هشدار به مدعیان جانشینی امام زمان و خلافت اسلامی (قسمت اول)‏
حمیدرضا قضاوی

 
 
عدم توجه رهبران مذهبی حکومت به افزایش بحرانهای اجتماعی و فقر و ویرانی کشور ریشه در اختلالات شخصیتی و روحی روانی دارد. این مقاله به واکاوی علل بحرانهای اجتماعی (بخش اول) و علل رفتارهای نابهنجار و جنایات سران نظام (بخش دوم) میپردازد.
 
بخش اول: افزایش بحرانهای اجتماعی بالاخص خودکشی
 
صحنه اندوهبار مکالمه خداحافظی دو دختر بیگناه قبل از مرگ, در اصفهان، نشان از عمق فاجعه ایست که در سایه بختک حکومت ولایت وقیه امام زمان بر مردم، خصوصا جوانان بی پناه کشور تحمیل شده است. بآغوش کشیدن مرگ با شادی بمعنای ناامیدی مطلق از زندگی، و امید یافتن گشایشی در جهان ناشناخته دیگرست.
کلامشان نشان از اضطراب و افسردگی پنهانیست در پشت شادی و خنده های معصومانه، نگران از سفری طولانی و ترک بی بازگشت عزیزانشان. شرایط زندگی چنان وخیم ست که چشم بر دنیا بسته و عزم جزم بر ترک ان گرفته اند.
چنین شرایطیست که ایران را در رتبه سوم جهانی خودکشی کلی و زنان بعد از چین و هند قرار داده است، درحقیقت در مقایسه با جمعیت چندین برابری این دو کشور، ایران در رتبه اول جهان ست. براساس امارهای دولتی ۱۳۹۰، خودكشي سومين عامل مرگ نوجوانان و هفتمين دليل از دست رفتن جوانان کشور میباشد.
 
نکته مهم، عدم وجود یک مرکز متمرکز بررسی و هماهنگ کننده بحرانهای اجتماعی در کشور میباشد. آمارهای متفاوت و ضد و نقیض توسط دستگاههای مختلف دولتی بر عمق فاجعه میافزاید. گزارش وزارت بهداشت ۱۳۸۲ حداقل ۳۱ خودکشی در روز، میانگین سنی ۲۹ سال، و آمار پزشکی قانونی روزانه ۱۸ خودکشی، منجر بمرگ را در کشور اعلام میکند، که اکثرا بشکل سقوط از ارتفاع و خودسوزی ست.
 
متاسفانه هیچ تحقیق و پژوهش متمرکز و جامع علمی در شناسایی آسیب‌های اجتماعی بالاخص خودکشی انجام نشده است. عدم ارایه آمار، آمارهای مقطعی کوتاه مدت و یا ارایه ارقام گزینشی غیرواقعی توسط واحدهای حراست سازمانها و وزارت اطلاعات که فقط بمنظور ارائه در سخنرانیها و مصاحبه های مسولین تهیه میشود یکی از سنتهای عوامفریبانه حکومت ست در مخفی کردن کاستیها و بی لیاقتی مسولین بیسواد حوزوی، بسیجی و سپاهی که با مدارک جعلی بعنوان اعضای هیات علمی دانشگاهها، بجای حل مشکل، سعی در حذف صورت مسأله‌ می‌نمایند.
نظارت شدید و محرمانه بودن ارائه هرگونه آمار به مطبوعات خصوصا در دو دهه اخیر، تغییر اعداد و ارقام توسط واحدهای حراست سازمانها و وزارتخانها، اعتبار آمارهای ارائه شده را زیرسوال برده است. متاسفانه چنین وضعیتی در زمینه آسیبهای اجتماعی باعث عواقب وخیم غیوقابل جبران میشود چراکه فهم و شناخت عمق بحران و بررسی کارشناسانه علل زمینه ای، برنامه ریزی و ارایه راهکارهای پیشگیری و درمان فقط با داشتن امار دقیق و مستند امکانپذیرست.
 
رشد قابل توجه خودکشی خصوصا در سنین نوجوانی نشان از نادیده گرفتن ویژگیها و نیازهای روانشناختی این دوره حساس و بحرانیست. شایعترین انگیزه ها شامل مشکلات اقتصادی، اضطراب و افسردگی و اعتیاد ست که بدنبال عوامل قابل پیشگیری مختلفی ایجاد میشود، احساس بی پناهی و ناامنی ازجمله تحت کنترل بودن توسط بسیجیان محل (۱)، عدم توانایی در ابراز تمایلات و مشکلات بدلیل بی اعتمادی به دوستان، اطرافیان و مربیان، ترس و اضطراب از علنی شدن دوستی با جنس مخالف و مجازاتهای حکومتی خصوصا در هتک حرمت خانواده، خشونت،های خیابانی و اعدامهای علنی در معابر عمومی، تنش و اختلافات خانوادگی ناشی از بیکاری و مشکلات عدیده و لاینحل مالی، عدم امکان ازدواج ناشی از فقر و ناتوانی در تهیه جهیزیه، هزینه های سرسام آور ازدواج و مخارج زندگی مشترک منجر به سرکوب تمایلات جنسی، نداشتن تفریح و سرگرمی هماهنگ با جنسیت و دوره سنی، مشاهده تبعیض و بیعدالتی …
 
صدمه به خویشتن و مرگ بعنوان آخرین گزینه در لحظات بحرانی زندگی در شرایط ناتوانایی در تحمل ناکامی و درماندگی، و بدنبل احساس تنهایی و عدم دلبستگی امن، و از دست دادن انگیزه‌های حیاتی و امیدواری، اتفاق میافتد. چرا که امید بزندگی سبب تحمل راحتتر سختیها و مشکلاتست و مهمترین مانع خودکشی ست.
فشار، سختی ها، مشكلات شخصي دراز مدت و شکستهای دایمی با آسیب اعتماد به نفس و ایجاد افکار منفی، درنهایت باعث ناامیدی، افسردگی و تبدیل فرد به دشمن ارزش های شخصیتی خویش میشود. در مقایسه با افکار مثبت، نفوذ بسیار سریع افکار منفی به درون ذهن بعنوان ملکه ذهن در زندگی عامل تشدید افسردگي و ناامیدی و افزایش آسيب پذيری فرد به خودكشي میباشد.
 
متاسفانه، ایران در طول ۳۸ سال به یکی از پراسترس ترین کشورها برای همه گروههای سنی و جنسی تبدیل شده است، خصوصا زنان، نوجوانان و جوانان. بالطبع استرسهای فامیلی و اجتماعی به کودکان نیز سرایت میکند چنانچه براساس آمار سال ۱۳۹۴، فاطمه دانشور عضو شورای شهر تهران از خودکشی ۱۱۱ کودک در سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۳ خبر میدهد، ۵۹ پسر و ۵۲ دختر.
 
براي رهایی از این بحران, تعيين عوامل ايجاد كننده، فهم احساسات شخص، تغییرات رشدی و عوامل هورمونی اهمیت دارد.
تجویز دارو و توصیه برگزاری جلسات رواندرمانی  توسط روانپزشکان شاید بتواند بشکل موقت مانع از بحران شود ولی آتش همچنان زیر خاکسترست.
توصیه به مشاوره خصوصا برای افرادی که در فقر و اعتیاد بسر می‌برند اقدام مثبتی ست ولی بتنهایی نمی‌تواند تبدیل به راهکار دایمی شود.
تاسف مضاعف بی اهمیتی بحرانهای اجتماعی خصوصا خودکشی در کشور توسط مسولین و رهبران حکومتست که بجای چاره‌اندیشی در خصوص پیشگیری از وقوع خودکشی و رفع عوامل زمینه ساز بیماریهای روحی روانی منجر بآن که همان فقر و اعتیاد و بیکاری ناشی از ۳۸ سال حکومت فساد اسلامی ست، مثل همیشه انگشت اتهام به توطئه استکبار جهانی و دشمنان اسلام و مسلمین، فیلمها و بازیهای کامپیوتری (نهنگ آبی -۲) نشانه میرود.
 
پیشگیری و درمان خودکشی فقط با ازبین بردن عوامل زمینه ساز امکان پذیرست که نیاز به بررسی فرهنگی و جغرافیایی دارد. در یک کلام، تنها اقدام مؤثر در پیشگیری از خودکشی، فقرزدایی، اشتغال و احترام به آزادیهای فردی و اجتماعی و نیازهای مردم براساس سن و جنسیت انهاست. این مقوله در کشوری که جزء ۵ کشور اول دنیا از جهت شاخص بدبختی و فلاکت ست، رتبه دوم جهانی اعدام بعد از چین، رتبه ششم جهانی در تعداد زندانی و رتبه ۱۳ جهانی در فساد مالی و اداری را یدک میکشد و براساس امار دولتی بیش از ۵۰٪ زیر خط فقر و بیش از ۱۰ میلیون نفر در فقر مطلق، و شاخصهای مالی و اشتغال لحظه بلحظه درحال سقوط میباشد، عملا غیرممکن بوده که نشان از عدم عزم حکومت در حل مشکلاتست و رضایت از سیاه روزی بیشتر کشور.
 
در حال حاضر در ایران هیچ اقدامی برای شناسایی افراد مستعد و آسیب پذیر به خودکشی و پیشگیری انجام نمیشود (تست ساده غربالگری خودکشی-۳) و تنها سعی در درمان افراد با سابقه قبلی از طریق مشاوره‌های خانوادگی و روانشناسی ست، متاسفانه بشکل ناقص، بی هدف و غیرمتمرکز در مراکز خدمات مشاوره‌ای سازمان بهزیستی، حوزه های علمیه، وزارت بهداشت، و مراکز درمانی خصوصی. مراکز مشاوره ای که در اکثر موارد با استفاده از مبلغین حوزه های علمیه بشکل غیر علمی و دور از استانداردهای جهانی اداره میشود.
 
عامل اصلی سیاه روزی کشور دخالت غیر علمی، غیر اخلاقی، غیر شرعی و غیر قانونی حوزه های علمیه، فقیهان و طلبه های فاقذ علم و اخلاق در تمام امور کشوری و لشگریست، در جایگاه قاضی، بازپرس، شکنجه گر، فیلمساز، مجری، کارشناس امور خانواده، روانشناس، معلم اخلاق، مشاور تربیت کودکان، استاد اقتصاد و سیاست، صاحب نظر امور نظامی، و حتی دخالت در امور تخصصی فنی، پزشکی ….
فقیهان و حوزویان وافقند که آموزه هایشان در طول ۳۸ سال باعث گسترش خرافات و نابودی ارزشهای اخلاقی در جامعه، و تربیت شدگانشان عاملان دزدی و اختلاس، متجاوز به مال و ناموس مردم، و مشهور به فساد و جنایت بوده اند لذا براساس دستورات باصطلاح مذهبی خود، دخالتشان در تمام امور کشور و جامعه غیر شرعی و حرام ست.
معروفست نقل کلام حوزویان “ملا شدن چه راحت، آدم شدن محال ست” حقیقتیست نشان از واقف بودن به ارجحیت ارزشهای والای انسانی بر خرافات مذهبی تاجران دین.
 
کشور هر لحظه شاهد فاجعه و خبری وحشتناک ست. شرایط لحظه به لحظه وخیمتر و غیرقابل تحملتر میشود که نشان از بی اهمیتی زندگی و سرنوشت عوام برای رهبران دینی ست.، و مردم برای گذران موقت زندگی ناچار به فروش اعضای بدن، که همچون سایر معظلات کشور، حکومت نه تنها در فکر چاره ای نیست بلکه ظاهرا توسط یکی از مدیران ارشد وزارت اطلاعات در کمسیون بهداشت مجلس، شهریاری، مردم را به فروش بیشتر اعضای بدن تشویق کرده است (از عوارض اعتیاد -توضیح در بخش دوم).
 
یکی از مهمترین دلایل عادی شدن فساد و اختلاس سران، بی تفاوتی جامعه میباشد. مطمئنا میتوان پوداخت هزینه های چند ده میلیون پوندی از بیت المال در تولید نائبان آینده امام زمان، فرزندانی با نطفه کامل انگلیسی را بعنوان اولین فساد مالی شاخص نام برد که توسط بالاترین مقام کشور انجام شد. تنها دلیل هلاکت سریع سعید امامی توسط گروه عملیاتی سپاه (دکتر امیدوار رضایی رییس وقت بیمارستان لقمان، برادر محسن رضایی)، ممانعت از افشای بیشتر موضوع IVF نوادگان ولی فقیه در انگلستان و هزینه های نجومی پرداخت شده از بیت المال بود و نه جنایت قتلهای زنجیره ای.
 
امام زمانی که نائبش ساخت انگلیس باشد مطمئنا خود ساخته و پرداخته کاخ کرملین خواهد بود.
 
ادامه حیف و میل بیت المال در سکوت عوام بشکلهای متفاوت شامل کمکهای نجومی به گروههای تروریستی، حقوق ماهانه به ساکنان جنوب لبنان، سوریه و یمن، پرداخت هزینه های سنگین جنگ و بازسازی سوریه، ساخت و تجهیز کارخانه، مراکز تولیدی و بیمارستان در کشورهای خارجی از جمله افریقا و امریکای لاتین …. برای عوامفریبی و تبلیغ خرافه ای بنام ولایت و ارائه خدمات درمانی مطمئن و مخفی به ماموران اطلاعات و سپاه و مبلقین مذهبی شاغل در خارج از کشورست.
 
بی اهمیتی عوام برای رهبران کشور چنان مشهودست که در وانفسای خودکشی، و نیز فوت شمار زیادی از هموطنان عزیز کرد و ویرانی شهرها و روستاهای غربی کشور بدنبال زلزله، تنها موضوع مهم نگران کننده فقیهان افزایش بودجه خواهران همیشه در سنگر زینب در شهر قوم لوط، قم، میباشد، خواستگاه متجاوزینی چون شیخ سعید طوسی که خود قربانی دیگر تربیت شدگان این شهرند.
مدعییان دیکر نیابت امام زمان بجای حمایت از عوام فقیر، مالباختگان و زلزله زدگان، سعی در رد اصل و نسب هندی خود با تحریف چاپ جدید کتاب مرحوم پسندیده هندی و تمسک به جوانان بسیجی باصطلاح تاریخ پژوه جهت ساختن اجداد ایرانی نموده است. نکته مضحک، عدم هماهنگی این باصطلاح تاریخ پژوهان با یکدیگر و اعلام شهرها و کشورهای مختلفی چون نیشابور، همدان، خراسان، زنجان، عراق، بعنوان زادگاه جد پدری ست! (۴)
 
تلاش بیهوده ایست، سوای از نژاد و قومیت، هندی، ایرانی، عراقی، نطفه انگلیسی…، رفتار ۳۸ ساله ملبسین این خرقه چیزی جز رسوایی، بی آبرویی و ننگ ابدی نداشته است. جامه ایست نشان از اکثریتی بیسواد، شیاد، تن پرور، فاسد، دروغکو، منافق و جنایتکار که روزیشان خوردن مال حرام و دزدی بیت المال ست و تفریحشان قتل و جنایت.
 
هدف خالقان این جماعت سوء استفاده از جهل و نادانی مردم ست چنانچه سر دنیس رایت، دیپلمات‌ انگلیس در ایران (کتاب خاطرات سر دنیس رایت انگلیسی‌ها در میان ایرانیان) میگوید: “به علت احترامی که مردم , حاکمان, امرا و درباریان ایرانی به آخوندها خصوصا سیدها میگذاشتند و به علت جهل, خرافه پرستی و اعتقادی که مردم ایران به دعانویسی سیدها برای حل مشکل و رفع چشم زخم و درمان بیماری داشتند، انگلستان بسیاری از جاسوسان خود را به شکل سید هندی به ایران میفرستاد تا ضمن جاسوسی و سعی در نفوذ در بین مردم و حکومت، قبایل و عشایر را علیه حکومت مرکزی تحریک کنند تا حکوت ایران ضعیف شود و به فکر حرکت به سمت هندوستان و ضربه به مستعمره انگلستان نباشد. تحریک حکومت قاجار برای جنگ با روس ها از طریق سیدهای نفوذی و به بهانه جنگ با کفار و صدور فرمان جهاد و فشار به حکومت ایران برای جنگ با کافران و بعد شکست ایران و از دست دادن بسیاری از سرزمین های شمالی و حمایت انگلستان از تجزیه افغانستان از ایران در همین راستا بود”.
ادامه در قسمت دوم …
 
 
دکتر حمیدرضا قضاوی
واشنگتن دی سی
۵ شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۶
Oct 16 / 2017
 
 
توضیحات:
 
۱. درکنار تفتیش اتومبیلها در خیابان، اولین و مهمترین وظیفه بسیجیان مساجد محل، کنترل کامل محله و تجسس در زندگی خصوصی مردم میباشد، اطلاع از تعداد افراد خانواده، وابستگیها، دوستان، ملاقاتهای روزنه به منازل، …
 
۲. بازی نهنگ آبی: بازی اینترنتی ساخت ۲۰۱۳ روسیه، در ۵۰ مرحله از مخاطبان میخواهد روزانه چالش و تکلیفی را انجام، از آن عکسی فرستاده و وارد مرحله بعدی شوند. اولین مرحله کشیدن یک نهنگ آبی روی دست و آخرین آن خودکشی ست. با توجه به کشور سازنده بازی، حکومت هیچ ممنوعیتی در دسترسی به سایت مورد نظر قرار نداده است.
 
۳. غربالگری و شناسایی افراد مستعد و پیش بینی احتمال اقدام به خودکشی براحتی با انجام آزمایش خون ساده با شناسایی تغییرات ژن مسول کنترل هورمون استرس/ کورتیزول SKA2 امکانپذیرست. وظیفه این ژن کمک به پیشگیری افکار منفی و رفتارهای تکانشی ست. براساس تحقیقات دانشگاه جان هاپکینز امریکا، این ژن در افرادی که در آستانه خودکشی هستند بدرستی فعالیت نکرده و باعث اختلال ترشح هورمون استرس میشود. این تست ساده قادرست افراد با احتمال بالای خودکشی را با دقت ۹۰٪ و افراد با سابقه خودکشی قبلی را با دقت ۹۶٪ شناسایی نماید.
 
۴. دو نظر درباره تبار خمینی وجود دارد؛ اول، هندو زاده ای از تبار اعراب، دوم، هندوزاده ای از تبار سیک های هند (نظر بسیاری از جمله آقای مهدی شمشیری، محقق و تاریخدان معاصر).
مرحوم مرتضی پسندیده هندی برادر بزرگ او، نه پسوند هندی از فامیل خود حذف نمود و نه پسوند خمین بخود اضافه کرد، در مصاحبه سال ۱۳۶۵ بصراحت اعلام کرد که “من مرتضی هندی سابق (تغییر نام به مرتضی پسندیده) باید بگویم که اجدادمان در هند بوده و پدربزرگم هندیست و بالاتر از پدربزرگ خود را نمیشناسم. ما فامیلی هندی را ثبت کردیم و بعدها چون فامیل هندی وابستگی به انگلیس را نشان میداد من و روح الله (خمینی) فامیلی خود را عوض کردیم. من فامیلی پسندیده را برای خود انتخاب کردم و روح الله فامیلی اش را به مصطفوی (منسوب به نام پدری مصطفی) تغییر داد اما برادرمان نورالدین فامیلی اش هندی ماند”. همچنین در کتاب خاطرات خود (کتاب خاطرات آیت الله پسندیده, به کوشش محمد جواد مرادی نیا سال ۱۳۷۴, چاپ و صحافی موسسه انتشارات سوره, ناشر موسسه انتشارات حدیث) عنوان میکند جدشان احمد هندی (همکار کمپانی هند شرقی انگلستان) بین سالهای ۱۲۴۰ و ۱۲۵۰ بین کشمیر هند و عراق تردد داشته و بخاطر آشنایی با اهالی فرقاهان کمره شهرستان خمین (یوسف‌خان کمره‌ای) در عراق به ایران آمده و به خمین میرود.
از جمله فعالیتهای مصطفی هندی (پدر بنیانگذار اسلام ناب محمدی و عضو انجمن فراماسنری اخوّت)، باج گیری از مردم و خوانین و همکاری با راهزنان بشکل مال خری و نگهداری اموال مسروقه در ازای دریافت وجوه بالا بوده که سرانجام توسط خود راهزنان بقتل میرسد.
در چاپ جدید تحریف شده کتاب پسندیده، از دین شاه، سید بزرگ از سادات هند بعنوان جد نامبرده شده است (شاه را به معنای سید معرفی کرده اند!)
ایت ا… علی مصباح، پژوهشگر اسلامی ساکن هند، جد خمینی را ججار از سیکهای هندی که پارچه سیاه بسر میبندند معرفی میکند.
روایت دیگریست از مقاله احمد رشیدی مطلق ۱۷ دی ۱۳۵۶ که احمد هندی ابتدا در پوشش یک درویش به گلپایگان، مدتی در بغداد و در بازگشت بایران بشکل سید معمم در خمین سکنی میگزیند. با توجه به تابعیت هندی خانواده، براساس قوانین انگلیس، پرچم انگلستان بر بام خانه آویزان بوده است.
ویکی پدیا و عمادالدین باقی اجداد خمینی را سید محمد از سادات نیشابور معرفی کرده که اواسط قرن ۱۱ ه.ق به هند مهاجرت نموده اند.
برخی سایتهای حکومتی تبارش را سید میرحامد حسین صفویه مینامند که در قرن ۷ ه.ق به کشمیر هند مهاجرت نموده است.
آخرین تلاش در این زمینه، مصاحبه شبکه آپارات با جوان بسیجی یکی از باصطلاح تاریخ پژوهانست که اجداد حمینی را صوفی و اهل همدان نامید.
در برنامه دیگری سال ۱۳۹۵ شبکه سوم سیما از امامزاده حمزه زنجان بعنوان جد نام برده شد.
مطمئنترین و مستندترین روایت مربوط ست به مرجع بزرگ تقلید شیعیان مرحوم آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی، اهل فن و استاد شجره نامه شناسی و نویسنده کتابی در معرفی سادات حقیقی شجره نامه دار، که همان ابتدا در جلسه درس حوزه و سپس بشکل مکتوب اعلام نمودند که “خمینی هندی الاصل ست و دارای شجره هاشمی و عرب نمیباشد”. بنا به سنت حکومت، آیت الله مرعشی مورد حمله و تهدید قرار گرفته و مجبور بسکوت شد. (فرزند آیت الله العظمی سید شمس الدین محمود مرعشی سابقه تحصیل و تدریس در نجف، کربلا، کاظمین، سامرا، قم، تهران و کرمانشاه).
… داستان هنوز از طرف خانواده هندی ادامه دارد …
 
 
 

منبع:پژواک ایران