چگونه قاسم پر کشید و پرپر شد
داریوشافشار

از فضای تهوع آور درگیری های سیاسی و تحولات نظامی و امنیتی که بگزریم، به سرچشمه ای علمی در منظق جنگ ها می رسیم که نهادهای سیاسی و دخمه های به اصطلاح اندیشکده ی جمهوری اسلامی، اتاق های فکر، هرگز مایل به افشا شدن آنها نیستند. این مقاله، تلاش دارد با اشاره ای کوچک به بخشی از نوک کوه یخ، نوری بر این تاریک کده ی استبداد اسلامی بیندازد.

در جهان امروز که فناوری نظامی، سخن نخست و پایانی را در نبردها می زند، شاهد به فضاحت کشیده شدن کاربردی دومین قدرت نظامی جهان، روسیه ی اشغالگر، در اوکراین هستیم. کبکه و دبده ی خرس آدمخوار پیر که جهانی را از سال ۱۹۱۷ تا به امروز به آشوب و انقلاب و جنگ و خونریزی کشانده است، هم اکنون و پس از گزشت چار ماه از تجاوز نظامیش به اوکراین، به گونه ای غیر قابل ترمیم و بازگشت، در هم شکسته شده است. تسلیحات پدافندی غربی و در سر آنها، ساز و برگ های جنگی ایالات متحده، تضمین کننده ی آزادی و استقلال کشور اوکراین بوده اند و این اهمیت در حالی در جنگ با روسیه ی تجاوزگر خود را جلوه می دهد که تسلیحات ابرپیشرفته ی آمریکایی همچون توپ لیزری و سامانه های جنگ الکترونیک، بر روی ناوهای اتمی این کشور در خلیج نیلگون همیشه پارس، به معنای واقعی کلمه در حال خاک خوردن هستند.

سلاحی همچون توپ لیزری که هزینه ی استفاده ی آن برای هر شلیک تنها چند ده دلار تمام می شود، عمق راهبردی پدافندی بهینه از لحاظ اقتصادی را به رخ جنگسالاران و جنگ افروزان جمهوری اسلامی می کشد که هم اکنون به این رویکرد تروریستی اسلامی خود علیه اسراییل مفتخرند که سامانه ی پدافندی بسیار گران قیمت اسراییل را با هزینه ای بسیار بسیار کمتر در مقیاس کمتر از پنج درصد، به چالش می کشند؛ به دیگر سخن، در حالی اسراییل برای هر شلیک ضد موشک های گنبد آهنین خود از ۱۰۰ هزار تا ۱۵۰ هزار دلار هزینه می کند که هر موشک شلیک شده از سوی گروهک تروریستی حماس در اسراییل اشغالی غربی، کمتر از ده هزار دلار است! این یعنی در واپسین یورش تروریستی موشکی حماس به اسراییل که یک هفته به درازا انجامید و در خلال آن چار هزار موشک به سوی این کشور شلیک شد، اسراییل از برای دفاع از سرزمین خود و مردمش، محکوم به تقبل هزینه ی سرسام آوری بین ۴۰۰ ملیون تا ۶۰۰ ملیون دلار تنها در هزینه ی موشک های شلیک شده، شده است!

هزینه ی گنبد آهنی اسراییل آنچنان هنگفت است که این کشور تاکنون تنها موفق به تولید ۱۰ آتشبار از آن شده است که برای هر یک از آنها، ۵۰ ملیون دلار هزینه کرده است؛ اینها همه در حالی است که حماس فلستینی در بدترین حالت، موشک های خود را از ضایعاتی مانند حلبی های روغن تولید می کند و در بهترین حالت، تسلیحات رژیم عنکبوتی اسلامی در تهران را به مفت به چنگ می آورد.

باید از خود پرسید که چگونه است که جمهوری اسلامی در حالی مشغول به معنای واقعی کلمه، کرم ریزی، علیه اسراییل است که توان درگیری های جزیی با ابرقدرتی مانند آمریکا را در بیخ گوش خود ندارد! و چرا توپ لیزری ناوهای آمریکایی برای ایران آنقدر ترسناک است که به گرفتن عکس های هوایی از ناوها بسنده کرده است. نازیدن جمهوری اسلامی به قایق های تندروی آمریکایی را باید در یک تقابل واقعی و در جنگ دید، آنجا که تصاویری از شلیک توپ لیزری به یک قایق تندروی آزمایشی به نمایش درمی آید که در کسری از ثانیه، سامانه ی موشک انداز قایق بر اثر برخورد پرتو لیزر محو می شود و سرفن مقداری دود در جای شلیک بر جای می گزارد.

اما همانگونه که گفته شد، همین تسلیحات فرانوین در حال خاک خوردن هستند و هنوز به مرحله ی اجباری استفاده ی پدافندی نرسیده اند. آنچه که رژیم چیره بر ایران را بیش از این از آمریکا می ترساند، چیز دیگری است که مخلص کلام این مقاله می باشد. 

“ماکس پلانک”، معمار کوانتوم، کسی بود که مدعی شد که هیچ ماده ای در جهان وجود ندارد و آنچه که هست، از تمرکز و “تقوای نیرو” موجودیت یافته است و ما باید فرای آن، نهاد در پس دهر، را بکاویم که او آن را “ذهن آگاه و هوشمند” و “زادبوم همه ی مواد” (The Matrix Of ALL Matter) خوانده است. از آن هنگام در سال ۱۹۴۴ که وی در همایش علمی فیزیک در فلورانس ایتالیا سخنرانی می کرد، تا به امروز که این اطلاعات فوق محرمانه از سوی آمریکا فاش شده اند، بیش از هفتاد سال می گزرد! البته آمریکا هرگز این مورد را افشا نکرده است که چگونه موفق شده تروریست پاسدار “قاسم سلیمانی” را شکار کند، اما بر اساس یافته های علمی مطرح شده و پیشینه ی کاربرد آنها در عملیات های نظامی و اطلاعاتی، نویسنده به این نتیجه رسیده است که آمریکا از روشی منحصر به فرد در شکار قاسم بهره برده است که سلاحی هزار بار هولناکتر از بمب اتمی یا توپ لیزری است. سلاحی که هر چند تنها در نزد این کشور نمی باشد، اما آمریکا از آن به قدرتمندترین شکل ممکنش بهره می برد و جنگی پیشگیرانه را با این سامانه به پیش می برد که به جای درگیری های شدید نظامی که جان هزاران انسان را به خطر می اندازد، مستقیمن سر مار را هدف می گیرد و مرکز ثقل ناامنی و آشوبگری را نابود می کند.

از دید نویسنده، این مورد هم اکنون در موازات با دیگر عملیات های تجسس و شکار مرسوم اطلاعات نظامی، در حال اجرا علیه جنگ افروزان روسی است و شکار ۱۲ ارتشبد و بیش از ۳۱۷ افسر ارشد این کشور، تنها از راه های مرسوم اطلاعاتی به وقوع نپیوسته، بلکه نهادهای اطلاعاتی آمریکا مشغول استفاده از روشی دیگر به نام “فرابینی” (Remote Viewing) از برای شکار سر مار مورد نظرشان هستند. این رویدادی نو نیست، بلکه به درازای تاریخ دانسته و نانوشته ی انسان وجود داشته است.

در این راستا، ایالات متحده در چارچوب برنامه ای به نام “طرح دروازه ی ستاره” (The Project Of Star Gate) با صرف هزینه ی ۲۰ ملیون دلار و به کارگیری ۲۲ افسر اطلاعاتی این کشور که همگی مستعد “پرواز اثیری” بودند، توانست عرصه ای نوین در جنگ اطلاعاتی علیه دشمنان خود را به وجود آورد. در این روش، فرد فرابین در حالی در یک اتاق نشسته است که می تواند در حالت آگاهانه به خواب رود و آگاهی شخصی وجود خود موسوم به “روح اثیری” یا “تن آسمانی” (Etheral Soul Or Astral Body) را پرواز دهد و به مکانی بسیار دوردست تر از جایگاه تن مادیش پرواز کند. در این روش، فرد فرابین نه تنها می تواند جهان پیرامون حضور لحظه ای خود را در هر جا که هست ببیند، بلکه می تواند از دیگر حواس خود از جمله لامسه نیز بهره برده و بدون اینکه به شکلی جسمانی به چیزی دست بزند، با آن چیز تماس برقرار کند و هتا آن را جابجا نماید. از اینرو، اصطلاح فرابینی یک اصطلاح کلی است که شامل “فرالامسه” نیز می شود و شاید بتوان آن را “فراحسی” خواند. پیشتر به این روش شناخته شده، “جنبش اجسام به وسیله ی ارواح” (جابا) (Telekinesis) نیز گفته می شد.

آنچه که از افشای این سند سیا برمی آید، بیان می دارد که ایالات متحده از این روش در بسیاری از مقاطع حساس عملیات نظامی خود بهره برده است. از آن جمله، می توان به ردیابی دقیق مکان موشک های اسکاد عراق بعثی و نابودی آنها پیش از پرتاب در خلال عملیات توفان صحرا در خلیج فارس اشاره کرد که در غیر صورت استفاده از فرابینی، ارتش آمریکا مجبور به گسیل ده ها افسر اطلاعاتی و صدها سرباز به میدان عملیات می شد که خطر جانی را بسیار بالا می برد.

در دیگر استفاده ی موفق از فرابینی، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا توانست در سال ۱۹۹۴، مکان دقیق پولوتونیوم های غنی شده ی کره ی شمالی که به قصد استفاده ی تسلیحاتی، انبوه سازی و انبار شده بودند را کشف نماید و به این پرسش مهم پاسخ دهد که: “کره ی شمالی در چه مرحله ای از فرایند ساخت بمب اتمی قرار دارد”. همچنین، به همین روش بود که آمریکا توانسته بود از مکان دقیق نگاهداری گروگان های این کشور، در پی تجاوز و اشغال رایزنی این کشور در تهران به فرمان مسکو، آگاهی یابد که منجر به اجرای عملیات ناموفق یورش به تهران از راه تبس با عنوان “پنجه ی عقاب” شد؛ عملیاتی که به واسطه ی حضور نظامی ارتش اشغالگر روسیه ی شوروی در افغانستان و شلیک موشک از سوی آنها به هوابرد آمریکایی در آسمان و صحرای تبس، با شکست روبرو شد.

آنچه که در فرابینی یا فراحسی رخ می دهد، گسترش آگاهی فرد است. آگاهانه از واژه ی آگاهی به جای روح استفاده می شود.

در سال ۱۹۹۷ بود که در ژنو سوییس، دو ذره ی بنیادی توانستند سریع تر از نور حرکت کنند. آنچه که انجام شد، برای نخستین بار ثابت کرد که حد ایستای نظریه ی نسبیت انیشتین کجاست و اسولن این نظریه درست نیست. آنچه که مایه ی شگفتی جهان خردمند شد، این بود که در این آزمایش، یک ذره ی فوتون، که هر فوتون ذره ی تشکیل دهنده ی اتم می باشد، پس از آنکه شکافته شده و به دو فوتون از همان فوتون بخش می شود، هر یک از فوتون های تازه به وجود آمده به سفری هفت مایلی در خلاف جهت یکدیگر و در بستر فیبرهای نوری به پرواز درمی آیند و در هنگام رسیدن به هدف، نه تنها دقیقن رفتارهای یکسانی نسبت به یکدیگر بروز می دهند، که زمان انجام آن رفتارها و ارتعاشاتشان نیز، دقیقن یکسان و هم زمان بوده است. این آزمایش، فرای رد نظریه ی نسبیت انیشیتن، مطلبی را بیان می کند که در فرابینی رخ می دهد و آن اینست که: “هنگامی که دو جرم که پیشتر با یکدیگر یکی بوده یا در تماس بوده باشند، از لحاظ جسمانی از یکدیگر  جدا شوند، اما انرژی آنها به هم پیوسته باقی می ماند”؛ به دیگر سخن، جدایی فیزیکی رخ می دهد، اما جدایی نیرو یا انرژتیک نه و این باعث رفتار دقیقن یکسان و هم زمان دو ذره از فوتونی شده است که چارده مایل با یکدیگر فاصله داشته اند.

این بقای انرژی که انرژی تاریک فضا و زمان را به میزان ۹۶ درصد تشکیل می دهد، اراده ی کیهان در پیش از آفرینش هستی (Universe) و پیدایش زادبوم و در زمان بی زمانگی است، هنگامه ای لازمان و لامکان که نه تنها پیش از مهبانگ وجود داشته و آگاهی محض بوده است، که خود شوند “پخش آغازین” (Primal Release) نیز بوده است. در مذهب هندو، به این آگاهی پیشا زمانی و پیشا مکانی، “برهمن” گفته می شود. از اینرو، زادبوم (The Matrix) نه تنها یک فراورده ی جانبی پس از آفرینش و انتشار یا پخش شدگی و پیدایش هستی نیست، یعنی کل ستارگان و کهکشان ها و سیارات، بلکه خود برهمن یا هنگامه ی پیش از آغاز آفرینش در لامکانی و لازمانی است که همان اصل موجود در طریقت های شرقی و عرفانی است که پیش از پیشبردهای علمی، با عنوان هایی همچون عرفان، جادو، علوم غیبی و خفیه، بیان می شد. فرابینی، توانایی ذهنی انسان در به کار بردن فناوری ذهنی و روحی است. امری که پیش از این، تنها در اختیار جادوگران و موکلیان جنی آنها بوده و هست.

جمهوری اسلامی در خلال تجربه ی مخالفت همین عناصر جادوگر با یکدیگر در سامانه ی کاری خود بوده است که ناگزیر مجبور به پرداختن به این موضوع در حد بیان “جادوگران احمدی نژاد” شد که در پی آن، آلوده کردن مخزن های آب تهران به جادو را به جهت تعیین فکر و تثبیت اراده ی رژیم در میزان مشارکت مردم با دستکاری در ذهن نوشندگان آب، در رای گیری را افشا کرده بود.

از اینرو، مهبانگ خود پخش شدگی و همان زادبوم است. این، شبکه ای از آگاهی و انرژی پایدار و همیشه به هم پیوسته است که آن را “زادبوم الهی” (Divine Matrix) یا “میدان” می نامند؛ خدایی پیش از زمان، برهمن، او که نازاده شده است.

“فراترابری ذرات” (Teleportation Of Particles) و در پی آن “جابجایی چیزها” که پیش از این تنها به ویروس های غیر ارگانیک موسوم به جن نسبت داده می شد، اکنون موردی ثابت شده و در دسترس انسان هاست که طبق معمول از آن بهره های نظامی گرفته می شود. این روش در سال ۲۰۰۴ و با همکاری دانشمندان آلمانی، چینی و اتریشی اثبات شد که در پی آزمایشی توانستند تا “طرح الگوی کوانتومی” (Quantum Blueprint) ذرات را با موفقیت به جای دیگری انتقال دهند.

این موارد، نویسنده را به یاد نکاتی از ادبیات پارسی می اندازد که می گویند:

“هر چه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی” یا “ای برادر تو همه اندیشه ای، مابقی استخوان و ریشه ای” یا “از هر دست که بدهی، از همان دست پس خواهی گرفت” یا “چیزی که عوض دارد، گله ندارد” یا “هر رفتی، یک آمدی دارد” و ... .

این بدان معناست که همه ی آنچه که وجود دارد و هستی خوانده می شود، ضمن آنکه تا ۹۶ درصد آن تهی و پوچ است، به معنای واقعی کلمه از “هیچ” نیز به وجود آمده است که همان کیهان و هستی موجود پیش رویی است که ۹۶ درصد آن را انرژی تاریکی تشکیل می دهد که همان آگاهی است و پیوند دهنده ی همه ی کهکشان ها و سیارات از راه نقب های اکترومگنتیک. واقعیتی باستانی، عرفانی و علمی که آنچه که در یک جای کیهان رخ می دهد، “در همان لحظه” و در جای دیگر و بسیار دوردست تری در کیهان نیز تجربه، تکرار و احساس می شود!

داریوش افشار

همین جستار در وبلاگم

 

 

پایان

 

 

 

 

 

 

منبع:رادیو فردا


فهرست مطالب داریوشافشار در سایت پژواک ایران