ترور معنوی، ادامه ترور فیزیکی
احد قربانی دهناری

 

انقلابی به بلندای امید همه مردم ایران که با فداکاری و جانبازی نسل ها پیروز شد با سرعتی باورنکردنی شکست خورد و همه امیدها به یاس گرایید.

سرکوب گسترده و خشن و ترور خمینی، خلخالی ها و لاجوردی ها فداکارترین فرزندان مردم را به مرگ محکوم کرد. عده معدوی جان سالم بدر بردند و هم اکنون پرچم مباره ای دشوار و نفسگیر علیه جمهوری اسلامی را برافراشته نگه می دارند.

ترور در داخل و خارج از کشور و قتل های زنجیره ای هر کسی را محبوبیتی داشت و یا توان سازماندهی و افشاگری رژیم را داشت از سر راه برداشت. از محمد مختاری تا شاپور بختیار، از قاسلمو تا فریدون فرخزاد.

داس مرگ انقلاب اسلامی طرفداران انقلاب را نیز بی بهره نگذاشت. شریف ترین فرزندان مردم، هزار هزار در جنگ کشته شدند و خانواده زحمتکش آنها داغدار شدند. حتی فرزندان مردم به عملیات های لو رفته گسیل شدند. (به تاریخ جنگ ایران و عراق و به ویژه عمليات كربلای چهار رجوع کنید.)

انحصار طلبی و خشونت جمهوری اسلامی را مرزی نیست. آنها نه تنها طرفداری رژیم سابق، چپ ها، ملی گرایان را با قساوتی که فقط در حملات اعراب و مغول ها و داعش دیده شده، سرکوب کردند، همراهان خود از شریعتمداری، بنی صدر، تا خاتمی، موسوی و کروبی و اخیرن احمدی نژاد را هم بی بهره نگذاشتند.

انحصارطلبی از یک سو، بی کفایتی در سیاست های داخلی و خارجی، بی قانونی و ملوک الطوایفی روحانیون، فساد، گرانی، بیکاری، سقوط اخلاقی و فحشا، بی آیندگی جوانان، انزوای داخلی و خارجی، هیچ محبوبیت و مشروعیتی برای جمهوری اسلامی به جای نگذاشته است.

پیامد سرکوب داعش وار و گسترده سازمانها، احزاب و شخصیت ها، علی رغم زندگی مشقت بار زحمتکشان، علیرغم ریزش ها پی در پی طرفداران نظام، جنبش رهایی بخش مردم از یوغ جهموری اسلامی انسجام و سخنگوی کارا ندارد.

جمهوری اسلامی که به درستی بقای خود را نه در بر آوردن نیاز مادی و معنوی مردم، بلکه در سرکوب و ریشه کن کردن مخالفان و ایجاد حکومت ترور و وحشت می بیند، سرکوب شخصیت ها، تشکل های مدنی و رسانه های اجتماعی را تشدید کرده است. (هیچ حزب و یا سازمانی موثری در ایران نمانده که جمهوری اسلامی وقتش را تلف کند.)

 

تو هم، بروتوس؟

شوربختانه، هم سویی جدی بین برخی از فعالین رسانه های خارج از کشور با جمهوری اسلامی وجود دارد و توپخانه سنگین حملات آنها متوجه فعالین افشاگر رژیم جمهوری اسلامی است.

زمانی که سردمداران حکومت اسلامی ایران سرکوب و دستگیری و زندانی کردن و تواب سازی را به اوج رساندند، بی شرمانه گفتند: ما آنهایی را که کلاشینکوف و قلم را زمین گذاشتند تا بافور در دست نگیرند، رها نمی کنیم. آنها به خوبی نقش افشاگری و تشکل را درک می کنند. بقای آنها  در جلوگیری از تشکل مردم و روشنگری، افشاگری و آگاه سازی است.

رسانه های جمعی مدرن امکانات وسیعی برای آزادی بیان ما فراهم آورده است و تا حدودی از اثر سانسور جمهوری اسلامی کاسته است. اما، این امکانات وسیع، مسئولیت فرد فرد ما را بی نهایت خطیر کرده است. در قضاوت ها و داوری ها باید مسئولیت خود را درک کنیم. بین روشنگری و افشاگری از یک سو و اتهام و افترا مرز ظریف و قابل عبوری است که وسواس و انصاف سترگ می طلبد.

با شخصیت های سیاسی-اجتماعی، با سازمانها و احزاب، با مطبوعات و رسانه ها با رواداری، با احترام و سپاسگزاری برخورد کنیم. آینها سرمایه های بی بدیل ما برای مبارزه سخت ما در راه نیل آزادی، عدالت و کرامت انسان ها و مبارزه با حکومت داعشی جمهوری اسلامی ایران هستند.

 

۶ دی ماه ۱۳۹۶

احد قربانی دهناری

گوتنبرگ، سوئد

ahad.ghorbani@gmail.com

http://ahad-ghorbani.com

http://www.facebook.com/ahad.ghorbani.dehari

https://t.me/AhadGhorbaniDehnari

 

Spiritual Assassination, Continuation of the Physical Assassination

 

منبع:پژواک ایران