مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷

ایرج مصداقی

جعلیات راه توده و سایت پیک نت در مورد مجتبی حلوایی و ارائه اطلاعات نادرست و انتشار عکس‌هایی که ربطی به مجتبی حلوایی عسگر نداشت (۱) از سوی این سایت مرا واداشت تا کوشش کنم با پیدان کردن عکس او و انتشار آن ادای دینی کنم به همه‌ی آن‌هایی که توسط این جانی شکنجه شدند و یا به جوخه‌های تیرباران و چوبه‌های دار فرستاده شدند. خوشحالم که در بیست‌ و یکمین سالگرد کشتار ۶۷ می‌توانم عکس این جنایتکار را انتشار دهم.

 

مجتبی حلوایی عسگر در سال‌های سیاه اولیه دهه‌ی ۶۰ یکی از تیرخلاص‌ زن‌ها و نزدیکان لاجوردی بود. او همچنین همراه با گروه ضربت اوین در دستگیری‌ افراد شرکت داشت و خود در جوخه‌‌های اعدام شرکت می‌کرد. مجتبی حلوایی بعد از برکناری لاجوردی از دادستانی انقلاب اسلامی در سال ۶۳ و در دوران ریاست فکور بر زندان اوین به معاونت امنیتی و انتظامی زندان ارتقا یافت.

در سال‌های ۶۵ تا ۶۷ او به عنوان مسئول امنیتی و انتظامی اوین نقش مهمی در سرکوبی زندانیان، حمله به بند‌ها، ضرب و شتم  و تخریب اموال زندانیان داشت. نام  او در این دوره بیش از هر جنایتکاری در اوین مطرح بود.

در جریان کشتار ۶۷ با توجه به شناختی که از زندانیان داشت مسئولیت او انتخاب زندانیان و دسته بندی آن‌ها برای رفتن نزد هیئت کشتار بود. او در جریان کشتار ۶۷ اوین یکی از فعال‌ترین مهره‌ها بود.

همچنین پس از پایان کشتار مأموریت کابل زدن به زنان زندانی چپ برای نماز خواندن به عهده‌ی او بود.  

او در حالی که نقش عمده‌ای در کشتار زندانیان سیاسی داشت اما پس از پایان کشتار ۶۷ زندان اوین را برای همیشه ترک کرد. دلیل این کار بر من پوشیده است. نمی دانم او با میل خود اوین را ترک کرد و یا به خاطر دسته‌بندی‌های معمول در رژیم از پستی که داشت برکنار شد.

او پس از ترک اوین مدتی بیکار بود و از وضعیت مالی نامناسبی هم برخوردار بود و برای گذران زندگی دست پیش این و آن دراز می‌کرد. در این دوره خانه‌ی او در سعادت آباد تهران بود. اما دیری نپایید که به خاطر سوابق جنایتکارانه‌اش در بنیاد ۱۵ خرداد تحت مدیریت شیخ حسن صانعی مشغول به کار شد.

وی در پاییز ۷۰ در پروژه‌ی سدسازی این بنیاد در نزدیکی قم به فعالیت پرداخت. بر اساس شنیده‌هایم سپس مدتی در چای جهان دارای مسئولیت شد. گفته می‌شود در حال حاضر نائب ريیس اتحادیه اتومبیل‌های کرایه است. در آدرس ‌های زیر می‌توانید مصاحبه‌‌های او را در مقام نائب ريیس اتحادیه اتومبیل‌های کرایه ملاحظه کنید:‌

 

http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1384/840808/Irshahr/dakhl.htm

 

http://www.aftab.ir/news/2005/nov/17/c2c1132228413_economy_marketing_business_job.php

 

از آن‌جایی که خود در زمان مذکور در ایران نبوده‌ام نمی‌توانم با ضرس قاطع بگویم که این فرد همان مجتبی حلوایی معروف است. این احتمال هم هست که موضوع تشابه اسمی باشد. از کسانی که اطلاعاتی در این زمینه دارند خواهش می‌کنم مرا راهنمایی کنند.

 

ایرج مصداقی ۲۷ تیرماه ۱۳۸۸

 

Irajmesdaghi@yahoo.com

www.Irajmesdaghi.com

 

 

پانویس:

 

 

۱- چندی پیش جریان مشکوک «راه توده» و «پیک نت» با انتشار عکس‌هایی مدعی شدند مجتبی حلوایی همان سردار مصطفی آجرلو است که اسمش را عوض کرده و در شهرداری تهران مشغول به کار شده است. در آدرس زیر به موضوع پرداخته و نادرستی اخبار سایت پیک نت و راه توده را نیز مشخص کردم.

 

http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=9055

 

فردی را که سایت پیک نت و راه توده در کنار کیانوری (پشت سر سمت راست) به عنوان مجتبی حلوایی معرفی کرده بودند نادرست است. او ظاهراً‌ بایستی یکی از بازجویان ۲۰۹ اوین باشد چرا که اعضای حزب توده توسط اطلاعات و امنیت سپاه پاسداران دستگیر شده بودند و در اختیار دادستانی اوین نبودند. گردانندگان «راه توده» و «پیک نت» به غلط «مجتبی» یکی از بازجویان و مسئولان پرونده‌ی توده‌ای ها به هنگام دستگیری در سال ۶۱ و ۶۲ را مجتبی حلوایی معرفی کرده‌ بودند در حالی که این ها دو نفر متفاوت هستند و ربطی به یکدیگر ندارند. مجتبی حلوایی هیچ‌گاه بازجو نبود و به ویژه نقشی در بازجویی از توده‌ای ها نداشت. مجتبی مسئول پرونده توده‌‌ای‌ها نام مستعار سید کاظم کاظمی است در مقاله‌‌ای که در آدرس زیر موجود است راجع به او توضیح داده‌ام.
 
 
حمید اسدیان نیز با بریدن عکس مزبور و بدون اشاره به منبع، از عکس پیک نت و راه توده استفاده کرده و فرد یاد شده را مجتبی حلوایی معرفی کرده بود. 
   

 ۲- عفت ماهباز نیز در خاطرات خود از کشتار ۶۷ اخبار نادرستی راجع به حلوایی انتشار می‌دهد. او به طرز تعجب‌آوری مصطفی پورمحمدی معاون وزیر اطلاعات و آخوندی را که از سال ۵۹ در شهرهای مختلف خوزستان، بندرعباس و مشهد دادستان انقلاب بوده دستیار مجتبی حلوایی معرفی می‌کند! در حالی که حلوایی پاسدار دون‌پایه ای بود که به مدد جنایت‌‌هایش بازوی اجرایی امثال پورمحمدی شده بود. عفت‌ ماهباز، پور محمدی را هم به درستی نمی‌شناسد و در همان خاطرات نام مستعار او را سرلک ذکر می‌کند. در نوشته‌ی دیگری راجع به سرلک و اشتباه عفت ماهباز در این زمینه توضیح خواهم داد. نوشته‌ی عفت ماهباز را در آدرس زیر می‌توانید ملاحظه کنید.

 

http://www.peiknet.com/1387/02BAHMAN/14/PAGE/32MAHBAZ.htm

 


منبع: پژواک ایران



پنجشنبه ۳ فروردين ۱۳۹۶ 
 ۲۳ مارس ۲۰۱۷