تجارتخانه زمین خوار و بیکار آفرین دانشگاه آزاد اسلامی ایران
فریدون رستگار

مرحوم هاشمی رفسنجانی در زمان شاه یک روحانی تاجر پیشه بود و گفته می شود خیّرهم. او گذشته از زیرکی های خاص خودش در دنیای سیاست، شم تیز و تجربه کافی نیز در امور تجاری داشت. لذا به محض اینکه دکتر عبدالله جعفر علی جاسبی که از پروژه  دانشگاه آزاد ایران در پیش از انقلاب مطلع شده بوده؛ پیشنهاد تأسیس چنین دانشگاهی را به او داده، با نیم نگاهی به انبوه جوانان دیپلمه پشت سد کنکور مانده؛ دریافته است که آن جماعت پتانسیلی هستند برای یک تجارت پر رونق؛ پتانسیلی که  بدون برنامه به هرز می روند.

هاشمی زیرک برای جذب این پتانسیل و تبدیل آن به یک جنبش پول ساز در اردیبهشت سال 1361 اولین زمزمه تأسیس " تجارتخانه دانشگاه، بخوانید تجارتخانه، آزاد اسلامی" را آغاز نمود و برای تبلیغ پیرامون آن در خطبه های نماز جمعه ای که به امامت خودش برگزار می شد چنین گفت: «... یکی از طرق این است که از همین امسال در هر جا که دستمان رسید و شاید کم‌کم به روستا هم بکشد - البته به شهرهای کوچک به آسانی می‌رسد - مراکزی درست کنیم به نام دانشگاه آزاد»

چند ماه بعد هاشمی رفسنجانی به‌عنوان رئیس شورای موقت دانشگاه، طی حکمی آن هم با سربرگ مجلس، دکتر عبدالله جاسبی را به ریاست موقت دانشگاه منصوب نمود. هیئت مؤسس دانشگاه نیز که شامل می شدند از علی خامنه‌ای (رئیس جمهور وقت)، اکبر هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس وقت)، میرحسین موسوی (نخست وزیر وقت)، احمد خمینی (فرزند و رئیس دفتر خمینی) و عبدالله جاسبی تشکیل جلسه داده و جاسبی را به ریاست دانشگاه منصوب کردند.

البته در ابتدا این دانشگاه با کمک های مالی ای از جمله امام خمینی به مبلغ یک میلیون تومان و همچنین صد و پنجاه میلیون ریال از دادستانی انقلاب در ۲۷ اسفند ۱۳۶۱ خود را به عنوان مؤسسه‌ای غیرتجاری به شماره ۲۴۵۱ در اداره ثبت شرکت‌ها ثبت می‌کند!

به عبارت دیگر هاشمی با زیرکی خاص خودش این دانشگاه را بدون نیاز به دریافت مجوز از شورای عالی گسترش آموزش عالی یا شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان یک مؤسسه غیر تجارتی آغاز به راه می اندازد.

قصد نگارنده در این مقاله بررسی تشکیلات آموزشی دانشگاه آزاد، سطخ دانش اساتید و بار علمی فارغ التحصیلان آن نیست؛ بلکه روشن سازی پی آمد های مخرب تأسیس این دانشگاه در اقتصاد ایران می باشد.

مطابق آمار موجود مجموع شهریه دریافت‌شده از یک میلیون و دویست هزار دانشجوی دانشگاه در سال ۸۴–۸۵ حدود ۷۰۰ میلیارد تومان بوده در حالیکه بودجه دولتی نظام آموزش عالی دولتی برای سیصد هزار دانشجو در همان سال یک میلیارد و سیصد و پنجاه میلیون تومان بوده است!

مسئولین مربوطه این دانشگاه مباهات می نمایند که این دانشگاه بدون تحمل هرگونه بار مالی برای دولت در حال انجام خدمات آموزش عالی می باشد. در حالیکه اولاً بودجه ای که دولت برای دانشگاه های دولتی هزینه می کند بخش بسیار ناچیزی از ثروت خود این مردم است و دولت نمی بایست منتی بر مردم داشته باشد که پول فروش نفت مردم را صرف تحصیلات عالیه فرزندان همین آب و خاک می کند! در ثانی آقایان خبر از آنچه که در درون جامعه می گذرد ندارند که کمر بسیاری از والدین دانشجویان دانشگاه آزاد در زیر بار تهیه مخارج تحصیلی فرزندشان در دانشگاه آزاد خم شده است؛ آنهم به امید اینکه فرزندانشان بتوانند پس از فارغ التحصیلی شغل مناسبی به دست بیاورند؛ امیدی بس واهی!

در این تردیدی نیست که مرحوم هاشمی اهل خدمت رسانی به نسل جوان نبود؛ بلکه او با این حرکت سه هدف را در مد نظر داشت، کسب درآمد، تصرف زمین های یامفت با هدف ظاهری دانشگاه سازی و خدمات پیرامونی آن(1) و سرانجام مشغول سازی خیل عظیم جوانان پر شور و شرّی که در پشت سد کنکور متوقف شده بودند و نارضایتی آنها خطری بالقوه برای امنیت نظام مقدس به شمار می رفت.

در مسیر این دانشگاه سازی شرایط به گونه پیش رفت که مطابق پیش بینی خود رفسنجانی هر شهر کوچکی نیز صاحب یک شاخه از دانشگاه آزاد اسلامی گردید آنهم با بر پایی تشکیلات ساختمانی بزرگ و تصرف زمین های وسیع اطراف آن.(2)

تا اینجای کار مرحوم رفسنجانی یک مناره در خور توجه پول سازی را دزدیده بود بدون آنکه از پیش فکری برای کندن چاهی مناسب جهت پنهان ساختن نتیجه آن کنده باشد!

شش سال پس از افتتاح دانشگاه آزاد یعنی در سال 1368 نخستین فارغ التحصیلان سربازی رفته دانشگاه آزاد وارد بازار کار شدند در حالیکه تا آن زمان هیولای هفت سر جنگ تمامی بودجه کشور را بلعیده بود و دیگر رمقی برای اقتصاد ایران نمانده بود که تا بتواند کار آفرینی نماید.

از آن به بعد به طور مستمر سالانه چند هزار نفر فارغ التحصیل این دانشگاه پس از طی دوره سربازی وارد بازار کار از پیش اشباع شده ایران اسلامی گردیده اند.

از آنجایی که بسیاری از سازمانها دولتی از جمله وزارت نفت از استخدام فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد سر باز می زنند هر ساله جمع این تحصیل کرده های بیکار  جمع تر می گردد!

اشتباه هولناک رفسنجانی و شرکاء در این بود که بدون کوچکترین برنامۀ مدونِ میان- و بلند مدت برای اشتغال زایی دست به تأسیس یک کارخانه بزرگ و پُرکار مدرک سازی به نام دانشگاه آزاد اسلامی زدند.

از آنجا که نظام مقدس به طور کلی نظر مساعدی نسبت به دانشگاه و تحصیلات دانشگاهی ندارد، رفسنجانی میراثی برای رژیم به جا گذاشته است که اگر چه ظاهراً خود کفا است و پول ساز هم؛ اما هر ساله هزاران جوان را که در طی سالهای دانشجویی در مسیری خلاف عقیده روحانیت حاکم از زیر باران روشنگری علم و دانش عبور می نمایند تحویل جامعه می دهد. به عبارت دیگر نظام مقدس با دست خود نیروهای ضد نوع تفکر خودش را تربیت می نماید که با بیکاری روز افزون آنها؛ گریبان نظام را تا ضربه فنی کردن آن رها نخواهند نمود.

و این همان اشتباهی بود که شاه با میدان دادن به روحانیت و گسترش کارخانجات تولید انبوه آخوند یعنی حوزهای علمیه مرتکب شد و به صورتی خزنده و نامحسوس لشکری علیه تجدد گرایی خودش تدارک دید.

یکی از دم دست ترین مشاغلی که امروزه جوانان تحصیلکرده به آن رو آورده و همچنان می آورند مغازه داری است در سطوح و کیفیت های متنوع بر اساس میزان تحصیلات و قدرت مالی خانواده و دیگر مسافر کشی با ماشین های شخصی خودشان در آژانس ها یا به صورت انفرادی.

گروهی از خانواده های کم درآمد معمولا با ابتکاری عمومی شده یکی از اتاق های رو به خیابان خود را تبدیل به مغازه نموده و در اغلب موارد سوپری کوچک یا تره بار فروشی در آن دایر می نمایند. در بسیاری از خیابانهای جنوب و میانه هر شهری ده ها باب از اینگونه مغازه ها از قبیل عکاسی، خرازی، لوازم التحریر فروشی، تعمیر کامپیوتر، تعمیر لوازم برقی، عطر فروشی، آب میوه فروشی، بستنی فروشی و ... دیده می شود.

از سوی دیگر رانت خوران محترم در هر شهری چندین مجتمع تجاری ساخته اند و جوانانی که خانواده هایشان از بضاعت بهتری نسبت به طبقه پیشتر یاد شده برخوردار هستند یکی از آن مغازه ها را اجاره نموده و معمولا بوتیک فروش لباس یا موبایل فروشی  در آن دایر می کنند.

هجوم به سوی اینگونه اشتغال های غیر تولیدی آنهم بدون توجه به کشش، نیاز و تقاضای بازار موجب تقسیم مشتریان بین آنها گردیده و به همین سبب هیچکدام از آن مغازه داران درآمدی متناسب با هزینه های ثابت اولیه و جاری بوتیک برای گذران زندگی خودشان به دست نمی آورند از این رو دیر یا زود مطابق یک اصل اقتصادی مغازه دارانی که سرمایه کمتری در اختیار دارند از گردونه رقابت با رقیبان خارج می شوند و سرمایه از کف داده به آمار خیل جوانان تحصیلکرده گره می خورند. آماری که نشان می دهد جوانان تحصیل کرده دانشگاهی 40  در صد از نیروی بیکار جامعه را تشکیل می دهد(3) ثمره تأسیس یک تجارتخانه زمین خوار به نام دانشگاه آزاد اسلامی ایران است.

فریدون رستگار

2018-01-18

پی نوشت:

1 و 2- تنها سه قطره افشا شده از دریای زمین خواری دانشگاه آزاد اسلامی:

الف- جدیدترین زمین خواری دانشگاه آزاد اسلامی: «مجدالدین حسینی بخشدار جزیره هرمز از واگذاری۲۰ هکتار از اراضی جزیره هرمز به دانشگاه آزاد اسلامی با مدیریت علی اکبر ولایتی توسط یکی از نهادها خبر داده و گفته که باتوجه به جمعیت ۶ هزار نفری این جزیره و اینکه «برنامه‌ها و کاربری این اراضی در طرح جامع توسعه جزیره مشخص نشده»، این واگذاری کاملاً غیرقانونی است.»(جمعه ۲۳ آذر ۱۳۹۷ برابر با ۱۴ دسامبر ۲۰۱۸)

ب- وزیر اسبق راه و ترابری گفت: زمین دانشگاه علوم تحقیقات را خارج از ضوابط قانونی در ارتفاع ۱۸۰۰ متری، قلدرمآبانه تصرف کردند و ساختند و به این قلدری هم افتخار می‌کردند

ج- افشاگری پسر هادوی و سلیمی نمین از زمین‌خواری دانشگاه آزاد.

3- امید علی پارسا رئیس مرکز آمار ایران طی مصاحبه با خبرگزاری نسنیم.

 

منبع:پژواک ایران