گفت‌وگوی تلفنی شاه و امینی در دی ماه ۵۷
ف.م سخن

 

266265_929.jpg

ف.م.سخن - ویژه خبرنامه گویا برگه های تاریخ یک به یک رو می شود. یک ماه مانده به پیروزی انقلاب ۵۷ کاخ نیاوران با دکتر علی امینی تماس می گیرد و شاه با او سخن می گوید. این ادعا که شاه از روی استیصال هر چه امریکایی ها و انگلیسی ها به او می گفتند عینا انجام می داد با شنیدن این گفت و گو کم رنگ می شود و ما با رییس کشوری رو به رو می شویم که به دنبال راه حل عاقلانه برای کاهش مناقشات بر اساس قانون است. قانونی که اساس آن قانون مشروطیت است و امروز عده ی زیادی خواهان اجرای همان قانون اساسی هستند.

در این گفت و گو٬ سخن از سرکوب شدید و اعمال خشونت نیست. حداکثر قطع تلفن و برق ستادی ست که به فعالیت علیه حکومت شاه مشغول است. حتی در مورد کریم سنجابی شاه نظر قاطعی ندارد و نظر امینی را در این باب جویا می شود. در مورد کشته شدن استاد نجات اللهی هم شاه وقوع آن را از طرف ماموران حکومت و تیراندازی عمدی آنان نمی داند.

مکالمه شاه با امینی را ساواک در شنود تلفن منزل امینی ضبط کرده که امروز آن را موسسه اطلاعات و پژوهش های سیاسی وابسته به وزارت اطلاعات منتشر کرده است. این گفت و گو را در این جا می توانید بشنوید یا متن پیاده شده ی آن را بخوانید:

از دربار با منزل علی امینی تماس گرفته اند:

امینی: الو

شاه: الو

امینی: تعظیم عرض می کنم قربان

شاه: شب بخیر ، شنیدید که سنجابی صحبت از جمهوری دمکراتیک چیز ایران کرده دیروز؟

امینی: نه قربون – نه خیر

شاه: خب چکار کنیم در این صورت امینی: برخلاف قانونه آقا

شاه: تحمل نمیشه کرد

امینی: نخیر ، بنده صحبتی نشنیده ام – قربون ، نخیر

شاه: بله از قرار معلوم در میتینگ آن بیمارستان پهلوی، نطق کرده و صحبت از جمهوری دموکراتیک خلق کرده

امینی: عجب

شاه: اینطور میگن

امینی: نه بنده نشنیده ام آقا ، نه

شاه: خب در صورت صحت چی ؟

امینی: این که خلافه و اگر بخواهید یک ذره جلوش رو ول کنید که باعث زحمت که به این ترتیب ، شعارهای اینجوری که قابل تحمل نیست

شاه: اصلاً ما داریم آب میشیما!

امینی: نخیر آقا اصلاً (نانفهوم) ایست، اصلاً اقدامات زیادی کرده بود راجع به نفت و روی هم رفته بد نبود قربان. با آقای فلسفی صحبت کردیم، قرار شد که یک مقدار در منابر بگن که مردم احتکار نکنند ضمناً کارگران هم یک تقاضاهایی داشتند ، که الان آقای طالقانی پیام دادند که من مشغول هستم که این بخش داخلی لنگ نشه

شاه: خب درآمدمون چی میشه؟

امینی: والا که عجالتاً تجارت داخلی خیلی خطرناکه ولی این را جلو شو بگیریم تا ببینیم قسمت بعدش چی میشه، آقای انتظام صبح مشغول بود که دیشب تلفن کردم این اقدامات شده و سه قسمت بود که یکی هم راجع به همین موضوع ارتش بود و بردنِ نفت که این هم کارگرها امروز صبح بعضی ها گفتن نفت رو ارتشیها زیادتر می برن و جنبه رزرو دارد و میخواهد تعدیلی بکنند و یکی هم راجع به خود منطقه آبادان و اونجاهابود ، خوزستان که نظامی ها رو از آنجا جمع کنند و خود کارگرا یک سرکارگری معین می کنند که خودشون تامین می کنند و نظامی دخالت نکنند و خب همین مسائلی بود که دیشب اتفاقاً به عرض تون رسوند، بله، گفت مجدداً به عرض تون میرسونه که تا سه قسمت بود که این قسمت را تامین بکنند که یکی این نفت داخلی که خیلی خطرناک هم است، این معطل نشه

شاه : فردا جلسه دارم با نظامی ها ولی خب این را من الان تعقیب می کنم موضوع سنجابیو اگر تایید شد خب قبول کنیم؟

امینی: والا به نظربنده مشکله قبول کردنش ولی اینطور اصلا دیگه اختیار درمی آید از دست همه !

شاه : بکلی

امینی: بله این دیگه صحیح نیست

شاه: پس دیگه نقشه نمی شه ریخت

امینی: نه دیگه هیچی یه وقت میبینی اصلاً به کلی نمی شه

شاه : و در اون جا در اون بیمارستان پهلوی اونها گفتند بودند که بله ما یک جمهوری توده ای میخواهیم مثل رومانی

امینی: صحیح ، نه من نشنیدم

شاه: توی خیابونها هم که دیگه هر روز شعار و اینها

امینی: بله ، یک عده هم طرفدار سخت گیری بودند و صبح مراجعه می کردند که بالاخره این شل کن سفت کن درست نیست.

شاه: خب مقرراتیه که هست، آیا صحیح نیست که مقررات اجرا بشه؟

امینی: خب مقررات که باید اجرا بشه اونکه چاره ای نداره، منتها یک وقتی تدبیری می خواهد، یک دسته مقررات اجرا نشه همه چی لق میشه، تقریباً همین طور هم شده دیگه، هم حکومت نظامی هست هم نیست ولی یک مقدار اسباب تجرییه عده ای شده و زندگی مردم  واقعاً داره لنگ میشه.

شاه: اصلاً من نمیدونم مثلا فردا چه میشه ، یعنی اگر قانونو اجرا نکنیم

امینی: نه آقا قانون باید اجرا بشه علی القاعده همه طرفدار اجرای قانون هستند دیگه، شکی نیست  اگر قانون اجرا نشد که هرج و مرجه

شاه : اصلاً نمیشه دیگه اصلاً هیچ چیزو پیش بینی کرد

امینی: نخیر ، واقعاً قابل پیش بینی نیست و در میره از هم چون یک عده هم این وسط برای سخت گیری ادارات هم ، یک عده ای تایید می کردند که اگر گفتند که آقا کسی نیاید بیرون ، حد عمل را بکنند و یک عملی دنبال این حرف باشه

شاه: حالا من تحقیق می کنم راجع به سنجابی و اگر یک همچین حرفی زده باشه؟

امینی: خوب دیگه چاره ای نیست باید جلوش گرفته بشه

شاه: بگیریمش

امینی: بله چون اینها یک مقداری دارن تلاش هایی می کنند برای اینکه مانع آمدن [غلامحسین] صدیقی بشن

شاه: الان بله ، فکر میکردن که میاد

امینی: بله بله یک مقدار دارن پیش گیری همین را شروع میکنن و همینطوره

شاه : در شهر هم فکر می کنم باید یک خورده جلوشو گرفت!

امینی: بله بله یک مقدار باید جلوش رو گرفت برای اینکه بدین ترتیب اسباب زحمت خواهد شد خب مردمِ بیکار هم زیاد هستند یک مقدار تماشاچی بیکار هم به اینها اضافه می شه و کافی مردم عصبانی میشن دیگه !

شاه : یک کسی هم روی بالکن وزارت فرهنگ اومد بود، همون جایی که تحصن کرده بودن ،حالا تیر از کجا اومده خورده بهش، تلف شده ، یکی از اون دکترا. حال اینم فردا لابد میخوان پیراهن عثمون بکنن!

امینی: لابد دیگه بعضی از این افراد اشخاصین که کارهایی رو می کنن، معلوم نیست که اصلاً کارهای ایرنسپونساب [غیر مسئولانه   [irresponsableاست تقریباً ، البته تو این یه میلیون تصمیم این چیزها پیش می آید خواه ناخواه.

شاه: حتماً ، از توی اتومبیل هام تیراندازی می کنن.

امینی: عجب !

شاه: افراد معمولی می یان از اتومبیل تیراندازی میکنن چندین اتوبوس آتش زدند.

امینی: نخیر یک مقدارش البته سخت گیری میخواد، خشونت و سخت گیری میخواد، چاره ای نیست و الا اصلاً در میره

شاه : در همین فکرم دیگه که اگر ما قانونو اجرا نکنیم

امینی : نه دیگه تو اجرای قانون کسی نمیتوند ایراد بگیره، قانونو باید اجرا کرد

شاه: بله، اصلاً رفتیم، بدون اینکه با آبرو هم رفته باشیم، مثل پیرزن ها، راجع به تبریز هم دستور داده ام ، نمیدونم تماس گرفته با اون فرماندار نظامی یا نه ؟

امینی: نخیر ، هنوز نرفته

شاه : هنوز نرفته؟

امینی : نخیر

شاه: پس دیشب هم همین صحبتی کردیم که بالاخره قانون اجرا بشه

امینی : بله خود آقای صدیقی موافق قانون که حتماً باید اجرا بشه که خلاف قانون خوب نیست می خوان اجرا نشه ، خب هیچی

شاه : حالا این عقب افتادن شما همان دلایلی که دادن دیروز همونو می بینید؟

امینی : بله بله یک قدری، یک عده ای صبح فرستادم پهلوی آقای صدیقی پنج شنبه همان استادانی که شرفیاب بودند پنج شنبه صبح ساعت هشت مبرن که ایشان قدری تسریع بکنند که خواه و نا خواه که یک قدری زودتر جلو بیافتد، تاخیر زیادش هم صلاح نیست.

شاه : ولی تا اون موقع باید نظم را حفظ بکنیم

امینی : بله بله چون غیر از این چاره ای نداریم، مردم واقعاً یک عده ایشان جداً ناراحتند. حالا اگه نظمی نباشد، اسباب زحمت همه است، آخه این مدارس را بیخود اجازه دادند باز بشه، آخه به صلاح هم نبود، بیخود بود

شاه : بله کار بیخودی بود ، این تحصن در دانشگاه  که از اون هم بدتر است

امینی : بله خسته می شوند می آیند بیرون، اون خیلی مهم نیست

شاه : چرا ! آنجا را مرکز [قرار] دادند، تلفن دارن ، مرکز دارن، همه چیز دارن، به پاریس تلفن میزنند، پیش خدمت دارند و ستاد عملیاتشان شده !

امینی : هر جا تلفن میشه قطع می کنند

شاه : برق و تلفن و اینها را قطع کرده اند

امینی : بله

شاه : این که دیگه اشکال نداره

امینی : نخیر اشکالی نداره ، بله این جزء تدابیری است، خسته میشن میایند بیرون ، برق  و تلفن و ارتباط داشتن غلط است

شاه : خیلی خب ، اگر چیزی بود بعد به شما میگم

امینی : بله سایه مبارک کم نشه

منبع:گویا نیوز

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فهرست مطالب ف.م سخن در سایت پژواک ایران 

*داريوش سجادى، بى بى سى، رييسى
*آقاى تاج زاده! شما دروغگوى مكارى هستيد!
* تبريك به آقاى اصغر فرهادى، و چند نكته در باره اين فيلمساز و ايرانيان مشكوك!
*نامه به عاليجناب ترامپ در مورد ويزا ندادن به ما ايرانيان عزيز
*دكتر سروش همه ماجرا را در باره مناظره با حزب توده نمى گويد
*آقايان فداييان خلق اكثريت! از پس اصلاح اين اشتباه تاريخى هم بر نيامديد؟
*سر افراز شدن يك فعال سياسى به خاطر تخريب يك جمع سياسى!
*وقتى قاضى مرتضوى خود را به موش مردگى مى زند
*كشتار سال ٦٧ با دروغ پردازى لوث نخواهد شد
*پاك كردن صورت مساله اى به نام «منتظرى»
*در اختيار روس ها قرار دادن پايگاه هوايى نوژه يعنى چه؟
*خود را گول نزنيم: ولايت مطلقه هر چه بگويد «قانون» است
*سوزاندن و از بلندى افكندن دشمنان اسلام به فتواى آيت الله محمود شاهرودى
*يك استفتاء در باره فائزه هاشمى و همنشينى با بهاييان
*پروفسور دكتر دكتر دكتر فريدون بوداغى! + تصویر
*تخيلاتى به نام اسلام غير حكومتى و اسلام رحمانى
*حكايت تفاوت خون فرانسوی و خون لبنانى
*مرگ سعید کنگرانی در آغوش پیام فضلی‌نژاد
*آخرین عکس «رفیقْ آیت‌الله» در میدان سرخ مسکو
*بحران طنز در ايران؛ بعد از پزشکان اکنون نوبت وکلاست!
*کابوس مرگ برای سلمان رشدی و داعش ایرانی
*برادران مذهبی! شما چرا ناراحت می شوید؟
*گفت‌وگوی تلفنی شاه و امینی در دی ماه ۵۷
*اصغر آقا! مراقب باشيد از آن بالا پايين نيفتيد!