در کسوت یک فقیه هرگز نمی‌توان یک چهره‏‌ی حقوق بشری خواند چرا که باورمندی و اعتقاد به آسمان و فقه شیعه با حقوق بشر تعارض بنیادین دارد.

وی در رده‌ی انسان‌هایی بود که به آن‌چه می‌گفت اعتقاد داشت و بدان عمل می‌کرد. او تا آخرین روزهای حیاتش جمهوری اسلامی و اسلام سياسى را با قرائتی که وی از مبانى آن داشت، تنها بدیل معنوی انسان‌ها می‌پنداشت. وی به عنوان یک فقیه  به آرمان‌شهری باور داشت که مى‌توان بر مبنای آن فقه شيعه را با یک نظام سیاسی برپايه‌ى قوانین مدنی و حقوق شهروندی آشتی داد.

ایشان اما غم‌خوار انسان بودند و مهربانی در ذات داشتند؛ این مهرورزی با جهان‏نگری او به‏شدت در تعارض بود. به‏ویژه هنگامی که این جهان‏نگری در یک نبرد آلوده‏ی قدرت درگیر می‏شود و در کنار ماده‏ی منفجره‏ای که اسلام سیاسی نام دارد قرار می‌گیرد. عمل سیاسی منتظری در تابستان 67 نشان از شجاعت در بیان اعتراض دارد. بازگشایی این جعبه‌ی سیاه در ميانِ لال‌مانی عمومی ‌همه‌ی جناح‌های درگير حکومتی و از آن‌جا که هنوز تابستان 67 به عنوان یک راز دولتی باقی مانده اهميتی دوچندان دارد. هیچ دولت‌مردی و مطلقاً هیچ‌یک از کارورزان اصلی نظام کلامی از آن همه‌کشی‌ی بی‌بدیل نگفته‌اند. اهميتِ اعتراضِ آيت‌الله منتظری در آن بود که وی کاريزمای خمينی را در گردونه‌ی‌قدرت و در سال خون، زير گرفت و کاسه‌ی خود را در فرازی مهم از زنده‌گی سیاسی‌اش از وی جدا کرد.

یکی از وجوهی که به اعتبار آن می‌توان شجاعت و ایستاده‌گی آیت‌الله منتظری را در کفه‌ی داوری قرار داد، همانا اعتراض وى به کشتار سراسری زندانیان سیاسی در سال 67 به دستور مستقیم خمینی است. او در تاریک‌مکانی که نماد بی‌اخلاقی و زیر گرفتن کرامت انسانی است، اخلاقی که بدان پای‌بند بود را با قدرت تاخت نزد. حصر خانگی و کنار گذاشته شدن از قدرت، تاوان آن اعتراض و ایستاده‌گی بود. اعتراض به هنگام و برخاستن از صندلی‌ی قدرت و پشت کردن بدان عیاری دارد که نمی‌توان آن‌را با هیچ الماسی در جهان تاخت زد. او در هنگامه‌‌ی خمینی‌پرستی و در دورانی که حضور خمینی شهامتِ اعتراض به محاق کشانده بود رو در روی وی ایستاد و با صدای بلند اعتراضش را به گوش وی رساند. اخلاق سیاسی حکم می‌کند سهم وی را از این رویارویی در نظر گرفت. چرا که اعتراضی که به گوش نرسد و بیان عمومی نیابد را نمی‌توان اعتراض نام نهاد.

و می‌ماند این پرسش از کسانی که فرصت‌طلبانه آیت‌الله منتظری را پدر معنوی خود خوانده و هنوز با احترام از "اندیشه‌ها و آرمان‌های امام راحل و دوران طلایی" سخن می‌گویند. از موجودی که وهن آدمی بود و در فقدان اندیشه به قلب و روح بی‌دردان بدل شد.

همه‌کشی‌ی تابستان 67  یک راز دولتی است و نیز هنجار جنایت در حکومت فقها.

تابستان 67 هم‌چنان پرونده‌ای است ناگشوده در مقابل وجدان‌های بیدار

 

منبع:پژواک ایران


مهدی اصلانی

فهرست مطالب مهدی اصلانی در سایت پژواک ایران 

* طوفان خنده‌‌ها، تمیز بمانید آقای بابک داد [2017 Aug] 
*آقای کروبی من با شما پدرکشته‌گی دارم [2017 Aug] 
*بچه‌ها بلند شین خمینی مرد!  [2017 Jun] 
* نگاهی به لقب‌سازی‌های اکبر گنجی [2017 May] 
*کسب و کارش مرگ بود [2017 Jan] 
*جعبه سیاه [2016 Aug] 
*به بچه‌های دروازه غار بگین «داش‌عباس» مُرد  [2016 Jan] 
*آقای طاهری‌پور با این کفش‌های لنگه‌ به لنگه راه به جایی نخواهید برد  [2015 Dec] 
*کاپیتان هفتاد ساله شد [2015 Dec] 
*سازمان اکثریت؛ هم‌صدایی با قدرت و «کمیسیون حقیقت‌یاب» مقام عظما [2015 Oct] 
*و حاشا این خروس را سرِ بُریدن نیست [2015 Jul] 
*نقدی بر نحوه‌ی پوزش‌خواهی بی‌بی‌سی از اکبر گنجی [2015 Jun] 
*نگاش نکن ظریفه؛ شیش نفر رو حریفه و اسکار یواشکی برای مسیح علی‌نژاد [2015 May] 
*عزیز اصلی هم رفت [2015 Apr] 
*به جای تبریک نوروزی؛ جواد وستینگ‌هاوس. جواد یساری [2015 Mar] 
*پيش‌مرگِ بهارم؛ اسفندم، از کوچه دردار تا سرزمين وايکينگ‌ها [2015 Mar] 
*به کوری‌ چشمِ شاه عکس آقا تو ماه نمایون شده [2015 Jan] 
*بدرود رفيق لب‌دوخته [2015 Jan] 
*آقای مهاجرانی ولی افتاد مشکل‌ها [2014 Dec] 
*آقای بهنود! روشن‌فکر دماسنج جامعه است نه بادنمای آن [2014 Nov] 
*حالا کو تا بهار بیاید. برویم از برگ‌برگِ پائیز گریه برچینیم [2014 Oct] 
*همیشه کسی هست تا از دریا بگوید [2014 Sep] 
*«و هنوز از چشم‌ها خونابه روان است.» آمارِ واقعی کشته‌گان تابستان 67 مهدی اصلانی [2014 Jul] 
*نام همهٔ فرزندان اسماعيل است، فروغِ جاودان. مرصاد. کشتار تابستان ۶۷ [2014 Jul] 
*از دروازه‌غار تا اشرف؛ از اشرف تا لندن [2014 Mar] 
*آوازه‌خوان نه آواز؛ شرم رقیه دانشگری و مسئولیت فردی [2014 Mar] 
*پری بلنده [2014 Feb] 
*نوزده بهمن؛ موسی خیابانی؛ سیاهکل؛ پایکوبی اکثریت [2014 Feb] 
*«نشود آن‌که بشود که نشود. امام خمینی» و آن سال وبایی  [2014 Jan] 
*پیروزی وجدان بر وظیفه. زانو زد اما تسلیم نشد [2013 Dec] 
*شگرف است! این حد خون‌سرد از جنایت گفتن [2013 Nov] 
*چيدنِ گل سرخ با تبر [2013 Oct] 
*می‌خواهم ببوسم‌ات! نشانی خانه‌ات کجاست؟ [2013 Aug] 
*یکی از قاتلین رفقایم وزیر شد. تکبیر برادران!  [2013 Aug] 
*اکبر قاتل [2013 May] 
*فردین و فروردین [2013 May] 
*اکبر شالگونی هم رفت؛ سفر به خیر مسافرِ جاده‌ی شمشیر  [2013 Jan] 
*هشت عکس فوری از آلبومی خصوصی برای ۶۷ ساله‌گی پرویز قلیچ‌خانی  [2012 Dec] 
*بند هشت، زندان گوهردشت [2012 Oct] 
*خدا، شاه، ميهن، ابرو‌کمانی سلطنت در دام‌چاله‌ی رژيم اسلامی [2012 Jul] 
*تبهکارِ تحقير‌کار اعدام بايد گردد! «آی نقی» خودت اصلاح‌طلب‌ها را اصلاح کن [2012 May] 
*رجبعلی مزروعی را با سیاهکل چه کار  [2012 Feb] 
*"تابستان۶٧، پرونده‌ای‌ست هنوز ناگشوده" متن سخنراني در پارلمان اروپا  [2011 Nov] 
*خودشيفته‌گی بدخيم، دير تشريف‌فرما شده‌ايد آقای گنجی! لطفاً ته صف [2011 Nov] 
*zoroo با خاطره و یادِ بلندِ بهروز سلیمانی [2011 Nov] 
*کجای این بازی عدالت است؟ [2011 Nov] 
*ما هنوز زنده‌ایم  [2011 Oct] 
*خاوران، تفاهمِ وجدان‌های زخمی [2011 Aug] 
*طاقت بیار رفیق [2011 Aug] 
*دروغ می‌فرمایید! شما مخالف اعدام نبودید [2011 Jun] 
*آقای کروبی هیچ می‌دانید خاوران کجاست؟  [2010 May] 
*سازمان اکثریت، اراده‌ی معطوف به قدرت برخورد با گذشته یا فرار به جلو؟  [2010 Mar] 
*احمد رشیدی‌مطلق کیست؟ [2010 Jan] 
* در گذشت آیت‌الله منتظری. بازنگرى‌اى نادقیق به یک رخ‌داد تاریخی. [2009 Dec] 
*رندان سلامت می‌کنند، جان را غلامت می‌کنند  [2009 Sep] 
*پنجم شهريور ۶۷، آغاز چپ‌کُشی در زندان گوهردشت [2009 Aug] 
*خاکستری [2008 Sep] 
*اعتراض  [2008 Sep] 
*فرزندان نسل خاکستری  [2008 Sep] 
*شامیت [2007 Dec]