شعارهای قیام دی ماه ۱۳۹۶ برنامه مبارزه فردا
احد قربانی دهناری

 
جستارگشایی
رزمندگان پرشور اوایل دیماه ۱۳۹۶ نه تنها رشادت، از خود گذشتگی و بیباکی الهامبخش نشان داده اند، بلکه خواست های روشنی را فریاد کرده اند که می تواند و باید برنامه و پرچم مبارزه ما باشد. با نگاهی به محتوی شعارها می توان به خواست، سطح و ویژگی بی سابقه جنبش کنونی، پی برد.
 
شعارها نشان می دهد، مردم به ستوه آمده از تنگدستی و اختناق، علیرغم خشونت غیرانسانی رژیم، مطمئن شدند رژیم قادر به حل مشکلات آنها نیست و علیرغم درنده خویی رژیم، علیرغم سرکوب و اعدام گسترده، دل آنرا پیدا کردند که بپاخیزیند و درد خود را فریاد زنند. اکثریت قریب به اتفاق تظاهرکنندگان در زمان حکومت جمهوری اسلامی متولد شدند و در مدارس و دانشگاه اسلامی شده آنها درس خوانده اند.
این نوشته به محتوی شعارهای جنبش می پردازد.
 
عزم قاطع برای مبارزه با شکاف طبقاتی، بی چیزی و فساد
در ایران امروز شکاف طبقاتی سرسام آور است. عدم وجود مالیات بر درآمد و ارث، باز بودن دست تاجران حکومتی امتیازور و فرزندان دارای "ژن های برتر" آنها از یک سو و از سویی دیگر مردمی که درآمدی کافی ندارند، بیکارند و یا اگر کاری هم دارند دستمزدشان را سروقت و مرتب پرداخت نمی شود. مستمری‌ بازنشستگان کفاف احتیاجات اولیه زندگی آنها را نمی کند. قیمت ها مرتب رو به افزایش است و قدرت خرید همواره رو به کاهش. بخش زیادی از بودجه ظاهری کشور (رهبر بودجه و حساب مخفی و جداگانه دارد، آستان قدس رضوی هم همین طور، همانگونه که بسیاری از روحانیون نه تنها مالیات بردرآمد نمی دهند، به نام سهم امام درآمد مالیاتی هم دارند.) به موسسات غیرتولیدی و غیرمفید، تبلیغاتی، ایدئولوژیک و سازمانهای سرکوب مردم اختصاص دارد.
کارگران، بازنشستگان، مال‌باخته‌گان و دانش‌آموخته‌گان بیکار و ... این بار با شعارهای اقتصادی شروع کردند، ولی با توجه به چهل سال بی عملی و نبود اراده ی اصلاحی و کند بودن و ناموثربودن اصلاحات به زودی و به درستی، شعارهای آنها به سیاسی رشد کرد و ساختار حکومت، فساد و دیکتاتوری سرشتی آنرا نشانه گرفت.
نقد فساد، نقد سانسور هم است. فقط در یک جامعه ناشفاف، در جامعه مبتنی بر امتیازات ایدئولوژیک و در جامعه ای که رسانه ها امکان ایفای نقش رکن چهارم دولت را ندارند، فسادی به این گستردگی امکان دارد. شعارهای معیشتی و اقتصادی مردم که نمی توان از شعارهای ساختار شکنانه تمیز داد:
ایران شده دزدخونه، توی جهان نمونه
ایمه همه بیکاریم، خداتونو درآریم
در دانشگاه بیگاری، بعد از تحصیل بیکاری
کارون جونمه، خوزستان خونمه
کشور ما دزد خونه است، توی جهان نمونه است
مرفهین بی درد، مایه ننگ ملت
ملت گدائی می کنه، آقا خدایی می کنه
نان، کار، آزادی
یک اختلاس اگر کم بشه، مشکل ما حل می‌شه
 
نه بزرگ به نظام ولایی و استصوابی
مردم ایران از انقلاب مشروطیت تا کنون برای جامعه ای مدرن و دموکراتیک مبارزه کردند و یکی از تحصیل کرده ترین و آگاه ترین مردم جهان هستند. نظام ولایی و استصوابی توهین به آگاهی، شعور و کرامت انسان است.
جوانان و مردم با شم سیاسی و تجربه عینی دریافتند، زمانی که دو دولت موازی (بیت رهبر و دولت روحانی)، تا زمانی که مردم به خودی و بیگانه تقسیم می شوند، تا زمانی که نظام ولایی و استصوابی برقرار است، ستم، فقر، فساد، سوء مدیریت کلان و تبعیض ساختاری مورد اعتراض مردم، در نظام جمهوری اسلامی انحراف و لغزشی نیست که به این یا آن مقام نظام بستگی داشته باشد و با تعویض این یا آن فرد از میان برود، بلکه ویژگی ذاتی این نظام است. نظام جمهوری اسلامی که در آن روحانیت چون کاستی مردم را به خودی و غیرخودی تقسیم کرده است فقط خودی ها  امتیاز دارند و می توانند وارد مجلس و شورای شهر شوند، فقط خودی ها می توانند کمک ها بلاعوض و یا وام بانکی کم بهره بگیرند. فقط خودی ها می توانند در اقتصاد و مدیریت جامعه شرکت کنند و مهارت، تخصص و انتخاب مردم نقشی ندارد. از اینرو، جنبش با داریت، نظام ولایی نفی کرده است. (هر چند این نظام مشروعیتی ندارد، نه حقوقی و نه حتی فقهی).
 
چهل سال مردم از خود و بیگانه تقسیم کردن ایرانیان خسته شده اند. سرکوب، اعدام، اخراج، حذف همه کسانی که انتقاد دارند. جمهوری اسلامی همه معیارهای سیاسی، اجتماعی، مدیریت را در یک معیار سرسپردگی و اسلام نمایی و ریا خلاصه کرده است. همه مناصب و امکانات براین اساس توزیع می شود و تخصیص می یابد. مسلمن این معیار در جامعه مدرن جوابگو نیست. مردم با شعارهای زیر به این نظام قاطعانه نه گفتند:
آخوندها حیا کنید، مملکت رو رها کنید
استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی
اسلام رو پله کردید، ‌مردم رو ذله کردید
اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا
توپ تانک فشفشه آخوند باید گم بشه
جمهوری اسلامی، نمی‌خواییم نمی‌خواییم
خامنه ای حیا کن، مملکتو رها کن
خامنه‌ای بدونه به زودی سرنگونه
سید علی، ببخشید، دیگه باید بلند شید
سیدعلی، حیا کن مملکتو رها کن
شعار هر ایرانی، عزل دو لاریجانی
عزا عزاست امروز، حقوق ملت ما زیر عباست امروز
ما انقلاب کردیم، چه اشتباهی کردیم!
ما اشتباه کردیم که انقلاب کردیم
مایه ننگ ملت، لاریجانی و دولت
مرگ بر اصل ولایت فقیه
مرگ بر جمهوری اسلامی
مرگ بر خامنه ای
مرگ بر دیکتاتور
مرگ بر روحانی
 
خشونت پرهیزی
مبارزه مردم ما شرایط دشواری دارد. رژیمی که برای بقایای خود حاضر است دست به هر جنایتی بزند، مردمی که هیچ تشکل و سازمانی برای نشان دادن اراده ی جمعی و خشونت پرهیز خود، هیچ ارگانی برای بیان دردها و خواست های خود ندارند. شخصیت های اجتماعی و سیاسی یا سر به نیست، یا مجبور به سکوت یا مهاجرت شدند. در این شرایط مردم به ماهیت رژیم پی بردند و باطن ذات آنها پی بردند و طبق پیش بینی خود خمینی عمل کردند:
بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست، و یک انفجار حاصل بشود. از آن روز بترسید که ممکن است یکی از «ایام الله» - خدای نخواسته - باز پیدا بشود. و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به ۲۲ بهمن. قضیه [این‌] است که فاتحه همه ما را می‌خوانند!
جنبش در پی مبارزه به دور از خشونت است، مردم را به تظاهرات، مبارزه قهرپرهیز، دعوت می کنند، نیروهای انتظامی را بی طرفی فرا می خواند و امید جذب آنها را دارد.
خشونت پرهیزی را نباید انفعال و بی عملی تعبیر کرد. مبارزان سلاح مرگبار و برادرکشی را بر زمین می گذارند ولی باید به سلاح افشاگری، سازماندهی و برنامه مجهز شوند. هر نیروی مادی را باید با نیروی مادی دیگر جابجا کرد.
ارتش فدای ملت، ملت فدای ارتش
بریز بیرون هموطن،حق‌ات رو فریاد بزن
بسیجی سپاهی تو دشمن خدایی
رفراندوم رفراندوم
لرستان، خوزستان تسلیت تسلیت
نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم
نیروی انتظامی حمایت حمایت
نیروی انتظامی خجالت خجالت
 
آزادی خواهی
مردم ایران یکی از دانش دوست ترین مردم جهان هستند. بسیاری از آنها از نان شب شان زده اند تا فرزندانش را باسواد کنند. در جمهوری اسلامی حتی تحصیلات دانشگاهی هزینه کمرشکنی برای بسیاری از خانواده ها دارد. تغییر آرام و طولانی ساختاری که دیگر به تغییر کیفی فراروئید، توسعه گسترده آموزش عالی و افزایش روزافزون آگاهی های اجتماعی، علیرغم سانسور و حذف دروس آگاهی بخش علوم انسانی و انقلاب فرهنگی اسلامی، در عصر ارتباطات و توسعه شهرنشینی و رشد طبقه متوسط و در مجموع بلوغ فکری و سیاسی بخش قابل توجهی از جامعه ما به ویژه جوانان را به همراه داشت.
تحول ساختاری جامعه ایران، با تحول سیاسی و اجتماعی مناسب و همسنگ آن همراه نبوده است. بر این مردم آگاه نمی توان با شیوه رایج دیکتاتوری و یا آخوندی حکومت کرد. انسان آگاه نیاز سیاسی و اجتماعی و رسانه ای خود را دارد. از اینرو، آزادی خواهی یکی از ویژگی برجسته جنبش ایران است. مردم به روشنی آزادی، این آرزوی تحقق نیافته دلاوران مشروطه را فریاد زدند:
آزادی، آزادی، آزادی
ای جوان ایرانی، بلند شو بلند شو
ایرانی می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد
توپ تانک فشفشه دیگر اثر ندارد
حتی اگر بمیریم، دیگه عقب نمی‌ریم
دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
مردم آذربایجان ذلت نمی‌پذیرند
مرگ بر دیکتاتور
می‌میریم، می‌میریم، ایران رو پس می‌گیریم
یا مرگ یا آزادی
 
حکومت دموکراسی
حکومت ولایی و استصوابی دهن کجی به رای مردم، شعور و کرامت انسان است. مردم حکومت ولایت فقیه و جمهوری اسلامی را در شعارهایشان نفی کردند. جبهه وسیع مردم نیل به دموکراسی را هدف قرارداده اند. (هرچند از یک سو پیامد سرکوب نسل کشی احزاب و گروه ها و شخصیت ها، نشانی از آنها نیست و از سوی دیگر به نظر می رسد این جوانان از استبداد، فساد و فقر و حاشیه نشینی زمان شاه هم بی خبرند.):
استقلال آزادی جمهوری ایرانی
ایران که شاه نداره، حساب کتاب نداره
رضا شاه، روحت شاد
شاهنشاه روحت شاد
ملت گدائی می کنه، آقا خدایی می کنه
ولیعهد کجایی، به داد ما بیایی
 
سیاست خارجی
هزینه کمرشکن معنوی، انسانی و مادی شرکت در جنگ های سوریه، عراق، یمن، لبنان و فلسطین کاملن ملموس است. از یک سو هزینه کمر شکن و از سوی دیگر دشمنی همسایگان و جهانیان و از سوی دیگر تشدید خصومت بی معنای شیعه و سنی در منطقه، مردم را به حق نگران کرده است.
سایه جنگ با سیاسیت های جمهوری اسلامی، به ویژه از سوی بیت رهبری و وزارت خارجی فعال همواره بر ایران سنگینی می کند. ایران از یک سو وزارت خارجه ظاهری و منفعل دارد که دم از برجام و دوستی با کشورهای همسایه و جهان می زند و از سوی دیگر یک وزارت خارجی واقعی و فعال دارد زیر نظر خامنه ای و سرداران سپاه در عراق، سوریه، لبنان، یمن و فلسطین و . . . عمل می کند. به همه جا اسلحه می فرستد، در عراق، لبنان و یمن نیرو بسیج می کند، در کردستان عراق مردم را سرکوب می کند، حتی افغان های مهاجر به ایران را به جنگ سوریه می فرستد.(مسئول لشکر فاطمیون در ایران که زیر نظر نیروی قدس سپاه پاسداران ایران اداره می شود و از مهاجران افغان ساکن ایران تشکیل شده می گوید نیروهای افغان در سوریه دو هزار کشته و هشت هزار زخمی در راه اسلام  داده‌اند.).
مردم جهان و همسایگان ایران، از رژیم جمهوری اسلامی و جنگ طلبی او در هراسند و نتیجه تحریم سیاسی و اقتصادی است که مردم را به زانو درآورده است. مردم نه تنها به خشونت، حذف، به خودی و بیگانه کردن، بلکه به گسترش جنگ و تخریب روابط ایران با همسایه ها و جهانیان را هم نقد و نفی می کنند:
سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن
ما آریایی هستیم، عرب نمی‌پرستیم
نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران
 
اتحاد و کمک خواهی
مردم سازمانی ندارند. سخنگو ندارند. ولی لزوم اتحاد را لمس می کنند و کمک می طلبند:
ایرانی باغیرت، حمایت حمایت
زن‌ها به ما پیوستن، بی غیرتا نشستن
کارگر دانشجو اتحاد اتحاد
ما تماشاگر نمی‌خواهیم به ما ملحق شوید
نترسید، نترسید ما همه با هم هستیم
 
مبارزه تا پیروزی ادامه خواهد یافت
رژیم جمهوری اسلامی از یک سو می خواهد از دستاوردهای تکنولوژی مدرن برای تبلیغ و ترویج خرافات خود بهرهمند شود و از سوی دیگر می خواهد مردم را از بهرهمند شدن از رسانه های گروهی و اجتماعی با اعمال سانسور و قطع و کند کردن اینترنت و سایر رسانه های اجتماعی محروم کند.
اگر دولت روحانی ذره ای به مردم تعهد دارد و می خواهد جلوی قیام ها و تخریب ها را بگیرد باید راه را برای تشکل مردم باز کند. تشکل مردم در احزاب، گروه ها و تشکل های مدنی هم ابزاری برای بیان و گفتگوی خشونت پرهیز است و هم وسیله ای برای ساختن جامعه. رژیم با امتناع از آزادی احزاب و سازمانها و تشکل های صنفی و مدنی و با اعمال سانسور و تقسیم مردم به خودی و غیرخودی، مسئول مستقیم عدم گفتگو و بروز قهر، خشونت و تخریب است.
باز مثل همیشه بین روشنفکران و توده های فاصله وجود دارد. بخش بزرگی از روشنفکران به مبارز قهرپرهیز رسیده اند ولی با توده ها ارتباط سازمانی ندارند تا بر آنها تاثیر بگذارند.
به امید آنکه این خیزش و شور انقلابی به درسی برای لزوم گسترده تر و سازمان یافته تر مبارزه قهرپرهیز، لزوم رواداری و شکل گیری رهبری جمعی جنبش ختم شود. بدون اینها ما به جایی نمی رسیم. این جنبش تقدس های زیادی را شکست که عده ای سعی می کردند ویژه مردم و جتبش ایران بدانند. جنبش نشان داد مردم چقدر از روشنفکران جلوترند که چشم امید به وعدع ها و اصلاحات قطره چکانی روحانی داشتند.
تا وقتی فقر، گرانی، اختلاف طبقاتی، بیکاری، بحران معیشتی، ناامیدی از حل بحران معیشتی، فسادهای حکومتی، تبعیض، سوءمدیریت، تقسیم مردم به خودی و بیگانه، حکومت توهین آمیز ولایی و استصوابی وجود دارد، مبارزه و اعتراضات ادامه می یابد. رژیم مثل همیشه و بنا برماهیت خود، امکان بیان و ارتباطات را قطع می کند، با تمام توان امنیتی، دستگیر و سرکوب می کند، ولی مبارزه و اعتراضات ادامه می یابد. مردم و جوانان نوآور، روش ها نوین اعتراض و مبارزه پیدا می کنند و رژیم و جهانیان را با مبارزات و اعتراضات گسترده و متنوع غافلگیر می کنند. چون مشکل حل نشد، فقط انکار شد.
 
۱۷ دی ماه ۱۳۹۶
احد قربانی دهناری
گوتنبرگ، سوئد
 

شعارهایقیامدیماه۱۳۹۶برنامهمبارزهفردا

جستارگشایی

رزمندگان پرشور اوایل دیماه ۱۳۹۶ نه تنها رشادت، از خود گذشتگی و بیباکی الهامبخش نشان داده اند، بلکه خواست های روشنی را فریاد کرده اند که می تواند و باید برنامه و پرچم مبارزه ما باشد. با نگاهی به محتوی شعارها می توان به خواست، سطح و ویژگی بی سابقه جنبش کنونی،پی برد.

Description: http://zeitoons.com/wp-content/uploads/2018/01/D1103D18-E2FA-45B9-AFA0-78B1F2668364_cx0_cy10_cw0_w1023_r1_s.jpg

تظاهرات دی ماه ۱۳۹۶

شعارها نشان می دهد، مردم به ستوه آمده از تنگدستی و اختناق، علیرغم خشونت غیرانسانی رژیم، مطمئن شدند رژیم قادر به حل مشکلات آنها نیست و علیرغم درنده خویی رژیم، علیرغم سرکوب و اعدام گسترده، دل آنرا پیدا کردند که بپاخیزیند و درد خود را فریاد زنند. اکثریت قریب به اتفاق تظاهرکنندگان در زمان حکومت جمهوری اسلامی متولد شدند و در مدارس و دانشگاه اسلامی شده آنها درس خوانده اند.

این نوشته به محتوی شعارهای جنبش می پردازد.

عزم قاطع برای مبارزه با شکاف طبقاتی، بی چیزی و فساد

در ایران امروز شکاف طبقاتی سرسام آور است. عدم وجود مالیات بر درآمد و ارث، باز بودن دست تاجران حکومتی امتیازور و فرزندان دارای "ژن های برتر" آنها از یک سو و از سویی دیگر مردمی که درآمدی کافی ندارند، بیکارند و یا اگر کاری هم دارند دستمزدشان را سروقت و مرتب پرداخت نمی شود. مستمری‌ بازنشستگان کفاف احتیاجات اولیه زندگی آنها را نمی کند. قیمت ها مرتب رو به افزایش است و قدرت خرید همواره رو به کاهش. بخش زیادی از بودجه ظاهری کشور (رهبر بودجه و حساب مخفی و جداگانه دارد، آستان قدس رضوی هم همین طور، همانگونه که بسیاری از روحانیون نه تنها مالیات بردرآمد نمی دهند، به نام سهم امام درآمد مالیاتی هم دارند.) به موسسات غیرتولیدی و غیرمفید، تبلیغاتی، ایدئولوژیک و سازمانهای سرکوب مردم اختصاص دارد.

کارگران، بازنشستگان، مال‌باخته‌گان و دانش‌آموخته‌گان بیکار و ... این بار با شعارهای اقتصادی شروع کردند، ولی با توجه به چهل سال بی عملی و نبود اراده ی اصلاحی و کند بودن و ناموثربودن اصلاحات به زودی و به درستی، شعارهای آنها به سیاسی رشد کرد و ساختار حکومت، فساد و دیکتاتوری سرشتی آنرا نشانه گرفت.

نقد فساد، نقد سانسور هم است. فقط در یک جامعه ناشفاف، در جامعه مبتنی بر امتیازات ایدئولوژیک و در جامعه ای که رسانه ها امکان ایفای نقش رکن چهارم دولت را ندارند، فسادی به این گستردگی امکان دارد. شعارهای معیشتی و اقتصادی مردم که نمی توان از شعارهای ساختار شکنانه تمیز داد:

ایران شده دزدخونه، توی جهان نمونه

ایمه همه بیکاریم، خداتونو درآریم

در دانشگاه بیگاری، بعد از تحصیل بیکاری

کارون جونمه، خوزستان خونمه

کشور ما دزد خونه است، توی جهان نمونه است

مرفهین بی درد، مایه ننگ ملت

ملت گدائی می کنه، آقا خدایی می کنه

نان، کار، آزادی

یک اختلاس اگر کم بشه، مشکل ما حل می‌شه

 

نه بزرگ به نظام ولایی و استصوابی

مردم ایران از انقلاب مشروطیت تا کنون برای جامعه ای مدرن و دموکراتیک مبارزه کردند و یکی از تحصیل کرده ترین و آگاه ترین مردم جهان هستند. نظام ولایی و استصوابی توهین به آگاهی، شعور و کرامت انسان است.

جوانان و مردم با شم سیاسی و تجربه عینی دریافتند، زمانی که دو دولت موازی (بیت رهبر و دولت روحانی)، تا زمانی که مردم به خودی و بیگانه تقسیم می شوند، تا زمانی که نظام ولایی و استصوابی برقرار است، ستم، فقر، فساد، سوء مدیریت کلان و تبعیض ساختاری مورد اعتراض مردم، در نظام جمهوری اسلامی انحراف و لغزشی نیست که به این یا آن مقام نظام بستگی داشته باشد و با تعویض این یا آن فرد از میان برود، بلکه ویژگی ذاتی این نظام است. نظام جمهوری اسلامی که در آن روحانیت چون کاستی مردم را به خودی و غیرخودی تقسیم کرده است فقط خودی ها  امتیاز دارند و می توانند وارد مجلس و شورای شهر شوند، فقط خودی ها می توانند کمک ها بلاعوض و یا وام بانکی کم بهره بگیرند. فقط خودی ها می توانند در اقتصاد و مدیریت جامعه شرکت کنند و مهارت، تخصص و انتخاب مردم نقشی ندارد. از اینرو، جنبش با داریت، نظام ولایی نفی کرده است. (هر چند این نظام مشروعیتی ندارد، نه حقوقی و نه حتی فقهی).

Description: http://zeitoons.com/wp-content/uploads/2018/01/B4172A20-ADF7-4203-885F-E52103F7E268_cx2_cy5_cw90_w1023_r1_s.jpg

تظاهرات دی ماه ۱۳۹۶

چهل سال مردم از خود و بیگانه تقسیم کردن ایرانیان خسته شده اند. سرکوب، اعدام، اخراج، حذف همه کسانی که انتقاد دارند. جمهوری اسلامی همه معیارهای سیاسی، اجتماعی، مدیریت را در یک معیار سرسپردگی و اسلام نمایی و ریا خلاصه کرده است. همه مناصب و امکانات براین اساس توزیع می شود و تخصیص می یابد. مسلمن این معیار در جامعه مدرن جوابگو نیست. مردم با شعارهای زیر به این نظام قاطعانه نه گفتند:

آخوندها حیا کنید، مملکت رو رها کنید

استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی

اسلام رو پله کردید، ‌مردم رو ذله کردید

اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا

توپ تانک فشفشه آخوند باید گم بشه

جمهوری اسلامی، نمی‌خواییم نمی‌خواییم

خامنه ای حیا کن، مملکتو رها کن

خامنه‌ای بدونه به زودی سرنگونه

سید علی، ببخشید، دیگه باید بلند شید

سیدعلی، حیا کن مملکتو رها کن

شعار هر ایرانی، عزل دو لاریجانی

عزا عزاست امروز، حقوق ملت ما زیر عباست امروز

ما انقلاب کردیم، چه اشتباهی کردیم!

ما اشتباه کردیم که انقلاب کردیم

مایه ننگ ملت، لاریجانی و دولت

مرگ بر اصل ولایت فقیه

مرگ بر جمهوری اسلامی

مرگ بر خامنه ای

مرگ بر دیکتاتور

مرگ بر روحانی

 

خشونت پرهیزی

مبارزه مردم ما شرایط دشواری دارد. رژیمی که برای بقایای خود حاضر است دست به هر جنایتی بزند، مردمی که هیچ تشکل و سازمانی برای نشان دادن اراده ی جمعی و خشونت پرهیز خود، هیچ ارگانی برای بیان دردها و خواست های خود ندارند. شخصیت های اجتماعی و سیاسی یا سر به نیست، یا مجبور به سکوت یا مهاجرت شدند. در این شرایط مردم به ماهیت رژیم پی بردند و باطن ذات آنها پی بردند و طبق پیش بینی خود خمینی عمل کردند:

بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست، و یک انفجار حاصل بشود. از آن روز بترسید که ممکن است یکی از «ایام الله» - خدای نخواسته - باز پیدا بشود. و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به ۲۲ بهمن. قضیه [این‌] است که فاتحه همه ما را می‌خوانند!

جنبش در پی مبارزه به دور از خشونت است، مردم را به تظاهرات، مبارزه قهرپرهیز، دعوت می کنند، نیروهای انتظامی را بی طرفی فرا می خواند و امید جذب آنها را دارد.

خشونت پرهیزی را نباید انفعال و بی عملی تعبیر کرد. مبارزان سلاح مرگبار و برادرکشی را بر زمین می گذارند ولی باید به سلاح افشاگری، سازماندهی و برنامه مجهز شوند. هر نیروی مادی را باید با نیروی مادی دیگر جابجا کرد.

ارتش فدای ملت، ملت فدای ارتش

بریز بیرون هموطن،حق‌ات رو فریاد بزن

بسیجی سپاهی تو دشمن خدایی

رفراندوم رفراندوم

لرستان، خوزستان تسلیت تسلیت

نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم

نیروی انتظامی حمایت حمایت

نیروی انتظامی خجالت خجالت

 

آزادی خواهی

مردم ایران یکی از دانش دوست ترین مردم جهان هستند. بسیاری از آنها از نان شب شان زده اند تا فرزندانش را باسواد کنند. در جمهوری اسلامی حتی تحصیلات دانشگاهی هزینه کمرشکنی برای بسیاری از خانواده ها دارد. تغییر آرام و طولانی ساختاری که دیگر به تغییر کیفی فراروئید، توسعه گسترده آموزش عالی و افزایش روزافزون آگاهی های اجتماعی، علیرغم سانسور و حذف دروس آگاهی بخش علوم انسانی و انقلاب فرهنگی اسلامی، در عصر ارتباطات و توسعه شهرنشینی و رشد طبقه متوسط و در مجموع بلوغ فکری و سیاسی بخش قابل توجهی از جامعه ما به ویژه جوانان را به همراه داشت.

تحول ساختاری جامعه ایران، با تحول سیاسی و اجتماعی مناسب و همسنگ آن همراه نبوده است. بر این مردم آگاه نمی توان با شیوه رایج دیکتاتوری و یا آخوندی حکومت کرد. انسان آگاه نیاز سیاسی و اجتماعی و رسانه ای خود را دارد. از اینرو، آزادی خواهی یکی از ویژگی برجسته جنبش ایران است. مردم به روشنی آزادی، این آرزوی تحقق نیافته دلاوران مشروطه را فریاد زدند:

آزادی، آزادی، آزادی

ای جوان ایرانی، بلند شو بلند شو

ایرانی می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد

توپ تانک فشفشه دیگر اثر ندارد

حتی اگر بمیریم، دیگه عقب نمی‌ریم

دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد

زندانی سیاسی آزاد باید گردد

مردم آذربایجان ذلت نمی‌پذیرند

مرگ بر دیکتاتور

می‌میریم، می‌میریم، ایران رو پس می‌گیریم

یا مرگ یا آزادی

 

حکومت دموکراسی

حکومت ولایی و استصوابی دهن کجی به رای مردم، شعور و کرامت انسان است. مردم حکومت ولایت فقیه و جمهوری اسلامی را در شعارهایشان نفی کردند. جبهه وسیع مردم نیل به دموکراسی را هدف قرارداده اند. (هرچند از یک سو پیامد سرکوب نسل کشی احزاب و گروه ها و شخصیت ها، نشانی از آنها نیست و از سوی دیگر به نظر می رسد این جوانان از استبداد، فساد و فقر و حاشیه نشینی زمان شاه هم بی خبرند.):

استقلال آزادی جمهوری ایرانی

ایران که شاه نداره، حساب کتاب نداره

رضا شاه، روحت شاد

شاهنشاه روحت شاد

ملت گدائی می کنه، آقا خدایی می کنه

ولیعهد کجایی، به داد ما بیایی

 

سیاست خارجی

هزینه کمرشکن معنوی، انسانی و مادی شرکت در جنگ های سوریه، عراق، یمن، لبنان و فلسطین کاملن ملموس است. از یک سو هزینه کمر شکن و از سوی دیگر دشمنی همسایگان و جهانیان و از سوی دیگر تشدید خصومت بی معنای شیعه و سنی در منطقه، مردم را به حق نگران کرده است.

سایه جنگ با سیاسیت های جمهوری اسلامی، به ویژه از سوی بیت رهبری و وزارت خارجی فعال همواره بر ایران سنگینی می کند. ایران از یک سو وزارت خارجه ظاهری و منفعل دارد که دم از برجام و دوستی با کشورهای همسایه و جهان می زند و از سوی دیگر یک وزارت خارجی واقعی و فعال دارد زیر نظر خامنه ای و سرداران سپاه در عراق، سوریه، لبنان، یمن و فلسطین و . . . عمل می کند. به همه جا اسلحه می فرستد، در عراق، لبنان و یمن نیرو بسیج می کند، در کردستان عراق مردم را سرکوب می کند، حتی افغان های مهاجر به ایران را به جنگ سوریه می فرستد.(مسئول لشکر فاطمیون در ایران که زیر نظر نیروی قدس سپاه پاسداران ایران اداره می شود و از مهاجران افغان ساکن ایران تشکیل شده می گوید نیروهای افغان در سوریه دو هزار کشته و هشت هزار زخمی در راه اسلام  داده‌اند.).

مردم جهان و همسایگان ایران، از رژیم جمهوری اسلامی و جنگ طلبی او در هراسند و نتیجه تحریم سیاسی و اقتصادی است که مردم را به زانو درآورده است. مردم نه تنها به خشونت، حذف، به خودی و بیگانه کردن، بلکه به گسترش جنگ و تخریب روابط ایران با همسایه ها و جهانیان را هم نقد و نفی می کنند:

سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن

ما آریایی هستیم، عرب نمی‌پرستیم

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

 

اتحاد و کمک خواهی

مردم سازمانی ندارند. سخنگو ندارند. ولی لزوم اتحاد را لمس می کنند و کمک می طلبند:

ایرانی باغیرت، حمایت حمایت

زن‌ها به ما پیوستن، بی غیرتا نشستن

کارگر دانشجو اتحاد اتحاد

ما تماشاگر نمی‌خواهیم به ما ملحق شوید

نترسید، نترسید ما همه با هم هستیم

 

مبارزه تا پیروزی ادامه خواهد یافت

رژیم جمهوری اسلامی از یک سو می خواهد از دستاوردهای تکنولوژی مدرن برای تبلیغ و ترویج خرافات خود بهرهمند شود و از سوی دیگر می خواهد مردم را از بهرهمند شدن از رسانه های گروهی و اجتماعی با اعمال سانسور و قطع و کند کردن اینترنت و سایر رسانه های اجتماعی محروم کند.

اگر دولت روحانی ذره ای به مردم تعهد دارد و می خواهد جلوی قیام ها و تخریب ها را بگیرد باید راه را برای تشکل مردم باز کند. تشکل مردم در احزاب، گروه ها و تشکل های مدنی هم ابزاری برای بیان و گفتگوی خشونت پرهیز است و هم وسیله ای برای ساختن جامعه. رژیم با امتناع از آزادی احزاب و سازمانها و تشکل های صنفی و مدنی و با اعمال سانسور و تقسیم مردم به خودی و غیرخودی، مسئول مستقیم عدم گفتگو و بروز قهر، خشونت و تخریب است.

باز مثل همیشه بین روشنفکران و توده های فاصله وجود دارد. بخش بزرگی از روشنفکران به مبارز قهرپرهیز رسیده اند ولی با توده ها ارتباط سازمانی ندارند تا بر آنها تاثیر بگذارند.

به امید آنکه این خیزش و شور انقلابی به درسی برای لزوم گسترده تر و سازمان یافته تر مبارزه قهرپرهیز، لزوم رواداری و شکل گیری رهبری جمعی جنبش ختم شود. بدون اینها ما به جایی نمی رسیم. این جنبش تقدس های زیادی را شکست که عده ای سعی می کردند ویژه مردم و جتبش ایران بدانند. جنبش نشان داد مردم چقدر از روشنفکران جلوترند که چشم امید به وعدع ها و اصلاحات قطره چکانی روحانی داشتند.

تا وقتی فقر، گرانی، اختلاف طبقاتی، بیکاری، بحران معیشتی، ناامیدی از حل بحران معیشتی، فسادهای حکومتی، تبعیض، سوءمدیریت، تقسیم مردم به خودی و بیگانه، حکومت توهین آمیز ولایی و استصوابی وجود دارد، مبارزه و اعتراضات ادامه می یابد. رژیم مثل همیشه و بنا برماهیت خود، امکان بیان و ارتباطات را قطع می کند، با تمام توان امنیتی، دستگیر و سرکوب می کند، ولی مبارزه و اعتراضات ادامه می یابد. مردم و جوانان نوآور، روش ها نوین اعتراض و مبارزه پیدا می کنند و رژیم و جهانیان را با مبارزات و اعتراضات گسترده و متنوع غافلگیر می کنند. چون مشکل حل نشد، فقط انکار شد.

 

۱۷دی ماه۱۳۹۶

احد قربانی دهناری

گوتنبرگ، سوئد

ahad.ghorbani@gmail.com

http://ahad-ghorbani.com

http://www.facebook.com/ahad.ghorbani.dehari

https://t.me/AhadGhorbaniDehnari

 

منبع:پژواک ایران