اَلترنتیو رژیم اسلامی چیست و کیست ؟
محمد پروین

در رابطه با نوشته پیشین من در مورد بیانیه ۱۴ نفر [۱] یکی از فعالان برون مرز این پرسش را مطرح کرد که:
 " فرض کنیم فردا یا هفته یا ماه اَینده حکومت اسلامی سرنگون شد. براستی آلترنتیو چیست و کیست؟"
پاسخ کوتاهی به ایشان داده شد و تلاش میکنم تا کمی بیشتر در این نوشته به این سئوال بسیار با اهمیت بپردازم.
حکومت اسلامی به خودی خود پس از چهل سال دیگر هم سرنگون نخواهد شد. سرنگونیش توسط حمله نظامی و کودتا و غیره هم هرگز ما را به دموکراسی نخواهد رساند. بهترین اَلترنتیو برای دولتهای سود جوی جهان نیز همین رژیم است. بی عملی و بسنده کردن ما برون مرزیان به شعار و پتیشن و بیانیه و عدم در پیش گرفتن راه کارهائی که میتوانست مردم درون مرز را توانمند کند و اَلترنتیو واقعی را به دنیا نشان دهد یکی از عوامل اصلی چنین وضعیتی بوده و هست.
رژیم اسلامی را که پیشرفته ترین سلاحها را در اختیار دارد و از کشتار هزاران نفر هم برای حفظ رژیم خود ابائی نخواهد داشت با قیام و نبرد مسلحانه نمیتوان سرنگون کرد. امکان و چگونگی انجام چنین روشی با اَنانیست که به اَن باور دارند. اگر امکان اَن نشان داده میشد، من شخصا مسئله ای با اَن نداشتم. راه حل بسیار منطقی تر دیگر نبرد نافرمانی است. به باور من سرنگونی رژیم اسلامی تنها با شرکت میلیونی مردم در نبرد نافرمانی مدنی امکان پذیر است.
منتها نبرد نافرمانی نیز با نوشته و شعار قابل شکل گرفتن نیست. باید راه و رسم اَنرا فعالان سیاسی بیاموزند و از پایه و در ابتدا  بطور پنهانی (و نه با صدور بیانیه و اعلام اسامی خود!)  سازمان دهی مردم ناراضی را در درون مرز شکل و گسترش دهند.
از اْنجائیکه از دور دستی بر اَتش دارم، در هیچ زمینه ای در پی تعیین تکلیف برای مبارزان درون مرز نبوده و نیستم . منتها با شناختی که از تحولات و شرایط درون مرز دارم، فکر میکنم مجاز باشم که افکارم را با دیگران در میان بگذارم. اگر به شیوه مبارزات مردم ایران نگاه کنیم خود گویای این واقعیت است که اَنها مبارزات نافرمانی را دنبال میکنند. اعتراضات و نه گفتن های زنان ایران به رژیم اسلامی با زیر پا گذاشتن قانون حجاب نمونه ای از این مبارزات است.
مبارزان راه آزادي در ايران دريافته اند که با این رژیم خونخوار نميتوان با توپ و تانك مقابله كرد. ميدانند كه پيش گرفتن مبارزات مسلحانه مخفي نميتواند مردم ناراضي را به خود جلب كند و الزاما به عنوان نيرو و حركتي جدا از مردم نه امكان پيروزي دارد و یا اگر بر فرض محال تحت شرايطي بسيار استثنايي هم موفق بشود و جابجايي قدرت هم انجام گردد، بارآور آزادی و دموكراسي نخواهد شد.
نيروهايی كه جدا از مردم به قدرت برسند، قدرت را تنها حق خودشان ميدانند، چرا كه براي آن جنگيده اند. بيشتر از هر چيز هم از ديگران طلبكارند و ميگويند آن زمان كه ما خون ميداديم شما كجا بوديد. و با اين منطق هم هرگز جرات نخواهند كرد كه خود را به رای مردم بگذارند.
اتخاذ روش نافرماني عمومي براي سرنگوني رژيم از سر ترس نيست  و با مبارزات در چارچوب قانون و مبارزات دروني رژيم كه تحت عنوان مبارزات بدون خشونت تبليغ ميشود نيز كوچكترين قرابتي ندارد.
رژیم اسلامی که صاحب مملکتی شده است سد راه هر حرکتی خواهد بود. از کنارش "عبور" و "گذر" نمیتوان کرد!
 نبرد نافرمانی كليت سيستم ظلم را هدف قرار ميدهد، هرگز از سر آشتي و سازش در نخواهد آمد و هدفش سرنگونی رژیم اسلامیست. سازمان دهندگانش نیز نبردشان را جدی تر از اَن میدانند که نام خود را در اَغاز این نبرد در اعلامیه ای در اختیار سرکوبگران خود قرار دهند. باید بیانیه هارا کنار بگذاریم و در مورد راه کارهای عملی یکدیگر را به چالش بطلبیم. نبرد نافرمانی را باید ابتدا اَموخت و بعد در موردش اظهار نظر کرد.
قشری پيشرو با اتخاذ شيوه هائی مناسب و منطبق بر شرايط موجود جامعه ما، روش نافرماني را در ایران پيشه خود ساخته است. اين قشر اگر چه تنهاست، اگرچه هنوز از حمايت توده هاي وسيع ناراضي ولي غيرفعال و خانه نشين برخوردار نشده است، با وجود آن كه شاید هنوز به كم و كيف و تكنيك هاي شيوه ای كه در پيش گرفته آشنايي کامل نداشته باشد، توانسته است رژيم اسلامي را تا حدودی متزلزل و بي ثبات نگاه دارد. رژیم اسلامی با سركوب مداوم فعالان سیاسی اجتماعی، بهره گيري از عوامل و عناصر سود جوي درون و برون مرز، ايجاد شبيه سازيها، تحريف مقولات اساسي، بهره گيري از سوخته گان و توابان سياسي، رواج تفكر اصلاح طلبانه و سرانجام كمك عملی كشورهاي غربي توانسته است جلوی سازمان یافتن این مبارزات را بگیرد . باید این دست اَویز های رژیم را از او گرفت.
مبارزات نافرمانی اگر به شکل خود به خودی باقی بماند و سازمان داده نشود، همچنان از طرف رژیم سرکوب خواهد شد. درجه خشونت رژیم در برخورد به نافرمانیها و زمان شدت یابی آن بسته به شرایط مختلف درون و برون مرز است. بنابراین فرای همه این بحثها، مشکل اساسی که باید برایش راه حلی داشت اینست که چگونه میتوان مبارزات نافرمانی را سازمان داد.
من و ما در گروه مهر در مورد جنبش نافرمانی و راه و رسم آن که در بسیاری از نقاط و کشورها انجام گرفته است اطلاعات زیادی کسب کردیم و اَموختیم و هنوز میاموزیم. هیچ حرکت و مبارزه ای  قابل تکرار نیست اما میتوان از اَن کمک گرفت. به سهم خود راه و رسم این نوع مبارزات را از سالها تحقیق و بررسی پروفسور جین شارپ که اخیرا در گذشت و دیگران اَموختیم و تا حدی که امکانات ما اجازه میداد  با مبارزان درون ایران در میان گذاشتیم [۲]، [۳]. منتها کاری نبود که بتوان گروهی کوچک با امکاناتی محدود به سر انجام عملی برساند. سعی بسیار کردیم که این اَموخته ها در مورد مبارزات نافرمانی، و بخصوص نقشی را که ما برون مرزیان میتوانیم داشته باشیم  با فعالان برون مرز در میان نهیم ولی بجائی نرسیدیم. نهایتا لب فرو بستم و بستیم. بیانیه ۱۴ نفر درد این بی درمانیها را بیشتر زنده کرد!
نکته اساسی که باید بدان توجه کرد اینست که مردم هشیار ایران میبینند و میدانند که تنها با این رژیم سفاک روبرو نیستند. آنها با همه دنیائی مواجهند که تنها بدنبال منافع خود هستند . دنیائی که چون فکر میکنند که در شرایط حاضر منافع اَنها را همین رژیم براَورده میکند تنها شرطی که برای ادامه معاملات و زد و بند های اقتصادی با او دارند شرایط مربوط به فعالیت های اتمی و مداخلات در منطقه است. شرط حقوق بشر همواره به عنوان گلدانی تزئینی روی هر میز مذاکره ای بوده است ولی هرگز بطورعملی کنار شرط  اتمی گذاشته نشده است.
اینجاست که یکی از نقش های مهمی که ما برون مرزیان میتوانستیم و هنوز هم میتوانیم عهده دار شویم مطرح میشود. ما میتوانیم با تلاش متحد و فراگیر در جهت عدم برسمیت شناختن رژیم اسلامی و تشکیل اپوزیسیونی بحول این تلاش، مردم ازادی خواه ایران را در تلاشهایشان توانمند سازیم.
اینکار با خواهش و تمنا و توسل به تعهدات انسانی دولتمداران خارجی امکان نمی یابد. باید با کمک گرفتن از مردم مقیم کشورهای خود، شرکت در پروسه سیاسی و دست گذاشتن روی منافع دولتها و سیاست مداران، مسئله عدم رسمیت دادن به رژیم اسلامی را در سطح جهانی مطرح کرد و تلاش کرد تا شرط  توقف نقض حقوق بشر و در قدم اول اَزادی تمام زندانیان سیاسی-عقیدتی در کنار شرط های اتمی قرار بگیرد.
اینکار هم به این سادگیها انجام پذیر نیست. احتیاج به اتحاد عمل و سازمان دهی گسترده ای دارد. برای انجام اَن باید ایرانیان را برای شرکت در پروسه سیاسی کشور های مقیم خود اَماده کرد. باید از اَن بخش از مردم جهان که از نقض حقوق بشر در ایران اَگاه میشوند خواست تا از قدرت رای خود استفاده کنند. باید از نهادهای مدنی، اتحادیه های کارگری، تشکلات زنان، هنرمندان و غیره کمک گرفت و تلاش کرد تا شاید بتوان این خواست را که شرط اَزادی زندانیان  سیاسی و عقیدتی از جمله شرطهای مربوط به تحریم های هوشمندانه باشد به دول غربی تحمیل کرد.
اگر هزاران هزار ایرانی با کمک مردم و در پشت خواست افزودن شرط توقف نقض حقوق بشر و اَزادی زندانیان سیاسی به شرط تحریم های هوشمند توانستند اینجا و اَنجای دنیا سرنوشت انتخابات سیاسی را تغییر دهند، اَنوقت است که رقابت بین احزاب سیاسی برای گرفتن رای ما با حرکت در جهت براَوردن شروط ما اَغاز خواهد شد و سر انجامی بسیار مثبت برای اپوزیسیون برون مرز ببار خواهد اَورد. بسیاری از سازمانهای حقوق بشر منجمله سازمانهای بین المللی را باید بتوان به این راه کار کشاند.
با سر دادن شعار توخالی "زندانی سیاسی اَزاد باید گردد"  و گذاشتن اَن در پای اعلامیه ها به نتیجه ای نمیتوان رسید. باید با تلاش برای اینکه اَزادی زندانیان سیاسی پیش شرط هر نوع ارتباطی با رژیم اسلامی قرار گیرد، به این شعار جنبه عملی و ملموس بخشید.
این تلاش نیز ممکن است در رسیدن به هدف خود موفق نشود، منتها میتواند به اهداف مهم دیگری دست یابد.
تلاش همه جانبه ما در سراسر دنیا بحول یک هدف و شعار مشخص به ما هویتی خواهد داد که در حال حاضر فاقد اَن هستیم. مردم درون مرز برای اولین بار مشاهده میکنند، میبینند و میخوانند که اکثریتی از ایرانیان برون مرز با بسیج مردم اَزادی خواه دنیا خواهان یک چیز هستند. چیزی که منافع اَنان را در بر میگیرد. و این چیز اَنیست که فعالان و سازمان دهندگان درون ایران را برای فعال کردن و سازمان دادن مردم توانمند خواهد کرد . و این آغازی درخشان در جهت بسط مبارزات نافرمانیست.
این سالم ترین و طبیعی ترین شکل ایجاد یک اپوزیسیون برون مرزیست. این تلاش، در پروسه شکل گیری خود رهبری خود را نیز همانند هر حرکت دستجمعی پیدا خواهد کرد و به تلاشهای متحد و متفق برون مرزیان چنان هویتی خواهد بخشید که شایستگی اَنرا داشته باشند که اَنها را اپوزیسیون بنامند.
سازمان دهندگان جنبش نافرمانی در ایران نیز در پرتو هویت گرفتن اپوزیسیون برون مرز که خواست حق و حقوق اَنها را در سطح عملی در دنیا مطرح کرده و بحول اَن حرکتهای چشم گیری را انجام میدهد بتدریج توانمند ترخواهند شد و سازمان دهیشان با شتاب بسیار بیشتری افزایش خواهد یافت. اَنها نیز در پروسه این تلاشها بطور طبیعی رهبری خود را خواهند یافت.
رهبری از پایه و از درون این تلاشها شکل خواهد گرفت. اَلترنتیوی که بدون شک یک فرد نیست و سازمانی متحد و برخوردار از حمایت ازَادی خواهان ایران است. و این اَنیست که اَلترنتیو رژیم اسلامی خواهد بود.  این آلترنتیو در این شکل فراگیر خود که مورد حمایت ایرانیان درون مرز و برون مرز و مردم اَزادی خواه دنیاست به اجبار هم که شده مورد پذیرش دولتهای سود جو نیز قرار خواهد گرفت.
به امید چنین روزی نباید نشست. باید برای تحققش از بیانیه نگاری به عمل رو اَورد.
منابع:
 
Mission for Establishment of Human Rights
(MEHR)
P.O. Box 2037
P.V.P., CA 90274
Tel: (310) 377-4590 ;   Fax: (310) 694-8039
E-mail: mehr@mehr.org
URL: http://mehr.org

منبع:پژواک ایران


محمد پروین

فهرست مطالب محمد پروین در سایت پژواک ایران 

*نبرد نافرمانی برای رهائی از رژیم اسلامی و استقرار دموکراسی در ایران راهی هست  [2019 Aug] 
*در رابطه با بیانیه ۱۴ نفر در ایران «گذار» ،«عبور» یا سرنگونی؟ [2019 Aug] 
* اَلترنتیو رژیم اسلامی چیست و کیست ؟ [2019 Aug] 
*ایرانیان مرعوب و دم فروبسته برون مرز، نظاره گر فاجعه ای در حال تکوین [2014 Jun] 
*ایرانیان مرعوب و دم فروبسته برون مرز، نظاره گر فاجعه ای در حال تکوین [2014 May] 
*فرصتی دیگر برای ایرانیان برون مرز [2014 Apr] 
*نقطه عطفی در مبارزات مردم ایران [2009 Nov] 
*اتحاد عمل شبکه لابی گران رژیم اسلامی در راستای رهنمودهای شورای ملی ایرانی امریکائی (نیاک) [2009 Jan] 
*حقوق بشر، دموکراسی و عدالت اجتماعی [2009 Jan] 
*رفتار رژیم اسلامی حاکم بر ایران قابل تغییر نیست [2008 Sep] 
*در فردای ۱۸ تیرها (بخش دوم)  [2008 Jul] 
*در فردای ۱۸ تیرها، نقش ایرانیان برون مرز در مبارزات درون ایران [2008 Jul] 
*استفاده از حقوق بشر برای خدمت بیشتر به یک رژیم دیکتاتور [2008 May] 
*بر سازمان عفو بین الملل چه میگذرد؟ [2008 Feb] 
*تاریخچه پیدایش و تکامل حقوق بشر در دوران معاصر  [2008 Jan] 
*حقوق بشر فراموش شده در ایران و نقش لابی گران رژیم اسلامی [2007 Dec]