آیا داعش شکست خورد؟
احد قربانی دهناری

 
این روزها در خبرها می خوانیم که آخرین شهرهای دولت اسلامی، داعش، سقوط کرد و عده ای این پیروزی را جشن می گیرند. آیا داعش شکست خورد؟ علل تولید، بازتولید و ماندگاری و جانسختی داعش و جریانات داعش سان در چیست؟
برای درک این پدیده باید نگاهی بیندازیم به تاریخ جریانان داعش سان، علت پیدایش آنها و چگونگی سرکوب آنها.
 
شهر رقه بعد از بازپسگیری از داعش
نمونه های تاریخی داعش سان ها
شیوه قدرت گیری داعش جدید نیست. شیوه ترور لجام گسیخته بارها درتاریخ کارایی خود را نشان داده است.
 
پیدایش اسلام
محمد ماهرانه تر از سرمایه داران غرب نه تنها از حوریان بلکه از غلمان هم در تبلیغاتش برای آن جهان اگر در جنگ برای تصاحب مال، برده و زن، حتی زن شوهردار، غنیمتی که در جهاد بدست آید حلال است، لشکری جنگجو و قدار سازمان داد که لرزه بر اندام شهرنشینان بی پناه انداخت و بسیاری از شهرها برای نابود نشدن صددرصدی بی مقاومت تسلیم شدند. همچون گریختن نظامیان عراق در برابر داعش.
مردانی خشن و خونریز از سرزمینی خشک و بی برکت (هنوز نفت عربستان کشف و بهره برداری نشده بود) در ظاهر برای خدا ولی در باطن برای دست یافتن به ثروت و دسترنج مردم کشورهای همسایه و شهرها و روستاهایی که با تمدن دیرینه، کار و ابتکار زحمتکشان یدی و فکری لبریز از حوایج زندگی و نعمات مادی بود یورش بردند. محمد قبیله های بی چیز دائمن در جنگ بر سر نعمات ناچیز را متحد و به سوی نعمات خیره کننده سوریه، شام، ایران و روم، سرزمین های پر برکت با زنان زیبا و اغنام و احشام بیشمار هدایت کرد. (درست همانطوری که جوان خارجی تبار حاشیه لندن و برلین که حتی قادر به همصحبتی با یک زن نبود در حکومت داعش می توانست چند زن و حتی برده زن داشته باشد.). و جانشینان محمد نشان دادند پیروان راستین او هستند و درس او را به خوبی آموختند:
در تاریخ زین الاخبار نوشته ابوسعید گردیزی (نوشته شده در سال ۴۲۸ هـ.خ.) می خوانیم:
پس سلیمان بن عبدالملک [هفتمين خليفه اموى]، خراسان یزید بن مهلب را داد دیگر باره و یزید پسر خویش مخلد را به خلیفتی خویش به خراسان فرستاد و یزید خود بر اثر او بیامد، هم اندر سنه سبع و تسعین [۶۷] و وکیع بن ابی سود را بگرفت و کارداران قتیبه بن مسلم را شکنجه های بسیار کرد و خواست های ایشان بستد و مال بسیار از آنروی جمع کرد و از مرو سوی گرگان رفت، اندر سنه ثمان و تسعین از راه نسا، از جانب دژآهنین و گرگان بگشاد و چون بازگشت، گرگانیان دیگر مرتد شدند.
پس یزید بن المهلب دیگر باره لشکر بساخت و به گرگان رفت. مردمان گرگان اندر کوه گریختند و یزید از پس ایشان اندر کوه شد و دوازده هزار مرد از ایشان بکشت و سوگند خورد که تا بخون گرگانیان آسیاب نگرداند و آرد نکند بدان آسیاب و از آن نان نپزد و بدان نان چاشت نکند، از آنجا نرود.
و چون مردم همی کشتند و خونهایشان همی بفسرد [دلمه می شد] و از جا نمی رفت. پس یزید را گفتند، بفرمود تا آب افکندند و آسیاب بگشت و آرد کردند و از آن آرد نان پختند تا او بخورد و سوگند خویش راست کرد و شش هزار برده از گرگانیان بگرفت و همه را به بندگی بفروختند و فتحنامه نوشت سوی سلیمان بن عبدالملک بفتح گرگان و گفت: "این ولایت را از گاه شاپور ذوالاکتاف کس نکشاد و کسری پسر هرمز و عمر بن الخطاب و هر کس قصد کردند بر همه بسته بود، کس را دست بدین ولایت نرسید و اکنون امیرالمؤمنین را گشاده گشت." (زین الاخبار، تصحیح عبدالحی حبیبی، ص ۲۵۱)
در آینه پیدایش و گسترش اسلام پدیده داعش را بهتر درک می کنیم. در آینه داعش خشونت جنگجویان عرب در گسترش اسلام را راحتر می توانیم هضم کنیم.
 
صفویان
زمان قیام شاه اسماعیل مردم ایران بیشتر سنی شافعی و عده ای سنی حنفی بودند و تعداد شیعیان در ایران خیلی کم بود. شاه اسماعیل با سازمان دادن قزلباش که فرمانبردارنی بی و چون چرا بودند و حتی وقتی زمین می خوردند و درخواست کمک الهی می کردند می گفتند: "لا الٰه إلاّ الله، اسماعیل وَلِیّ الله". شاه اسماعیل به ضرب شمشیر ایران را شیعه کرد و یکبار دیگر کارایی شیوه کشورگشایی محمد و جانشین های او را ثابت کرد.
شاه اسماعیل صفوی، بعد از پیروزی بر الوند میرزاى بایندرى در جنگ «شرور» در سال ۹۰۷ هـ.ق. دستور داد تا سه خلیفه ابوبکر، عمر و عثمان را در کوچه و خیابان لعنت کنند و «هر کس خلاف کند سرش از تن بیندازند (احسن التواریخ روملو، ص ۶۱). او با قساوت ایران را شیعه کرد و عملکرد خود را به «حضرت ائمه» نسبت مى‏داد و مدعى بود که کسب دستور از ائمه، چه در بیدارى و چه در رؤیا می کند.
با اینکه مردم تبریز در برابر شاه اسماعیل مقاومتی نکردند و همه جای شهر پارچه سرخرنگی که نشان شاه اسماعیل بود، آویختند و کاملن از او فرمانبرداری کردند، شاه اسماعیل با کسب دستور از ائمه بیش از بیست هزار نفر از مردم تبریز را قتل عام کرد.
در حمله شاه اسماعیل به مازندران، کیا حسین چلاوى، فرمانرواى مازندران در دژ فیروزکوه پناه گرفت، بعد از قتل عام ده هزار تن از طرفدارانش، او را در قفسى آهنی زندانی کرد و او از اضطرار گردنش را بر یکى از سیخهاى سرتیز قفس چنان فشرد تا مرد. با این حال جسد او را همچنان در قفس به همراه سپاه تا اصفهان بردند و در آنجا آتش زدند. (حبیب السیر، ج ۴، ص ۴۷۸).
 
باسماچی
شورش ایذایی باسماچیان در ترکستان، علیه حکومت نوبنیاد شوروی، عمدتن از سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۰ یکی از نمونه های داعش سانان در دوران معاصر است. آنها در شقاوت و بیرحمی و شیوه مبارزه از پیشگامان داعش سانان امروزی هستند، قتل عام می کردند، راه آهن ها و کارخانه های پنبه پاکنی را نابود می کردند. آنها خواهان تشکیل «خلافت اسلامی» بودند و فرمانده خود انورپاشا، وزیر جنگ سابق عثمانی، را «فرمانده کل قوای اسلام و داماد خلیفه پیامبر» می‌خواندند.
 
فدائیان اسلام
جمعیت فدائیان اسلام که در دهه ی ۱۳۲۰ خورشیدی، به رهبری مجتبی نواب صفوی با هدف برقراری حکومت اسلامی تشکیل شد و حمایت ضمنی روحانیت شیعه و حمایت مالی آنها، از آن میان خمینی را با خود داشت، نمونه داعش سانان ایران مدرن بود.
فدائیان اسلام که جانبازی داعش سان را با خشونت فراگیر تلفیق کردند، و در بهمن ۱۳۳۱ برای مقابله با مخالفان خود «کمیته مجازات» زیر نظر عبدالحسین واحدی تشکیل دادند و با کمک مالی روحانیت شیعه آنرا مسلح کردند.
در سال ۱۳۲۴ احمد کسروی، تاریخ‌نگار آزاده ایران و منشی‌اش را با ضربات چاقو ترور کردند. سپس بین سال ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲ دو نخست‌وزیر ایران، عبدالحسین هژیر و حاجی‌علی رزم‌آرا را ترور کردند. آنان همچنین سوء قصدهای ناموفقی را به جان وزیر امور خارجه دولت مصدق حسین فاطمی و حسین علاء ترتیب دادند. آنها با شیوه داعش حکومتی شبیه داعش در نظر داشتند. ولی موفق نشدند و یکی از حامیان آنها خمینی راه آنها را پی گرفت.
 
سلفی ها
سَلَفی ها گروهی از سنی ها هستند که خود را پیرو سلف صالح(صحابه، تابعین و تابع تابعین) می‌دانند و در عمل و اعتقادات خود از پیامبر اسلام، صحابه و تابعین تبعیت می‌کنند. سلفی‌ها تنها قرآن و سنت را منابع احکام و تصمیمات خود می‌دانند. سلفی گری دو رکن اساسی دارد: یکی بازگشت به شیوهٔ زندگی و مرام سلف صالح و در نهایت سنت حجاز و به خصوص سنت اهل مدینه در ۱۴۰۰ سال پیش، و دوم مبارزه با بدعت، یعنی هر چیزی که سلفی‌ها جدید و خلاف سنت می‌دانند.
مشهورترین گروه‌های الهام گرفته از سلفی‌گری اخوان‌المسلمین، جماعت اسلامی، وهابیان و القاعده هستند. در دیدگاه جهادگرایی سلفی ها، شیعیان و صوفیان مسلمان نیستند و باید نابود شوند. این توجیه گر خشونت های باورنکردنی آنهاست. با خونسردی و بنام خدا برای کشتن بیش از سیصد نفر در مسجد، خانه خدا، نقشه می کشند
 
جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی که خود یک حکومت داعش سان است، با این تفاوت که می خواهد قساوت اسلامی در حکومت را با بهره گیری از مشروعیت و روابط بین المللی تلفیق کند، با تیرباران در مدرسه رفاه پیاده کردن اسلام راستین در ایران را شروع کرد. با جنگ های ترکمن صحرا و کردستان، اعدام زندانیان و حتی آنهایی که محکومیت آنها برطبق قوانین خود حکومت اسلامی تمام شده بود، قتل های زنجیره ای، ترورهای خارج از کشور، . . . ادامه داد.
جمهوری اسلامی در چند مولفه در برآمدن داعش سانان کمک کرد:
الف) فقط وجود حکومت مذهبی شیعه جمهوری اسلامی خود الهامبخش اسلامگرایان شد. اندیشه اسلامگرای ایرانی که با اشاعه علم و دانش و نوسازی و روشنگری و فعالیت ملی گرایان و چپ ها، بسیار ضعیف شده بود، دوباره جان گرفت. بدون روی کار آمدن یک حکومت سکولار در ایران و کوتاه کردن دست روحانیت شیعه و نوکران بی عمامه آنها از سیاست داخلی و خارجی ایران، تضعیف و نابودی داعش، خیالی خام است.
ب) جمهوری اسلامی با دامن زدن به شیعگری، جنگ مذهبی و اختلافات بین شیعه وسنی را دامن می زند. وجود یک حکومت شیعه ای با برداشت عمومی سنی ها از شیعه خود دامن زدن به جنگ است و این چرخه باطل تا برآمدن حکومت های سکولار در ایران ادامه خواهد یافت.
پ) با کمک مالی و تسلیحاتی عقب مانده ترین قشرهای مسلمانان کشورهای دیگر، ارتجاعی ترین و خرافاتی ترین بخش اسلام را که با پیشرفت دو سده اخیربه فراموشی سپرده شده بود، زندگی دوباره می بخشد. از این راه هم در حکومت کشورهای دیگر دخالت می کند و هم در معادلات سیاسی بین المللی باج می گیرد.
می توان از سران جمهوری پرسید آیا آنها وجود گروهی مخالف در جامعه ایران را تحمل می کنند، که گروه مخالف در لبنان را مسلح می کند؟
 
علل پیدایش داعش سان ها
پیدایش داعش علل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، تاریخی، ایدئولوژیک و فرهنگی گوناگون دارد. هر چند این گروه اینجا و آنجا پس رانده شوند، بدون برخورد به ریشه ها، دوباره چون قارچ در محیط مناسب رشد می کنند. برخی از مهمترین آنها به قرار زیر است:
 
روابط بین المللی مداخله گرانه
یکی از اصلی ترین علل پیدایش داعش سانان ریشه در روابط بین المللی مداخله گرانه قدرت های بزرگ، روابط اقتصادی ناعادلانه بین کشورهای ثروتمند با کشورهای فقیر دارد. آیا کشورهای غنی حاضرند روابط اقتصادی عادلانه تر با کشورهای فقیر برقرار کنند؟ آیا کشورهای غنی حاضرند دست از تولید و فروش سلاح های کشتار جمعی بردارند؟
در بسیاری از موارد کشورهای غربی با دخالت در امور کشورهایی که حکومت های ضدمردمی داشتند، زندگی بس سخت تری را به مردم تحمیل کردند.
 
روابط بین المللی ناعادلانه و فقر
آز بی حد سرمایه داری جهانی شده از یک سو شکاف طبقاتی را تشدید و کشاورزی، دامداری و صنایع کشورها را نابود کرده است. سیل روستائیان کشورهای توسعه نیافته به حاشیه شهرهای بزرگ روان شد و از آنجا بخشی به حاشیه شهرهای بزرگ اروپا رسیدند. این حاشیه نشینان نه در میهن خود و نه در مهاجرت امکان شرکت فعال در تولید و مدیریت جامعه ندارند. بسیاری از جهادگران داعشی از حاشیه شهرهای بزرگ اروپا به حکومت اسلامی پیوستند.
 
نارواداری و حذف
حکومت های ناروادار که سد راه فعالیت سیاسی توده ها و سازمان یافتن مردم در سازمان های مدنی و سیاسی خود می شوند، زمینه را برای بوجود آمدن اکثریتی بی طرف، خاموش و غیرفعال و اقلیتی خشونتگرا آماده می کنند.
هرگاه جلوی مشارکت مسالمت آمیز طبقات و اقشار جامعه در مدیریت و هدایت جامعه گرفته شود، راه برای قهر و خشونت باز می شود. نمونه ایران، سوریه و عراق این پدیده را به خوبی نشان می دهد. انحصارطلبی حکومت شیعی دست نشانده عراق در شکل گیری داعش نقشی انکارناپذیر داشت و حتی در ادامه حیات آن.
 
عدم رعایت کرامت انسانی
امریکا با زندان ابوغریب، اردوگاه بوکا، بازداشتگاه گوانتانامو و . . . از یک سوی با توهین و بدرفتاری به جهادگران به آنها وجهه بخشید و از سوی دیگر با جمع کردن آنها در یک مکان به آنها امکان تماس و سازماندهی داد.
 
کمربند سبز
دورانی در خاورمیانه حکومت های ملی و چپ و حتی حکومت های وابسته به غرب با تمایل توسعه ملی، وجود داشت، کشورهای غربی برای مقابله با آنها دست به دامن اسلامگرایان زدند. حمایت بیدریغ و مسلح کردن مجاهدین افغان در برابر حکومت دکتر نجیب‌الله و حمایت ضمنی از خمینی در مقابل شاه اصلی ترین عامل پیدایش مجاهدان افغان، داعش و جمهوری اسلامی در منطقه است.
 
سرکوب ملی گرایان و چپ ها
غرب بجای کنارآمدن با حکومت های چپ و ملی گرای منطقه که واکنشی بود به عدم رفاه، رشد و توسعه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشورهای منطقه، و روابط ناعادلانه کشورهای غنی و فقیر، دست به نابودی آنها زد. این نابودی، میدان را برای اندیشه های عقب مانده که تا حدوی با پیشرفت رفاه، علم، دانش و تکنولوژی تضعیف شده بود ولی ریشه کن نشده بود، باز کرد. این بار اندیشه های واپسگرا خود را با سلاح جنگی و رسانه های گروهی جدید مجهز کردند و در بستر عدم حضور احزاب، گروه ها و شخصیت های سیاسی-اجتماعی چپ و ملی گرا، با عوامفریبی و بعد از به قدرت رسیدن با خشونت غیرانسانی، جای پای محکم کردند.
 
سرکوب اسلام روادار
سرکوب اصلاح طلبان بدست جمهوری اسلامی در ایران دو پیامد بنیادی داشت:
الف) رهبران و کادرهای اصلاح طلب و طرفداران همزیستی مسالمت آمیز در ایران از دستگاه تصمیم گیری ایران کنار زده شدند.
ب) حکومت ها منطقه و اسلامگرایان تندروی سنی را به وحشت و حرکت درآورد. آنها در حکومتی که ریزش بدنه آن از طرفداران خودش، چون شریعتمداری، مجاهدین و بنی صدر، موسوی و کروبی و حتی احمدی نژاد، چهره ناروادار و خشن و متجاوز حکومت شیعه را دیدند نه تنها دستش به خون هزاران مجاهد و چپ، بلکه حتی شیعه و سنی آغشته است و برای پیشبرد اهدافش از نان شب کودکان کارتن خواب می زند و حزب الله لبنان، حشد الشعبی عراق و حوثی های یمن را مسلح می کند.
 
شیوه مبارزه با داعش سانها
مبارزه با داعش سانان بدون مبارزه با عوامل پیدایش داعش غیر ممکن است. مبارزه با داعش با شیوه ای که داعش تحمیل می کند عملی نیست. مبارزه با داعش بدون هماهنگی بین المللی ممکن نیست.
 
عدم برخورد با ایدئولوژی داعش
تمام دورانی که با داعش و جریانات داعش گونه مبارزه می شود با آنها مبارزه ایدئولوژیکی و ریشه ای نمی شود. علت بنیادی این خوداری، همسانی بنیان ایدئولوژیک داعش و سرکوبگران آنها است.
برای بر خورد ایدئولوژیک باید بنیان های ایدئولوژیک داعش سان ها را نقد کرد. شوربختانه این بنیان با همان سیاستی که در ایران و ترکیه و سوریه سرکوب می کند، یکی است. برای همین این کارد هرگز دسته خود را نمی برد.
باید پرسید اینهمه خشونت چگونه توجیه می شود؟
باید پرسید برده داری چگونه توجیه می شود؟
باید پرسید قتل عام ها چگونه توجیه می شود؟
اگر از اسلام، سنت و قرآن نیست، پس داعش از کجا آورده است؟
چه کسانی به داعش پول می‌دادند و می دهد، و انگیزه آنها از این کمک چیست؟
برخورد ریشه ای و جواب روشن به پرسش ها بالا موجودیت مدعیان سرکوب داعش را به خطر می اندازد.
کدام محیط اجتماعی-اقتصادی، فرهنگی و اندیشه ای داعش‌ساز است؟. بوکوحرام، الشباب، گروه زرقاوی، طالبان، القاعده، داعش، حشد الشعبی و . . . چگونه شکل گرفتند و گسترش یافتند؟
این کدام فرهنگ و ایدئولوژی است که اینگونه، نفرت از دیگران، نفرت از تمدن جدید بشری و خشونت‌گرایی  را تبلیغ و روش‌های مسالمت‌آمیز مبارزه، حقوق بشر، دموکراسی را تحقیر می کند؟ آیا حذف فیزیکی بخشی از داعش، آن فرهنگی و مرامی که این سازمان های مخوف را پروراند از بین می برد؟ آیا در مقابل این فرهنگ و مرام که سراسر خاورمیانه از خانواده تا دولت ها در می نوردد، رواداری و صلح خواهی و نوع‌دوستی و کاستن از کینه‌ها در نظر و عمل تبلیغ و ترویج شد؟ من نمونه هایی نمی بینم.
 
خشونت
خشونت را نمی شود تنها با خشونت متوقف کرد. برای مبارزه با داعش باید راه حل های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ایدئولوژیکی و اقتصادی پیدا کرد. باید امکان یارگیری و قدرت گیری و گسترش سازمان های داعش سان را محدود کرد (ایران و ترکیه نمی توانند به راحتی از شمول خارج شوند). باید امکان دسترسی آنها به اسلحه را بست. باید امکان تجارت آنها با جهان و تامین تدارکات را غیرممکن کرد. مدعیان سرکوب داعش، مستقیم و غیرمستقیم، در این دادو ستد شرکت دارند، برای همین سیل اسلحه و تدارکارت به داعش قطع نمی شود.
در سطحی وسیع تر و در میان جوانان، نمی توان یک جهانبینی‌ را با اسلحه به زانو درآورد. جوانان را باید  با طرح افکار بهتر و افق‌هایی روشنتر، جذابتر و قانع کننده تر به توانایی خود و آینده امیدوار کرد. این کار به همان اندازه که در حاشیه شهرهای بغداد، قاهره، کابل، تهران و . . . لازم است که در حاشیه شهرهای برلین، لندن، پاریس، هلسینکی و . . ..
 
جمعبندی
داعش و داعش گونه ها سرکوب نشدند بلکه توازن قوا کمی تغییر کرد و مهره های این شطرنج کمی جابجا شد. شهری را با زور از دست داعش گرفتند.  مبارزه همه جانبه، بنیادی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، تبلیغی، ترویجی و ایدئولوژیک با داعش دامن امریکا، اروپا، روسیه، ایران و ترکیه را هم می گیرد و کسی حاضر نیست در این جبهه با جدیت نبرد کند.
 
۶ آذر ماه ۱۳۹۶
احد قربانی دهناری
گوتنبرگ، سوئد
آیا داعش شکست خورد؟
این روزها در خبرها می خوانیم که آخرین شهرهای دولت اسلامی، داعش، سقوط کرد و عده ای این پیروزی را جشن می گیرند. آیا داعش شکست خورد؟ علل تولید، بازتولید و ماندگاری و جانسختی داعش و جریانات داعش سان در چیست؟
برای درک این پدیده باید نگاهی بیندازیم به تاریخ جریانان داعش سان، علت پیدایش آنها و چگونگی سرکوب آنها.
 
شهر رقه بعد از بازپسگیری از داعش
نمونه های تاریخی داعش سان ها
شیوه قدرت گیری داعش جدید نیست. شیوه ترور لجام گسیخته بارها درتاریخ کارایی خود را نشان داده است.
 
پیدایش اسلام
محمد ماهرانه تر از سرمایه داران غرب نه تنها از حوریان بلکه از غلمان هم در تبلیغاتش برای آن جهان اگر در جنگ برای تصاحب مال، برده و زن، حتی زن شوهردار، غنیمتی که در جهاد بدست آید حلال است، لشکری جنگجو و قدار سازمان داد که لرزه بر اندام شهرنشینان بی پناه انداخت و بسیاری از شهرها برای نابود نشدن صددرصدی بی مقاومت تسلیم شدند. همچون گریختن نظامیان عراق در برابر داعش.
مردانی خشن و خونریز از سرزمینی خشک و بی برکت (هنوز نفت عربستان کشف و بهره برداری نشده بود) در ظاهر برای خدا ولی در باطن برای دست یافتن به ثروت و دسترنج مردم کشورهای همسایه و شهرها و روستاهایی که با تمدن دیرینه، کار و ابتکار زحمتکشان یدی و فکری لبریز از حوایج زندگی و نعمات مادی بود یورش بردند. محمد قبیله های بی چیز دائمن در جنگ بر سر نعمات ناچیز را متحد و به سوی نعمات خیره کننده سوریه، شام، ایران و روم، سرزمین های پر برکت با زنان زیبا و اغنام و احشام بیشمار هدایت کرد. (درست همانطوری که جوان خارجی تبار حاشیه لندن و برلین که حتی قادر به همصحبتی با یک زن نبود در حکومت داعش می توانست چند زن و حتی برده زن داشته باشد.). و جانشینان محمد نشان دادند پیروان راستین او هستند و درس او را به خوبی آموختند:
در تاریخ زین الاخبار نوشته ابوسعید گردیزی (نوشته شده در سال ۴۲۸ هـ.خ.) می خوانیم:
پس سلیمان بن عبدالملک [هفتمين خليفه اموى]، خراسان یزید بن مهلب را داد دیگر باره و یزید پسر خویش مخلد را به خلیفتی خویش به خراسان فرستاد و یزید خود بر اثر او بیامد، هم اندر سنه سبع و تسعین [۶۷] و وکیع بن ابی سود را بگرفت و کارداران قتیبه بن مسلم را شکنجه های بسیار کرد و خواست های ایشان بستد و مال بسیار از آنروی جمع کرد و از مرو سوی گرگان رفت، اندر سنه ثمان و تسعین از راه نسا، از جانب دژآهنین و گرگان بگشاد و چون بازگشت، گرگانیان دیگر مرتد شدند.
پس یزید بن المهلب دیگر باره لشکر بساخت و به گرگان رفت. مردمان گرگان اندر کوه گریختند و یزید از پس ایشان اندر کوه شد و دوازده هزار مرد از ایشان بکشت و سوگند خورد که تا بخون گرگانیان آسیاب نگرداند و آرد نکند بدان آسیاب و از آن نان نپزد و بدان نان چاشت نکند، از آنجا نرود.
و چون مردم همی کشتند و خونهایشان همی بفسرد [دلمه می شد] و از جا نمی رفت. پس یزید را گفتند، بفرمود تا آب افکندند و آسیاب بگشت و آرد کردند و از آن آرد نان پختند تا او بخورد و سوگند خویش راست کرد و شش هزار برده از گرگانیان بگرفت و همه را به بندگی بفروختند و فتحنامه نوشت سوی سلیمان بن عبدالملک بفتح گرگان و گفت: "این ولایت را از گاه شاپور ذوالاکتاف کس نکشاد و کسری پسر هرمز و عمر بن الخطاب و هر کس قصد کردند بر همه بسته بود، کس را دست بدین ولایت نرسید و اکنون امیرالمؤمنین را گشاده گشت." (زین الاخبار، تصحیح عبدالحی حبیبی، ص ۲۵۱)
در آینه پیدایش و گسترش اسلام پدیده داعش را بهتر درک می کنیم. در آینه داعش خشونت جنگجویان عرب در گسترش اسلام را راحتر می توانیم هضم کنیم.
 
صفویان
زمان قیام شاه اسماعیل مردم ایران بیشتر سنی شافعی و عده ای سنی حنفی بودند و تعداد شیعیان در ایران خیلی کم بود. شاه اسماعیل با سازمان دادن قزلباش که فرمانبردارنی بی و چون چرا بودند و حتی وقتی زمین می خوردند و درخواست کمک الهی می کردند می گفتند: "لا الٰه إلاّ الله، اسماعیل وَلِیّ الله". شاه اسماعیل به ضرب شمشیر ایران را شیعه کرد و یکبار دیگر کارایی شیوه کشورگشایی محمد و جانشین های او را ثابت کرد.
شاه اسماعیل صفوی، بعد از پیروزی بر الوند میرزاى بایندرى در جنگ «شرور» در سال ۹۰۷ هـ.ق. دستور داد تا سه خلیفه ابوبکر، عمر و عثمان را در کوچه و خیابان لعنت کنند و «هر کس خلاف کند سرش از تن بیندازند (احسن التواریخ روملو، ص ۶۱). او با قساوت ایران را شیعه کرد و عملکرد خود را به «حضرت ائمه» نسبت مى‏داد و مدعى بود که کسب دستور از ائمه، چه در بیدارى و چه در رؤیا می کند.
با اینکه مردم تبریز در برابر شاه اسماعیل مقاومتی نکردند و همه جای شهر پارچه سرخرنگی که نشان شاه اسماعیل بود، آویختند و کاملن از او فرمانبرداری کردند، شاه اسماعیل با کسب دستور از ائمه بیش از بیست هزار نفر از مردم تبریز را قتل عام کرد.
در حمله شاه اسماعیل به مازندران، کیا حسین چلاوى، فرمانرواى مازندران در دژ فیروزکوه پناه گرفت، بعد از قتل عام ده هزار تن از طرفدارانش، او را در قفسى آهنی زندانی کرد و او از اضطرار گردنش را بر یکى از سیخهاى سرتیز قفس چنان فشرد تا مرد. با این حال جسد او را همچنان در قفس به همراه سپاه تا اصفهان بردند و در آنجا آتش زدند. (حبیب السیر، ج ۴، ص ۴۷۸).
 
باسماچی
شورش ایذایی باسماچیان در ترکستان، علیه حکومت نوبنیاد شوروی، عمدتن از سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۰ یکی از نمونه های داعش سانان در دوران معاصر است. آنها در شقاوت و بیرحمی و شیوه مبارزه از پیشگامان داعش سانان امروزی هستند، قتل عام می کردند، راه آهن ها و کارخانه های پنبه پاکنی را نابود می کردند. آنها خواهان تشکیل «خلافت اسلامی» بودند و فرمانده خود انورپاشا، وزیر جنگ سابق عثمانی، را «فرمانده کل قوای اسلام و داماد خلیفه پیامبر» می‌خواندند.
 
فدائیان اسلام
جمعیت فدائیان اسلام که در دهه ی ۱۳۲۰ خورشیدی، به رهبری مجتبی نواب صفوی با هدف برقراری حکومت اسلامی تشکیل شد و حمایت ضمنی روحانیت شیعه و حمایت مالی آنها، از آن میان خمینی را با خود داشت، نمونه داعش سانان ایران مدرن بود.
فدائیان اسلام که جانبازی داعش سان را با خشونت فراگیر تلفیق کردند، و در بهمن ۱۳۳۱ برای مقابله با مخالفان خود «کمیته مجازات» زیر نظر عبدالحسین واحدی تشکیل دادند و با کمک مالی روحانیت شیعه آنرا مسلح کردند.
در سال ۱۳۲۴ احمد کسروی، تاریخ‌نگار آزاده ایران و منشی‌اش را با ضربات چاقو ترور کردند. سپس بین سال ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲ دو نخست‌وزیر ایران، عبدالحسین هژیر و حاجی‌علی رزم‌آرا را ترور کردند. آنان همچنین سوء قصدهای ناموفقی را به جان وزیر امور خارجه دولت مصدق حسین فاطمی و حسین علاء ترتیب دادند. آنها با شیوه داعش حکومتی شبیه داعش در نظر داشتند. ولی موفق نشدند و یکی از حامیان آنها خمینی راه آنها را پی گرفت.
 
سلفی ها
سَلَفی ها گروهی از سنی ها هستند که خود را پیرو سلف صالح(صحابه، تابعین و تابع تابعین) می‌دانند و در عمل و اعتقادات خود از پیامبر اسلام، صحابه و تابعین تبعیت می‌کنند. سلفی‌ها تنها قرآن و سنت را منابع احکام و تصمیمات خود می‌دانند. سلفی گری دو رکن اساسی دارد: یکی بازگشت به شیوهٔ زندگی و مرام سلف صالح و در نهایت سنت حجاز و به خصوص سنت اهل مدینه در ۱۴۰۰ سال پیش، و دوم مبارزه با بدعت، یعنی هر چیزی که سلفی‌ها جدید و خلاف سنت می‌دانند.
مشهورترین گروه‌های الهام گرفته از سلفی‌گری اخوان‌المسلمین، جماعت اسلامی، وهابیان و القاعده هستند. در دیدگاه جهادگرایی سلفی ها، شیعیان و صوفیان مسلمان نیستند و باید نابود شوند. این توجیه گر خشونت های باورنکردنی آنهاست. با خونسردی و بنام خدا برای کشتن بیش از سیصد نفر در مسجد، خانه خدا، نقشه می کشند
 
جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی که خود یک حکومت داعش سان است، با این تفاوت که می خواهد قساوت اسلامی در حکومت را با بهره گیری از مشروعیت و روابط بین المللی تلفیق کند، با تیرباران در مدرسه رفاه پیاده کردن اسلام راستین در ایران را شروع کرد. با جنگ های ترکمن صحرا و کردستان، اعدام زندانیان و حتی آنهایی که محکومیت آنها برطبق قوانین خود حکومت اسلامی تمام شده بود، قتل های زنجیره ای، ترورهای خارج از کشور، . . . ادامه داد.
جمهوری اسلامی در چند مولفه در برآمدن داعش سانان کمک کرد:
الف) فقط وجود حکومت مذهبی شیعه جمهوری اسلامی خود الهامبخش اسلامگرایان شد. اندیشه اسلامگرای ایرانی که با اشاعه علم و دانش و نوسازی و روشنگری و فعالیت ملی گرایان و چپ ها، بسیار ضعیف شده بود، دوباره جان گرفت. بدون روی کار آمدن یک حکومت سکولار در ایران و کوتاه کردن دست روحانیت شیعه و نوکران بی عمامه آنها از سیاست داخلی و خارجی ایران، تضعیف و نابودی داعش، خیالی خام است.
ب) جمهوری اسلامی با دامن زدن به شیعگری، جنگ مذهبی و اختلافات بین شیعه وسنی را دامن می زند. وجود یک حکومت شیعه ای با برداشت عمومی سنی ها از شیعه خود دامن زدن به جنگ است و این چرخه باطل تا برآمدن حکومت های سکولار در ایران ادامه خواهد یافت.
پ) با کمک مالی و تسلیحاتی عقب مانده ترین قشرهای مسلمانان کشورهای دیگر، ارتجاعی ترین و خرافاتی ترین بخش اسلام را که با پیشرفت دو سده اخیربه فراموشی سپرده شده بود، زندگی دوباره می بخشد. از این راه هم در حکومت کشورهای دیگر دخالت می کند و هم در معادلات سیاسی بین المللی باج می گیرد.
می توان از سران جمهوری پرسید آیا آنها وجود گروهی مخالف در جامعه ایران را تحمل می کنند، که گروه مخالف در لبنان را مسلح می کند؟
 
علل پیدایش داعش سان ها
پیدایش داعش علل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، تاریخی، ایدئولوژیک و فرهنگی گوناگون دارد. هر چند این گروه اینجا و آنجا پس رانده شوند، بدون برخورد به ریشه ها، دوباره چون قارچ در محیط مناسب رشد می کنند. برخی از مهمترین آنها به قرار زیر است:
 
روابط بین المللی مداخله گرانه
یکی از اصلی ترین علل پیدایش داعش سانان ریشه در روابط بین المللی مداخله گرانه قدرت های بزرگ، روابط اقتصادی ناعادلانه بین کشورهای ثروتمند با کشورهای فقیر دارد. آیا کشورهای غنی حاضرند روابط اقتصادی عادلانه تر با کشورهای فقیر برقرار کنند؟ آیا کشورهای غنی حاضرند دست از تولید و فروش سلاح های کشتار جمعی بردارند؟
در بسیاری از موارد کشورهای غربی با دخالت در امور کشورهایی که حکومت های ضدمردمی داشتند، زندگی بس سخت تری را به مردم تحمیل کردند.
 
روابط بین المللی ناعادلانه و فقر
آز بی حد سرمایه داری جهانی شده از یک سو شکاف طبقاتی را تشدید و کشاورزی، دامداری و صنایع کشورها را نابود کرده است. سیل روستائیان کشورهای توسعه نیافته به حاشیه شهرهای بزرگ روان شد و از آنجا بخشی به حاشیه شهرهای بزرگ اروپا رسیدند. این حاشیه نشینان نه در میهن خود و نه در مهاجرت امکان شرکت فعال در تولید و مدیریت جامعه ندارند. بسیاری از جهادگران داعشی از حاشیه شهرهای بزرگ اروپا به حکومت اسلامی پیوستند.
 
نارواداری و حذف
حکومت های ناروادار که سد راه فعالیت سیاسی توده ها و سازمان یافتن مردم در سازمان های مدنی و سیاسی خود می شوند، زمینه را برای بوجود آمدن اکثریتی بی طرف، خاموش و غیرفعال و اقلیتی خشونتگرا آماده می کنند.
هرگاه جلوی مشارکت مسالمت آمیز طبقات و اقشار جامعه در مدیریت و هدایت جامعه گرفته شود، راه برای قهر و خشونت باز می شود. نمونه ایران، سوریه و عراق این پدیده را به خوبی نشان می دهد. انحصارطلبی حکومت شیعی دست نشانده عراق در شکل گیری داعش نقشی انکارناپذیر داشت و حتی در ادامه حیات آن.
 
عدم رعایت کرامت انسانی
امریکا با زندان ابوغریب، اردوگاه بوکا، بازداشتگاه گوانتانامو و . . . از یک سوی با توهین و بدرفتاری به جهادگران به آنها وجهه بخشید و از سوی دیگر با جمع کردن آنها در یک مکان به آنها امکان تماس و سازماندهی داد.
 
کمربند سبز
دورانی در خاورمیانه حکومت های ملی و چپ و حتی حکومت های وابسته به غرب با تمایل توسعه ملی، وجود داشت، کشورهای غربی برای مقابله با آنها دست به دامن اسلامگرایان زدند. حمایت بیدریغ و مسلح کردن مجاهدین افغان در برابر حکومت دکتر نجیب‌الله و حمایت ضمنی از خمینی در مقابل شاه اصلی ترین عامل پیدایش مجاهدان افغان، داعش و جمهوری اسلامی در منطقه است.
 
سرکوب ملی گرایان و چپ ها
غرب بجای کنارآمدن با حکومت های چپ و ملی گرای منطقه که واکنشی بود به عدم رفاه، رشد و توسعه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشورهای منطقه، و روابط ناعادلانه کشورهای غنی و فقیر، دست به نابودی آنها زد. این نابودی، میدان را برای اندیشه های عقب مانده که تا حدوی با پیشرفت رفاه، علم، دانش و تکنولوژی تضعیف شده بود ولی ریشه کن نشده بود، باز کرد. این بار اندیشه های واپسگرا خود را با سلاح جنگی و رسانه های گروهی جدید مجهز کردند و در بستر عدم حضور احزاب، گروه ها و شخصیت های سیاسی-اجتماعی چپ و ملی گرا، با عوامفریبی و بعد از به قدرت رسیدن با خشونت غیرانسانی، جای پای محکم کردند.
 
سرکوب اسلام روادار
سرکوب اصلاح طلبان بدست جمهوری اسلامی در ایران دو پیامد بنیادی داشت:
الف) رهبران و کادرهای اصلاح طلب و طرفداران همزیستی مسالمت آمیز در ایران از دستگاه تصمیم گیری ایران کنار زده شدند.
ب) حکومت ها منطقه و اسلامگرایان تندروی سنی را به وحشت و حرکت درآورد. آنها در حکومتی که ریزش بدنه آن از طرفداران خودش، چون شریعتمداری، مجاهدین و بنی صدر، موسوی و کروبی و حتی احمدی نژاد، چهره ناروادار و خشن و متجاوز حکومت شیعه را دیدند نه تنها دستش به خون هزاران مجاهد و چپ، بلکه حتی شیعه و سنی آغشته است و برای پیشبرد اهدافش از نان شب کودکان کارتن خواب می زند و حزب الله لبنان، حشد الشعبی عراق و حوثی های یمن را مسلح می کند.
 
شیوه مبارزه با داعش سانها
مبارزه با داعش سانان بدون مبارزه با عوامل پیدایش داعش غیر ممکن است. مبارزه با داعش با شیوه ای که داعش تحمیل می کند عملی نیست. مبارزه با داعش بدون هماهنگی بین المللی ممکن نیست.
 
عدم برخورد با ایدئولوژی داعش
تمام دورانی که با داعش و جریانات داعش گونه مبارزه می شود با آنها مبارزه ایدئولوژیکی و ریشه ای نمی شود. علت بنیادی این خوداری، همسانی بنیان ایدئولوژیک داعش و سرکوبگران آنها است.
برای بر خورد ایدئولوژیک باید بنیان های ایدئولوژیک داعش سان ها را نقد کرد. شوربختانه این بنیان با همان سیاستی که در ایران و ترکیه و سوریه سرکوب می کند، یکی است. برای همین این کارد هرگز دسته خود را نمی برد.
باید پرسید اینهمه خشونت چگونه توجیه می شود؟
باید پرسید برده داری چگونه توجیه می شود؟
باید پرسید قتل عام ها چگونه توجیه می شود؟
اگر از اسلام، سنت و قرآن نیست، پس داعش از کجا آورده است؟
چه کسانی به داعش پول می‌دادند و می دهد، و انگیزه آنها از این کمک چیست؟
برخورد ریشه ای و جواب روشن به پرسش ها بالا موجودیت مدعیان سرکوب داعش را به خطر می اندازد.
کدام محیط اجتماعی-اقتصادی، فرهنگی و اندیشه ای داعش‌ساز است؟. بوکوحرام، الشباب، گروه زرقاوی، طالبان، القاعده، داعش، حشد الشعبی و . . . چگونه شکل گرفتند و گسترش یافتند؟
این کدام فرهنگ و ایدئولوژی است که اینگونه، نفرت از دیگران، نفرت از تمدن جدید بشری و خشونت‌گرایی  را تبلیغ و روش‌های مسالمت‌آمیز مبارزه، حقوق بشر، دموکراسی را تحقیر می کند؟ آیا حذف فیزیکی بخشی از داعش، آن فرهنگی و مرامی که این سازمان های مخوف را پروراند از بین می برد؟ آیا در مقابل این فرهنگ و مرام که سراسر خاورمیانه از خانواده تا دولت ها در می نوردد، رواداری و صلح خواهی و نوع‌دوستی و کاستن از کینه‌ها در نظر و عمل تبلیغ و ترویج شد؟ من نمونه هایی نمی بینم.
 
خشونت
خشونت را نمی شود تنها با خشونت متوقف کرد. برای مبارزه با داعش باید راه حل های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ایدئولوژیکی و اقتصادی پیدا کرد. باید امکان یارگیری و قدرت گیری و گسترش سازمان های داعش سان را محدود کرد (ایران و ترکیه نمی توانند به راحتی از شمول خارج شوند). باید امکان دسترسی آنها به اسلحه را بست. باید امکان تجارت آنها با جهان و تامین تدارکات را غیرممکن کرد. مدعیان سرکوب داعش، مستقیم و غیرمستقیم، در این دادو ستد شرکت دارند، برای همین سیل اسلحه و تدارکارت به داعش قطع نمی شود.
در سطحی وسیع تر و در میان جوانان، نمی توان یک جهانبینی‌ را با اسلحه به زانو درآورد. جوانان را باید  با طرح افکار بهتر و افق‌هایی روشنتر، جذابتر و قانع کننده تر به توانایی خود و آینده امیدوار کرد. این کار به همان اندازه که در حاشیه شهرهای بغداد، قاهره، کابل، تهران و . . . لازم است که در حاشیه شهرهای برلین، لندن، پاریس، هلسینکی و . . ..
 
جمعبندی
داعش و داعش گونه ها سرکوب نشدند بلکه توازن قوا کمی تغییر کرد و مهره های این شطرنج کمی جابجا شد. شهری را با زور از دست داعش گرفتند.  مبارزه همه جانبه، بنیادی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، تبلیغی، ترویجی و ایدئولوژیک با داعش دامن امریکا، اروپا، روسیه، ایران و ترکیه را هم می گیرد و کسی حاضر نیست در این جبهه با جدیت نبرد کند.
 
۶ آذر ماه ۱۳۹۶
احد قربانی دهناری
گوتنبرگ، سوئد

منبع:پژواک ایران