سرنوشت شورش‌ها در ایران
اشرف نصرت

 

 با توّجه به اعتراضات به حقّ و درست ملّت ایران در روزهای گذشته، اینجانب به عنوان یک زن ایرانی اعتقاد دارم که به چندین دلیل اعتراضات و گردهمائیهای مردم ایران درداخل کشور به احتمال زیاد به نتیجه مطلوب  آنها نمی رسد . یکی از دلایلی که هیچکدام از این شورشها و گرد هماییها به "هیچ کجا آباد" ختم می شوند این هست که اکثریت مردم ایران قوانین غیر بشری ضد زن این دولت را که ناشی از اندیشه این رژیم یعنی "اسلام" است را  قبول دارند.

اگراز همان اوّل به اصطلاح انقلاب سال ١۳۵۷ زنها از روی مخالفت با رژیم سلطنتی روسری به سر نمی گذاشتند،یا حداقل پس از به قدرت رسیدن این آخوندها  وقتی شعار" یا رو سری ، یا تو سری" بلند شده بود، پدران، پسران، برادران ،شوهران، پسرخاله ها، پسر عمه ها، همسایهاو همکارهای مرد به غیرتشان بر می خورد که این رژیم می خواهد به اسم " آزادی وطن" آزادی نیم جمعیت کشور (مادران، دختران، خواهران، زنها، دختر خاله ها، دختر داییها، همسایها و همکاران زن) را پایمال کند، امروز وضع ایران وبخصوص زنان ایرانی این وضع اسفناک نمی شد که همه می دانند. و این وضعیت اینطور خواهد ماند تا وقتیکه نیم جمعیت کشور یعنی مردان و چند خواهر زینبی پاسدار (که در عمق وجودشان اعتقاد دارند که "زیباترین گوهر زن حفظ حجاب است") حق انسانی اینکه هر کسی در انتخاب لباس، شغل، نوع زندگیش آزاد باشد را از همه بخصوص از زنان سلب می کنند. تا "آزادی " (برای تک تگ افراد جامعه، نه فقط مردان)  وجود نداشته باشد،تا وقتیکه انسانها در دید سیستم‌های حکومتی هیچ ارزشی نداشته باشند، آزادی مفهومی ندارد.

تا وقتیکه مردم ایران می پذیرند که زنهای ایرانی از آزاذی محروم باشند،(که کو چکتر ین آزادیش، آزادی پوشش با روسری یا بی روسری می باشد) بقیه آزادیهایشان هم پایمال خواهد شد. فهمیدن این موضوع قفل بزرگی راباز می کند.

چگونه به عنوان ضدیت با شاه زنان روسری به سر کردند و مردها پشتشان بودند ولی حالا که می خواهند به اعتراض به این رژیم آزادی کش روسری از سر بردارند همایت مردها دیده نمی شود؟ کجا رفته آن غیرت افسانه ایی در کشوری که بزرگترین بهای فقر را زنان می دهند با رو آوردن به تنفروشی (تحت عنوان صیقه و هزاران توجیح دیگر) به هر نامردی حتی به جنس آخوندش ، و فروخته شدن دختر بچه ها و پسر بچه ها به خوکهای کشورهای حوزه خلیج فارس. بله دفاع از حق زنان  شجاعت ، فهم و اعتقاد واقعی به مفهوم آزادی می خواهد.

دلیل دیگر اینکه این شورشها به امکان زیاد به جایی نمی رسد، وجود سازمان اپورتو نیست مجاهدین می باشد. این سازمان که همیشه منتطر هست که همین که مردم ایران کوچکترین حرکتی در ایران بکنند آن حرکت را به اسم خودش مهر بزند.خطاب به آنها و دارو دسته شان نوشتن، آب در هاون کوبیدن بیش نیست. این سازمان از خدا خواسته اش هست که رژیم ایران به اسم آنها شورش مردم را سر کوب کند و اینگونه آب به آسیاب او سرازیر کند. اینچنین می تواند به مهمانهای خارجیش باور دهد که هر گونه اعتراض و مقاومت در مقابل این رژیم خونخوار از سمت آنها برنامه ریزی می شود. 

این سازمان اپورتونیست با دادن اطلاعیه‌های تو خالی بعد یا حین گردهماییهای اعتراض آمیز مردم در ایران بهترین بهانه را به دست رژیم می دهد و دست رژیم را باز تر می کند برای دستگیری، زندانی، شکنجه و اعدام معترضین به سیسم غیربشری از همه لحاظ فاسدش. پس می بینم که این رژیم هم از خدا خواسته اش هست که این سازمان وجود داشته باشد. رژیم ایران و سازمان مجاهدین دو لب قیچی هستند که مردم ایران راسالهاست ریز ریز می کنند و با تقویت هم، به همدیگر عمر طولانی می دهند. آگر خدایی وجود دارد، دعا کنیم:

١- که مردم ایران بلاخره به مفهوم واقعی " آزادی "و حق اولیه تک تک مردم (زن، مرد، بچه) پی ببرند.چون بدون آزادی هیچ پیشرفتی وجود نخواهد داشت در هیچ زمینه ایی جز در زمینه سرکوب. 

۲- که مردم ایران از شر رژیم آخوندی، سازمان مجاهدین، و هر کسی که در عمق وجودش اعتقاد به دیکتاتوری (حرف فقط حرف من) دارد (هر که می خواهد باشد) خلاص شود.

 

       اشرف نصرت

       ۲۰١۷ . ١۲.۳۰         

 

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب اشرف نصرت در سایت پژواک ایران