PEZHVAKEIRAN.COM زرد صورتی ( زرد مسخره)
 

زرد صورتی ( زرد مسخره)
محمد سبزواری

چین کشوری بزرگ وکهن و شاید بتوان گفت  تنها کشور شرق آسیا که تا اوائل قرن بیستم هنوز  تمامی شرایط و قوانین یک حکومت فئودالی قرون وسطی را در خود جای داده بود ؛ بدورازجهان و تقریبابدون هیچگونه پیشرفت و تنوعی تا اینکه در سال  1936  مورد حمله کشور ژاپن همسایه پیشرفته خود قرارگرفت ؛ امپراطوری ژاپن ابرقدرت  شرق آسیا همه  چیز اژدهای  خفته را به آتش کشید ؛ چینی ها که از خواب صد ها ساله بیدار شده بودند ،یا بهتر است بگوئیم از خواب پریده بودند با دست و پای سوخته خاکستر نشین شدند ؛با شکست ژاپن و در پایان  جنگ جهانگیر دوم ملت بزرگ  چین  کمر راست کرد  وبا آمال وآرزوهای فراوان از میان خاکستر هاسربرآورد ؛ در ابتدا ملی گرا ها مردم  شیفته آزادی و پیشرفت را دور خود گرد آوردند ؛ ولی خیلی زود  دریافتند  که  در رهبری مردم  تنها نیستند ؛شیفتگان کمونیست در همه جا بصورت تصاعدی در حال هجوم و پیشرفت بودند و تا  ملی گرا ها  چشم باز کردند خود را در جزیره تایوان تنها یافتند .

انقلابیون مارکسیست در بدو تاسیس جمهوری خلق چین با الگو برداری از سوسیالیسم پا گرفته در کشور شورا ها  قصد  عبور از مرحله  فئودالی  به  صنعتی را داشتند و لی  خیلی زود به این باور رسیدند که سو سیا لیسم آنان باید خاص خودشان باشد به همین منظور مائوایسم های دوآتیشه برای حدود ربع قرن درب هارا بروی همه کس و همه چیز بستند حتی علم و تکنولوژی جدید  ؛ آنها کارگاه های کوچک را فعال کردند و حتی در منا زل با همان روش های زمان فئودالیته کوره های ذوب فلز براه انداختند و تاتوانستند میخ . سوزن . ناخنگیر و ...  تولید کردند.

در اواسط دهه هفتاد خسته از صنعت " آشپزخانه ای – حیاط خلوتی " با احتیاط درب ها را باز کردند وسعی کردند با همه رابطه بر قرار کنند ؛ در اولین گام با توجه به دور بودن از علم و تکنولوژی روز دنیا ، شروع به پرورش  تکنسین ها  و متخصصین نمودند ؛  که خوشبختانه همین افراد  تحصیل کرده دراواخر دهه هشتاد بصورت پاشنه اشیل حزب کمونیست باعث شکست تابوی آنان گردید .

شورای رهبری حزب به این باور رسیده بود که نیاز به روی آوری به صنعت مدرن را دارند ؛ آنها در اولین گام  دوباره قصد الگو برداری از برادر بزرگتر را داشیتند ولی خیلی زود در یافتند که خرس پیردارد نفس های آخررا میکشد و دیگرامیدی به او نیست ؛ حال حزب کمونیست چین دو راه حل پیش رو داشت ؛ یا دوباره درلاک خود فرومی رفت ویا مانند رفقای مارکسیست تن به اصلاحات اجباری دهد و شاهد مرگ رویاهای سوسیالیستی – حزبی خود باشد .

ولی در میان تعجب  همگان  آنها  راه حل سوم را ارائه دادند به این شکل که با حفظ تمامی شعار ها و دیکتاتوری کامل حزبی ؛ کشور راتبدیل به ابر دولت کاپیتالیستی نمایند.

دولتمردان آنقدر ازاین تصمیم مضحک به ذوق آمده بودند که حتی فکر کوچکترین اعتراض ومخالفتی را هم نمی کردند .

جوانان تحصیل کرده و آشنا به علم روز که پایان این راه مسخره را پیشبینی میکردند از اعضاء پیر ودر پیله فرو رفته حزب خواستند به آنها هم اجازه هم فکری بدهند  ؛  ولی این در قاموس  حزب  جائی نداشت  ؛ معترضین به برنامه های  نا بخردانه حزب حاکم  به میدان صلح آسمانی آمدند و با اعتراض به  برنامه های احمقانه  آنها ، خواستار مشا رکت در اداره  امور کشورشان  شدند ؛ ولی  حکومت به وحشیانه ترین شکلی آزادیخواهان را سرکوب کرد و در کشور حکومت نظامی اعلام نمود .

در ابتدا کشورهائی  که با دولت چین روابط  کوچک تجاری داشتند  در اعتراض به کشتار های وسیع و بازداشت های  غیر قانونی ؛  بنگاه های  خود را  بستند ،  ولی خیلی زود بازگشتند ، ولی این بار با روابطی صد ها بار گسترده تر .
 
وقتی هنک کنگ  به  چین  واگذار میشد  تمامی طرف داران سرمایه داری زانو غم در بغل گرفته و گفتند بزودی اژدها ، کوالا کوچک را خواهد خورد ؛ بهمین دلیل عده زیادی آماده فرارازهنگ کنگ شدند ؛ ولی بعد از چندی همگان با کمال تعجب دیدند که چطور کوالا ، براحتی اژدها را بلعید .

درهمان روزها که قرارداد الحاق هنک کنگ ازانگلستان به چین به امضأ رسید؛ یکی ازسردمداران حزب کمونیست با شوق آرزو می کرد که  تا سال  1997  زنده بماند و شاهد پیوستن هنگ کنگ به کشور بزرگ چین باشد .

کاش او امروزهنوزهم زنده باشد والبته نه با عینک حزبی بلکه از نگاه مردم زیر ستم  چین ؛  شاهد مرگ ارزش های انسانی و زندگی برده وار مردمش باشد.

در فردای انفجارحیوانی درندگی در میدان صلح آسمانی پکن ؛ خفقانی مرگ بار بر کشور سایه افکندحکومت با شعارهای سوسیالیستی میلیونها کارگر مجانی را تقدیم کارخانه های وابسته به کمپانی های چند ملیتی نمود  ؛ در حال حاضر کشور تبدیل  به  اردوگاه بزرگ  کاراجباری  شده است  که در آن کارگران با روزانه 13 ساعت کار مداوم  ؛ له و لورده تحویل خوابگاه ها میشوند  ؛ در کار گاه ها و  کارخانه ها شرایط قانونی و همچنین انسانی محیط کار در نظر گرفته نمیشود ودر معادن که وضع ازاین هم اسفبار تر است  ؛ هر ماهه  شاهد  فروریختن  معادن هستیم  ؛ در این حوادث نا گوار ده ها وگاهی حتی صدها کارگر بی گناه زیر آوار میمانند و بعلت نبود امکانات جهت نجات جانشان همان جامدفون میشوند ؛ و دولت هم هیچگونه تلاشی جهت استفاده ازعلم وتکنولوژی جدید برای ایمنی معادن انجام نمیدهد ، چون درآن صورت با بالا رفتن هزینه ها دیگر نمی تواند کالای ارزان قیمت تولیدکند.
با مشاهده برخورد وتلاش دولت شیلی جهت نجات جان 33معدنچی آن کشور؛ به عمق بی تفاوتی حکومت چین نسبت به حقوق انسانی خلقش پی می بریم .
حزب کمونیست با تبلیغ فراوان که صد البته مصرف خارجی هم دارد سعی میکند قشر منتخبی را که در راس کارخانه ها و همچنین بنگاه های کوچک  تجاری قرار دارند سمبل مردم چین  جدید  معرفی کرده و عنوان کند که این شکل زندگی در انتظار تمامی مردم چین است . دروغی به بزرگی دیوار چین که حتی خودشان هم  نمیتوانند آنرا باور کنند  ؛  اگر قرار باشد  تمامی  کارگران کشور به این  شکل زندگی کنند و حقوق گزاف بگیرند دیگر چه کسی در "زندان – کارخانه "ها کالای ارزان قیمت تولید کند .
صنعت چین با عرضه کالاهای بی کیفیت و با الحاق  برچسب و برند های  معروف  اعتماد جهانی را نسبت به سلامت اجناس از بین برده  ؛  دور زدن قوانین  بین المللی  فقط  به عدم  رعایت  حق کپی رایت محدود نمی شود ؛ تمامی قوانین  تا وقتی با ارزشند  که بتوانند منافع حکومت را تامین  کنند  ؛ بعضی از قوانین باز دارنده هر چند از طرف بقیه کشور ها لازم الاجرا باشند ،  چون عدم  رعایت آنها باعث شکوفائی اقتصاد می شود ، اجباری در انجام آن نمی بینند .
یک نمونه همین قطع نامه تحریمی 1929  شورا امنیت بر علیه حکومت مذ هبی ایران می باشد ،دولت چین در حالی که یکی از امضا کنندگان اصلی آن بود ، در حال حاضر تبدیل به تأمین کننده اصلی کالاهای تحریمی شده .
صنعت چین با ساخت و عرضه اجناس بی کیفیت ضربه بزرگی به قشر کارگری تمامی کشور ها زده .

در اعتقاد سوسیالیستی  مرزی  بین کارگران  کشور های مختلف وجود ندارد و منافع  همه به هم گره خورده ؛ ولی در حال حاضر ماشین ویرانگر زرد بصورتی  افسار گسیخته  براه افتاده و زیر  چرخ هایش ،لاشه له شده کارگران تمامی کشورهای فقیر و غنی جهان قرار دارند ودر زمین های سوخته پشت سرش ، صنعت و همچنین روابط اجتماعی نابود شده .

این سرطان صنعتی ، اقتصادی ، سیاسی و.... حتی به فرهنگ و صنایع دستی کشور ها هم  رحم نمیکند  قالی ایرانی را در ایران ، کفش ایتالیائی را در ایتالیا و..... عرضه می کند .

دولت چین باید بداند که هرراهی را پایانی است وقتی این هجوم ملخ وار همه جا را نابود کرد و به محل کنونی رسید ،دیگر زمین های سوخته پشت سرش نیستند ، بلکه در مقابلش قرار دارند ؛میباید از دولت چین پرسید برای آن زمان چه برنامه ای دارد ؟
حزب کمونیست چین باید به این باور برسد که قرن 21 دیگر جای حکومت دیکتاتوری تک حزبی نیست ؛ باید که برگردند به میدان صلح آسمانی و با ارزش گذاشتن به تمامی افکار ، دولتی  واقعا" مردمی تشکیل دهند .

خوشبختانه کمیته نوبل ، جایزه صلح نوبل سال 2010 رابه احترام مردم بزرگ چین به قهرمان آنان  "  لو  شیائوبو  " اعطأ نمود  ولی متأسفانه در کنار این ؛ پیشرفت ده ساله  دولت را هم ستود ؛ کاش بجای این کار؛ به احترام قربانیان این پیشرفت یعنی معدن چیان زنده بگور و محکومین بکار اعلام یک دقیقه سکوت میکرند .

امروزه همگان به این باور  رسیده اند که با نخریدن کالاهای چینی هم به مردم خود کمک کنند وهم به خلق مسخ شده کشور افسانه ای چین بزرگ .


محمد سبزواری

منبع:پژواک ایران