پاك كردن صورت مساله اى به نام «منتظرى»
ف.م سخن

چند هفته پيش، صدايى از اعماق تاريخ معاصر كشورمان بر خاست و تنِ فرماندهان و سربازان جبهه ى ظلم را كه مست از پيروزى هر يك در گوشه اى عربده كشان هماورد مى طلبيدند، به رعشه در آوَرْد؛ صدا، صداى آيت الله منتظرى بود؛ صداى مظلومانى كه دست بسته و در اسارت، صد به صد، به فجيع ترين وضع ممكن كشته شدند.

gooya0251.JPG

نوشته، هرگز تاثير صدا را ندارد. صدا هرگز تاثير تصوير را ندارد. اگر مى توانستيم صداى نازنين زندانيان اعدامى را در آخرين لحظات زندگى شان بشنويم، تاثير وحشتبار اين صدا را تا آخر عمر با خود داشتيم. اگر فيلم يا تصويرشان را در لحظه ى آونگ شدن بر طناب دار مى ديديم و قهقهه ى مستانه ى اعدام كنندگان را مى شنيديم، شايد روان اجتماعى مان به خروش مى آمد و بساط ننگين اعدام ها را در همان زمان جمع مى كرد.
اما تاريخ و وقايع آن را با اگر و مگر نمى سازند. ما قادر به تغيير تاريخ نيستيم. رخ داده ها، رخ داده، و آن چه كه نبايد مى شده، به بدترين شكل ممكن صورت واقعيت پيدا كرده.

با اين حال، صداها، صداى ظالمان و صداى مظلومان، در تاريخ گم نمى شود. نمى دانيم چرا چنين است، اما چنين هست و بعدها نيز چنين خواهد بود. اين كه امروز در عصر اينترنت، به امكانات جديدى براى گسترش حقيقت دست يافته ايم، يك بخش كوچك از ماجراست. از همان زمانِ قلمِ پر و مركب هم اين صداها باقى ست و از اعماق تاريخ به گوش مى رسد. صداى زنجيرها در سياه چاله ها، صداى فريادها بر روى تخت شلاق ها، صداى سوختن و جزغاله شدنِ انسان هاى حقيقت جو در ميان آتش برافروخته شده توسط صاحبان قدرت و نگهبانان وضع موجود.

در اين ميان، صداى آيت الله منتظرى، از جنس ديگرى ست. صدايى خودى ست برخاسته از دل تاريخى كه متعلق به خودِ ماست. متعلق به ما مردمِ حالِ حاضر است. صدايى ست كه مى توان كلمه به كلمه ى آن را شنيد و فهميد. صدايى نه از خيلى دور، و نه نامشخص و غير قابل فهم براى امروزيان.

در مقابل اين شخصيت، در مقابل اين صدا، هيات مرگ ايستاده است. واقعا ايستاده است. يك نفر، به اعضاى اين هيات، رو در رو مى گويد: نكشيد! جنايت نكنيد! آقايان! شما جنايتكار هستيد! به همين صراحت؛ به همين شفافيت. طرف مقابل هم با وقاحتى كه همه ى صاحبان قدرت مطلق دارند، مى گويد شما اجازه بدهيد اين ٢٠٠ نفر باقى مانده را هم بكشيم، ديگر بعد از آن نمى كشيم! اين صدا هم به گوش مى رسد! صداى ظالم با صداى مظلوم، با صداى كسى كه ديگر كارى جز همين گفتن از او ساخته نيست، در هم مى پيچد و بيست و هفت هشت سال در جايى حبس و پنهان مى شود تا بالاخره در موقعيتى مناسب از خفا بيرون مى آيد.

آقايان جنايتكار، هنوز هستند. نه تنها هستند، بلكه هنوز صاحب قدرت اند. صاحب قدرت مطلق اند. آن ها يا زير دستان شان هنوز مى كشند، گيرم صد به صد نه، ده به ده. مگر كسى باقى مانده است براى كشتن؟ اهل فكر، در خارج يا داخل مرزهاى ايران در حال بازگويى حقايق اند، يا انعكاس و تكرار صداهاى گذشته، يا مشغول به سر و كله ى هم كوبيدن و به جان يكديگر افتادن، يا در جايى، كنج عزلت گزيدن و در خواب زمستانى ماندن، بلكه خورشيد بهارى، آن ها را بيدار كند و به جنبشى دوباره در آورد. مردم عادى هم كه درد نان، توانايى پرداختن به مسائلى اين چنين را ازشان گرفته و جز شكوه و شكايت و لعن و نفرين كار ديگرى ازشان بر نمى آيد.

اما اين صدا، امروز به همت احمد آقا منتظرى و خانواده ى آن آيت الله رك گوى از جان گذشته، به گوش بسيارى رسيده است و بازگرداندن آن به داخل نوار كاست امكان پذير نيست. قاتلان و آمران و عاملان جنايت هم با اين صدا به ناگهان از جا جسته اند و دنبال منشاء و مبداء آن مى گردند تا اگر بتوانند، آن را خفه كنند. اما نمى توانند. اولا اين صدا تنها صدا نيست و صداهاى ديگر هم هست. صداهايى دور از دسترس گزمگان حكومت. وحشت حكومتيان امروز از پخش صداهاى ديگر است. صداهايى كه مى تواند به مراتب وحشتناك تر از صداى آيت الله منتظرى در مقابل هيات مرگ باشد.

امروز احمد آقا را براى پخش اين صدا بازخواست كرده اند و او را براى ششمين بار به «داد گاه» كشانده و به او تفهيم اتهام كرده اند؛ اتهام: اقدام عليه امنيت ملى. تمام اين كارها براى پاك كردن مساله و صورت مساله است. مساله منتظرى. جسم او رفته است و دست كسى به او نمى رسد اما صداى او در دل كاست ها ضبط و در چهار گوشه ى جهان پخش است. اين صداها روزى شنيده خواهد شد و اركان ظلم را به لرزه در خواهد آورد. اين مساله به ضرب و زور پاك نخواهد شد. تلاش حكومت براى پاك كردن اين مساله و خاموش كردن اين صدا، به آن انعكاسى بيشتر خواهد داد. اين خواست آيت الله منتظرى بوده است. اين خواست خانواده ى اوست. اين خواست تاريخ است.

منبع:گویا نیوز


فهرست مطالب ف.م سخن در سایت پژواک ایران 

*يك درخواست ساده از كردهاى ايرانى [2017 Sep] 
*جوان مهاجم به مردِ روحانى، و داستانِ خودزنى و مرگ دردناك او  [2017 Jul] 
*بچه جان! احساس سوختن به تماشا نمى شود! [2017 Jun] 
*داريوش سجادى، بى بى سى، رييسى [2017 Apr] 
*آقاى تاج زاده! شما دروغگوى مكارى هستيد! [2017 Mar] 
* تبريك به آقاى اصغر فرهادى، و چند نكته در باره اين فيلمساز و ايرانيان مشكوك! [2017 Feb] 
*نامه به عاليجناب ترامپ در مورد ويزا ندادن به ما ايرانيان عزيز [2017 Jan] 
*دكتر سروش همه ماجرا را در باره مناظره با حزب توده نمى گويد [2017 Jan] 
*آقايان فداييان خلق اكثريت! از پس اصلاح اين اشتباه تاريخى هم بر نيامديد؟ [2016 Dec] 
*سر افراز شدن يك فعال سياسى به خاطر تخريب يك جمع سياسى! [2016 Sep] 
*وقتى قاضى مرتضوى خود را به موش مردگى مى زند [2016 Sep] 
*كشتار سال ٦٧ با دروغ پردازى لوث نخواهد شد [2016 Sep] 
*پاك كردن صورت مساله اى به نام «منتظرى» [2016 Sep] 
*در اختيار روس ها قرار دادن پايگاه هوايى نوژه يعنى چه؟ [2016 Aug] 
*خود را گول نزنيم: ولايت مطلقه هر چه بگويد «قانون» است [2016 Aug] 
*سوزاندن و از بلندى افكندن دشمنان اسلام به فتواى آيت الله محمود شاهرودى [2016 Aug] 
*يك استفتاء در باره فائزه هاشمى و همنشينى با بهاييان  [2016 May] 
*پروفسور دكتر دكتر دكتر فريدون بوداغى! + تصویر [2016 May] 
*تخيلاتى به نام اسلام غير حكومتى و اسلام رحمانى [2015 Dec] 
*حكايت تفاوت خون فرانسوی و خون لبنانى [2015 Nov] 
*مرگ سعید کنگرانی در آغوش پیام فضلی‌نژاد [2015 Aug] 
*آخرین عکس «رفیقْ آیت‌الله» در میدان سرخ مسکو [2015 Aug] 
*بحران طنز در ايران؛ بعد از پزشکان اکنون نوبت وکلاست!  [2015 Apr] 
*کابوس مرگ برای سلمان رشدی و داعش ایرانی [2015 Feb] 
*برادران مذهبی! شما چرا ناراحت می شوید؟ [2015 Jan] 
*گفت‌وگوی تلفنی شاه و امینی در دی ماه ۵۷ [2014 Dec] 
*اصغر آقا! مراقب باشيد از آن بالا پايين نيفتيد! [2012 Feb]