توده ای می گفت دی در ناکجا
ما ، در ایران تخم مردی کاشتیم
سینه خیز از مرز آن سوی ارس
پرچم روسیه را برداشتیم
داس و چکش برکفن کردیم نقش
روی بام شهرمان افراشتیم
تیغ اسلامی و پتک استالین
رهگشای سوسیالیسم انگاشتیم
مارکس را در جوف قرآن یافتیم
خویش را تخم لنین پنداشتیم
در علن کوس خردورزی زدیم
در خفا روی از خرد برداشتیم
بیش و کم در کاهدان مغز خوبش
عقل را دادیم و جهل انباشتیم
اینچنین با معجز خط امام
آن رژیم شاه را برداشتیم
بهر بیرون راندن امپریالیسم
از شجاعت ، هیچ کم نگذاشتیم
گرچه بر ایران خیانت کرده ایم
شکرلله بیضه اش را داشتیم
رفقای توده ای وتوده ایست و شعبات ورشکسته گوناگون روسوفیل ، لطفا از این ابیات دلخور نشوید:
این «همان تیغ برندهٔ پارسی » ست ( به قول فردوسی) که به زبان آمده تا انتقام ملت ایران را از وطنفروشان ۸۰ ساله بگیرد !
شما که دهها سال به بیضه های نداشته تان نازیده اید و دلاوری دروغین به جوانان ایران فروخته اید،
اگر می توانید پاسخ این سخن را به همان بلاغت و روانی و به همین انسجام و قدرت بیان بدهید!
شما که ادعا دارید پروراننده شاعران مشهور و مهم از نوع سایه یا شاملو (ناسپاسان نمکخوار نمکدانشکن!) و نویسندگانی چون محمود دولت آبادی و تئاتری هایی چون مصطفی اسکویی هستید و سالهاست که منت هنر و هنرورزی حزبتان را بر سر مردم ایران می گذارید و دست بردار هم نیستید !
نکته آخر که خدمتتان عرض کنم:
تصور نفرمایید که یک اکثریتی یا یک اقلیتی یا هردسته ای که( خواه مارکسیست خواه مذهبی) که آبشخور فکری اش حزب توده بوده و از گاو استالین شیر خورده است بر حزب توده برتری یا فضیلتی دارد!
تاریخ معاصر ثابت کرد که همه از یک قماش و سر و ته یککرباس اند زیرا یا جهانوطن روسوفیل اند یا امتگرای بی وطن و هردونوع دچار بیماری ایرانستیزانهٔ روسوفیلی هستند! اللهم اشفی ، همه مریضان اسلام و استالینیسم را
منبع:پژواک ایران