مهدی پرپنچی - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
در روزهای اخیر، در محافل سیاسی ایران زمزمههایی درباره نامهای فوقمحرمانه مطرح شده که گفته میشود گروهی از مقامهای ارشد آن را خطاب به مجتبی خامنهای نوشتهاند. به گفته منابع آگاه، در این نامه هشدار داده شده که وضعیت اقتصادی ایران بحرانی است، کشور دیگر نمیتواند به مسیر فعلی ادامه دهد و حاکمیت عملاً چارهای جز ورود جدی به مذاکره با ایالات متحده بر سر پرونده هستهای ندارد.
شباهت تاریخی این وضعیت قابلچشمپوشی نیست. در روزهای پایانی جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۷، مقامها و فرماندهان ارشد به روحالله خمینی هشدار دادند که ادامه جنگ دیگر ممکن نیست. در حالی که خمینی تا چند روز پیش بر ادامه جنگ اصرار داشت، در نهایت تحت فشار این هشدارها قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت را پذیرفت؛ تصمیمی که خود آن را به نوشیدن «جام زهر» تشبیه کرد.
اهمیت نامه کنونی نیز از همینجا ناشی میشود: این نامه نشان میدهد که بخشی از مقامات ارشد، تقابل هستهای را به نقطهای مشابه میبینند؛ جایی که اصرار ایدئولوژیک با محدودیتهای واقعی دولت برخورد کرده است.
گفته میشود امضاکنندگان این نامه شامل چهرههایی چون محمدباقر قالیباف، مسعود پزشکیان، عباس عراقچی، مصطفی پورمحمدی و برخی دیگر بودهاند. در مقابل، برخی مقامات از امضای آن خودداری کردهاند. یکی از نامهایی که اکنون مطرح میشود، علی باقری کنی، مذاکرهکننده ارشد هستهای در دولت ابراهیم رئیسی است.
قرار بود این نامه کاملاً محرمانه باقی بماند. مخاطب آن مجتبی خامنهای بود، نه افکار عمومی، نه مجلس و نه حتی بدنه عادی سیاست. اما بنا بر روایتهای منتشرشده، باقری کنی این نامه را به برخی چهرههای تندرو خارج از حلقه اصلی نشان داده و تأکید کرده که خود آن را امضا نکرده است. از همانجا، موضوع به فضای سیاسی تهران درز کرده است.
دو واکنش علنی نشان میدهد این افشاگری تا چه اندازه حساس بوده است. نخست، جلیل محبی، چهره نزدیک به قالیباف، در هشداری حقوقی نوشت اگر نامهای محرمانه در اختیار عضوی از جلسه قرار گیرد و او آن را به بیرون منتقل کند و همزمان بگوید «من این نامه را امضا نکردهام»، طبق ماده ۳ قانون انتشار و افشای اسناد محرمانه، ممکن است تا ده سال زندان در پی داشته باشد. او افزود: «این جرم قابل اغماض نیست.»
واکنش دوم از سوی یک کانال تلگرامی بود که به «نامهای محرمانه و مهم» اشاره کرد که برخی آن را امضا کرده و برخی دیگر نه. این کانال پرسید چرا در چنین مقطع حساسی، برخی مسئولان شروع به نوشتن نامه به «مقامات عالی نظام» کردهاند و چرا افشای آن چنین واکنش تندی برانگیخته است، عبارتی که در ادبیات سیاسی ایران معمولاً اشارهای غیرمستقیم به رهبر جمهوری اسلامی است.
در چنین فضایی بود که ادعای ترامپ مطرح شد. او گفت مقامهای ایرانی بر سر مذاکره با آمریکا «مثل سگ و گربه به جان هم افتادهاند». تهران بلافاصله این ادعا را رد کرد و مقامهای ارشد در موضعی هماهنگ، وجود هرگونه شکاف را انکار کردند.
قالیباف نوشت: «در ایران تندرو و میانهرو نداریم؛ همه ما ایرانی و انقلابی هستیم.» او با اشاره به «وحدت آهنین ملت و دولت» و اطاعت کامل از رهبر، وعده داد که ایران دشمن «جنایتکار» را پشیمان خواهد کرد.
پزشکیان نیز تقریباً همان پیام را تکرار کرد و بر وحدت، اطاعت از رهبر و پیروزی تأکید کرد.
محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه، حتی پا را فراتر گذاشت و گفت اصطلاحات «تندرو» و «میانهرو» مفاهیمی «بیپایه و وارداتی» از غرب هستند و در ایران اسلامی همه جریانها در نهایت زیر نظر رهبر متحدند.
خط قرمز مجتبی
پیش از آغاز دور اول مذاکرات، گفته میشود مجتبی خامنهای خط قرمزی تعیین کرده بود: مقامات ایرانی نباید درباره پرونده هستهای با آمریکا گفتوگو کنند. اما از آنجا که هر مذاکره جدی با واشنگتن ناگزیر به موضوع هستهای گره میخورد، هیئت ایرانی عملاً وارد این بحث شد.
همین تصمیم، واکنش تند جریانهای تندرو را برانگیخت.
محمود نبویان، نایبرئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، که در مذاکرات پاکستان حضور داشت، گفت نتایج این گفتوگوها رضایتبخش نبوده و تیم مذاکرهکننده «اشتباه راهبردی» مرتکب شده است. او تصریح کرد این تیم برخلاف «خط قرمز صریح رهبر» درباره موضوع هستهای با آمریکا گفتوگو کرده است.
نبویان همچنین تأکید کرد که هیئت مذاکرهکننده باید به جای پرونده هستهای، درباره «ده بند» تعیینشده از سوی رهبر صحبت میکرد. او افزود که «جبهه مقاومت» تنها به لبنان محدود نمیشود و غزه، یمن و عراق را نیز شامل میشود. مهمتر از همه، گفت بر اساس اطلاعات جدید، «از این پس حتی اگر محاصره دریایی برداشته شود، هرگونه مذاکره با آمریکا ممنوع است.»
امیرحسین ثابتی، نماینده تندرو مجلس، نیز همین اتهام را صریحتر مطرح کرد و گفت اگر ادعایش نادرست باشد، مسئولان باید علیه او اقدام کنند. او تأکید کرد که یکی از خطوط قرمز رهبر این بوده که «در مذاکرات بههیچوجه نباید درباره موضوع هستهای صحبت شود» و از قالیباف و عراقچی خواست اگر چنین مذاکرهای صورت نگرفته، صراحتاً آن را تکذیب کنند در غیر این صورت، «به شکل دیگری با مردم صحبت خواهد شد.»
علنی شدن شکاف
این تنش توضیح میدهد که چرا هیئت ایرانی برای دور دوم مذاکرات به پاکستان نرفت. اختلاف دیگر صرفاً بر سر تاکتیک دیپلماتیک نبود؛ بلکه به نزاعی بر سر عبور از خط قرمز تعیینشده توسط مجتبی خامنهای تبدیل شده بود.
این اختلاف سپس به رسانهها کشیده شد. نورنیوز، نزدیک به شورای عالی امنیت ملی، در ویدیویی هشدار داد «جریانی خطرناک» در حال القای این روایت است که قالیباف و عراقچی به جای پیروی از خط مقاومت، به دنبال «تسلیم و سازش» هستند و قصد دارند آنان را در برابر رهبر قرار دهند.
این روایت نشان میدهد فشار اصلی نه از بیرون، بلکه از درون حاکمیت است؛ جایی که تندروها، این چهرهها را به عدول از مقاومت و تلاش برای فشار بر رهبر متهم میکنند.
در قلب این بحران، همان نامه محرمانه قرار دارد: یک جناح معتقد است وضعیت اقتصادی به حدی بحرانی شده که مذاکره هستهای اجتنابناپذیر است؛ جناح دیگر حتی طرح این موضوع را نقض دستور مجتبی خامنهای و نشانه «تسلیم» میداند.
توییتهای وحدت؛ پوشش بحران
از همینرو، توییتهای هماهنگ روز پنجشنبه صرفاً شعارهای میهنپرستانه نبودند؛ بلکه اعلام وفاداری بودند. قالیباف، پزشکیان، محسنی اژهای و دیگران در واقع تلاش داشتند نشان دهند در کنار رهبر هستند، نه در برابر او، و نامه افشاشده نباید بهعنوان نشانهای از شکاف تعبیر شود.
اما وقتی تهران از نبود اختلاف سخن میگوید، شواهد چیز دیگری را نشان میدهند:
نامهای محرمانه وجود داشته؛ برخی آن را امضا کردهاند و برخی نه؛ نامه افشا شده؛ تهدید به پیگرد قانونی مطرح شده؛ نمایندگان تندرو تیم مذاکرهکننده را به عبور از خط قرمز متهم کردهاند؛ نورنیوز از روایت «سازش» هشدار داده؛ و در نهایت، موجی از توییتهای هماهنگ برای نمایش وحدت منتشر شده است.
ترامپ گفت مقامهای ایرانی «مثل سگ و گربه» بر سر مذاکره با آمریکا درگیرند. تهران این ادعا را رد کرد، اما روند رخدادها از یک نزاع واقعی در درون حاکمیت حکایت دارد، نزاعی که به قلب استراتژی نظام مربوط است: آیا ایران بدون توافق هستهای میتواند از بحران اقتصادی عبور کند؟ و آیا تلاش برای چنین توافقی به معنای عبور از خط قرمز مجتبی خامنهای است؟
در این چارچوب، توییتهای وحدت نه نشانه انسجام، بلکه پوششی برای شکافی هستند که پیشتر آشکار شده است.
***
