آلبانی، فصلی جدید برای مجاهدین؟
فرهاد کوهستانی

سال 2016 در حالی به پایان رسید؛ که جماعت مجاهدین؛ با دو رویداد مهم مواجه شدند، که هر دو به نحوی با هم دیگر مرتبط اند

اولی اعلام خبر فوت غیر رسمی رجوی؛ مسئول اول این جماعت؛ در یک جلسه رسمی برگزار شده از طرف پایوران اصلی این جماعت، به مناسبت هفده ژوئن بود.

فردی که مسئولیت اعلام این خبر را به عهده گرفت؛ نه از مسئولین درجه اول این جماعت، بلکه  وزیر اطلاعات سابق عربستان سعودی ترکی الفیصل؛ بود.

اینکه چگونه می شود خبربه این مهمی را، نه نهاد های رسمی این جماعت؛ بلکه وزیر اطلاعات سابق یک کشور خارجی، یعنی عربستان سعودی اعلام می کند خود خیلی سمبولیک است، آنهم در آستانه ای تخلیه کامل کمپ لیبرتی در عراق و انتقال آنها به تیرآنا در آلبانی بسیار سئوال برانگیز است.

این را هم از یاد نبریم که پایوران درجه اول این جماعت؛ نظیر خانم برگزیده؛ و مهدی ابریشم چی؛ در این جلسه؛ شرکت داشتند و می توانستند در همان لحظه خبر را تکذیب کنند. افراد حاضر دراین جلسه ؛نه تنها هیچ واکنشی در قبال خبر مرگ رجوی از خود نشان ندادن؛ بلکه با  سکوت خود؛که علامت رضا است آنرا تایید نیز کردند.

در ارتباط با خبر مرگ مسئول اول مجاهدین؛ دو گزینه وجود دارد؛ که هر کدام بطور جداگانه قابل بررسی است.

فرضیه اول براین پایه استوار است که ؛ این اعلام خبر مرگ، در آستانه انتقال جمعی افراد از عراق به آلبانی؛ ازطرف مجاهدین مهندسی شده بود

هدف از اعلام خبر مرگ مسئول اول چیست؟

آیا وزیر اطلاعات سابق عربستان سعودی ترکی الفیصل ؛ هم دراین طرح بطور آگاهانه شرکت داشته است؟

هدف این است که؛ ابعاد وسیع این انتقال را که راه به استراتژی و صلاحیت رهبری می برد را؛ تحت تاثیر خبر مرگ مسئول اول این سازمان  قرار دهند.

چرا که مسئله انتقال افراد مستقر در عراق به آلبانی؛ از منظر استراتژی بسیار مهم است؛ اگر به صحبتهای رجوی قبل از رفتن از پاریس به عراق( هفده ژوئن هشتاد وشش) توجه کنیم می بیبنم که ؛ از نظر وی اهمیت تاکتیکی را به عراق داده و پایگاه استراتژیک خود را ایران اعلام می کند.

و حال بعد از گذشت چندین سال؛ که از کشته ها پشته ساخته مجددا به اروپا برگشته اند.

سئوال اساسی این است: چرا این استراتژی جواب نداد؟ چه کسی مسئول بود؟

ابتدایی ترین کار, بعد از بازگشت به آلبانی این بود که مجاهدین؛ طی یک تحلیل و جعمبندی همه جانبه؛ علل خروج از عراق و عواملی که باعث شد این خط غلط تا این جا پیش برود و خسارت جبران ناپذیری بر جای بگذارد را ارزیابی کرده و مسئولین درجه اول این شکست را معرفی می کرند.

برای اینکه وارد یک چنین گردش کاری نشود؛ خبر مرگ مسئول اول این جماعت را روی آنتن بردند؛ تا به اصل مطلب نپردازند.

این را هم از یاد نبریم که؛ این نوع فیل هوا کردن ها از گذشته جزو لاینفک متدولوژی غیر مسئولانه این جماعت به شمار می رود؛ به عبارت روشنتر تضادی که در اساس مربوط با آنهاست را به زمین دیگران پرتاب میکنند.

 جهت یاد آوری؛ وقتی قطعنامه 598 در 29 تیر 1366(1987) صادر شد؛ و استراتژی جنگ آزادیبخش به بن بست رسید؛ رجوی به جای تحلیل از این شکست استراتژیک ؛علیرغم مخالفت آشکار رژیم عراق برای لشکر کشی مجاهدن به ایران؛ عملیات فروغ جاویدان را سازمان داد و با 1200 کشته به عراق برگشت؛ افرادی که خواهان پاسخ گویی این بن بست سیاسی بودند را؛ در مقابل هزارو دویست کشته قرار داد واعلام کرد که اگر نمی رفتیم می سوختیم.

بله ؛ این رجوی بود که سوخته بود؛ ولی وی این میز را که می توانست؛ میز محاکمه وی با شد را با میز 1200 کشته عوض کرد؛ و مسئله را به گونه ای دیگری طرح کرد؛ و حتی طلبکار نیز از معرکه بیرون آمد.

و باز جهت یادآوری؛ بعد از اینکه استراتژی جنگ چریک شهری در سال 1362 با خروج اعضاء از ایران به اروپا وعراق به پایان خط خود رسید؛ به رجوی گفته شد که وی مسئول کشته شدن اعضاء در ایران است؛ وی در پاسخ گفت؛ بله؛ ولی توانستم؛ این تعداد را هم نجات بدهم.

 البته خود رجوی بهتراز هر کسی فهمید که شرایط در تشکیلات به نفع وی نیست؛ چرا که تعدادی از اعضاء خواهان تدوین اساسنامه و تشکیل کنگره شده بودند؛ و وی نیز گفته بود اگر کنگره ای در کار باشد من نیستم.

 با اشراف به این شرایط؛ وی در  فاصله دو سال بعد؛ یعنی در سال 1364 معرکه ای انقلاب ایدولوژیک را پدید آورد؛ که تماما در جهت منافع فردی وی مهندسی شده بود.

 بعد از این شعبده بازی بود که وی؛ در قامت ولی فقیه ظاهر شد؛ و با استفاده از دیوارهای بلند بغداد کارهایی را کرد که در تاریخ سیاسی اجتماعی احزاب معاصر؛ در ایران بی سابقه بود.

اما آیا وزیر اطلاعات سابق عربستان سعودی؛ ترکی الفیصل آگاهانه وارد یک چنین بازی شد؛ و در جهت منافع جماعت رجوی گام برداشت؟

طبعا نه. با توجه به موقعیت وزیر اطلاعات سابق عربستان سعودی ترکی الفیصل؛ وی هرگز نمی تواند به صورت آگاهانه در چنین عرصه وارد شده باشد. ولی با توجه به شیوه کار جماعت رجوی در عرصه اطلاعات و ضد اطلاعات ؛ می توان این فرضیه را پیش کشید که؛ این جماعت عمدا اطلاعاتی را پراکنده اند؛  که این مفهوم را القاء کند که خبر مرگ رجوی را قطعی جلوه دهد.

 برای اینکه در این خصوص سابقه ای را داشته باشیم کافی است به اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه در مورد مجاهدین؛ توجه کنیم ؛ که می گفت کار اصلی مجاهدین پراکندن اخبار دروغ ؛ و عاری از حقیقت است در جهت منافع خودشان است.

در ارتباط با این فرضیه؛ حاصل کلام اینکه، پایوران اصلی این جماعت، برای فرار از پاسخگویی به مجموعه سئولهایی که در ارتباط با شکست های سیاسی و استراتژیک می توانست مطرح شود؛ عامل دیگری را ( مرگ مسئول اول) برجسته کردند که این مسئله اصلی بپوشاند.

فرضیه دوم این است که؛ مسئله مرگ رجوی واقعی است؛ حتی می توان گفت که پایوران اصلی این جماعت عمدا؛ درزمان اعلام خبر مرگ وی تعلل کردند؛تا شیرازه امور از دست نرود. ولی بدلیل حضور رجوی در عربستان، این مسئله از دید مقامات امنیتی سعودی پنهان نماند؛ و آنها مستقیما در جریان این خبر قرار داشتند.

قبل از شروع جنگ عراق و متحدین امریکا در 30 مارس 2003؛ طی یک نشستی،با حضور تعدادی از اعضای حاضر شورا  در اور که از طریق ویدئو کنفرانس با عراق برگزار شد؛  این مسئله به بحث گذاشته شد که با توجه به جنگ در پیش رو بین امریکا و متحدین با عراق ما چه کار باید بکنیم.

 در این ارتباط؛ آقای هزارخانی گفت : این جنگ؛ جنگ ما نیست؛ ما نه تنها نفعی در آن نداریم بلکه به ضرر ما نیز تمام خواهد شد؛ بهتر است که ما عراق را ترک کنیم.

ولی رجوی نظر دیگری داشت و معتقد بود که باید در اینجا ماند.

درست چند روز بعد از این نشست خانم برگزیده به همراه تعدادی از طریق خاک اردن ؛ به پاریس رفت؛ بدون اینکه مقامات فرانسوی هم در جریان ورود وی قرار بگیرند؛ وارد خاک فرانسه شد.

بعدها این مسئله بهانه ای شد برای مقامات فرانسوی ؛ و مسئله هفده ژوئن 2003 و دستگیری تعداد کثیری از مجاهدین از جمله خانم برگزیده پیش آمد.

از جانب دیگر؛ رجوی نیز به همراه دو تن؛ عراق را ترک کرد؛ و در عربستان ساکن می شود.

تماسهای تلفنی که هر چند یکبار با نشست های برگزار شده در عراق برقرار می کرد؛ ا زطریق ارتباط تلفنی از عربستان سعودی امکانپذیر میشد.

حال اینکه چرا وزیر اطلاعات سابق عربستان سعودی؛ ترکی الفیصل دراین جلسه حضور یافت و خبر مرگ رجوی را آنتنی کرد؛ شاید پاسخ دراین باشد که:

 اول، به رژیم ایران این پیام را بفرستد؛ حال که تو در سوریه و بحرین و یمن دخالت می کنی من نیز از گروههای مخالف تو حمایت خواهم کرد.

دوم، یک پیام هم به جماعت رجوی؛ و آن اینکه؛ با وزن خودتان بازی را ادامه دهید و به مرده دخیل نبندید. فصل رجوی به پایان رسیده خودتان با شرایط جدید به روز کنید.

مستقل از زنده و یا مرده بودن رجوی؛ بحث اساسی بعد از انتقال به آلبانی؛ این است که؛ آیا این جماعت می تواند خود را ترمیم کند و با یک ساختار جدید وارد عرصه فعالیت های سیاسی شود؟

 ورود به آلبانی فصل جدیدی در مقابل شما قرار می دهد؛ مختصات حاکم بر آلبانی مشابه عراق نیست.

 شرایط امنیتی و نظامی عراق بر آلبانی حاکم نیست؛ فضای پیرامونی بسیارمتفاوت و بازتر از عراق است, و طبعا برای نیروهای شما نیز پاسخ متناسب را نیز طلب می کند.

در پابان باید گفت: هر گونه سیستم سازی جدید؛ از بررسی منتقدانه گذشته این سازمان؛ عبور می کند؛ شما نمی توانید بدون حذف عناصری که در گذشته باعث صدمات جبران ناپذیر شد ؛ ساختار جدیدی را بنیانگذاری کیند. اگر قبول دارید که در گذشته اشتباهات جبران ناپذیری مرتکب شدید؛ در نتیجه آن را با معرفی و کنار گذاشتن علنی این عناصر؛ راه جدید خودتان را ترسیم کنید.

 آینده را نمی توان با به فراموشی سپردن گذشته ساخت.

ولی اگر بنا به هر دلیلی؛ هنوز به این نتیجه نرسیده اید که؛ سیستم گذشته جواب ندارد؛ بدانید که؛ زیر آوار خودخواهی های خود مدفون خواهید شد؛ و در دادگاه تاریخ مورد قضاوت قرار خواهید گرفت.

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی