خرابکاری
 

خرابکاری
داریوش افشار

 
 
خرابکاری بخشی از یک فعالیت برای نابودی چیزهایی همچون دین، حکومت ها، سامانه های اقتصادی و دستگاه های سیاسی می باشد.
 
بر خلاف باور همگانی که از سوی رسانه ها ترویج شده و حکومت ها به مغز مردم خورانده اند، عملیات جاسوسی تنها 10 تا 15 درصد عملیات ها برای سرنگونی یک حکومت، دزدی داده ها و طرح و ... به کار می رود و در واقع 85 درصد کلیت عملیات، همیشه خرابکاری است. در تعریفی که در زبان روسی از واژه ی خرابکاری به دست داده شده است، این واژه به معنای “فعالیت مهاجمانه ی ویرانگر” می باشد که برای ویرانی یک منطقه ی جغرافیایی، حکومت یا یک کشور انجام می شود.
 
عملیات خرابکاری یا عملیاتی کاملن رصدپذیر است، اما بر اساس قانون، به ویژه قانون های کشورهای باختر زمینی همچون مرامنامه ی “قرارداد اجتماعی” روسو که اکنون در سرتاسر جهان پذیرفته و فراگیر شده است، این رویه غیر قانونی تلقی نمی شود. خرابکار، یک هنرپیشه است یا می تواند یک دیپلمات یا یک روزنامه نگار باشد. خرابکاری، فعالیتی است که دارای آمد و شدی دو سویه است؛ این بدان معناست که عملیات خرابکاری می تواند یک حکومت یا یک کشور را خرابکاری کند، مگر آنکه موجودیت هدف، خود بخواهد “خراب سازی” شود.
 
یک هازمان (جامعه) و یک ملت و کشور بسته را نمی توان خرابکاری کرد، زیرا مرزهایش بسته اند، رسانه ها از سوی حکومت سانسور می شوند و اجتماع از سوی بنگاه های اطلاعاتی رژیم یا کشور، مهار می شوند. عملیات خرابکاری هنگامی می تواند موفقیت آمیز باشد که هدف نیز پاسخگو باشد.
 
نظریه ی خرابکاری به 2500 سال پیش بازمی گردد و نخستین فردی که آن را بیان و قاعده بندی کرد، یک فیلسوف چینی به نام “سان زو” (Sun Tzu) بود که مشاور امور جهانگیری چین بود. وی می گفت در جهان خط مشی ایی دولتی باید به عنوان یک روش و منش لحاظ شود که بربری ترین روشی باشد که بتواند در میدان نبرد وارد جنگ شود و اینگونه احمقانه ترین روش یورش به یک کشور و تمدنش را انجام دهد و هنرمندانه ترین آنست که به هیچ  روی جنگ نکنیم، بلکه ارزش های موجود در کشور دشمن را “دچار خرابکاری” کنیم. وی می گفت بزرگ ترین کار آنست که درک دشمن را به حدی باید رسانید که او هیچ تصوری از اینکه دشمنش هستید، نداشته باشد.
 
هدف از خرابکاری نیز، نابودی تمدن یا کشور هدف بدون هتا شلیک کردن یک گلوله است. در کشورهایی همچون شوروی و دیگر سامانه های بسته و امنیتی جهان، پایه های خرابکاری به هر دانش آموزی در مدرسه آموزش داده می شود و شامل افسران و دیگر افراد نیز می گردد. هم اکنون نوشته های سان زو هتا در کشورهایی همچون ایالات متحده، در دسترس مردم قرار ندارند و این در حالیست که اصول آن در مدارس شوروی تدریس شده اند !!
 
این اصول، به دانش آموزان شیوه ی چگونگی برخورد و رفتار با کسانی را می آموخت که با آنها در زندگی آینده ی شان روبرو می شوند. اسولن خرابکاری به چار دسته ی زمان بندی بخش می شود:
1. تضعیف روحیه؛ این فرایند بین 15 تا 20 سال به درازا می کشد تا یک جامعه را تضعیف روحیه کند و این هنگامی است که زمان کافی برای تربیت و آموزش یک نسل از هازمان وجود دارد که هر فرد آن بخشی از جمعیت هدف، مغزش را وقف یادگیری کرده است تا جهان بینی، شخصیت سازی و چشم انداز خود به زندگی را داشته باشد؛ نه کمتر و نه بیشتر. فرایند تضعیف روحیه شامل تاثیرگزاری به وسیله ی هر چیز و از راه تماس مستقیم یا تبلیغات و ... بر مناطق گوناگون می باشد، همچون رسانه ها، سامانه ی آموزشی، مدیریت دستگاه های اجرای قانون و همچنین روابط بین کارگران و کارمندان با کارفرمایان، یعنی همان اقتصاد.
 
فلسفه ی سان زو به فلسفه ی هنرهای رزمی ژاپنی نزدیک است که می گوید اگر دشمن شما ازتان قوی تر است، ادامه ی فیلم دیده شود...
 
 
 
اقدامات فعال
اقدامات فعال، امور سیاسی ایی هستند که از سوی دستگاه های امنیتی شوروی (چکا، OGPU، NKDV و ک گ ب) طراحی می شدند تا بر شرایط رویدادهای جهان تاثیر بگزارند؛ افزون بر اینکه داده هایی را گردآوری می کنند و ارزیابی “از لحاظ سیاسی” درستی نسبت بدان را به دست می دهند. بازه ی اقدامات فعال، از دستکاری رسانه ها آغاز می شود تا درجات گوناگونی از خشونت. این فرایند هم در خود کشور می تواند اعمال شود و هم در جامعه ی هدف کشورهای دیگر. اقدامات فعال شامل پادداده (Disinformation)، تبلیغات، جعل و تقلب اسناد رسمی و سرکوب می شود، همچون نفوذ به کلیساها و مساجد و آزار و اذیت مخالفان سیاسی.
 
اقدامات فعال شامل پی ریزی و پشتیبانی از سازمان های جلودار جهانی می شود؛ مواردی همچون شورای صلح جهانی، احزاب کومونیست، سوسیالیست و اپوزوسیون، جنگ های آزاد سازی ملی در جهان سوم و گروه های انقلابی، زیرزمینی، تروریستی، جنایی و شورشی. بنگاه اطلاعاتی بلوک شرق که اطلاعات سپاه پاسداران نیز به ویژه دستاور آنها و خود ک گ ب هستند، در این پروژه ی سهم بنیانگزاری و عمده دارند که در عملیات حذف جهانی و دیگر عملیات های پنهانی را سازماندهی می کنند.
 
سرلشگر بازنشسته ی ک گ ب به نام اولک کالوگین (Oleg Kalugin)، اقدامات فعال را به عنوان قلب و روح سازمان اطلاعاتی شوروی توصیف می کند:
مجموعه هایی از اطلاعات و جاسوسی، بلکه خرابکاری است: اقدامات فعال به منظور ضعیف کردن باختر زمین است تا گیره و گوه ها در متحدان اجتماع باختری از هر دست به ویژه ناتو را اداره کنند و با این کار، اختلاف و نفاق و ناهماهنگی را در میان متحدان، به شکلی شلخته وار ایجاد کنند تا با این کار متحدین راستین مردم یک کشور بد جلوه دهد و از چشم آنها بیندازد. او توصیفی از این مورد را برای ایالات متحده به کار می برد که آمریکا را در چشم آسیا، اروپا، آفریقا و آمریکای لاتین ضعیف کند تا به این ترتیب زمینه را برای ضروت جنگی که واقعن روی می دهد، آماده سازد.
 
اقدامات فعال، سامانه ای است از دوره ها و شرایط ویژه ای است که در بنیاد آندروپوف (Andropov) آموزش داده می شدند (یا می شوند. -مترجم) که در ستاد SVR در “یاسنو” (Yasenevo) در نزدیکی مسکو واقع شده است. فرنشین اداره ی اقدامات فعال، همانا یوری مودین (Yuri Modin) بود که مهارگر پیشین حلقه ی جاسوسی “کمبریج 5” بود.
 
یکی از نمونه های بسیار کامیاب اقدامات فعال، بر اساس گفته های استانیسلاو لونف (Stanislav Lunev) (GRU: اطلاعات بیگانه ی نظامی کارکنان همگانی نیروهای مسلح فدراسیون روسیه، که پیشتر کارکنان همگانی ارتش شوروی بود)، به بهای بیش از یک ملیارد دلار را برای جنبش های صلح طلبانه علیه جنگ ویتنام پرداخت کرد که به شدت جنبش پیروزمندی بود و به خوبی ارزش هزینه اش را داشت. لونف ادعا کرد که GRU و ک گ ب به پشتیبانی پولی در هر جنبش ضد جنگ در ایالات متحده و بیرون از آن، کمک می کردند.
 
شورای صلح جهانی بنا به دستورات حزب کومونیست اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در دهه ی 1940 بنیانگزاری شده بود و برای بیش از چهل سال جنبش هایی را علیه اقدامات نظامی باختر زمین و به ویژه آمریکا ایجاد کرد و بسیاری از سوی کومونیست ها اداره شده یا زیر تاثیر آنها قرار گرفتند و خودشان را به آنها مربوط ساخته و به آن پیوستند.
 
“جنگ سیاسی” بهره برداری از ابزارهای سیاسی برای وادار کردن مخالف برای انجام اراده ی خود می باشد که بر اساس انگیزه ای دشمنانه استوار است. حکومت ها از تنوعی از فنون بهره می برند تا اقدامات معینی را وادار به انجام شدن کنند تا بدین ترتیب منافعی نسبی را نسبت به مخالف خود به دست آورند. این فنون شامل تبلیغات و عملیات های روانی می شوند که به اهداف ملی و نظامی خدمات رسانی می نمایند.
 
همچنین هدف خرابکاری، تلاش برای دگرگونی نظم اجتماعی نهادینه شده و ساختاری قدرت، زنجیره مراتب، خوشنامی افراد، اعتبار، اختیار، چیرگی، توانایی و تخصص افراد و سازمان های آن، می باشد. خرابکاری به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف سیاسی مورد بهره برداری قرار می گیرد، زیرا کلن خطر کمتری در بر داشته و دارای دشواری کمتری نسبت به حالت تجاوزی آشکار و باز دارد.
 
بیش از این، خرابکاری شکل ارزانی از جنگ است که نیازمند حجم بالایی از آموزش نیست. عنصر خرابکار، چیز یا کسی است که دارای توانمندی برای درجاتی از خرابکاری می باشد. همچنین در این بستر، بنا به جایگاه حکومت یا دولت در قدرت و معمولن به وسیله ی آن، یک خرابکار گاهی “خائن” نیز تلقی می شود.
 
خرابکاری البته هدف طنزپردازان، هنرمندان و افراد دیگری در آن مشاغل نیز هست. در این مورد، خرابکار بودن می تواند به معنای سین جیم کردن و مورد ریشخند قرار دادن و تضعیف کردن و تحیلیل بردن نظم نهادینه شده باشد. گروه های تروریستی عمومن از خرابکاری برای رسیدن به اهدافشان استفاده نمی کنند. خرابکاری یک راهبرد متمرکز و شدید نیروی انسانی است و بسیاری از گروه ها این نیروی انسانی و ارتباطات سیاسی و اجتماعی را دارا نمی باشند تا آنها را قادر سازد دست به اقدامات خرابکاری بزنند؛ هر چند که اقدامات انجام گرفته از سوی تروریست ها (شامل حکومت های تروریستی نیز می شود. -مترجم) ممکن است تاثیری خرابکارانه بر هازمان یا جمعیت داشته باشد.
 
خرابکاری می تواند به استفاده از روش های موزیانه، متقلبانه، پولی یا خشن برای به بار آوردن چنین دگرش هایی اشاره کند. خرابکاری با مخالفت، اعتراض و کودتا و یا انجام کار از راه ابزارهای مرسوم و رسمی که ممکنست در یک دستگاه سیاسی برای به بار آوردن دگرش های مورد نظر وجود داشته باشند، در تضاد است.
 
افزون بر این، خرابکاری بیرونی، جایی است که حکومت یا دولت متجاوز تلاش می کند تا بازیگران سیاسی و نظامی را یارکشی و دستیاری کند تا حکومت به واسطه ی کودتا سرنگون سازند. اگر خرابکاری در هدفش برای ایجاد کودتا شکست بخورد، ممکن خواهد شد که بازیگران و اقدامات گروه خرابکار بتواند به سوی شورش، جنگ چریکی و قیام دگردیسی کند. خرابکاری عبارتی است برگرفته از “اغتشاش، آشوب، فتنه، شورش و طغیان” (Sedition) و به عنوان نامی است برای ترود و شورشی غیر قانونی و مخالف مققرات؛ هر چند ارتباطات این دو عبارت، ترجیحن متفاوتند، زیرا فتنه و آشوب و طغیان (Sedition) بیانگر شورش هایی آشکار به بنیادها و سازمان هاست اما خرابکاری چیزی بسیار محرمانه تر است، مانند فرسایش پایه ی باورها به شرایط موجود کنونی یا برانگیختن مردم علیه یکدیگر.
 
خرابکاری اصطلاحی است که در پارسی به “براندازی” از آن تعبیر می شود و کسانی چون شیرین عبادی و گنجی به عنوان براندازان نرم معرفی می شوند؛ هر چند رسانه های اپوزوسیون راستین، احزاب و گروه های شناخته شده ی علیه رژیم، براندازان سخت و شناخته شده عنوان می گردند.
 
 

منبع:پژواک ایران