سازمان اکثریت؛ هم‌صدایی با قدرت و «کمیسیون حقیقت‌یاب» مقام عظما
مهدی اصلانی

نام "کمیسیون حقیقت‌یاب" تداعی‌کننده‌ی نامِ نلسون ماندلا و رسیده‌گی به وضعیت قربانیان نقض حقوق بشر در رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی است. ماندلا در سال ۱۹۹۵ پس از آن‌که مردم آفریقای جنوبی وی را به ریاست جمهوری انتخاب کردند هدف از تشکیل کمیسیون حقیقت‌یاب را رسیده‌گی به شکایات مردم از نظام آپارتاید قرار داد. نام کمیسیون حقیقت‌یاب بارِ معنایی ویژه‌ای با خود حمل می‌کند که موضوعیت‌اش نقض حقوق بشر و رسیده‌گی به جنایات سازمان‌یافته و از پیش تعیین‌شده‌ی دولتی در چرخه‌ی قدرت است.

علی خامنه‌ای مقامِ نسبتاً! عظما و "ولی فقیه مسلمین" پس از «حادثه‌ی منا» بر لزوم تشکيل «کميته‌ی حقيقت ياب» با حضور کشورهاي اسلامي و از جمله ايران تاًکید داشت. خامنه‌ای در بخشی دیگر از سخنانش عربستان را تهدید به برخورد خشن از سوی حکومت اسلامی کرد: «عمل نکردن به وظايف براي انتقال ابدان مطهر، عکس العمل سخت و خشن ايران را در پي خواهد داشت.»

علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت مجلس شورای اسلامی نیز در گفت‌و‌گو با ایرنا از درخواست ایران برای تشکیل «کمیته‌ی حقیقت‌یاب» سخن گفت. این مقدمه‌ی ناگزیر زان‌رو آوردم تا گفته باشم سخن اصلی‌ی این مکتوب را.

در میان سازمان‌های سیاسی ایران نامِ سازمان فداییان اکثریت به جهتِ هم‌صدایی و هم‌شانه‌گی با قدرت –به ویژه در سال ۱۳۶۰-  برآمد زخمی ناسور بر پیکرِ جامعه‌ی ایرانی است. این سازمان با فاصله گرفتن از سیاستهای عهد ماضی به ظاهر خوانشی دیگر از سیاست ارائه می‌کند، اما در پاره‌ای موضع‌گیری‌های سیاسی زخمِ کهنه‌ی مانده بر پیکر این سازمان سرباز می‌کند. سرطانی که هیچ شیمی‌درمانی‌ای قادر به علاج‌اش نیست. سازمانی که با ریزش مداوم به «دونر‌کبابی» شباهت یافته که تمامی گوشت‌اش آتش‌سوزِ سیاستِ رهبری وقت‌‌اش شده و چونان میله‌ای فلزی تنها بر گرد نام فدایی که دست بردارش نیست می‌چرخد.

شاه‌کار! اخیر این سازمان با صدور بیانیه‌ای به مناسبت «حادثه‌ی منا» و درگذشت تعدادی از حجاج ایرانی را با هم مرور می‌کنیم تا شاهدی بر مدعایم که همانا هم‌صدایی با قدرت در این سازمان است آورده باشم.

سازمان اکثریت با صدور بیانیه‌ای «خواهان عذرخواهی مقامات دولت عربستان سعودی از خانواده‌ی قربانیان، پرداخت غرامت و پذیرش تشکیل کمیته‌ی حقیقت یاب از کشورهای ذینفع (بخوان جمهوری اسلامی) در این فاجعه و نهادهای بی طرف بین المللی شده است. اکثریت هم‌چنین و گویی در مقامِ مشاورِ وزارت امور خارجه‌ی دولت فخیمه‌ی اسلامی از «عدم همکاری سعودی‌ها با ایران و عدم صدور به موقع ویزا برای نمایندگان دولت ایران از سوی دولت عربستان» خبر داده است.

علی خامنه‌ای مفهومِ ماندلایی "کمیسیون حقیقت‌یاب" را جهتِ مشروعیت بخشیدن به گفتمانِ اسلامی‌اش مصادره‌ی به مطلوب می‌کند و سازمان اکثریت با رج زدن از روی دست مقام عظما (جهت انتقال ابدان مطهر حجاج) خود را تا حد ماًمور کفن‌و‌دفن و شهردار بهشت‌زهرا تنزل می‌دهد. اکثریت خواسته یا ناخواسته ساختار یک گفتمان را مبهم می‌کند تا صدایش شبیه قدرت شود.

علی خامنه‌ای سخن از برخورد خشن می‌کند و اکثریت در بیانیه‌اش با تقلب از روی دست وی می نویسد: «به نظر ما سیاسی کردن این رویداد، برخوردهای تند و تهدیدآمیز، تنش بین دو دولت را تشدید کرده و می تواند عکس العمل‌های خشن و سختی را موجب شود» اکثریت با زبانِ بی‌زبانی به خاندان آل سعود هشدار می‌دهد آقا را عصبانی نکنید وگرنه بد می‌بینید.

سازمان اکثریت مشتی اوباش حکومتی در نهاربازار و سیرکِ نماز جمعه که به فرموده در هر حادثه‌ای از دیوار سفارت بالا رفتن تا "حق مسلم ما است" بر صحنه ظاهر شده و یقه می‌درانند و در هر تظاهر حکومتی حاضر به یراق آماده‌ی عربده‌جویی هستند و "می‌کشم می‌کشم آن‌که برادرم کشت" سر می‌دهند را "صدها معترض و مردم کشور" می‌خواند: «واقعه‌ی منا مردم کشورمان را هم شدیدا متاثر کرد.[...] به خیابان آمدن صدها معترض و سردادن شعار "مرگ بر خاندان آل سعود" و ایجاد فضای تند علیه دولت سعودی روبرو شده است» سقوط یک سازمان سیاسی آن است که به بهانه‌ی هم‌دردی با بخشی از خانواده‌‌های عزادار که ممکن است بسته‌گانِ خودمان نیز در میان‌شان باشند کنار دست ولی فقیه به بلندگوی قدرت بدل شود.
جان‌مایه‌ی بیانیه‌ی اخیر اکثریت هم‌صدایی با قدرت حکومت اسلامی و فضیلت بخشیدن به علی خامنه‌ای است.

ـــــــــــــــــــــــــــ پی‌نوشت: پس از دیدن بیانیه‌ی اکثریت با دو تن از اعضاء و کادرهای قدیمی و سابق اکثریت تماس گرفتم و از تعجیل و چرایی صدور بیانیه پرسیدم. پاسخ به تقریب مشابه هردو این بود: آخ تو چه حوصله و وقتی داری. ما اصلا! بیانیه را نخوانده‌ایم. هر دو صدور بیانیه را سخیف خواندند و باورمند بدان که هنوز شبحی مبارک و "فرخ" بر فراز این سازمان در حرکت است. نام هر دوتن نزد نگارنده محفوظ است. تمامی نقل‌قول‌های مربوط به اکثریت برگرفته از بیانیه‌ی هیئت سیاسی ـ اجرائی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) است

منبع:پژواک ایران


مهدی اصلانی

فهرست مطالب مهدی اصلانی در سایت پژواک ایران 

* طوفان خنده‌‌ها، تمیز بمانید آقای بابک داد [2017 Aug] 
*آقای کروبی من با شما پدرکشته‌گی دارم [2017 Aug] 
*بچه‌ها بلند شین خمینی مرد!  [2017 Jun] 
* نگاهی به لقب‌سازی‌های اکبر گنجی [2017 May] 
*کسب و کارش مرگ بود [2017 Jan] 
*جعبه سیاه [2016 Aug] 
*به بچه‌های دروازه غار بگین «داش‌عباس» مُرد  [2016 Jan] 
*آقای طاهری‌پور با این کفش‌های لنگه‌ به لنگه راه به جایی نخواهید برد  [2015 Dec] 
*کاپیتان هفتاد ساله شد [2015 Dec] 
*سازمان اکثریت؛ هم‌صدایی با قدرت و «کمیسیون حقیقت‌یاب» مقام عظما [2015 Oct] 
*و حاشا این خروس را سرِ بُریدن نیست [2015 Jul] 
*نقدی بر نحوه‌ی پوزش‌خواهی بی‌بی‌سی از اکبر گنجی [2015 Jun] 
*نگاش نکن ظریفه؛ شیش نفر رو حریفه و اسکار یواشکی برای مسیح علی‌نژاد [2015 May] 
*عزیز اصلی هم رفت [2015 Apr] 
*به جای تبریک نوروزی؛ جواد وستینگ‌هاوس. جواد یساری [2015 Mar] 
*پيش‌مرگِ بهارم؛ اسفندم، از کوچه دردار تا سرزمين وايکينگ‌ها [2015 Mar] 
*به کوری‌ چشمِ شاه عکس آقا تو ماه نمایون شده [2015 Jan] 
*بدرود رفيق لب‌دوخته [2015 Jan] 
*آقای مهاجرانی ولی افتاد مشکل‌ها [2014 Dec] 
*آقای بهنود! روشن‌فکر دماسنج جامعه است نه بادنمای آن [2014 Nov] 
*حالا کو تا بهار بیاید. برویم از برگ‌برگِ پائیز گریه برچینیم [2014 Oct] 
*همیشه کسی هست تا از دریا بگوید [2014 Sep] 
*«و هنوز از چشم‌ها خونابه روان است.» آمارِ واقعی کشته‌گان تابستان 67 مهدی اصلانی [2014 Jul] 
*نام همهٔ فرزندان اسماعيل است، فروغِ جاودان. مرصاد. کشتار تابستان ۶۷ [2014 Jul] 
*از دروازه‌غار تا اشرف؛ از اشرف تا لندن [2014 Mar] 
*آوازه‌خوان نه آواز؛ شرم رقیه دانشگری و مسئولیت فردی [2014 Mar] 
*پری بلنده [2014 Feb] 
*نوزده بهمن؛ موسی خیابانی؛ سیاهکل؛ پایکوبی اکثریت [2014 Feb] 
*«نشود آن‌که بشود که نشود. امام خمینی» و آن سال وبایی  [2014 Jan] 
*پیروزی وجدان بر وظیفه. زانو زد اما تسلیم نشد [2013 Dec] 
*شگرف است! این حد خون‌سرد از جنایت گفتن [2013 Nov] 
*چيدنِ گل سرخ با تبر [2013 Oct] 
*می‌خواهم ببوسم‌ات! نشانی خانه‌ات کجاست؟ [2013 Aug] 
*یکی از قاتلین رفقایم وزیر شد. تکبیر برادران!  [2013 Aug] 
*اکبر قاتل [2013 May] 
*فردین و فروردین [2013 May] 
*اکبر شالگونی هم رفت؛ سفر به خیر مسافرِ جاده‌ی شمشیر  [2013 Jan] 
*هشت عکس فوری از آلبومی خصوصی برای ۶۷ ساله‌گی پرویز قلیچ‌خانی  [2012 Dec] 
*بند هشت، زندان گوهردشت [2012 Oct] 
*خدا، شاه، ميهن، ابرو‌کمانی سلطنت در دام‌چاله‌ی رژيم اسلامی [2012 Jul] 
*تبهکارِ تحقير‌کار اعدام بايد گردد! «آی نقی» خودت اصلاح‌طلب‌ها را اصلاح کن [2012 May] 
*رجبعلی مزروعی را با سیاهکل چه کار  [2012 Feb] 
*"تابستان۶٧، پرونده‌ای‌ست هنوز ناگشوده" متن سخنراني در پارلمان اروپا  [2011 Nov] 
*خودشيفته‌گی بدخيم، دير تشريف‌فرما شده‌ايد آقای گنجی! لطفاً ته صف [2011 Nov] 
*zoroo با خاطره و یادِ بلندِ بهروز سلیمانی [2011 Nov] 
*کجای این بازی عدالت است؟ [2011 Nov] 
*ما هنوز زنده‌ایم  [2011 Oct] 
*خاوران، تفاهمِ وجدان‌های زخمی [2011 Aug] 
*طاقت بیار رفیق [2011 Aug] 
*دروغ می‌فرمایید! شما مخالف اعدام نبودید [2011 Jun] 
*آقای کروبی هیچ می‌دانید خاوران کجاست؟  [2010 May] 
*سازمان اکثریت، اراده‌ی معطوف به قدرت برخورد با گذشته یا فرار به جلو؟  [2010 Mar] 
*احمد رشیدی‌مطلق کیست؟ [2010 Jan] 
* در گذشت آیت‌الله منتظری. بازنگرى‌اى نادقیق به یک رخ‌داد تاریخی. [2009 Dec] 
*رندان سلامت می‌کنند، جان را غلامت می‌کنند  [2009 Sep] 
*پنجم شهريور ۶۷، آغاز چپ‌کُشی در زندان گوهردشت [2009 Aug] 
*خاکستری [2008 Sep] 
*اعتراض  [2008 Sep] 
*فرزندان نسل خاکستری  [2008 Sep] 
*شامیت [2007 Dec]