نه به دخالت خارجی ،شعارِ محبوبِ دیکتاتورها
طیب صادقیان
هرکس امروز در برابر جنایت، شعار (دخالت خارجی بد است )را مثل ذکر مقدس تکرار میکند، یا تاریخ نمیداند، یا میداند و دروغ میگوید. راه سومی وجود ندارد.
این جمله نه اخلاقی است، نه ملی، نه مستقل،این جمله سپر دفاعی جلادان است.
اگر قرار بود ملتها بدون حمایت جهان آزاد از چنگال فاشیسم و استبداد رها شوند، فرانسه هنوز زیر چکمه نازیها بود.
ژنرال دوگل در خاک فرانسه نبود؛ در انگلستان بود، با رادیو، با حمایت متفقین.
آیا مردم فرانسه فریاد زدند ،خارجیها دخالت نکنند؟
نه. چون میدانستند دشمن، اشغالگر و دیکتاتور است، نه آنکه کمک میکند.
آلمانِ پس از هیتلر، بدون دخالت نظامی متفقین، هرگز رنگ دموکراسی را نمیدید.
کره جنوبی، بدون حمایت خارجی، امروز بردهی خاندان کیم بود. اینها واقعیتاند، نه تحلیلهای تلگرامی.
پس وقتی کسی امروز به مردم ایران میگوید، دنیا نباید از شما حمایت کند، در عمل دارد میگوید، تنها بمانید تا راحتتر سلاخی شوید.
این حرف، یا از ترس میآید، یا از بیسوادی سیاسی، یا از همدستی آگاهانه با رژیم. هر سه، نتیجهاش یکی است، تداوم جنایت.
در جهان واقعی، امنیت جهانی از دل آزادی ملتها میگذرد. رژیمی که مردمش را میکشد، منطقه را بیثبات میکند و جهان را تهدید میکند، دیگر مسئله داخلی نیست؛ مسئلهی جهانی است.
هر روز بقای این حکومت، یعنی جوانی کمتر، شهری ویرانتر، ایرانی فقیرتر، و خون بیشتر روی زمین.
بنابراین با کسانی که زیر پرچم (نه به دخالت خارجی)عملاً بلندگوی رژیم شدهاند، نه شوخی میکنند، نه مماشات.
تاریخ با قربانیان مهربان است، اما با توجیهگران جنایت، بیرحم.
و فردا، وقتی حسابها را صاف کنند، هیچکس نخواهد پرسید: چرا کمک گرفتید؟
خواهند پرسید: چرا جلوی کمک به مردم ایستادید؟ در دنیای واقعی، رژیمی که مردمش را میکشد، مسئلهی داخلی نیست.
بنابراین باید صریح گفت، کسی که دیروز با رأی، نظارت یا لجستكي در خارج از ايران به نمایش انتخاباتی رژیم اعتبار داد، و امروز با شعار نه به دخالت خارجی راه کمک به مردم را میبندد، دو بار در یک صف ایستاده است: صفِ بقای جمهوری اسلامی.
منبع:پژواک ایران