27 شهریور روزی که برج و باروهای تبلیغاتی خامنه ای فروریخت
مهدی سامع
مردم ایران در روز 27 شهریور امسال از فرصت روز حکومتی قدس به نحو شگفت انگیری استفاده کردند و با طرح یک سلسله شعارها یک بار دیگر موقعیت خود و طرف مقابل را در مقابل چشم جهانیان قرار دادند. مردم با حضور گسترده خود، توحش حکومت طی سه ماه گذشته را به سخره گرفتند و در مقابل جعلیات توخالی آن دسته از مفسران، کارشناسان و شارحان مماشات که سکوت نسبی چند هفته ای مردم را دلیلی بر تثبیت موقعیت حکومت ارزیابی می کردند، برج و باروهای تبلیغاتی ولایت خامنه ای و عمله و اکره او را فروپاشیدند. حرکت سراسری مردم در روزی که حکومت با دروغ و تزویر آن را روز حمایت از مردم فلسطین اعلام می کند، سنجیده ترین و ماندگار ترین سند علیه استبداد مذهبی در کوبنده ترین و بی پیرایه ترین شکل است.
گوناگونی شعارهای مردم در آن روز بیان رنگین کمان جنبش آزادیخواهی مردم ایران است، در حالی که محمود احمدی نژاد کف بر دهان با مشتی اراجیف رذیلانه و برچسبهای تقلبی، رویای برده کردن مردم ایران را در سخنان زنگار گرفته اش بازتاب می داد، مردم با شعار «دروغگو، دروغگو، 63 درصدت کو؟»، به بلاهت بی حد و مرز او اظهار تنفر کردند. سخنان احمدی نژاد در روز جمعه 27 شهریور نشان داد که در این دوره او مبتذل تر، حقبرتر و کوتوله تر شده است. رفتار لجوجانه، آمرانه و البته احمقانه او قبل از آن که بیان قدرت و اعتبار باشد، تلاش یک شارلاتان آبروباخته برای بقا است. وقتی زنان و مردان آزاده ایران زمین سخنان روز جمعه 20 شهریور سیدعلی خامنه ای که گفته بود:« مردم مراقب باشند كه برخي، از اجتماعات روز قدس براي ايجاد تفرقه استفاده نكنند» را به هیچ گرفتند و با فریاد «مرگ بر دیکتاتور» به نبرد با ولایت متکی بر سرنیزه ادامه دادند، پر واضح است که سخنان گماشته ولی فقیه که در سایه نیروی سرکوبگر سپاه و بسیج بر کرسی ریاست جمهوری لم داده است برای مردم پشیزی ارزش ندارد. از احمدی نژاد حقیر تر و بی ابروتر کیهان شریعتمداری است که در شماره شنبه 28 شهریور خود در مورد خیزش روز جمعه می نویسد:«آن چه عملا ديروز رخ داد اين بود كه آشوبگران نتوانستند جمعيتي بيش از 2 الي 3 هزار نفر را پاي كار بياورند...... به دليل ازدحام جمعيت مؤمن در خيابانهاي منتهي به دانشگاه تهران آشوبگران- برخلاف نمازجمعه يك ماه پيش هاشمي رفسنجاني- به هيچ وجه موفق به حضور در اطراف دانشگاه نشدند و به تجمع در فواصل دور خصوصا ميدانهاي هفت تير و فاطمي بسنده كردند.... پس از پايان نمازجمعه تهران آشوبگران به مدت يكي دو ساعت توانستند ميدان هفت تير و حوالي ميدان فاطمي خصوصا خيابان استاد مطهري را ناآرام نمايند.»
واقعیت این است که در مورد ابعاد شرکت مردم سراسر ایران در تظاهرات روز جمعه حسین شریعتمداری عوامفریبی نمی کند. او حماقت می کند و خود را فریب می دهد تا صدای فروریختن قلعه ارتجاع را نشنود. وقتی مردمی مهیب ترین استبداد دوران معاصر با همه ساز و برگ آن را به چالش می کشند، وقتی بحران انقلابی تار و پود جامعه به شمول هرم قدرت و ثروت را زیر و رو می کند، وقتی قیام مردم به دگرگون سازترین ابتکارها دست می زند، وقتی مارش زنان و مردان ایران زمین در خیابانهای تهران و سایر شهرها چشم انداز آزادی را ترسیم می کند، ارتجاع لگام گسیخته و کوته بین مجبور به هذیان بافی می شود. این واقعیتی است که خامنه ای نیز در نماز روز عید فطر، علیرغم یک عقب نشینی جزیی در مورد فرزندان علی اکبر هاشمی رفسنجانی، وقتی برای خود فریبی و البته ناشیانه سعی کرد تا حضور مردم به خشم آمده از ولایتش را مصادره کند، از خود بروز داد.
مهدی سامع
منبع: یادداشت سیاسی نبرد خلق، شماره 291، چهارشنبه اول مهر 1388(23 سپتامبر 2009)
منبع:پژواک ایران
