وقتى قاضى مرتضوى خود را به موش مردگى مى زند
ف.م سخن

 

خلافكاران، تا زمانى كه صاحبِ قدرت اند و گرفتار قوى تر از خود نشده اند، با قدرت نمايى گاه و بيگاهِ عملى و لفظى، «نسق مى گيرند» و جايگاه خود را در سلسله مراتب اوباش به زير دست ها نشان مى دهند. اينان، در دوران قدرت، هرگز اعتراف به اشتباه نمى كنند و اين كار را دور از شان خود مى دانند. زبان آن ها در چنين دورانى، زبان تمسخر و تحقير است و مانند گربه با موش گرفتار بازى مى كنند.

gooya0282.JPG

اما همين خلافكاران گردن كش، به محض اين كه از تخت قدرت به وسيله ى قوى تر از خود به زير كشيده مى شوند، ابتدا موضوع را باور نمى كنند و به الدرم بلدرم خود ادامه مى دهند اما زمانى كه واقعيتِ خطر را احساس كنند، بلافاصله آن زبان تمسخر و تحقير و از موضعِ بالا، تبديل به زبان معصوم و مظلوم و بى خبر مى شود و براى گريز از خطر، گربه ى موش شده، نقش موشِ مرده را بازى مى كند.

نگاهى به فيلم هاى قبل و بعد از دستگيرى اراذل و اوباش، به فيلم هاى طلب بخشش قاتلان پاى چوبه دار، دزدان دستگير شده و مظلوم نمايى آن ها، اين نمايش هميشگى و تا حدودى موثر را به ما نشان مى دهد.

پرونده ى بسيار قطور خلاف ها و جنايات سعيد مرتضوى، به دليل پا گذاشتن او در مسائل مالى يى كه حوزه ى عمل ولى نعمتان او بوده و او اجازه ى ورود به چنين عرصه اى را نداشته براى مقطع سال ٨٨ و جنايت كهريزك باز شده و چون سنبه ى طرف مقابل پر زور بوده باعث عذرخواهى او -البته با چند اما و اگر- شده است:

gooya0280.JPG

gooya0281.JPG

ممكن است عده اى از اين عذرخواهى به وجد آيند و آن را موفقيتى براى خود و پيشبرد اهداف اصلاح طلبانه و تغييرات تدريجى بدانند، اما اين وجدى باطل است كه در طول زمان شاهد خنثى شدن اش خواهيم بود. چرا اين عذرخواهى باطل است و به اعتقاد ما سعيد مرتضوى، به طور تاكتيكى خود را به موش مردگى زده تا در فرصت مناسب از دست قوى پنجه تر از خود بگريزد:
از سال ٨٨ تا سال ٩٥ يعنى در مدت ٧ سال سعيد مرتضوى مسووليت جنايت در كهريزك را نپذيرفته و به يكباره هفت سال بعد از وقوع حادثه خوابنما شده و عذرخواهى كرده است.
اگر پدر يكى از كشته شدگان، عبدالحسين روح الامينى كه جايگاهكى در نظام (از مجمع تشخيص مصلحت تا مشاورت وزير و امثال اين ها) دارد نبود و به خاطر او پاى خامنه اى به وسط اين دعوا كشيده نمى شد، مرتضوى هرگز زير بار مسووليت جنايت كهريزك نمى رفت.
شاهد اين موضوع همين است كه او، در عذرخواهى نامه اش «از مقام شهيدان مظلوم حادثه» يعنى «جوادى فر، روح الامينى و كامرانى» طلب پوزش مى نمايد و ظاهرا آن دو نفر ديگر -يعنى احمد نجاتى كارگر، رامين قهرمانى- همان طور كه او قبلا ادعا مى كرد، در اثر مننژيت در كهريزك در گذشته اند و شايسته ى پوزش خواهى و ارتقا به مقام رفيع شهادت نبوده اند! 
بالاخره ادعاى مرتضوى كه در زمان حادثه ى كهريزك در مرخصى بوده صحيح است، يا ادعاى احمدى مقدم، فرمانده آن زمان نيروى انتظامى كه گفته بود: «...آقاى مرتضوى اصرار داشت كه افراد دستگير شده به كهريزك منتقل شوند. من [احمدى مقدم] مخالفتم را به صراحت اعلام كردم و گفتم آن جا نه تنها جا نداريم، بلكه آن مكان جاى خطرناكى است. اما مرتضوى اصرار داشت كه اين افراد دستگير شده، چاقو، قمه و زنجير داشته اند و از همين حيث اراذل و اوباش محسوب مى شوند...»... (سايت ديگربان، آبان ١٣٩٢).
انكار چند باره ى مرتضوى در طول اين هفت سال به خاطر چه بود؟ اگر اشتباه كرده بود كه مى دانست اشتباه كرده و همان موقع عذرخواهى مى كرد. اگر اشتباه كرده بود، سال پيش، در اردى بهشت ١٣٩٤ نمى گفت كه: «...همچنین در جلسه امروز نسبت به شکایت جدید آقای روح‌الامینی تحت عنوان معاونت در قتل، دفاعیات خود را آغاز کردم که البته در ارتباط با این اتهام تاکنون ٥ مورد رسیدگی صورت گرفته است که این رسیدگی را مستند و مستدل به دادگاه ارائه کردیم... این شکایت جدید آقای روح‌الامینی مستند به ٥ حکم قرار منع پیگرد از سوی دادگاه کیفری استان، دیوان عالی کشور و دادگاه نظامی است و در طول شش سال گذشته، آقای روح‌الامینی شکایت‌های متعددی در همین موضوع مطرح کرده است... آقای روح‌الامینی مدعی عدم نظارت بر بازداشت‌گاه کهریزک است که این موضوع چندین بار رسیدگی شده و در دادسرا، دادگاه کیفری استان، دیوان عالی کشور حکم برائت صادر شده است... در واقع این موضوع اعتبار امر مختومه دارد دادسرا و دادگاه جواز رسیدگی مجدد به این شکایت را نباید صادرمی‌‌کرد...» (سايت انتخاب، ٢١ اردى بهشت ١٣٩٤).

موارد بسيارى هست كه نشان مى دهد عذرخواهى مرتضوى نمايشى است اما چون كار به تفصيل مى كشد از اشاره به آن ها صرف نظر مى كنيم. فقط اميدواريم شعار ماندلايىِ «ببخش و فراموش نكن» با اين عذرخواهى مرتضوى مجددا اوج نگيرد و جنايتكاران حكومتى، تصور نكنند با عده اى ساده لوح طرف هستند.

 

منبع:گویا نیوز


فهرست مطالب ف.م سخن در سایت پژواک ایران 

*يك درخواست ساده از كردهاى ايرانى [2017 Sep] 
*جوان مهاجم به مردِ روحانى، و داستانِ خودزنى و مرگ دردناك او  [2017 Jul] 
*بچه جان! احساس سوختن به تماشا نمى شود! [2017 Jun] 
*داريوش سجادى، بى بى سى، رييسى [2017 Apr] 
*آقاى تاج زاده! شما دروغگوى مكارى هستيد! [2017 Mar] 
* تبريك به آقاى اصغر فرهادى، و چند نكته در باره اين فيلمساز و ايرانيان مشكوك! [2017 Feb] 
*نامه به عاليجناب ترامپ در مورد ويزا ندادن به ما ايرانيان عزيز [2017 Jan] 
*دكتر سروش همه ماجرا را در باره مناظره با حزب توده نمى گويد [2017 Jan] 
*آقايان فداييان خلق اكثريت! از پس اصلاح اين اشتباه تاريخى هم بر نيامديد؟ [2016 Dec] 
*سر افراز شدن يك فعال سياسى به خاطر تخريب يك جمع سياسى! [2016 Sep] 
*وقتى قاضى مرتضوى خود را به موش مردگى مى زند [2016 Sep] 
*كشتار سال ٦٧ با دروغ پردازى لوث نخواهد شد [2016 Sep] 
*پاك كردن صورت مساله اى به نام «منتظرى» [2016 Sep] 
*در اختيار روس ها قرار دادن پايگاه هوايى نوژه يعنى چه؟ [2016 Aug] 
*خود را گول نزنيم: ولايت مطلقه هر چه بگويد «قانون» است [2016 Aug] 
*سوزاندن و از بلندى افكندن دشمنان اسلام به فتواى آيت الله محمود شاهرودى [2016 Aug] 
*يك استفتاء در باره فائزه هاشمى و همنشينى با بهاييان  [2016 May] 
*پروفسور دكتر دكتر دكتر فريدون بوداغى! + تصویر [2016 May] 
*تخيلاتى به نام اسلام غير حكومتى و اسلام رحمانى [2015 Dec] 
*حكايت تفاوت خون فرانسوی و خون لبنانى [2015 Nov] 
*مرگ سعید کنگرانی در آغوش پیام فضلی‌نژاد [2015 Aug] 
*آخرین عکس «رفیقْ آیت‌الله» در میدان سرخ مسکو [2015 Aug] 
*بحران طنز در ايران؛ بعد از پزشکان اکنون نوبت وکلاست!  [2015 Apr] 
*کابوس مرگ برای سلمان رشدی و داعش ایرانی [2015 Feb] 
*برادران مذهبی! شما چرا ناراحت می شوید؟ [2015 Jan] 
*گفت‌وگوی تلفنی شاه و امینی در دی ماه ۵۷ [2014 Dec] 
*اصغر آقا! مراقب باشيد از آن بالا پايين نيفتيد! [2012 Feb]