سيماى بهشت و كمبودهاى آن‎!
ع- سلیمان‌زاده

چند سالى ست تكنولوژى مدرن آنچنان جنجالى برپا كرده است كه قدرت تفكر را از هر بنى بشرى گرفته و روز بروز هم "به روز" ( update ) مى شود، یعنی آدمى هنوز با سيستم جديد خو نگرفته، سيستم بطور كل عوض مى شود و سيستم ديگرى جايگزين آن مى گردد.
براى مثال، دستگاهِ فكس آمد و ما هنوز جوهرش را عوض نكرده بوديم و بموازات آن، در فرهنگستان زبان ايران ، آنرا " نمابر"  نامیده بودند و ما اعتراض كرده بوديم كه، آقا جان اين دستگاه فقط " نما " را نمى برد بلكه " نوشته " را هم مى آورد !  و داشتيم در باره اينكه " فكس " را چه بناميم بحث مى كرديم كه به يكباره اينترنت و ايميل از راه رسيدند و زدند توى كاسه كوزه همه واژه انديشان ! 
 سرانجام فكس ضربه فنى شد و سپس ناك آوت  و در پایان  دِمُده گرديد !
و پى آمد آن، در اين وانفساى  " كهنه شدن تكنولوژى مدرن " ، در غرب، اصطلاح " disruptive technology "  زاده شد !  و هموطنان اهل علم و فرهنگ در ايران، اين بار اما، در سايت هاى ایرانی از همگان براى يافتن واژه اى پارسى كه مفهوم اين اصطلاح تازه خلق شده توسط غربي ها را برساند، در خواست كمك كردند.
ساتلایت ها به دور کره زمین فرستاده شد، ناویگیشن ها راهها و چاهها و عمق دریاها را ارزیابی کردند و ماهواره های چندین سال راه پیموده از دورترین بی نهایت ها عکسها گرفتند و به کره زمین مخابره کردند ولی از آسمان هفت طبقه و فرشته های آسمانی و اجنه خبری نیافتند !
 
 اما آنچه كه در اين ميانه لايتغير مانده است و همانگونه كه از ابتدا، با نخ و ريسمانهاى روان پريشى و توهم  بافته و پرداخته شده و توسط به اصطلاح انديشمندان دينى ساليانِ سال صيقل خورده و دست نخورده و بكر، پابرجا مانده است، همانا بهشت مسلمانان است !
 هيچ چيز در ماهیت بهشتی که وعده آن داده شده در اين هزار و چهار صد سال، كه تا چندى ديگر، هزار و پانصد ساله خواهد شد تغيير نكرده است !
تعداد حوريان همان " هفتاد و دو فقره " باقی مانده و نه قد و قواره شان  از آنچه كه گفته شده بلندتر یا کوتاهتر شده  ! و نه شير و عسلش  تبديل به كره و مربا یا بستنى و فالوده شده است و نه طول و عرض رودخانه ی سلسبیل نامش شناسایی شده !
 
حوريان بهشتى همچون مرواريدى غلطان سپيد و باكره هستند، و هر اندازه هم اطاق خواب عوض مى كنند و در باغ هاى بهشت جابجا مى شوند، و از آغوش مردى به آغوش مرد ديگری در مى غلطند، باز هم دست نخورده باقى مى مانند !
سوره واقعه، آيه های ٢٢، ٢٣، ٣٦ ؛ سپيد رويانى غزال چشم، هم چون مرواريدى ناسفته، " فَجَعلنهُن اَبكاراً "، هميشه باكره خواهند ماند !
 
آيا در تفكر پروردگار قادر متعال، امكان آن نبود كه آيه اى نيز نازل كند كه :
در بهشت، پيست هاى اتومبيل رانى تدارك ديده شده است و به كسانى كه در راه اسلام، امر به معروف ها و نهى از منكرها كرده و در اين راه خونريزى ها براه انداخته اند و سرها از تن ها جدا نموده اند، يك دستگاه اتومبيل لامبرگينى و يا پُرشه داده مى شود كه هرآنچه بخواهند، مى توانند سرعت بگيرند و مهمتر از همه اينكه، این اتومبیل ها بدون استهلاکند و" لاستيك هاى اتومبيل هایشان " هيچگاه سائيده نخواهند شد !  
 
من با عمه و خاله خود بحثی ندارم،  زیرا آن انسانهای شریف حتى قادر به نوشتن نام خود هم نبودند، و صد البته آنها خود اولين قربانيان فتواى همین آخوندها بودند.
فتواهایی كه از دوران بسيار دور، تا پيش از بقدرت رسيدن جمهورى اسلامى در ايران، پدران و مادران را از فرستادن دختران به مدرسه بر حذّر مى داشتند. 
از جمله فتواى به آتش كشيدن مدارسى چون مدرسه رُشديه ها  !
 
 روى سخن من اما با حضرت آيت الله مهندس محسن كديور است، چون ايشان هم " مهندس " هستند و هم " نشانه خدا " ! تکبیر !                                  
مخاطب من، آقاى دكتر عبدالكريم ، پوزش مى خواهم !  فیلسوف عبدالكريم سروش مى باشد ! ( مدتهاست در رسانه ها ايشان را " فیلسوف " خطاب مى كنند ). 
من با آيت الله جنتى و مصباح يزدى هم كارى ندارم، ( اگر آنها كارى به كار ما نداشته باشند )، چون با آنها نمى شود بحث و هم نشينى كرد، با حجت الاسلام و المسلمين هایی چون آقاى رفسنجاني ها هم طرف صحبت نمى شوم، چرا كه مانند رفسنجانی ، با آن پوزخندهاى دلفريب، آدمى را به سرنوشت عبدالرحمن قاسملو گرفتار خواهند كرد ! 
 
 مسئله اين است كه، در پى به مسلخ بردن خردمندان وبه زنجير كشيدن نخبگان و قلع و قمع آگاهان ! و در نتيجه با ایجاد وضعيت ناهنجار دیروز و امروز ، در اين برهوت نا آگاهى و بى فضيلتى ! كسانى قصد دارند شما آقايانِ " مهندس" آيت الله محسن كديور و "  فیلسوف " عبدالكريم سروش را بعنوان" روشنفكران " مذهبى ! و شايد هم، همطراز با رنه دكارت و برتراند راسل و ژان ژك روسو، در عصر روشنگرى، به خلايق قالب كنند !
 
اما پرسش اين است كه آيا اساساٌ یک فرد مذهبی میتواند  " روشنفكر"  باشد ؟ ( جمع اضداد ممکن نیست ) و نبايد براى " روشنفكر" به فرض محال گرچه مذهبى هم باشد ، این پرسش مطرح شود كه آيا در گوشه اى از بهشت كتابخانه اى هم دائر مى باشد تا مردان پس از محشور شدن و كُشتى گرفتن با حوريان بهشتى و بيرون آمدن از باغ و رواقِ  آن " خوبرويان نكو خوى و سپيد روى " ( سوره رحمان آيه های ٧٠ و ٧٢ )،  اندكى هم استراحت كرده و به مطالعه بپردازند، روزنامه هاى صبح بهشت و هفته نامه هاى جهنم را هم ورق زده، از اوضاع و احوال ساير بهشتيان و دوزخيان نيز اطلاعاتى كسب كنند ؟ و سپس باز به حوريان ديگرى بپردازند كه " دست هيچ احدى از أنس و جن قبلاً به آنها نرسيده است" ، سوره رحمان آيه ٥٦های  و ٧٤ ! 
 
آيا براى انسان مدرن نبايد اين پرسش مطرح شود كه، ( سوره نباء آيه های ٣٢ و ٣٣ )  پس از " همنشينى با دختران جوان در باغها و بوستانهاى بهشت"، غسل کرده و سرى هم به دنیای بى كران كامپيوترها و ماهواره ها بزند و از حفره ی سياه و عمق كهكشانها نیز خبرى بگيرد ؟ 
 
آقاى مهندس آیت الله محسن كديور!
 خدمتكاران و گارسون هاى بهشتى چگونه حق و حقوقى دارند ؟ آيا ساعات كارشان مشخص است ؟ آيا از حقوق بازنشستگى برخوردارند ؟ آيا همانند مستخدمين در اروپا از پنج تا شش هفته مرخصى با حورى باكره يا بى كره برخوردارند ؟ آيا مى توانند از عضويت در سنديكاهاى مستقل نظافت چيان، همچون آلمان و فرانسه و هلند و ... برخوردار باشند ؟
 
أقاى فیلسوف عبدالكريم سروش !
از شما بعنوان نماينده و سمبل تمام " روشنفكران ملى مذهبى و مذهبى دانشگاهى و راهروان اسلام ناب محمدى و ادامه دهندگان طريقت اسلام راستين و پرچمداران عدالت اسلام نبوى و مجاهدين توحيد گرا، و وارثين بر حق عدل على و خاندانش و ...
پرسشى دارم ؛
آيا خداوند عظيم الشأن كه در كتاب آسمانيش بيش از ٧٥ بار آورده است ؛
الله هر كه را بخواهد گمراه ميكند، و يا برترى ميدهد و يا هدايت مى كند ! آیا بهتر نبود بجاى اين همه اختلاف گذاشتن های نابخردانه، همه بشريت را به يك چشم مى ديد ؟ و بجاى  تهديد و ارعاب و جهنم سوزان و سرب مذاب و ... بطور منطقى  و خردمندانه ، براى بشريت راه حل بهترى پيدا مى كرد، ؟ آن مادر بينواى بنگلادشى و آن پدرِ در بدرِ بى خانمان، در بندر گناوه و ريگ، چه آموزشی دیده اند که باید به خدا آزمون پس دهند تا روانه بهشت شوند ؟ 
آقاى فیلسوف ! 
همانگونه كه آگاهيد، در قرآن مجيد نامى از برف و قطب شمال و جنوب، برده نشده، گرچه يك بار در( سوره نور آيه ٤٣ ) به تگرگ اشاره اى شده است، و چگونه است كه در قرآن كريم هيچ اشاره اى به اين موارد بسيار مهم  نشده است كه : 
در بهشت انواع و اقسام پيست هاى اسكى وجود دارد كه هنگام اسلالم ( ویراژ روى پيست ) رفتن نه ليز مى خوريد و نه چوب اسكى از دستتان در مى رود ! 
اما در عوض بارها آمده است :
" نو جوانانى همواره شاداب ( غِلمان ) گرد آنها خدمت مى كنند، با جامها و تُنگها و قدحهايى  پراز شراب جارى " سوره انسان آيه ١٩ ، سوره طور آيه ٢٤ ، سوره واقعه آيه ١٧ ؛
 
" نو جوانانى همواره شاداب گرد آنها مى چرخند، كه چون آنها را ببينى، آنانرا مرواريدهايى پراكنده مى پندارى،" 
" خدمت كارانى هم چون لؤلؤ و مرجان اند " 
و البته عنايت داشته باشيد كه آياتى از اين دست فراوانند و همين باعث شده تا جنايتكاران حرفه اى  تشنه قدرت و ثروت، با استناد به همین آیات ،از ناآگاهى و نادانى بسيارى از جوانان و خردسالان براى انجام عملیات انتحاری با منفجر كردن خود ، انسانهای بیگناه ديگری را بکشند یا مجروح کنند، از اين آيات براى تشويق آنها سوء استفاده نموده و در جهت باز كردن راه براى رسيدن به اميال پليد و شرم آور خود، اين آيات " الهى " را به همراه آيات حَرب و قتال و جهاد و قصاص ... با قرائتى زيبا، طبل خشونت و آهنگ مرگ آفرينى را در گوششان بصدا در آورند ! 
 
من نمیتوانم اینگونه اعمال تروریستی را جنايت ها ى" غير انسانى" بنامم ! زيرا حيوانات، چنين اعمالى را كه با جوهر دين نوشته شده، مرتكب نمى شوند ! و نه تنها در كتاب " آسمانى " شما، بلكه در تورات " مقدس " نيزکشتار و خوشونت بیداد می کند، در آنجا خداوند خورشید را متوقف می کند تا روشنایی باشد و حضرت یوشع کشتار کند و خون بریزد !
  اندكى به گذشتهِ نه چندان دور باز گرديد و ببينيد حجت السلام خلخالى ها و آيت الله گيلانى ها و لاجوردى ها، همفكران داعش و هم مسلكان طالبان، حتى پيش از آمدن داعش و طالبان، چه ها كه در ايران نكردند ! و شما آن زمان جنایات آنها را تائيد مى كرديد و اكنون سكوت می فرمایید ! 
 
آقاى آيت الله مهندس محسن كديور !
شما گويا در دانشگاه شيراز رشته مهندسى فيزيك را فرا گرفته ايد ! و اين براى جامعه اى كه بسیاری از مردمانش سواد خواندن و نوشتن ندارند، تعيين كننده است. 
هنگامى كه با عمه و خاله ام، كه توضيح دادم، حتى سواد خواندن و نوشتن هم ندارند در باره جن و آفريده شدنش که بر اساس آیه های قرآن، يكجا از "آتش بدون دود"، ( سوره حجر آيه ٢٧ )، و در جايى دیگر، " جن را از آتش نافذ آفريديم "، ( سوره حجر، آيه ٢٧ )،  و بار ديگر،  "جن را از شعله اى از آتش آفريديم" ( سوره الرحمن آيه ١٥ )، بحث و گفتگو مى كنم، و بحث ما با آنها به جدل كشيده مى شود كه ؛
  آخر خاله جان، در قرآن آمده که ؛ "خداوند شيطان را هم از آتش آفريده"، ( سوره ص، آيه ٧٦ ) 
  ایشان مرا پاسخ ميدهند که :
 "مگر تو بيشتر از آيت الله محسن كديور مى دانى ؟  ایشان که مهندس هم هستند ! ايشان اين چيزها را قبول دارند ! 
  لذا ما ديگر نمى توانيم جواب خاله و عمه امان را بدهيم، و واقعاً در اينگونه موارد درمانده مى شويم !
 
    و اگر باز اصرار كنيم كه در قرآن سوره نساء آيه ٥٦ مى فرمايد ؛  
" آنها كه آيات ما را انكار كردند، آنان را به آتشى در آوريم كه هر گاه پوستشان بسوزد، به پوست ديگر مجهزشان كنيم تا همواره عذاب را بچشند. "
و سپس بگويم خاله جان ! جن و شيطان كه از آتش بى دود ( نافذ ) و با دود خلق شدند، سواى اينكه نامرعى هستند، ديگه چه جورى اين آتيش پاره ها در آتش مى سوزند ؟ 
خاله جان مى گويد :
من چه ميدونم ! برو از مهندس آيت الله كديور بپرس ! 
 
و به همين  دلیل، از آنجاييكه شما تحصيل كرده هستيد و دانشگاهى بوده ايد و مهندسى فيزيك خوانده ايد ! سؤالى دارم ؛
آيا در منطق فيزيك و شيمى، كه شما مطالعه فرموده ايد و مدرك آنرا گرفته ايد ! از آتشِ چه با دود و چه بى دود، سواى حرارت و گاز، موجود زنده ديگرى هم زاده خواهد شد كه آدمى را فريب دهد و گمراه نمايد ؟ 
اگر چه كه پاسخ آيت الله مصباح يزدى مشخص خواهد بود  : " اى ملحد ! اى كافر خدا ناشناس ! خواست و اراده  خدا هر چه باشد همان خواهد شد ! "
 
اما !  شما آقاى مهندس كديور چه مى فرماييد و نظرتان چيست ؟
 آيا حتى اگر خواست خدا هم بود كه اجنه از آتش بدون دود خلق شوند ! چرا عده اى از آنها مسلمان شدند و تعدادى گمراه ؟  ( سوره جن آيه ٢ ). و چرا برخى از جن ها مستوجب كَفاره پس دادن شدند ؟ " جن ها را در آتش دوزخ انباشته خواهيم كرد "  .( سوره سجده آيه ١٣ ). جن هایی که مستوجب آتش جهنم شدند، گمراهيشان در چه بود ؟
 و اينكه ؛ " ابليس از گروه جن بود " ( سوره كهف، آيه ٥٠ ) !  اگر منظور از ابليس همان شيطان باشد، اين بدين مفهوم است كه گروه خونى شيطان با جن يكی ىست ؟ و آيا أساساً در بدنشان خونى جارى هست ؟ 
 
آقاى مهندس ! 
اينكه گروهى از جن ها بسيارى از آدميان را بدنبال خود كشاندند، ( سوره انعام، آيه ١٢٨ )، و مشخص نيست كدام گروهشان و به دنبال چه هدفى اين كار را انجام دادند و مشخص نيست آيين جن ها چه بود ! ؟ آیا اين بدين مفهوم است كه جن و شيطان هر دو آدم فريبند ؟  و اينكه گروه جنها نيز پيامبرانى از ميان خود داشتند، ( سوره انعام، آيه ١٣٠ )، و آيا پيامبران جن ها هم صاحب معجزه بودند ؟
 
ضمناً همانگونه كه در سوره جن آمده، بسيارى از آنان مسلمان شده اند، و بى جهت هم نيست، زمانيكه پس از انقلاب، تعداد نماز گزاران نماز جمعه دانشگاه تهران را در راديو و تلويزيون  إعلام مى نمودند، در تعداد نمازگزاران نماز جمعه غلو مى كردند، و هنگامى كه با در نظر گرفتن ظرفيت زمين چمن و اطراف دانشگاه، از يكى ازمسئولين در باره ارقام ارائه شده سوْال شده بود، ايشان گفته بودند ؛  ديگران هم هستند ! 
 گويا تعداد جن هاى نمازگزار را نيز بحساب مى آورده اند ! چه کسانی و چگونه جن های نماز گزار را دیده و شمرده اند ؟
 
آقاى مهندس آيت الله !
تجزيه و تحليل شما، اگر بر مشيت الهى استوار نگردد ! چگونه و بر پايه ی کدام اصل ، قانون یا قاعده ی علم فیزیک ، مى توانيد به شاگردان خود  ثابت كنيد كه، ماده اى  ( an element ) و يا موجودى كه از آتش بدون دود آفريده شده  و نامرئى هم هست !  از خشم خداوند در آتش جهنم می سوزد ! ؟
و اگر دانش آموزی بپرسد ؛ چگونه مى سوزد و بازدهى اين سوخت و ساز چگونه عنصرى خواهد بود ؟ آيا خاكستر بدون پودر است ؟  و مهمتر اينكه آيا انرژى توليد شده از آن قابل باز سازى و مصرف دو باره خواهد بود ؟ ! 
شما چه جوابى ميدهيد ؟
و چرا خداوند ازاين عنصر كه خود او را از آتش بدون دود خلق كرده است، اينهمه انتظارات بى جا دارد كه ؛ " حتى اگر با انس هم يكى شود نمى تواند آيه اى شبيه قرآن بياورد " ( سوره اسراء ، آيه ٨٨ ) ، و به چه دليل به اين موجود نامرئى خلق شده از آتش نافذ، تا به اين اندازه بها داده است ؟ 
 
آقاى دكترفیلسوف عبدالكريم سروش !
شما معنى كلمه يَبسُطُ را بدرستى مى دانيد چيست ! ( بسط و گسترش ، براى كسانى كه نمى دانند )، اما در آيه ٢٤٥ سوره بقره ، يَبسُط، اينگونه " يٓبصُط  " يعنى با صاد، آمده است ، ولى در بالاى صاد  يك سين كوچك هم گذاشته شده است ، در حاليكه همين كلمه در سوره رعد آيه ٢٦ ، بدرستى يٓبسُطُ نوشته شده است. 
اگر چه در سايت " قرآن آن لاين " يبسط را با سين نوشته اند !
 
اينگونه غلطهاى املايى را كه در قرآن فراوان هم هستنند، از جمله" ابراهيم "را كه به سه گونه نوشته شده است، اگر همچون ديگران بعنوان رمز قرآن تلقى نكنيد ! چگونه توجيح مى كنيد ؟ 
 
آقاى فیلسوف سروش !
براى من، در دوران آخر دبستان، داشتن یک دوچرخه،  آرزوى دست نايافتنى تلقى شده بود، پدر من نيز همچون شما مسلمان معتقد و شيعه اثناعشری بود، روزى از او پرسيدم آيا در بهشت دوچرخه هم هست ؟ 
پدرم انگارى همين روز قبلش از آنجا باز گشته باشد، با قاطعيت تمام پاسخ داد ؛ اووه ، تا دلت بخواد، همه نوعش !
اكنون كه از آن زمان پنجاه سال گذشته است، از شما نيز سوْال دارم ؛ 
آيا در بهشت زنان حق دوچرخه سوارى هم دارند ؟ 
 
آقاى پروفسور !
 برخى شما را بعنوان عارف نيز معرفى ميكنند و شما در مصاحبه اى فرموديد از جوانى شيفته عرفان و مولانا بوده ايد ! 
اكنون بعنوان يك عارف از شما پرسشى دارم :
 اگر خداوند هدايت كننده و نيك سرشت است و اُلگوى رحمت،  چگونه است كه ؛ "خداوند برخى را نفرين كرد و بصورت خوك و بوزينه در آورده است "  سوره مائده آيه ٦٠ ! 
  و همين آيه براى آقاى محمد مُرسى در دوران رياست جمهوريش مسئله ساز شد. زيرا ايشان در دوران جوانى و فعاليت در حزب اِخوان المسلمين، در جلسه اى با اشاره به همين آيه، يهوديان را خوك و بوزينه خطاب كرده بود، و جالب است كه سالها پس از آن گفتار كسانى، سخنان ايشان را به چالش گرفته و چندين بار از ايشان خواستند حرفش را اصلاح كند، و ايشان تن بدين كار نداند، كه اگر چنان كرده بود، شايد امروز سرنوشت ديگرى داشت ! ؟
    
و پرسش پايانى از شما آقايان آیت الله مهندس کدیور و فیلسوف دکتر سروش ؛ 
آيا  بودن و ماندن در بهشت محدوديت زمانى دارد ؟ 
آيا اگر بنده نيكوكارى از بودن در بهشت آزرده و خسته و سرخورده گشت، جا و مكان ديگرى براى سپرى كردن عمر نامحدود و بى انتهای خود دارد ؟
پرسش ها بسيار اند، اما چند  پرسش ديگر ؛
آيا قرص هاى ضد باردارى براى حوريان بهشتى عوارض جانبى دارند ؟
آيا هيچگونه مهد كودكى براى كودكان نا محدود در نظر گرفته شده است ؟ 
در اين دنيا اجازه نداديد موسيقى گوش كنيم، گفتيد حرام است، و دليل علمى حرام بودنش را بر روى منابر اينچنين اعلام كرديد كه براى سلامتى مضّر است و نمونه آورديد كه " بتهوون هم كر شد "! 
آيا در بهشت سواى آواز پرنده گان ! مى توان به آهنگِ آهنگسازان گوش فرا داد و از نواى خوانندگان زن لذت برد ؟ 
آيا مجسمه سازان مى توانند، براى رفع بيكارى و بى حوصلگى، پس از هفتاد و دو شب همخوابى و همبسترى با حوريان، از تن زيباى آنها تنديس و مجسمه بسازند ؟
 
ضمناً آقايان كديور و سروش ! 
يادتان باشد كه، عمه ها و خاله هاى امروزی، در آینده ای نه چندان دور، با سواد و تحصيل كرده خواهند بود و با سوپر ماوراى اينترنت، و سوپر آگاهى، سوپر ماورالطبيعه انواع شماها را به زیر خواهند كشيد !
 
  براى كنجكاوى هم كه شده، حتى سرسرى ! سرى به اين سايت بزنيد و به تعداد فلاسفه فرانسوى نظرى بيفكنيد و با نخبگان در تمامى كشورهاى مسلمان مقايسه اى بنماييد ! 
 
 
http://fr.m.wikipedia.org/ wiki/Liste_de_philosophes_ français
 
ع - سلیمان زاده
 

منبع:پژواک ایران