مرگ سعید کنگرانی در آغوش پیام فضلی‌نژاد
ف.م سخن

مقدمه:

درج مصاحبه ی پیام فضلی نژاد با سعید کنگرانی در خبرنامه گویا اعتراض تنی چند از خوانندگان را بر انگیخت. چنین اعتراضی در عصر رسانه های به هم پیوسته ی دیجیتال قابل درک نیست. درج خبر و نظر در خبرنامه ی گویا٬ به منزله ی تایید یا عدم تایید محتوای آن توسط مسوولان خبرنامه نیست. این مصاحبه که قبلا در سایت «خبرگزاری فارس» منتشر شده٬ طبیعتا در دسترس همگان است و خبری نیست که پنهان بماند یا کسی بتواند آن را پنهان نگه دارد. انتشار این مصاحبه باعث خواهد شد تا خوانندگان نظر خود را در تایید یا عدم تایید آن ارائه دهند٬ و تاثیر عمل برنامه ریزان فرهنگی-امنیتی حکومت را خنثی کنند.

حرف های سعید کنگرانی چیزی در ردیف حرف های فرج الله سلحشور است؛ همان که سینمای امروز ایران را «فاحشه خانه» نام داد و زنان هنرمند ما را «فاحشه» خطاب کرد. همان طور که خبرنامه ی گویا٬ سخنان این به اصطلاح کارگردان را منتشر کرد٬ به همان صورت نیز سخنان سعید کنگرانی را منتشر کرده است. این که عده ای می خواهند چشم خود را بر واقعیت های پیرامون ما ببندند و سر خود را مانند کبک در برف فرو کنند٬ کمکی به فرهنگ مردم ایران نخواهد کرد بلکه راه را برای قضاوت مسوولان یک رسانه و سوا کردن اخبار خوب از اخبار بد باز خواهد کرد که نتیجه اش بی خبر ماندن مخاطبان آن رسانه از رویدادهای روز است. امیدوارم خوانندگان خبرنامه گویا٬ با درج نظر خود٬ به ناراستی های سخنان کنگرانی پاسخ دهند و حیله ی امنیتی ها را - که با ترتیب دادن چنین مصاحبه هایی اهداف معینی را دنبال می کنند- بی اثر کنند.

هنرپیشگان کمی هستند که این بخت را پیدا می کنند که تصویرشان سالیان طولانی در ذهن عامه ی مردم باقی بماند. سعید کنگرانی٬ یا همان سعیدِ نوجوان خانه ی «دایی جان ناپلئون»٬ این بخت و سعادت را داشت٬ که از زمان نوجوانی٬ تصویرش در ذهن مردم ثبت شود. فیلم عاشقانه ی «در امتداد شب» او نیز٬ هنوز در ذهن بسیاری از ما باقی مانده است؛ عشق بابک و پروانه٬ خاطره ی سال های جوانی بسیاری از ما ست و با قاطعیت می توان گفت که اکثر جوانان امروز هم این فیلم را از طریق اینترنت تماشا کرده اند. سریال یا فیلم «مردم پسند» با سریال و فیلم «عوامانه» تفاوت بسیار دارد. هم دایی جان ناپلئون و هم در امتداد شب٬ هر دو در طبقه ی مردم پسند می گنجند. دایی جان ناپلئون٬ بی شک شاهکاری است که در عرصه ی سریال های تلویزیونی٬ به خاطر داستان فوق العاده آقای پزشکزاد و تصویرسازی بی نظیر آقای تقوایی سالیان سال باقی خواهد ماند و تماشاگران بسیاری را همچنان به خود جذب خواهد کرد.

سعید٬ بازیگر چنین سریالی بود٬ که محبوبیت بی نظیری برایش به ارمغان آورد. انقلاب شوم اسلامی٬ به کنگرانی نیز مانند بسیاری دیگر٬ آسیب های بی شماری زد و مانع از ادامه ی کار او در عرصه سینما شد. کنگرانی به ناچار تن به ترک وطن داد. بعد از سال ها زندگی در غربت٬ کنگرانی به ایران بازگشت و در یک فیلم سینمایی ایفای نقش کرد. دو سه فیلمی که او در اوایل انقلاب بازی کرد٬ فیلم های اثر گذار و به یاد ماندنی نبودند ولی فیلم بعد از بازگشت او٬ نام اش را دوباره بر سر زبان ها انداخت.

اکنون نمی دانیم که چه بر سر این هنرپیشه آمده٬ که تن به مصاحبه با موجود بد نام و بد سابقه ای چون پیام فضلی نژاد داده و در این مصاحبه٬ به تخریب گذشته ی خود و دیگران پرداخته است. به دنبال ارزیابی راست و دروغ های گفته شده در این مصاحبه نیستیم چرا که اشخاصی که از آن ها کنگرانی بی پروا نام برده و چهره ی آن ها را زشت و ناپسند جلوه داده٬ اغلب خود٬ حی و حاضرند و اگر لازم بدانند پاسخ او را خواهند داد.

برای ما چیزی که مهم است٬ هدفی است که برنامه ریزان فرهنگی-امنیتی جمهوری اسلامی دنبال می کنند. آن ها با به میان کشیدن موضوعاتی که ظاهرا به گذشته پیوسته چه چیز را دنبال می کنند؟ آیا به دنبال تخریب هنرمندان و سینماگران کشورند؟ از این تخریب چه سودی نصیب حکومت خواهد شد؟ آیا فضلی نژاد٬ برای تکمیل تئوری «ناتوی فرهنگی»٬ و افکار بیمارگونه اش٬ خواسته است از گفته های کنگرانی استفاده کند؟ بالاخره در این کار٬ هدفی هست و ما باید تلاش کنیم تا جمهوری اسلامی٬ با این شیوه ی خبیثانه به هدف خود دست پیدا نکند.

سعید کنگرانی٬ یا همان سعید «آقاجان»٬ یا بابک «در امتداد شب»٬ سال های بسیاری در خانه های مردم حضور داشته و بعد از این نیز خواهد داشت. تصویر او سال های سال در یادها خواهد ماند. مرگ او در آغوش پروانه٬ کماکان اشک بسیاری از انسان های حساس را جاری خواهد کرد. حیف است از چنین هنرمندی که امروز به جای آغوش پروانه٬ در آغوش پیام فضلی نژاد بمیرد.

saeidKNG1.jpg

منبع:گویا نیوز


فهرست مطالب ف.م سخن در سایت پژواک ایران 

*يك درخواست ساده از كردهاى ايرانى [2017 Sep] 
*جوان مهاجم به مردِ روحانى، و داستانِ خودزنى و مرگ دردناك او  [2017 Jul] 
*بچه جان! احساس سوختن به تماشا نمى شود! [2017 Jun] 
*داريوش سجادى، بى بى سى، رييسى [2017 Apr] 
*آقاى تاج زاده! شما دروغگوى مكارى هستيد! [2017 Mar] 
* تبريك به آقاى اصغر فرهادى، و چند نكته در باره اين فيلمساز و ايرانيان مشكوك! [2017 Feb] 
*نامه به عاليجناب ترامپ در مورد ويزا ندادن به ما ايرانيان عزيز [2017 Jan] 
*دكتر سروش همه ماجرا را در باره مناظره با حزب توده نمى گويد [2017 Jan] 
*آقايان فداييان خلق اكثريت! از پس اصلاح اين اشتباه تاريخى هم بر نيامديد؟ [2016 Dec] 
*سر افراز شدن يك فعال سياسى به خاطر تخريب يك جمع سياسى! [2016 Sep] 
*وقتى قاضى مرتضوى خود را به موش مردگى مى زند [2016 Sep] 
*كشتار سال ٦٧ با دروغ پردازى لوث نخواهد شد [2016 Sep] 
*پاك كردن صورت مساله اى به نام «منتظرى» [2016 Sep] 
*در اختيار روس ها قرار دادن پايگاه هوايى نوژه يعنى چه؟ [2016 Aug] 
*خود را گول نزنيم: ولايت مطلقه هر چه بگويد «قانون» است [2016 Aug] 
*سوزاندن و از بلندى افكندن دشمنان اسلام به فتواى آيت الله محمود شاهرودى [2016 Aug] 
*يك استفتاء در باره فائزه هاشمى و همنشينى با بهاييان  [2016 May] 
*پروفسور دكتر دكتر دكتر فريدون بوداغى! + تصویر [2016 May] 
*تخيلاتى به نام اسلام غير حكومتى و اسلام رحمانى [2015 Dec] 
*حكايت تفاوت خون فرانسوی و خون لبنانى [2015 Nov] 
*مرگ سعید کنگرانی در آغوش پیام فضلی‌نژاد [2015 Aug] 
*آخرین عکس «رفیقْ آیت‌الله» در میدان سرخ مسکو [2015 Aug] 
*بحران طنز در ايران؛ بعد از پزشکان اکنون نوبت وکلاست!  [2015 Apr] 
*کابوس مرگ برای سلمان رشدی و داعش ایرانی [2015 Feb] 
*برادران مذهبی! شما چرا ناراحت می شوید؟ [2015 Jan] 
*گفت‌وگوی تلفنی شاه و امینی در دی ماه ۵۷ [2014 Dec] 
*اصغر آقا! مراقب باشيد از آن بالا پايين نيفتيد! [2012 Feb]