می گویند : امنیت را رها کن، امان نامه را دریاب! ( بخش دوم)
جمشید پیمان
منبع:پژواک ایران
|
می گویند : امنیت را رها کن، امان نامه را دریاب! ( بخش دوم)
« تکرار پیش درآمد بخش نخست:رندواره ای ( به قول سعدی؛ شخصی به صورت درویشان ،امّا نه بر سیرت ایشان) مجاهدین خلق را ملامت می کرد که چر عَلی اَنفُسِهُم هستند و در وادی پر مخافت عراق ، جان شیرین و با ارزش خویش را بی پروا در معرض کشتار می گذارند. نزد من زبان ملامت بر مجاهدین گشوده بود که برای برون رفت از تنگنای کنونی چرا با سازمان ملل همکاری نمی کنند و چوب لای چرخ مارتین کوبلر ، نماینده دبیرکل این سازمان ، می گذارند، چرا حاضر نیستند به جائی بیرون از عراق بروند؟ چرا قوانین کشور میزبان را رعایت نمی کنند؟ چرا ماموران و محافظان عراقی را با اعمال تحریک آمیز وادار به واکنش های خشونت بار می کنند؟ چرا جای پافشاری و تمرکز بر بیرون رفتن مستقیم از کمپ لیبرتی به کشورهای دیگر، بر بازگشت به شهر اشرف اصرار می ورزند . و چندین و چند چرای دیگر از همین دست. گفتمش که سخنت و پرسش هایت اگر از سر ساده دلی نباشد،و از آن دردناکتر، اگر ریگی به کفش نداشته باشی، بدون تردید از جهل تو مایه گرفته است. نظر مرا نپذیرفت و همچنان مانند همه ی دشمنان مجاهدین ، با آن که مدعی دلسوزی برای مجاهدین بود، کوشید توپ را به زمین آنها بیندازد. »
ـــ در این بخش قصد دارم اندکی به اولویت مساله امنیت مجاهدان در اشرف بر هر مساله دیگری ، از جمله مساله انتقال از عراق به سایر کشورها اشاره کنم . امّا پیش از ورود به این بحث بر خودم فرض می دانم که سپاس جانانه ام را به دکتر طاهر بومدرا ابراز داردم .طاهر بومدرامسئول سابق حقوق بشر یونامی درامور کمپ اشرف است. او پس از آن که از دغل کاری ها و صحنه سازی های مارتین کوبلر نسبت به مجاهدین در کمپ ها ی اشرف و لیبرتی دچار عذاب وجدان می شود ، از سمت خود استعفاء می دهد و زشت کاری های کوبلر را در جاهای مختلف، از جمله در نشستی در مجلس قانون گزاری آمریکا ، بر ملا می سازد . او در این رابطه بسیار شفاف و صریح اعلام می کند که حاضر است در هر دادگاهی با ارائه اسناد و مدارک علیه فریب ها و نیرنگ های کوبلر شهادت بدهد .
لُبِّ مطلب و حرف حساب بومدرا که درجلسه پارلماني گروه دوستان ايران آزاد در پارلمان انگستان نیز ابراز داشته است این است :
«... من اولين كسي بودم كه از كمپ ليبرتي ديدار كردم و من شوكه شدم. من شوكه شدم از اين كه ما در صحنه بوديم، در حالي كه ارتش عراق داشت كمپ ليبرتي را غارت مي كرد. در حالي كه چيز زيادي آنجا باقي نمانده بود ما شاهد كاميونهايي بوديم كه وارد و خارج مي شدند و ما آن ها را مي ديديم. زيرساخت هاي كل اين محل براي اسكان دادن 3400 نفر مناسب نبود چه رسد به اينكه استانداردهاي بد آن را بخواهيم بگوييم. اين وضعيت اصلاً قابل قبول نبود و اين شرايط بر اشرفي ها تحميل شد. ... پس سازمان ملل متحد به آنها تحميل كرد كه به كمپي بروند كه من در صحبتهاي قبليم گفتم كه ما اسناد را دستكاري كرديم و حتي عكسها را دستكاري كرديم كه به جهان و اشرفيها نشان دهيم كه اين محل استانداردهاي قابل قبول را برآورده مي كند( تاکید از من است) .و من ديگر اين موضوع را ادامه نمي دهم.
ولي فقط مي خواهم نكته اي را مطرح كنم كه قبلاً مطرح نشده بود و آن هم مسأله اموال است. شما توجه داريد كه يادداشت تفاهم به موضوع اموال اشاره اي نمي كند و كاملاً سكوت كرده است و اين قرار بود كه اصلا به اين صورت باشد و ما در اين مورد صحبت كرده بوديم. من اين موضوع را مطرح كردم كه بر سر اموال چه خواهد آمد. اموال منقول و غيرمنقول. ما اين را مطرح كرديم و اين كوبلر بود كه گفت به هيچ وجه نه. ما قرار نيست در اين مورد صحبت كنيم، اينها مسائل تكنيكي هستند. ما بعداً به اين جزئيات خواهيم پرداخت. من به او گفتم ما درگير يك اخراج اجباري هستيم و شما نمي توانيد اين افراد را از اموالشان ممنوع كنيد. او گفت ما درمورد اين موضوع بعداً صحبت مي كنيم.
همزمان، همتاهاي عراقي ما در كميته اشرف مي گفتند كه اموال را فراموش كنيد. اين اموال مربوط به مردم عراق است و ما از اين كوتاه نمي آييم. پس كوبلر مي داند كه عراقيها سر اموال كوتاه نخواهند آمد. ادعاي آنها كه اين اموال مربوط به مردم عراق است در يادداشت تفاهم وارد نشد و براي همه روشن است كه چه كسي به اين موضوع پرداخته و كوبلر جامعه بين المللي رابه بيراهه برده است و همچنين اشرفيها را به بيراهه برد و اين نه تنها در رابطه با كمپ ليبرتي كه براي اسكان اين افراد مناسب نبود بلكه همچنين در زمينه موضوع بسيار مهم اموال صدق مي كند.
حالا من مي خواهم همچنين بگويم كه چرا سازمان ملل متحد گمراه شده است. ما وزارت خارجه آمريكا را گمراه كرديم، ما وزارت خارجه بريتانيا را گمراه كرديم. صرفا به اين خاطر كه شما بايد حتماً در عراق، در بغداد باشيد تا اين وضعيت را بتوانيد تصور كنيد، در حالي كه همه در مركز تجمع منطقه سبز هستند و دسترسي به هيچ چيز ندارند و محلهاي بسيار محدود و كوچكي هستند كه افراد مي توانند با هم معاشرت داشته باشند. ...من در واقع رهبري تيم يونامي را در اشرف برعهده داشتم. من هر هفته آنجا بودم. ما اطلاعاترا دستكاري ميكرديم و هميشه اساساً اين گزارشها را با گزارشهاي رَند و ديدبان حقوق بشر مورد تأييد قرار ميداديم. ما آنها را در صحنه و در گزارشات خود تأييد ميكرديم. متأسفانه تا زمانيكه سفير كوبلر آنجا باشد اين وضعيت ادامه داشته و تصحيح نميشود. من ميتوانم به شما بطور قطع بگويم كه در اين محل هيچ راه حلي براي مسئله وجود نخواهد داشت و هر چه بيشتر پيچيده خواهد شد و عينأ مثل مسأله تحقيقات در مورد كشتار افراد در اشرف در جولاي 2009 و آوريل 2011 خواهد بود. سازمان ملل متحد خواستار تحقيقات حول اين دو كشتار شد ولي عراقيها گفتند تحقيقات را فراموش كنيد! و به همين خاطر هيچوقت تحقيقاتي صورت نگرفت و اين مصونيت كاملي است كه كوبلر آن را تأييد ميكند. اكنون من ميترسم و بطور واقعي بيم آنرا دارم كه ما داريم به سمت سرنوشت مشابهي پيش ميرويم.»
آن چه را که دیدید تنها بخش کوچکی از افشا گری های شگفت انگیز طاهر بومدرا در رابطه با مساله مجاهدین در عراق و زشت کاری های مارتین کوبلر است.بر شرافت و شهامت طاهر بومدرا درود می فرستم و او را می ستایم. نه به این خاطر که در این عرصه جانب مجاهدین اشرف و لیبرتی را گرفته است، بلکه به سبب پاسخ دادن به وجدان خویش و روی گرداندن از تقلب و فریبکاری و ایستادن در جانب حقیقتی که از سوی مارتین کوبلر مورد تجاوز قرار گرفته است . هم اکنون به یادم آمد که کسی این بیداری وجدان بومدرا را در چهارچوب توطئه ی مشترک و گسترده ی طرف های درگیر و بخشی از حامیان بین المللی مقاومت ایران برای فریب دادن مجاهدین خوانده بود .این گونه تهمت زدن های بی سند و مدرک و حتی بی شاهد و قرینه را در حیرتم که چه بنامم. به عنوان یک ایرانی که هم رویدادهای کشورش را دنبال می کند و هم بی برخورداری از هر گونه تعصب و شیفتگی پشتیبان شورای ملی مقاومت است و هم به شدت نگران وضعیت مبارزان راه آزادی در کمپ اشرف و لیبرتی می باشد، با شرمندگی تمام بابت این موضع گیری ظالمانه و البته بی پایه و مایه ، از طاهر بومدرا پوزش می خواهم.
ـــ کسانی که با وضعیت کمی و کیفی لیبرتی آشنایند می دانند که بیش از سه هزار پناه جوی سیاسی محصور در زندان لیبرتی، هر لحظه با خطر نابو دی رو به رو هستند. زیر ساخت های اساسی کمپ فرسوده و از کار افتاده اند نیروهای تحت امر نوری مالکی مانع از تعمیر بنیادی و یا تعویض وسائل از کار افتاده می شوند. در لیبرتی هیچ کس در برابر بیماری های ناشی از عدم تامین بهداشت و کمبود هادی درمانی، مصونیت ندارد. عراقی ها به فرمان مالکی و البته با چشم برهم گذاشتن های مارتین کوبلر، تا آنجا که بتوانند از رسیدن دارو و درمان به بیماران و مصدومان و مجروحان جلوگیری می کنند. اتاقک های چوب کبریتی در برابر هر گونه ضربه ای تاب مقاومت ندارند. شلیک موشک ها به لیبرتی نشان داد که بیشترین مصدومیت ها و نقص عضوها ناشی از تر کش های دیوارهای چوبی اتاقک ها بوده است. ساکنان لیبرتی حتی از داشتن جلیقه ها و کلاه های ایمی معمولی محروم شده اند. در جریان حمله موشکی، به واقع بخت یارشان بود که جنایت کاران تحت امر مالکی موفق نشدند مرحله دوم حمله را که شامل شلیک شصت موشک دیگر بود به اجرا در آورند. اوضاع امنیتی در داخل لیبرتی آن قدر وخیم است که مارتین کوبلر حتی چندین روز پس از وقوع جنایت و کشف شصت موشک پرتاب نشده، جرات نکرد از آثار جنایت که بی شک اعمال او باعث تسهیل آن بوده است ، دیدن کند. او که خود بیش از هرکسی می داند اوضاع تا چه حد فاجعه آمیز است ، پیش از وقوع این جنایت هم با ترس و لرز و در زمانی بسیار کوتاه و در محدوده ای بسیار کوچک ، از لیبرتی دیدن کرده بود. عوامل تحت فرمان مالکی پس از این حمله موشکی احتمال وقوع مجدد چنین جنایتی را محتمل دانسته اند و با بی شرمی تمام گفته اند که نمی توانند از بروز آن جلوگیری کنند . حالا بیش از سه هزار تن در چنین شرائطی و مخمصه ای بیش از یک سال است معطل و منتظرند که مارتین کوبلر به قول دروغینش مبنی بر رسیدگی سریع به و ضعیت پناهندگی و اعزام سریع تر شان به خارج از عراق ، عمل کند . اکنون معلوم شده است که روند کار همان است که دروغگوی فریبکار، در جهت دلبری از نوری مالکی و شادی دلِ رژیم آخوندی، برای کشاندن مجاهدین به لیبرتی گفت و انجام داد. اکنون معلوم شده است که طی این همه مدت فقط هفت تن از ساکنان لیبرتی امکان بیرون آمدن از عراق را یافته اند و در این زمینه برای دیگر ساکنان ، سازمان ملل هیچ آینده ای را تضمین نکرده است. تضمین های کوبلری همگی از بنیاد دروغین و صرفن برای فریب مجاهدین و حتی شخص دبیرکل سازمان ملل بوده است. مؤ یِد سخن ما آخرین گزارش بی شرمانه و سراسر فریب کوبلر به شورای امنیت است.
در این میان خود ساکنان لیبرتی با توجه به واقعیت موجود چه می گویند و چه می خواهند؟ آنها می گویند راه حل قطره چکانی پیش تر هم کار ساز نبوده است و اکنون و با و جود تهدید های گسترده ضد امنیتی، هیچ گونه توجیهی ندارد. آن ها می گویند دیگر نمی شود در لیبرتی نشست و چشم بر آسمان دوخت و یا دست روی دست گذاشت تا شیادی کوبلر نام، در پوشش نمایندگی دبیر کل ملل متحد منویات رژیم آخوند و نوری مالکی را در جهت نابودی تمام عیار آنان اجرا کند. مجاهدین محبوس در لیبرتی معتقدند و اعلام داشته اند که آمریکا به عنوان متعهد اصلی برای حفظ جان آن ها یا با امکانات گسترده ای که دارد تمامی آنها را هر چه زود تر از عراق بیرون ببرد و در بیروت از عراق روند رسیدگی به وضعیت پناهندگی آن ها دنبال شود و یا این که تا تعیین تکلیف امکان یابند به شهر اشرف باز گردند که به طور نسبی چه از نظر وسعت و چه به لحاظ ساختاری از امنیتی به مراتب بیشتر از لیبرتی برخوردار است . کسانی که از پیچیدگی کار بی خبرند و کسانی که دوست دارند مجاهدین در همین محدودی فاقد هر گونه تامین لیبرتی درجا بزنند ، این جا و آن جا در بوق ملامت می دمند که مجاهدین مصمم به ترک عراق نیستند و در این راستا می خواهند به اشرف باز گردند. چرا از همان لیبرتی برای خروج از عراق پای نمی فشارند؟ در این گونه اظهار نظر دو دروغ نهفته است، دروغ نخست این که مجاهدین در همین لیبرتی برای خروج از عراق مصّر نیستند. دروغ دوم این که پا فشاری مجاهدین برای بازگشت به لیبرتی نه به منظور دست یابی به امنیت نسبی بیشتر ، بلکه بر مبنای خواستشان برای ماندن در عراق است . این هردو دروغ البته منشاء و مبدئی جز دستگاه وزارت اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی ندارد. دمندگان در این بوق هم چه بخواهند و چه نخواهند ، در حقیقت برای نظام آخوندی بوق می زنند.
امّا کسانی که به واقعیات پیچیده ی مساله حضور رزمنده های بی سلاح در اشرف و لیبرتی اشراف دارند و از آن مهم تر، کسانی که دایه های دلسوز تر از مادر نیستند و به عزم و تصمیم تک تک مجاهدین در اشرف و لیبرتی احترام می گذارند و کسانی که این رزمندگان جان برکف را صغیر به حساب نمی آورند، قبل از هر چیز باید از خواست فوری و حیاتی آنان یعنی تامین و تضمین امنیت در مرحله بینابینی ،و مشخصن از مسیر باز گشت به کمپ اشرف، و تاکید بر خروج هر چه سریع تر از عراق دفاع کنند. اکنون زمانش رسیده است که دوستان و دشمنان مجاهدین بدانند که مجاهدین خواستار راه حل هائی هستند که به امنیت توام با عزت و شرف ختم شود نه راهکارهائی که فرجامش به تقاضای امان نامه از نوری مالکی می رسد ؛ راهکاری که امروز مارتین کوبلر و زنش و مالکی و عوامل و مزدوران رژیم، و البته خویشتن اهل پندارانِ نا اهل،به شدت دنبال اجرایش هستند .
منبع:پژواک ایران
فهرست مطالب جمشید پیمان در سایت پژواک ایران *می گویند : امنیت را رها کن، امان نامه را دریاب! ( بخش دوم) [2013 Apr] |