PEZHVAKEIRAN.COM حرفهای نگفته و راههای نرفته
 

حرفهای نگفته و راههای نرفته
۳- نقبی بر اندیشه های خمینی – حقوق بشر 

رضا راهدار

 

در نوشته پیشین به پدیداری خمینی  در دهه چهل و دستگیری و تبعید ایشان به ترکیه و رفتنش به عراق اشاره شد. در این نوشته به زندگی خمینی از تبعید تا بازگشت دوباره به کشور  اشاره  کوتاهی خواهد شد. ولی تم اصلی این نوشته باز کردن پشت و روی پندارها و تفکرات خمینی است که بر زندگی ملیونها انسان در درون و بیرون ایران اثر گذاشته است. 

خمینی در فاصله آن رفتن و آمدن

در بررسی جریان خیزش و مقاومت خمینی در برابر اصلاحات شاه به اینجا رسیدیم که وی پس از سخنرانی شورانگیز (غم انگیز  از زاویه محتوائی) در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۴۳دستگیر و به ترکیه تبعید شد. وی ابتدا بمدت ۱۱ ماه به ورسای ترکیه برده شد و سپس راهی عراق گردید )  13 مهرماه 1343) و در نجف اقامت گزید. در دوران چهارده ساله اقامت خمینی در عراق خبر چندانی از فعالیت او بچشم نمی خورد. او بیشتر با شاگردان دور و نزدیکش از جمله مرتضی مطهری و آیت الله منتظری، نفر اول تماسها و ارتباطات، و رفسنجانی و دیگران در تماس بوده و در جریان قرار می گرفت و گاهگاهی بیانیه و اعلامیه ای رد و بدل می کرد.

همانطور که قبلا اشاره کردم، مقاومت مردمی در ایران پس از خرداد 42 وارد فاز دیگری شد و جنبش  اعتراضی از سطح به عمق راه یافت وپس از چند سال پژوهش و بر رسی از آن سازمانهای انقلابی سر بر آورده اند و روحانیت به رهبری خمینی دیگر نقش چندانی بازی نمی کرد. هر چند خمینی به عنوان یک رهبر روحانی و مبارز از ایران اخراج شد وتوانست احترام و سمپاتی بسیاری در بین مردم و نسل مبارز کسب کند ولی هیچوقت بعنوان رهبر سیاسی کل جنبش خلق و هدایت کننده آن مطرح نبود. پس از 15 خرداد 1342 روحانیت (بخصوص دستگاه رهبری کننده اش- آیات و مراجع بزرگ) نه تنها دوباره در لاک خویش فرو رفت بلکه اینبار با شکافی جدی روبرو شده بود. چند دسته گی و جبهه گیری در بالا شروع شد و در پائین نیز پراکندگی بدنه حوزه های علمیه را فرا گرفت و کشش و تأثیر کلام خمینی تا حد شاگردان مجازی و پیروان دور و نزدیکش کاهش یافت. هرچند جوانان پرشور و قشری و بنیاد گرائی چون محمد بخارائی و یارانش افرادی را دور خویش جمع کرده (هیات‌های موتلفه اسلامی) و به تفنگ کشی و ترور رو آوردند (نمی دانم سنخیت اعدام نویسنده بزرگی چون کسروی و مبارز انقلابی و وزیر کاردان دولت دکتر مصدق، دکتر حسین فاطمی، و نخست وزیر شاه، حسنعلی منصور، در چیست؟ از همین جاست که می توان به نهفت فکری و توان اندیشه این گروهها پی برد)  ولی زود خاموش و یا بی اثر شدند. افراد روحانی مبارز و مریدان نزدیکش  نیز هر یک راه و کار خویش در پیش گرفتند، آقای مرتضی مطهری به دانشگاه رو آورد و طیپهائی مثل رفسنجانی نیز به ساختن بنیه مالی مشغول شدند ولی افراد صادقی چون منتظری کوله بارشان را هیچوقت پائین نگذاشتند و راه خویش (نه راه انقلاب) را با پذیرش زندان و تبعید ادامه دادند. پیدایش دوباره آقایان دور و نزدیک خمینی و زندان رفتن بسیاری از آنها داستان جداگانه ای دارد که باید بررسی شود. از دیدی دیگر شاید بتوان گفت که جنبش در بر خورد با سدی بزرگ (خفقان پیچیده و دستگاه امنیتی کار آزموده) بخود آمده و بدنبال رهیافت  شکستهای پی در پی، از مشروطه بدین سو، به پژوهش  و تفکر و باز بینی رو آورد. بزبان ساده از حرکتهای افقی پراکنده و گاهگاهی به سازمانیابی و تداوم داری و تشکیلاتی بودن (عمودی) تبدیل شد تا در فردائی دیگر حرکت افقی سازمانیافته و منسجم و هدفدار زاده شود. در این مورد بیشر خواهم نوشت. مطرح شدن دوباره خمینی در 1356 و بیرون کردنش از عراق و رفتنش به فرانسه و سپس باز گشتس به ایران و انقلاب  1357 داستانی دیگر دارد که در نوشته ای دیگر بدان بر خورد خواهم کرد.

در این نوشته  به فرازی از اندیشه و دستگاه (سیستم) فکری خمینی  اشاره  می کنم که با روز حذف خوشونت علیه زنان (۲۵ نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان) و  روز جهانی حقوق بشر (۱۰ دسامبر سال روز جهانی حقوق بشر)  همخوانی دارد.

خمینی و حقوق بشر و زن

 در نگاه به پدیداری خمینی و جریان رفرمهای شاه در پدیده انقلاب سفید، دیدیم که شاه کلید دشمنی خمینی و روحانیت با اصلاحات قرار دادن شاه در مقابل  اسلام بود. که اولین جرقه آن در مخالفتشان در برابر تصویب لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی در   14 مهر  ۱۳۴۱ در کابینه علم نمودار گردید. بر طبق آن لایحه سه شرط «مسلمان بودن»، «سوگند به قرآن» و «مرد بودن» در مورد رأی‌دهندگان و انتخاب‌شوندگان حذف شده‌بود.

متن تلگراف كه در تاریخ 1341/7/17 مخابره شد به شرح زير است

"بسم‏الله الرحمن الرحيم‏

حضور مبارك اعليحضرت همايونى‏

پس از اهداء تحيت و دعا، به طورى كه در روزنامه‏ها منتشر شده است، دولت در انجمن‏هاى ايالتى و ولايتى، اسلام را در رأى دهندگان و منتخبين شرط نكرده و به زنها حق رأى داده است و اين امر موجب نگرانى علماى اعلام و ساير طبقات مسلمين است. بر خاطر همايونى مكشوف است كه صلاح مملكت در حفظ احكام دين مبين اسلام و آرامش قلوب است. مستدعى است امر فرمائيد مطالبى را كه مخالف ديانت مقدسه و مذهب رسمى مملكت است از برنامه‏هاى دولتى و حزبى حذف نمايند تا موجب دعاگوئى ملت مسلمان شود. الداعى روح‏الله الموسوى" (1)

خمینی در تلگراف دیگری در 1341/8/15 به علم نوشت: «معلوم مى‏شود شما بنا نداريد به نصيحت علماى اسلام كه ناصح ملت و مشفق امتند توجه كنيد و گمان كرديد ممكن است در مقابل قرآن كريم و قانون اساسى و احساسات عمومى قيام كرد. علماى اعلام قم و نجف اشرف و ساير بلاد تذكر دادند كه تصويب‏نامه غيرقانونى شما برخلاف شريعت اسلام و برخلاف قانون اساسى و قوانين مجلس است. علماى اعلام تذكر دادند كه ورود زنها در انتخابات و الغاى قيد اسلام از منتخَب و منتخِب برخلاف اسلام و برخلاف قانون است. اگر گمان كرديد مى‏شود با زور چند روزه قرآن كريم را در عرض اوستاى زردشت و انجيل و بعضى كتب ضاله قرار داد بسيار در اشتباه هستيد… اين جانب مجدداً به شما نصيحت مى‏كنم كه به اطاعت خداوند متعال و قانون اساسى گردن نهيد و از عواقب وخيمه تخلف از قرآن و احكام علماى ملت و زعماى مسلمين بترسيد و عمداً و بدون موجب مملكت را به خطر نيندازيد والا علماى اسلام درباره شما از اظهار عقيده خوددارى نخواهند كرد»." (2)

نمی خواهم و نباید با دید و اندیشه امروز و پس از دگرگونیهای شگرف سه دهه گذشته به خمینی آنروز و آنزمانش برخورد کنم. بدور از ابعاد فقهی و تخصص حوزه ای بر خورد به اندیشه خمینی درسی خواهد بود تا جریان و اتفاقات سیاسی – اجتمائی را سیاه و سفید نگاه نکرده و از درون حسار بسته  مذهب و مکتب به تقسیم بندی خودی و ناخودی نپردازیم. از این رو  وقتی که به دورن و بنیادهای اندیشه او دقت شود مشاهده می کنیم که رگه های نهفته در درون پندارها و اندیشه هایش همان بود که پس از انقلاب 1357 سر زد و ملت و فرهنگ و مکتبی پویا و زاینده را به ذلت و نابودی کشاند. خمینی از آن گذشته ای که آمده بود و در پیرامونی که رشد و نما نمود  و آموزش دید سرانجامی بهتر از آن نمی توانست داشته باشد. هر چند که در مسند رهبری و پیشتازی یک حرکت و انقلاب نشسته باشد (همچون هیتلر و موسیلینی و استالین)، فرصت و شرایطی که گیر انگشت شمار می آید. 

به کلمات زیر از خمینی دقت کنید:

قبل از انقلاب 57 :

" ورود زنها در انتخابات و الغاى قيد اسلام از منتخَب و منتخِب برخلاف اسلام است" ! (3)

 

دوران فرانسه:

"ما مي خواهيم مطابق اعلاميه حقوق بشر عمل بكنيم، ما مي خواهيم آزاد باشيم، ما در  مملكتمان استقلال مي خواهيم، آزادي مي خواهيم.

 

در مسند قدرت:

"اين دستگاههايي كه براي حقوق بشر درست كردند، تمام دستگاههايي[است كه] براي چپاول  بشر است. ما در عصري هستيم كه جنايتكاران به جاي توبيخ و تأديب، تحسين و تأييد مي شوند (این قسمت را راست گفت اما نه بر علیه خویش). (4)

 

"ما همه بدبختيهايي كه داشتيم و داريم , و بعد هم داريم , از اين سران كشورهايي است كه اين اعلاميه حقوق بشر را امضا كرده اند. اعلاميه حقوق بشر را اينهايي امضا كرده اند كه سلب آزادي بشر را در همه دوره هايي كه كفيل بودند و دستشان به يك چيز رسيده است كرده اند. (5)

ماده ی ۲ اعلامیه جهانی حقوق بشر بیان می دارد:

"همه انسانها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیده ی دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، [وضعیت] دارایی، [محل] تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مصرح در این «اعلامیه»اند. به علاوه، میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمروقضایی و وضعیت بین المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد."

آیا شرکت زنان در انتخابات و در سیاست  مخالف دیانت مقدسه است؟

 خمینی که با تمام توان و اسباب و ابزارش در برابر آزادی نیم بند زنان از طرف شاه  ایستاده بود بعد از انقلاب در جمع زنان در قم می گوید:"زن بايد در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد. زنها در جمهورى اسلام رأى بايد بدهند همان طورى كه مردان حق رأى دارند زنها حق رأى دارند. زنها را در اين دوره‏هاى اخير منحط كردند. از خيانتهاى بزرگى كه به ملت ما شد اين بود كه نيروى انسانى ما را از دست گرفتند؛ نيروى جوانان ما را به عقب راندند، نيروى بانوان ما را به عقب راندند، بانوان ما را منحط كردند؛ خيانت كردند بر ملت ما. بانوان ما را ملعبه كردند؛ بانوان ما را مثل عروسكها كردند. بانوان ما جنگجو بودند، اينها خواستند ننگجو باشند! و خدا نخواست. اينها اهانت به مقام زن كردند. اينها مى‏خواستند زن را مثل شى‏ء، مثل يك چيز، مثل يك متاع به اين دست و آن دست بگذرانند. اسلام زن را مثل مرد در همه شئون- در همه شئون- همان طورى كه مرد در همه شئون دخالت دارد زن هم دخالت دارد. همان طورى كه مرد بايد از فساد اجتناب كند، زن هم بايد از فساد اجتناب كند. زنها نبايد ملعبه دست جوانهاى هرزه بشوند. زنها نبايد مقام خودشان را منحط كنند و خداى‏ ناخواسته بَزَك كرده بيرون بيايند و در انظار مردم فاسد قرار بگيرند. زنها بايد انسان باشند. بايد تقوا داشته باشند. زنها مقام كرامت دارند. زنها اختيار دارند؛ همان طورى كه مردها اختيار دارند". (6)

خمینی از کدام اسلام سخن می گوید؟ اگر حق رای به زنان در زمان شاه مخالف اسلام بود چطور در جمهوری خودش نیست. در اصل 115 قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است که:"رییس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد: ایرانی‏الاصل، تابع ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور." شعبده بازی تا کجا. پس شرکت زنها در انتخابات رأی کشی است نه تعیین سرنوشت خویش. زنها تا زمانی که سیاهی کشکرش باشند (البته با چادر و چاقچور)  و ضعیفه های گوش بفرمان کردار کنند از نعمت جمهوری اسلامی بر خوردارند. ولی حق دخالت در سرنوشت خویش را ندارند که آن در حیطه قدرت رجالی است که  زن را "فریب بزرگ خلقت دانسته" و حضورش را وسوسه گر می دانند.

به نطر فقهی آقا توجه کنید: "زن مرتد را نمی‌کشند و بلکه به حبس ابد محکوم می‌شود و او را هنگام نماز کتک می‌زنند و بر اندامش لباس خشن می‌پوشانند و از نظر معیشت بر او سختگیری می‌کنند و غذا و آب به میزان سد جوع می‌دهند و چنانچه توبه کند آزاد می‌شود.: (7)

به پاره ای دیگر از فرمایشات آقا توجه کنید:

 « براى اینكه اسلام جلوى شهوات را مى‏گیرد؛ اسلام نمى‏گذارد كه لخت بروند توى این دریاها شنا كنند. پوستشان را مى‏كند! ...كه بعد از اینكه مى رفتند زن و مرد در دریا، زنها همان طور لخت و همان طور لخت مى‏آمدند توى شهر! مردم هم جرأت نمى‏كردند حرف بزنند. امروز اگر یك همچو چیزى بشود، اینها را ما خواهیم تكلیفشان را معین كرد. و دولت هم معین كرد. البته دولت [به‏] طورى كه وزیر كشور گفتند، گفتند ما جلویش را گرفتیم. اگر نگیرند، مردم مى‏گیرند. مگر مازندرانیها مى گذارند یا رشتیها مى‏گذارند كه باز كنار دریاشان مثل آن وقت باشد؟ مگر بندر پهلوى‏اى‏ها (بندر انزلى ) مرده‏اند كه زن و مرد با هم در یك دریا بروند و مشغول عیش و عشرت بشوند! مگر مى‏گذارند اینها را؟ تمدنهاى اینها این است. آزادى‏اى كه آنها مى‏خواهند همین. این جور آزادى! بروند قمار بكنند و با هم لخت بشوند و با هم [سرگرم عیش و نوش‏] بشوند آزادى در حدود قانون است. اسلام از فسادها جلو گرفته. و همه آزادیها را كه مادون فساد باشد داده. آنى كه جلو گرفته فسادهاست كه جلویش را گرفته است. و ما تا زنده هستیم نمى‏گذاریم این آزادیهایى كه آنها مى‏خواهند، تا آن اندازه‏اى كه مى‏توانیم، آن آزادیها تحقق پیدا كند. » (8)

 

« الآن وزارتخانه‏ها- این را مى‏گویم كه به دولت برسد، آنطورى كه براى من نقل مى‏كنند- باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامى نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه‏هاى اسلامى نباید زنهاى لخت (بى حجاب ) بیایند؛ زنها بروند اما با حجاب باشند. مانعى ندارد بروند؛ اما كار بكنند، لكن با حجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند.» (9)

 

مصاحبۀ خمینی در 3 بهمن  1357:

 "يكى از خبرنگاران زن : چون مرا به عنوان يك زن پذيرفته ايد، اين نشان دهنده اين است كه نهضت ما يك نهضت مترقى است؛ اگرچه ديگران سعى كردند نشان دهند كه عقب مانده است. فكر مى‏كنيد به نظر شما آيا زنان ما بايد حتماً حجاب داشته باشند؟ مثلًا چيزى ‏روى سر داشته باشند يا نه؟

امام خمینی:  اينكه من شما را پذيرفته‏ام، من شما را نپذيرفته‏ام! شما آمده ايد اينجا و من نمى‏دانستم كه شما مى‏خواهيد بياييد اينجا! و اين هم دليل بر اين نيست كه اسلام مترقى است كه به مجرد اينكه شما آمديد اينجا، اسلام مترقى است. مترقى هم به اين معنى نيست كه بعضى زنها يا مردهاى ما خيال كرده‏اند. ترقى به كمالات انسانى و نفسانى است، و با اثر بودن افراد در ملت و مملكت است نه اينكه سينما بروند و دانس بروند. و اينها ترقياتى است كه براى شما درست كرده‏اند و شما را به عقب رانده‏اند؛ و بايد بعداً جبران كنيم. شما آزاديد در كارهاى صحيح. در دانشگاه برويد و هر كارى را كه صحيح است بكنيد؛ و همه ملت در اين زمينه‏ها آزادند. اما اگر بخواهند كارى خلاف عفت بكنند و يا مضر به حال ملت.- خلاف مليت- بكنند، جلوگيرى مى‏شود؛ و اين، دليل بر مترقى بودن است." (10)  

و چندی نگذشت که "امام اخلاق و عرفان" با "اندیشه نورانی" دار و درفش بر افراشت   و فرمان به نابودی هر اندیشه و صدای مخالفی داد.  از آن پس تا کنون تنها فریاد بگیر و ببند و قتل و کشتار است که از همه جای ایران بگوش می رسد. از خیابان گرفته تا درون سیاه چالها و سلولهای مخوف  زندان.  جنایت دیگر مرز و حدی ندارد. تا جائیکه منتظری رسم دیرینه اطاعت از ولی را کنار گذاشت و به اونوشت "  آیا میدانید که جنایاتى در زندانهاى جمهورى اسلامى بنام اسلام در حال وقوعند که شبیه آن در رژیم منحوس شاه هرگز دیده نشد؟ آیا میدانید که تعداد زیادى از زندانیها تحت شکنجه توسط بازجویانشان کشته شده اند؟ آیا میدانید که در زندان (شهر) مشهد, حدود ۲۵ دختر بخاطر آنچه بر آنها رفته بود … مجبور به درآوردن تخمدان یا رحم شدند؟ آیا می دانید که در برخى زندانهاى جمهورى اسلامى دختران جوان به زور مورد تجاوز قرار میگیرند … ( 11)  او که می گفت " "اينها (رژیم شاه)اهانت به مقام زن كردند ... زنها مقام كرامت دارند". (6)

گفتارهای بالا خود بیانگر نهفت اندیشه های خمینی است و دیگر لازم به صرف وقت و قلم نیست. ما را چه شد که برایش جان فرش کرده و انتطار فرج داشتیم.

در نوشته بعدی به فقه و حکومت و ولایت خمینی اشاره خواهد شد.

 

پانویس:

1-      كتاب صحيفه نور- جلد اول – تارنمای امام خمینی-

http://www.imam-khomeini.com/ShowItem.aspx?id=11780&lang=fa 

2- http://www.imam-khomeini.com/ShowItem.aspx?id=11780&lang=fa )

3-  تلگراف خمینی به شاه - 1341/7/17 

4-  سایت قاریان قران  http://www.qquran.ir/site/index.php?option=com_content&view=article&id=494&Itemid=338 

5-  سخنرانى در جمع بانوان قم - زن از ديدگاه اسلام- 13 اسفند - 1357- تارنمای خمینی

http://www.imam-khomeini.com/ShowItem.aspx?id=12967&cat=0&lang=fa

6- سایت بالا

7-  نقل از کتاب تحریر الوسیله، نوشته آیت الله خمینی". صحفه ۴۹۵ .

  (http://www.hodablog.net/files/obook/tahrir1.htm

8- صحیفه نور، ج‏8، ص: 339 نقل از سایت خمینی

9- صحیفه نور ج‏6 329- نقل از سایت خمینی

10- صحیفه امام، ج5، ص521-520 - نقل از سایت خمینی

11- کتاب خاطرات آیت الله منتظری

 

دکتر رضا راهدار

آمریکا

16 آذر 1390

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب رضا راهدار  در سایت پژواک ایران 

*بهار خنده زد و ارغوان شکفت *  [2013 Mar] 
*وارثان خمینی و جنجال سر انحراف از "اهداف اصلی انقلاب اسلامی"  [2013 Jan] 
*کالبد شناسی اندیشه خمینی -6  [2012 Nov] 
*کالبد شناسی اندیشه خمینی - ۵   [2012 Oct] 
*کالبد شناسی اندیشه خمینی -4 در باب رهبری خمینی و انحطاط کنونی [2012 Jul] 
*کالبد شناسی اندیشه خمینی -3  [2012 Jul] 
*کالبد شناسی اندیشه خمینی -۲ تحلیلی از ساختار ایدئولوژی و حرکت خمینی [2012 Jun] 
*آناتومی (کالبد شناسی) اندیشه (ایدئولوژی) خمینی   [2012 Jun] 
*انقلاب ۱۳۵۷ - راهی که نرفت   [2012 Feb] 
*حرفهای نگفته و راههای نرفته  [2012 Jan] 
*تئوری پیدایش کشور   [2012 Jan] 
*حرفهای نگفته و راههای نرفته ۳- نقبی بر اندیشه های خمینی – حقوق بشر [2011 Dec] 
*چند نکته درباره‌ی «بیانیه تحلیلی جمعی از نمایندگان ادوار مجلس در خارج از کشور»  [2011 Nov] 
*حرفهای نگفته و راههای نرفته  [2011 Oct] 
*حرفهای نگفته و راههای نرفته نگاهی از فراز به آنچه که بر ما گذشت و می گذرد [2011 Oct] 
*مقایسه سخنان کوروش و آیات قرآن از نگاهی دیگر  [2010 Sep] 
*وقتی زور ردای تقوا می پوشد  [2009 Sep] 
*مردم سالاری نماد مشروعیت حکومت است به بهانه پاسخ‏هاى فقهى - سياسي آيت‏اللّه منتظرى  [2009 Jul] 
*آری ما می‌توانیم به بهانه پیروزی بارک اوباما در انتخابات ایالات متحده آمریکا [2008 Nov]